ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
از این همه جا... – تکین حمزه لو
نام کتاب: از این همه جا ...
نویسنده: تکین حمزه لو
ناشر: انتشارات روشا
نوبت چاپ: چاپ چهارم – 1387
تعداد صفحات: 334 صفحه
پشت صفحه
اتوبان مثل ماری سرد و تاریک به ناکجا می رفت. باد سرد اواخر زمستان گاهی تکانی به ماشین می داد. قبل از این که دوستانش فرصت پیدا کنند چیزی بگویند پیاده شد. وقتی مثل سنگ ریزه روی آسفالت سرد و بی رحم به سرعت می غلتید، فکر کرد اگر ماشین نگه داشته، پس چرا اون نتوانسته پایش را روی زمین بگذارد.
صدای خفه و بم خم شدن فلز و شکستن استخوان هایش گوشش را پر کرد. حتی صداها را رنگی می شنید، رنگ قرمز به سرعت تبدیل به آبی درخشان و دردناک شد ...
خلاصه داستان (منبع)
پسری 18 ساله که در اثر مصرف بیش از حد مواد کشته میشه و وقتی برادرش ارش خبر مرگ اون رو میفهمه از خارج به ایران برمی گرده تا علت مرگ برادرش رو بفهمه و در این میان مجبور میشه که دست به کارهای خطرناکی بزنه...