جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

توضیحات من درباره‌ی انیمه‌ی Momokuri

 

 

 

توضیحات من درباره‌ی انیمه‌ی Momokuri

 

انیمه‌ی بامزه‌یی هست هااااااااااااااااا

ولی بعضی وقت‌ها، نمی‌تونم کارهای یوکی کوریهارا رو تحمل کنم.

حالا که قسمت سوم رسیدم، وسط کار قطع کردم.

دختره خیلی ضایع بازی در میاره.

باشه هر وقت اعصاب داشتم، بقیه‌ش رو نگاه کنم.

یا لااقل با دور تند تماشا کنم :D

دوز توهمات عشقولی این دختره زیادی بالاس.

قسمت یازدهم رو هم دیدم.

همممم، حالا که فکر می‌کنم، یوکی خیلی باحال است هاااا.

درسته کارهایی که انجام میده یه خورده خارج از تحمل من است، ولی در کل، موجود جالبی است.

و این پسره مومو، خب تقصیر خودش است که این قده خوشگل و کاوایی به نظر میاد.

و با این که دبیرستانی است، ملت فکر می‌کنن راهنمایی است.

دخترهای کلاس هم به خاطر این که این طوری است، بهش علاقه پیدا می‌کنن.

دوست‌های محترم هم که کلی مسخره بازی در میارن.

تا این قسمت دوازده، این مومو-کون شیربرنج، تنها کاری که موفق شده، این بوده که دست یوکی رو بگیره. و با زور و زحمت بسیار، به اسم کوچیک صداش کنه!

یعنی قسمت آخر ممکنه یه خورده مردونگی نشون بده و یه صحنه رمانتیک خلق کنه؟!

خب قسمت آخر رو هم دیدم.

صحنه رمانتیک؟ میشه یه گفت یه نوک سوزن داشت.

ها ها ها

هم یوکی، هم مومو-کون، هر دوتاشون ... چی بگم به این دو تا خنگول!

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد