« مِه »
یک بار دستم را از مِه پر کردم.
سپس دستم را باز کردم؛ بیا و ببین، مِه به کِرمی بدل شده بود.
دستم را بستم و دوباره گشودم؛ بنگر، پرنده ای در میان دستم بود.
باز دستم را بستم و گشودم؛ د رمیان گودی دستم انسانی ایستاده بود.
سیمایی غمگین داشت و به بالا می نگریست.
باز هم دستم را بستم؛ وقتی آن را گشودم، چیزی جز مِه ندیدم؛
اما ترانه ای شنیدم در نهایت زیبایی.
- خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست.
- نه، وصل ممکن نیست،
همیشه فاصله ای هست.
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصله ای هست.
دچار باید بود
وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که
- غرق ابهامند.
- نه،
صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست.
Da "LEZIONI AMERICANE" di italo Calvino
L'imperatore Carlomagno in tarda eta' s'innamoro' d'una ragazza tedesca. I baroni della corte erano molto preoccupati vedendo chi il sovrano, tutto preso dalla sua brama amorosa, e dimentico della dignita' regale, trascurava gli effetti dell'Impero. Quando inprovvisamente la ragazza mori', I dignitary trassero un respire di sollievo, ma per poco: perche' I'amore di Carlomagno non mori' con lei. L'imperator, fatto portare il cadavere imblasmato nella
تنها یک بار از سخن باز ماندم، وقتی مردی از من پرسید: «شما کیستید؟»
Only once have I been made mute. It was when a man asked me, "who are You?!"
جبران خلیل جبران
عشق از ژرفای خویش آگاه نمیشود، جز در لحظهی جدایی.
Love knows not its depth till the hour of separation.
جبران خلیل جبران
به کندی دوستی کن، اما هنگامیکه دوست شدی با ملایمت و مداومت ادامه بده.
Be slow to fall into friendship, but when thou are in, continue firm and constant.
سقراط
شکست راههای بسیار دارد، حال آن که موفقیت تنها یک راه دارد.
It is possible to fail in many ways, while to succeed is possible only in one way.
ارسطو
http://media.jamejamonline.ir/Media/Image/1394/03/06/635683456735741071.jpg
غرق شدن در میان حباب
حس غرق شدن در میان حبابها، این حالت در میان رویاهاست ...
منبع: ؟؟؟
ترک سیگار آسانترین کار دنیاست. من خودم هزاران بار این کار را کرده ام.
Giving up smoking is the easiest thing in the world. I have done it thousands of times.
مارک تواین
هیچ انسانی آن قدر ثروتمند نیست که بتواند گذشتهاش را بازخرید کند.
No Man is rich enough to buy back his past.
اسکار وایلد
مردها مثل « مخلوط کن » هستند :
در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد.
مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند :
حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمیتوان باور کرد.
مردها مثل « کامپیوتر » هستند :
کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند.
مردها مثل « سیمان » هستند:
وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی.
مردها مثل « طالع بینی مجلات » هستند:
همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند.
مردها مثل « جای پارک » هستند :
خوب هایشان قبلا" اشغال شده و آنهائی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم.
مردها مثل « پاپ کورن » ( ذرت بو داده ) هستند :
بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند .
مردها مثل « باران بهاری » هستند:
هیچوقت نمیدانید کی می آیند، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود.
مردها مثل « پیکان دست دوم » هستند :
ارزان هستند و غیر قابل اطمینان.
مردها مثل « موز » هستند :
هرچه پیرتر میشوند وارفته تر میشوند.
مردها مثل « نوزاد » هستند :
در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید.
ترسو وقتی در امان است، تهدید میکند.
The coward only threatens when he is safe.
یوهان ولفانگ فون گوته
آینده
من هرگز در مورد آینده فکر نمیکنم چون خودش به زودی از راه خواهد رسید...
I never think of the future, it will comes soon enough.
آلبرت اینشتین
عمیق ترین زخم
زخمیکه تنها از آن ِ توست، عمیق ترین ِ زخم هاست...
The Private Wound is Deepest.
ویلیام شکسپیر
خدمتکار مخصوص
زن به خدمتکار تازه گفت: «او دوست دارد شامش را درست سر ساعت 6 بخورد. گوشت قرمز هم نمیخورد. دسرش را بعد در اتاق خودش میخورد. ساعت 8 حمام میگیرد و زود میخوابد.»
دختر خدمتکار بر اثر برخورد با سگ پودلی که خواب بود، لغزیر و به عقب سکندری خورد، در همان حال پرسید: «کی ارباب را خواهم دید؟»
کدبانوی خانه با خنده گفت: «همین حالا او را دیدی.»
امیلی تیلتون
Maid To Serve
"He Likes Dinner at Six Sharp," The Cautioned the new maid.
"And absolutely no beef. He takes dessert in the den. Draw his bath at eight, he retries early."
"And when will I get to meet the master?"
the maid asked as she stumbled backward over a sleeping poodle.
"You just did" , laughed the house keeper.
Emily Tilton
Black Blood Brothers
نام انیمه: Black Blood Brothers
نام انیمه: ブラック·ブラッド·ブラザーズ
نام انیمه: Burakku Buraddo Burazāzu
ژانر: Vampire, Action, Supernatural, Comedy, Fantasy, Adventure
وضعیت: تمام شده
تاریخ پخش: تابستان 2006
تعداد قسمت ها: 12 قسمت
کارگردان: Hiroaki Yoshikawa
استودیو: Group TAC, Studio Live
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینک های مربوط به انیمه
+ معرفی کاراکترهای انیمه // سایت رسمی انیمه
+ خلاصه قسمت های هر قسمت از انیمه
+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک // لینک // لینک
+ لینک فایل تورنت (AVI, EN Sub, 1.86GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, BluRay, 2.17GB)
+ لینک فایل تورنت (EN Sub, MKV, 720P, BluRay, 3.41GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, BDRip, RAW, 720P, 10.02GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, RAW, BD, 720P, 6.21GB)
+ لینک دانلود انیمه (AVI, ~170MB, Multi Server, EN Sub)
+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, 10GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, EN Sub, 4BG)
+ لینک فایل تورنت (MKV, BD, 720P, 6GB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P,~90MB)
خلاصه داستان
درجنگ هولنکی که در هنگ هنگ به وقوع پیوست یک An Old Blood (یک خون اشام چندصدساله) به نام Jiro Mochizuki که شمشیر نقره ای نیز معروف است با Kowloon King رهبر مخوف جناح مخالف مبارزه میکند و او را شکست میدهد ده سال بعد شمشیر نقره ای به همراه برادر کوچک خود Kotaro قصد عزیمت به شهری در ژاپن را دارند که به نام منطقه خاص معروف هست در این شهر خون اشام ها و انسانها با یکدیگر در صلح و صفا زندگی میکنند اما طولی نمیکشد که انها متوجه میشوند که نیروهای طرفدار Kowloon King با نقشه ای از پیش تعیین شده قصد تسخیر این شهر را دارند به این ترتیب شمشیر نقره ای بار دیگر خود را آماده مبارزه با این دشمن قدیمی میکند.
خلاصه داستان (منبع:انیم ورلد)
داستان انیمه هول موضوع پر طرفدار خون آشام هاست...و درگیری دو گروه خون سیاه "خون آشاما" و خون سرخ "ادما" ....که تواین بین یه گروه سومی هست که میخواد بین دو گروه درگیر صلح برقرار کنه و...
