جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

Yunagi no machi Sakura no kuni

 

 

 

https://myanimelist.cdn-dena.com/images/manga/1/114169.jpg

 

Yunagi no machi Sakura no kuni

 

 

 

نام مانگا: Country of Cherry Blossoms

نام مانگا: Yunagi no machi Sakura no kuni

نام مانگا: Town of Evening Calm

نام مانگا: 夕凪の街 桜の国

ژانر: Drama, Historical, Shounen, Slice Of Life

تاریخ انتشار: 2004

وضعیت: تمام شده

تعداد چپترها: 3 چپتر

نویسنده و هنرمند: Kouno Fumiyo

ناشر: Futabasha

مجله: Manga Action (Futabasha)

ترجمه فارسی و انگلیسی دارد

+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت

+ لینک دانلود مانگا – ترجمه فارسی

+ خواندن آنلاین مانگا – ترجمه انگلیسی

+ خواندن آنلاین مانگا – ترجمه انگلیسی

+ خواندن آنلاین مانگا – ترجمه انگلیسی

 

 

 

 

خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)

هیروشیما 1955. ده سال پس از اینکه شهر را برق خیره‌کننده‌ای در خود بلعید، هنوز روح یک زن به شدت از انفجاری مهیبی که خانه‌اش را نابود ساخت و زندگیش را برای همیشه تغییر داد بهت‌زده است... یک خانواده اهل هیروشیما تلاش می‌کند تا با مسئله بقای خود بعد از بمباران اتمی شهرشان کنار بیایند. در این میان قهرمان داستان...

این مانگا یکی از مانگا ها منحصر به فرد که حادثه ی تلخ و دردناک هیروشیما رو خوب به صحنه کشیده.

 

 

 

 

اندر احوالات ویروس در این هفته تا به امروز


26 آوریل 2005 

 

 

« اندر احوالات ویروس در این هفته تا به امروز »

 

سلام به همه ی برو بچ! حال و احوالتون چه طوریاس؟ خوبین دیگه! عیدتون هم مبارکا باشه! تعطیلی خوب بود؟!

بعضی وقتها اونقده آدم حرف داره که نمی دونه چی رو بگه، چی رو نگه! بعدشم تصمیم می گیره که اصلا ً نگه! اینطوری بهتر است! مگه نه؟

جمعه ای زد به سرم به مامانم گفتم که : مامان، فردا من می خوام برم دانشگاه! گفت : باشه.

می خواستم برم ببینم چه خبرها است و کیا هستن و کیا نیستن! از قبل عید تاحالا نرفته بودم دانشگاه!

رفتم دانشگاه! اولین مورد این بود که چی داداش! گوشی های 2 تا تلفن رو کنده بودن! واه خاک ِ عالم!

رفتم گروه ببینم باید چی کار می کار کنم! شونصد بار طبقات رو بالا – پایین رفتم برای گرفتن امضا و این حرفها! آخرش امور مالی کارم گره خورد! نمی دونستم باید قبلش برم یه 6500 تومنی واریز کنم براشون به دو تا حساب مختلف! همه ی برگه هام رو گرفتن و کارنامه ام رو هم نگه داشتن ( من کارنامه می خوام )

بعد گفتم بی خیال! یه روز دیگه میام!

می خواستم برم طبقه دوم، که دیدم یکی از بچه ها داره می ره بیرون! دنبالش رفتم، نمی شد داد بزنم اسمش رو که. هیچی تند تند دنبالش رفتم، رفت تو پارکنینگ! دو تا دیگه از بچه ها هم بودن! گفتن می خواییم بریم پارک چیتگر! تو هم می آیی؟ گفتم آره، ولی اگه مامانم بفهمه کلم رو می کنه ها!!!!!!!!!

سوار شدیم و رفتیم! رفتیم پیست دوچرخه سواری خانم ها، دو تا دکه بود برا کرایه دوچرخه! گفتن که تعطیل کردیم، دوچرخه هم نداریم! اینایی رو هم که داریم باید تعمیر بشه! آقا ضایع شدیم رفتیم پی کارمون.

یکی از بچه ها بستی مهمون کرد. ( میوه ای بود من زیاد دوست نداشتم. ) بعد نشستیم رو صندلی های اونجا، یکی گفت بهتره بریم تو پیست، شاید یکی دلش سوخت گذاشت ما سوار شیم. رفتیم تو پیست، کنار مسئولش نشستیم! چه می دونستیم دختره مسئول اونجا تشریف دارن که :D  بعدش کلی هم چرت و پرت گفتیم. هیشکی هم دوچرخه نداد بهمون! از دو تا مدرسه برا اردو اومده بودن! دیگه بماند که تا موقع برگشت به دانشگاه چی کارا کردیم و چی شد :D :D:D

برگشتیم دانشگاه، چون یکی از بچه ها کلاس داشت ساعت 13:30، ما 14:10 رسیدیم دانشگاه! اون دوتای دیگه گفتن می خواییم بریم سینما، فیلم مجرد ها! من هی با خودم گفتم : برم؟ نرم؟ برم؟ نرم؟ آخرش هم رفتم!

وسط راه گفتم زنگ بزنم مامانم بگم دارم میرم سینما! بروبچ گفتن که نگوووووووو

همون موقع مامانم تل زد که ویروس خان کجا تشریف دارین؟ بچه ها هم زودی ضبط رو خاموش کردن که یعنی چی داداش! ما تو دانشگاه بیدیم! گفتم با دو تا از بجه ها هستم! گفت کی میایی؟ گفتم نمی دونم، فعلا می خوام اینجا بمونم. بعدش گفت ناهار خوردی؟ منم  گفتم فقط یه بستنی!

اینجا بخیر گذشت! ( ن) گفت خدا کنه اینجاها تصادف مصادف نکنیم که کارمون زاره! علاوه بر خرج ماشین کلی سوال و جواب برای اینکه شما ها اینجا چی کار می کردین! من تاحالا اون جاها رو ندیده بودم! فقط می دونم از جاهایی رد شدیم که یه فرودگاه نظامی داشت، چون شونصد تا هواپیمای نظامی از بالا سرمون رد شد که بشینه!

 

( این دوست ما تاحالا یه پیکان رو به اوراقی ها سپرده، حالا مونده این پرایده که دستش است! خفن رانندگی میکنه، نمی دونم چرا بروبچ دیگه می ترسن )

 

رفتیم سینما. ( ن ) پول بلیط حساب کرد! شنبه بود و نصفه قیمت. رفتیم تو سالن، فک کنم یه 10 دقیقه ای گذشته بود که فیلم شروع شده بود، وقتی وارد سالن شدیم، اونقده تاریک بود که نگوووووووووو. چشام هیچی نمی دید! هی فکر می کردم الانه که زیر پام خالی شه من بیوفتم رو زمین! ولی بالاخره تونستیم بریم تو یه ردیف بشینیم. از فیلم هیچی نمی گم چون مال نبود! اصلا و ابدا به اسمش نمی اومد! آدم از فیلمی مثل مجرد ها انتظار داره که چیزه باحالی باشه و قابل قبول! ولی اصلا این طوریا نبود! البت یه 5 سالی بود که سینما نرفته بودم ها!

برگشتن هم شونصد بار از پلیس ها می پرسیدیم برای فلان اتوبان کجا بریم! دو بار گم شدیم :D :D :D

اون روز فقط یه نموره ضرر کردم اونم سر موبایل! موبایل ( ن ) باتری خالی کرد ، اون دو تا هم یه 5 دقیقه ای از گوشی این جانب استفاده نمودن!

( قلبم وایستاد، سکته زدم، 5 دقیقه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! )

راستی یادم افتاد یه چی بگم! قبض تل که اومد، هنوز که هنوزه، بابام هی سرم غر می زنه که آخه ویروس تو چی کار می کنی که این قدر پول تل میاد و این حرفها!

دیگه درباره اتفاقات اون روز هیچی نمی گم که زیادیتون میشه! بقیش واسه خودم :D :D :D :D

 

جونم براتو بگه که امروز، Power سیستم کن فن یکون شد! صبح کله سحر ( ساعت 11:15 گذشته بود ) بیدارم کردن که پاشو دیگه، چقد می خوابی و اینا. با کلی بد بختی پاشدم! داشتم صبحونه می خوردم ( به قول بعضی ها ظهرونه ) بعدش این دلقک دو پا گفت که ویروس کامپیوتر خاموش شد! حالا منم چشام باز نمیشه اومدم پای کامپیوتر، می بینم که بو سوختگی میاد. دکمه پاور رو زدم، روشن نشد! از برق کشیدمش گفتم که پاور سوخته!

عصری هم رفتیم یه 22 هزار تومنی برای این موضو پیاده شدیم! 18 تومن پول خود پاور، 2 تومن پول نصب و اینا. این دلقک هم بالاخره بعد از یه مدت تونست فیلم مورد علاقش رو پیدا کنه که اونم 2 تومن! جمعا ً 22 تومن توپ، پیاده شدیم! یه ماه پیش هم 16 تومن بابت CD-Rom پیاده شده بودیم، چند وقت پیشا هم باز نزدیک 20 تومن پول جوهر این پرینتر!

هی روزگارررررررررررررررررررررررررررررررر. گرونی است دیگه! کاریش نمی شه کرد. بقیه اتفاقات رو هم بی خیال!

 

( معرفی نرم افزار )

ضبط صدای تلفن بر روی رایانه

TRX personal  telephone call recorder

 TRX   یک ضبط کننده صدا از روی خط تلفن برای سیستم عامل های ویندوز است. این برنامه اجازه می دهد تا صدای افراد را روی خط تلفن  یا مودم  ضبط نمایید. اجازه  hold   کردن روی خط تلفن  پخش موسیقی  و پیام نیز  می دهد. برای کاربران خانگی این برانامه  مجانی است و برای استفاده های تجاری 24  دلار  قیمت  دارد. برای نصب آن  که 612  کیلو بایت است  می توانید  به سایت زیر مراجعه کنید.   

www.nch.com.au

* * * * * *

انتخاب زنگهای جذاب برای تلفن همراه

3Gtopia DesK Top  3.0

این برنامه در خود هزاران آهنگ و صدای تلفن و اسکرین سیور جذاب برای تلفن همراه دارد و با نصب آن می توانید تمام این چیزها را روی تلفن همراه خود پیاده کنید. جدیدترین آهنگها نیز با به روز کردن این برنامه از روی اینترنت قابل دسترسی  است و برای کسانی هم که تلفن همراهشان تام رنگی است اسرین سیورهای زیبا قابل دانلود کردن است. حجم برنامه 48 کیلو بایت و کاملا رایگان است که روی تلفن قرار می گیرد برای دریافت این برنامه می واید به سایت زیر مراجعه کنید .

www.3gtopia.com/home.asp

* * * * * *

برای کرک نرم افزار های فوق می توانید به یکی از دو سایت زیر مراجعه کنید.

http://www.anycracks.com/

http://www.crackway.com

* * * * * *

« یه نفری » باز دوباره وبلاگ « شاخه امید » رو آپدیت کرده و بازم مثل دفعه ی پیش یه مطلب کاملا ً درخور تفکر گذاشته! امیدوارم که این مطلب رو از دست ندین.

« فانوس خیال » هم بعد یه قرن آپدیت کرد و بازم نمیدونم چرا وقتی درباره من می نویسه یه چیزی بهم لینک نمیده! نه خداییش جدی میگم فانوسی، چرا وقتی یه تیکه از من می نویسی لینک نمی دی؟

منتظر یه توفان فلسفی ملسفی هم باشین در روزهای آتی از « دنیای گم شده »، اصلا ً توفان فلسفی یعنی چی چی؟

« ضد خاطرات »

نترسید خانوم کوچولو!

ما عادت نداریم بار زندگی مان را

با شانه های کسی قسمت کنیم!

سهم شما از ما

جز شیطنت و شیرینی نیست...

قول درد و پریشانی را

به چاله گورمان داده ایم...

 

زندگی همچون خوابی است، که مرگ، مانند ساعتی، با زنگش، آدم را بیدار می کند. == نم نم

* * * * * *

 

« رمانتیکانه »

گرچه می‌دانم نمی‌آیی ولی هر دم ز شوق

سوی در می‌آیم و هر سو نگاهی می‌کنم

 

 - هدایت طبرستانی -

 


 

 

Mousou Dairinin

 

https://cdn.myanimelist.net/images/anime/7/10240.jpg

Mousou Dairinin

 

 

 

نام انیمه: Mousou Dairinin

نام انیمه: Paranoia Agent

نام انیمه: 妄想代理人

ژانر: Mystery, Dementia, Police, Psychological, Supernatural, Drama, Thriller

تاریخ پخش: زمستنا 2004

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 13 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه

منبع: Original

کارگردان: Kon Satoshi

استودیو: Madhouse

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, ~90MB)

+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت

+ لینک دانلود انیمه (MKV, BD, 720P, EN Sub, ~130MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, EN Sub, ~230MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, BluRay, ~80MB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, BDRip, x264, RAW, 11.9GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, BD, 720P, EN Sub, 1.8GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, x264, 1080P, RAW, 7.9GB)

+ تماشای تریلر انیمه: لینک // لینک

 

 

 

خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)

یک کودک مدرسه ابتدایی که به وی لقب " خفاش شونن" یا "تنبل لیل" داده شده بود با این تواناییش، خفاش طلایی، به مردم حمله می‌کرد. اکنون دو کارآگاه در حال تحقیق و تفحص هستند بنابراین می‌توانند این کودک را از حملات بیشتر به مردم بازدارند. اما به زودی به این واقعیت می‌رسند که این موضوع بزرگتر از آن چیزی است که تصورش را می‌کردند.

 

 

خلاصه انیمه (منبع)

یک بچه‌ی دبستانی ملقب به شونن بت (shounen bat) با چوب بیسبال طلایی و خمیده ی خود به افراد مختلف حمله می کند. دو بازرس پلیس مامور بررسی این پرونده شده تا بتوانند مانع از انجام حملات بیشتری از جانب این بچه شوند. اما به زودی آن ها متوجه خواهند شد که این پرونده فراتر از آن چیزی است که آن ها تصورش را می کردند.

 

 

 

https://www.youtube.com/watch?v=QHvcCmrgDbY

توضیحات من درباره‌ی انیمه‌ی Mousou Dairinin

 

وااااییییییییییییییی

تا حالا شش قسمت دیدم! بسی بسیار جذاب.

میشه گفت تا اینجا یه نموره تاریک بوده! راستش نمی‌دونم چرا، ولی چند بار گفتم میشه من هم بیام توی این انیمه!؟

هممم، گرافیک ش رو که نگاه کنی، فکر می‌کنی کم رنگ است.

ولی با حال و هوای خاکستری و تیره‌ی داستان جور در میاد.

لعنتی، قسمت 8 خیلی باحال بود. یه پسر جوان، یه پیرمرد و یه دختر بچه، با همدیگه توی اینترنت آشنا شده بودن. می‌خواستن خودکشی کنن. تا اینجای کار که خیلی راه ها رو تست کردن و شکست خوردن.

البت پسر و پیرمرد وقتی متوجه میشن اون یکی بچه است، سعی کردن جلوش رو بگیرن ...

حالا هم دارن با هم میرن مسافرت.

ولی روش‌های خودکشی رو که نشون داد، دقیقا می‌دونستم چرا با بعضی از روشها مخالفت می کنن.

پریدن جلوی قطار، پریدن از ساختمون بلند ... یه عالمه کثافت کاری داره!

غرق شدن توی وان حمام هم ... خب دختره گفت دوست ندارم لباس هام خیس بشه!

خودشون رو سه تایی دار زدن، ولی شاخه درخت شکست.

یه اتاق یه چی روشن کردن دود کنه و گاز داشته باشه کلی قرص خوردن هم خوردن، اومدن دراز بکشن، بولدوزر اومد ساختمون رو خراب کرد!

یعنی این قسمت برای خودش خیلی حرف داشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.

قسمت 13 (آخر) رو هم دیدم! چه داستان‌های ترسناکی میسازن بعضی وقت‌ها.

طراحِ مارومی وقتی بچه بوده شخصیتِ شونن بت رو درست کرده.

حالا هر کسی که در تنگنا باشه، شونن بت میاد و اون رو نابود می‌کنه. بهش حمله می‌کنه تا آزاد بشه.

یکی از مقلدهای شونن بت در ایستگاه پلیس کُشته میشه و پلیس‌هایی که شاهد ماجرا بودن، اخراج میشن. چون هیچ کس حرفشون رو باور نمی‌کنه که شونن بت از توی دیوار رد شده.

شونن بت با تخیلِ افراد قوی تر میشه. شکل و ظاهر متفاوتی پیدا می‌کنه.

مردم کلی شایعه درست می‌کنن. هر اتفاق کوچیکی هم بیافته، میگن کار شونن بت بوده! تازه کلی هم بهش اضافه می‌کنن و برای نفر بعدی تعریف می‌کنن.

در کل از این انیمه راضی بودم!

 

 

Mai-HiME

 

See the source image 

Mai-HiME

 

 

نام انیمه: Mai-HiME

نام انیمه: My-Hime

نام انیمه: -HiME

نام انیمه: My Princess

ژانر: Action, Comedy, Fantasy, Magic, Mecha, Romance, School Life

تاریخ پخش: پاییز 2004

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 26 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه

کارگردان: Nagai Tatsuyuki

منبع: Original

استودیو: Sunrise

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN Sub, ~90MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, 8bit, BD, EN Sub, ~250MB)

+ تماشای تریلر انیمه

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, ~100MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, BluRay, ~90MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت  // سایت

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک فایل تورنت (MKV, BD, 720P, EN Sub, 8bit, 6.7GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, R2, EN Sub, 8.6GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 1080P, BD, x265, RAW, 25GB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, BDRip, 960P, PL Sub, 6.5GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 960P, BluRay, 5GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, 720P, x264, BDrip, RAW, 15GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, BluRay, EN Sub, 16GB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

 

 

 

 

خلاصه  داستان (منبع: دنیای انیمه)

Tokiha Mai  و برادر بیمارش Takumi بورسیه برای ورود به Fuuka Academy دریافت کرده اند. از معبری که در حال عبور هستند تبدیل به صحنه ی مبارزه ای بین دو دختر که به نظر می رسد قدرت های خارق العاده دارند می شوند. این آغاز مشکلات هست زمانی که Mai می فهمد او نیز دارای چنین قدرت ها است ....

 

 

خلاصه انیمه (منبع: دنیای انیمه)

توکیها مای و برادر کوچکتر بیمارش، تاکومی، از طرف آموزشگاه معتبر فوکا برای ادامه تحصیل بورسیه میشه. در راه، لنجی که سوارش هستن دستخوش مبارزه ویرانگر و بی محابایی بین دو با قدرت ماوراء طبیعی قرار میگیره. این تازه شروع دردسرهای مای به عنوان ی که تازه متوجه میشه از موهبت چه قدرتی برخوردار هست، هست! قدرت یک هیمه (HiME)

 

 

https://youtu.be/oJdEM43fIU8

 

توضیحات من درباره‌ی انیمه‌ی Mai-HiME

ببین، همه‌ی 25 قسمت‌ش خوب بود. عالی بود. تراژدی.

اصلا گوله گوله اشک بریزی!

ولی قسمت آخر گند زد به این موضوع!

داستانی که داشت تراژدی مطلق تموم میشد، تبدیل شد به خوش و خرمی!

نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

نمی‌خوام این طوری همه چی خوش و خرم بشه.

چقدر حیف شد که آخرش همچین شد.

 

 

 

 

شب فراق - سعدی

 

 

 

شب فراق - سعدی

 

شب فراق نخواهم دواج دیبا را

که شب دراز بوَد خوابگاه تنها را

 

ـ سعدی ـ

 

Full Metal Alchemist

 

 

 

Full Metal Alchemist

 

نام انیمه: Full Metal Alchemist

نام انیمه: کیمیاگر تمام فلزی

نام انیمه: Hagane no Renkinjutsushi

نام انیمه: 鋼の錬金術師

ژانر: Action, Magic, Fantasy, Drama, Comedy, Adventure, Shounen

وضعیت: تمام شده

تاریخ پخش: 2003 الی 2004

تعداد قسمت ها: 51 قسمت

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

تهیه کنندگان: Aniplex, Bones, Mainichi Broadcasting System (MBS), Square Enix Company

 

لینک های مربوط به انیمه

لینک دانلود زیرنویس فارسی

لینک فایل تورنت (AVI – 8.52GB)

لینک فایل تورنت (AVI – TVRip – ITA Sub)

لینک فایل تورنت (AVI – 10.53GB)

لینک فایل تورنت (AVI – 10.52GB)

لینک فایل تورنت (RM – RMVB- 2GB)

لینک فایل تورنت (AVI – EN Dub – 11GB)

لینک فایل تورنت (RMVB – 4GB – EN Dub)

 

داستان

بعد از مرگ مادرشان، آلفونس و ادوارد تلاش میکنند تا با استفاده از دانش ممنوع کیمیاگری او را برگردانند. اما کیمیاگری براساس نظریه داد و ستد یا مبادله برابر عمل می کند و این قانون اساسی در کیمیاگری است یعنی چیزی با ارزش برابر لازم است تا عملیات انجام گیرد و شکستن قوانین نهی شده و تابوی کیمیاگری بهای سنگسنس دارداد یکی از پاهایش را از دست می دهد و آل تمام بدنش را از دست می دهداد توانست روح آل را در داخ یک زره کامل بسیار بزرگ حبس کند که به قیمت از دست دادن بازویش تمام شد. سالها بعد اد (با دو عضو مکانیکی) و آل(که هنوز در آن زره بدام افتاده است) خانه دوران کودکی خود را ترک می کنند، هرکدام از آنها فقط به فکر خوشحالی دیگری است. اد که استعداد ذاتی و مهارب بالایی در کیمیاگری دارد از نظر بین المللی تصدیق می شود و شهرت زیادی بدست می آورد، او بزودی همه جا به «کیمیاگر تمام فلزی» مشهور می شود. هدف اصلی آنها پیدا کردن هرگونه اطلاعاتی درباره سنگ افسانه ای اندیشمند است. با این امید که آن سنگ به آنها اجازه دهد بدنهای قدیمی خود را بدست آورند. تمام امید آنها به آن سنگ اسرار آمیز است که حتی ممکن است وجود نداشته باشد. اما این دو برادر بزودی می فهمند که آنها تنها کسانی نیستند که بدنبال این سنگ قدرتمند می گردند.

