جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

تاوان عشق – فهیمه رحیمی

 

 

 

تاوان عشق – فهیمه رحیمی

 

 

نام کتاب: تاوان عشق

نویسنده: فهیمه رحیمی

ناشر: نشر چکاوک

نوبت چاپ: چاپ چهاردهم – 1385

تعداد صفحات: 277 صفحه

+ لینک دانلود کتاب (منبع)

+ لینک دانلود کتاب

 

 

خلاصه داستان (منبع)

داستان درباره ی دختری به اسم کاترینه که تو یک زلزله پدر و مادر خودش رو از دست میده و چون نمیتونه برای نجات اونا کاری بکنه از دختر بودن خودش متنفر میشه و با انجام کارهای پسرونه و تغییر شکل و لباس شبیه پسرا بشه که….

 

صفحه ی اول کتاب (منبع)

سر انجام روز موعود فرا رسید و من به دعوت استاد از کرج رهسپار تا با همسرش آشنا وبه داستان زندگی او گوش فرا دهم.خانه استاد در یکی از محلات قدیمی شمیران واقع شده و من خیلی زود آن را در میان آن همه خانه مدرن و اشرافی باز شناختم، زیرا استاد گفته بود خانه اش در میان خانه های شیک و لوکس آنجا وصله ی ناجوری است. ولی به نظر من تنها خانه ی آن محیط بود که روح و اصالت داشت. به محض ورود به خانه، همسر استاد چنان گرم و پرشور پذیرایم شد که خیلی زود با او مأنوس شدم و احساس کردم که دوستی قدیمی را بعد از سالها باز یافته ام. وقتی فنجان چایی را گذاشت...

 

 

 

 

 

 

تاوان عشق – فهیمه رحیمی

 

See the source image

 

تاوان عشق – فهیمه رحیمی

 

 

نام کتاب: تاوان عشق

نویسنده: فهیمه رحیمی

ناشر: نشر چکاوک

نوبت چاپ: چاپ چهاردهم – 1385

تعداد صفحات: 277 صفحه

لینک دانلود کتاب (منبع)

لینک دانلود کتاب

 

 

خلاصه داستان (منبع)

داستان درباره ی دختری به اسم کاترینه که تو یک زلزله پدر و مادر خودش رو از دست میده و چون نمیتونه برای نجات اونا کاری بکنه از دختر بودن خودش متنفر میشه و با انجام کارهای پسرونه و تغییر شکل و لباس شبیه پسرا بشه که….

 

صفحه ی اول کتاب (منبع)

سر انجام روز موعود فرا رسید و من به دعوت استاد از کرج رهسپار تا با همسرش آشنا وبه داستان زندگی او گوش فرا دهم. خانه استاد در یکی از محلات قدیمی شمیران واقع شده و من خیلی زود آن را در میان آن همه خانه مدرن و اشرافی باز شناختم، زیرا استاد گفته بود خانه اش در میان خانه های شیک و لوکس آنجا وصله ی ناجوری است. ولی به نظر من تنها خانه ی آن محیط بود که روح و اصالت داشت. به محض ورود به خانه، همسر استاد چنان گرم و پرشور پذیرایم شد که خیلی زود با او مأنوس شدم و احساس کردم که دوستی قدیمی را بعد از سالها باز یافته ام. وقتی فنجان چایی را گذاشت...

 

#Book

 

کوچه باغ یادها - فهیمه رحیمی

 

 

 

 

کوچه باغ یادها - فهیمه رحیمی

 

 

نام کتاب: کوچه باغ یادها

نویسنده: فهیمه رحیمی

ناشر: انتشارات پگاه

نوبت چاپ: چاپ نهم - 1388

تعداد صفحات: 339 صفحه

+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک

+ لینک دانلود کتاب

 

 

خلاصه داستان (منبع)

کوچه باغ یادها گوشه‌ای از خاطرات تلخ وشیرین زندگی در کوچه‌های باریک و بلند خیابان ری و بازارچه نایب‌السلطنه با مردمی که صف و محبت آنان را می‌توان به لطافت باران و برگ گل تشبیه کرد، است. کوچه‌هایی که نام‌ها و یادهایی را در سینه حفظ کرده است که گذشت زمان نیز مهر فراموشی بر آن ننواخته و همین کوچه‌ها این باور را به انسان می‌دهند که روح پاک انسان‌ها مانند درختان تناور زنده‌‌اند که اگر بافت فیزیکی کوچه‌ها، خیابان‌ها و خانه‌ها، تغییر یافته و نو شده است، بافت دوستی‌ها و محبت‌ها و یک‌رنگی‌ها عمیق‌تر و کهن‌تر شده است.

 

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

خانه میرزا باقر فرشچی از صبح سکون و آرامش خود را از دست داده بود . زن حاجی پس از درست کردن خورشت قیمه و خیساندن برنج از درست کردن غذا فارغ شد و از پله های زیرزمین بالا آمد . گونه هایش در اثر حرارت اجاق سرخ شده بود . بالای پله ها هوای تازه را با نفسی بلند به سینه کشید و با دست عرق روی پیشانی اش را زدود و با صدای بلند فریاد کشید فخری ! دختر باریک و بلند قدی سر از پنجره اتاق بیرون کرد و گفت : بله ، مادر ! زن به سوی صدا برگشت و دخترش را در آستانه پنجره دید . گفت : وقتی چای رو دم کردی میوه و شیرینی را هم بچین و دستی هم به موهات بکش تا عمه ات لن ترانی بارمان نکنه . مواظب باش تنباکو ها آب نداشته باشن . ببینم می توانی از آنها پذیرایی کنی یا نه . دختر سر فرود آورد و سر را از پنجره به داخل کشید و دنبال دستورهای مادر رفت … عزت زمان در خانه ملوک خانم خیاطی یاد می گرفت و بیماری حاج آقا شدت گرفته بود. نیره از نرگس خواست که به خانه برود و عیادت از پدر را بهانه کند.... کوچه باغ یادها» گوشه ای از خاطرات تلخ وشیرین زندگی در کوچه های باریک و بلند خیابان ری و بازارچه نایب السلطنه با مردمی که صف و محبت آنان را می توان به لطافت باران و برگ گل تشبیه کرد، است. کوچه هایی که نام ها و یادهایی را در سینه حفظ کرده است که گذشت زمان نیز مهر فراموشی بر آن ننواخته و همین کوچه ها این باور را به انسان می دهند که روح پاک انسان ها مانند درختان تناور زنده اند که اگر بافت فیزیکی کوچه ها، خیابان ها و خانه ها، تغییر یافته و نو شده است، بافت دوستی ها و محبت ها و یک رنگی ها عمیق تر و کهن تر شده است.