ماجراهای سونیا (21)
دقیقا نمیدونم کدوم وسیله ها رو گذاشتم که اون مأموریت تمام شد.
الان رفت مرحله ی سوم.
دو تا مأموریت داره:
یک - Have a Home Worth 200000$ - از قبل انجام شده
دو - Own 30 Windows
شوخی می کنی؟ برای خونه م 30 تا پنجره بگذارم؟ الان 14 تا داره.
ایششش.
عجب Aspiration اعصاب خورد کنی هست هاااا.
خب برای این قسمت، یه دیوار طولانی در حیاط کشیدم. روی اون 20 تا پنجره گذاشتم.
مرحله ی آخر رسیدم که دو تا مأموریت داره:
یک - Have a Home Worth 350000$
دو - Purchase 20 Columns
اولی که با یه کد "Motherlode" حله. تا جایی که پول به اون مقدار برسه، باید کد بزنم.
اوه، نه، منظورش پول نبود! باید ارزش خونه رو به اون مقدار برسونم.
یعنی بروم لوازم گرون قیمت بگذارم توی خونه؟ بروم امتحان کنم.
هاااا؟ این هم تابلو گران قیمت گذاشتم، جواب نداد. پس چی کار کنم؟
بگذار توضیحات ش رو هم یه نگاه بندازم:
"Purchase a Home and Objects Worth at Least 350000$. Keep in Mind that Property Value Counts towards this as well!"
هااااا؟ دقیقا چه کاری باید انجام بدهم؟
هی روزگار. تف به این بی سوادی.
بروم دوباره امتحان کنم.
خب خب خب.
یه دیوار کشیدم، هشت تا تلویزیون دیواری بسیار بزرگ و گران گذاشتم. این هم تمام شد. آخیش.
ولی دومی چی چی گفته؟ ستون بگذارم برای خونه؟
بروم توی حیاط چند تا ستون بگذارم ببینم منظورش همین هست!
آره. فقط باید بیست تا ستون میگذاشتم. این انجام شد.
اوووفففف، این Aspiration تمام شد. چقدر اذیت کرد ها.
اصلا نگذاشت بازی کنم. همه ش درگیر این بودم که چی جوری رد کنم این رو.
یک Aspiration دیگه به اسم Computer Whiz انتخاب کردم.
یادمه این خوب و راحت بود. مرحله یی نداشت که گیر کنم و فسفر بسوزونم که چی می خواد.
مرحله ی اول دو تا مأموریت داره:
یک - Practice Programming for 5 Total Hours
دو - Play Video Games for 5 Total Hours - از قبل انجام شده بوده.
الان گذاشتم که پنج ساعت برنامه نویسی کار کنه.
یکی از دخترهاش تماس گرفت که بروند بیرون.
من هم 7 تای دیگه از بچه ها رو دعوت کردم که بروند. :D
آخیش... یادم نبود دیگه بچه ها خون آشام نیستن. دیگه زیر نور خورشید نمی سوزن و نمی میرن.
در عوض سن شون بالا میره و پیر میشن و بعد می میرن.
البته در حال عادی. یه وقت دیدی غرق شدن، رعد و برق بهشون خورد و مُردن و ...
یه فستیوالی بود. یه خورده موندن، حرف زدن، غذا خوردن.
فستیوال تمام شد. هر کسی برگشت خونه ی خودش.
کلوب رو استارت زدم و هشت تا از بچه های کوچیک رو هم دعوت کردم.
نکو دوباره از خونه رفت. زنگ زدم که پیداش کنن.
خب پنج ساعت تمرین برنامه نویسی تمام شد.
رفت مرحله ی بعد. سه تا مأموریت داره:
یک - Maintain Focus for 2 Straight Hours of Video Gaming
دو - Achieve Level 3 Programming Skill - از قبل انجام شده.
سه - Own 3000$ Worth of Electronics - از قبل انجام شده.
خب خب خب، باید مأموریت اول رو انجام بدم. ولی اول باید رو حالت Focus بره که دردسر هست.
باید شطرنج بازی کنه. بروم ببینم چی میشه.
اوه اوه اوه. هوا طوفای هست، رعد و برق شدید و بارون و ...
کلوب رو استارت زدم و هشت نفر رو هم دعوت کردم.
اااا، نکو برگشت! طبق معمول کثیف و داغون.
خب دیگه خسته شدم.
از بازی میام بیرون.
#The_Sims_4