ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
مرگ به سبک پوارو - آگاتا کریستی
نام کتاب: مرگ به سبک پوارو
نام اصلی کتاب: Curtain
معروف به: Poirot's last case (آخرین پرونده ی پوارو)
نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم: سید رضا حسینی
ناشر: انتشارات لک لک
نوبت چاپ: چاپ اول - 1372
+ دانلود کتاب: سایت // سایت // سایت
پشت جلد
بعد داستانی را تعریف کرد که خودش معتقد بود صحت دارد.
داستان مردی که به خاطر سرطان لاعلاجش درد بسیاری می کشید.
این مرد به دکترش التماس کرده بود به او چیزی بدهد که تمام کند.
دکتر در جوابش گفته بود: «پیرمرد، من نمی تونم چنین کاری بکنم.»
بعد هنگامی که مریض را ترک می کرد چند قرص مرفین کنار او گذاشته و گفته بود در مصرف آن دقت کند و این که مصرف چه تعداد از آن بی خطر و چه تعداد خطرناک خواهد بود.
اما مریض با وجودی که این قرص ها را در اختیار داشت و می توانست به اندازه ای از آن مصرف کند که سبب مرگش شود، این کار را نکرد...
خلاصه داستان (منبع)
پوارو در نامه ای از دوست و همراه همیشگیش هستینگز در خواست می کنه که در عمارت استایلز به او ملحق بشه,عمارتی که حالا به عنوان یک هتل ازش استفاده می شه , پوارو که بیمار و رنجوره روی صندلی چرخدار می شینه و با قتل هایی مواجه شده که طی آن قاتلین همیشه به گناه خودشون اعتراف میکنند و شخصی که مسبب اصلی این قتل هاست به شیوه ای مرموز و شیطانی نقش یه عامل رو در جنایت ها ایفا می کنه ولی هرگز به دام نیافتاده و ...
راز دهکده سیتافورد - آگاتا کریستی
نام کتاب: راز دهکده سیتافورد
نام اصلی کتاب: The Sittaford Mystery
نویسنده: آگاتا کریستی (Agatha Christie)
مترجم: مرضیه دبخشو
ناشر: انتشارات نوین
نوبت چاپ: چاپ اول - 1374
تعداد صفحات: 322 صفحه
خلاصه داستان (منبع)
«کاپیتان جوزف ترویلیان، مردی ثروتمند است که در دوران بازنشستگی از نیروی دریایی، در دهکده کوچک سینافورد زندگی میکند. او خانه ویلایی کوچک خود را در سینافورد به خانم ویلت و دختر او «وایولت» اجاره داده است و خود به اگزمپتون رفته است تا زمستان را آنجا سپری کند. سرگرد برنابی، دوست کاپیتان به میهمانی که خانم ویلت ترتیب داده بود، میرود و با آقای گاروفیلد و آقای دوک آشنا میشود. آنجا در یک بازی ارواح، به سرگرد برنابی پیغامی میرسد، مبنی بر این که کاپیتان ترویلیان مرده است. با وجود این که سرگرد برنابی اعتقادی به احضار روح ندارد، اما نگران دوست خود شده و با سختی فراوان و زیر بارش برف سنگین، به اگزمپتون میرود و ناباورانه با جسد کاپیتان ترویلیان مواجه میشود.»