-
آسمان
سهشنبه 21 دی 1400 15:03
آسمان ما فقط پنجره را گم کردیم آسمان جای خودش خواهد ماند نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه» #شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی
-
من و تو
دوشنبه 20 دی 1400 15:02
من و تو انگار مرا فقط برای همین آفریدهاند: که تو را به ابدیت پیوند دهم نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه» #شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی
-
روزهای بهمن
یکشنبه 19 دی 1400 15:01
روزهای بهمن قبول ...! روز تولدت را هم نگو! اما بدان، من تک تک روزهای بهمن را جشن میگیرم! نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه» #شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی
-
هرآنچه باید درباره برنامه کلاب هاوس بدانید
شنبه 18 دی 1400 14:59
هرآنچه باید درباره برنامه کلاب هاوس بدانید کلاب هاوس این روزها نام آشنای کاربران اینترنتی است که بهطرز شگفتانگیزی با رشد تعداد کاربران روبهرو شده؛ اما چطور میتوان از کلاب هاوس استفاده کرد؟ لیست شبکههای اجتماعی محبوب مدتها دستنخورده باقی مانده بود تا اینکه مدتی پیش، شبکهی اجتماعی صدامحوری با نام «ClubHouse» به...
-
باغبانها
جمعه 17 دی 1400 14:58
باغبانها از تو گفتن آه ...! قادر نیستم من خدا ناکرده شاعر نیستم من فقط گاهی تلاطم میکنم خویش را در چشمتان گم میکنم این نشانیهای تقلای من است روح سرگردان و رسوای من است کاش میشد باز عاشق میشدیم در شب پرواز لایق میشدیم کاش میشد زخمها را پینه زد کاش میشد گل، سر ِ آیینه زد مرهمی بر زخمهای سینه زد آه را از...
-
برای تو
پنجشنبه 16 دی 1400 14:58
برای تو و جسارت تو این بود که روزهای سمج را با کفشهای تنگ به سلامت بگذری و شب را با شبانههایش بگذاری * در آسمان بیصله دستی به تنفس برآوری تنی به شبنم سری به صبح و شاخهای به میوه برسانی با دستهای خالی تنها * ستاره ای! در شبی تاریک که ریشه در خویش دارد که جسارتش را شبانههای سرد و زمخت بر میآشوبد * بزن! به گُردهی...
-
شبتاب (یک)
چهارشنبه 15 دی 1400 14:57
شبتاب (یک) شتابان آبی به صورت خستهاش زد دستی به سر و روی خود کشید اما نه مثل همیشه در گرگ و میشهای غروب ملتمس و امیدوار از کنار ما گذشت با سوسوی ساده و معصومش آری! میخواست تمام شب را روشن کند من به او خندیدم پدرم اما گریه میکرد تیشه بزن فرهاد! تیشه بزن! در این شب محتوم به جرقههی تیشهات محتاجیم زندگی در قصر شیرین...
-
تنها، شب، جاده
سهشنبه 14 دی 1400 14:56
تنها، شب، جاده و غروب جادهای ست که تو را به تنهایی میخواند جاده را قدم بزن آنور جاده شب است و آنور شب طلوع تنها باید زد به شبی که بر سر راه است و طلوع که اتفاق افتاد آغاز باید کرد آغاز باید شد #شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی
-
اندر احوالات من
دوشنبه 13 دی 1400 18:06
سلام. وقت ندارم. بگذار تیتر وار بگم. + گفته بودم که نسخه ی FitGirl از بازی The Sims 4 گرفتم. نتونستم نصب کنم. از کارشناس محترم پرسیدم، گفت یه تیکی داره که باید برداری. من هر چی نگاه می کردم نمی دیدم کدوم تیک رو میگه. در نهایت متوجه شدم اگه چشمای کورم رو باز کرده بودم، سه تا تیک اون پایین تغییر زبان بود، باید تیک اون...
-
اینا رو خوندم
دوشنبه 13 دی 1400 18:05
[Novel] I Became A Virtuous Wife and Loving Mother in another Cultivation World - Chapter 63 ~ 66 Youkai Apato no Yuuga na Nichijou - Chapter 01 ~ 70 The Croaking - Chapter 50 ~ 54 CEO's Sudden Proposal - Chapter 232 ~ 263 19Days - Chapter 196 ~ 198 Tower Of God - Chapter 0514 ~ 0516 Mo Dao Zu Shi - Chapter 188 ~ 191...