-
عذاب وجدان
چهارشنبه 17 آذر 1400 22:53
راستش دلم یه استراحت مطلق می خواد. یه مدت بدون هیچ عذاب وجدانی، ادیت نکنم. ولی انگاری نمیشه. یه میزکار دیگه عضو شدم. (...) دوست داشتم همه ی کارها رو پس بدهم. فقط یه میزکار دستم باشه. ولی این عذاب وجدان نمیگذاره. ایششششش
-
راستش
چهارشنبه 17 آذر 1400 22:52
همممم راستش بیشتر وقت ها میخوام وبلاگ رو آپدیت کنم. منظورم این پست های زمانبندی شده و کلی نیست. ولی اون موقعی که حرفم میاد، پشت سیستم نیستم. وقتی هم میام پشت سیستم، یا یادم رفته، یا حسش نیست، یا وقت ندارم. اصلاً معلومه با خودم چند-چند هستم؟
-
درد
چهارشنبه 17 آذر 1400 22:49
سرم درد می کنه. البته بهتره بگم پشیونی م درد می کنه. شاید به خاطر سرما باشه. نمیدونم.
-
چون لب گذاشتی به لبم از پی وداع
سهشنبه 16 آذر 1400 13:45
چون لب گذاشتی به لبم از پی وداع دیشب که پا به چشم تر ما گذاشتی پا چون حباب بر سر دریا گذاشتی ز آن بسته ماند دوش لب از شکوه، کز نخست با بوسه مهر بر دهن ما گذاشتی چون لب گذاشتی به لبم از پی وداع گویی که داغ بر دل شیدا گذاشتی تسکین دل چگونه بر آید ز دست من؟ کار تو بود این که به من وا گذاشتی ای آنکه جای پای تو خود بوسه...
-
اینا رو دیدم
دوشنبه 15 آذر 1400 23:00
اینا رو دیدم Detective Conan - Police - EP1024 ~ 1028 Suisei no Gargantia - Sci-Fi - 13EP Detective Conan Movie 24: The Scarlet Bullet - 2021 - Police - Movie - 1EP Sunohara-sou no Kanrinin-san - Comedy - 12EP Psycho-Pass 3: First Inspector – 2020 - Police - Movie - 3EP Yuru Camp△ Season 2 - Slice of Life - S02 - 13EP...
-
اینا رو خوندم
دوشنبه 15 آذر 1400 19:55
اینا رو خوندم [Novel] Solo Leveling - Chapter 258 [Novel] I Became A Virtuous Wife and Loving Mother in another Cultivation World - Chapter 59 ~ 60 Chainsaw Man - Chapter 42 ~ 52 A Returner's Magic Should Be Special - Chapter 174 Black Clover - Chapter 315 The Croaking - Chapter 41 ~ 46 The Gamer - Chapter 391 Tales...
-
ببخش
دوشنبه 15 آذر 1400 13:44
ببخش خدایی کن ای مه گناهم ببخش در آغوش هستی پناهم ببخش به عشقم نگیری به مرگم سپار به اشکم نبخشی به آهم ببخش به موی سپیدم نظر کن ز مهر پس آنگه به بخت سیاهم ببخش گناهم گران است و عشقم گواه گناه مرا بر گواهم ببخش نخواهی اگر لب گشایی ز خشم نگاهی کن و با نگاهم ببخش به یاری به پا خیز و دستم بگیر گنهکارم اما گناهم ببخش به...
-
گویی خیال بود وصالی که داشتم
یکشنبه 14 آذر 1400 13:44
گویی خیال بود وصالی که داشتم نیلوفری که زورق سیمین بر آب داشت جا در هزار دایره ی سیم ناب داشت بر سبزه ها ستاره ی شبنم دمیده بود در چشمه ها بلور روان پیچ و تاب داشت من بودم و تو بودی و آن سایبان سبز دل های هر دو حکم روان از شباب داشت دست نوازش تو روان بود چون نسیم بر سینه ای که روشنی و لطف آب داشت آن بوسه ای که روشنی و...
-
ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی
شنبه 13 آذر 1400 13:43
ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی سخن ها خفته در چشمم نگاهم صد زبان دارد سیه چشما! مگر طرز نگاهم را نمی بینی سیه مژگان من! موی سپیدم را نگاهی کن سپید اندام من! روز سیاهم را نمی بینی؟ پریشانم، دل حسرت نصیبم را نمی جویی پشیمانم، نگاه عذر خواهم...
-
من عاشق تنهایی ام سرگشته ی شیدایی ام
جمعه 12 آذر 1400 13:42
من عاشق تنهایی ام سرگشته ی شیدایی ام با من بگو تا کیستی؟ مهری؟ بگو ماهی؟ بگو خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی بگو آهی بگو راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن دیگر بگو از جان من جانا چه می خواهی؟ بگو من عاشق تنهایی ام سرگشته ی شیدایی ام دیوانه ی رسوایی ام، تو هر چه می خواهی بگو - مهرداد اوستا -