شاهکار وحشت | نقد و بررسی بازی Amnesia: The Dark Descent
آیا با بازی آمنژیا یا فراموشی آشنایی دارید؟ بازیای که به عقیدهی بسیاری ترسناکترین بازی ساخته شده تا به امروز است. با نقد و بررسی بازی Amnesia: The Dark Descent با گیمفا همراه باشید.
بازی آمنژیا، در سال ۲۰۱۰ توسط شرکت فریکشنال گیم برای پلفترمهای رایانههای شخصی، مک و لینوکس عرضه شد و نسخهای از آن هم در سال ۲۰۱۶ برای پلی استیشن ۴ و اکس باکس وان منتشر شده است. جدیدا، یک به روز رسانی برای این بازی عرضه شده است که یک حالت سختی جدید به آن اضافه میکند و اگر تا به حال اسم این بازی به گوشتان نخورده و میخواهید اطلاعاتی از این بازی بسیار خوش ساخت به دست بیاورید، با گیمفا همراه باشید.
شاید برایتان عجیب باشد، اما میخواهم قبل از شروع نقد و بررسی المانهای مختلف بازی، کمی به ستایش آن بپردازم. در تمام طول سالهای بازی کردنم، که از میان بازیهای مختلف عبور میکردم، تقریبا هیچوقت به سمت بازیهای ترسناک نمیرفتم. به نظر من، اکثر آنها یک مشکلی را داشتند و نمیتوانستند درست و حسابی مرا بترسانند. بعدا که کمی اطلاعاتم در این زمینه بیشتر شد، فهمیدم که اکثر بازیهای ترسناک، از کلکی به نام جامپاسکر استفاده میکنند که به هیچعنوان نمیتوان آن را یک ترساندن درست و حسابی نامید. شما حتی اگر یک عروسک را نیز به صورت ناگهانی همراه با یک صدای بلند روی صفحه ظاهر کنید، میتوانید مخاطبتان را از جا بپرانید، اما مفهوم ترس این نیست. این فقط یک واکنش غیر ارادی بدن است که از گذشته برای افزایش شانس ما برای زنده ماندن در وجود ما باقی مانده که در مقابل خطر ناگهانی یا صدای بلند، عروقمان گشاد میشود، قرنیهی چشمانمان باز میشود و آدرنالین در خونمان ترشح میشود تا بتوانیم راحتتر با خطر کنار بیاییم. ترس واقعی، یا حداقل ترسی که من ترجیح میدهم در یک بازی تجربه کنم، احساس اضطراب و ناامنی است که هیچوقت نمیدانم چه زمانی ممکن است خطر بعدی جلویم ظاهر شود. البته، هستند کسانی که از بازیهای ترسناکی که از جامپاسکر استفاده میکنند خوششان میآید، و منظور من این نیست که آن اشخاص اشتباه میکنند، منظور من این است که استفاده از جامپاسکر آسان است. مهم وقتی است که یک سازنده، چه با اتمسفر خفقان آورش باشد، چه با موزیک کج و معوج و وهم انگیزش باشد و چه با داستان هولناکش باشد، سعی کند احساس ناامنی را در شما زیاد کند و سپس هیولا را به شما معرفی کند و کاری کند با تمام وجودتان برای زندگیتان بدوید. این تلاش اضافهی سازندگان، که البته یک چیز ضروری نیز هست و باید باشد، به نظر من موجب تقدیر است که آمنژیا یا فراموشی، آن را به بهترین نحو انجام میدهد.
با داستان بازی شروع میکنیم. مانند تقریبا تمام چیزهای دیگر بازی، این مورد در مورمورکنندهترین حالت ممکن قرار دارد و مطمئن باشید که هر جه بیشتر در داستان بازی پیش بروید، بیشتر احساس ناامنی در مورد آن خواهید کرد. داستان بازی با یک سری جمله از شخصی که ما بعدا میفهمیم خودمان هستیم، شروع میشود. ما نمیدانیم که چه کسی هستیم، و در وسط یک اتاق در یک عمارت به شدت غولآسا بیدار میشویم. داستان بازی حول و حوش سال ۱۸۰۰ تا ۱۸۵۰ میچرخد. بعد از خواندن یک یادداشت که در کنار دستمان وجود دارد، میفهمیم که اسم ما دنیل است. ما خودمان انتخاب کردیم که هر چه در ذهنمان بوده را پاک کنیم. یادداشت دو نکتهی دیگر به ما میگوید، که پایهی کل داستان و ترس موجود در بازی را شکل میدهد. ” به محراب درونی عمارت برو و برونبرگ را بکش. از موجود سایه مانندی که دنبالت هست فرار کن.” قسمت اول این جمله، این مفهوم کلی بازی را برای کا شکل میدهد. چرا ما باید برونبرگ را بکشیم؟ در جای دیگری از یادداشت گفته شده که او یک شخص پیر است. آیا ما به دنبال ثروت او هستیم؟ چه دلیلی دارد که بخواهیم قتل انجام دهیم؟ اگر میخواستیم میتوانستیم بدون اینکه حافظهمان را پاک کنیم این کار را انجام بدهیم. اینها سوالاتی است که پایهی داستان را شکل میدهند و هر چه جلوتر میروید، با خواندن یادداشتهای بیشتر که اینور و آنور پیدا میکنید، تکههای بیشتری از این داستان جذاب و هولناک برای شما برملا میشود. قسمت دوم یادداشت، به ما میگوید که یک موجود سایه مانند به دنبال ماست. این موجود سایه مانند چیست؟ به چه دلیلی دنبال ماست؟ ما در مقابل آن بیدفاع هستیم؟ قسمتهای جذابتری در داستان وجود دارند که در جلوتر به آن میرسیم، و نحوهی روایت داستان نیز بسیار جالب است. تقریبا هیچ کاتسینی در بازی وجود ندارد و تعدادی سناریوی از پیش تعیین شده هستند که شما در آنها ایفای نقش میکنید. روایت داستان از طریق صدایی که در ذهنتان صحبت میکند هم پیشروی میکند و تمام اینها باعث شده داستان این بازی، به قدری خوب تحویل مخاطب داده شود و کیفیت خود داستان نیز به حدی بالاست، که بازی نمرهی کامل را از این بخش میگیرد. شما در حین بازی کردن آمنژیا، به شدت از داستان آن لذت خواهید برد.
گیمپلی بازی آمنژیا، مورد بسیار مخصوصی است که به نظر من، به شدت به انتقال حس ترس به شما کمک میکند. شما هیچ اسلحه یا ابزاری برای مقابله با هیولاها ندارید. فقط باید فرار کنید و در یک گوشه پنهان شوید تا آنها دست از سرتان وردارند و بروند. همچنین، باید حواستان به عقلتان نیز باشد. اگر مدت زیادی در تاریکی بمانید، یا به هیولاها نگاه کنید، کم کم دیوانه میشوید و نمیتوانید راه بروید یا نفس بکشید و این میتواند بسیار سخت باشد و از آخر هیولا شما را بگیرد و شما را بکشد. البته، اینکه همیشه در نور بمانید هم گزینهی خوبی نیست، چون مانند یک نشانه برای هیولاهاست و راحتتر میتوانند شما را پیدا کنند. و البته، برای روشن کردن نور مشعل هم شما نیاز به منابعی دارید که محدود هستند و شما بدون آنها نمیتوانید مشعل روشن کنید. پس باید حواستان به منابعتان باشد که البته چیز پیچیدهای مانند بازیهای سوروایوال نیست و لازم نیست به شدت و هر ثانیه منابعتان را چک کنید. فقط اینکه یک نمای کلی از آنها داشته باشید، کافی است. مورد بعدی، پیشروی در مراحل است که با حل یک سری پازل و معما حل میشود. البته، این پازلها، به جز چند مورد معدود، هیچکدام سخت محسوب نمیشوند ولی بازی را آسان هم نمیکنند و باید کمی دقت کنید تا بتوانید مرحله را پشت سر بگذارید. حل این پازلها به شدت لذت بخش است و در طول مراحل شما با داستان بازی نیز بیشتر آشنا میشوید و همین شما را تشویق میکند که در بازی پیش بروید و زودتر بخواهید که بفهمید یادداشت بعدی چه میخواهد بگوید. در کل، اگر یک مشکل را بخواهم در گیمپلی عنوان کنم، مشکل هوش مصنوعی هیولاهاست که میدانم برای یک بازی که در سال ۲۰۱۰ ساخته شده کمی سختگیری است، اما هیولاها تلاش خاصی برای پیدا کردن شما نمیکنند و همین که شما به آنها نگاه نکنید و در تاریکی باشید، راهشان را میگیرند و میروند، حتی اگر جلوی چشمشان باشید. و البته، در بازی یک نوع هیولا بیشتر وجود ندارد. بازی در این بخش، تقریبا نمرهی کامل را میگیرد.
گرافیک، مورد مهم بعدی در بازی است که به غرق شدن شما در دنیای بازی به شدت کمک میکند. درست است که در مقابل بازیهای امروزی، گرافیک این عنوان شاید چشمگیر به نظر نرسد، اما با کمی ارفاق هنوز هم میتوان از آن لذت برد و البته اگر در زمان عرضه به آن نگاه کنیم، جزو گرافیکهای واقعا پیشرفته و چشمنواز حساب میشود. اتمسفرسازی همراه با یک سری افکتهای گرافیکی به زیبایی تمام انجام میشود. به طور مثال، اگر یک هیولا را ببینید، همانطور که کم کم شروع به دیوانه شدن میکنید، چشمانتان نیز همه چیز را کج و معوج میبیند و دنیا جلویتان کش میآید. ممکن است اگر ناگهان یک صدا را بشنوید، صفحه تکان بخورد و تار شود. این نکات خوب در طول بازی باعث میشوند این تجربهی هفت ساعته، به یک تجربهی به شدت لذت بخش و ترسناک بدل شود. کیفیت بافتهای بازی در سطح خوبی قرار دارند و گرافیک هنری بازی در معماری داخلی عمارت، واقعا خوب است. گرافیک فنی بازی به شدت نرم و لذت بخش است و در هیچکجای بازی افت فریمی را مشاهده نکردم. در کل، بازی از این بخش نیز نمرهی کامل را از آن خود میکند.
موزیک بازی، بخش آخر بررسی است که البته به شدت عالی است. در بعضی مواقع، صدای قدمها و حشراتی که انگار داخل سر شما جیر جیر میکنند، به شدت خوب کار شده است و حتما به شما پیشنهاد میشود این بازی را با هدفون تجربه کنید. موزیک بازی در موقعیتهای مختلف تغییر میکند و البته، به شدت لذت بخش است. صدای بازیگر اصلی، که دنیل باشد، به شدت عالی است. شاید پر بیراه نباشد که بگویم اگر اجرای به شدت عالی این بازیگر نبود، نمیتوانستیم این حس غرق شدن در دنیای بازی را تجربه کنیم. حسی که این بازیگر به نوشتهها میدهد، مخصوصا برای یک بازی در سال ۲۰۱۰، واقعا از هر جهت خارقالعاده است و شایستهی تشویق است. صداهای محیطی نیز به ترسناکتر شدن بازی و استرسزاتر شدن موقعیت کمک میکنند و به طور مثال شما صدای پای هیولا را در بازی میشنوید، که باعث میشود واقعا غالب تهی کنید و با تمام توانتان برای زندگیتان بدوید.
خلاصه و نتیجه گیری:
بازی Amnesia: The Dark Descent یا فراموشی: نزول تاریک، یکی از بهترین بازیهای در سبک ترسناک یا شاید حتی بهترین آنها باشد. تجربهی این بازی هفت ساعته که البته طول بسیار مناسبی نیز دارد، به تمام دوستداران سبک بازیهای ترسناک پیشنهاد میشود. گرافیک عالی نسبت به زمان خود و اتمسفرسازی خارقالعاده، موزیک عالی و صداپیشگی به شدت خوب، داستان پیچیده و نحوهی تحویل داستان که بسیار مناسب است و گیمپلی بازی که به هر چه ترسناکتر شدن آن کمک میکنند، همه و همه باعث میشود شما نتوانید این بازی را کنار بگذارید. بازی آمنژیا، یکی از بهترین بازیهای ساخته شده تا به امروز است.

منبع: گیمفا
https://www.itna.ir/images/docs/000054/n00054440-b.jpg
اختلال در سرور؛ عامل قطعی سراسری تلگرام
ایتنا - حساب کاربری پیامرسان تلگرام علت اختلال سراسری را بروز مشکل در یکی از خوشههای سرور خود عنوان کردهاست.
تلگرام دچار اختلال و دسترسی کاربران به آن قطع شده است از این رو این پیام رسان در پیامی توئیتری علت اختلال را اعلام کرد.
به گزارش ایتنا از مهر، کاربران این شبکه اجتماعی از نقاط مختلف دنیا از جمله اروپا و خاورمیانه اختلال در اپلیکیشن موبایل و نسخه دسکتاپ تلگرام را در توئیتر گزارش کرده اند.
در همین راستا پیام رسان تلگرام نیز در حساب کاربری توئیتر خود اعلام کرد: یکی از خوشه های سرور ما دچار اختلال شده است. این امر احتمالا بخش هایی از خاورمیانه ، آفریقا و اروپا را تحت تاثیر قرار داده است. در تلاش هستیم تا مشکل را رفع کنیم.
منبع: ایتنا
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
https://www.itna.ir/images/docs/000054/n00054384-b.jpg
هوم هاب گوگل از آمازون و فیسبوک سبقت گرفت
ایتنا- هوم هاب گوگل از نظر قیمت توانست از محصولات همتراز آمازون و فیسبوک پیشی بگیرد و احتمالا به زودی افراد مختلف به سمت این محصول متمایل خواهند شد.
شرکت گوگل به تازگی از دستگاه هوم هاب پرده برداشت.
هوم هاب، یک صفحه نمایش هوشمند برای تعامل دیداری بدون دست با دستیار هوشمند گوگل است.
یکی از قابلیتهای این صفحه نمایش هوشمند، کنترل خانگی با لمس سریع و قابلیت جستوجوی ویدیویی یوتیوب است.
این صفحه نمایش هفت اینچی، نسبت به بسیاری از رقبای خود کوچکتر است ولی در یک معیار، گوی سبقت را از رقیبهای خود ربوده است. معیار اصلی رقابت هوم هاب، قیمت است.
به گزارش ایتنا به نقل از ونچربیت، شرکت گوگل در پی جلسات و رویدادهای متعدد، تصمیم گرفت که قیمت این صفحه نمایش هوشمند را 149 دلار اعلام کند.
دستگاه پرتال و پرتالپلاس فیسبوک به ترتیب 199 دلار و 349 دلار قیمت دارد، ضمن اینکه برای دستگاه نسل دوم اکو شو، 229 دلار قیمت تعیین شده است.
در حقیقت قیمت هوم هاب، فقط 20 دلار بیشتر از اسپیکر خانگی هوشمند گوگل قیمت دارد.
برای این اسپیکر هوشمند در سال 2016، 129 قیمت تعیین شد و کماکان با همان قیمت در بازار به فروش میرسد.
هوم هاب با این قیمت توانست از سایر رقبای خود جلوتر بیفتد و به احتمال زیاد به زودی بسیاری از افرادی که به دنبال صفحه نمایش هوشمند هستند، از این دستگاه استقبال خواهند کرد.
https://www.itna.ir/images/docs/000054/054384/images/Google-Home-Hub-gear-patrol-lead-full.jpg
لازم به ذکر است که این صفحه نمایش در کنار نقاط قوت بسیار، ضعفهایی هم دارد که میتوان از جمله آنها به نداشتن دوربین برای برقراری تماس تصویری، و عدم وجود افکتهای واقعیت افزوده در این دستگاه اشاره کرد.
ولی با این وجود پیشبینی میشود که تعداد بسیار زیادی از هوم هاب به فروش خواهد رسید.
بر اساس نتایج یک نظرسنجی که اخیرا انجام شد، عامل قیمت، مهمترین فاکتور برای افرادی است که به دنبال خرید اسپیکر هوشمند هستند.
به همین خاطر است که "آمازون اکو دات" و "گوگل هوم مینی" با قیمت 49 دلار، پرفروشترین اسپیکرهای هوشمند بازار هستند و حتی علت پیشرفت شیائومی و علیبابا نیز همین عامل است.
منبع: ایتنا
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
https://gamefa.com/wp-content/uploads/2018/09/50-PS4-Logo-ds1-670x378-constrain-250x141.jpg
هشدار به کاربران پلیاستیشن ۴
کاربران کنسول پلیاستیشن ۴ در حال هشدار دادن به یکدیگر هستند که پیغامهای خود را روی حالت خصوصی (Private) قرار دهند. موردی که در صورت انجام ندادن آن، ممکن است مشکل جدی برای کنسول ایجاد شود.
طبق گزارش منتشر شده توسط بسیاری از کاربران سایت رددیت، به تازگی برخی پیغامی دریافت کردهاند که محتویات آن، باعث میشود کنسول قفل کرده و و تنها راه رفع مشکل هم بازگشت به تنظیمات کارخانه (Factory Reset) است. این افراد مدعی هستند که حتی اگر پیغام را باز هم نکنید نمیتوانید از مشکلاتی که ایجاد میکند رها شوید و پاک کردن آن هم از طریق برنامه موبایل نتیجهای نخواهد داشت.
Huntstark که یکی از کاربران رددیت است میگوید که او و دیگر اعضای تیم زمانی که مشغول بازی Rainbow Six: Siege بودند، فردی با یک حساب کاربری جعلی پیامی برای آنها ارسال کرده که موجب خراب شدن کنسول و ریست اجباری آن توسط کلیه افراد شده است.
BorgDrone از طرف دیگر میگوید که به دلیل نقص پیدا شده در کدهای پلیاستیشن ۴، یک نفر میتواند به کل کنسول شما را بریک کند.
شرکت سونی اینتراکتیو اینترتیمنت (Sony Interactive Entertainment) فعلا گزارشی برای پاسخ به این مسئله منتشر نکرده است. صرفا برای احتیاط که شما هم به چنین دردسری دچار نشوید، پیغامهای خود را بر روی حالت خصوصی بگذارید.
برای این کار مراحل زیر را طی کنید:
Settings > Account Management > Privacy Settings > Enter your password > Personal Info | Messaging
در این قسمت اگر به دوستان خود اعتماد دارید، دریافت پیغامها را بر روی حالت Friends بگذارید. اگر هم مایلید هیچ چیز دریافت نشود از No One استفاده کنید.
منبع: گیمفا
با بازی ایرانی «کاموا» که به صحن مجلس راه یافت آشنا شوید!
حجه الاسلام نصرالله پژمانفر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، چهارشنبهی گذشته در روزی که وزیر ارشاد در صحن مجلس حضور داشت تا در نهایت با کارت زرد نمایندگان بدرقه شود، دربارهی بازیهای ویدئویی حرفهای جالبی زد. نمایندهی مشهد، در بخشی از سخنان خود از لزوم نظارت بیشتر بر بازیهای ویدئویی و یک کودتای فرهنگی خبر داد که اگرچه به نظر میرسد بیشتر از سر اطلاع کم از این حوزه ایراد شدند، به هر حال منجر به زیر سوال رفتن عملکرد بنیاد ملی بازیهای رایانهای و عملکرد وزارت ارشاد در حوزهی بازی پرداخت. در بخشی از سخنان خود پژمانفر از چند بازی ایرانی به عنوان نمونههای ناروا در میان بازیهای تولید داخل نام برد که در کمال تعجب بازی ایرانی «کاموا» یکی از این بازیها بود!
پژمانفر در امتداد صحبتهای خود در صحن مجلس با اشاره به بازی GTA گفت که «بازیهای وحشتناکی» در حال حاضر به طور سازمانیافته در بازار عرضه میشوند. وی معتقد است که رشد بازیهای ایرانی به دلیل «همسو شدن با بازیهای خارجی» است. او سوالی را مطرح میکند: «در این بازیها وقتی بچهها بازی میکنند در [به عنوان تشویق] چه چیزی به آنها داده میشود؟» و پاسخ میدهد: «خنجر، قمه و قداره و پنجهبوکس». و در پایان وضعیت را بحرانی میخواند. نمایندهی مشهد در این میان از چند بازی ایرانی نام میبرد، اما بعید است که خودش حتا بداند هر کدام از این بازیها چه هستند. اگرچه ما میدانیم که این بازیها هر کدام چه ساز و کاری دارند و حتا دلیل نام برده شدنشان را هم میدانیم (ولی به شما نمیگوییم!) با حضور یک بازی در لیست پژمانفر مشکل داریم: بازی کاموا!
بازی کاموا، همانطور که میتوانید در صفحهی آن در کافه بازار ببینید، نه خنجر و شمشیر و قمه و قداره دارد و نه واجد شرایطِ ضدفرهنگی و کودتایی است که عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از آن صحبت میکند. بازی کاموا، شاید نهایتا با بازیهای خارجی همسو شده، اما آن هم یک مورد مثبت است. کاموا، یک بازی شبیهساز نگهداری از گربه به عنوان یک حیوان خانگی است که در آن میتوانید گربهی خودتان را بدون دردسرهای دنیای واقع، بزرگ کنید و در گوشی خود نگه دارید.
بازیهای شبیهساز مراقبت از حیوان خانگی، به خصوص گربهها محبوبیت زیادی دارند. با وجود نمونههای پرشمار خارجی، ورود بازیسازان ایرانی به این ژانر امری کاملا قابل پیشبینی بود. در بازی کاموا شما یک گربهی پرشین صاحب میشوید و با آن سر میکنید تا در مسابقات آنلاین گربهی شایسته شرکت داده شود! غذا دادن، تمیز کردن، ناز کردن و شخصیسازی ظاهر گربه، از جمله کارهایی است که میتوانید در این بازی بکنید.
در توضیحات این بازی در صفحهی آن در کافه بازار آمده است:
اگر فکر میکنی آمادهای تا از یه موجود کوچولوی دوستداشتنی نگهداری کنی، همین الان کاموا رو نصب کن تا از یه گربهی نازنازی مراقبت کنی و کمکش کنی تا توی مسابقات آنلاین گربهی شایسته برنده بشه!
و اما ویژگیهایی که این بازی دارد چیست؟ با یک بازی با ساز و کار خیلی ساده و محیط کاربری چشمنوازی طرف هستیم که برای سنین مختلف مناسب است. بازی نه خشن است نه مروج رذائل اخلاقی. با اینکه به نظر ما نقد آقای پژمانفر به دیگر بازیها هم وارد نیست، حضور این بازی در میان عناوینی که او نام میبرد بسیار تعجب برانگیز است. چرا که همانطور که گفتیم، ورود یک بازی ایرانی به جمع بازیهایی که در دسترس مخاطبان قرار میگیرد، میتواند خوراکِ فرهنگی مناسبتری برای کاربران فراهم کند. کاربرانی که به زعم همین نمایندهی مجلس، عمدتا کودکان و نوجوانان هستند.
به گربهت غذا بده، ببرش حمام، باهاش بازی کن و به موقع بخوابونش تا سرحال و آماده باشی برای مسابقهی گربهی شایسته!
برای گربهت لباس بخر و با ایدههای جالبت اون رو خوشگل کن و یه جملهی بامزه براش بنویس تا نظر همه رو جلب کنی و رأی به دست بیاری.
به گربهی بازیکنهای دیگه رأی بده و براشون کادو بفرست و باهاشون دوست شو!
خونهی گربهت رو هم میتونی با وسایلی که میخری از نو خوشگلتر بچینی.
بهعلاوهی کلی بازیهای کوچولو که هم تو رو سرگرم میکنه و هم گربهت رو!
هنوز هم چیز غیراخلاقی و ضدفرهنگی در این بازی نمیبینیم. اگر فکر میکنید که این بازی مروجِ فرهنگ غربی نگهداری گربه در خانه است و یک نوع انفصال از ارزشهای ایرانی است هم باید گفت که یک بازی همانقدر که میتواند به ترویج یک رفتار دامن بزند میتواند از بروز آن رفتار جلوگیری کند.
منبع: گیم نیوز
https://www.itna.ir/images/docs/000054/n00054442-b.jpg
پیغامهایتان را از فیسبوک پس بگیرید!
ایتنا -شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بعد از فرستادن پیغامی در فیسبوک پشیمان شوید، یا حتی پیغامی درست را به فرد اشتباه فرستاده باشید!
فیسبوک در حال آزمایش بر روی قابلیتی است که با عملیاتی شدن آن، از این پس کاربر میتواند پیغامهای فرستاده شده خود به دیگر کاربران را حذف کند.
آیا تاکنون برای شما پیش آمده که پیغامی در فیسبوک فرستاده باشید که بعدتر، از فرستادن آن پشیمان شده باشید؟
حالا فیسبوک کار را برای شما راحت کرده و میتوانید حتی آب ریخته را جمع کنید!
به گزارش ایتنا به نقل از TechRadar، هر چند با پیش آمدن اتفاقات و جریانات گوناگون و گاه مخالف فیسبوک امسال، سال خوبی برای بزرگترین شبکه احتماعی جهان نبود، و مشکلات امنیتی که پای زاکربرگ را هم به دادگاه کشاند رسواییهای زیادی برای این کمپانی محبوب به بار آورد، اما بنظر میرسد اوضاع میتواند کمی تغییر نماید.
هر چند کار به جایی رسیده بود که کاربران را به خروج از فیس بوک و بستن اکانتشان ترغیب میکرد و هشتگی فراگیر نیز در همین زمینه به راه افتاد اما حالا فیسبوک در تلاش است تا کاربران را متقاعد کند که کمی دیرتر حساب فیسبوک خود را غیرفعال کنند!
حالا تصور کنید شما پیغامی را اشتباها به فرد دیگری ارسال کردهاید یا بعد از فرستادن پیغام، پشیمان شدهاید.
فیسبوک اکنون تصمیم دارد راهی برای جبران این خطا پیدا کند و به زودی کاربران این شبکه اجتماعی خواهند توانست پیغامهای فرستاده شده را حذف کنند.
البته فیسبوک هنوز اظهار نظری رسمی در خصوص ارائه این سرویس نکرده اما گویا این قابلیت در واتساپ از شبکههای زیرمجموعه فیس بوک فعال است و به زودی در فیسبوک نیز اعمال خواهد شد.
منبع: ایتنا
銀魂 第01-75巻 [Gintama vol 01-75]
Associated Names
(一般コミック) [空知英秋] 銀魂
銀魂
银魂
Gin Tama
Silver Soul
第75巻(NEW)
Sakurafile
#Manga #Gintama #Silver_Soul
終わりのセラフ 第01-17巻 [Owari no Seraph vol 01-17]
Associated Names
(一般コミック) [鏡貴也×山本ヤマト] 終わりのセラフ
終わりのセラフ
终结的炽天使
Seraph of the End
第17巻(NEW)
Sakurafile
Owari_Seraph_Manga_v01-02.zip – 219.7 MB
Owari_Seraph_Manga_v03.zip – 113.1 MB
Owari_Seraph_Manga_v04-05.zip – 198.9 MB
Owari_Seraph_Manga_v06.zip – 141.5 MB
Owari_Seraph_Manga_v07.zip – 113.1 MB
Owari_Seraph_Manga_v08.zip – 108.3 MB
Owari_Seraph_Manga_v09.zip – 59.0 MB
Owari_Seraph_Manga_v10.zip – 113.9 MB
Owari Seraph Manga v11.zip – 98.9 MB
Owari Seraph Manga v12.zip – 54.5 MB
Owari Seraph Manga v13.zip – 92.0 MB
Owari Seraph Manga v14.zip – 33.9 MB
Owari Seraph Manga v15.zip – 40.5 MB
Owari Seraph Manga v16.zip – 70.5 MB
Owari Seraph Manga v17.zip – 69.9 MB
#Manga #Owari_no_Seraph #Seraph_of_the_End
http://manga-zip.net/wp-content/uploads/2018/10/1-35-221x300-1-221x300.jpg
火ノ丸相撲 第01-22巻 [Hinomaru-Zumou vol 01-22]
(一般コミック)[川田] 火ノ丸相撲
火ノ丸相撲
火之丸相扑
Hinomaru Zumou
DOWNLOAD/ダウンロード:
第22巻(NEW)
Sakurafile
Hinomaru-Zumou v01 Fixed.zip – 57.6 MB
Hinomaru-Zumou v01.zip – 142.2 MB
Hinomaru-Zumou v02.zip – 142.7 MB
Hinomaru-Zumou v03-04.zip – 100.9 MB
Hinomaru-Zumou v05-06.zip – 99.2 MB
Hinomaru-Zumou v07.zip – 49.9 MB
Hinomaru-Zumou v08.zip – 104.8 MB
Hinomaru-Zumou v09.zip – 96.7 MB
Hinomaru-Zumou v10.zip – 101.5 MB
Hinomaru-Zumou v11.zip – 58.9 MB
Hinomaru-Zumou v12.zip – 57.5 MB
Hinomaru-Zumou v13.zip – 63.4 MB
Hinomaru-Zumou v14.zip – 59.7 MB
Hinomaru-Zumou v15.zip – 71.8 MB
Hinomaru-Zumou v16.zip – 110.6 MB
Hinomaru-Zumou v17.zip – 47.9 MB
Hinomaru-Zumou v18.zip – 41.8 MB
Hinomaru-Zumou v19.zip – 30.8 MB
Hinomaru-Zumou v20.zip – 72.6 MB
Hinomaru-Zumou v21.zip – 90.1 MB
Hinomaru-Zumou v22s.zip – 59.9 MB
#Hinomaru_Zumou #Manga
天空侵犯 第01-18巻 [Tenkuu Shinpan vol 01-18]
(一般コミック) [大羽隆廣×三浦追儺] 天空侵犯
天空侵犯
High-rise Invasion
Sky Violation
第18巻(NEW)
Sakurafile
Tenkuu Shinpan v01-02.zip – 284.2 MB
Tenkuu Shinpan v03.zip – 108.7 MB
Tenkuu Shinpan v04.zip – 37.9 MB
Tenkuu Shinpan v05.zip – 37.6 MB
Tenkuu Shinpan v06.zip – 71.1 MB
Tenkuu Shinpan v07.zip – 70.6 MB
Tenkuu Shinpan v08.zip – 150.5 MB
Tenkuu Shinpan v09.zip – 73.1 MB
Tenkuu Shinpan v10.zip – 72.5 MB
Tenkuu Shinpan v11.zip – 89.8 MB
Tenkuu Shinpan v12.zip – 84.6 MB
Tenkuu Shinpan v13.zip – 71.3 MB
Tenkuu Shinpan v14.zip – 54.2 MB
Tenkuu Shinpan v14b.zip – 38.2 MB
Tenkuu Shinpan v15.zip – 67.1 MB
Tenkuu Shinpan v16.zip – 86.5 MB
Tenkuu Shinpan v17.zip – 91.1 MB
Tenkuu Shinpan v18.zip – 95.0 MB
#Manga #Tenkuu_Shinpan
پنج سال پیش در چنین روزی
امروز گوشی م (Sony Xperia M Dual)، پنج ساله شد.
تولد گوشی م مبارک.
همون گوشی خوشگلی که 4جی نداره.
همون گوشی خوشگلی که حافظه داخلی ش فقط 2 گیگ بوده.
تولد گوشی م مبارک.
من بنفش رنگ می خواستم. ولی فقط مشکی و سفید وارد شده بود.
مجبور شدم مشکی بگیرم.
خیلی دوست دارم گوشی جدید داشته باشم. ولی واقعیت ش رو بخوایی، اگه گوشی م 4جی بود، اگه حافظه داخلی بیشتری داشت، حالا حالا هااااا به فکر گوشی جدید نبودم.
شاید می رفتم آمار گوشی در بیارم. ولی خودم رو به تکاپو نمی انداختم که گوشی بگیرم.
فعلا دنبال گوشی هستم.
ولی با توجه به قیمت ها، احتمالا نتوانم گوشی جدید بگیرم.
اوضاع خوبی ندارم ...
97/07/23
گربه در پارک
06 Oct 2018



http://s9.picofile.com/file/8339840818/Cat_in_the_Park_1.jpg
http://s8.picofile.com/file/8339840826/Cat_in_the_Park_2.jpg
http://s9.picofile.com/file/8339840842/Cat_in_the_Park_3.jpg
http://s8.picofile.com/file/8339840850/Cat_in_the_Park_4.jpg
اینا رو دیدم
ولی هنوز پست معرفی براشون نگذاشتم در وبلاگ.
One Piece - تا قسمت 853
Atom: The Beginning
Bubuki Buranki: Hoshi no Kyojin
Busou Shoujo Machiavellism
Clockwork Planet
DanMachi Gaiden: Sword Oratoria
Demi-chan wa Kataritai
Eromanga-sensei
Fukumenkei Noise
Howl no Ugoku Shiro [Howl's Moving Castle] – 2004
Kara no Kyoukai 4: Garan no Dou – 2008
Kara no Kyoukai 5: Mujun Rasen – 2008
Magic-Kyun! Renaissance
Natsume Yuujinchou Roku
Nobunaga no Shinobi
One Outs
Onihei
Renai Boukun
Rokudenashi Majutsu Koushi to Akashic Records
Seikaisuru Kado
Soul Buster
Spiritpact
Tsugumomo
Tsuki ga Kirei
Warau Salesman New
Youjo Senki - Read Me
این انیمهها رو در کامپیوتر کپی کردم که تماشا کنم.
Hibike! Euphonium 2 – هنوز شروع نکردم
Hokuto No Ken – تا قسمت 20
Kakumeiki Valvrave S02 – تا قسمت 2
Kara no Kyoukai 6: Boukyaku Rokuon – 2008
Kara no Kyoukai 7: Satsujin Kousatsu (Kou) - 2009
Kuzu no Honkai – تا قسمت 5
Saenai Heroine no Sodatekata♭ - تا قسمت 2
Seiren – تا قسمت 9
Suka Suka Shuumatsu – تا قسمت 4
Zero kara Hajimeru Mahou no Sho – تا قسمت 2
https://www.youtube.com/embed/QqpIWaVThEM?enablejsapi=1&wmode=opaque&autoplay=1
توضیحات من دربارهی انیمهی Kuzu no Honkai (تا آخر قسمت 5)
خب ...
راستش قسمت ششم که شروع شد، Stop زدم.
خیلی بهم فشار اومد!
چرا انیمهها با روح و روان آدم بازی میکنن؟
چرا باعث میشن خاطراتی که باید مدفون شده باشن، بیان رو!؟
چرا باعث میشن زخمهای بسته شده که جاشون هیچ وقت خوب نمیشه، دوباره سوزش پیدا کنن؟
هانابی ِ این انیمه، هیچ وقت پشیمون نمیشه از این که با بهترین دوستش خوابیده.
هیچ وقت پشیمون نمیشه اگه با موگی بخوابه ...
هیچ وقت پشیمون نمیشه با فرد دیگه یی باشه ...
موگی هم همین طور.
دارن چنگ میزنن به یه چی دیگه تا بتونن دووم بیارن.
درسته ... همه چی رو میشه تحمل کرد ... آدم در چنین شرایطی دووم میاره.
ولی ... خب راستش ... خیلی چیزها رو از دست میده ...
لعنتی!
احتمالا نباید همچین انیمهیی رو میدیدم...
باید دید کی دوباره شروع میکنم برای دیدن بقیهش.
موگی هیچ وقت پشیمون نمیشه که عاشق آکانه شده!
هانابی هم هیچ وقت پشیمون نمیشه که عاشق نارومی شده!
دلیلی برای پشیمونی ندارن.
این که موگی و هانابی با هم هستن ولی خودشون میدونن جایگزین شدن!
این که خودشون رو گول می زنن که طرفی که باهاش هستن، همون عشقشون است.
قیافهی عشقشون رو میبینن ...
لعنتی، لعنتی ... لعنتی ...
چرا اینقده انیمهها واقعی هستن!
چرا همچین انیمههای دردناکی میسازن؟!
درک نمیکنن این داستانها باعث میشه آتیش زیر خاکستر، شعله بگیره؟!
درک نمیکنن؟!
ماجرای خرید مودم
رفتم فروشگاه همراه اول، با این که مودم خوب بود، ولی خوشم نیومد از اون فروشگاه خرید کنم. قیمت مودم هم 450 ت بود.
رفتم ایرانسل، مودم مد نظرم رو داشت. 450 ت، ولی چون در لیست سیاه ایرانسل هستم، مودم هم نتونستم بگیرم. گفت فرقی نداره. شماره ملی ت بلاک است در سیستم.
داشتم بر میگشتم خونه، اتفاقی یه خدمات الکترونیک دیدم. پشت ویترین، مودم همراه اول هم گذاشته بود. رفتم داخل. پرس و جو کردم.
سه نوع مودم داشت. یکی ش که 700 خورده یی بود. گفت هر اپراتوری رو پشتیبانی می کنه.
یه مودم دیگه بود که گفت فقط سیم کارت همراه اول رو قبول می کنه، قیمتش 260 این طورا بود.
یه مودم دیگه هم داشت. این 350 ت بود. آرم همراه اول روش حک شده. ولی گفت که اپراتورهای دیگه رو هم ساپورت می کنه.
سیم کارتی هم که باهاش بود (اعتباری همراه اول)، سیم کارت معمولی 4جی است. میتونی توی گوشی هم بگذاری و استفاده کنی.
این رو خریدم. فقط یه مقدار ثبت کردن اون سیم کارت طول کشید. وگرنه مشکلی نبود.
میشه گفت الان روی ابرها سیر می کنم.
نزدیک به 800 مگ هدیه ی فعال سازی سیم کارت داده.
یه 10 گیگ اینترنت رایگان (180 روزه) به عنوان هدیه خرید مودم.
ولی خدایی، پیش خودشون چی فکر کرده بودن؟ 10 گیگ برای شش ماه؟
ایکی ثانیه میشه این 10 گیگ رو تموم کرد.
مودم رو که روشن می کنی، نوشته 4جی، پیامک هم که میاد، روی مودم علامت پیامک روشن میشه. می تونی بعدا از تنظیمات مودم، پیامک رو بخونی.
باتری هم داره. برعکس خیلی از مودم هایی که دیده بودم (در فروشگاه های اینترنتی)، این شارژر هم داره. که مستقیم به برق وصل کنی تا شارژ بشه. نیازی نباشه به لپتاپ وصل کنی برای شارژ.
ولی به نظرم یه نموره سنگین است.
اندازه ش هم، اندازه گوشی های قدیمی است.
می دونی، اگه گوشی ِ خوشگلم، 4جی پشتیبانی می کرد، مجبور نبودم که برم سراغ مودم.
فکر می کردم وقتی 4جی نداره، لااقل با 3جی کار می کنه. ولی کاشف به عمل اومد که داره با 2جی کار میکنه. خیلی شوکه شدم.
وقتی هات اسپات می زدی، انگاری جونش تمام میشد که وصل بشه ...
میشه گفت خیلی سخت گذشت.
دیدم نمی تونم این طوری دووم بیارم.
گوشی هم که نمی تونم بخرم. (عمرا بتونم گوشی بخرم، چون به هر چیزی راضی نمیشم.)
برای همین افتادم دنبال مودم.
و خوبی ش این بود که کمک هزینه از خانواده گرفتم. این خیلی خوب بود.
هر چی باشه، من از همه بیشتر ضرر کرده بودم، به خاطر این که قراره دیگه ADSL تمدید نکنیم. مثلا اگه 100 گیگ حجم برای یک ماه داشته باشم، 90 گیگ رو من مصرف می کردم، 10 رو بقیه.
این طوری من نمی تونستم تحمل کنم. داشتم دیوونه می شدم این چند روز.
الان دوباره می تونم از عصر حجری، به عصر مدرن برگردم!
آخیش ... خیالم راحت شد.
یعنی میشه گفت با کامپیوتر نمی تونستم هیچ کاری بکنم.
سرعت سیم کارت، جون نداشت که به لپتاپ برسونه!
این چند وقت، حتی ایمیل رو هم با گوشی چک می کردم.
البته با گوشی هم، نمی شد راحت صفحه یی رو باز کرد. ولی برنامه ها رو میشه گفت معمولی اجرا می کرد.
هر چند اینستاگرام، تصاویر بی نهایت طول می کشید باز بشه. که لایک بزنی.
ویدئو هم که خب ... اصلا نباید بهش فکر کرد.
نمی دونم چی جوریاس، ولی انگاری خیلی زودتر حجم تمام میشه.
مثلا اون 800 مگ، هنوز هیچی نشده، شده 700 مگ.
ハレ婚。 第01-17巻 [Hare Kon. vol 01-17]
Title: ハレ婚。 第01-17巻 [Hare Kon. vol 01-17]
Associated Names
(一般コミック)[NON] ハレ婚。
ハレ婚。
后宫婚
Hare-Kon
Hare-Kon.
DOWNLOAD/ダウンロード:
第17巻(NEW)
Sakurafile
Hare-Kon v01-03.zip – 112.3 MB
Hare-Kon v04-06.zip – 144.6 MB
#Manga #Hare_Kon
زنی که پلیس لندن را متعجب کرده است
دادگاه عالی انگلیس به زامره حاجیاوا، زن ۵۵ ساله از جمهوری آذربایجان دستور داده تا منبع ثروت خود را اعلام کند و در غیر این صورت، اموالش توقیف خواهد شد.
نام این زن که در جریان دادگاه پنهان مانده بود، اکنون به طور رسمی اعلام شده؛ زامره حاجیاوا، ۵۵ ساله، اهل جمهوری آذربایجان و مقیم لندن. او میگوید، مرتکب هیچ گناهی نشده است.
زامره حاجی اواحاجی اوا در طول یک دهه، بیش از ۲۰ میلیون دلار از فروشگاه هرودز لندن خرید کرده است. او همچنین یک خانه نزدیک این فروشگاه در منطقه اعیانی لندن و یک زمین گلف در برکشایر خریده است.
دادگاه عالی انگلیس اکنون به این زن آذربایجانی دستور داده منبع ثروتش را معلوم کند و در غیر این صورت، اموالش توقیف خواهد شد. این زن باید بگوید از چه طریقی به این همه پول دست یافته است.
زامره حاجیاوا فقط در یک قلم در یک روز ۲۰۰ هزار دلار (از جمله جواهرات، عطر و ساعتهای گرانقیمت) از فروشگاه معروف هرودز لندن خرید کرده است. او و همسرش، جهانگیر حاجی اف که زمانی رئیس بانک بینالمللی آذربایجان بوده، یک خانه ۱۵ میلیون دلاری کنار هرودز دارند؛ همینطور یک باشگاه گلف ۱۳ میلیون دلاری در برکشایر.
در دادگاه گفته شده که حاجیاوا در یک روز ۱۳۰ هزار دلار جواهرات کارتیه خریده بود.
او خواهان آن بود که نامش اعلام نشود اما رسانهها گفته بودند مردم حق دارند از تمامی اطلاعات باخبر باشند.
حاجیاوا با استفاده از بند سرمایهگذاری، اقامت انگلیس را گرفته بوده و میگوید جرمی مرتکب نشده است. وکلای او هم درخواست اجازه تجدیدنظر کردهاند.
این اولین بار است که قانون جدید ضدفساد انگلیس که با هدف برخورد با پولهای خارجی مشکوک در این کشور تصویب شده، در مورد فردی اجرا میشود. طبق این قانون که به "فرمان ثروت نامعلوم" معروف است، مقامهای قضایی انگلیس میتوانند از ثروتمندان خارجی که مشکوک به تخلف مالی یا پولشویی هستند، بخواهند منبع ثروت خود را اعلام کنند.
دادگاه عالی انگلیس از حاجیاوا و همسرش خواسته دقیقا توضیح دهند چطور توانستهاند چنین خانه گرانی در محله نایتسبریج که از گرانترین مناطق لندن است، بخرند. اگر این زوج و وکلای آنها نتوانند مراجع رسمی را قانع کنند، ممکن است خانهشان را از دست بدهند.
حاجی اف که پیشتر مدیر بانک بینالمللی آذربایجان بوده، سال ۲۰۱۶ در جمهوری آذربایجان دستگیر و به جرم اختلاس و کلاهبرداری به ۱۵ سال زندان و پرداخت معادل ۳۹ میلیون دلار جریمه محکوم شد.
با این حال، حاجیاوا که سالهاست مقیم لندن است، همچنان در این شهر و فروشگاه مورد علاقهاش خرج میکند.
به گزارش بیبیسی، آنطور که در تحقیقات روشن شده، حاجیاوا در ۱۰ سال گذشته ۱۶ میلیون پوند از هرودز لندن خرید کرده؛ یعنی حدودا روزی ۴۰۰۰ پوند. او این پول را با ۳۵ کارت اعتباری از بانکی که همسرش رییس آن بوده، خرج کرده است.
سالهاست مراجع قضایی، پلیس و روزنامهنگاران از ورود میلیاردها پوند پول "کثیف" به بازار مسکن انگلیس سخن میگویند ولی متهم کردن صاحبان این املاک یا مصادره ملک آنها به خاطر کمبود مدارک متقن عملا غیرممکن است.
قانون جدید گامی است در این راستا، که اشخاص را وادار میکند منبع درآمدشان را معلوم کنند. اگر یک ثروتمند خارجی یا خانوادهاش نتوانند ثابت کنند که ثروت آنها قانونی به دست آمده، دادگاه عالی انگلیس میتواند رأی به مصادره بدهد.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
https://seemorgh.com/images/contenet1397/sport/07/3/8shafi.jpg
شوک بزرگ سه روز پایانی زندگی بهرام شفیع
بهرام شفیع که این اواخر انتقادهای زیادی را به برنامه اش می کردند و به طرز چشمگیری مخاطبانش کاهش یافته بود، این قدر خاطرات نوستالژیک برای هوادارانش به جای گذاشته بود که اعلام خبر فوتش یکبار طوفانی شد و شبکه های اجتماعی را درنوردید.
او که پیشتر دو بار جراحی قلب باز کرده بود، این اواخر مشکل حادی نداشت اما چه شده بود که یکباره این اتفاق برایش رخ داد؟ امیر اقبال شفیع درست بعد از فوت پدرش در همان اولین مصاحبه ها گفت72 ساعت تلخ بر این مجری قدیمی گذشته است.
قانون بد موقع بازنشستگی
دو رخداد از پی هم او را باید در ۶۲ سالگی و به طور همزمان از دو عشقش جدا می کرد. اولی تصویب و عملیاتی شدن قانون بازنشستگی بود. قانونی که سبب شد تا ۱۳ رئیس فدراسیون رفتنی شوند و بهرام شفیع هم باید از هاکی می رفت. فدراسیونی که به نامش سند خورده بود و بارها تلاش برای کنار گذاشتنش به واسطه محبوبیتش در ورزش و جایگاهی که داشت، سبب می شد تا ماجرا به نتیجه نرسد . او پسر خاله سید احمدآقای خمینی بود و خودش هم کم چهره ای در ورزش نبود که به سادگی از کنار نامش بگذرند. ولی این تفسیر جدید از قانون بازنشسته ها دیگر مسیر را بر روی بسته بود.
ماجرای تلویزیون!
همین قانون البته در تلویزیون هم دستاویزی شده بود برای منتقدانش. همین چندی قبل بود که روابط عمومی شبکه اول سیما اعلام کرد برنامه ورزش و مردم را بعد ۴۰ سال از شفیع می گیرند.
خبری که ضربه روحی بزرگی به این مجری قدیمی زد. او و پسرش بلافاصله خبر را تکذیب کردند چون تا پایان آبان ماه قرارداد داشتند و باورشان این بود باز هم کارشان ادامه پیدا می کند. ولی زین العابدین که مدیرپیشین شبکه سه بود انگار برای تغییرات در برنامه ورزشی شبکه اول به جمع بندی رسیده بود. او دوباره این برنامه را به قبل از ظهر جمعه برگرداند و نزدیکان به شفیع می گویند قرار بوده او تنها دو برنامه دیگر را روی آنتن ببرد.
امیر اقبال پسر و همکار شفیع در این سال های آخر ورزش و مردم بعد از فوت پدر از ۷۲ ساعت سختی گفت که به او گذشت و حالا گروهی اعتقاد دارند این دلخوری مربوط به این ماجرا بوده است. گزینه بعدی شبکه یک انگار برای برنامه ورزش و مردم هم پیمان یوسفی بوده است که این روزها برای بازی های پاراآسیایی در جاکارتا است. پیمان که بعد از تغییر و تحول در گروه ورزش و مدیریت شبکه 3، برنامه لیگ برتر را هم اجرا نمی کرد، قرار بود بیاید تا احتمالا در برنامه ورزش و مردم تحول ایجاد کند. اگرچه خود پیمان هم همیشه منتقدانی جدی در نوع گزارش، اجرا و برنامه هایش دارد و منتقدانش کمتر از بهرام شفیع هم نبوده اند.
روایت از نگاه رسانه ملی
تلاش خبرآنلاین برای تماس با مجید زین العابدین به نتیجه ای نرسید و مدیر شبکه اول سیما پاسخ تماس های همکاران ما را نداد و رنجبران مدیر روابط عمومی سازمان هم از پاسخگویی در این باره تا زمان حصول اطلاعات قطعی خودداری کرد اما یک منبع آگاه در رسانه ملی در این باره گفت: «ایشان قرار بود بعد از 4 یا 5 برنامه از برنامه ورزش و مردم بروند و این موضوع با تمایل خودشان هم بود. اینکه برنامه به اصرار مدیران شبکه از او گرفته شده باشد واقعیت ندارد . البته با پیمان یوسفی برای آینده این برنامه صجبت هایی شده بود.»
اگرچه به نظر می رسد زمان برای تغییر در ورزش و مردم رسیده بود اما یکی از دلخوریهای روزهای پایانی عمر مرحوم شفیع تلخی باور این واقعیت بوده است.
https://bigbangpage.com/wp-content/uploads/2018/10/Extra-Dimensions.jpg
آیا جهان ما بیش از سه بُعد دارد؟
اگر ابعاد اضافی وجود داشته باشند، باید خیلی کوچک باشند. آیا جهان ما بیش از سه بُعد دارد؟ بر اساس پژوهشی جدید، احتمالا این ابعاد در مقیاس ِ بزرگ نیستند. بنا به یافتههای این تحقیق، در فواصل خیلی دور فضا، به احتمال زیاد جهان به همان ابعادی که در زمین تجربه می کنیم، عمل می کند. نتایج بدست آمده به دانشمندان کمک خواهد کرد تا ماهیت پیچیدۀ “انرژی تاریک” را درک کنند؛ پدیده رازآلودی که به سرعت انبساط کیهان می افزاید.
به گزارش بیگ بنگ، در ماه اکتبر ۲۰۱۷، دانشمندان از رصدخانه موج گرانشی با تداخل سنج لیزری(LIGO) برای شناسایی موج گرانشی ایجاد شده در اثر برخورد دو ستاره نوترونی استفاده کردند. این رویداد که با عنوان «GW170817» شناخته می شود، با تلسکوپهای سنتی هم دیده شد؛ اما دانشمندان این امکان را بدست آوردند تا به طور همزمان این رویداد را از طریق امواج گرانشی و امواج نور مورد مطالعه قرار دهند. اندازهگیریهای دوگانه این اجازه را به دانشمندان می دهد تا چیزهای بسیار زیادی را در خصوص جهان ما یاد بگیرند؛ مثل این مسئله که چند بُعد در جهان وجود دارد. نتایج جدید شواهد بیشتری دربارۀ نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین هم عرضه می کند.
«کریس پاردو» نویسنده و محقق ارشد و دانشجوی مقطع دکتری در دانشگاه پرینستون بیان کرد: «نسبیت عام می گوید که گرانش باید در سه بُعد عمل کند و نتایج گویای آن است که ما تنها قابلیت مشاهده سه بعد را داریم.» اگرچه نظریه نسبیت عام در توصیف جهان ما تاکنون به خوبی عمل کرده، اما یک مسئله وجود دارد که نمی تواند به خوبی توضیح دهد: آیا انبساط جهان در حال شتاب گرفتن است؟ دانشمندان دلیل این شتاب را به انرژی تاریک نسبت می دهند، اما هنوز هیچکس از ماهیت آن اطلاعی ندارد.
برخی نظریهها به اصلاح گرانش می پردازند تا انبساط جهان را توضیح دهند؛ بر طبق این نظریهها، گرانش در مقیاسهای بزرگتر به شیوۀ متفاوتی عمل می کند. بسیاری از این ایدهها پیشبینی می کنند که ابعاد دیگری وجود دارند و می توان آن ابعاد را با امواج گرانشی مورد کاوش و بررسی قرار داد. “تسا بیکر” کیهانشناس در دانشگاه آکسفورد انگلیس اظهار کرد: «تلاشهای زیادی برای جستجوی نظریههای اصلاح شده گرانش فقط به پاس راز “انرژی تاریک” انجام می شود. آیا راهی برای دستکاری قوانین گرانش وجود دارد تا این مسئله توضیح داده شود که چرا جهان با سرعت فزایندهای در حال انبساط و گسترش است؟»
بر اساس بسیاری از این نظریهها، اگر ابعاد بیشتر وجود داشته باشند، باید امواج گرانشی به درون آن ابعاد نفوذ کرده باشد. لذا انتظار می رود وقتی امواج در سرتاسر جهان پراکنده شدند، تضعیف شوند. دانشمندان در یکی از مطالعات اخیرشان به اندازهگیری میزان فاصلهای که امواج گرانشی و امواج نوری از «GW170817» برای رسیدن به زمین طی می کردند، پرداختند، اما محققان هیچگونه نشانهای از تضعیف شدگی پیدا نکردند که بر رابطه آن با ابعاد بیشتر دلالت داشته باشد. به پاس رویداد «GW170817»، مطالعات زیادی با محاسبه سرعت امواج گرانشی به منظور تعیین تاخیر حرکت آنها توانستند بعضی از نظریههای گرانش اصلاح شده را کنار بگذارند و بر روی آنها خط بطلان بکشند. مقاله جدید توانست طیف وسیعی از نظریههای دیگر را هم مردود اعلام کند.
نتایج جدید فقط ابعاد بزرگ را مستثنی اعلام می کنند. به این ترتیب، نتایج فوق هیچ قید و بندی بر ابعاد بیشتر نمی گذارد، موردی که نظریه ریسمان پیشبینی کرده است. بر اساس نظریه ریسمان، همه چیز از ریسمانهای کوچکِ در حال ارتعاش ساخته شده است. با این حال، یافتههای جدید نشان می دهد که در مقیاسهایی در حدود ۱٫۶ کیلومتری تا دستکم ۸۰ میلیون سال نوری، جهان به شکل سه بعدی است. یافتهها همچنین ابعاد بزرگتر را رد می کند، اما تنها در صورتی که اثرات قابل مشاهدهای بر مقیاسی کوچکتر از ۸۰ میلیون سال نوری داشته باشند.
محققان از دادههای بدست آمده برای محاسبۀ عمر گراویتون استفاده کردند؛ ذره نظری که اگر وجود داشته باشد، نیروی گرانش را انتقال می دهد. بنا به یافته دانشمندان، عمر گراویتون دستکم ۴۵۰ میلیون سال است. به عبارت دیگر، گراویتون در طول این بازه زمانی به ذرات سبکتر تقسیم نمی شود. بعضی از نظریههای گرانش اصلاح شده چنین فروپاشی را پیشبینی می کنند.
پس این محاسبه عمر گراویتون می تواند در رویدادهای امواج گرانشی آتی مورد استفاده قرار بگیرد که در بخشهای دیگر جهان به وقوع می پیوندند؛ دانشمندان می توانند این نظریهها را به شکل بهتری مورد آزمایش قرار دهند. دانشمندان می خواهند رویدادهای بیشتری را در فواصل دورتر بررسی و مشاهده نمایند چرا که در این صورت شاید مشخص شود که آیا گرانش یا انرژی تاریک در طول زمان دچار تغییر شده اند یا خیر. در حال حاضر، گویا جهان از همان ابعادی برخوردار است که از قبل دیدهایم. اما ناامید نباشید، شاید سفر در زمان روزی به واقعیت بپیوندد. جزئیات بیشتر در مجله «Cosmology and Astroparticle Physics» منتشر شده است.
ترجمه: منصور نقی لو // منبع: بیگ بنگ
https://seemorgh.com/images/contenet1397/sport/07/3/8ramezani.jpg
صحبت های مدیر باشگاه گیفا درباره مستند برنامه نود
در برنامه نود این هفته آیتمی در مورد فعالیت باشگاه گیفای گرجستان که مالکی ایرانی دارد پخش شد و 3 بازیکن که مدعی شدند از طریق واسطه این باشگاه به گرجستان رفتند و پول زیادی پرداخت کردند و در نهایت به ایران برگشتند.
در این بخش از برنامه نود طوری عنوان شد که باشگاه گیفا یک باشگاه رسمی نیست و فعالیتی صوری دارد که به واسطه آن اقدام به کلاهبرداری از بازیکنان میکند و تصاویری هم از امکانات ضعیف این باشگاه و استفاده از پیراهن باشگاه راه آهن پخش شد که بازتاب و سرو صدای زیادی داشت. به همین دلیل سراغ شهناز رمضانی، مدیرعامل ایرانی باشگاه گیفا رفتیم تا نسبت به موارد مطرح شده در برنامه نود صحبت کنیم. گفتوگوی او را با خبرنگار ورزشی ایلنا میخوانید:
تمام موارد مطرح شده در برنامه نود کذب بود
من شهناز رمضانی هستم مالک باشگاه گیفای گرجستان و مدیر باشگاه. در خصوص برنامه نود این هفته و آیتمی که توسط عادل فردوسی پور پخش شد بازتاب بدی برای من داشت و هیچکدام از مواردی که پخش شد از صحبتهای آن 3 بازیکن و تصاویری که از مجموعه پخش شد متاسفانه صحت ندارد. مخصوصاً زمینی که نشان دادند و گفتند زمین تیم من است اصلاً ارتباطی با ما نداشت. ما یک باشگاه رسمی هستیم که در ردههای مختلف فعالیت میکنیم. حتی خوابگاهی که برای بازیکنان در نظر گرفتیم در کشور گرجستان بهترین خوابگاه است و خود فدراسیون گرجستان هم این موارد را تایید کرده است. دو زمین در اختیار باشگاه ما قرار دارد که یکی از آنها جنب خوابگاه است. زمینی که در برنامه نود نشان داد مربوط به یک رقابت دوستانه بود و مربوط به تیم حریف ما بود و آن زمین را انتخاب کردند. ما که نمیتوانستیم برویم و رختکن مربوط به زمین تیم حریف را تغییر بدهیم و بگوییم در اینجا لباسهایشان را عوض نکنند. کنار همان زمین یکی از زمینهای تمرینی ما قرار دارد که تصاویرش موجود است.
دیدند من یک خانم هستم فکر کردند میتوانند اینطور با آبرویم بازی کنند
وی در ادامه گفت: چند مربی لیگ برتری ما هم در محل باشگاه حضور پیدا کردند و از امکانات و شرایط ما بازدید کردند. آقای درخشان و آقای پورغلامی سر تمرین آمدند و امکانات ما را دیدند که میتوانند تایید کنند. حتی در روزهای اخیر با من تماس گرفتند و گفتند اگر این شرایط و امکانات را به چشم خودمان ندیده بودیم موارد پخش شده را باور میکردیم. تصاویر بازدید آنها هم موجود است. این مربیان با بچههای ما صحبت کردند و به آنها گفتند که قدر این امکانات و شرایطشان را بدانند. از فردوسی پور به عنوان مجری یک برنامه پربیننده تعجب کردم که چطور به این شکل یک طرفه به قاضی رفتند و اجازه ندادند باشگاه ما از خودش دفاع کند. به اعتراض بازیکنان رسیدگی کردید باشد اشکالی ندارد ولی اجازه میدادید ما هم از خودمان دفاع کنیم. نمیدانم این مسائل از کجا آب میخورد و برایم عجیب است. فکر میکنم چون دیدند من یک خانم هستم و فکر کردند نمیتوانم از خودم دفاع کنم این حمله ها انجام شده است. اینکه یک خانم در یک کشور دیگر مسئولیت به این بزرگی را گردن کرده است برایشان قابل هضم نیست و میخواهند با دوختن پاپوش ما را بدنام کنند ولی منِ رمضانی به هیچ وجه اجازه چنین کاری را نمیدهم و نمیگذارم باشگاه گیفا توسط هر رسانهای بدنام شود. تمام مدارک و مستندات تیم من از محل تمرین و استراحت و خوابگاه و امکانات باشگاه موجود است و لباسهایی که به آنها دادیم موجود است.
ماجرای لباس راه آهن و تبلیغ 309090
رمضانی در توضیح استفاده باشگاه گیفا از لباس تیم راه آهن عنوان کرد: میخواهم جریان لباس را توضیح دهم. آقای دکتر رشیدی، مدیرعامل سابق باشگاه راه آهن به دفتر باشگاه مراجعه کرد. به هر حال در یک باشگاه حرفهای به روی همه باز است و نمیتوانیم بگوییم فقط آدمهای خوب وارد شوند. ایشان آمدند و صحبتهایی انجام شد و مواردی پیش آمد که بعد از مدتی قطع همکاری کردیم. حاشیههایی در ایران پیش آمد که به شکل موقت به عنوان مدیرعامل فعالیت داشتند که هیچ قراردادی هم نبستیم و به جز سایت باشگاه جایی هم اسمشان ثبت نشد. کل دوره همکاری ما یک ماه بود. ایشان پیراهن های تیم راه آهن را به بازیکنان هدیه داد که روی آن 309090 درج شده بود. من برخورد کردم و گفتم به هیچ وجه این لباسها که 15 دست بود در باشگاه استفاده نشود. فقط یک جلسه بازیکنان این پیراهن ها را در تمرین بر تن کردند که یک بازی دوستانه هم انجام شد و ما هم برخورد کردیم و دیگر اجازه ندادیم این کار تکرار شود.
من قصد ندارم اهانتی به باشگاه راه آهن بکنم چرا که از باشگاههای قدیمی و ریشهدار فوتبال ماست و پیراهن این باشگاه را روی سرم میگذارم ولی خواستم بگویم ماجرا به این شکل است و آقای رشیدی این پیراهن را به تیمهای دیگر هم هدیه داده بودند. من خودم پیراهن گیفا را به چند باشگاه هدیه دادم و کار غیر طبیعی نیست.
مگر میشود آدم 18 ساله را به زور چاقو در باشگاه نگه داشت؟
وی در مورد صحبت آن 3 بازیکن در برنامه نود هم گفت: آن بازیکنان میگفتند ما را به زور و تهدید سر تمرینات حاضر میکردند ولی مگر میشود ما این بازیکنان را به زور چاقو و با تهدید در تیم چند ماه نگه داریم؟ آنهم 3 بازیکن 19-18 ساله را؟ مستندات و مدارک و تمام عکسهایش وجود دارد. ما حتی آنها را در کلاس زبان انگلیسی و باشگاه بدنسازی ثبت نام کردیم و مکمل برایشان خریدیم و همه هزینهها توسط باشگاه گیفا انجام شده است. بازیکن هنوز وضعیتش در باشگاه مشخص نیست میگوید مکمل ها با تاخیر به دستش رسیده است خب وقتی هنوز تکلیف شما روشن نشده است چه انتظاری دارید؟ آنهم بازیکنی که با تستگیری و با یک بلیت هواپیما به تیم ما آمده است؟ چطور وقتی خود من صفر تا 100 هزینههایشان را پرداخت کردم میروند در برنامه نود میگویند 5000 دلار پرداخت کردیم؟ برای من خیلی سوال است که این پول به کجا رفته است و دست چه کسی داده شده است؟ تمام عوامل باشگاه در اختیار من هستند و بدون نظر من یک قدم هم نمیتوانند بردارند. از سرپرست گرفته تا مربی که برادر من است. چطور این پول وارد باشگاه شده و من خبر ندارم؟ فیش واریزی پولی که به حساب باشگاه یا حساب من واریز کردید کجاست؟ آن را ارائه دهید من 50 برابر آن را برمیگردانم. با چه مدرکی میآیید صحبت میکنید.
آن دلال منطقه صادقیه را نمیشناسم
مالک باشگاه گیفا در مورد شخصی که در برنامه نود نشان داده شد و ادعا میکرد استعدادیاب باشگاه است هم توضیح داد: من نمیدانم آن آدم کیست. من در منطقه صادقیه تهران هیچ دفتری ندارم و هیچ استعدادیابی هم در ایران نداریم و نمیدانم آن شخص چه کسی بود. از گوشه و کنار به من خبر میرسد که فعالیتهایی در ایران به نام باشگاه من انجام میشود ولی من دستم به جایی بند نیست جز اینکه مصاحبه کنم و بگویم هیچ استعدادیابی در ایران ندارم و هرکس میخواهد به باشگاه ما بیاید باید مستقیم به گرجستان بیاید و به دفتر من مراجعه کند و اگر در تست ها قبول شد عضو باشگاه ما شود.
ماجرای 3 بازیکنی که با برنامه 90 صحبت کردند
وی در مورد جذب 3 بازیکن ایرانی هم گفت: آن 3 بازیکن تنها به دفتر باشگاه ما آمدند و کسی همراهشان نبود و گفتند میخواهند عضو باشگاه ما شوند. نمیدانم چه کسی از اینها پول گرفته است ولی من مشغول پیگیری شکایتم از این افراد هستم. چه رسانهای که این مطالب را به دروغ عنوان کرد و چه کسانی که پشت پرده دست دارند و دارند به اسم گیفا فعالیت میکنند و چه افرادی که مدعی هستند به ما پول دادند.
به عنوان مادر فوتبالیست سراغ آن دلال رفتم
وی در مورد پیگیری در قبال شخصی که به اسم این باشگاه در تهران فعالیت میکند ماجرای جالبی را تعریف کرد: من به عنوان مادر یک بازیکن با این شخصی که ادعا میکرد بازیکن به تیم گیفا میفرستد تماس گرفتم و گفتم میخواهم فرزندم را به تیم گیفا بفرستم و با خانم رمضانی میخواهم در تماس باشم که آن شخص گفت خانم رمضانی سرش شلوغ است و جواب کسی را نمیدهد و خود من واسطه ایشان هستم و نمیتوانید خانم رمضانی را پیدا کنیم. من عوامل نزدیک باشگاه و دوستانم را خبر کردم و صحبتها را روی تلفن میشنیدند. به ما آدرس یک زمین تمرین در خزانه را دادند که گفتند محل تستگیری باشگاه گیفا است و من سر تمرین رفتم و جالب است که در دیدار حضوری هم من را نشناخت. در آنجا 10 بازیکن هستند بدون اینکه مسئولی وجود داشته باشند. از بازیکنان پرس و جو کردم و گفتم شما خانم رمضانی را دیدید یا میشناسید؟ که هیچ کدام اطلاعی نداشتند. من آنجا برایشان صحبت کردم که من خودم خانم رمضانی هستم و گول این افراد را نخورید. من شماره این افراد را اعلام کردم و شماره تماس ها به اسم خودشان نبود و به اسم افراد دیگری بود و شکایتمان را داریم پیگیری میکنیم.
