
شبانه نامحدود
پنجشنبهیی که گذشت.
سیم کارت مودم رو انداختم توی تبلت.
یه بسته شبانه نامحدود – یک روزه – 20 گیگ گرفتم.
ساعت 2 الی 7 صبح.
خب یه سری چپتر و اپیزودهای عقب افتاده رو دانلود کردم.
مانگا Hikaru no Go، نسخه انگلیسی دانلود کردم.
این مانگا نزدیک به 5.5 گیگ بود.
البته به صورت جلد به جلد دانلود کردم.
یه فایل تورنت داشتم، کار نکردم. اتفاقی یه سایتی بود، دیدم برای دانلود گذاشته.
و البته نیاز به عضویت داشت.
بعد اومدم بقیه اسپشیال های انیمه Prince of Tennis بگیرم.
از تورنت گرفته بودم یه سری.
میخواستم بقیه ش رو بگیرم.
یه مجموعه 10 قسمتی گرفتم.
یه دونه تکی داشت گرفتم.
به مجموعه 13 قسمتی که رسیدم، دو قسمت دانلود کردم.
دیدم ساعت شد یک ربع به هفت.
دیگه نمی تونستم چیزی بگیرم که.
ساعت 7 تمام میشد.
شاید 11 گیگ مصرف کرده باشم. بقیه ش سوخت شد.
یادم باشه دفعه آینده این طوری نکنم.
هنوز یه چند تا مجموعه مونده از این انیمه بگیرم.
و در ضمن، باید اسپشیال و ... انیمه Hikaru no Go رو هم بگیرم.
که فقط تورنت پیدا کردم. اون هم حجم بسیار بالا.
اگه لینک پیدا نکنم، باید با همین تورنت سر کنم. به شرطی که اصلا بشه دانلود کرد.
هنوز فایل ش رو تست نکردم.
رعد و برق
سلام.
نمیدونم، یه جورایی انگاری داشتم از خواب بیدار میشدم.
صبحی ساعت نزدیک 8 بود.
فکر کردم یه چی تو اتاقم منفجر شده.
از خواب پریدم. شایدم نپریدم.
ولی اینقده شوکه شدم.
صدای انفجار همین طوری میاومد.
همه شیشه اتاق میلرزید.
وقتی نشستم، متوجه شدم رعد و برق است!
خب قبلش یه اِهِنی، یه اوهونی ... یه چیزی ...
اینطوری بی هوا.
آدم از خواب میپره. سکته میزنه.
فکر کردم چی توی اتاقم ترکیده این طوری شده!
پاشدم برق محافظ رو قطع کردم.
این رعد و برق های این مدلی، بسیار بسیار خطرناک است.
پشت ویترین
امروز برگشتنی، پشت ویترین یه موبایل فروشی، هم A8 (2018) و هم A7 (2018) گذاشته بود. کنار هم بودن.
ووواااااااااااااایییییییییییییی A8 (2018) از نظر ظاهری، خیلی خیلی بهتر بود.
ولی خب ... من همون A7 (2018) رو میخواهم.
حالا این همه دارم جیلیز ویلیز میزنم. آخرش میرم، دست از پا درازتر برمیگردم.
کتابخونه
امروز رفتم کتابخونه.
از چهار تا کتاب، دو تا خوندم. دو تا نخونده پس دادم.
یکی ش رو که شروع کرده بودم، اصلا نمیفهمیدم این اسمی که نوشته، دختر یا پسر.
هیچی نفهمیدم از این کتاب. سی صفحه خوندم، ولش کردم.
اسمش یادم نیست. (مثلا امروز رفتم پس دادم هااا)
کتاب دوم (بار هستی) هم یه 20 صفحه خوندم، بی خیال شدم.
حوصلهم نکشید بخونمش.
ولی یه رمان ایرانی (طلایه) خوندم. که خوب بود. و صد البته براش کلی حرف داشتم.
ولی اون موقع که خوندم، ننوشتم. حالا هم یادم نیست.
و کتاب چهارم هم، یکی دیگه از کتابهای ماری هیگینز کلارک بود که برای بار چندم می خوندم.
امروز هم چهار تا کتاب دیگه گرفتم.
دو تاش رو قبلا خوندم :D قراره دوباره بخونم.
یکی دیگه رو هم باید خونده باشم :D
اون چهارمی، رمان ایرانی است. تا حالا نخوندم.
Samsun Galaxy A7 (2018)
در حال حاضر، تصمیم گرفتم این مدل رو بگیرم.
باید بروم به نزدیک ترین نمایندگی سامسونگ.
ببینم داره یا نه.
حال ندارم این همه راه بروم بازار موبایل یا علاءالدین.
همممم، مشخصاتش هم خوب است.
البته پردازنده مال خود سامسونگ است. اطلاع زیادی ندارم.
ولی مشخصات کلیِ گوشی این است:
اندازه: 6 اینچ (چقدر این موضوع بد است. چی میشد 5 اینچ باشه؟)
دوربین: 24 مگاپیکسل (البته سه تا دوربین داره.)
حافظه داخلی: 64 گیگ یا 128 گیگ
* من دنبال 128 گیگ هستم :D
رم: 4 گیگ یا 6 گیگ
اندروید 8
FM Radio, GPS, NFC, Micro USB 2, 3300 mAh
پردازنده: Exynos 7885 Octa
وزن: 168 گرم
رنگ: آبی – صورتی – طلایی – مشکی
* باید حضوری آبی و صورتی رو نگاه کنم. در تصاویر، همین دو رنگ خیلی خوب بود. انتخاب سخت است. ولی شاید آبی.
تاریخ عرضه: اکتبر 2018
قیمت: حدود 280 یورو
قراره بروم سراغ این مدل. اگه نسخه 128 گیگ، تا 3 میلیون و 800 بود، میگیرم.
وگرنه دوباره معلوم نیست چه خاکی بر سر می ریزم.
در همین چند هفته، چند مدل عوض کردم.
ولی خب، تا همین الان که دارم تایپ میکنم، همین مدل رو میخوام.
باید یه کارت حافظه 32 گیگ هم براش بگیرم.
یه کیف هم میخوام.
چون Micro USB 2 است، دیگه نیازی نیست کابل اضافی بگیرم.
نگاه کن!
هنوز گوشی نگرفته، دارم برای بقیه موارد نقشه میکشم.
+ اطلاعات بیشتر در مورد گوشی: سایت // سایت
http://s9.picofile.com/file/8322105342/Manga_Folder.png
اینا رو خوندم:
Yubisaki Kara Hachimitsu - Yuri on Ice - dj [OneShot-Yaoi]
Silver Wolf Cries in Full Moon [OneShot-Yaoi]
Oni-san Kochira ~ Last: Kuroko no Basuke dj [OneShot-Yaoi]
5days 5months After - Yuri on Ice dj [OneShot-Yaoi]
Oni-san Kochira First Kuroko no Basuke Dj [OneShot-Yaoi]
The Wizard and the NEET [Manhwa-Yaoi] - Chapter 03 [END]
Seishun Girigiri Outline [Manga-Yaoi] - Chapter 06 [END]
Ore no Doukyuusei ga Binkan sugite Yabai [Manga-Yaoi] - Chapter 02.5 [END]
Gozen 0 ji no Ookami Koushi [Manga-Yaoi] - Chapter 05 + Extera [END]
Junjou Romantica [Manga-Yaoi] - Chapter 27.5 & 28
19 Days [Manhua-Yaoi] - Chapter 86~95
Make me Bark [Manhwa-Yaoi] - Chapter 31~35 [END]
Happy Birthday [Manga-Yaoi] - Chapter 7 ~ 11.5 [END]
Tsubaki-Chou Lonely Planet [Manga] - Chapter 66
Magi - Sinbad no Bouken [Manga] - Chapter 158
دوباره گوشی
یه چند شبی است که دوباره افتادم دنبال مشخصات گوشی پیدا کردن.
ببینم چی به چی است.
تا قبل این، تصمیم نهایی م به Sony Xperia XA2 بود.
ولی دیشب 4 مدل (ال.جی / سامسونگ / شیائومی) دیدم.
اینا هم بد نبودن. به خصوص یکی از ال.جی ها که 128 گیگ بود.
بزرگترین مشکلم این است که درمورد پردازندهها نمیدونم.
اگه پردازنده اسنپدراگون نباشه، مشکل میخورم؟
گوشی فعلیم (Sony Xpera M) هم اسنپدراگون است.
تبلت خوشگلم هم اسنپدراگون است.
برای همین نمیدونم.
اگه بخوام دوباره گوشی جستجو کنم، مغزم قاطی میکنه.
نمیتونم تصمیم بگیرم.
دیشب مشخصات اینا رو دیدم:
LG Q7
Samsung Galaxy A8 (2018)
Xiaomi Redmi 6
LG G6+ (از این خوشم اومد. ولی 4 میلیون است، تازه، 5.7 اینچ است. بزرگ حساب میشه، ولی پردازنده ش اسنپدراگون است و 128 گیگ حافظه داخلی داره.)
Grappler Baki: Saidai Tournament-hen E14 ~ 24 [END]
قسمت 21، وقتی میفهمی اُگر یه پسر دیگه هم داره! اصلا شوکه میشی.
پسر بزرگ ِ اُگر، به اسم جک همر شناخته میشه.
کسی تا فینال اومده بالا و الان داره با باکی مبارزه میکنه.
حتی خود اُگر هم تا حالا نمیدونست یه پسر دیگه هم داره.
هر چند که جک همهش با دارو و دوپینگ این مدلی و قوی شده.
ولی باکی کلی تمرین داشته، مبارزه کرده ...
باید دید فینال چی میشه.
فعلا همه چی برابر است.
اووووفففففففففف، یه صحنه بود که اُگر خودش رو آزاد کرد.
عجب ابهتی داشت.
توی قسمتهای قبلی دیده بودیم که برای این که مسابقات رو بهم نریزه، کلی بهش داروی بیهوشی زدن و یه جا زندانی ش کردن.
ولی بالاخره موقع فینال به هوش اومد.
این اُگر عجب اعجوبهای است!
قسمت 23، همه داروهایی که جک خورده بود، بالا آورد. دوباره بدنش به اون لاغری در اومد که چند سال قبل بود.
ولی با این حال، هنوز هم داره باکی رو نابود میکنه.
یعنی واقعا باکی شکست میخوره؟
این یارو جک، برادر ناتنیِ باکی، موفق میشه با اُگر (پدرش) مبارزه کنه؟
عجب داستانی شد!
ولی از نظر بزن بزن، فصل یک، خیلی بهتر بود.
اونجا همه مبارزهها، برای مرگ و زندگی بود یه جوری.
ولی اینجا، فقط مبارزههایی نمایشی است با کلی تماشاچی.
شاید مبارزهها در این میدان واقعی باشه. ولی ...
بالاخره باکی پیروز شد. کمربند قهرمانی رو از آنِ خودش کرد.
لحظهی آخر مسابقه، شبیه به اُگر شده بود.
قیافهی شیطان در پشتش نقش بست.
جک بعد از مسابقه، رفت سراغ اُگر و عملا خورد و خاکشیر شد.
مسابقات تا اطلاع ثانوی (وشاید حتی برای همیشه) تعطیل شد.
همهی مبارزها به کشورهای خودشون برگشتن تا دوباره از اول تمرین رو شروع کنن.
قسمت آخر داره زمانی رو نشون میده که اُگر 18 سالش بوده.
کل کلاه سبزهای امریکایی که برای نابودیش اومده بودن رو، به فنا داد.
ای ول داری اُگر!
اوووففففففففففف، مردی که یک تنه آمریکا رو نابود کرد و در تاریخ ثبت نشد!
اُگر! اُگر قهرمان!
این بچه اون موقع تازه 18 سالش بود! ای ول داره.
ااااااااااااااااا، تموم شد؟ پس مبارزه بین باکی و اُگر چی شد؟
باکی چه موقع قراره خورد و خاکشیر بشه؟ هان؟
یوهاهاهاها
Grappler Baki: Saidai Tournament-hen E14 ~ 24 [END]
قسمت 21، وقتی میفهمی اُگر یه پسر دیگه هم داره! اصلا شوکه میشی.
پسر بزرگ ِ اُگر، به اسم جک همر شناخته میشه.
کسی تا فینال اومده بالا و الان داره با باکی مبارزه میکنه.
حتی خود اُگر هم تا حالا نمیدونست یه پسر دیگه هم داره.
هر چند که جک همهش با دارو و دوپینگ این مدلی و قوی شده.
ولی باکی کلی تمرین داشته، مبارزه کرده ...
باید دید فینال چی میشه.
فعلا همه چی برابر است.
اووووفففففففففف، یه صحنه بود که اُگر خودش رو آزاد کرد.
عجب ابهتی داشت.
توی قسمتهای قبلی دیده بودیم که برای این که مسابقات رو بهم نریزه، کلی بهش داروی بیهوشی زدن و یه جا زندانی ش کردن.
ولی بالاخره موقع فینال به هوش اومد.
این اُگر عجب اعجوبهای است!
قسمت 23، همه داروهایی که جک خورده بود، بالا آورد. دوباره بدنش به اون لاغری در اومد که چند سال قبل بود.
ولی با این حال، هنوز هم داره باکی رو نابود میکنه.
یعنی واقعا باکی شکست میخوره؟
این یارو جک، برادر ناتنیِ باکی، موفق میشه با اُگر (پدرش) مبارزه کنه؟
عجب داستانی شد!
ولی از نظر بزن بزن، فصل یک، خیلی بهتر بود.
اونجا همه مبارزهها، برای مرگ و زندگی بود یه جوری.
ولی اینجا، فقط مبارزههایی نمایشی است با کلی تماشاچی.
شاید مبارزهها در این میدان واقعی باشه. ولی ...
بالاخره باکی پیروز شد. کمربند قهرمانی رو از آنِ خودش کرد.
لحظهی آخر مسابقه، شبیه به اُگر شده بود.
قیافهی شیطان در پشتش نقش بست.
جک بعد از مسابقه، رفت سراغ اُگر و عملا خورد و خاکشیر شد.
مسابقات تا اطلاع ثانوی (وشاید حتی برای همیشه) تعطیل شد.
همهی مبارزها به کشورهای خودشون برگشتن تا دوباره از اول تمرین رو شروع کنن.
قسمت آخر داره زمانی رو نشون میده که اُگر 18 سالش بوده.
کل کلاه سبزهای امریکایی که برای نابودیش اومده بودن رو، به فنا داد.
ای ول داری اُگر!
اوووففففففففففف، مردی که یک تنه آمریکا رو نابود کرد و در تاریخ ثبت نشد!
اُگر! اُگر قهرمان!
این بچه اون موقع تازه 18 سالش بود! ای ول داره.
ااااااااااااااااا، تموم شد؟ پس مبارزه بین باکی و اُگر چی شد؟
باکی چه موقع قراره خورد و خاکشیر بشه؟ هان؟
یوهاهاهاها
نوشتن
فعلا که هر چی میبینم، جوگیر میشم در موردش بنویسم.
تا ببینم دوباره این آتیش کی خاموش میشه.
تازه کلی وان.شات و مانگا کوتاه یائویی خوندم.
ولی تنبلی میکنم و خیلی دیر به دیر ادیت میکنم.
دو تا از کارها که ادیت کامل دستم بود، اعلام کردم که فقط تایپ بزنم.
تنبلی بیداد میکنه.
همچین تنبلی هم نمیشه گفت.
یه چند صفحه کار میکنم، خیلی زود خسته میشم.
https://myanimelist.cdn-dena.com/images/anime/2/19347l.jpg
Green Green E07 ~ E12 + 3
اگه سه تا رفیق مثل ِ این رفیق های یوسکه داشته باشی، سینگل بودنت تا آخر عمر رو تضمین می کنه.
یعنی قراره بقیهی قسمتها هم این طوری باشه؟ آی دلم درد گرفت از بس خندیدم.
آقا این سه تا کله پوک ... هر چی بگم کم گفتم.
الان قسمت هفتم، دوباره جوگیر شدن. لباس دخترونه تنشون کردن ...
ایشششششششششش، یوسکه پسر است، پس چرا اینقده خوشگل میشه با لباس دخترونه و گریم!
قسمت هشتم، نفوذ به حمام دخترها، استتار بسیار عالی ... ولی از سمت اشتباهی استتار کرده بودن. این سه تا کله پوک عجب نقشههایی میکشن.
قسمت نهم، تست شجاعت بود! باید جفتی میرفتن یه معبد، یه نشونه برمیداشتن و برمیگشتن ... خب تکلیف اون سه تا نخاله که معلومه :D
بعضی وقتها یادت میره که یوسکه نقش اول است، نه اون سه تا نخاله.
قسمت 11 رو هم دیدم. پس موضوع این است.
میدوری از آینده اومده تا بتونه به یوسکه برسه. در زندگی قبلی نتونسته بودن به هم برسن.
در زندگی مجدد، میدوری در آیندهی دورتری برمیگرده.
برای همین با سرنوشت جنگیده تا به زمان یوسکه فعلی بره.
با یک بوسه، حافظهی یوسکه برمیگرده و احساساتش به میدوری رو به یاد میاره.
چقدر دلم برای فوتوبا سوخت. این دختره خیلی ناز است.
در ضمن، من زیاد از میدوری خوشم نمیاد.
قسمت آخر رو هم دیدم. از پایان راضی بودم.
میدوری برای نجات یوسکه، از زندگی خودش بهش داد. و برگشت زمان خودش.
و از حافظهی همه پاک شد که میدوری اصلا وجود داشته.
ولی بد نمیشد اگه بین یوسکه و فوتوبا عشقولی میشد :D هر چند که فوتوبا عشق یه طرفه به یوسکه پیدا کرده بود.
دو قسمت OVA و یک قسمت Special هم داره که زیرنویس فارسی ندارن.
برم اونا رو هم نگاه کنم.
این سه تا هیچی نداشت. البته یه سری صحنهها داشت که باعث سوءتفاهم میشه.
هر کدوم هم بین 8 تا 10 دقیقه بودن.
و صد البته این سه تا قسمت، هیچ پسری وجود نداشت.
https://myanimelist.cdn-dena.com/images/anime/3/85429.jpg
Kamisama Hajimemashita – Chapter 123 ~ 149
بعد از مدتها مانگا Kamisama Hajimemashita رو ادامه دادم.
از چپتر 123 تا 135 خوندم.
طول عمر نانامی کم شده. مدت زیادی برای زنده موندن نداره.
راهش این است که یه انسان دیگه کُشته بشه و زندگی اون به نانامی داده بشه.
ولی نانامی اجازه این کار رو نمیده.
آکورائو ناپدید شد! خیلی راحت. خیلی غمناک!
توموئه تصمیم جدی گرفت که انسان بشه. من کاملا مخالفم.
توموئه باید همین روباه و هم پیمان میکاگه بمونه! اصلا دوست ندارم انسان بشه.
به نظرم مسخره میشه این طوری.
برم بقیهش رو بخونم، ببینم به کجا کشیده میشه.
ولی صحنه ناپدید شدن آکورائو خیلی غمناک بود، خیلی.
ایشششششششششش، این یاتوری حرص آدم رو در میاره.
چپتر 137 رو هم خوندم.
یاتوری زده به سرش! از اول هم نقشه داشته.
رفت بدن آکورائو در کوهستان آتش رو برداره برای خودش.
همه قدرت رو برای خودش میخواد. توموئه دنبالش رفته.
با هم درگیر شدن. ولی انگاری این یاتوری داره موفق میشه بدن رو به دست بیاره.
نانامی و بقیه حس شومی دارن. نانامی میخواد بره دنبال توموئه.
چپتر 141 رو هم خوندم.
همه بدون مشکل از دنیای زیرین برگشتن.
اوکونینوشی-ساما بالاخره رضایت داده تا توموئه انسان بشه.
ولی میکاگه الان مخالف است. هنوز تکلیف توئومه و نانامی با خودشون مشخص نیست.
فعلا یک سال مهلت گرفتن تا ببینن چه تصمیمی قراره بگیرن.
چپتر 142 رو هم خوندم.
اگه توموئه انسان بشه، دیگه نمیتونن در معبد میکاگه بمونن.
تازه نانامی هم باید بره از اونجا.
این برای میزوکی خیلی سخت است.
اصلا چه کاری است که توموئه میخواد انسان بشه؟
همین الانش هم مگه با نانامی نیست؟ پس چه دلیلی داره؟
تازه این طوری دنیاشون خیلی جالب تر است.
من به شدت مخالفم که توموئه انسان بشه و با نانامی از معبد برن.
دیگه نمیتونن دنیای یوکایها و ... رو ببینن.
چپتر 149 (پایان) رو هم خوندم ... یه جورایی بود هااااااااااااااااااا.
اول این که به هیچ عنوان دلم نمیخواست توموئه، انسان بشه.
روباه به اون جیگر طلایی! اون وقت حالا ...
جشن عروسی رو من هم انتظار نداشتم. اصلا فکر نمیکردم بخوان جشن این مدلی بگیرن.
این ده سال که گذشت، حالا دارن بر میگردن معبد.
یعنی همه چی درست شده؟ با این که توموئه دیگه انسان است و نانامی هم نشان خدایی نداره، هنوز هم میتونه دنیای یوکایها و ... رو ببینه؟
باز خوبیش این بود که نانامی و توموئه، هیچی رو فراموش نکردن. اگه قرار بود فراموش بکنن، خیلی نامردی میشد دیگه.
ها ها ها ... انگاری آکورائو در قالب یه دختربچه به این دنیا برگشته.
خب ... بالاخره این کار هم تمام شد ...
مانگا رو نگه میدارم. همون طور که هر دو فصل انیمهش رو نگه داشتم.

Grappler Baki: Saidai Tournament-hen E01 ~ 13
انیمهی Grappler Baki: Saidai Tournament-hen تا قسمت 13 دیدم.
تا اینجا که 13 قسمت دیدم، هر چی حساب می کنم.
فصل یک، یه سر و گردن بالاتر و بهتر بود.
این که تا اینجا همه ش مسابقات است.
اون قدری هیجان نداره.
منظورم به نسبت فصل یک است.
بخوایی حساب کنی، فصل یک، خیلی کشت و کشتار خوبی داشت.
ولی الان همه ش مسابقات است. فقط برنده و بازنده.
نه زنده و مُرده.
شاید اُگر برای همین دوست نداره زیاد توی این مسابقه باشه.
چقده اُگر باحال است.
تنها مشکلم باهاش، این بود که فصل یک، عشقش رو کُشت.
وگرنه خیلی خفن است. کاش اون کار رو نکرده بود. می تونست طوری بزنه که طرف نمیره.
حیف شد.
هیچ کسی به پای اُگر نمیرسه.
و اصلا هم دوست ندارم باکی در آینده، پدرش (اُگر) رو شکست بده. اصلا دوست ندارم.
باید دید در ادامه چی پیش میاد.
https://myanimelist.cdn-dena.com/images/anime/2/19347l.jpg
Green Green E01 ~ E06
شش قسمت اول از انیمهی Green Green رو دیدم.
وووووووووووووووووووو
دوز ایچی ش همچین یه نموره بالاست.
تا این جا چهار قسمت دیدم. هرهر خندیدم.
واقعا کنجکاو شدم بدونم یوسکه قبلا چه اتفاقی براش افتاده؟
نکنه تصادفی، چیزی بوده که الان حافظه ش رو از دست داده.
لااقل این دختره میدوری رو نمیشناسه. در صورتی که انگاری میدوری از قدیم، عاشق یوسکه بوده.
ولی یوسکه، میدوری رو یادش نمیاد.
این عملیات نفوذ به خوابگاه دخترها، عملیات نفوذ به حمام دخترها ...
آی چقدر خندیدم.
قسمت ششم رسیدم، این سه تا کله پوک، در یه انباری گیر افتادن.
حالا توهم زدن ... ریسه رفتم از خنده!
یعنی قسمت شش واسه خودش یه چیزی بودهااااااااااااااااا.
Boku no Hero Academia – Chapter 58 ~ 103
مانگا Boku no Hero Academia، از چپتر 58 تا 103 خوندم.
تا 217 نسخه انگلیسی اومده، ولی فارسی فعلا به 103 رسیده.
برای بقیهش باید حالا حالاها صبر کنم.
ترجمه و ادیتش دست دو تا گروه مختلف است (رینکا و نکو)
انیمه هم فقط فصل اول و دوم دیدم.
هنوز فصل سومی ندیدم.
الان رسیدن به زمانی که قراره آزمونی برگزار بشه، تا بتونن گواهی نامه موقت بگیرن.
کل مدرسهها شرکت کردن.
و همه برای یو.ای دندون تیز کردن.
کا-چان (عشقم) و شوتو (عشقم) تکی تکی رفتن.
ولی میدوریا بقیه رو جمع کرد تا با هم باشن.
ولی فعلا که مدرسههای دیگه بهشون حمله کردن.
باید دید در آینده چی جوری میشه.
اون قسمتهایی که تبه کارها حمله کردن به کمپ تمرینی و کا-چان رو دزدیدن.
چقدر استرسزا بود. چقدر ناراحت کننده.
همهشون به نوعی داغون بودن، میدوریا از همه بدتر.
توی تصاویری که طرفدارها طراحی کردن، خیلیها برداشتن میدوریا با کا-چان یا میدوریا با شوتو رو شیپ کردن. ولی من خوشم نمیاد.
من فقط شیب کا-چان با شوتو رو قبول دارم :D
فکر کنم فصل سوم رو دانلود کرده باشم. باید در آینده نگاه کنم.
http://s9.picofile.com/file/8322105342/Manga_Folder.png
1) منهوای Guang Xiang – چپتر 1 تا 37 + 2 اکسترا (پایان)
2) مانهوا Tower Of God – چپتر 207
3) مانگا Boku no Hero Academia – چپتر 1 تا 57
http://s9.picofile.com/file/8322104968/Anime_All_Folder.png
1) قسمت 13 و 14 (پایان) از انیمهی Mahoromatic 2
2) قسمت 1 تا 13 از انیمهی Grappler Baki: Saidai Tournament-hen
3) قسمت 1 تا 6 از انیمهی Green Green
4) دور تکرار Hikaru no Go
اینا رو خوندم
مانهوا The Last Zombie -
چپتر 1 تا 26 (پایان یافته)
مانگا Kizudarake no Hakoniwa - چپتر 1 تا 10 (پایان یافته)
بعد از خوندن کارهای پاستوریزه یی مثل The Last Zombie، واقعا خوندن یه چی مثل Kizudarake no Hakoniwa لازم بود.
http://s9.picofile.com/file/8322105342/Manga_Folder.png
اینا رو خوندم :D
مانگا Yatamomo از چپتر 17تا 19 (پایان)
مانهوا The Next Door Neighbor - چپتر 1 تا 33 (پایان)
مانهوا Voice of Love - چپتر 1 تا 36.5 (پایان)
* سه تا کار بالایی رو از از کانال یائویی ورلد میتونین بگیرین.
مانهوا Tower Of God - چپترهای 201 و 202
مانهوا Siren's Lament - چپترهای 104 و 105
* این دو تا کار رو هم از انجمن دنیای انیمه میتونین بگیرین.
http://s9.picofile.com/file/8322104968/Anime_All_Folder.png
اینا رو دیدم:
انیمه R.O.D the TV از قسمت 19 تا 26 (آخر)
انیمه Scrapped Princess - پایان یافته - 24 قسمت
تا قسمت 12 از انیمه ی Mahoromatic 2
تا قسمت 4 از انیمه ی Bastard!! Ankoku no Hakaishin
دور تکرار انیمه Hikaru no Go