جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

ماجراهای سونیا (10)


ماجراهای سونیا (10)


The Sims 4 - Icon by Blagoicons on DeviantArt


خب الان میخوام با بازیکن های دیگه بازی کنم.

می خوام بروم توی خانواده هایی که بچه ها رو پخش کردم.

براشون یه سری وسیله بخرم که بگذارن توی Inventory خودشون. 

یه چیزهایی مثل تبلت، لپتاپ، ام.پی.تری پلیر، اسباب بازی و ... 


شاید هم کد "modifyrelationship Name1 Name2 100 LTR_Friendship_Main" رو بزنم تا همه شون با هم دوست بشن.


در خانواده ی اول، 5 تا بچه بودن.

در خانواده ی دوم، 6 تا بچه بودن.

در خانواده ی سوم، 5 تا بچه بودن.

در خانواده ی چهارم، 6 تا بچه بودن.


برای همه شون وسیله های لازم رو گذاشتم. ولی در مورد کد روابط، تک و توک کار کردم.


دیگه بقیه ش رو نگاه نکردم. فعلا همینا باشه. خسته شدم دیگه.

یه دفعه دیگه میام بازی.


#The_Sims_4

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد