جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

توفان






دهان چترها

باز ماند

هنگامی که

تنها

دو لکّه ابرِ پریشان

جهان را

زیرِ آب بُرد


هیچ هواشناسی

توفانی را که از چشم تو جوشید

پیش‌بینی نکرده بود



بازی با دکمه‌ی توفان

سامان سپنتا


#شعر #سامان_سپنتا




نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد