ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
دوباره نگاه کن - لیزا اسکاتولین
نام کتاب: دوباره نگاه کن
نام اصلی: Look Again
نویسنده: لیزا اسکاتولین (Lisa Scottoline)
مترجم: شهناز مجیدی
ناشر: انتشارات روشا
نوبت چاپ: چاپ دوم - 1393
تعداد صفحات: 493 صفحه
پشت جلد
آلن گلیسون، وقتی آگهی "آیا این بچه را دیده اید" را در صندوق پستش دید، نزدیک بود آن را به دور بیفکند.
اما چیزی باعث شد که دوباره به آن نگاه کند و قلبش از حرکت ایستاد.
بچه توی عکس دقیقاً شکل پسری بود که به فرزند خواندگی گرفته بود.
همه چیز در درونش می گفت که شباهت بین پسرش و بچه توی عکس را نادیده بگیرد؛ چون می دانست که گرفتن فرزند خوانده اش قانونی بوده است.
ولی او روزنامه نگار است و نمی تواند از فکر کردن به بچه توی عکس خودداری کند، تا وقتی حقیقت را بیابد.
و نمی تواند این سوال را از ذهنش دور کند "اگر ویل واقعاً به شخص دیگری تعلق داشته باشد، آیا می تواند او را نگاه دارد یا باید او را به دیگری بسپارد؟"
از این همه جا... – تکین حمزه لو
نام کتاب: از این همه جا ...
نویسنده: تکین حمزه لو
ناشر: انتشارات روشا
نوبت چاپ: چاپ چهارم – 1387
تعداد صفحات: 334 صفحه
پشت صفحه
اتوبان مثل ماری سرد و تاریک به ناکجا می رفت. باد سرد اواخر زمستان گاهی تکانی به ماشین می داد. قبل از این که دوستانش فرصت پیدا کنند چیزی بگویند پیاده شد. وقتی مثل سنگ ریزه روی آسفالت سرد و بی رحم به سرعت می غلتید، فکر کرد اگر ماشین نگه داشته، پس چرا اون نتوانسته پایش را روی زمین بگذارد.
صدای خفه و بم خم شدن فلز و شکستن استخوان هایش گوشش را پر کرد. حتی صداها را رنگی می شنید، رنگ قرمز به سرعت تبدیل به آبی درخشان و دردناک شد ...
خلاصه داستان (منبع)
پسری 18 ساله که در اثر مصرف بیش از حد مواد کشته میشه و وقتی برادرش ارش خبر مرگ اون رو میفهمه از خارج به ایران برمی گرده تا علت مرگ برادرش رو بفهمه و در این میان مجبور میشه که دست به کارهای خطرناکی بزنه...