خانوادهام را تهدید کردند، پدرم راهی بیمارستان شد
رمضانی با اشاره به بازخوردهای برنامه نود و اتفاقات بعد از آن گفت: من همه موارد را میتوانم نادیده بگیرم به جز بازی با اعتبار و آبروی باشگاهم و خودم و خانوادهام. حرمت من و خانوادهام شکسته شده است. پدرم یک آدم آبرومند در مازندران است. به قدری به گوشی ایشان پیام تهدید آمیز ارسال شده است که او راهی بیمارستان شده است. پدرم را تهدید کردند که دخترت را میکشیم. به برادرم پیام دادند و شماره پلاک ماشین من را اعلام کردند و گفتند این ماشین را آتش میزنیم. اینها یک سری افراد بیکار هستند که دنبال سوژه میگردند و عادل فردوسی پور به آنها سوژه داد و با پخش کردن این آیتم نادرست ما را به دردسر انداخته است.
من روی فردوسی پور جور دیگری حساب میکردم و آرزو داشتم یک روز به عنوان باشگاه نمونه که دارد خدمات حرفهای ارائه میدهد در برنامه نود معرفی شود نه با این شکل و این مواردی که صحت ندارد. مربی لیگ برتری به تمرین ما آمده و گفت در لیگ برتر هم چنین امکاناتی وجود ندارد. مگر من بازیکنان را برده آوردم که به آنها رسیدگی نکنم؟ من میخواهم سکوی پرتاب این بازیکنان باشم که در ایران دیده نشدند. همین 3 بازیکنی که با برنامه نود مصاحبه کردند مگر در کجا بازی میکردند؟ اگر دیده شدید به لطف گیفا و رمضانی بوده است. چرا باشگاه ما به عنوان یک باشگاه دلال و پولشو معرفی شود؟ حساب باشگاه ما را چک کنید و ببینید آیا پولی وارد حساب ما شده است که شاکی داشته باشد؟
نتوانستم روی خط برنامه نود بروم
وی در مورد اینکه چرا برای دفاع از خودش روی آنتن نود نرفت هم اظهار داشت: نتوانستم روی خط برنامه نود بروم و من را نخواستند. وقتی مستندی در مورد باشگاه ما تهیه کردند نگفتند این باشگاه وجود دارد و مدیرعامل دارد. من این باشگاه را به صورت خصوصی و با هزینه خودم اداره میکنم و به خاطر عشقی که به فوتبال دارم در حال هزینه کردن هستم و خدا را شکر به قدری دارم که نیازی به پول بازیکن نداشته باشم. من به عشق فوتبال به گرجستان آمدم چون نمیتوانستم در ایران کار کنم. به من اجازه نمیدادند وارد ورزشگاه شوم و روی سکو بنشینم و بازی تیمم را نگاه کنم. اجازه نداشتم کنار نیمکت تیم باشم و نمیگذاشتند به فدراسیون بروم و از حق تیمم دفاع کنم و برای همین به گرجستان آمدم. چرا واقعیت را نشان نمیدهید؟ چرا خوابگاه واقعی بچههای ما را نشان نمیدهند؟ مگر میشود بازیکن را به زور چاقو سر میز غذا ببریم و او با لبخند آنجا بنشیند؟
آن 3 بازیکن تخلف کردند و از باشگاه اخراج شدند
وی در بخش مهمی از صحبتهایش دلیل اخراج آن 3 بازیکن که با برنامه نود صحبت کردند ماجرا را اینطور نقل میکند: این سه بازیکن را خودم از باشگاه خودم بیرون انداختم به دلایلی که خودشان میدانند. من موقع قرارداد بستن با بازیکنان اتمام حجت میکنم. بازیکن تعهد داده است که راس ساعت 9 شب در باشگاه و در خوابگاه حاضر باشد و تحت هیچ شرایطی خارج نشوند. گرجستان یک کشور قانونمند و امن است و کوچکترین خلافی انجام شود باشگاه ما باید پاسخگو باشد. مدارک تخلف این بازیکنان موجود است. این نفرات بیایند بگویند جریان آن شب چه بود. ما اعلام کردیم ساعت 9 شب درب خوابگاه بسته میشود و کسی حق ورود ندارد. ساعت 7 با من تماس گرفتند و گفتند میخواهیم به فروشگاه برویم و لباس ورزشی برای تمرینمان تهیه کنیم. به هر حال اینها زندانی نیستند و بچههای کوچکی هم نیستند.
این 3 بازیکن به همراه یک بازیکن دیگر به خیابانی میروند که بار و کلاب در آن وجود دارد که مخصوص افراد این کشور است و من ایرانیِ مسلمان جایز به رفتن به آن محل نیستم. رفتند آنجا و به من گفتند که ما رفتیم آبمیوه بخوریم و سر از کلاب در آوردیم. مگر میشود یک آدم بالغ 19-18 ساله فرق کلاب و آبمیوه فروشی را نداند؟ حالا وارد کلاب هم شدید چرا به جای آبمیوه مشروبات الکلی مصرف کردید؟ چرا به قدری مشروب الکلی مصرف کردید که پلیس وارد میشود؟ مسئول کلاب گوشی بازیکن را بر میدارد و شماره باشگاه را میگیرد و میگوید 4 نفر که شرایط عادی ندارند اینجا افتادهاند و نمیتوانند هزینهشان را پرداخت کنند و میخواهیم به پلیس زنگ بزنیم. منِ رمضانی ساعت 1-12 شب از باشگاه خارج شدم تا به آن محل بروم و به اداره پلیس مراجعه کنم که 1000 دلار پرداخت کنم و آنها را در بدترین حالت ممکن به باشگاه بیاورم و دارو بدهم و به حالت عادی برگردانم.
فردای آن روز برای آن بازیکنان بلیت گرفتم و برگرداندنم ایران. چند بار به آنها تذکر دادم. حتی ساعت 9 شب باید موبایلهایشان را تحویل میدادند و در خوابگاه استراحت میکردند. آنها جلوی مربی خارجی وقتی صحبت میکرد متوجه 4 کلمه انگلیسی نمیشدند و کلاس زبان برایشان گذاشتیم. مگر میشود این همه مدارک و اسناد دروغ باشد و حرف 3 بازیکن راست باشد؟ چرا رسانه ما اینطور عمل میکند؟
به تک تک بازیکنان گفتند بیایید علیه باشگاه صحبت کنید
مالک باشگاه گیفا ادامه داد: این بازیکنان و یک گزارشگر به تک تک بازیکنان تیم گفتند بیاید عیله باشگاه صحبت کنید و میخواهیم مستند بسازیم علیه باشگاه ولی بازیکنان گفتند وقتی شرایطمان خوب است و دارند برایمان زحمت میکشند چرا علیهشان صحبت کنیم. بازیکنان به من تماس گرفتند و گفتند به ما همچین حرفی زدند و خواستند علیه من و باشگاه از آنها حرف بکشند و بگویند زمین ما اینجاست و محل خواب ما اینجایی هست که نشان داده شد. حتی بازیکنان به من گفتند خانم رمضانی ما را به رسانه وصل کنید که برویم واقعیت ها را بگوییم چون در حق شما ظلم شده است و من گفتم حتی به خودم هم اجازه ندادند صحبت کنم. هرکاری میکنم به نتیجه نمیرسم. هرکاری میکنند حرفهای من شنیده نشود و نمیدانم چرا. هرچه مدارک میبرم به جایی نمیرسم. عکس از بازیکن دارم در حال قلیان کشیدن. مگر بازیکن به اینجا آمده قلیان بکشد؟ اگر دنبال قلیان کشیدن هستی چرا در ایران نماندی و آمدی گرجستان و آمدی باشگاه من و آبروی من را میبری؟
دوست دارم فردوسی پور مدارکم را ببیند
وی در مورد اینکه آیا بعد از برنامه با فردوسیپور تماسی داشته یانه، گفت: تماس تلفنی داشتم جواب ندادند. نمیدانستم چطور باید با ایشان تماس بگیرم. خیلی مایلم ایشان را ببینم و مدارکم را نشان دهم. من هدفم به پول رسیدن نیست و به پول بازیکن نیازی ندارم. نیامدم ساختمان به آن بزرگی را برای باشگاه بگیرم که در آخر برنامه نود یک محلی به آن شکل را به جایش نشان دهد. این یعنی ظلم. من یک خانم هستم و نمیدانم چطوری صدایم را به گوششان برسانم.
فدراسیون گرجستان از میخواهد از طریق سفارت شکایت کند
وی در ادامه گفت: کاش همه میدانستند در ذهن من و در قلب من چه میگذرد. کدام مدیر باشگاه با دستان خودش جلوی بازیکن غذا میگذارد. صبح از خوابم میزدم وارد باشگاه میشدم. به آشپزخانه میرفتم و نگران تغذیه و خواب بازیکنان بودم. زمین را ببینید. اهانت شده به مربی ما. مربی گرجستانی من تماس گرفته و گفته به من در ایران توهین شده است. فدراسیون گرجستان از من توضیح خواسته چرا به مربی ما توهین شده است. گفتند مربی کشتی است و به توپ لگد نزده است. میخواهد به ایران بیاید و پیگیری کند. از طریق سفارت پیگیری کردند. در کشور خودش اعتبار دارد. در کمیته اخلاق 15 روز فرصت خواستم مدارک را بیاورم.
در شهر خودم نمیتوانم به راحتی تردد کنم
وی در پایان عنوان کرد: خانواده من در روزهای اخیر در بدترین شرایط و حال ممکن بودند خصوصاً برادرم که به عنوان مربی در تیم فعالیت میکند. پیامکهای تهدید آمیز به دست ما رسیده که همه آنها را داریم و هرجا لازم باشد ارائه میدهیم. حتی خود من که چند روز به شهرم رفتم مجبور شدم 2 آدم برای محافظت از جان خودم و اتومبلیم همراه داشته باشم.
https://bigbangpage.com/wp-content/uploads/2018/10/p7560.jpg
پنج کتابی که به عقیده میچیو کاکو به درک آینده کمک میکند
بیگ بنگ: میچیو کاکو، فیزیکدان مشهور و استاد دانشگاه نیویورک اعتقاد دارد بعد از گذشت ِ سه انقلاب علمی در حال ورود به انقلاب چهارم هستیم که بشر در ابتدای آن قرار دارد. وی پنج کتاب را معرفی کرده که به عقیده او به درک آینده کمک میکند.
به گزارش بیگ بنگ به نقل از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) میچیو کاکو، فیزیکدان مشهور آمریکایی ژاپنیتبار و از نظریهپردازان بزرگ علم فیزیک معاصر است. دکتر کاکو از بنیانگذاران نظریه ریسمان و کوانتومی بوده و هم اکنون صاحب کرسی فیزیک دانشگاه سیتی کالج نیویورک است. او از طرفداران محیط زیست و از مخالفان بهکارگیری انرژی شکافت هستهای است. همچنین یکی از حامیان پروژه جستجوی هوش فرازمینی(SETI) است. وی اعتقاد دارد کتابهای علمی-تخیلی و داستانی به پیشرفت علم در این زمینه کمک میکند.
کاکو در یادداشتی برای روزنامه گاردین پنج کتاب معرفی کرده است که به اعتقاد او میتواند موجب پیشرفت علم و درک آینده علم کمک کند. او در مقدمه این یادداشت مینویسد: «علم از قرون پیش با سه انقلاب صنعتی، الکتریکی وکامپیوتر به اینجا رسیده است و انقلاب چهارم همان حوزه بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی است.» کتابهای پیشنهادی این فیزیکدان میتواند به درک آینده این انقلاب کمک کند:
«فراتر از مرزها: علم اتصال مغز به ماشینها» نوشته میگوئل نیکولیلیس
از سالها پیش انسان در جستجوی ساخت هوش مصنوعی و ارتباط سلولهای زیستی به ماشین و ابزارهای مصنوعی بوده است که امروزه تا حدودی محقق شده است ولی هنوز بشر در این علم مثل کودکی میماند که هنوز راه رفتن نمیداند. نویسنده در این کتاب مستند به بررسیهای علمی و تحقیقاتی دانشمندان در این حوزه پرداخته است. در این کتاب نوشته شده که چطور میتوان در آیندۀ علم، زمینهای برای بیان احساسات و خاطرات در اینترنت و فضای مجازی فراهم آورد.
https://bigbangpage.com/wp-content/uploads/2018/10/images.jpg
«تکینگی نزدیک است» نوشته ری کورزویل
کورزویل در همکاری با موتور جستجوی گوگل در حال حاضر روی پروژهای فعالیت میکند که در پیش بینی افکار و سلایق کاربران اینترنت کار میکند. وی در این کتاب که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد درباره هوش مصنوعی نوشته است و دادههای موجود علم بشر را در این حوزه جمعآوری کرده است. او پیش بینی میکند که روزی فرا میرسد که کامپیوترها و هوش مصنوعی رقیب اصلی انسان میشوند. او در این کتاب مینویسد روزی فرا میرسد که ابعاد کامپیوترها آنقدر کوچک میشود که میتوان آنها را در داخل رگهای انسان جاسازی کرد. وی پیش بینی میکند در آینده انسان میتواند با استفاده از این کامپیوترها به علم ترمیم سلولهای تخریب شده بدن و شاید نوعی نامیرایی برسد.
https://bigbangpage.com/wp-content/uploads/2018/10/images_1.jpg
«حالا بیمار شما را میبیند» نوشته اریک توپول
در بسیاری از صفحات این کتاب، نمودارهایی مشاهده میکنید که نشان میدهند چگونه تکنولوژی و دنیای دیجیتال در حال تسلط بر پزشکی و درمان انسانهاست. بسیاری از صنایع دیجیتالی میشوند ولی مهمترین صنعتی که در حال دیجیتالی شدن است حوزه پزشکی و سلامت است. در حال حاضر داشتن اپلیکیشنهای تست خون و ضربان قلب امری عادی شده است و به طور حتم در آینده پیشرفتهای قابل ملاحظهای در این زمینه میبینیم. به نوشته این کتاب همانطور که در فیلم «پیشتازان فضا» (Star Trek) دیده میشود، در آینده این امیدواری وجود دارد که بتوان با استفاده از ژن انسان و اصلاح آن بیماریهای بسیاری درمان شود.
https://bigbangpage.com/wp-content/uploads/2018/10/images_2.jpg
«فراتر از زمین» نوشته چارلز والفورت و آماندا هندریکس
در این کتاب همه چیزهایی که در فیلمهای علمی-تخیلی دیدهاید یا در کتابهای این حوزه خواندهاید به صورت علمی و واقعیتر پیشبینی شده است. به عقیده نویسندگان کتاب ممکن است در آینده امکاناتی برای اسکان انسان در کرات دیگر کهکشان فراهم آید. به نوشته این کتاب در حال حاضر ناسا سازمان فضایی آمریکا پیش بینی کرده است که در ۵۰ سال آینده انسان میتواند در کره ماه زندگی کند و به مریخ سفر کند.
https://bigbangpage.com/wp-content/uploads/2018/10/9780804172424.jpg
«مجموعه بنیاد» نوشته آیزاک آسیموف
هنوز هم کتابهای علمی-تخیلی آسیموف الهام بخش فضانوردان و محققان علوم فضایی هستند که آخرین نمونه آن ایلان ماسک مدیرعامل اسپیس ایکس است که شیفته فضاست. ماسک به خبرنگاران گفت که از کودکی کتابهای آسیموف را میخوانده است. مجموعه داستان بنیاد نام مجموعهای هفت جلدی از آیزاک آسیموف است که مشهورترین مجموعه علمی-تخیلی خوانده شده است.
https://bigbangpage.com/wp-content/uploads/2018/10/Foundation_gnome.jpg
داستان این مجموعه به ترتیب زمان انتشار پیش نمیرود، بلکه آسیموف ابتدا جلدهای سوم (بنیاد)، چهارم(بنیاد و امپراطوری) و پنجم (بنیاد دوم) را نوشت و سپس با وقفهای طولانی مدت و بر اثر اصرار خوانندگان جلدهای ششم (لبه بنیاد) و هفتم (بنیاد و زمین) را به آن افزود. پس از آن با وقفهای نسبتاً طولانی جلد اول مجموعه (سرآغاز بنیاد) و در نهایت نیز اندکی پیش از مرگش جلد دوم (پیشبرد بنیاد) را نوشته است.
ترجمه: محمد حسن لو // منبع: بیگ بنگ
https://seemorgh.com/images/contenet1397/news/07/5/A-shocking-report-from-the-house-where-boys-and-girls-enter-the-password.jpg
گزارش تکاندهنده از خانه ای که دختران و پسران با اسم رمز وارد آن می شوند
در یک ماه گذشته 4 عملیات در 4 پاتوق فعال بیرجند انجام شد که 29 نفر دستگیر شدند
جوانان زیادی به خانه رفت و آمد دارند، ساعتی سر کوچه می ایستم، دختر و پسرها می آیند و هر کدام با رمز خاصی وارد می شوند و در برگشت سر حال؛ سر بالایی کوچه را به طرف خیابان اصلی طی می کنند.
برای ورود به رمز نیاز است، با همکاری شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر و در قالب تیم تحقیقاتی به خانه نزدیک شویم. در کنار خانه دخمه ای با در کوچک قرمزرنگ خودنمایی می کند، آهسته در می زنم، دقایق زیادی نمی گذرد که مردی در را باز می کند، با یکی از همان رمزها با عبدا... ارتباط می گیرم و وارد دخمه می شوم.
در یک اتاق دختر جوانی غرق در دنیای خود نشسته و در حال استعمال مواد مخدر است. اتاق به جز یک فرش و پیک نیک چیز دیگری را در خود ندارد، حرکات دختر جوان در مصرف مواد نگاهم را به خود خیره کرده بود که حرف عبدا... سررشته افکارم را پاره کرد. «برای کار تحقیقاتی خیلی ها به من مراجعه می کنند»، هنوز چیزی نگفته بودم که صحبت را ادامه داد. این اعتیاد کمرم را شکست و حالا خودم، همسرم و دخترم معتاد هستیم. آبرو و اعتباری داشتم که همین اعتیاد به اخراجم از کار منجر شد.
هنوز دختر جوان مواد مصرف می کند و عبدا... صحبت می کند. خرج مواد همه اعضای خانواده را از همین دخمه در می آورم. من خرده فروش نیستم فقط جا و مکان می دهم تا مثل این دختر مراجعه کنند و مواد استعمال کنند که برای این کاریا باید پول بدهند یا مقداری از مواد آن ها را بر می دارم.
از دخمه بیرون می آیم و سر کوچه منتظر همان دختر جوان می نشینم. 15 دقیقه بعد از دخمه خارج شد و به سمت من آمد و پرسید کار شما تحقیق است یا مامور هستید؟ من خبرنگار هستم می خواهم برای دیگر جوانان آگاه سازی کنم تا به سمت اعتیاد نروند. کمی مکث می کند و بدون این که چیزی بپرسم کتاب داستان زندگی اش را این طور باز می کند. « از اعتیاد خسته شدم، 17 سال بیشتر ندارم. از پنج سال پیش مادرم نقشه سیاهی را برای زندگی ام ترسیم کرد. وقتی مادرم از پدرم جدا شد من سربار او بودم و برای عشق و نوش خود مرا معتاد و بعد از مدتی برای همیشه رهایم کرد.فهیمه رنگ به رخسار ندارد، حرف هایش یک دنیا غصه در خود جای دارد.
او می گوید: خستگی از اعتیاد و.... وقتی از او توضیح بیشتر می خواهم سری به تاسف تکان می دهد و اظهار می کند که وقتی یک معتاد زار شدم و مادرم مرا از خانه بیرون کرد آواره خیابان شدم، نه کسی را داشتم و نه جایی را، یکی دو شب در پارک خوابیدم و بعد از آن با پسری آشنا شدم و مدتی را در خانه اجاره ای او سپری کردم اما سوء استفاده از من در آن خانه سیاه شروع شد، مدت زیادی نگذشته بود که آن پسر از من خسته شد اما مرا به کسی دیگر معرفی کرد.
نه راه پس داشتم نه راه پیش، درمانده از همه جا راهی خانه ای سیاه تر شدم تا زندگی ام در آن جا ورق بخورد. یک دختر بی کس و کار مثل من با وجود اعتیاد مگر چاره ای هم جز این داشت، نه پدری که به او پناه ببرد و نه مادری که او را در آغوش گرم خود جای دهد.
آن جا در قبال جا و مکان و خرج مواد باید روزی 200 تا 300 هزار تومان برای او کاسبی کنم. حالا دیگر خسته شده ام و می خواهم از این شهر برای همیشه بروم. فهیمه در حال صحبت کردن بود که چشمانش به خانمی که از انتهای کوچه در حال نزدیک شدن بود افتاد. گویی دشمن خونی اش را دیده بود، زبانش به لکنت افتاد، خاله، خاله آمد و دستش را گرفت و او را به داخل کوچه باریکی برد و سوار تاکسی کرد و ...
«زندی» دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر در این باره از بررسی آخرین وضعیت پاتوق های مصرف مواد مخدر گفت و این که واحدهای مسکونی و اماکنی که اقدام به راه اندازی چایخانه و قلیان سرا کردند و مصرف مواد مخدر و روان گردان ها در این اماکن انجام می شود توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر استان شناسایی و اقدام لازم انجام شد.
سرهنگ «محمدی» رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر استان هم گفت: در یک ماه گذشته چهار عملیات در چهار پاتوق فعال شهر بیرجند انجام شد که 29 نفر دستگیر شده اند.