 

 

 

عجب!!!

 

 

 

 

http://www.hidoctor.ir/wp-content/uploads/2016/12/khastegari.jpg

 

« عجب!!! »

 

سر جلسه خواستگاری ... بعد از نیم ساعت سکوت!

مادر داماد: ببخشید کبریت دارین؟

خانواده عروس: کبریت؟ کبریت برای چی؟!!

مادر داماد: والا پسرم می خواست سیگار بکشه ...

خانواده عروس: پس داماد سیگاریه ...؟!

مادر داماد: سیگاری که نه ... والا […] خورده؛ بعد از […] سیگار می چسبه ...

خانواده عروس: پس […] هم هست؟!

مادر داماد: الکی که نه والا قمار بازی کرد ... باخت! ما هم […] دادیم بهش که یادش بره!!

خانواده عروس: پس قمار هم بازی می کنه ...؟!

مادر داماد: آره ... دوستاش تو زندان بهش یاد دادن ...

خانواده عروس: پس زندان هم بوده ...؟!

مادر داماد: زندان که نه ... والا معتاد بوده؛ گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن ...

خانواده عروس: پس معتادم بوده ...؟!

مادر داماد: آره ... معتاد بود؛ بعد زنش لوش داد ...

خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

 

نتیجه اخلاقی: همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشین ...!

 

 

 

 

Mahoromatic: Automatic Maiden

 

 

https://cdn.myanimelist.net/images/anime/13/23051.jpg

 

Mahoromatic: Automatic Maiden

 

 

 

نام انیمه: Mahoromatic: Automatic Maiden

نام انیمه: まほろまてぃっく

ژانر: Comedy, Ecchi, Military, Romance, Sci-Fi

تاریخ پخش: پاییز 2001

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 12 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه

منبع: Manga

استودیو: Gainax, Shaft

کارگردان: Yamaga Hiroyuki

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, BD, 720P, ~800MB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, x264, 1080P, RAW, 13.2GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, EN Sub, 1.2GB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, BDRip, x264, RAW, 14.7GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, BD, 720P, EN Sub, BluRay, 9.8GB)

+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک // لینک // لینک // لینک

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, EN Sub, 1.2GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, S01 & S02, BDRip, 1080P, x264, RAW, 56GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, x264, 1080P, RAW, 13GB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

+ لینک دانلود انیمه (MKV, BD, 720P, ~750MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, BD, 720P, ~800MB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, BD, 720P, EN Sub, 9.8GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, 720P, BDRip, RAW, 14GB)

+ لینک دانلود انیمه (MP4, BD, 720P, ~90MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک فایل تورنت (MKV, BD, 720P, BluRay, EN Sub, 9.8GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, 720P, BDrip, RAW, 14GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, EN Sub, 1.2GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 1080P, x264, BDrip, RAW, 56GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, 1080P, x264, RAW, 13GB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, BD, 720P, EN Sub, ~700MB)

 

 

 

خلاصه انیمه (منبع)

وسپر یه سازمان محرمانه ست که با استفاده از اندرویدها “نیمه انسان نیمه ربات” با بیگانگان میجنگند. ماهورو یه اندروید مبارزه که تو هیچ مأموریتی شکست نخورده ودیگه کمکم به آخر عمرش نزدیک میشه، سازمان برای قدردانی از زحماتش بهش یه فرصت انتخاب داد تا بتونه بقیه عمرشو بکاری غیر از مبارزه بگذرونه، ماهورو به عنوان خدمتکار یه پسر مدرسه ای به اسم سوگورو مشغول کار میشه. سوگورو بعد از مرگ پدر مادرش تنها زندگی میکنه و دلیل اینکاره ماهورو رو در ادامه انیمه میبینید ….

 

 

 

 

مردم آزاری درجه یک

 

 

 

« مردم آزاری درجه یک »

 

کوفت کردن مسافرت به همسایه

 

در راستای درسهای مردم آزاری به این بحث مهم در کلاس های مربوطه می رسیم. در آن هنگام که همسایه محترمه به همراه اهل و عیال و مامان ِ گرامیشون می خوان برن سفر، شما هم یه جوری خودتون رو جا کنین تو ماشین اونا، یا یواشکی دنبالشون برین . با ماشین می رن کنار دریا، بگو خب، تو هم از خدا خواسته دنبالشون راه افتادی دیگه. موضوع مهمی که حائز اهمیته این ِ که همسایه محترم و مامانش تو رو نبینن! حالا زن و بچش تو رو دیدن، دیدن ها! فقط این مامانه و آقاهه نبینن! حالا میخواییم چی کار کنیم، یه کم این مسافرت رو کوفتش کنیم براش! حالی و حولی...

در راستای اقدامات امنیتی که با مشقت های فراوان کسب کردین، شروع به انجام عملیات مربوطه می کنید.

خب براتون یه نما از این قضیه رو میگم! فرض کنین که لب ساحل است، یه تخته سنگ بزرگ طوری قرار گرفته که ساحل رو نصف کرده و فقط یه راه عبور وجود داره. به موازات این ساحل، در بالا هم یه همچین وضعیتی است، ولی خب دور از ساحل است.

می رسیم به تشریح فضا:

سمت راست تخته سنگ، خانم همسایه روی ماسه ها دراز کشیده. یه میز پینگ پنگ هم اونجا هست که راکت و توپش هم روی میز است. یک لنگر کشتی هم اونجاست که قدیمی و زنگ زده است و یه طناب بهش وصل است.  در سمت چپ تخته سنگ، پسر همسایه نشسته که داره با شن و ماسه هنرنمایی می کنه و مجسمه سازی! یه اسکله کوچول موچولو هم هست که برای اسکی رو آب است و آقای همسایه این وسایل اسکی رو می زاره روی اون! تا اینجا رو که دارین! از این فشفشه ها هست شبیه موشک است، از اونا هم هست! تازه یه جعبه سیگارت هم داره اونجا!

حالا میریم قسمت بالای ساحل:

سمت چپ، یه دکه است که یه یارویی اونجا وایستاده و ماهی می ده به خورد مسافرا، از اونجا که چشم اینشون از اون چیزی که تصور میشه ضعیف تره و کور تشریف داره، نمی تونه بدون عینک ببینه! جلوی دکه یه بشکه است پر ماهی! یه کم اون ور تر یه جعبه پر از تخم مرغ است! سمت راست این قسمت یه جعبه هستش که پر از تیوپ خراب و سوراخ شده است، یه کم اون ور تر، یه تندیسیه که پسر همسایه مشابه اونو می خواد بسازه! و مقداری میخ به اضافه یه چکش هم اون وسط مسط ها افتاده.

این از تشریح مکان. حالا می خواهیم عملیات شیطانی خود را شروع کنیم. اصلا ً نگران نباشین. مامانه همسایه این ورا نیست، فقط باید حواست به همسایه باشه!

جناب همسایه داره تو آب اسکی می کنه، تو کجایی، سمت راست تخته سنگ! اون طناب مربوط به لنگر کشتی رو بر میداری میری بالای ساحل! یک تیوپ بر می داری، اون میخ و چکش رو هم کش می ری! میری سمت چپ کنار دکه! اون یارو عینکش رو در آورده گذاشته کنار، تو یواشکی عینک رو کش میری، خب اون یاور کور ِ مادرزاد میشه دیگه!

بعدش تیوپی رو که کش رفتی می ذاری توی بشکه ماهی ها (به گمونم مارماهی به خورد مردم میده) بعدش زودی یه تخم مرغ هم کش می ری و میایی پیش خانم همسایه که هنوز خوابه!

تخم مرغ رو با توپ پینگ پنگ جابجا کنید! اصلا ً نگران نباشین، همسایتون خنگ تر از این حرفهاست! هیچی نمی فهمه! همسایه داره میره که یه چیزی کوفت کنه! شما که خوب می دونین چی میخواد کوفت کنه!

زودی می رین سمت چپ تخته سنگ! داشته باشین! با اون چکشه که دارین زودی این چوب اسکی های همسایه رو میخ کوب می کنین به اسکله! بعدش سیگارت رو بر می دارین ؛ اون طنابه رو که قبلا برداشتین باهاش یه تله درست می کنین و وصل می کنین به اون موشک ها! زودی برگردین پیش خانم همسایه!

برین بالا پیش اون تندیس مجسمه! عینک رو بذارین روی صورت مجسمه، اون سیگارت رو هم جاسازی کنین برین عقب وایستین! یه هویی کله مجسمه می افته! اینجا رو داشتین که! یواشکی میرین پیش پسر همسایه! مجسمه ماسه ای اونو با این کله هه عوض کنین! زودی برگردین همونجای قبلی، پیش تندیس!

تشریح اتفاقات:

آقای همسایه کنار دکه است، خب یارو کور است و نمی فهمه چی به خورد مردم میده! تیوپ رو بر می داره، خورد میکنه و درستش می کنه می ده به همسایه! آخ جون! خوردش! داد و هوار با فروشنده! یه معرکه ای که بیا و ببین! اون یارو هم با ماهی تابه می افته به جون ِ آقای همسایه!

آقای همسایه در میره و میاد کنار ساحل! میره سراغ اون موشک ها و یکی رو روشن می کنه! اونقدر کور تشریف دارن که پاشون رو بذارن توی تله! موشک که می ره هوا، آقای همسایه هم میره هوا!!!!!!!!!!!!!!!!

از عصبانیت میاد بره اسکی، پاش رو میکنه تو چوب اسکی ها! قایق که راه می افته به جای این که با چوب اسکی بره تو آب، با مخ میره تو آب، قایق هم نمی بینه که چی شده اونو می بره وسط دریا!

تا اینجای قضیه رو خوب عمل کردین! آقای همسایه کفرش در اومده و شما دارین در پوست خودتون قش و ضعف میرین از ذوق مرگی!

آقای همسایه میره طرف پسرش، از عصبانیت یه لقد جانانه به این مجسمه ی مثلا ً ماسه ای می زنه و دیگه می دونین چی میشه که، دادش می ره هوا! ماسه کجا، سنگ کجا! دراین مرحله پسر همسایه هم از خوشحالی بال بال میزنه!

برای اینکه اعصابش آروم بشه، میره پیش خانومش! با کلی عشوه و ادا اصول خانم رو بیدار می کنه که پینگ پنگ بازی کنه! خانوم از این که بیدارش کردن یه نموره همچین عصبی - خب دارین که اینجا رو – همسایه محترم، راکت رو بر میداره، نه اینکه خیلی حالیش است و خیلی هم تنیس بلده، اون توپه پینگ پنگ رو (بهتره بگیم تخم مرغ رو) می زنه تو صورت خانم! از ترس خودش رو خیس می کنه! حالا خانوم عصبی تر، حالا نزن کی بزن! هیچی دیگه، بعد از یه کتک مفصل از عیال، بی خیال میشه و در کل این مسافرت جانانه کوفتش میشه! خب شما هم که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجین!

تا باشد بدین مردم آزاری ها! کلاس امروز تموم شد! می توانید امتحان کنید و مطمئن باشید که صددرصد جواب مثبت می دهد و شما یک مدال طلا در المپیک همسایه آزاری دریافت می کنید و یک لوح تقدیر به نشانه زحمات بی شمار شما در راستای همکاری با  سازمان کوفت کردن مسافرت به همسایه!

تا کلاسی دیگر بدرود.

 

 

نوشته شده توسط ویروس – مورخ 23 فروردین 1384

 

 

 

خدایا! بهت التماس می کنم....

 

« خدایا! بهت التماس می کنم.... »

 

ببین، کسی مجبور نیست این متن منو بخونه! بذا از همین اول گفته باشم! مجبور نیستی بخونی! برای خودم نوشتم، پس...... هیچی ولش کن...  با تشکر: ویروس

 

همیشه این حرف اول است که شروعش سخته! این سلام اول است که باید یه طوری باشه که بشه ادامه داد. چقدر تایپ کنم و ولی زود پاک کنم ؟ چقدر فایل رو ذخیره کنم و بعد از چند دقیقه برم کل اون فایل رو پاک کنم!؟

می دونم خیلی وقته که دیگه نیستی! می دونم خیلی وقته که رفتی! می دونم دیگه نیستی که ببینی... حتی می دونم اون دو تا پست آخر توی "اشک مهتاب" رو ندیدی! اونا رو فقط برای تو نوشته بودم! ولی فقط فکر کنم یکی دو نفر دیده باشن! بعدشم که باز اون وبلاگ رو حذف کردم.

 

خداجونم! فقط و فقط یه بار! فقط و فقط یه بار! التماس می کنم که فقط و فقط برای یک بار، قسم می خورم، فقط یه فرصت دیگه! قول میدم که دیگه همچین فرصتی نخوام! قسم می خورم! خدا جونم! می دونم خلاف طبیعت است، می دونم قانون زندگی تمام دنیا به هم می ریزه، می دونم من لیاقت همچین چیزی رو ندارم! ولی فقط فقط برای اولین و آخرین بار ؛ فقط همین یه بار! مگه همش چقدر می خوام ؟ فقط یک سال و پنج ماه و  21 روز! فقط همین قدر! فقط همین قدر بتونم به عقب برگردم! نه بیشتر! تورو خداااااااااااااااااااااااااااااااااا

اولش میخواستم که یک سال و دو ماه و 21 روز باشه، ولی دیدم باز هیچ فرقی نداره برا من!

خداجونم! به کی قسم ِ ت بدم ؟ به حضرت محمد (ص)، به فاطمه ی زهرا (س) ؟ می دونم لیاقت ندارم! می دونم هیچم! می دونم.....................

فقط و فقط همین یه بار!

 

خیلی سعی کردم که شعری اینجا نذارم، حرفی نزنم که اگه یه وقت عزیز ترینم اومد و خوند، ناراحت بشه! آره عزیز ِ دل ِ من! هنوزم مواظبم که چیزی ننویسم که تو ناراحت بشی!

قول می دم که همون شلوغت باشم! قول میدم که هرچی گفتی گوش بدم! قسم می خورم دیگه حتی ننویسم! تو رو خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

هرکاری بگی می کنم، قول می دم به خاطر تو، موهام رو دیگه تیفوسی نزنم، کاری نکنم که تو دوست نداری، قول می دم طرف سیاست نرم! قول مردونه! به خدا قول می دم! اگه خدا دوباره بهم فرصت داد،قول میدم!

مواظبم! هر چی بگی گوش می کنم تا تنهام نذاری! قول می دم همه ی نمره هام بالای 17 باشه، قول میدم درس بخونم، قول میدم دختر خوبی باشم، شلوغ ِ خوبی باشم!

 

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

فقط و فقط یه سال و 5 ماه و 21 روز! فقط همین! نه بیشتر! قول می دم این دفعه کاری نکنم که پشیمون بشم! قول میدم که خوب باشم، قول میدم!

 

چقدر دیگه بریزم تو خودم ؟ تو یه هفته فکر می کردم که می تونم ازت متنفر بشم، می تونم تو رو فراموش کنم، می تونم همه رو فراموش کنم! ها ها ها! یه سال و 2 ماه و 21 روز گذشت و من هیچی فراموش نکردم! هیچی....

فکر می کردم شاید دیگه دوستت نداشته باشم ولی دیدم که هنوزم عاشقم..... به خدا سخت عاشقم.......... آره من خودخواهم که تو رو برا خودم می خوام، عشق تو رو فقط و فقط برای خودم می خوام. به خدا قول می دم حرف گوش کنم! دلم خیلی تنگه! می دونی چند بار گوشی رو برداشتم و شماره ات رو گرفتم و قطع کردم، حتی نذاشتم که زنگ بخوره! شبا که میام آنلاین میشم میرم تو اون آی دی خوشلگه که مال ِ خود ِ خودته! می بینم که مثل همیشه نیستی! همینجوری نگات می کنم! جرات ندارم حتی برات آف بذارم، می ترسم ناراحت بشی!

 

مهربون من! چقدر جلو خودم و بگیرم و ساکت بمونم ؟ چقدر خودسانسوری کنم ؟!

عشق و رسوایی دو یار هم دم اند

          پس چه ترسد عاشق از رسوا شدن

میل تاریکی نکن، مهتاب باش

           قطرگی تا کی ؟ خوشا دریا شدن

 

خدایا التماست می کنم، به خون امام حسین (ع) قسم ِ ت می دم! فقط و فقط برا همین یه بار، فقط همین یه بار زمان رو برگردون! التماست می کنم...

 

می دونی، خیلی دلم برات تنگ شده ؟ می دونم که می دونی! بغضی تو گلوم است که هر آن ممکن است منفجر بشه! من هیچ وقت نمی تونم ناراحتی ت رو ببینم! هیچ وقت نمی تونم! تحمل صدای ناراحتت رو ندارم، تحمل این که تو ناراحت باشی............................. عزیز ِ دل ِ من! مهربون من! تمام زندگی من! گذشته و حال و آینده من!

چقدر پشیمونم از این که اون روز بهت نگفتم " منم با خودت ببر "، اگه گفته بودم، اگه فقط گفته بودم، چرا اون روز لال شده بودم ؟ می دونی چقدر دلم برای شبایی که با صدای تو می خوابیدم تنگ شده!

 

خداجونم، بهت التماس می کنم، دیگه طاقت ندارم، دیگه نمی تونم، التماست می کنم. یا بذار برا همیشه برم، یا این که برگردم به عقب! می دونم که زیادی می خوام، می دونم که لیاقت هیچی رو ندارم!

 

این متنی رو که الان این زیر می ذارم، 12 اسفند 83 نوشتم گذاشتم تو "اشک مهتاب"، ولی خب می دونم بازم نخوندی، میدونم حالا هم نیستی که بخونی! ولی بازم می ذارم، فقط و فقط برای تو.

 

« دلم می خواد گریه کنم »

 

چقدر دوست دارم الان گریه کنم، حالم خیلی بده، بد جوری ریختم به هم، بر عکس ظاهرم که الان داره نشون بده که من خیلی سرحالم، داغونم، الان هم بیشتر داغون شدم ؛ دنبال یه سری مطلب تو CD های قدیم می گشتم، نظراتی رو که برام گذاشته بودی رو خوندم، دیوونه شدم... می دونی چقدر دوست دارم الان بهت زنگ بزنم... می دونی چند وقته ازت هیچ خبری ندارم، منم دل دارم... خیلی دلم برات تنگ شده، مگه مهم است دیگران چه فکری می کنن! نه، مهم نیست... بد جوری دلم هوات رو کرده... خیلی دلم میخواد پیشت باشم، مثل قدیم ها، شب ها با صدای تو بخوابم... فقط با صدای تو... فقط منتظر تو بمونم... میدونم دنیا این قدر رحم نداشت که بذاره این طوری ادامه پیدا کنه، ولی من نمی تونم فراموش کنم... خیلی وقت بود که خیال بافی نکرده بودم، یعنی جلو خودم رو گرفته بودم، چون تا در مورد تو خیال بافی می کردم، چند روز ِ بعدش یه اتفاقی می افتاد که بیشتر از هر زمان دیگه ای داغونم می کرد. ولی باز از چند روز پیشا شروع کردم به خیال بافی در مورد تو! فقط تو! می دونی نشد کسی جای تو رو بگیره، شاید خودم واقعا ً نمی خواستم و نمی خوام. بدون تو من هیچم... حالا هر کسی هر چی می خواد فکر کنه، اون قدر زده به سرم که برام مهم نیست بیتا و شقایق محلم نزارن، هرچی باشه این اتفاق تقصیر اونا بود، هر چند تو بخوایی از شقایق دفاع کنی و همه تقصیرها رو به گردن خودت بندازی... عزیز ِ دل ِ من، مهربون من، خودت گفتی میتونم ازت خبر داشته باشم، ولی می دونی چند وقته هیچ خبری ازت ندارم. میدونی چند روز پیشا اونقدر دیوونه شده بودم که می خواستم بهت زنگ بزنم، می دونی چون میدونم از دستم ناراحت میشی بهت زنگ نمی زنم. خودتم می دونی که چقدر دیوونتم... مهربون من، نازنین من، عزیز دل من! بزار هر چی می خوام برات بگم، چقدر این حرفها رو بریزم تو خودم ؟ چقدر حرفها دارم که باهات بزنم... میدونم نازنینم، می دونم، تو همه چی رو از قبل گفته بودی، خودت هم می دونی موضوع سر جدایی نیست، خودت هم میدونی... مهربونم، عزیز دلم، نازنینم، هنوزم که هنوزه دوستت دارم، هنوزم که هنوزه دلم برات پر می کشه، اگه فقط اون قدرت سارا رو داشتم، یادته ؟ اگه فقط اون قدرت سارا رو داشتم... می بینی، یادت میاد ؟ اون موقع هم سارا به محبوبش نرسید، شاید چون حس ششم قویی داره، ولی دلیلش رو که یادت است، اون نوشته ای نبود که به این زودی ها فراموش بشه!

