جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

ماجراهای سونیا (11)


ماجراهای سونیا (11)

The Sims 4 - Icon by Blagoicons on DeviantArt

در راستای حرکت دیشبی، اومدم نگاه کنم ببینم چند تا بچه دیگه مونده.
به نظر میاد، دیشب همه رو رفتم چک کردم. الان چیزی به چشم نمیاد.
چند تا بودن؟ 6+6+5+5 = 22 تا بچه بودن؟ همممم.
یادم نمیاد سونیا 22 تا بچه داشته باشه؟ بیشتر نبودن؟ 
از بس زیادن، یادم نیست. و نه این که هیچ مسئولیتی در قبالشون ندارم، فرقی نداشته.

راستی، دیشب متوجه شدم بعضی از بچه ها، مثل خودش، هم جادوگر هستن، هم خون آشام!
خیلی جالب بود.
انتظار نداشتم مثل خودش، هر دو مورد رو باشن. بسی بسیار جالب بود.

داشتم فکر می کردم اون بچه هایی که انسان عادی هستن، بروم با کد، همه شون رو بکنم پری دریایی.
حالا شاید بعدا. فعلا میخوام با خود سونیا بازی کنم.

روز چهارم رسید...
هنوز ده روز دیگه به پایان این مرحله از مأموریت مونده.

اووووووووههههه
بگذار براش یه شغل انتخاب کنم. این ده روز باقی مانده، بیکار نباشم.
ببینم چه شغلی جالبه الان...

شغلی که انتخاب کردم Detective هست. البته این شغل به خاطر وجود پک مشاغل هست که به بازی اضافه شده.

ااااااااااااااااااااااا
الان تماس گرفتن که Morgyn Ember (بابای سه تا از بچه هاش، مُرد.)، جادوگر بود. 
خیلی وقت بود که پیر شده بود و گزینه ی Try Baby براش نمی اومد.
به نظر میاد از اون نوع مشاغلی هست که می تونم مدیریت ش کنم. 
مثل شغل های قبلی نیست که زمانی که بازیکن سرکار هست، من هیچ کاری نتونم بکنم.

الان که نگاه می کنم، خیلی از بچه ها Teen شدن. دیگه هیچ نوزادی که نیست.

از فردا باید بره سرکار. 
الان می خوام ببرمش مهمونی، یکی از خونه هایی که بچه هاش هستن.

روز پنجم رسید.
باید برگرده خونه. چند ساعت دیگه باید بره سرکار.
البته با استفاده از Cheats، همه چی رو پُر کردم. برای همین الان خسته و گرسنه نیست.

بالاخره اولین روز سرکار.
اوووو، دخترم لباس پلیس پوشیده.
باید مأموریت امروز رو انجام بدم. (Get a Case Assignment)
توی اداره ی پلیس هستم، بازداشتگاه سمت راسته. طبقه بالا اتاق ورزش و استراحت.
میز کاراگاه ها سمت چپ... منتظر بودم یکی از کاراگاه ها بلند بشه، بتونم از سیستم اداره استفاده کنم.

باید به پرونده بگیرم. تا زمان پایان شیفت کاری وقت دارم یه پرونده رو حل کنم.
این پرونده "Travel to Crime Scene" رو داد. انگاری اسم یه منطقه است. باید از روی نقشه نگاه کنم.
بروم برای حل پرونده.
نه، نقشه نیاز نداشت. روی کامپیوتر پلیس گزینه ی "Travel to Crime Scene" فعال شده. 
باید ببینم بعدش چی میشه...
سه تا کار باید انجام بشه:
Take Crime Scene Pictures
Get a Report From a Witness
Collect Clues at the Crime scene
همممم، نکنه اسم شهر نیست، منظورش محل جرم است؟
احتمالا همین هست. برای همین نقشه شهرها فعال نبود. 
بروم ببینم چه کار باید بکنم.
قبلا این شغل Detective رو بازی نکرده بودم. دو تا شغل دیگه رو قبلاها تست کرده بودم.
اااا، هر کدوم رو انجام دادم، یه سری دیگه اومد. 
چه باحال، از محل جرم عکس گرفتم، یه سری مدرک جمع کردم، با افراد محل صحبت کردم.
حالا باید برگردم اداره.

مدارکی که جمع کردم باید آنالیز بشن، گذاشتم توی دستگاه تا آنالیز کنه.
محل جرمی که بودم، همه ی دستگاه ها خراب شده بود.
به نظر می اومد یه روح هم در حال حرکت هست.
معمولا روح ها باعث خرابی لوازم میشن.
به نظر میاد کار روح باشه. 
باید دید آنالیز مدارک صحنه ی جرم، چی نوشن میده.
همممممم، الان باید اثر انگشت دو نفر از افراد بازداشتگاه رو بگیرم.
نه، درست بود. باید اثر انگشت بازداشتی ها رو بگیرم.
اول فکر کردم باید برگردم صحنه ی جرم. نه درست متوجه شدم.
حالا باید دو نفر رو بازرسی بدنی بکنم.
لعنتی وقت داره تمام میشه. هنوز پرونده حل نشده.
وقت کاری تمام شد. باید برگرده خونه. هنوز یه سری مأموریت مونده بود.
کار نیمه تمام موند که! چقدر سخت.

روز دوم کار.
برم ببینم امروز چی کار می تونم بکنم.
چقدر سخته... همه ش هم به خاطر این که زبانم ضعیفه.
اصلا متوجه نمیشم منظور فلان مأموریت چیه. 
یا چی جوری حل کنم.
روز قبلی راحت تر بود کار کردن. ایشششش.
تف به این زبان بلد نبودن.
پاشدم یه دیکشنری آوردم کنارم، شاید کمکی بکنه.

روز دوم کاری تمام شد، بدون هیچ حرکت مفیدی.
چقدر سخت.
آخر هفته شده. دو روز تعطیل هست.

از بازی اومدم بیرون.

#The_Sims_4


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد