جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

چشمه‌ی عشق



من همان دم که وضو ساختم از چشمه‌ی عشق

چار تکبیر زدم یک‌سره بر هر چه که هست


- حافظ -


#شعر #حافظ



ملامت




دل دو نیم شدو دلبر به ملامت برخاست

گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست


- حافظ -


#شعر #حافظ



سوختن




سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود درین خانه که کاشانه بسوخت


- حافظ -


#شعر #حافظ


فراموش




گرچه عمری است غریبانه فراموش توام

باز مشتاق تو گرمی آغوش توام

باورم نیست که بیگانه شدی با من و من

همچو یک خاطره‌ی کهنه فراموش توام


- محمد نوعی -


#شعر #محمد_نوعی


گریز




گفتی: شتاب رفتن من از برای تست

آهسته‌تر برو که دلم زیر پای تست

با قهر می‌گریزی و گویا که غافلی

سرگشته سایه‌ای همه جا در قفای تست


- هما گرامی -


#شعر #هما_گرامی


حیرت




بس که از حیرت فروماندم به‌کار خویشتن

کار خود کردم رها با کردگار خویشتن

همچو گیسو، خانه بردوشی سزاوار من است

کز پریشانی گره بستم به کار خویشتن


- بهادر یگانه -


#شعر #بهادر_یگانه



غمی ندارد



تو آن شمعی که خاموشی ندارد

غم عشقت فراموشی ندارد

کسی کآواره‌ی عشق تو گردد

غمی از خانه بر دوشی ندارد


- محمد گلبن -


#شعر #محمد_گلبن



شمع




باز امشب جلوه بخش بزم مستانم چو شمع

در میان سوز و ساز خویش خندانم چو شمع


رقص مرگ است این که می‌پیچم به خود از تاب درد

کس چه می‌داند که می‌سوزد تن و جانم چو شمع


- علی اطهری -


#شعر #علی_اطهری




دلم



خون شد ز دوری رخ یاران خدا دلم

شیدا دلم اسیر، دلم مبتلا دلم

بیچاره دل، فریفته دل، بی‌قرار دل

آه از دلم، فغان ز دلم ای خدا دلم


- همایون کرمانی -


#شعر #همایون_کرمانی



دین و دلم...



سوزنده‌تر از شرار آهم کردی

افتاده‌تر از غبار راهم کردی

دانی چه زمان دین و دلم دزدیدی؟

آن لحظه که دزدیده نگاهم کردی


- رضا شمسا -


#شعر #رضا_شمسا


شب‌های هجران




ای خدا! چون صبح روشن از کجا تابیده است

آن که من در خلوت شب‌های هجران خواستم


- ابوالحسن ورزی -


#شعر #ابوالحسن_ورزی



که هستی؟




ای عقل من! ای گمشده در وادی حیرت!

بستند ترا دیده، تو جویای که هستی؟


- بیژن ترقی -


#شعر #بیژن_ترقی



جشن گیاه‌آوری: پیوندی دیرینه با روز زمین

جشن گیاه‌آوری: پیوندی دیرینه با روز زمین 


روز زمین؛ یادآوری جهانی

هر سال در ۲۲ آوریل (۲ اردیبهشت)، میلیون‌ها نفر در سراسر جهان روز زمین را گرامی می‌دارند. این روز فرصتی است برای تأمل دربارهٔ نقش انسان در حفاظت از اکوسیستم‌های شکنندهٔ کرهٔ خاکی. اما در ایران، سنتی دیرینه به نام «جشن گیاه‌آوری» وجود دارد که مفاهیم این روز جهانی را پیش از هزاران سال پیش بینی کرده بود.


ریشه‌های کهن در فرهنگ ایران

منشأ تاریخی: بر اساس اسناد اوستایی، ایرانیان باستان هر سال با رسیدن بهار مراسمی به نام «گلستان‌خوانی» برگزار می‌کردند

نماد زندگی: کاشتن نهال جوان انار به عنوان نماد باروری و تولد دوباره طبیعت

آیین‌های همراه: خواندن سرودهای زرتشتی و پخش شیرینی‌های محلی در حین نهالکاری


پنج  نکتهٔ کاربردی برای مشارکت:

 نهال بومی منطقهٔ خود را بکارید (مانند اقاقیا یا زبان گنجشک)

 با ساخت کمپوست خانگی، زباله‌های تر را به کود تبدیل کنید

 با کودکان نقاشی دیواری با موضوع حفاظت از محیط زیست خلق کنید

 کتاب «انسان و طبیعت در ایران باستان» اثر هاشم رضی را مطالعه کنید

شمع‌های پارافینی را با شمع‌های سویا جایگزین کنید


آماری تأمل‌برانگیز:

شاخص ایران جهان

سرانه فضای سبز ۲۵m² ۳۰۰m²

مصرف پلاستیک سالانه ۳۰۰k تن ۳۵۰M تن


«زمین را نه از پدرانمان به ارث برده‌ایم، بلکه از فرزندانمان به امانت گرفته‌ایم»

~ضرب‌المثل ایرانی


امروز فرصتی است برای بازتعریف رابطهٔ انسان و طبیعت. چه بهتر که این بازنگری را با الهام از خرد نیاکانمان آغاز کنیم...


منبع: هوش مصنوعی

راه خیال



ناز پروردان که با یک بوسه مدهوشم کنند

دست هرگز کی دهد دستی در آغوشم کنند؟


تا برافروزم چراغ عشق در راه خیال

کاشکی همراز شب‌های سیه پوشم کنند


- عبدالله الفت -


#شعر #عبدالله_الفت



شب فراق


شب فراق نخواهم دَواج دیبا را

که شب، دراز بُوَد خوابگاه تنها را


#شعر #سعدی

------------------------------------------

http://MyNote83.BlogSky.com

@Everything_83

روز بزرگداشت سعدی شیرازی


هر سال در اول اردیبهشت ماه، ایران زمین گردهم می آید تا از خردمندترین سخنسرای پارسی گو، سعدی شیرازی تجلیل کند. این استاد بی بدیل غزل و حکایت، همچون خورشیدی بر سپهر ادبیات فارسی میدرخشد.


چهارگلبرگ از بوستان اندیشه های سعدی

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند


(گلستان، باب اول)


نگه دار سر رشتهٔ دانش را

که دیوانه باشد که بگسلد آن را


(بوستان، باب دوم)


شبنمِ خیال

سعدی در غزلیاتش چنین میسراید:

چه خوش بیندیشد آن کس که در دل داردت

که من بیچاره دلبند تو دارم یا نه؟


این نوشتار با احترام به مفاخر فرهنگی ایران زمین تنظیم گردید.


منبع: هوش مصنوعی

هنوز




هنوز آن چشم شهلا یادم آید

هنوز آن روی زیبا یادم آید


هنوز آن لعل خندان نگه‌سوز

هنوز آن چشم گویا یادم آید


- مظاهر مصفا -


#شعر #مظاهر_مصفا


افسرده




زندگی را در امیدی مرگبار آویخته

آخرین برگی که از شاخ چنار آویخته


غنچه‌ها خم کرده سر، افسرده تن، بر شاخه‌ها

تا چه کس این نازنینان را به دار آویخته


- سیمین بهبهانی -


#شعر #سیمین_بهبهانی



می‌خندم



به جای گریه به کار زمانه می‌خندم

ز سوز آتش دل چون زبانه می‌خندم


- پارسای تویسرکانی -


#شعر #پارسای_تویسرکانی


مانده‌ام تنها



مانده‌ام تنها درین شب‌های سرد زندگی

یک شب آخر ای حرارت بخش جان تنها بیا



- پژمان بختیاری -


#شعر #پژمان_بختیاری