امروز تولد وبلاگم است، این نه، اون جدیده، نمیدونم چرا دوباره این جا رو راه انداختم. می دونی چقدر جلو خودم رو میگیرم که نرم سراغ اون CD ها و اون فایلها ؟ همونایی که خودت هم داری، البته اگه هنوز نگهشون داشته باشی! چند بار از خودم پرسیدم یعنی ممکن است اونا رو انداخته باشه دور ؟ بعد میگم: نه غیر ممکن است، امکان نداره... چند بار که با اون سی دی ها کار داشتم، نشستم یه چیزایی خوندم، نوشتهای من و تو، گریه کردم، الانم بغض گلوم رو گرفته، نگاه کن، فقط با خوندن نظرهای قدیمی تو! خیلی دوستت دارم، هنوزم خیلی دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم... نمی تونم خودم رو کنترل کنم! باید بگم... چقدر از بعضی اتفاقات گذشته پشیمونم، چرا اون روز بهت نگفتم منم با خودت ببر ؟! اگه گفته بودم شاید... همیشه خودم رو سرزنش می کنم میگم چرا بهت نگفتم که منم با خودت ببری ؟! نازنین من، عزیز دل من، مهربون من! با تمام وجودم دوستت دارم... خیلی دلم برات تنگ شده، همش با خودم میگم الان داره چی کار می کنه ؟ حالش خوبه ؟ الان کجاست ؟ ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کاش لااقل یه پرنده بودم که می تونستم پرواز کنم و بیام پیشت. چقدر دوست دارم اسمت رو فریاد بزنم، شاید بشنوی، شاید که بگی حالت خوبه، شاید بگی حالت خوبه...

عزیز دلم، نازنین من، مهربونم... خیلی دوستت دارم... خیلی دوستت دارم... هنوزم دوستت دارم... می دونی که دوستت هم خواهم داشت... با هر اتفاقی....

منو ببخش به خاطر این حرفها!

" شلوغ ِ تو "

 

 

" صدای باران را می شنوی ؟ "

 

منتظر نباش که شبی بشنوی

از این دلبستگی های ساده، دل بریده ام!

که عزیز بارانی ام را،

در جاده ای جا گذاشتم!

یا در آسمان، به ستاره ی دیگری سلام کردم!

توقعی از تو ندارم!

اگر دوست نداری،

در همان دامنه ی دور دریا بمان!

هر جور تو راحتی! باران زده ی من!

همین سوسوی تو

از آن سوی پرده ی دوری

برای روشن کردن اتاق تنهاییم کافیست!

من که این جا کاری نمی کنم!

فقط گهگاه

گمان دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم!

همین!

این کار هم که نور نمی خواهد!

می دانم که به حرفهایم می خندی!

حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم

باران می آید!

صدای باران را می شنوی ؟!

 

 

نه شمشیر مارس ( خدای جنگ )، و نه آتش نابهنگام جنگ، نمی توانند یادگار جاودان خاطره ی تو را بسوزانند. " شکسپیر "

 

حرف پایانی: می دونم این پست باعث میشه دو سه نفری از دوستام خیلی از دستم ناراحت بشن، دیگه حتی باهام حرف هم نزنن! ولی دیگه نمی تونستم چیزی نگم..........داغونم..... دلم میخواد نباشم! حتی لیاقت مردن هم ندارم!

 

 

نوشته شده توسط ویروس – مورخ 21 فروردین 1384

 

Area 88 (TV)

 

 

https://cdn.myanimelist.net/images/anime/9/75571.jpg

Area 88 (TV)

 

نام انیمه: Area 88 (TV)

نام انیمه: Area 88

نام انیمه: Area 88 (2004)

نام انیمه: エリア88

ژانر: Action, Drama, Military, Romance, Shounen

تاریخ پخش: زمستان 2004

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 12 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 25 دقیقه

کارگردان: Imakake Isamu

منبع: Manga

استودیو: Group TAC

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ لینک فایل تورنت (AVI, RAW, 2.1GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, EN Dub, 5.3GB)

+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک // لینک

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, ~120MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, Dual Audio, ~200MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MP4, EN Dub, ~100MB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس

 

 

 

خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)

کازاما شین که یکی از خلبانان آموزشی زبده و با لیاقت شرکت هواپیمایی خصوصی یاماتو ژاپن است همراه با دوست صمیمی خود به ملا قات رئیس این شرکت میرود در این بین او دختر زیبای رئیس را که اسم او ریوکو است ملاقات میکند و در همان لحظه اول عاشق او میشود این دو طی ملاقات های بعدی تصمیم به ازدواج می گیرند واین موضوع را در یک کافه به اطلاع دوستش میرساند ولی دوست او نیز که به دختر رئیس دل بسته تا از طریق او شرکت پدرش را تصاحب کند طی یک توطئه کازاما را به امضای قراردادی مجبور میکند که طی آن او باید به مدت سه سال به عنوان خلبان جنگنده برای پادشاهی اسلان که در گیر جنگ است خدمت کند شین که از این کار شوکه شده هر طوری که شده مشکلات را پشت سر میگذارد تا به محبوب خود برسد و به ژاپن برگردد ...

 





Area 88 (TV)

 

 

https://cdn.myanimelist.net/images/anime/9/75571.jpg

Area 88 (TV)

 

نام انیمه: Area 88 (TV)

نام انیمه: Area 88

نام انیمه: Area 88 (2004)

نام انیمه: エリア88

ژانر: Action, Drama, Military, Romance, Shounen

تاریخ پخش: زمستان 2004

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 12 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 25 دقیقه

کارگردان: Imakake Isamu

منبع: Manga

استودیو: Group TAC

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ لینک فایل تورنت (AVI, RAW, 2.1GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, EN Dub, 5.3GB)

+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک // لینک

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, ~120MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, Dual Audio, ~200MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MP4, EN Dub, ~100MB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس

 

 

 

خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)

کازاما شین که یکی از خلبانان آموزشی زبده و با لیاقت شرکت هواپیمایی خصوصی یاماتو ژاپن است همراه با دوست صمیمی خود به ملا قات رئیس این شرکت میرود در این بین او دختر زیبای رئیس را که اسم او ریوکو است ملاقات میکند و در همان لحظه اول عاشق او میشود این دو طی ملاقات های بعدی تصمیم به ازدواج می گیرند واین موضوع را در یک کافه به اطلاع دوستش میرساند ولی دوست او نیز که به دختر رئیس دل بسته تا از طریق او شرکت پدرش را تصاحب کند طی یک توطئه کازاما را به امضای قراردادی مجبور میکند که طی آن او باید به مدت سه سال به عنوان خلبان جنگنده برای پادشاهی اسلان که در گیر جنگ است خدمت کند شین که از این کار شوکه شده هر طوری که شده مشکلات را پشت سر میگذارد تا به محبوب خود برسد و به ژاپن برگردد ...

 





Sunabouzu

See the source image 

https://cdn.myanimelist.net/images/anime/6/75536.jpg

 

Sunabouzu

 

 

 

نام انیمه: Sunabouzu

نام انیمه: Desert Punk

نام انیمه: Sunabozu

نام انیمه: 砂ぼうず

ژانر: Action, Adventure, Comedy, Ecchi, Sci-Fi, Shounen

تاریخ پخش: پاییز 2004

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 24 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه

استودیو: Gonzo

منبع: Manga

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN Sub, ~70MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, x264, EN Sub, ~100MB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, DVDRip, EN Sub, 6.4GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, DVD, 480P, EN Sub, 2.2GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, DVD, EN Sub, 6GB)

+ تماشای تریلر انیمه

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 10bit, Hi10p, DVD, ~250MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, Dual Audio, ~90MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 10bit, DVD, 480P, ~100MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, Hi10, ~110MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, ~60MB)

+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت

+ تماشای آنلاین انیمه: لینک // لینک

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN Sub, ~100MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, DVD, EN Sub, ~100MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN Sub, ~92MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, DVD, EN Sub, ~240MB)

+ تصاویر انیمه: عکس// عکس // عکس // عکس // عکس

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

تو آینده ژاپن تبدیل به یه صحرای بزرگ میشه به نام صحرای بزرگ کانتو… و تمام مردم مثل مردم تو آفریقا زندگی می‌کنند. تو این بینابین یه نفر هست که به هیولا یا روح صحرا مشهور هستش که کارش اینه که پول بگیره و هر کاری رو انجام بده که به سونابوزو مشهور هستش. البته گروه‌های زیادی هستن که این کارا رو انجام میدن ولی سونابوزو یا همون دزرت پانک خودمون از همه قویتر و ضربت ناپذیر که از قضای روزگار یه آدم کوچولو و خنده داره که همیشه چهره عبوسی داره و مثل هر مرد دیگه در مقابل گرایش به طرف جنس مخالف خیلی ضعیفه و به خاطر همین داستان ها رو خیلی خنده دار از آب در میاره!!! تو این بینابین یه شاگرد پیدا می‌کنه و بین تبهکارا و دولت جنگ میشه که اگه بخوام بیشتر بگم اسپویل میشه!!!!

 

 

خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)

در آینده، ژاپن یه سرزمین متروکه میشه. در صحرای بزرگ کانتو انسان های دراز تر پراکنده در شن های داغ زندگی میکنن. در بین اون ها یه مرد قد کوتاه هست که بش میگن سانبوزا، که زندگی رو مثل شکار میدونه. مثل هیولای شن ها، اون به نظر ضد ضربه میاد.

 

https://youtu.be/XMCqw1vxMnY

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

The Great Kanto Desert, a sweltering wasteland of nothing but ruins and sand, is all that remains of post-apocalyptic Japan. The once fair population has been left to cling to the inhospitable dunes for survival. At least, that is the case for normal people. For those who have spent a little too long in the Kanto sun, the desert offers a wondrous opportunity to make a name for themselves.

One such person is the masked handyman "Sunabouzu," or Desert Punk, who has forged a legendary reputation for always finishing his jobs, no matter the nature or cost. Cunning and ruthless, he has become a force of crude destruction to the other desert people. However, the "Vixen of the Desert," Junko Asagiri, discovers that Sunabouzu is not without his weaknesses—he is easily swayed by his insatiable lust for large-breasted desert babes.

Following their chaotic adventures through the Kanto Desert, Sunabouzu features a bizarre cast of personalities who entertain themselves with senseless violence and perversion in a world long destroyed by their forefathers. And just like them, they have not learned a damn thing.

 

 

 

 

School Rumble

 

 

 

 

https://cdn.myanimelist.net/images/anime/4/75488.jpg

 

School Rumble | Anime Amino


School Rumble

 

 

نام انیمه: School Rumble

نام انیمه: スクールランブル

ژانر: Comedy, Romance, School Life, Shounen

تاریخ پخش: پاییز 2004

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 26 قسمت – فصل اول

مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه

منبع: Manga

استودیو: Studio Comet

کارگردان: Takamatsu Shinji

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV,480P, ~60MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, ~340MB)

+ لینک دانلود انیمه (MP4, 540P, S01 & S02 & OVA, ~190MB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

+ لینک فایل تورنت (AVI & MKV, EN Sub, 11GB [S01 & 02 & 03])

+ لینک فایل تورنت (MKV, EN Sub, 8.6GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, 480P, EN Sub, 5.5GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, 540P, EN Sub, 10.7GB [S01 & 02])

+ لینک فایل تورنت (MP4, EN Sub, 1.5GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, EN Sub, 3.3GB)

+ لینک دانلود انیمه (MP4, 540P, EN Sub, ~200MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, EN Sub, 400MB)

+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت

 + لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN Sub, ~60MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ تماشای تریلر انیمه

 

 

 

 

خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)

سوکاموتو تنما یه دانش آموز معمولیه سال دوم دبیرستانه که عاشق یکی از همکلاسیاش کاراسوما اوجی شده.اما اون در حال حاضر نمیتونه به عشقش اعتراف کنه. بدتر اینکه اون میفهمه کاراسوما طی یک سال آینده به یک مدرسه ی دیگه میره. از طرف دیگه همکلاسیه دیگه تنما هاریما کنجی که یه بچه ی خلافه هم عاشق تنما شده. از اونجایی که نمیتونه احساسشو بیان کنه هاریما روز به روز افسرده تر میشه.

 

 

 

خلاصه انیمه (منبع)

 تسوکاموتو تِنما یک معمولی دبیرستانی ست که عاشق یکی از همکلاسی های خود، کاراسوما اوجی شده. ولی نمیتونه علاقه خودش رو به اون ابراز کنه. با فهمیدن این موضوع که کاروسوما قراره تا سال دیگه انتقالی بگیره شرایط بدتر هم میشه. از طرفی یکی دیگه از همکلاسی های تنما، هاریما کِنجی ( که از اراذل مدرسه ست!) عاشق تنماست. اون هم ناتوان از ابراز علاقه به تنماست و

 

 

https://youtu.be/K4hy46Y-Cf8

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

Just the words "I love you," and everything changes—such is the nature of the bittersweet trials of high school romance. Tenma Tsukamoto, a second year, is on a quest to confess her feelings to the boy she likes. Kenji Harima, a delinquent with a sizable reputation, is in a similar situation, as he cannot properly convey his feelings to the one he loves. Between school, friends, rivalries, and hobbies, these two will find that high school romance is no walk in the park, especially as misunderstandings further complicate their plight.

School Rumble is a high-octane romantic comedy full of relatable situations, as Tenma and Kenji both try to win the hearts of those they desire.

 

 

 

Beck

 

 

See the source image 

 

Beck

 

 

نام انیمه: BECK

نام انیمه: Beck: Mongolian Chop Squad

نام انیمه: ベック

ژانر: Comedy, Drama, Music, Shounen, Slice of Life

تاریخ پخش: پاییز 2004

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 26 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 25 دقیقه

کارگردان: Kobayashi Osamu

منبع: Manga

استودیو: Madhouse

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, BluRay, ~60MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت // سایت

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, 100MB)

+ لینک دانلود انیمه (BD, MP4, 720P, EN Sub)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

+ لینک فایل تورنت (MKV, EN Dub, 1080P, BD, x265, 8.4GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, MiniHD, EN Sub, 1.8GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, BluRay, FR Sub, 7.9GB)

+ لینک فایل تورنت (MP4, BD, 720P, EN Sub, 7GB)

+ لینک فایل تورنت (AVI, EN Sub, 4.2GB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس

+ لینک دانلود انیمه (MKV, Web-dl, 10bit, EN Dub, ~300MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 10bit, EN Sub, ~300MB)

+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس

+ تماشای تریلر انیمه: لینک // لینک

 

 

 

 

خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)

تاناکا یوکیو که بیشتر او را با اسم مستعار کویوکی می‌شناسند، 14 سال دارد و به طور کلی احساس می‌کند که ارتباطش با زندگی قطع شده است. در جریان نجات یک سگ به طور اشتباهی او با گیتاریستی به نام مینامی ریوزوکه ملاقات می‌کند و به گروه جدید ریوزوکه به نام بـِک می‌پیوندد. زندگی کویوکی از آنجایی که این گروه برای رسیدن به شهرت تلاش می‌کند، دچار تحول می‌شود.

 

 

https://youtu.be/8XR5l70WsrI

 

توضیحات من درباره‌ی انیمه‌ی Beck

 

  ادامه مطلب ...

حرفهایی برای خودم (مورخ 28 اسفند 1383)

 

http://cdn.appstorm.net/iphone.appstorm.net/files/2011/11/MeDaily_icon.png

 

 

حرفهایی برای خودم (مورخ 28 اسفند 1383)

 

دلم می خواست گریه کنم، نشسته بودم خیر ِ سرم فیلم ببینم. فیلم شبکه 5 رو میگم (دوبرادر)، تا چه حد ما آدمها پست و فرومایه هستیم! چه جوری دلشون اومد اون دوتا بچه ببر رو اونطوری اذیت کنن؟ دلم می خواست گریه کنم. وقتی نگاه کردم قلبم آتیش گرفت. ما موجودات دوپا فقط باعث نابودی هستیم، باعث شر تو دنیا.... چی جوری دلش اومد اون ببرها رو اذیت کنه؟ چی جوری این شکارچی ها دلشون میاد که این حیوونهای کوچولو رو اذیت کنن؟! هان؟ ببرها رو برای پوست خوشگلشون، فیل ها رو برای عاج؟ عجب موجودات پستی... این همه فیلم بزن بزن و بکش بکش، مگه ایرادی داره، نه! واقعا ً ترجیح همچون فیلمهایی ببینم که عذاب نکشم... هر چی باشه یه آدم است که می میره و اذیت میشه، نه این حیوانات بیچاره... طاقت رنج کشیدن حیوونا رو ندارم. آره من یه موجود پستم، هر چی می خوایین بگین... وقتی با اون چشمای قشنگش داشت به شکارچی نگاه میکرد می خواستم داد بزنم... تو بگو فقط یه فیلم بود، مگه تو واقعیت نیست... هان؟ مگه برا همون فیلم ازاین حیوونها استفاده نکردن؟

 

هر چی می خوایی فکر کن. حتی می تونی اصلا ً این حرفهای منو نخونی، آره نخونی.... یه "ویروس" احساساتی، آره احساساتی، هر چی میخوایین فکر کنین...

ولی اون موجودات بیشتر از ما آدمها حق زندگی دارن! اینو می تونی درک کنی؟ نه مسلم است، چون شما ها هم آدم هستین در ظاهر، یه موجود دوپا که ظاهرا ً قوه تعقل داره (چرا ناراحت میشی حالا، مگه دارم دروغ میگم؟ کاری هم به استثناها ندارم...)

 

"از گور برگشته ها"، به نظرتون اگه دوباره یه مهلت زندگی مجدد داشته باشن، آدم میشن به معنی واقعی؟ یا این که باز همونی میشن که بودن؟! از من می پرسین؟ من میگم که خودم (ویروس) اگه یه مهلت دیگه بهم بدن، بازم همون لجنی می شم که هستم و بودم... فرقی نمی کنم... به نظر تو فرقی می کنم؟ نه، خیلی های دیگه هم فرقی نمی کنین! حتی اگه یه مهلت دوباره بهتون بدن، اگه مهلت دوباره ای که بهتون میدن، شما از قبلتون آگاهی داشته باشین شاید (گفتم شاید) بتونین عوض بشین، یه آدم واقعی بشین، ولی اگه مثل ِ یه موجود جدید بیایین بدون این که از قبلتون آگاه باشین و بدون این که بدونین خدا بهتون به مهلت دوباره داده، باز همونی میشین که هستین... تاحالا فکر کردین؟

 

به قول عزیزی، آدمها از همه جور تغییری می ترسن، حتی اگه این تغییر خوب باشه یا به ظاهر تلخ! تغییر...........

چند شب پیشا بازم زدم اون وبلاگ "اشک مهتاب" رو حذف کردم، نپرسین چرا که خودم هم نمیدونم، برای تولد مجددش که ( 10 فروردین 83 ) بود دلیلی نداشتم و برای مرگ مجددش هم دلیلی ندارم... فقط دلم خواست تو اون لحظه اینو حذف کنم... و این یکی رو نمی دونم چند وقت دیگه.... هنوزم نمی دونم برای چی، برای بار دوم اون وبلاگ " اشک مهتاب " رو حذف کردم... واقعا ً نمی دونم...

تو این چند روز 4 بار قالب این وبلاگ رو عوض کردم. فکر نمی کنم افراد زیادی دیده باشن او 3 تای قبلی رو. به قول اطرافیان نزدیک چیز ِ زیادی رو از دست ندادین. " فانوس خیال" که گفته بود مثل کارت پستال شده و خیلی زشته، اون یکی گفته بود یه جوری است و این حرفها.... آدم یه دوست مثل اینا داشته باشه احتیاج به دشمن برای تضعیف روحیه نمی خواد.

 

نمی تونم اینجا بهتون عید رو تبریک بگم، دلیلی برای تبریک عید گفتن ندارم، نمی دونم هم چرا برای گروهها و بعضی ها میل سند کردم و عید رو تبریک گفتم، یا چرا Message سند کردم و آف گذاشتم برای تبریک عید؟ واقعا نمیدونم...

دیشب یه " کلیپ ی " رو دیدم برای سال نو بود، آف گذاشتم برا بقیه، می دونی اولش میخواست آرزو کنی برای سال جدید، ولی من هیچ آرزویی نداشتم.... هیچ آرزویی نمی دیدم...

 

« من چیستم؟ لبخند پر ملامت پاییزی غروب

              در جستجوی شب...

یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات

              گمنام و بی نشان

             در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ... دکتر شریعتی »

 

دیشب یه وبلاگ جدید پیدا کردم، منظورم از جدید این بود که من نمی شناختم، بعدش به نظرم جالب اومد، طرز نوشتن مطالب رو میگم، اتفاقات روزمره رو به زبونی جالب و خواندنی. راستی مطلب " به خدا دیگه کتکت نمی زنم" رو بخونین ....

 

هنوزم در پی اونم
که اشکامو روی گونم
با اون دستای پر مهرش
کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم
نکن گریه منم اینجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو میخوای
منم ای وای تو رو میخوام

 

دوستت دارم ای امید محال

یه شب بیا پیشم تا برایت بگریم و بگویم که چقدر دوستت دارم

و دلم برایت تنگ شده است.

 

این و هم باید خبر داشته باشین، اون دختره رو میگم که یه پسره رو با چاقو کشته بود، حالا من به این یه قضیه کاری ندارم، ولی به نظر شما، اگه تو خیابون یکی بهتون حمله کنه و تو با چاقو بزنی بهش، باید بگیرن بندازنت زندان؟ آره؟ خب منم با خودم چاقو می برم این ور اون ور، حالا اگه یکی اومد اذیت کنه و منم زدم دخلش رو آوردم، باید به جرم قتل زندانی بشم؟ پس موضوع دفاع از خود چی میشه؟ هان؟ این یه موضوع خیلی مهمی است ها!!!!!!!!!!!!!! مگه این قضیه دفاع از خود نمیشه؟ پس زندانی هم در کار نیست... نه؟ در غیر این صورت خیلی ظالمانه است....

 

= = = =

 

توضیحات من (1397)

از این پست‌های ترکیبی زیاد می‌گذاشتم.

چقده خوشگل خوشگل وبلاگ آپدیت می‌کردم.

میشه گفت عملا همه‌ی لینک‌های موجود دراین پست، دیگه وجود خارجی ندارن.

خب هر چی باشه، پست مربوط به 13 سال قبل بوده.

میشه گفت همیشه یادم میره قبل از وبلاگ (DataBus) یه وبلاگ دیگه داشتم به اسم «اشک مهتاب»!

خیلی سال است وبلاگ دارم هااااا!

 

 

 

بی وزنی مطلق! (مورخ 19 اسفند 83)

 

 

http://cdn.appstorm.net/iphone.appstorm.net/files/2011/11/MeDaily_icon.png

 

بی وزنی مطلق! (مورخ 19 اسفند 83)

 

دلم هیچی نمی خواد. هیچی مهم نیست. هیچ احساسی نیست. یه بی وزنی مطلق! حتی دیگه نبودن هم مهم نیست. بودن را که کاریش نمی توان کرد. کم کم از انگشتان دست و پا روح خارج می شود. در زمانی نه دور، شاید که بسیار نزدیک. بدون هیچ اهمیت دادنی. حال که همه چیز تمام شده به حساب می آید چه بسا بهتر باشد نابودی مطلق. با شتابی نه چندان زیاد به سوی نابودی و فنا. هلاک. رهایی از هیچ بودن. و رها از امیدهای واهی، امیدهای ناشی از یاس. باید همه را یک جا جمع کرد، آنگاه که سرریز شد، نابودی مطلق. اندکی صبر، باید اندیشید. ولی مگر اندیشیدن مهم است برای یک هیچ؟! دیگر برای چه اندیشید؟ اندیشه برای خوبان است، نه دیوهای پلیدی که همه اطراف خود را مسموم می کنند. بسی بهتر است نبودن به جای بودن، در آن هنگام که جز سیاهی و تباهی با خود نداری. امید، عشق، آرزو، رهایی، نجات، آزادی، فنا...

*

راستیتش خبر ندارم فوتبال چی شد، منظورم یوونتوس و رئال است، تا اونجا که یادم میاد 1-0 به نفع یوونتوس بود، ولی به وقت اضافه کشید، منم نمیدونم حواسم کجا رفت که نفهمیدم نتیجه چی شد. به هر حال اگه یوونتوس برده باشه از همین جا به همه بروبچ یوونتوسی تبریک میگم، تلافی اون بازی رو سرشون در آوردیم. خداییش باید از ضربه های روبرتو کارلوس ترسید، خیلی خفن می زنه، نمیدونم اگه این ضربه آزاد ( همونی که فقط من دیدم ) بوفون نگرفته بود باید می شستیم زار زار گریه می کردیم. هیج تیمی تو دنیا نیست به جز یوونتوس! یوونتوس! یوونتوس! تیم محبوب من!

*

عید هم کم کم داره از راه میرسه. برا من که دیگه مهم نیست، تنها دلیل دوست داشتن عید برا من تعطیلات زیادش بود که از شر درس و اینا راحت می شدم ولی حالا که همه چی تموم شده برام مهم نیست. بالاخره پروژه رو هم تحویل دادم ولی همچی نمره جالبی نبود در مقایسه با بقیه. به قولی « پری » خلاص شدم. تحمل هیچ جایی رو ندارم. دوست ندارم جایی برم، پارسال عیدی یه جهنم به تمام معنا بود، منی که عاشق کیش بودم، هیچ مهم نبود برام. البته الانم دیگه نیست. منی که آرزو داشتم قبل از مرگ یه بار هم که شده برم ایتالیا رو ببینم، می بینم که اینم برام مهم نیست... خیلی چیزا تغییر کرده.

*

یه قرار وبلاگی:

 راستی یه قرار وبلاگی هست برای 21 اسفند، لینک وبلاگش رو هم گم کردم، فقط می دونم پارک گنجوی میدون ولی عصر است. ولی اگه برین تو وبلاگ «پسری با کفشهای کتانی» اونجا لوگوی وبلاگ رو می تونین ببین و اطلاعات بیشتر رو هم کسب کنین.

یه قرار Orkut ی و Gazzagi:

5شنبه (83-12-20)، یه قرار است تو ورزشگاه آزادی – درب شرقی به صرف شام و چایی و قلیون، ساعت 6 بعدالظهر به بعد، البته همین قرار روز جمعه هم هست که اینجانب با یادم رفته اطلاعتش رو یعنی ساعتش رو، تا اونجا که یادم است یه چیزایی هم درباره قایق سواری بود، یادم نمیاد درست.

طبق معمول هم من نمی تونم بیام. بهتون خوش بگذره. جای «ویروس» خوشگل و ناز و مامانی هم خالی...

*

 

سیه چشمی به کار عشق استاد

به من درس محبت یاد می داد

مرا از یاد برد، آخر،  ولی من

به جز او عالمی را بردم از یاد

 

« فریدون مشیری »

 

*

 

برو مسافر من، برو سفر سلامت

نگو که روز دیدار، بمونه تا قیامت

 

 

= = = =

 

توضیحات من (1397)

و باز هم یه پست قدیمی!

شاید بهتر باشه، آرشیو گذشته رو همین طوری برگردونم.

هر چی پیدا کنم بگذارم.

دیگه تاریخ خودش نه، به تاریخ روز بگذارم.

فقط مشخص کنم این مطلب مال ِ چه سالی است.

پاراگراف اول ... من همیشه انگاری از تاریکی و سیاهی حرف می‌زنم.

ها ها ها

 

 

 

 

Grappler Baki: Saidai Tournament-hen

 

 

 See the source image

https://myanimelist.cdn-dena.com/images/anime/1/551.jpg

Grappler Baki: Saidai Tournament-hen

 

 

نام انیمه: Grappler Baki: Saidai Tournament-hen

نام انیمه: Baki The Grappler - The Ultimate Tournament

نام انیمه: Baki the Grappler II

نام انیمه: グラップラー刃牙(バキ) 最大トーナメント編

نام انیمه: Grappler Baki Second Season

نام انیمه: Grappler Baki Maximum Tournament

ژانر: Action, Sports, Martial Arts, Shounen

تاریخ پخش: تابستان 2001

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 24 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه

کارگردان: Yatabe Katsuyoshi

منبع: Manga

استودیو: Group TAC

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

 

 

 

لینک‌های مربوط به انیمه

+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, x264, EN Sub, S01 & S02, ~300MB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 480P, ESP Sub, 1.8GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, EN Sub, S01 & S02, 14GB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, ~90MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

 

 

خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)

داستان ادامه-ی فصل اوّل هست و مسابقاتِ زیرزمینی در همون میدانِ مبارزاتِ گنبد توکیو برگزار میشه که بین 32 نفر از بهترین رزمی‌کارهای جهان هست و ...

 

 

توضیحاتی در مورد مانگا (منبع: دنیای انیمه)

فصل اوّل این انیمه با سریِ اوّل مانگا که Baki The Grappler هست یکیه و این سری رو پوشش میده البته با مقداری تغییرات جزئی.

امّا فصل دوّم من هیچ مانگایی ازش ندیدم، یا ترجمه نشده یا اینکه اصلاً نداره.

(احتمالاً تمامِ فصلهای سری مانگای Baki The Grappler که فصل اوّل انیمه رو پوشش میده ترجمه نشده و فصل دوّم انیمه هم جزء همون قسمتها هست).

در هر صورت توی مانگای Baki new grappler شخصیتها همدیگرو که میبینن مشخص هست از یک جایی میشناسند همدیگرو که احتمالاً همین مسابقات فصل 2 انیمه هست.

میتونید برای خوندن ادامه-ی داستان مانگای Baki new grappler رو بخونید و بعد از اون Baki son of ogre.

 

 

 

 

توضیحات من

Grappler Baki: Saidai Tournament-hen E01 ~ 13

تا اینجا که 13 قسمت دیدم، هر چی حساب می کنم.

فصل یک، یه سر و گردن بالاتر و بهتر بود.

این که تا اینجا همه ش مسابقات است.

اون قدری هیجان نداره.

منظورم به نسبت فصل یک است.

بخوایی حساب کنی، فصل یک، خیلی کشت و کشتار خوبی داشت.

ولی الان همه ش مسابقات است. فقط برنده و بازنده.

نه زنده و مُرده.

شاید اُگر برای همین دوست نداره زیاد توی این مسابقه باشه.

چقده اُگر باحال است.

تنها مشکلم باهاش، این بود که فصل یک، عشقش رو کُشت.

وگرنه خیلی خفن است. کاش اون کار رو نکرده بود. می تونست طوری بزنه که طرف نمیره.

حیف شد.

هیچ کسی به پای اُگر نمیرسه.

و اصلا هم دوست ندارم باکی در آینده، پدرش (اُگر) رو شکست بده. اصلا دوست ندارم.

باید دید در ادامه چی پیش میاد.

Grappler Baki: Saidai Tournament-hen E14 ~ 24 [END]

قسمت 21، وقتی می‌فهمی اُگر یه پسر دیگه هم داره! اصلا شوکه میشی.

پسر بزرگ ِ اُگر، به اسم جک همر شناخته میشه.

کسی تا فینال اومده بالا و الان داره با باکی مبارزه می‌کنه.

حتی خود اُگر هم تا حالا نمی‌دونست یه پسر دیگه هم داره.

هر چند که جک همه‌ش با دارو و دوپینگ این مدلی و قوی شده.

ولی باکی کلی تمرین داشته، مبارزه کرده ...

باید دید فینال چی میشه.

فعلا همه چی برابر است.

اووووفففففففففف، یه صحنه بود که اُگر خودش رو آزاد کرد.

عجب ابهتی داشت.

توی قسمت‌های قبلی دیده بودیم که برای این که مسابقات رو بهم نریزه، کلی بهش داروی بیهوشی زدن و یه جا زندانی ش کردن.

ولی بالاخره موقع فینال به هوش اومد.

این اُگر عجب اعجوبه‌ای است!

قسمت 23، همه داروهایی که جک خورده بود، بالا آورد. دوباره بدنش به اون لاغری در اومد که چند سال قبل بود.

ولی با این حال، هنوز هم داره باکی رو نابود می‌کنه.

یعنی واقعا باکی شکست می‌خوره؟

این یارو جک، برادر ناتنیِ باکی، موفق میشه با اُگر (پدرش) مبارزه کنه؟

عجب داستانی شد!

ولی از نظر بزن بزن، فصل یک، خیلی بهتر بود.

اونجا همه مبارزه‌ها، برای مرگ و زندگی بود یه جوری.

ولی اینجا، فقط مبارزه‌هایی نمایشی است با کلی تماشاچی.

شاید مبارزه‌ها در این میدان واقعی باشه. ولی ...

بالاخره باکی پیروز شد. کمربند قهرمانی رو از آنِ خودش کرد.

لحظه‌ی آخر مسابقه، شبیه به اُگر شده بود.

قیافه‌ی شیطان در پشتش نقش بست.

جک بعد از مسابقه، رفت سراغ اُگر و عملا خورد و خاکشیر شد.

مسابقات تا اطلاع ثانوی (وشاید حتی برای همیشه) تعطیل شد.

همه‌ی مبارزها به کشورهای خودشون برگشتن تا دوباره از اول تمرین رو شروع کنن.

قسمت آخر داره زمانی رو نشون میده که اُگر 18 سالش بوده.

کل کلاه سبزهای امریکایی که برای نابودیش اومده بودن رو، به فنا داد.

ای ول داری اُگر!

اوووففففففففففف، مردی که یک تنه آمریکا رو نابود کرد و در تاریخ ثبت نشد!

اُگر! اُگر قهرمان!

این بچه اون موقع تازه 18 سالش بود! ای ول داره.

ااااااااااااااااا، تموم شد؟ پس مبارزه بین باکی و اُگر چی شد؟

باکی چه موقع قراره خورد و خاکشیر بشه؟ هان؟

یوهاهاهاها

 

 

 

 

 

دلم می خواد گریه کنم

 

 

«دلم می خواد گریه کنم»

 

چقدر دوست دارم الان گریه کنم، حالم خیلی بده، بد جوری ریختم به هم، بر عکس ظاهرم که الان داره نشون بده که من خیلی سرحالم، داغونم، الان هم بیشتر داغون شدم ؛ دنبال یه سری مطلب تو CD های قدیم می گشتم، نظراتی رو که برام گذاشته بودی رو خوندم، دیوونه شدم... می دونی چقدر دوست دارم الان بهت زنگ بزنم... می دونی چند وقته ازت هیچ خبری ندارم، منم دل دارم... خیلی دلم برات تنگ شده، مگه مهم است دیگران چه فکری می کنن! نه، مهم نیست... بد جوری دلم هوات رو کرده... خیلی دلم میخواد پیشت باشم، مثل قدیم ها، شب ها با صدای تو بخوابم... فقط با صدای تو... فقط منتظر تو بمونم... میدونم دنیا این قدر رحم نداشت که بذاره این طوری ادامه پیدا کنه، ولی من نمی تونم فراموش کنم... خیلی وقت بود که خیال بافی نکرده بودم، یعنی جلو خودم رو گرفته بودم، چون تا در مورد تو خیال بافی می کردم، چند روز ِ بعدش یه اتفاقی می افتاد که بیشتر از هر زمان دیگه ای داغونم می کرد. ولی باز از چند روز پیشا شروع کردم به خیال بافی در مورد تو! فقط تو! می دونی نشد کسی جای تو رو بگیره، شاید خودم واقعا ً نمی خواستم و نمی خوام. بدون تو من هیچم... حالا هر کسی هر چی می خواد فکر کنه، اون قدر زده به سرم که برام مهم نیست بیتا و شقایق محلم نزارن، هرچی باشه این اتفاق تقصیر اونا بود، هر چند تو بخوایی از شقایق دفاع کنی و همه تقصیرها رو به گردن خودت بندازی... عزیز ِ دل ِ من، مهربون من، خودت گفتی میتونم ازت خبر داشته باشم، ولی می دونی چند وقته هیچ خبری ازت ندارم. میدونی چند روز پیشا اونقدر دیوونه شده بودم که می خواستم بهت زنگ بزنم، می دونی چون میدونم از دستم ناراحت میشی بهت زنگ نمی زنم. خودتم می دونی که چقدر دیوونتم... مهربون من، نازنین من، عزیز دل من! بزار هر چی می خوام برات بگم، چقدر این حرفها رو بریزم تو خودم؟ چقدر حرفها دارم که باهات بزنم... میدونم نازنینم، می دونم، تو همه چی رو از قبل گفته بودی، خودت هم می دونی موضوع سر جدایی نیست، خودت هم میدونی... مهربونم، عزیز دلم، نازنینم، هنوزم که هنوزه دوستت دارم، هنوزم که هنوزه دلم برات پر می کشه، اگه فقط اون قدرت سارا رو داشتم، یادته؟ اگه فقط اون قدرت سارا رو داشتم... می بینی، یادت میاد؟ اون موقع هم سارا به محبوبش نرسید، شاید چون حس ششم قویی داره، ولی دلیلش رو که یادت است، اون نوشته ای نبود که به این زودی ها فراموش بشه!

امروز تولد وبلاگم است، این نه، اون جدیده، نمیدونم چرا دوباره این جا رو راه انداختم. می دونی چقدر جلو خودم رو میگیرم که نرم سراغ اون CD ها و اون فایلها؟ همونایی که خودت هم داری، البته اگه هنوز نگهشون داشته باشی! چند بار از خودم پرسیدم یعنی ممکن است اونا رو انداخته باشه دور؟ بعد میگم : نه غیر ممکن است، امکان نداره... چند بار که با اون سی دی ها کار داشتم، نشستم یه چیزایی خوندم، نوشتهای من و تو، گریه کردم، الانم بغض گلوم رو گرفته، نگاه کن، فقط با خوندن نظرهای قدیمی تو! خیلی دوستت دارم، هنوزم خیلی دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم... نمی تونم خودم رو کنترل کنم! باید بگم... چقدر از بعضی اتفاقات گذشته پشیمونم، چرا اون روز بهت نگفتم منم با خودت ببر؟! اگه گفته بودم شاید... همیشه خودم رو سرزنش می کنم میگم چرا بهت نگفتم که منم با خودت ببری؟! نازنین من، عزیز دل من، مهربون من! با تمام وجودم دوستت دارم... خیلی دلم برات تنگ شده، همش با خودم میگم الان داره چی کار می کنه؟ حالش خوبه؟ الان کجاست؟ ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کاش لااقل یه پرنده بودم که می تونستم پرواز کنم و بیام پیشت. چقدر دوست دارم اسمت رو فریاد بزنم، شاید بشنوی، شاید که بگی حالت خوبه، شاید بگی حالت خوبه...

عزیز دلم، نازنین من، مهربونم... خیلی دوستت دارم... خیلی دوستت دارم... هنوزم دوستت دارم... می دونی که دوستت هم خواهم داشت... با هر اتفاقی....

منو ببخش به خاطر این حرفها!

" شلوغ ِ تو "

 

نوشته شده توسط ویروس، مورخ 12 اسفند 1383

 

 

فقط یه داستان کوتاه

 

 

 

 

فقط یه داستان کوتاه (83/12/12)

 

از ماشین پیاده می شه، از پل هوایی رد میشه، می خواد بره دانشگاه، یه کم کار داره، می رسه دم در، طبق معمول با حراست سلام و علیک می کنه. یه خودشیرین.

از پله ها میره بالا، هنوزم تو حیاط یه کم برف از قدیم مونده ولی قدیمی شده و یخ زده است، یه کم هم زمین یخ زده است.

آروم رد میشه، هیچ وقت از این دوتا ورودی اول نمیره تو، همیشه از ورودی آخر میره تو ساختمون، خوشش می آد، از در وسط اصلا دوست نداره بره.

یه کم دانشگاه شلوغ است، هر چی باشه روز اول این ترم است، میرسه به پله ها، فقط مونده که پاش رو بلند کنه و بذاره رو پله ها.

پسرها روی پله ها نشستن؛ سارا می خوره زمین، همه پسرها هرهر می زنن زیر خنده، سرش می خوره به پله ها، کسی اینو ندید. یه کم میگذره، سارا از جاش تکون نخورد. یکی از پسرها بلند میشه میگه: پا شو دیگه، ضایع شدی عیب نداره، بزرگ میشی یادت میره؛ بقیه هرهر می زنن زیر خنده.

ولی سارا بازم از جاش تکون نخورده. یکی دیگه میگه: چه قدر نازنازی، بچه ننه، فقط خوردی زمین ها، بازم این همه خودش رو لوس می کنه. بازم سارا تکون نمیخوره.

یکی از حراست آقایون میاد اونجا، پسرها هنوز دارن متلک بار سارا میکنن و می خندن. حراستی میگه: خانم بلند شین. یه هویی چشمش به خونی می افته که از زیر سر سارا جاری شده، به پسرها میگه زنگ بزنین اورژانس!

یکی از پسرها میگه: آقا، خودش رو به موش مردگی زده، ضایع شده نمی خواد بلند بشه. (پسرها معمولا ً بد جوری جلوی حراستی ها خودشیرینی می کنند، کلی با هم رفیق اند.)

آقاهه میگه: مگه نمی بینین که سرش خورده به پله ها، خون ریزی داره؟

پسرها همشون پا میشن نگاه می کنن. یکیشون خیلی آروم گفت: ولی ما اصلا ً ندیده بودیم.

حراستی میاد سارا را برمیگردونه، ولی جای شکستگی نمی بینه، فقط یه سوراخ کوجولو وسط پیشونی، جای ِ یه گلوله...

 

نوشته شده توسط ویروس – 12 اسفند 1383

 

 

= = = = = =

 

توضیحات من (1397)

 

اااا، یکی از داستان کوتاه‌های دیگه‌ی من پیدا شد!

اوه اوه اوه.

دقیقا محل وقوع حادثه، همون دانشگاه دوران کاردانی‌م است.

وایستا ببینم، نکنه از روی خودم نوشتم؟

می‌دونم دقیقا همیشه از همون ورودی آخری میرفتم داخل!

ها ها ها