جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

ماجراهای سونیا (12)


ماجراهای سونیا (12)

The Sims 4 - Icon by Blagoicons on DeviantArt

روز هفتم هست...

خب یه مأموریتی هست برای این که ارتقاء شغلی بگیره و حقوقش بره بالا.
عنوان مأموریت "Solve 1 Case"
توضیح مأموریت: "Get One in the Black! Solve Your First Case.
فعلا اصلا نمیدونم یعنی چی! کجا باید اولین پرونده رو حل کنه. 
توی محل کارش؟ یا توی خونه؟ چی جوریاس؟!

ایششششششش، نکو کجا فرار کردی باز؟!
بگذار زنگ بزنم پیداش کنن!

امروز تعطیل است، سرکار نمیره. "Lilith" اومده، بگذار یه "Try Baby" بزنم.
یوهاهاها
تنظیم کردم: سه قلو - هفته ی آخر

کلوب رو استارت زدم. چند تا از بچه ها رو هم دعوت کردم.

روز هشتم...
فعلا کارهای تکراری انجام میدهم. نقاشی کشیدن، نوشتن کتاب و ... 
تا این چند روز هم بگذره.
ولی الان هوس کردم دوباره خونه ش رو عوض کنم.
البته زمین رو نه، همین سرزمین خون آشام ها خوبه. فقط خونه رو عوض کنم.
خرابش کنم، یکی دیگه بسازم. یا از خونه های آماده استفاده کنم و فقط لوازم رو بگذارم.
همممممم
ولی چند ساعت طول می کشه. و این که جزء زمانی حساب نمیشه که بازیکن ت بازی می کنه.

الان "Lilith" تماس گرفت، سه قلوها به دنیا اومدن و دختر هستن.

روز کاری رسید.
دارم سعی می کنم مأموریت ها رو انجام بدهم.
فعلا باید بروم سر صحنه ی جرم، تا مأموریت های مربوطه فعال بشه.
باید از صحنه ی جرم  عکس بگیرم، نمونه برداری کنم.
یه مأموریت دیگه هم هست نمی دونم چیه... همممم، انگاری باید با یکی حرف بزنم؟
آهان، باید با دو نفر از آدم های اون صحنه ی جرم، صحبت میکردم و گزارش تهیه میکردم.
الان باید برگردم پاسگاه. و اگه مثل دفعه ی قبل باشه، باید مدارک رو بگذارم برای آنالیز کردن.
زمان کاری تمام شد...
نمیدونم مأموریت های محل کار، سقف داره، یا این که تا زمانی که تایم کاری تمام نشده، باید مأموریت انجام داد؟
به هر حال تا لحظه ی آخر داشتم مأموریت انجام میدادم.

الان هم برگشتم خونه. کلوب رو استارت زدم. ملت اومدن.
البته اون اعضای قبلی همه مُردن (پیر شدن و مُردن) این اعضای جدید، شش نفرشون از بچه های خود سونیا هستن :D

روز دهم...

دوباره با "Wolfgang" گزینه ی "try baby" رو زدم. سه قلو و هفته ی آخر تنظیم کردم براش.

روز کاری بود، یه نفر رو بازداشت کردم، اثر انگشت و بازرسی بدنی و بازجویی.
یه عالمه مدرک آنالیز کردم و ثبت کردم.
چقدر کار انجام دادم. فقط یه بار برای دستگیری مظنون از پاسگاه خارج شدم.
تایم کاری تمام شد. دارم بر میگردم خانه.

خسته شدم. از بازی میام بیرون.

#The_Sims_4

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد