-
آخه چه غلطی بکنم؟
سهشنبه 19 بهمن 1400 19:20
سلام. از ساعت ۱۴ تا حالا منتظرم سیستم روشن بشه. ولی خب... به نظرم امشب خبری از کامپیوتر نیست. لعنتی... اگه اون همه کلین با حجم زیاد دانلود نکرده بودم، به مسئول میزکارها می گفتم تا اطلاع ثانوی ادیت نمی کنم. ولی اون همه کلین با حجم های بالا، خیلی حیف میشه. برای همین چیزی نگفتم. باید دید شرایط چی جوری میشه. ایییشششششش...
-
دلم تنگ شده
دوشنبه 18 بهمن 1400 20:40
دلم تنگ شده بگذار دیگر هیچ کس به سراغمان نیاید اصلاً بگذار خجالت بکشیم دیگر چه فرقی میکند - دلم تنگ شده – دلم تنگ شده برای همهی چیزهایی که همهی ما را آزار میداد دلم تنگ شده برای خوشیهایی که فکر میکردیم هیچ گاه تمام نمیشود اینجا روزهایش غریبهاند و شبها آنقدر آسمان کوچک میشود که حتی اگر بارها هم ستارهها را...
-
همچنان منتظرم...
دوشنبه 18 بهمن 1400 13:47
سلام. تصمیم داشتم اگه حالم خوب بود، اولین کار، ادیت کردن باشه. ولی همه چیز به هم ریخت. بیشتر از دو ساعته منتظرم سیستم روشن بشه. ولی فعلاً خبری نیست. هی روزگار...
-
دور بشین. خاطرات پلید امروز، دور بشین!
یکشنبه 17 بهمن 1400 23:06
اندراحوالات من خب عملاً از نظر جسمی اصلاً خوب نیستم. بگذار تعریف کنم چی شد. گفته بودم که دکتر دندان برای اسفند وقت داده؟ دیروز زنگ زدن، فلانی ساعت 16 اینجا باش. حالا بماند چقدر شوکه شدم. امروز ساعت 15:30 رفتیم درمانگاه. تا 16:30 که صدا کنن بروم داخل اتاق. بگذار کلیه ی عملیات رو فاکتور بگیرم. میخواهم از حافظه م حذفشون...
-
نهایت شب
یکشنبه 17 بهمن 1400 20:19
نهایت شب ما هیچ گاه از نهایت شب حرف نزدیم و در طول راه هیچ ستارهای به مردمک چشممان گره نخورد ما فقط توقع داشتیم عصرهای جمعه از آسمان باران ببارد و شبهای سه شنبه یک آسمان ستاره ولی حتی به این فکر نکردیم که چرا آفتابگردانها نگاهشا را از خورشید بر نمیدارند! ما هیچ گاه از هم نپرسیدیم که چرا در تقویمهایمان فقط چهارده...
-
بر صلیب
شنبه 16 بهمن 1400 19:12
بر صلیب بر صلیبم، میخکوب! خون چکد از پیکرم، محکوم ِ باورهای خویش. بوده ام دیروز هم آگاه، از فردای خویش. مهرورزی کم گناهی نیست! می دانم. سزاوارم، رواست. آنچه بر من می رسد، زین ناسزاتر هم سزاست در گذرگاهی که زور و دشمنی فرمانرواست. * مهرورزی کم گناهی نیست! کم گناهی نیست عمری، عشق را، چون برترین اعجاز، باور داشتن. پرچم...
-
بعد از من
جمعه 15 بهمن 1400 21:43
بعد از من مرا عمری به دنبالت کشاندی سرانجامم به خاکستر نشاندی ربودی دفتر دل را و افسوس که سطری هم از این دفتر نخواندی گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت پس از مرگم سرشکی هم فشاندی گذشت از من ، ولی آخر نگفتی که بعد از من به امید که ماندی ؟ فریدون مشیری
-
名探偵コナン 第01-101巻 [Detective Conan vol 01-101]
جمعه 15 بهمن 1400 14:27
名探偵コナン 第01-101巻 [Detective Conan vol 01-101] 名探偵コナン zip 名探偵コナン rar 名探偵コナン raw 名探偵コナン dl 名探偵コナン torrent Title : 名探偵コナン 第01-101巻 [Detective Conan vol 01-101] Associated Names (一般コミック)[青山剛昌] 名探偵コナン 名偵探柯南 名探偵コナン 명탐정 코난 Case Closed Détective Conan (French) sakurafile.com Detective Conan v01-05b.zip – 231.2 MB Detective...
-
لبخند چشم تو
پنجشنبه 14 بهمن 1400 18:00
لبخند چشم تو تنها دلیل من که خدا هست و، این جهان زیباست، وین حیات عزیز و گرانبهاست؛ لبخند ِ چشم توست! هر چند با تبسم شیرینت، آن چنان ز خویش می روم، که نمی بینمش درست! * لبخند چشم تو در چشم من، وجود خدا را آواز می دهد. در جسم من، تمامی روح حیات را پرواز می دهد جان مرا، - که دوریت از من گرفته است – شیرین و خوش، دوباره...
-
پنجرهای سرخ
چهارشنبه 13 بهمن 1400 20:40
پنجرهای سرخ از پنجرهای سرخ پر از پروازیم وقتی که به چشمان تو میپردازیم یک قطره از آسمان چشمت کافیست گر معتقد ِ اصالت ایجازیم #شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی