جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

آب و آتش





دوام عشق می‌خواهی مکن با وصل آمیزش
که آب زندگی هم می‌کند خاموش آتش را

ـ صائب ـ

#شعر #صائب_تبریزی


شام هجران





صائب آن روزی که می‌خندیدم از وصلش چو صبح

کی خبـر از روزگــار شـــام هـجـــران داشـــــــتم


ـ صائب ـ


#شعر #صائب_تبریزی




جور فلک



پاکان، ستم ز جور فلک بیشتر کشند
گندم چو پاک گشت خورد زخم آسیا

ـ صائب ـ

#شعر #صائب_تبریزی


دهان ِ پُر خون



از این سنگین دلان صائب چرا چون تیر نگریزم
که پر خون شد دهانم از همان دستی که بوسیدم

- صائب -

#شعر #صائب_تبریزی


نفرین





من کجا؟ هجر کجا؟ ای فلک بی‌انصاف

به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای


- صائب تبریزی -


#شعر #صائب_تبریزی