-
سه شنبه عصر
یکشنبه 10 مهر 1401 18:00
سه شنبه عصر میمرد از خودش – نه خدایا – سه شنبه عصر میمرد روی حوصلهام تا ... سه شنبه عصر تنها برای دیدن یک چیز زنده بود: - مرگش – کنار پنجره – اینجا – سه شنبه عصر چشمی برای آمدنش منتظر نبود روزی که پا گذاشت به دنیا سه شنبه عصر حتی خود خدا که به او قول داده بود تنها نزول قصهی او را سه شنبه عصر حتی تمام پنجرههایی که...
-
مزخرف است
شنبه 9 مهر 1401 18:00
مزخرف است دنیای من به سمت زوالی مزخرف است این روزها که گریه مجالی مزخرف است شوخی نبود – به جان خودم – دوست دارمت حتی اگر برای تو حالی مزخرف است این روزها به جرم تو بلعیده میشوم امسال؟ - موریانه و سالی مزخرف است معتاد هم شدم – نه – جدیداً نمیکشم چشمی شبیه تو که مثالی مزخرف است لازم به گفتن نمیشود توهم نبود پی...
-
خواب سرخ
جمعه 8 مهر 1401 18:00
«خواب سرخ» شکوفه ها خواب سرخ گیلاس می دیدند طوفان خوابشان را به خاک سپرد... ـ سمانه عبدی ـ
-
Isekai Meikyuu de Harem wo
جمعه 8 مهر 1401 03:00
Isekai Meikyuu de Harem wo * توضیح: انیمهیی صحنهدار و فراتر از ایچی میباشد. :D * توضیح: موقع دانلود دقت کنید نسخه کامل است یا سان...ور شده. نام انیمه: Isekai Meikyuu de Harem wo نام انیمه: A Harem in a Fantasy World Labyrinth نام انیمه: 異世界迷宮でハーレムを نام انیمه: Harem in the Labyrinth of Another World ژانر: Action,...
-
دیوار زمانه!
پنجشنبه 7 مهر 1401 18:00
دیوار زمانه! جانم ز فراق، رنج بسیار کشید با رفتن تو، همیشه آزار کشید ما همسفر راه درازی بودیم بین من و تو «زمانه» دیوار کشید! ـ مهدی سهیلی ـ
-
یه سری اطلاعیه های شخصی
چهارشنبه 6 مهر 1401 19:48
سلام. هممممم. الان چهارشنبه مورخ 6 مهر 1401 (28 سپتامبر 2022) ساعت 19:43 به وقت سیستم من. تا همین الان، حتی اینترنت داخلی هم نداشتم. الان دوباره چک کردم. دیدم داخلی کار می کنه. فقط گفتم توی وبلاگم اعلام کنم. هی روزگار. سلام پری! نمی دونم وبلاگ می خونی یا نه. فقط اطلاع بدم همه خوب هستیم. یه خورده نگران و ناراحت هستن که...
-
مادر
چهارشنبه 6 مهر 1401 18:00
مادر گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت شبها بر گاهواره ی من بیدار نشست و خفتن آموخت دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن آموخت لبخند نهاد بر لب من بر غنچه ی گل شکفتن آموخت پس هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست شاعر: ایرج میرزا
-
دیگر برو بخواب!
سهشنبه 5 مهر 1401 18:00
دیگر برو بخواب! شاید عروس کوچهی تاریک آفتاب مثل تمام شعرها که نوشتیم روی آب - مامان! ببین! بزرگ شدم مثل یک عروس - نه دخترم، تو فکر میکنی، دیگر برو بخواب! من فکر میکنم و تو لبخند میزنی مثل همیشه، مثل همیشه توی قاب حتی نشد که بگویی چرا نشد! حتی برای دخترک خسته روی تاب هی میروی و از قفس اشباع میشود رخت عروس ادکلن...
-
دوباره عزیز من برگرد!
دوشنبه 4 مهر 1401 18:00
دوباره عزیز من برگرد! صدای چکهی شب – روی ریزش یک مرد و اعتیاد به بودن – تحمل یک درد و جملههای شبیه: - ... سه نقطه، دلتنگم! و یا شبیه: - دوباره عزیز من برگرد! و اتفاق قشنگی که هی نمیافتاد و روزگار غریبی که سمت من تف کرد * صدای پای سکوتت چقدر غمگین است دوباره سمت شکستن، سقوط، باران، درد هنوز میشد از اول – هنوز فرصت...
-
التماس مرا از نگاه میخوانی
یکشنبه 3 مهر 1401 18:00
التماس مرا از نگاه میخوانی حضور وحشی متروک یک پریشانی همیشه بی تو شکستن، همیشه بارانی برای خواهش من یک بهانه کافی بود ببین چگونه شکستم – ببین – به آسانی! مسیر خستگی ام هم کمی عوض شده است ز سمت ریزش باران، به سمت ویرانی دگر چگونه بگویم که مرگ من حتمیست بگو، چگونه نمیرم در اوج ویرانی! همیشه دل خوش این باورم که میفهمی...