غم زده
بعد از او دیدگان ِ غم زده ام،
غیر ظلمت ز مهر و ماه ندید
عاقبت، کار ِاین دل ِ شیدا
به غم و سوز ِ انتظار کشید
- هما ارژنگی -
بغض اندوه
گفتی، آندم که یار ِ دلبندم
رفت و پیوند ِ عاشقانه گسست،
در گلوی فشرده ام گویی،
بغض ِ اندوه، جاودانه شکست
- هما ارژنگی -
ذره و نور
عشق، این لحظه ی گریزانست
که به دریای نیستی جاری ست
زندگی جز سماع ِ ذره و نور
جز تکاپوی پر گشودن نیست!
- هما ارژنگی -
رنج و زاری
آنچه خواندی به گوش من ای دوست
همه فریاد ِ رنج و زاری بود!
شکوه از روزگار ، درد انگیز،
حرف ِ اندوه و بی قراری بود
- هما ارژنگی -
گل نرگس
از بلندای آسمان بر خاک،
باز آهسته برف می بارید
باز بر دیدگان ِ حیرانم،
گل ِ نرگس به ناز می خندید.
- هما ارژنگی -
موج پر غرور
وقتی پیاله ی دلم از رنج روزگار لبریز می شود،
وقتی بهار سینه ام از تلخی ملال پاییز می شود،
آندم که از جفای دل آزار ناکسان،
سرد است آسمان،
رو می نهم به سوی تو ای ساحل ِ صبور ...
دل می دهم به خشم تو ای موج ِ پر غرور ...
- هما ارژنگی -
آسمان شیدا شد
گل قاصد خبر ِ ناز ِ ترا برد به ابر،
آسمان شیدا شد.
دامن ِ سبز چمن دریا شد.
گل به تن جامه درید.
- هما ارژنگی –
اشک شبنم
جویبار از نفس ِ پاک ِ تو پر ولوله شد
سرو با رقص ِ فریبای تو سر بالا کرد.
ناگه از شوق ِ تماشای تو ای کولی مست،
اشک ِ شبنم به رُخ ِ لاله نشست.
- هما ارژنگی -
سرخی شفق
در پس قله های وهم انگیز
آخرین سرخی شفق می مُرد
دستی آهسته از سر بازی
آسمان را به شهر شب می برد
- هما ارژنگی -