Okane ga Nai
نام انیمه: Okane ga Nai
نام انیمه: No Money
نام انیمه: お金がないっ
ژانر: Yaoi, Comedy, Drama, Romance
تاریخ پخش: بهار 2007
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمت ها: 4 قسمت
کارگردان: Makoto Sokuza
استودیو: Yricc
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

لینک های مربوط به انیمه
+ تماشای آنلاین: سایت // سایت // سایت
+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک
+ خواندن آنلاین مانگا – ترجمه انگلیسی
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 10bit, 540P, ~300MB, Multi Server)
+ لینک دانلود انیمه (RMVB, EN Sub)
خلاصه داستان
چند سال قبل، وقتی «آیاسه» کالج می رفت، «کانوئو» رو نجات داده بوده.
حالا «آیاسه» به دست گروهی خلافکار افتاده و قراره فروخته بشه.
موقعی که به حراج گذاشته بود، «کانوئو» با 120 میلیون ین سر می رسه و «آیاسه» رو می خره.
«آیاسه» هیچی از «کانوئو» یادش نمیاد.
می فهمه که پسر عموش بوده که باعث گیرافتادنش شده. ولی با این حال، نمی تونه کمکش نره.
کم کم ارتباط عشقولی بین «آیاسه» و «کانوئو» پیش میاد، که اولش با زور «کانوئو» بوده.
https://pbs.twimg.com/profile_images/797187319933636608/pIFqlEQO_400x400.jpg
بهشت شرارت
برای فردی که در آشوب ساکن است ... تنها آرزوی او .. بهشت شرارت ابدی.
منبع: ؟؟؟
باورم کن ... - نیکلاس اسپارکس
نام کتاب: باورم کن ...
نام اصلی کتاب: True Believer
نویسنده: نیکلاس اسپارکس (Nicholas Sparks)
مترجم: نفیسه معتکف
ناشر: انتشارات شادان
نوبت چاپ: چاپ اول - 1385
تعداد صفحات: 340 صفحه
+ اطلاعات بیشتر درباره کتاب: لینک // لینک
داخل جلد
«جرمی مارش» خبرنگار جوان و خوش چهره ی داستان برای مأموریتی به کارولینای جنوبی می رود.
حضور او با ماجراهایی همراه است که علاوه بر درگیر شدن، با «لکسی» به عنوان یکی از مطلعین حوادث رخ داده در آن منطقه آشنا می شود.
«لکسی» دختر جوان و زیبارویی است که در کنار «جرمی» و کنجکاوی های او به عنوان یک خبرنگار، حوادث جالب و غیر منتظره ای را تجربه می کند و ...
خلاصه داستان (منبع)
کتاب باورم کن، رمانی است نوشته ی نیکلاس اسپارکس که برای اولین بار در سال 2003 به انتشار رسیده است. روزنامه نگاری علمی به نام جرمی مارش، متخصص اثبات کذب بودن موضوعات ماوراالطبیعه است و استعداد خاصی در زمینه ی مسائل عجیب و غیرعادی دارد. او که شکاکی مادرزاد است، به شهر کوچکی در کارولینای شمالی می رود تا دلیل واقعی دیده شدن اشباحی در گورستان شهر را بیابد. اما جرمی در این سفر با نوه ی پیشگوی شهر، دختری به نام لکسی دارنل، ملاقات می کند و بسیار شیفته و دلباخته ی او می شود. اکنون، اگر جرمی می خواهد که آینده ای در کنار لکسی داشته باشد، باید تصمیم سختی بگیرد. جرمی می تواند به زندگی قبلی خود بازگردد و یا این که دل را به دریا زده و وارد دنیایی از ناشناخته ها شود. رمان باورم کن، داستانی است درباره ی استفاده از فرصت ها و گوش کردن به حرف دل. این اثر، شما را هم وادار می سازد تا به معجزه ی عشق ایمان بیاورید.
http://media.jamnews.ir/Kashkool/Images/E2-15.jpg
تا ابد
به زندگی ادامه بده
و در آن آسمان
به دوستانت در آن روز فکر کن،
همیشه، تا ابد ...
منبع: ؟؟؟