جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

رنج و زاری

 

 

 

رنج و زاری

 

آنچه خواندی به گوش من ای دوست

همه فریاد ِ رنج و زاری بود!

شکوه از روزگار ، درد انگیز،

حرف ِ اندوه و بی قراری بود

 

- هما ارژنگی -

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد