-
التماس مرا از نگاه میخوانی
یکشنبه 3 مهر 1401 18:00
التماس مرا از نگاه میخوانی حضور وحشی متروک یک پریشانی همیشه بی تو شکستن، همیشه بارانی برای خواهش من یک بهانه کافی بود ببین چگونه شکستم – ببین – به آسانی! مسیر خستگی ام هم کمی عوض شده است ز سمت ریزش باران، به سمت ویرانی دگر چگونه بگویم که مرگ من حتمیست بگو، چگونه نمیرم در اوج ویرانی! همیشه دل خوش این باورم که میفهمی...
-
طرز تهیه ی شویدپلو با تن ماهی
شنبه 2 مهر 1401 20:20
طرز تهیه ی شویدپلو با تن ماهی مواد لازم برای ۲ نفر برنج ۲پیمانه شوید ۲ قاشق غذاخوری سرپُر تن ماهی ۱ عدد نمک و فلفل سیاه به مقدار کافی دستور پخت شوید پلو با تن ماهی مرحله اول ابتدا برنج را نسبت به نوع آن می خیسانیم، سپس یک قابلمه را تا نیمه آب پر می کنیم و روی حرارت زیاد قرار می دهیم تا آب جوش بیاید. حالا ۱ قاشق...
-
و چه دیر آسمان آبی شد
شنبه 2 مهر 1401 18:00
و چه دیر آسمان آبی شد گذشت درست مثل هفتهی آخر اردیبهشت چقدر زود عاشق شدم و چه دیر آسمان آبی شد این طرفها که باد نمیآید باید باور کنم: دستهای تو از آغاز ویران بود نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه» #شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی
-
دوباره بعد از تو
جمعه 1 مهر 1401 18:00
دوباره بعد از تو من از بدون تو ماندن عجیب میترسم خدا کند که نمانم دوباره بعد از تو تمام پنجره ها را به روی ما بستند به اتهام همین که: - ستاره میشمریم انگار همین دیروز بود که پنجره برای همیشه باز ماند و از آن به بعد شعرهایم بوی باران گرفت نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی...
-
اندوه و شادی!
پنجشنبه 31 شهریور 1401 18:00
اندوه و شادی! هر جا، کسی با خاطری خرم نشسته است در خنده هایش، پرده پرده غم نشسته است اندوه هم دردل نماند جاودانه زیرا "غم و شادی" کنار هم نشسته است. شادی نپاید، زانکه شادی چون چراغی – در رهگذار صرصر ماتم نشسته است هر جا که دیدم، در کنار شادمانی – "اندوه "، در جان "بنی آدم " نشسته است. -...
-
جستجوگر چی داریم الان؟
پنجشنبه 31 شهریور 1401 01:23
سلام. آقا جستجوگر فارسی چی داریم؟ یه ذربین نامی یادمه که همراه اول هی میگفت. ولی آدرس ندارم که. واقعاً هیچ غلطی نمیشه کرد؟ آدرس سایت که آدم حفظ نیست. همه ش جستجو می کنه. هی روزگار... یعنی تا کی قراره وضع این طوری باشه؟ نمی دونم توی اندروید چی جوری است الان، من دارم با ویندوز کار می کنم.
-
تا آذر زمانبندی کردم
پنجشنبه 31 شهریور 1401 01:21
یک چند روزی هست که فعال شدم. برداشتم پست گذاشتم توی وبلاگ. زمانبندی کردم. در حال حاضر تا اول آذر ماه، روزی یک عدد پست منتشر میشه توی وبلاگ. تا اون موقع زمانبندی کردم. یوهاهاها. البته همه ش شعر است. چون مورد آماده ی دیگه یی نداشتم. ولی همین هم غنیمت است. با توجه به این که تابستان امسال خیلی کم وبلاگ آپدیت کردم.
-
برای من قطع شده!
پنجشنبه 31 شهریور 1401 01:03
سلام. الان پنجشنبه مورخ 31 شهریور 1401 (22 سپتامبر 2022) - ساعت 12 بامداد اینترنت همراه برای من قطع است. فقط ترافیک داخلی میشه استفاده کرد. هی روزگار... در حال حاضر به هیچ کسی دسترسی ندارم. هر کسی رو میشناسم، همه شون از پیام رسان های خارجی استفاده می کنن. ایمیل هم جزء خارجکی ها حساب میشه. اومدم برای یکی از پست ها، عکس...
-
اگر... - مهدی سهیلی
چهارشنبه 30 شهریور 1401 18:00
« اگر...» اگر یکه باشی به نام آوری – وگر مهر باشی به روشنگری – اگر روزگاری تو را بر نهند نگین حکومت بر انگشتری به رفعت اگر تا ثریا روی شوی برتر از زهره و مشتری – گر افتد به پای تو خورشید بخت رسی تا فلک از بلند اختری – گرت آرزوها بر آید به کام دهندت بر اهل جهان سروری – دو صد حشمت آنچنانی تو را – نیرزد به یک لحظه «بی...
-
با یاد ِ دستهای تو - فریدون مشیری
سهشنبه 29 شهریور 1401 18:00
«با یاد ِ دستهای تو» هنگامهی شکوفهی نارنج بود و، من با یاد دست های تو، سر مست - تن را به آن طبیعت عطر آگین جان را به دست عشق سپردم. با یاد دست های تو، ناگاه! مشتی شکوفه را بوسیدم و به سینه فشردم! « فریدون مشیری »