-
نرو - گرشا رضایی
دوشنبه 2 اسفند 1400 22:41
نرو - گرشا رضایی من از هوای بی تو بیذارم به بودنت یه عمره بیمارم بالاتر از جونم عزیز من دوست دارم دوست دارم بدون تو میدونی میمیرم من به هوای تو گرفتارم تمومه دنیای من این حرفه دوست دارم دوست دارم نرو نرو دوباره نشکن این شکسته رو نذار بگیر جاتو غم نرو که عاشقت بیاره کم نرو بمون بمون به حرمت روزای رفتمون نذار بیوفتم از...
-
باید اطلاع رسانی کنم
یکشنبه 1 اسفند 1400 23:28
هی روزگار... به نظر میاد باید به مسئول های میزکارها ، اعلام کنم که سیستم ندارم. منتظر ادیت نباشن. یه نموره دپرسم به خاطر کامپیوتر!
-
در جستجوی بهار (5)
یکشنبه 1 اسفند 1400 23:00
در جستجوی بهار ( 5 ) گفت: برای اینکه مطمئن بشوم راه حل را کاملا یاد گرفته اید یک نمونه از همین مسئله را برایتان مینویسم. پس از نوشتن مسئله دفتر را بدستم داد و با گفتن تا چند دقیقه دیگر برمیگردم از کنارم دور شد. دقایقی بعد دوباره به کنارم آمد و پرسید: مسئله را حل کردید؟ دفتر را بسویش گرفتم و گفتم: ببینید چطور است؟ با...
-
کامپیوترم مُرد!
یکشنبه 1 اسفند 1400 18:13
سلام. الان یکشنبه ۱ اسفند. خب بگذار بگم. جمعه ساعت یک شب که سیستم خاموش کردم. دیگه روشن نشده. بله. بله. انگاری قراره برای بچه م، مجلس ختم بگیرم. الان ۱۸:۱۱ به وقت تبلت.
-
در جستجوی بهار (4)
شنبه 30 بهمن 1400 23:00
در جستجوی بهار (4) خاله آنروز همراه با غذایی که برای بچه ها تهیه کرد سوپ خوشمزه ای هم برای من پخت. کمی به ظهر مانده که همراه با ظرف سوپ به اتاق آمد همانطور که با خوش زبانی سوپ را به خورد من میداد گفت: چند دقیقه پیش سیاوش را دیدم اححوال ترا میپرسید وقتی شنید بیماری و در بستر خوابیدی رنگ از رویش پرید با نگرانی گفت بهتر...
-
Eros Ramazzotti - Adesso tu
شنبه 30 بهمن 1400 10:00
https://www.youtube.com/watch?v=0fFzXPMFzL8 Eros Ramazzotti - Adesso tu Artista: Eros Ramazzotti Album: e2 Pubblicazione: 1986 Genere: Pop Nato ai bordi di periferia dove i tram non vanno avanti più, dove l’area è popolare, è più facile sognare che guardare in faccia la realtà... در مرزهای حاشیه شهر متولد شدم جایی که...
-
من چیستم؟
شنبه 30 بهمن 1400 08:49
من چیستم؟ من چیستم؟ افسانهاى خموش در آغوش صد فریب گرد فریب خوردهاى از عشوه نسیم خشمى که خفته در پس هر زهر خندهاى رازى نهفته در دل شبهاى جنگلى من چیستم؟ فریادهاى خشم به زنجیر بستهاى بهت نگاه خاطرهآمیز یک جنون زهرى چکیده از بن دندان صد امید دشنام زشت قحبه بدکار روزگار من چیستم؟ بر جا زکاروان سبکبار آرزو خاکسترى به...
-
در جستجوی بهار (3)
جمعه 29 بهمن 1400 23:00
در جستجوی بهار (3) مادر گفت: یک چیز دیگر را هم باید بدانی و آن اینکه تو خیلی شبیه به پدرت هستی حالت چشمهایت ابروهای کمانیت گونه های خوش تراشت و سیاهی رنگ موهایت. همه را از او به ارث برده ای تنها تفاوت تو با او رنگ پوستت هست سهراب پوستی سبزه داشت و به سفیدی و شفافی پوست تو نبود هرگاه تو را میبینم چهره او در نظرم مجسم...
-
در جستجوی بهار (2)
پنجشنبه 28 بهمن 1400 23:00
در جستجوی بهار (2) مادر بدنبال مکث کوتاهی ادامه داد: هیچ عاقبت من که برای یکشب به آنجا رفته بودم ٢ سال در آن قهوه خانه ماندگار شدم بابا رجب پیرمرد بسیار نازنینی بود. هنگامی که در روشنایی روز نگاهش بمن افتاد با تعجب پرسید: دختر جان تو که سن و سالی نداری تو خیلی جوانتر از آن هستی که فکر میکردم بگو ببینم چرا میخواستی...
-
بالاخره روشن شد
پنجشنبه 28 بهمن 1400 22:06
بالاخره روشن شد خب، راستش دیگه انتظار نداشتم امروز روشن بشه. ولی 21:46 گذشته بود که سیستم روشن شد!