جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

سرخی شفق

 

 

 

سرخی شفق

 

در پس قله های وهم انگیز

آخرین سرخی شفق می مُرد

دستی آهسته از سر بازی

آسمان را به شهر شب می برد

 

- هما ارژنگی -

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد