♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
مرد ها مثل چی هستند ؟
مردها مثل « مخلوط کن » هستند :
در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد .
مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند :
حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمیتوان باور کرد.
مردها مثل « کامپیوتر » هستند :
کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند .
مردها مثل « سیمان » هستند:
وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی .
مردها مثل « طالع بینی مجلات » هستند:
همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند.
مردها مثل « جای پارک » هستند :
خوب هایشان قبلا" اشغال شده و آنهائی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم .
مردها مثل « پاپ کورن » ( ذرت بو داده ) هستند :
بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند .
مردها مثل « باران بهاری » هستند:
هیچوقت نمیدانید کی می آیند ، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود .
مردها مثل « پیکان دست دوم » هستند :
ارزان هستند و غیر قابل اطمینان.
مردها مثل « موز » هستند :
هرچه پیرتر میشوند وارفته تر میشوند.
مردها مثل « نوزاد » هستند :
در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید .
« بهار »
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
« زیر پای نا مهربانی های تو ... »
شکست ، له شد ،خُرد شد
قلبم
زیر پای نا مهربانی های تو
وقتی دلم را برایت کوک کردم
نشستی و سازش را گوش دادی
گفتم: میپرستمت
گفتی:بپرست ، من بودای تو
گفتم: تو قبله ی من
گفتی: من کعبه ی تو
گفتم: هستم با تو
گفتی: باش با من
گفتم: تو مال من
گفتی: من مال تو
گفتم: دوستت دارم
گفتی: دوستت ندارم
اما
من
دوستت دارم.
« آرام شاد »
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
« پسرای ضایع! »
چرا پسرا اینقدر ضایعیم ؟ خوب معلومه دیگه ...
واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشن اگه صندلی ها هم خالی باشه میرن ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستن، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهش.
واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میرن، کافیه فقط یه دختری از کنارشون رد شه، گردن نیست لامصب ( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.
واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرشون میاد، پا میشن میرن یه جایی مثله ملا صدرا ، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میرن، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن) .
واسه اینکه وقتی میرن کوه، پشت دختره میرن بالا از کوه، بعدش کم میاره و رنگش سرخ میشه و تازه می فهمه که دختره کوهنورد بوده.
واسه اینکه وقتی حس غرورش گل میکنه میبینه
دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میره جلو، با پسره دعوا میکنه، بعدش که
خوب کتکه رو خورد می فهمه که یارو داداشش بوده.!!
واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی
معنوی ببره، 10 بار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه،
میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای فضل آباد ، رسیده به پل عفیف
آباد. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی
قبلیه، و اونجا یکم مشت و مال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش
میده!!
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
♠♠♠ فصل ششم : دروغ ♠♠♠
من از این همه لطف شما واقعا ً نمی دونم چیکار کنم . اینقده به من امید میدین که من ناچارم بازم بنویسم. از این همه نظرهای قشنگ شما اشک شوق در چشمانم جاری شد !!!!
می خوام از چیزی بگم که واسه همتون آشناست . در موردش حرف زدن خیلی تلخه ولی تنها چیزی هست که در بین ما مسلمونا خیلی طرفدار داره و همه از اون استفاده میکنن. شروع بدبختی ما از روزیه که در مورد دروغ چیز یاد گرفتیم . انسان از چیزی که منع مطلق میشه یه کرم عجیب میگیره که باید ببینه چیه و وقتی می خواد آزمایش کنه یه جوری وابسته به اون میشه که هی می خواد از اون استفاده کنه و کارها رو وقتی خراب میکنه زحمت راستگویی رو نمی کشه و زودی پناهنده به کشتی دروغ میشه که خیلی بده .
میدونستین که خلاق ترین آدمای روی زمین ما ایرانی ها هستیم که اگه خدا یه کم احساس مسئولیت در کنار این خلاقیت به ما میداد زمین و زمان انگشت به دهن میموندن اما طبق قانون طبیعت تساوی بر قرار شده و به جای مسئولیت بین ما یک بی مسئولیتی عجیب حاکم هست که خدمون هم داریم شاخ در مییاریم از کارامون .تقریبا همه ما خلاقیتمونو در جهت خلاف حرکت میدیم تا پیشرفت کنیم . بدون این که اثر کارمونو تو جامعه بسنجیم . کارهایی میکنیم که خودمون هم توش میمونیم انواع کلاه برداری و یا مخ زدن هایی که تمام وقت مردم ما رو گرفته .همه ما ایرونی ها یه مشت دوغگوهای حرفه ای شدیم که لنگمون هیچ جای دنیا نیست . باور کنید تو هیچ جای عالم هستی مثل ما پیدا نمیشه.اصلا توهین نمی کنم ها فقط دارم واقعیت رو میگم خودتون میتونید قضاوت کنید .یه روز صبح که از خواب پا می شی تا شب ببین چند تا دروغ میگی . از مرد و زن همه و همه به هم دورغ میگیم . یه جوری عادت کردیم اگه نگیم خوابمون نمی بره واقعا تقصیر کیه !!!! ایا ما قبل اسلام هم همین جوری بودیم ؟؟؟ نمی گم که دینون اشکال داره ...خودمون اشکال پیدا کردیم با دین اسلام به نظر من واقعا تو دنیای امروز هیچکی مسلمان نیست یعنی نمی تونه مسلمان باقی بمونه یه خورده فکر کنید به حرفم پی میبرید .تو دین ما نوشته که دروغ یه کناه کبیره هست اینو همه میدونیم ولی فکر نمی کنیم که یه دروغ کوچک ممکنه به کسی لطمه بزنه واسه همین روزی ده هزار بار دروغ میگیم اونم دورغهایی که اگه یه کم فکر کنیم میبینیم که خود شیطون هم نمی تونه بگه . واقعا تقصیر کیه که ما رو تبدیل به یه مشت دروغگو کرده . خدایی نگاه کنید از دم همه به هم دروغ میگیم که کمترین مثالش همین انترنته .مغازه داران غزیز هم اگه دروغ نگن که نمیتونن زندگی کنن . نگاه کنید روی کره زمین غیر از مسلمانها کسی دیگه ای دروغ میگه ؟؟؟ ما مدعی هستیم که بهترین و کاملترین دینو داریم ولی چرا ..؟؟
به نظر من دروغ ابتدای همه نو گناه هست از رشوه کلاه برداری تا ...
چیزه جالب اینه که: یکی هم که پیدا میشه راست بگه هیچکی حرفشو باور نمی کنه و راستگو قصه ما هم دروغگو میشه . هر کسی هم به نوعی در تمام رشته های دروغگویی استاده به جون خودم آدم نمی دونه بخنده یا گریه کنه کلی کتاب از بزرگان در تمام علوم به ما ارث رسیده از قرنها پیش ولی نسل ما چی میخواد از خودش به ارث بزاره واسه آیندگان. از بحث دروغ بیایم بیرون فکر کنم حرف زندن از دروغ اینقد درد آور باشه که در موردش حرف نزنیم چون دروغ گفتنش شیرینتره واقعا شیرینه چون خلقی رو سر کار میزاریم.
فرزندان ما واقعا به ما نمی خندن نمیگن واقعا با این همه علمی که گذشتگان واسه ما به ارث رسیده ما بدون پیشرفت تحویل فرزندانمون دادیم نمگم که پیشرفت نکردیم اما غربی های عزیز ومحترم علم قدیم ما رو گرفتن و خودشون با علم ما به پیشرفت رسیدن و ما رو جهان سوم نامیدن یادشون رفته که ما کی بودیم و اونا کی بودن آدم واقعا ناراحت میشه که حتی فکر کنه. . نمیگن چه پدران خنگی داشتیم . به بهانه های پیشرفت علم از هم دزدی میکنیم !!!! به هم دروغ میگیم .
به امید روزی که این قدر شناختمون زیاد بشه که دورغ نگیم .
شاد باشید حرفه ای ها .
سوشیانت
♠♠♠ لینکدونی ♠♠♠
1- دختر 13 ساله قربانی هوس مادر خود شد .
2- حمایت قانون از دخترها ، در مقابل پدرها
3- حالا برو یه خورده ضایع شو ، چی میشه مگه ؟!
♠♠♠ معرفی چند تا نرم افزار ♠♠♠
1- شطرنج فارسی به همراه آموزش - - - 2.43 مگابایت
2- نرم افزار روان شناسی رنگ ها ( تحت داس ) - - - 977 کیلو بایت
3- نرم افزار نقاشی ویندوز به صورت فارسی - - - 532 کیلو بایت
4- طراحی قاب های زیبا برای تصاویر خود - - - 2.75 مگابایت
5- برای موبایلتون ، خودتون ملودی بسازین - - - 2.50 مگابایت
6- با این برنامه دسترسی افراد مختلف به کامپیوتر را محدود کنید . - - - 923 کیلوبایت
7- شما فینگیلیش بنویس ، این برنامه ، فارسیش رو می نویسه - - - 510 کیلوبایت
8- یک منشی تلفنی کامل - - - 2.41 کیلوبایت
9- تقلید صدای شما توسط یک طوطی - - - 1.76 کیلوبایت
♠♠♠ شعر ♠♠♠
سرگذشت ِ شب ِ هجران تو گفتم با شمع
آن قدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
- سخای لاری -
میلاد حضرت امام رضا ( ع ) بر شما مبارک باد !
نتایج قرعه کشی جام جهانی 2006 آلمان
" گروه بندی تیمهای راه یافته به جام جهانی "
ساعت پایانی نهم دسامبر یا به عبارتی10 دسامبر سال 2005 برای خیلی از تیمهای راه یافته به جام نقش سرنوشت سازی داشتند.
مراسم قرعه کشی تعیین گروه ها در شهر لایبزیک – شهر باخ ، موسیقیدان مشهور دنیا – و در حضور 4000 نفر از مسئولین تیمهای مربوطه و افراد دیگر برگزار شد.
320 میلیون نفر هم از سراسر دنیا پای برنامه های تلویزیونی و رادیویی شاهد مراسم قرعه کشی بودند. اکثر کانالهای ورزشی سراسر دنیا مراسم قرعه کشی رو پوشش دادند.
و در ایران هم شبکه دو در برنامه ورزش دو پخش مراسم رو نشون داد. این برنامه با حضور لارودی – کارشناس فوتبال – و حسین فرکی همراه بود. تی وی ایران مقداری از صحنه های قبل مراسم رو نشون میداد بعد دوباره لارودی رو نشون میداد ، داخل سالن هنر نمایی میشائیل بالاک با توپ رو نشون میداد بعد ناگهان تصویر میومد رو فرکی!! . خلاصه اینکه شبکه دو اصلا درست و حسابی مراسم رو پخش نکرد. در زیر گروه بندی ها رو مشاهده میکنید با این توضیح که تیم ملی ایران تو گروه خودش با دو تیم قدرتمند پرتغال و مکزیک همبازی خواهد بود و اینکه برانکو در صحبت هاش گفت که مکزیک و انگولا خطر جدی برای ما نیستند! باید تا 21 خرداد صبر کنیم تا ببینیم این گفته ها کی تحقق پیدا میکنه؟!
D C B A
سر گروه ها : المان انگلیس آرژانتین مکزیک
لهستان پاراگوئه ساحل عاج پرتغال
کاستاریکا ترینیداد و توباگو صربستان و مونتنگرو انگولا
اکوادور سوئد هلند ایران
H G F E
سر گروه ها : ایتالیا برزیل فرانسه اسپانیا
غنا کرواسی سوئیس اوکراین
امریکا استرالیا کره جنوبی عربستان
جمهوری چک ژاپن توگو تونس
و همچنین باید اینو اعلام کنم که جام جهانی 2006 المان از 19 خرداد ماه با بازی المان و کاستاریکا رسما شروع خواهد شد. یک ماه فوتبال ، یک ماه عشق و باز هم یک ماه عشق ...
تا اون روز لحظه شماری میکنیم. به امید موفقیت ارژانتین عزیزم.
در ضمن تاریخ بازیهای تیم ملی کشورمون رو هم براتون مینویسم :
21 خرداد 85 ایران – مکزیک در ورزشگاه نورنبرگ
27 خرداد 85 ایران - پرتغال در ورزشکاه فرانکفورت
31 خرداد 85 ایران - انگولا در ورزشگاه لایبزیک
پانوشت 1 :لازم به ذکره که ایران با مکزیک فقط یک بار روبرو شده است ولی با پرتغال و انگولا تا به حال مسابقه نداده. بهر حال امیدواریم که تیم ملی کشورمون هم بتونه به دور بعد صعود کنه.
پانوشت 2 : ورزشگاه ایران و انگولا ، ورزشگاه همین شهری بود که توش مراسم قرعه کشی انجام شد.
گام به گام تا جام جهانی ... با ما همراه باشید! تمام سعی ام این بود که اخبار مربوط به مراسم قرعه کشی رو سریعا در اختیارتون بذارم.
چند ماه دیگه جام جهانی شروع خواهد شد ... چند ماه انتظار ، چند ماه ضد حال ، در عوض یک ماه یه حال اساسی ، یک ماه عشق ، یک ماه صفا ! تب فوتبال کوچک و بزرگ نمیشناسه ! فوتبال عشقه...!
نظر شما چیه؟ حتما نظر بدین!
خوش به سعادت اونایی که میتونن برن المان و بازیها رو از نزدیک نگاه کنن! واقعا خوش به حالشون!
ما هم از پای شبکه های تلویزیونی بازیها رو دنبال میکنیم و برای تیم محبوبمون هورا میکشیم.
این یک ماه برای ما عشق فوتبالیها یک رویاس . چهار سال انتظار ، انتظار کمی نیست ولی شیرینه چون :
» Y Y Y Y » فوتبال عشق است ...! «Y Y Y Y«
نوشته شده توسط : HODAFIFA

بگو منو کم داری
یه نیمکت تنها ...
یه شعله ی خاموش ...
یه لحظه یک رویا ...
من و تو در آغوش ...
یه یادگار از عشق
رو تن ِ درخت پیر ...
یه قصه ی کوتاه ...
ای وای از این تقدیر.
بگو منو کم داری ... بگو ...
بگو کمی غم داری ... بگو ...
بگو منو کم داری ... بگو ...
بگو کمی غم داری ... بگو ...
....
بگو که نامه ها مو خوندی
بگو برام دل سوزوندی
هق هق ِ گریم رو شنیدی
بگو که اشکامو دیدی ....
بگو دلت برام تنگ شده ...
همون دلی که میگن از سنگ شده
بگو دیگه طاقت نداری ...
اشک روی چشمام بیاری.
بگو منو کم داری ... بگو ....
بگو کمی غم داری ... بگو ...
+ لینک دانلود آهنگ با کیفیت 320
+ لینک دانلود آهنگ با کیفیت 128
♥ همیشه فاصله ای هست ...
- خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست .
- نه ، وصل ممکن نیست ،
همیشه فاصله ای هست .
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر ،
همیشه فاصله ای هست .
دچار باید بود
وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد .
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست .
و عشق
صدای فاصله هاست .
صدای فاصله هایی که
- غرق ابهامند.
- نه ،
صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر .
همیشه عاشق تنهاست .
♠ معرفی نرم افزار
قفل گذاری بر روی فایلها
با استفاده از نرم افزار BestSync Folder Synchronizer می توانید اطلاعات و فایلهای مهم و محرمانه ی خود را از دسترس دیگران دور نگه دارید و آنها را قفل گذاری کنید . با استفاده از این نرم افزار می توانید اطلاعات خود را در درایو USB خود فشرده و قفل گذاری کنید و در مواقع مورد نیاز آن را غیر فشرده و باز کنید . به این شکل اگر حافظه USB شما گم بشود نیز کسی نمی تواند به اطلاعات موجود در آن دسترسی پیدا کند و با تکنولوژی که این برنامه در قفل گذاری فایلها استفاده می کند ، می توانید مطمئن باشید که هیچ کس نمی تواند فایلهای شما را مشاهده و از اطلاعات آنها استفاده کند . این نرم افزار برای قفل گذاری فایلها و دایرکتوری های موجود در ویندوز نیز استفاده می شود .
برای دانلود این نرم افزار به سایت مربوطه مراجعه کنید .
آدرس سایت : http://www.risefly.com/foldersynceng.htm
♣ لینکدونی
1- تاریخ تولدت رو به میلادی پیدا کن !
3- تصویر بره ی انسان نمای متولد بروجرد
4- کاپشن احمدی نژاد در یزد نایاب شد
5- جک های فینگیلیشی برای زدن اس.ام.اس
6- شرمنده ها ، ولی به نظر من خیلی جالبناکه !
7- گزارش تصویری از زلزله ی قشم
8- بابا خیلی باحاله ! چشم یارو رو با ماوس تکون بده .
11- میگن که دیدین این تصاویر به هیشکی توصیه نمیشه !
12- یه نیمروی تر و تمیز ! خب نمی گن آدم نصفه شبی گشنه اش میشه !
13- پرداخت یک مهریه ی نجومی در 10 هزار سال. بیچاره آقا داماد .
14- وقتی که بوش ضایع میشه دیدن داره ! بابا ! همیشه ضایع !
18- یک میلیون تومان جایزه ، برای بردن پرسپولیس ! چه لوس !
19- شیوه ی مسلمانان ترکیه برای شنای مختلط . بابا اینا آخر مبتکر هستن !
20- بابا میز ِ گرد . یه میز ِ گرد جالب .
21- یه آقاهه که مرده بوده ، با مامانش ارتباط برقرار کرده !
23- گوشی های رنگ و وارنگ و جدید ، برای بچه ها ! آخه خدایی بچه رو چه به موبایل ؟!
24- پیش ملوسی ! ای خدا چقده این مامانه ! یه گربه ی اصیل ایرانی
25- تصاویری از تحویل هواپیمای تشریفاتی به دولت
26- بازتاب گلزنی علی کریمی در لیگ قهرمانان اروپا ، در تلویزیون های عربی
27- بزرگ ترین طنز معماری قرن ، در منطقه ی ما
29- همه چیز درباره ی گوشی ِ نوکیا مدل N90
30- در این باره هم هیچی نمی تونم بگم ... واقعا هیچی .....
31- کجاست سایه ؟
♫ وراجی
سلام . امیدوارم که خوب باشین . چه خبرا ؟ چی کارا می کنین ؟ خوش می گذره ؟!
همون طور که بعضی ها می دونستن ، خب جمعه ای من کنکور داشته بیدم ! تو این چند وقتی که برا کنکور وقت بود ، من این قده درس خوندم ! من این قده تست زدم ! اصلا ً آنلاین نشدم ! اصلا ً میل نزدم ! اصلا ً وبلاگ آپدیت نکردم ! اصلا ً تلویزیون نگاه نکردم ! اصلا ً عمو پورنگ نگاه نکردم . با تلفن حرف نزدم . اس.ام.اس بازی نکردم . کتاب غیر درسی نخوندم ! همه و همه ی کارهام شده بود درس خوندن . چیه تعجب کردین ویروس این قده بچه مثبت شده بوده ؟!
نکته ی تستی : دانشجویان محترم ، همان طور که می دانید ، در قسمت های قرمز رنگ متن بالا ، از افعال معکوس استفاده شده بود .
در کل امتحان جمعه رو مثل ِ بقیه ی کنکورها شاهکار کردم ! با این تفاوت که همچی اتفاق خاصی نیوفتاد که بخوام اینجا بگم ! دیگه چی بگم ؟! فعلن همینا دیگه !
خداحافظ !
My Group
http://groups.yahoo.com/group/Silver_Lake_110
آدرس عکس :

« کامپیوتر زن است یا مرد ؟ »
کامپیوتر زن است یا مرد؟
استاد زبان فرانسه در مورد مذکر یا مونث بودن اسمها توضیح میداد که پرسید : کامپیوتر مذکر است یا مونث؟
کلیه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر ، مرد اعلام کردند :
1- وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستم.
2- با آن که داده های زیادی دارند اما نادانند .
3- قرار است مشکلات را حل کنند اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند .
4- همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری از آن نصیبتان می شد .
کلیه دانشجویان پسر به دلایل زیر ، جنس رایانه را زن اعلام کردند :
1- به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد .
2- کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد .
3- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند .
4- همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول خود را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید
« بهار »
жжжжжжжжжжж жжжжжжжжжжж
« دیشب باباتو دیدم آیدا ! »
سلام.
امروز میخوام نقدی کوتاه بر آخرین ساخته رسول صدر عاملی با نام " دیشب باباتو دیدم آیدا" داشته باشم. آیدا سومین روایت از روایتهای سه گانه صدر عاملی میباشد. روایت اول مربوط به دختری به نام تداعی بود که موضوع فرار دختران از خانه رو مورد بررسی قرار میداد. در ترانه به مشکلات دختری تنها که مورد بیوفایی همسر جوان خود قرار گرفته بود، پرداخته و آیدا در روایت سوم با پدرش رودررو شده که زن دیگر را به همسری گرفته است.
آیدا دختری است که باید این مشکل را به نوعی حل کند. یا باید به مادر خود همه جریان را بگوید که منجر به طلاق آنها میشود ویا اینکه چشم را روی خطای پدر بسته و با موضوع کنار بیاد. تا میانه راه به این فکر میکند که بهتر است همه چیز را به مادر بگوید و پدر خطاکار را به سزای عملش برساند. حتی ساناز بهترین دوست او نیز اورا تشویق به این کار میکند. اما پس از جدال زیاد با خود و با صحبتهای نهایی ساناز که به او میگوید طلاق پدر و مادرش باعث شد او به این راه کشیده شود و دختری طرد شده در نزد دیگران باشد،کم کم تصمیم خود را عوض کرده و به دنبال راه حل بهتر میگردد. حتی در مرحله ای تصمیم به مقابله به مثل میگیرد و با آرایش غلیظ هنگامی که هوا کاملا تاریک شده از خانه خارج میشود تا عقده ای که در وجودش شکل گرفته را خارج کند. اما میفهمد که این راه هم به بن بست منتهی میشود.
صدرعاملی در این روایت به خوبی دغدغه خاطر یک دختر را که تازه پا به دوران جوانی نهاده و باید با مشکل بزرگی روبرو شود را نشان داده.
ترانه میتوانست واکنشهای متفاوتی را از خود بروز دهد. اما اکنون زمان نتیجه گیری برای هر سه روایت فرا رسیده است. آیدا به بلوغی رسیده که تداعی و ترانه به آن نرسیده بودند.
در فیلم یک عنصر زائد وجود دارد که تا انتها نیز دلیلی بر حضور او پیدا نمیکنیم. نقش مادر بزرگ آیدا یک نقش کاملا غیر ضروری بود که عملا هیچ تاثیری بر روند فیلم نداشت.
پدر آیدا – شاهرخ فروتنیان- به خوبی در مقام یک پدر نقش خود را بازی کرد. با وجود اینکه وی هیچگاه پدر نشدند.
شراره دولت آبادی در نقش مادری ظاهر شده که ظاهرا رسیدن به امور خانه داری مهمترین وظیفه او میباشد. به طوری که صدای آیدا را در میآورد : "آخه چقدر کار خونه انجام میدی" . از دید آیدا مادر فقط بلد است بشوید و بپزد و به خانه برسد. در حالیکه پدر را کاملا فراموش کرده و هیچ کدوم از کارهای مشکوک او را نمیبیند.
صوفی کیانی در نقش آیدا خیلی خوب کار خود را انجام داده. وسواسی که صدر عاملی در انتخاب نقش ایدا داشت، جواب داد. دفترچه ای که آیدا اختصاص داده تا حرکات مشکوک پدر را در آن یادداشت کند ( سوسک، دلکو، موی بور) از کارهای جالب آیدا بود.
نقش ساناز هم( اسم هنرپیه اش رو فراموش کردم) به خوبی بازی شده. ساناز دختری است که پد رو مادرش از همدیگر جدا شده اند و تلاش او برای آشتی دادن آنها بی نتیجه است. جداشدن پد رو مادر او از همدیگر باعث شده تا از نظر اطرافیان و دوستانشان دختر خوبی نباشد. رفتار، نحوه آرایش و برخوردهای ساناز از سوی دیگران نکوهیده است.
و اما زن غریبه که پا به زندگی پدر آیدا گذاشته توسط الهام پاوه نژاد بازی شده. او نیز نقش خود را به خوبی بازی کرده. با حضور ناگهانی آیدا در خیاط خانه غافل گیر میشود. و ایدا که سعی دارد خود را جای ساناز جا بزند ، شناسایی میشود. خانم، عکس آیدا را قبلا دیده و زمانی که آیدا قصد خروج از خیاطی را دارد اورا صدا میزند.
به هرحال آیدا از فیلمهای خوبی است که ارزش دیدن را دارد. خصوصا در قحطی فیلم های خوب این روزگار دیدن آیدا رو توصیه میکنم.
توجه:
شاید در بین خانمها حضور اینجانب کمی جای سوال داشته باشد. اما لازم دیدم که این نکته رو گوشزد کنم که بنده به صورت افتخاری با وبلاگ بد گرلز همکاری میکنم. و حضور دائمی نخواهم داشت.
با تشکر
« سورنا »
жжжжжжжжжжж жжжжжжжжжжж
« من که می دونم منظورش چی بود »
شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید . من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زنه من بشه . بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم .
یکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه . مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم .
دوشنبه:امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست.من که میدونم منظورش چی بود.حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم .
سه شنبه:امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه .
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا ! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هر جور شده با این یکی هم ازدواج میکنم .
چهارشنبه:امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشید آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطوراین دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر میشه .
پنج شنبه:یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم .
جمعه:امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. اجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم . راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد .
شنبه:امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم واومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم .
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود ...
« ویروس »
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شاخه ی امید :
من از مصاحبت آفتاب می آیم ،
کجاست سایه ؟
- یه نفری -
آدرس عکس :
http://www.monkeyview.net/id/667/stuff/ing_Black_Heart2.jpg
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شعبه های دیگه :
« غریب !»
من در آئینه با تو سخن می گویم :
با تو ای خفته به هر موج نگاهت فریاد !
با تو ای مرد غریبی که در آئینه به من می نگری !
خرم آن لحظه که با دیده ی اشک آلوده –
در تو بگریزم و در « آئینه » با هم باشیم
ساعتی هم سخن و همدل و همدم باشیم .
برق اشک تو در آئینه ی چشمت پیداست
مات و خاموش به مهمانی اشک آمده ایم
اشک تنهایی و تنهایی و تنهایی ها
اشک دیدار ستم ها و شکیبایی ها .
با زبان «نگهم» با تو سخن میگویم :
از نگاهم بشنو ، رخصت گفتار کجاست ؟
واژه ی « یار» دروغ است ، بگو یار کجاست ؟
لحظه ی درد دل و موسم دلتنگی ها –
وعده ی ما و تو در عمق دل ِ آئینه است .
بهتر از آئینه ، منزلگه دیدار کجاست ؟
« آنکس است اهل بشارت که اشارت داند »
« نکته ها هست بسی ، محرم اسرار کجاست ؟ »
« مهدی سهیلی »
آدرس عکس :
دلایل محکم برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید:
1- همیشه از نام خانوادگی شما استفاده میشود.
2- مدت زمان مکالمهی تلفنی شما حداکثر30 ثانیه است.
3- برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.
4- در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز میکنید.
5- دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.
6- جنسیت شما در موقع مصاحبهی استخدام مطرح نیست.
7- لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.
8- ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.
9- همکارانتان نمیتوانند اشک شما را در بیاورند.
10- اگر در 34 سالگی هنوز مجردید، احدی به شما ایراد نمیگیرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبیعی است.
12- با یک دسته گل میتوانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید.
13- وقتی مهمان به خانهی شما میآید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.
14- بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام اقوام و دوستانتان بروید.
15- میتوانید آرزوی هر پست ومقامی را داشته باشید.
16- حداقل بیست راه برای بازکردن در هر بطری نوشابهی داخلی یا خارجی بلد هستید.
17- ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.
18- ... و بالاخره روزی یک پیرمرد موفق خواهید شد.
و حالا 28 دلیل بسیار محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید:
1- نام هر گل و زیبایی در طبیعت است را روی شما میگذارند.
2- هنگامی که رنگ پریده یا بیمار هستید با کمی وسایل آرایش میتوانید خود را زیباتر کنید و هیچ کس هم از شما ایرادنمیگیرد (کاری که بسیاری از آقایان مد روز یواشکی انجام میدهند).
3- تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند.
4- مجبور نیستید سر کار بروید و پول یک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبیا بخرید.
5- به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه می کنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی کنید تا سکته کنید.
6- عمرتان بسیار طولانی است.
7- آنقدر حرف برای گفتن دارید که هرگز کم نمیآورید.
8- همیشه یک عالمه دوست و رفیق ناب دارید و کمتر گرفتار رفیق ناباب می شوید.
9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمی کنید.
10- بزرگ شده اید و کمتر برای طرفداری از تیم قرمز و آبی یا این حزب و آن حزب جلز و ولز کرده و کرکری می خوانید.
11- ریش و سبیل ندارید که موقع آب خوردن قبل از خودتان سبیلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- همیشه جوان تر از سنتان هستید و هیچ کس نمی داند شما چند ساله اید.
14- از سن 9سالگی به بلوغ عقلی و جسمی میرسید و حالاحالاها بایدبدوند تا به پای شما برسند!.
15- بهشت زیر پای شماست.
16- اگر موهایتان مرتب نبود یا وقت برای مرتب کردنشان نداشتید، با سرکردن یک روسری قضیه حل است.
17- همیشه در کیفتان آینه دارید و موقعی که در سلف سرویس دانشگاه قورمه سبزی میخورید یک دانه لوبیا لابه لای سبیلتان جا خوش نمی کند.
18- همیشه تمیز ونظیف و خوشبو هستید.
19- به وزنتان اهمیت می دهید و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمی شود.
20- همیشه مقداری پول برای روز مبادا دارید که جز خودتان هیچ کس از جای آن خبر ندارد.
21- مجبور نیستید از این خانه به آن خانه بروید و خواستگاری کنید، مثل خانمها در خانه مینشینید تا دیگران با کلی منت و خواهش و التماس و گل و هدیه!!! از شما اجازه ی حضور بگیرند.
22- میتوانید موهایتان را بلند یا کوتاه کنید و هر نوع لباسی که دوست داشتید بپوشید از شلوار تا دامن... و هرنوع کفشی را بپسندید به پا کنید از اسپرت تا پاشنه سه سانتی و بالاتر.
23- مجبورنیستیدبارهای سنگین را جابه جا کنید یا تن به مشاغل سخت و پایین بدهید چراکه شما یک خانم هستید!.
24- حق تقدم با شماست.
25- مرد از دامن شما به معراج می رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمی کشید و از فرط حسادت کبود نشده و خون راه نمی اندازید.
27- نیم بیشتر صندلی های دانشگاه ها را شما تصاحب کرده اید.
28- ضعیف کش نیستید و دق و دلی رئیس اداره تان را در خانه خالی نمی کنید.
... و اگر خوب فکر کنید می بینید که صدها دلیل محکم دیگر وجود دارد که شما به زن بودن خود افتخار کنید .
منبع: ؟؟؟
دانلود البومهای ماچ و لب خاموش
سلام به همه دوستداران موسیقی.
تو این اپدیت براتون دو تا البوم ایرانی میذارم. البومهایی از شکیلا و افشین.
البته این اخرین البوم افشین – بنابر حرفای خودشه- . اون تو یه مصاحبه ی جنجالی با بهزاد از برنامه ی شب هفتم گفت که به خاطر پذیرفتن شرط دختر مورد علاقه اش ممکنه از خوانندگی دست بکشه و بره تو یه رستوران کار کنه! این در حالیه که اون جدیدترین البومش رو ارائه داده و اخیرا هم کنسرتی در لندن به پا کرده که با استقبال خوبی روبرو شد. جالبه بدونید برادرای افشین هم اونو تو این کنسرت همراهی میکردن. ماچ عنوان جدیدترین البوم افشینه که تازه ریلیز شده. امیدوارم از این اهنگها و خوشتون بیاد. این البوم شامل ده ترانه اس و حجم همه اهنگها 128 کیلو میباشد.
دانلود کنید و نظر یادتون نره.
Afshin: Maach
و... البوم جدید شکیلا به نام لب خاموش ( اینم به خاطر سمیه خانوم!)
Shakila : labe khamoush
منتظر البومهای جدیدتر هم باشید.
در اپدیت بعدی البومهای جدید از دو خواننده ی مطرح خارجی میذارم.
خدانگهدار.
نوشته شده توسط : HODA666
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
ابزار ( ابراز ) همدردی با ویروس
عرضم به حصورتون که اولا ً سلام . دوما ً قراره الان مراسم پیش عذادارون برای بنده ( ویروس ) برگزار کنیم و شما ها هم ابزار ( ابراز ) همدردی کنین . و حالا به چه مناسبت ؟ واه ! این که فکر کردن نداره ! الان آذرماه است ، یعنی این که یه چند وقت دیگه قبض ِ تلفن ( مهر و آبان ) میاد . بعدش خب من باید یه جایی خودم رو گم و گور کنم تا آبا از آسیاب بیوفته . یادم است یه بار نیک یه شماره حساب سیبا نوشته بود تو وبلاگش برای کمکهای مالی بروبچ ! حیف که من حساب سیبا ندارم ، وگرنه براتون می نوشتم که که کمکهای بشر دوستانه ی خودتون رو به ویروس بکنین !
خب شاید باباهه راضی شد پول ِ تلفن ( خط اینترنت رو منظورم است ها ) رو بده ، یعنی من شانس آوردم تو این زمینه ! ولی اگه یه وقت خدایی نکرده ، نخواد پرداخت کنه ، خب تلفن قطع میشه ، بعد من بدون اینترنت می مونم و شماها بی ویروس میشین ! بعد من کم کم نابود میشم .
واه ! بی خودی دلتون رو صابون نزنین ! عمرنات ویروس بره بمیره !
سومندش این که ، آخه هنوز یه موضوعه کوچولوی دیگه هم مونده ! خب چی جوری بگم ، این قبض تلفنه شاید پرداخت بشه ، بعد آبا از آسیاب بیوفته ، بعد احتیاج نباشه من برم خودم رو گم و گور کنم . ولی ... آخه چیزه ، بعدش هم قبض ِ این موبایل میاد . بعد من دیگه رسما ً باید برم خودم رو یه جایی گم و گور کنم . چون احتمالا ً گوشی توقیف میشه ، بعد من باید با گوشی فرار کنم برم یه جایی ! آخه من بدون موبایلم دق می کنم ! دوست و آشنا میدونن چرا ! طلفی ویروس !
همین چند روز پیشا بود که مامانم اینا گوشی رو یه دو ساعتی با خودشون بردن ، حالا من عین این روانی ها ، هی می رفتم اتاق خودم رو نگاه می کردم ببینم گوشی رو می بینم یا نه ، از اون ور میومدم کنار کامپیوتر رو نگاه میکردم . یه اوصافی بود ااااااااااااااااااااا
یه اعتیاد و وابستگی بیش از حدی به گوشیم دارم . چه رویی هم دارم . حالا نه این که واقعا ً گوشی مال خودم است ! مال بابامه خب ! بعد من صاحب شدم همینجوری ! ولی اگه یه وقت بخواد توقیف بشه ، من با گوشی میرم خودم رو گم و گور می کنم .
هم اکنون یاری نیازمند سبزتان هستیم ...
« روابط عمومی سازمان نجات ویروس از بحران »
بدین مناسبت یه شعری از خودم در وَکردم که براتون میگم . و یه نکته ی کوچولو ، اونم اینکه باید با لحن برره ای بخونین شعر رو ! ( مراسم پیش عذادارون یادتونه ؟! تو همون تریپ )
بیچاره شدم ، هی هی / فراری شدم ، هی هی
قبض ِ تل می آد ، هی هی / بیرون می شوم ، هی هی
باباه میگه ، هی هی / چی کار کردی تو ؟ هی هی
منم میگم که ، هی هی / ولگردی کردم ، هی هی
باباهه میگه ، هی هی / خاک توو اون سرت ، هی هی
دیگه نمی دم ، هی هی / پوله تلفن ، هی هی
ویروس بدبخت شد ، هی هی / آواره بِشُد ، هی هی
دیگه نمی تونه ، که / بره ولگردی ، هی هی
بیچاره شدم ، هی هی / آواره شدم ، هی هی
قبض ِ تل می آد ، هی هی / بایکوت می شوم ، هی هی
شاعر : ویروس
سروده شده در : 2-9-84
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥احساس♥♥♥♥♥♥♥♥♥
سلام خورشیدی به همه دوستان خوبم و یه سلام خورشیدی بهتر به اونایی که از نوشته های من بدشون میاد .
نمی دونستم از چی بنویسم اصلا نمی خواستم بنویسم ولی یه جرقه موقه خواب در ذهنم باعث آتیش شد . همه مخم سوخت . شوخی کردم .
بریم سر اصل مطب می خوام از چیزی صحبت کنم که واسه همتون آشناست .
2 سال پیش اگه اشتباه نکم. رفته بودم خونه دوستم توی اتاقش یه نوشته زده بود با این متن که بعد از 730 روز تقریبا یادمه : ( خدایا من در کلبه فقیرانه خود آنی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری) . بعد از خوندن این عبارت تمام بدنم یه جوری شد انگار تمام امیال حیوانی و انسانی و معنوی و … با هم ارضا شدن. اصلا یه جوری شدم که تو عمرم اینجوری نشده بودم همین الانشم که یادش افتادم حالی به حولی شدم. میدونیدحس عجیبه همه بدن آدم مور مور میشه فکر کنم از نشگی هم بهتر باشه نمی دونم ولی واقعا با حاله بود .حالا اینو می خواستم بگم که :هر کی به نوعی یکی با شعر . یکی با موسیقی … به طور کل همه یه جوری با چنین احساساتی آشنا هستن. فقط نمی دونم چرا این احساس رو مراجع ما حرام دونستن آخه آدم با موسیقی زمانی حال میکنه که موسیقی بره تو وجودش روانشناسها هم میگن موسیقی خوبه و به قول خودشون : بدا به حال کسی که با موسیقی سرو کار نداشته باشه . البته همه نوع موسیقی نه ها چون بعضی ها واقعا اثر منفی میذارن و آدمی که گوش میده سریع واکنش از خودشون نشون میدن . هر کسی واسه احساساتش یه ظرفیتی داره که با بقیه فرق داره. دیدین بعضی ها از ظرفیتها شون نمی دونن تگری می زنن این تو زندگی هممون هست . یکی به انداره یه فنجون قهوه کم ضرفیته یکی هم به اندازه یه استخر با حال و پر ظرفیت.
آدم همیشه سعی میکنه به احساس خوب برسه خیلی ها حاضر هستن واسه همین احساس خوب دست به هر کاری بزنن حتی از بهترین نعمت خدادادی که سلامتیمونه بگذرن با کرستال یا اکس وکلی چیز بد دیگه .نمیگم ارزش نداره که انسان احساس خوبی داشته باشه حتی واسه یه مدت کوتاه ولی نه به هر قیمتی . خیلی ها واسه فرار کردن از مشکلات این کارها رو انجام میدن . ولی به نظر من همین مشکلات و سختی هاست که آدمو بزرگ میکنه به زندگی شکل میده . انسان از حل کردن مسائل مشکل خوشش می یاد و بعد از حل کردن اونا به احساس خوبی میرسه که هیچ احساسی به نظر من بالا تر از اون نیست.
یه کار بدی هم ما میکنیم اینه که همه چیزو خودمون امتحان کنیم که همش بر میگرده به احساس .یکی می خواد خودش امتحان کنه که مواد و یا خیلی چیزای دیگه چه احساسی به آدم دست میده . بعضی اوقات می مونم که چرامن باید اینقد احمق باشم که خودم بخوام یه چیزو امتحان کنم که خدایی ناکرده گرفتارش بشم. در حالی که خیلیراحت تجروبش توسط یک بزرگتر در اختیارم هست به جون خودم انسانهای اولیه از ما با هوش تر بودن . اگه یکی یه کاری میکرد تجربه ای بود واسه بقیه. اصلا واسه همین بود که علم پیشرفت کرد .
می دونید هر انسانی از چیزهایی احساس خوش حالی می کنه ولی والا نیست. مثلا اگه دست خدا رو تو تمام مراحل زندگی ببینیم باور کنید از هیچ شکستی ناراحت نمیشی و از هیچ پیروزی مغرور .
بعضی اوقات فکر میکنم که چرا ما وقتی خدای به این خوبی دارم حاضریم لذت گناه رو به لذت با خدا بودن عوض کنیم . باید سعی کنیم این لذت با خدا بودن رو تو وجودمون پیدا کنیم . ما میدونیم و اعتقاد داریم که خدا هنگام آفریدن انسان از روح خودش در انسان دمیده واینم میدونیم که خدا بزرگتر از اینه که در ذهن کوچک ما تصور بشه .پس اون روحی که در ما دمیده شده هر چیقدر هم کوچک باشه خیلی بزرگه .
با آرزوی اینکه خدای وجودمونو پیدا کنیم .
سوشیانت
♥♥♥♥♥♥♥♥♥جمله ی عشقولانه ♥♥♥♥♥♥♥♥
عشق ، شب ِ نامزدی ما ، با جدایی است ....
♥♥♥♥♥♥♥♥ لینک دونی ♥♥♥♥♥♥♥♥
♪ دانشمندان می گویند : موش ها آواز می خوانند ...
♪ میگن ورود خانوما ممنوع ، ولی خب من رفتم جالبناک بود ! واقعاً اینا دیوونن
♪ به نظر من که خیلی جالبه ، برو ببین
♪ ممنوعیت ارسال ایمیل های ایرانی به یاهو
♪ اشتباهات تابلو در فیلم های سینمایی ( خیلی باحاله )
♪ دختر 14 ساله ی ایرانی ، قربانی شیوه ی جدید مرگ در لوس آنجلس
♪ یه روح ِ سرگردان و بی آزار ( خیلی مسخره بود )
♪ ویکی پدیا و نسل جدید نوشتار الکترونیکی
♪ یک عکس استثنایی ، بوش و درهای بسته ...
♪ گزارش تصویری آتش سوزی دانشگاه تهران
♪ ژنی که برنده ی مسابقه را از قبل نشان می دهد ...
♪ دانشجویان ِ دارای انحراف اخلاقی باید شناسایی و جدا شوند ...
♪ فقط می تونم بگم خیلی باحاله ...
♪ پلو زعفرانی با طعم لیمو ( می بینم که زدم تو خط آشپزی و آموزش غذای هندی ... چه می کنه ویروس با این قسمت لینک دونی )
♪ روزی ، روزگاری ، با سلطان ( علی پروین )
♪ کودکی به نام گوگل ( می گما ، فکر نمی کنین دیوونه ها دارن زیاد میشن ؟! )
♪ فکر می کنم که همه جور عکسی بتونی توش پیدا کنی .
♪ فراخوان شرکت در مسابقه ی اجتماعی کلیپ های فلاش
♪ یه پدر بزرگ باحال که می خواسته تجدید فراش کنه
♪ ستون حادثه ، نامه ی بچه های نیمرخ به کوفی عنان و ...
♪ ورود یک سگ گله به حرم امام رضا ( ع ) و گریه کردن در کنار ضریح آن حضرت ...
♥♥♥♥♥♥♥♥♥معرفی نرم افزار ♥♥♥♥♥♥♥♥♥
FaceOnBody 2.1.3 نرم افزاری جالب برای مضحک کردن تصاویر !
نظرتون راجع به تعویض سر دوستتان و یا همکلاسیتون و یا استاد و مدیرتون با سر یک خواننده و یا یک رقاصه و ..... چیه ؟ اگر نظرتون مثبت و به چنین کارهای با مزه ای علاقه دارید نرم افزار FaceOnBody گزینه ی مورد نظر شما خواهد بود . FaceOnBody به شما اجازه می دهد تا به جابجا کردن سر شخصیت های مختلف عکسهایی زیبا و بامزه به وجود آورید .نرم افزاری بسیار ساده و آسان می باشد و کار خود را به خوبی انجام می دهد . برای کار با این نرم افزار تنها لازم است تصویر و سر مورد نظر را انتخاب و به تصویر جدید Drag&Drop و تصویر نهایی را ذخیره نمایید !
دارای ابزارهاییست که به شما امکان دانلود مضحک ترین بدن ها و صحنه ها را در اینترنت برای کاکردن رویشان می دهد .
ابزارهای ویرایشی این نرم افزار برای کم و زیاد کردن سایز ها و تنظیم رنگ و درجه ی تصویر و .... بسیار مفید می باشند .
دانلود کنید نسخه ی 2.1.3 را با حجم 1.06 مگابایت
تصاویری از محیط و کارهای انجام شده توسط این نرم افزار : 1 , 2 , 3
♥♥♥♥♥♥♥♥♥ترفند به رجیستری ♥♥♥♥♥♥♥♥♥
حذف شاخه ی Recent Documents از منوی شروع
برای حذف شاخه ی Recent Documents از منوی شروع برای کاربری که با آن وارد شده اید ، در قسمت Run از منوی شروع ، برنامه ی Regedit را اجرا کنید و به مسیر زیر بروید :
HKEYCURRENTUSERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVersionPoliciesExplorer
اگر هم می خواهید برای تمام کاربران این کار را انجام دهید و به مسیر زیر بروید :
HKEYLOCALMACHINESoftwareMicrosoftWindowsCurrentVersionPoliciesExplorer
مقداری به نام NoRecentDocsMenu را بیابید . ( اگر وجود ندارد آن را از نوع DWord بسازید ) و مقدار آن را به یک تغییر دهید . برای اعمال تغییرات ویندوز را دوباره راه اندازی کنید .
منبع : جام جم
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ یه ترانه ♥♥♥♥♥♥♥♥♥
حس عاشقی همینه ...
من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موج ها قامتم یه بستر ِ نرم
یه عزیز دردونه بودم
پیش چشم خیس ِ موج ها
یک نگین سبز خالص ، روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار ِ نگاهت ، دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابر و باد دریا گفتن : حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد ، از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم
چشم به راهت لب ِ دریا
دیگه رو خاک ِ وجودم
نه گلی هست ، نه درختی
لحظه های بی تو بودن ، می گذره
اما به سختی
دل تنها و غریبم ، داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن
باز سراغت رو می گیره
می رسه روزی که دیگه قعر دریا می شه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
آدرس عکس :
http://img.majidonline.com/pic/16494/Mordab.jpg
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/4/18990.jpg
Shaman King
نام انیمه: Shaman King
نام انیمه: シャーマンキング
ژانر: Action, Adventure, Comedy, Supernatural, Drama, Shounen
تاریخ پخش: تابستان 2001
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 64 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
کارگردان: Mizushima Seiji
استودیو: Xebec
منبع: Manga
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینکهای مربوط به انیمه
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, ~100MB)
+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت
+ لینک فایل تورنت (MKV, DVD, 480P, EN Sub, 6.9GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, 480P, DVD, EN Dub, 16.2GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, 480P, DVDRip, 18.9GB)
+ لینک فایل تورنت (AVI, Xvid, EN Sub, 15GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, 576P, DVDRip, RAW, 32.5GB)
+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, DVD, EN Dub, ~230MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, DVD, EN Sub, ~85MB)
خلاصه انیمه (منبع)
آساکورا یو یک شَمَن است، بدین معنی که او میتواند روح ها را ببیند و با آنها ارتباط برقرار کند. یـو میکوشد تا یک شمن کینگ (شاهِ شمن) بشود که قوی ترین بین شمن هاست. کسانی که در این راه به او کمک میکنند، پسری کوتاه قد که میتواند روح ها و آمی داراموها (روح های نگهبان) رو ببیند، روحِ سامورایی ای پیر و همکار یـو هستند. هرچند، در این بین کسان دیگری هم به دنبال کسبِ لقب شمن کینگ اند...
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
قابل مردن
تو قابل مردن نیستی
تو قبلاً مُردی...
اینو که خودت بهتر می دونی...
تو خیلی وقته که مُردی
می دونم، آره من مُردم، ولی می خوام جسمم رو هم نابود کنم
روحم مُرد، جسم هم باید به فنا رود در این دنیا
خسته از هر چه هست در این دنیا
دلتنگ آن تک ستاره ی آسمان قلبم
قلبی که سیاهی درونش را پر کرده است...
نوشته شده توسط ویروس، مورخ 18 آبان 1384
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
Erementar Gerad
نام انیمه: Erementar Gerad
نام انیمه: Elemental Gelade
نام انیمه: Erementar Gerade
نام انیمه: エレメンタルジェレイド
ژانر: Adventure, Comedy, Super Power, Magic, Romance, Fantasy, Shounen
تاریخ پخش: بهار 2005
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 26 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه
منبع: Manga
استودیو: Xebec
کارگردان: Ueda Shigeru
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینکهای مربوط به انیمه
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, ~60MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN Sub, ~60MB)
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت
+ تماشای آنلاین انیمه: لینک // لینک
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN sub, ~170MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, DVD, 480P, E NSub, ~65MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, DVDRip, EN Sub ~320MB)
+ لینک دانلود انیمه (AVI, 480P, EN Sub, ~150MB)
+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس
+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, BD, RAW, 13GB)
+ لینک فایل تورنت (AVI, x264, 576P, RAW, 9.5GB)
+ لینک فایل تورنت (AVI, 480P, EN Sub, 3.8GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, 480P, RAW, 8.4GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, DVD, 480P, EN Sub, 1.5GB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN Sub, ~60MB)
خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)
بعد از حملات روزانه، دزد دریایی تازهکاری به نام "کو" در انبار کشتی دوستش عجیبترین بار را پیدا میکند: دختری به نام "رن"، یک "ادل رید"، مسابقهای بسیار مهم برای انسانها که به همکارهای آنها قدرت مبارزهی خاصی از طریق "رآکتینگ" اهدا میکند. هرچند، او به زودی میفهمد که "رن" از چیزی که انتظارش را داشت ارزشمندتر است. در این بین سه تن از اعضای آژانس محافظت کامل ادل رید معروف به "آرک آیر" وارد کشتی آنها شده و سعی دارند "رن" را بخرند. زمانی که "کو" از این کار امتناع میکند، کشتی ناگهان توسط گروهی مرموز مورد حمله قرار میگیرد و کاپیتان کشتی "کو" را مسئول محافظت از "رن" میکند.
خلاصه داستان (منبع)
بعداز گذشت روزهای معمولی، کُد یک دزد تازه کار دزدهای آسمانی تونست تو کشتی یک محموله ی خیلی استثنایی پیدا کنه. یک قدرت خیلی قوی برای مبارزه. اون به سرعت متوجه ارزش اون سلاح میشه، اگر چه قدرت ارزش اون سلاح خیلی بیشتر از اون چیزیه که اون انتظار داره. یک کمپانی برای به خدمت گرفتن کُد که صاحب اون سلاحه تلاش میکنه و وقتی کُد مخالفت میکنه ناگهان یک نیروی عجیبی به کشتی برخورد میکنه و …
خلاصه داستان (منبع)
After a routine raid, the rookie sky pirate Coud finds a most unusual cargo in his mates' cargo hold: Ren, an "Edel Reid", a race prized by humans for granting special combat power to their partners through "Reacting". He quickly discovers, however, that Ren is even more prized than he expected. The pirate ship is visited by three members of the Edel Reid Complete Protection Agency "Arc Aire", who try to purchase her. When Coud refuses, the ship is suddenly attacked by a mysterious force, and Coud's captain charges him with Ren's protection.
https://youtu.be/GcxYkQ7OOrM
Basilisk: Kouga Ninpou Chou
نام انیمه:Basilisk: Kouga Ninpou Chou
نام انیمه: Basilisk
نام انیمه: Basilisk: Koga Nimpo Cho
نام انیمه: バジリスク 甲賀忍法帖
ژانر: Action, Adventure, Historical, Supernatural, Romance, Samurai, Fantasy
تاریخ پخش: بهار 2005
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 24 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه
کارگردان: Kizaki Fuminori
منبع: Manga
استودیو: Gonzo
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینکهای مربوط به انیمه
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, ~80MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, EN Sub, ~130MB)
+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس
+ تماشای آنلاین انیمه: لینک // لینک
+ لینک دانلود انیمه (MKV, x265, BD, 1080P, EN Sub, ~250MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, BD, 720P, EN Sub, ~400MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, BD, 720P, EN Sub, ~100MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV,480P & 720P & 1080P, EN Sub)
+ لینک دانلود انیمه (MKV,480P & 720P & 1080P, EN Sub)
+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس
+ لینک دانلود انیمه (MKV, BD, x265, 1080P, EN Sub, ~150MB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, 720P, EN Sub, 11.5GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, 1080P, BDRip, ESP Sub, 11.6GB)
+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس // عکس // عکس // عکس
خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)
سال 1614 پس از میلاد مسیح. دو قبیلهی نینجا در جنگ با یکدیگر به سر میبرند، هر کدام یکی از پسرهای "هیدهتادا توکوگاوا" را به عنوان "شوگان" بعدی حمایت میکنند، هر کدام ده نماینده میفرستند که برای به دست آوردن یک تومار تا پای مرگ مبارزه میکنند. پاداش: نابودی دیگر حامی وفادار دولت "توکوگاوا" برای برنده شدن یکی از قبیلهها برای دورهی هزار سالهی بعدی است.
خلاصه داستان (منبع)
با سرآغاز دوران آزوچی-مومویاما در ژاپن (حدود ۱۵۶۸ تا ۱۶۰۳) دو خاندان رقیب نینجا، ایگا سوباگاکوره و کوگا منجیدانی، درگیر نزاع خونینی هستند که قرنهاست جریان دارد. درگیری بالاخره پایان میگیرد هنگامی که هیتوری هانزوی اول موفق میشود تا آتش بسی را بین دو خاندان برقرار کند بر اساس مشمول کردن هر دو به خدمت توکوگاوا لیاسو (مردی که توانست با تصرف قدرت به عنوان اولین شوگان، هسته اولیه حکومت تمرکزیافته ژاپن را شکل دهد.) با این حال، دشمنی و عداوت میان کوگا و ایگا باقی میماند، که بهترین حالت ممکنه یک همزیستی بدون هیچگونه ارتباط میباشد. تا سال ۱۶۱۴ جلو میرویم، زمانی که لیاسو از قدرت کناره گرفته (با اینکه هنوز از نفوذ زیادی در حکومت ژاپن برخوردار است.) و آنرا به دست پسرش هیدتایا سپرده. متاسفانه مشاجرهای بر سر اینکه کدامیک از نوادههای لیاسو زمام قدرت را پس از کناره گیری او در دست بگیرد، در میگیرد. ملازمان دستگاه حکومتی شروع به طرفداری از جناحهای مختلف میکنند و توکوگاوا شوگانیت در مرز فروپاشیدن خود قرار میگیرد. برای حل این مسئله قبل از اینکه از کنترل خارج شود، لیوسا فرمان میدهد تا پیمان آتشبس میان کوگا و ایگا منحل شود و هر خاندان ۱۰ نفر از بهترین نینجاهای خویش را برای جنگی خونین و به سبک “بکش یا کشته شو” بفرستند. هر خاندان نماینده یکی از دو حزب طرفدار نواده های لیوسان میشوند؛ اسامی جنگجویان منتخبشان بر روی ۲ طومار کاملاً مانند هم نوشته میشود و هنگام مرگشان با خون خط میخورد. خاندانی که موفق به نابودی هر ۱۰ جنگجوی حریف گردد تا ۱۰۰۰ سال مورد مساعدت دولت قرار خواهد گرفت و نوهای که نمایندهاش هستند به عنوان وارث شوگانیت شناخته میشود. اما نه تمامی اعضا موافق اختلافات میان دو خاندان هستند. قبل از شروع مجدد درگیریها، وراث جوان کوگا و ایگا (گنوسکه و اوبورو، به ترتیب) با همدیگر نامزد میکنند با این امید که وصلتشان این طلسم شوم نفاق و کینه دیرینه بین دو خاندان را بشکند. هنگامی که مجبور میشوند تا راههای جدای از هم را در درگیری که هیچ یک نمیخواستند در پیش گیرند، گنوسکه و اوبورو مجبور میشوند تا میان از بین بردن معشوقهشان یا به نابودی کشاندن کل خاندانشان، یکی را انتخاب کنند. در مقابل قرنها نفرت و دشمنی، آیا عشق حتی شانسی برای بقا دارد ؟
خلاصه داستان (منبع)
For centuries, the Iga and Kouga ninja clans have engaged in a bitter war. But when a ceasefire is ordered by the powerful warlord Ieyasu Tokugawa, the two clans are forced to put down their arms.
Years later, Gennosuke Kouga, heir of the Kouga clan, and Oboro Iga, heir of the Iga clan, have fallen in love. Through marriage, both heirs aim to bring peace to the clans. But their hopes are dashed when flames of rivalry between their clans are reignited, and they are dragged into another war.
Ieyasu's two grandsons have both claimed to be the next heir to the shogunate. To resolve this dispute, both the Kouga and Iga are ordered to send their 10 best warriors to fight in a bloody battle royale, with each clan representing one of the potential shogunate heirs. Two scrolls with the names of the fighters are given and are to be marked in blood upon the given fighter's death. The prize for winning is the favor of the Tokugawa shogunate for a thousand years. Torn between their love for each other and duty to their clans, Gennosuke and Oboro must ultimately decide the fate of their clans.
او یک فرشته بود
وقتی که بارون میاد، هر چند تا از قطرات را
که تونستی توی دستات بگیری،
به همون اندازه منو دوست داری.
اما
هر چند تا که نتونستی بگیری،
به همون اندازه
من دوستت دارم...
♣ او یک فرشته بود ♣
خب همون طور که الان از این تیتر می فهمین، من می خوام الانه یه کوچولو درباره این فیلم حرف بزنم که بعد از افطار از شبکه دوم پخش میشه! خیلی هاتون هم این فیلم رو نگاه می کنین! به خصوص دختر ها! بیشترتون هم یه فکر تو سرتون است، و اونم این است که همه ی مرد ها همین هستن!
دقت کردین، این فیلم داره نشون میده که جنس مذکر چقدر ضعیف النفس است، چقدر زود تحت تاثیر قرار می گیره، چی جوری تحت سلطه ی یکی در میاد. درسته تو این فیلم “فرشته” یه شیطون است، ولی از یه ور داره نشون میده که جنس مذکر چقدر در برابر شیطون ضعیف است و خیلی راحت می تونه با شیطون همراه بشه! همون پسر بچه ی کوچیک توی فیلم “میثم” چقدر زود تحت سلطه ی “فرشته” قرار گرفت، چی جوری هیپنوتیزم میشه! در صورتی که آبجیش “سحر” این طوری نبود.
“فرشته” نمی تونست روی “رعنا”، “عزیز” و “سحر” اختیاری داشته باشه، فقط می تونست به اونا صدمه بزنه. اونا زود تر از همه فهمیدن که “فرشته” یه مشکلی داره. ولی مثل همیشه این آقایون چشم هاشون رو بستن رو همه چیز و فکر می کنن حرفی که خودشون می زنن درسته!
عمه ام گفت که مردها یه چیزی هم بلد نباشن، این سریال های تلویزیونی بهشون یاد میده! یکی از بچه ها هم گفته بود که مرد ها آب نمی بینن، وگرنه شناگرهای ماهری هستن. و اینا کاملا ً درست است.
این فیلم فقط نشون داده که شیطون روی مرد ها خیلی اثر می ذاره، اون قاضی ِ مگه نبود ؟ چقدر راحت هیپنوتیزم شد و سند خونه رو آزاد کرد و اینا...
حتی اون دوست “بهزاد”، “حاج آقا” اونم یه جورایی تحت تاثیر قرار گرفته بود، یه جورایی اونم نمی تونست در مقابل “فرشته” مقاومت کنه!
درسته که تو قسمت قبل نشون داد که “فرشته” چون حالش داشت خیلی بد میشد، خودش رو غیب کرد که با “حاج آقا” روبه رو نشه، ولی به هر حال......
اون “بهزاد” ی که به دوستش می گفت: من مثل تو نیستم، من می تونم خودم رو کنترل کنم، من الم، من بلم و اینا.... خودش گرفتار شد.
دختر عمه ام “پری“ می گفت که نباید “میثم” تحت تاثیر شیطون قرار بگیره، چون بچه ها پاکن! تحت تاثیر شیطون قرار نمی گیرن! اگه بخوایم از این زاویه نگاه کنیم، خب نباید تحت تاثیر قرار می گرفت، ولی اگه بخواییم از زاویه ای نگاه کنیم که نشون میده چقدر جنس مذکر ضعیف النفس است، چرا می تونه تحت تاثیر قرار بگیره، همونی که الان هست. نمی دونم چند قسمت دیگه اش مونده. حدس زدن هم، تاحالا بهش فکر نکردم که بدونم آخر داستان قرار ِ چی بشه!
فکر کنم زیادی در این باره حرف زدم، بسه دیگه! برم مطلب بعدی!
♠ معرفی نرم افزار♠
♣ رمز های فراموش شده را پیدا کنید
نرم افزار Proactive System Password Recovery برنامه ای قدرتمند و حرفه ای برای بازاریابی رمزهای بخش های مختلف ویندوز است. این نرم افزار می تواند رمز ورودی تمامی ویندوز ها، رمز عبور.NET Passport، رمزهای ذخیره شده در حافظه ی ویندوز، رمز عبور محافظ صفحه نمایش و اتصالات Dial-Up، رمز عبور شبکه های VPN و همچنین رمز عبور دسترسی به منابع اشتراک گذارده شده را پیدا کرده و به شما نشان دهد. این نرم افزار دارای حجمی در حدود 2 مگابایت است و می توانید نسخه ای از آن را از سایت زیر دانلود نمایید.
آدرس سایت: http://www.elcomsoft.com/pspr.html
♣ حذف فایل های تکراری
اگر همیشه از اینترنت به دانلود فایل می پردازید و یا مدام فایل های متفاوت را بر روی هارد دیسک خود کپی می کنید این احتمال وجود دارد که فایل های تکراری زیادی بر روی هارد شما کپی شود که فضای هارد دیسک شما را بیهوده اشغال می کند. نرم افزار NoClone این امکان را به شما می دهد که فایل های تکراری روی هارد دیسکتان را حذف نمایید و موجب افزایش فضای خالی هارد شوید که این عمل نیز موجب افزایش سرعت ویندوز و بهینه سازی آن می شود. این نرم افزار از سایت زیر قابل دریافت است.
آدرس سایت: http://NoClone.Net
♣ کالین همراه
اگر از طرفداران سری بازی های رالی کالین باشید احتمالا ً با دیدن تیتر توجه تان جلب شده است. بله بعد از NFS:Underground این بار نوبت کالین است که از کنسول و PC راه خودش را به گوشی های همراه باز کند. سری بازیهای کالین از شماره اول جزو پر فروش ترین بازی های این سبک بوده اند. نسخه همراه بازی Colin McRae Rally 2004 که یکی از بهترین بازی های رالی بود، تجربه این بازی خوب را به گوشی های همراه منتقل کرده است.
بر خلاف چیزی که به نظر می آید، نسخه همراه بازی حس و حال بازی های اصلی را با خود دارد و بازی کننده ها با امتحان کردن آن تایید می کنند که تغییر گرافیک های سه بعدی به صفحه های تخت تاثیری در هیجان رالی مخصوص کالین ندارد و این بازی کماکان هیجان انگیز تر است. بازی سه نوع اتومبیل رالی در 5 نوع جاده ی مختلف تشکیل شده و کماکان شما می توانید بعد از مسابقه اتومبیل خود را تعمیر و به روز کنید. این بازی را به کسانی که اهل بازی های مسابقه ای هستند توصیه می کنیم.
♥ لینک دونی ♥
♣ پرسش و پاسخ در مورد خدمات اینترنت پر سرعت ADSL
♣ دلایل محکم برای افتخار کردن به خود
♣ یه بار خواب دیدن تو، به همه ی عمر می ارزه
♣ دوستی دختر و پسر در دانشگاه ها
♪ یک عکس تکان دهنده و در عین حال جالب توجه ♪
کودکی درمانده از خشم طبیعت:
این تصویر ٬که امروز یکی از دوستانم برایم فوروارد کرد ٬حکایت گر درماندگی کودک سیاهپوست سودانی است که خسته و نحیف از قحطی بسمت کمپ غذای سازمان ملل٬که کیلومتری دورتر قرار دارد٬ می خزد. در آن سو کرکسی به انتظار نشسته تا شاید وی از توان بیفتد و بدن نحیفش را طعمه خود کند. عکاس این تصویر٬کوین کارتر٬ که با این عکس جایزه عکاسی پولیتز سال ۱۹۹۴ را به خود اختصاص داد ٬ پس از گرفتن تصویر منطقه را ترک نمود و هیچ کس ندانست که چه بر سر آن کودک بی نوا آمد. وی سه ماه پس از بازگشت از سودان در اثر فرط افسردگی خودکشی نمود. و این متن نامه ای است که او خطاب به خدا نوشته است.
خدای عزیز٬
عهد می بندم که هرگز غذای خود را اتلاف نکنم هرچند غذا در نهایت بی مزگی باشد و من در فرط سیری. دعا می کنم که تو خود این کودک نحیف را محافظت کنی و وی را از بدبختی و فلاکت نجات بخشی. دعا می کنم که ما نسبت به دنیای اطرافمان حساس تر باشیم و طبیعت خودخواه و منافعمان٬ چشمانمان را کور نکند. امیدوارم که این تصویر همیشه به خاطرمان بیاورد که ما چقدر خوشبختیم و هرگز نباید چیزی را مسلم بپنداریم(کوین کارتر).
♥ پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به شما دوستان تبریک می گویم. ♥
نوشته شده توسط ویروس – 8 آبان 1384
اقسام رنگ
بطور کلی رنگها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: رنگهای خنثی، رنگهای گرم و رنگهای سرد
رنگهای خنثی: سیاه،سفید،خاکستری، بژ، قهوه ای
رنگهای خنثی رنگهایی هستند که در طیف رنگی وجود نداشته و از ترکیب رنگهای دیگر بوجود می آیند و می توانـنـد اثرات مـثـبت یا منفی داشته باشند. سفید واقعا" یک رنگ نیست بلکه عدم حضور رنگ بشمار میرود و نـشـانگر خلوص و پاکی است. از طرف دیگر مشکی نشانه قاطعیت، الزام و رسمیت می باشد.
رنگهای قرمز،نارنجی،زرد،سبز چمنی، ارغوانی
رنگهای گرم محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید می کنند. این دسته از رنگها بوضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه می گردند.
رنگهای سرد
آبی،بنفش،فیروزه ای، سبز مایل به آبی، سبز
رنگهای سرد رنگهایی ملایم هستند که اثراتی آرام بخش دارند. آبی روشن می تواند نشانه صلح و دوستی و آسـایش خاطر، و آبـی تیره نشـانگر قـابلیت اعتماد و درستی باشد.
قرمز- سختی، نیرو و خوش اقبالی
ارغوانی- اختیار، قدرت و سلطنت
آبی- روشن: آرامش،آسودگی خاطر - تیره: قدرت،صداقت، پشتکار
سبز- جوانی و طبیعت، قدرت شفا بخشی و التیام
زرد- پدیداری و رویت، خطر و اخطار
نارنجی- گرمی، حرارت، رضایت و خوشحالی
قهوه ای- خاکی بودن، محکمی، استواری و قابلیت اعتماد
مشکی- قدرت، اختیار و استقلال
سفید- پاکی، خلوص، قدرت، صلح و دوستی
رنگ و زندگی شخصی
رنگ و زنان
زنان نسبت به افرادی که به رنگ آبی لباس می پوشند احساس راحتی و اعتماد بیشتری می کنند.
برای همسرتان یک شاخه رز قرمز به نشانه عشق و علاقه بفرستید.
برای زنانی که صرفا" رابطه دوستی ( و نه عشقی ) دارید رز زرد بفرستید.
یکی از اتاقهای نشیمن خانه خود را با رنگی خشن و پر رنگ مانند قرمز تیره رنگ کنید تا نشانه قدرت و انرژی شما نزد همسرتان باشد.
رنگ آمیزی اتاق خواب به رنگ سبز می تواند نشانه جوانی و طبیعت باشد.
رنگ و خانه
بکاربردن رنگهای سرد برای اجزای اتاق خواب ( تخت خواب، ملافه ، پتو... ) مکانی بدور از استرس و آرامش بخش را برای خوابی شیرین برای شما فراهم می کند.
دیوارهای اتاق خواب را برای ایجاد آرامش به رنگهای سرد و ملایم مانند آبی یا آبی مایل به سبز رنگ آمیزی کنید.
قراردادن کوسن ارغوانی روز مبلمان با رنگ خنثی می تواند نشانه قدرت، توانگری و ثروت بوده و برانگیزنده تخیلات باشد.
رنگ و لباس
لباسهای معمولی با رنگ سبز یا زرد موجب جلب توجه می شوند. پیراهن یا ژاکت آبی تیره رنگ می تواند علامت قابلیت اعتماد باشد.
لباس ورزشی تمام خاکستری و خسته کننده خود را کنار گذاشته و برای راحتی اعصاب خود از رنگهای تیره تر یا روشنتر استفاده کنید.
لباس سراسر قهوه ای ممکن است شیک بنظر برسد اما خسته کننده و یکنواخت خواهد شد. افزودن کمی رنگهای سرد یا گرم مانند زرد، طلایی یا سبز باعث درخشانتر شدن ظاهر و فرایندهای ذهنی شما خواهد شد.
رنگ و اتومبیل
اتومبیل مشکی نشانه تمایل به گمنامی است.
برخی رنگهای بخصوص از آبی و قرمز حاکی از خود نما بودن راننده است.
رنگ زرد و نارنجی دلالت بر ورزشکار بودن شما میکند.
انتخاب رنگ نقره ای یا طلایی می تواند بیانگر ثروت و دارایی باشد.
رنگ و زندگی حرفه ای
رنگ و لباسهای اداری
لباسی به رنگ خاکستری تیره، مشکی یا آبی سیر بپوشید تا شخصی موفق، آگاه و جدی بنظر برسید.
پیراهن سفید و ساده احترام و رسمیت را برای شما به ارمغان خواهد آورد.
پیراهن بژ و یا غیر سفید چهره محافظه کارانه ملایمتری را از شما ارائه خواهد نمود.
رنگ و دفترکار
کارتهای ویزیت و سربرگها بهتر است به رنگهای خنثی تهیه شوند. رنگهای سفید و بژ معمولا" نسبت به رنگهای دیگر راحت تر خوانده می شوند.
دیوارهای آبی کمرنگ نسبت به سفید بیشتر تولید آرامش نموده و بیشتر جلب توجه می کند.
اسباب اثاثیه زرشکی یا ارغوانی تیره محیط کار شما را مجلل و سلطنتی جلوه خواهد داد.
برای اجناس تبلیغاتی، وب سایتها و نشانهای ترفیعی از رنگهای خشن و گیرا استفاده کنید تا موجب جذب بیشتر مشتریان گردد. برای خوانایی بیشتر، رنگ مشکی را در چاپ متون بکار ببرید.
اکنون که ایده هایی برای چگونگی استفاده از رنگها در ذهن شما شکل گرفته، لازم است با برخی از روشهای تاثیر گذاری رنگها در زندگی نیز آشنا شوید.
ارتباط و وابستگی
اگر دقت کرده باشید لباس افراد پلیس و نظامی معمولا برنگ آبی یا سبز تیـره انتخاب می شود چون این رنگها نشانه قدرت و ابهت میباشند. در بیمارستانها معمـولا" از ملافه و البسه سبز کمـرنـگ استفاده می شود چراکه این رنگ اثری تسکین دهنده و آرامش بخش دارد.
مزایای تبلیغاتی
رستورانها و اغذیه فروشیها اغلب برای جلب توجه بیشتر از رنگهای قرمز و زرد استفاده می کنند. این گونه رنگها بوضوح دیــده می شوند و بـیشتر بـه یاد مردم می مانند. اکثر شرکتهای بزرگ آرم محصولات خود را با رنگهای مذکور طراحی و ارائه می کنند.
استفاده در طراحی
معمولا دکـمه هـای حـسـاس و اعـلان خـطر و یـا اهرم های توقف اضطراری برنگ قرمز می باشند برعکس رنگ سبز نشانه عبور و امنیت است. در طراحی بسیاری از وسایل بـکـاربـردن رنگهای مختلف در قسمتهای گوناگون برای گـویـاتر سـاخـتـن وضـایف، امـری اجتناب ناپذیر است.
در وب سایتها و نوشتارهای تبلیغاتی هنگامیکه بخشی از کلمات با رنگ زرد نمایان گردند بیشتر نظر ما را بخود جلب کرده و باعث میشود توجه بیشتری به آن قسمتها بنماییم.
معمولا" رنگ سبز ما را به یاد یک موقعیت دوستانه و بدون خطر می اندازد و این یکی از متداولترین موارد استفاده رنگها در تاثیر گذاری روانی روی افراد است.
زندگیتان را رنگی کنید
اگر تا حال زنگی شما خالی از رنگهای گوناگون و شاد بوده و تــوجهی به استفاده از رنگها نمی کردید، بهتر است شروع کنید. شـرکتـهای تـبلـیغاتی و تـاجران بـاهوش از روانشانسی رنگها برای تاثیر گذاری روی شما بهره می برند، شما نیز باید برای تاثیر گذاری در زندگیتان از رنگها استفاده کنید. درک اینکه هر رنگی چه معنی دارد، نقطه آغاز خوبی است. با بکارگیری رنگها زندگی خود را شیرین تر و رنگی تر نمایید
« قاصدک »
84/07/28
چند روز پیشا، یه قاصدک کوچولو اومد تو اتاق، منم گرفتمش تو دستم.
اینقده حرفا داشتم که براش بگم، کلی باهاش حرف زدم.
بهش گفتم:
قاصدک کوچولو، برو بهش بگو: هنوزم دوسش دارم، برو بهش بگو: هنوزم چشم به راهتم، برو بهش بگو: منتظرم تا دوباره یه روز برگردی و بگی دوستت دارم!
برو بهش بگو...
قاصدک رو از پنجره انداختم بیرون، فوتش کردم بره تو آسمون.
قاصدک کوچولو الان کجاست؟
یعنی پیغام منو رسونده؟
یعنی بهش گفته من هنوز منتظرش هستم؟!
بهش گفته که باز دوباره شب ها که میشه، دیگه هیچی رو نمی بینه این چشمام، بهش گفته که موقع خواب بالشم خیس میشه از این اشک ِ چشمام...
بهش گفته که من دلم براش تنگ شده!؟
بهش گفته که هنوزم میخوامش قد ِ تمام دنیا...
قاصدک بیا و بگو که بهش گفتی، بیا بگو که اونم دوباره گفته دوستت دارم...
هنوزم چشم به راه!
هنوزم امیدوار...
هنوزم به امید بازگشت...
هنوزم...
تو که می دونی من چقدر حسود ِ توام! که حسودت رو می شناسی!
نکنه یه وقت منو یادت رفته باشه!
سه تا ماه رمضون گذشت...
سه تا...
یکی رو سه تایی بودیم...
ولی این دوتا ماه رمضون آخری...
من تنهاااااااااااااااااااااااااااا
تنهااااااااااااااااااا
بیا بگو که هنوزم دوستم داری...
بیا بگو که همه ی اونا یه خواب و خیال بوده تا حالا...
قاصدک بیاد بگه که تو هنوزم هستی برام.
بیاد بگه که دوباره وقتی از خواب پا میشم، دوباره صدای گرم تو رو می شنوم، شبا که میخوام بخوابم، دوباره با لالایی تو می خوابم...
منتظرم...
- یه نفری –
نوشته توسط ویروس – 28 مهر 1384
= = = = = =
توضیحات من (1397)
الان نمیدونم این متن رو خودم نوشته بودم یا نه؟
آخه تهش یه اسم مستعار دیگه گذاشته شده! پس من نبودم؟
ولی یه سری جمله خاص داخلش هست، که نشون میده خودم نوشتم.
نمیدونم والا ...
البته احتمالش هم هستم مخصوصا یه اسم دیگه گذاشته باشم.
چون اون موقعها، چند تا وبلاگ گروهی مینوشتم.
و این یکی از متنهایی بود که در آرشیو وبلاگ گروهی بود.
پس احتمالش خیلی زیاد است که خودم نوشته باشم.
اون هم با توجه به اون چند جمله خاص!
فقط دوباره بگم، مُرده شور این اسناد تاریخی گذشته رو ببرن.
واسه چی من اینا رو نگه داشتم؟! اه اه اه.
http://www.takanime.life/wp-content/uploads/Full-Metal-Panic-The-Second-Raid.jpg
Full Metal Panic! – TSR
وحشت تمام فلزی! حمله دوم
نام انیمه: Full Metal Panic – TSR
نام انیمه: وحشت تمام فلزی! حمله دوم
نام انیمه: フルメタル・パニック? ふもっ
نام انیمه: Full Metal Panic! The Second Raid
نام انیمه: フルメタル パニック!The Second Raid
ژانر: Action, Mecha, Military, Romance
تاریخ پخش: تابستان 2005
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمت ها: 13 قسمت
استودیو: Kyoto Animation
کارگردان: Yasuhiro Takemoto
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینک های مربوط به انیمه
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, ~60MB, EN Sub)
+ تماشای آنلاین انیمه: لینک // لینک // لینک
+ لینک دانلود انیمه (BD, 720P, MP4, ~80MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, ~100MB)
+ لینک دانلود انیمه (BluRay, 720P, Dual Audio, MKV, ~900MB, Multi Server)
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, BluRay, 8bit, ~300MB, Multi Server + OVA)
+ لینک دانلود انیمه (MP4, EN Dub, 8bit, 720P, ~300MB, Multi Server + OVA)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, BluRay, 720P, 10bit, Dual Audio, ~500MB, + OVA)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 1080P, BrRip, ~300MB, Multi Server + OVA)
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت
خلاصه داستان (منبع: انیم ورلد)
داستان دو ماه بعد از پایان سری اصلی به وقوع میپیوندد. "میتریل" ، (Mithril)، از وجود سازمانی مخفی با خبر شده که توانایی خنثیکردن "ECS" (سیستم پنهانسازی الکترونیکی) را دارا است. این سازمان که تحت عنوان "آمالگام" شناخته میشود، همچنین تکنولوژی سیاهی در اختیار دارد که مثل "کانامه چیدوری" آن را از "Whispered" کسب کرده و مانند دیگر سازمانهای جاسوسی، آنها نیز به دنبال قدرت بیشتر هستند. اما وقتی ماموریت حفاظت "سوسوکه" از "چیدوری" توسط "میتریل" لغو میشود، گویا همهچیز برای نقشههای "آمالگام" مهیا میگردد. این سری انیمه بر اساس رمان FMP به نام "پایان روز به روز"، ساخته شده است.بگذراند.
شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست // این دل ما با نگاهی سرد، پرپر می شود
کاش یارب آشناییها نبود // یا به دنبالش جدایی ها نبود
یا که او با من نمی شد آشنا // یا که او از من نمی کردی جدا
سراغ از من نمی گیری، چه شد افتادم از چشمت؟ منم فانوس لبخندت، غرورت، گریه ات، خشمت، اسیرم، خسته ام، سیرم، مرا دریاب می میرم...
دل تو وقتی می گیره // دل من می خواد بمیره // حاضرم دلم فدات شه // تا که قلب تو نگیره
نمی گم دلم اسیره // نمی گم پیش تو گیره // من می گم اگه نباشی // دلم از غصه می میره
کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا // تا ببیند من نمردم، عشق توکشته مرا
گر همین است خطایم که تو را دارم دوست // بعد از این بیشتر از پیش خطا خواهم کرد
وقتی حضور سبز تو کمرنگ می شود // دست خودم که نیست، دلم تنگ می شود
منبع: ؟؟؟
#پیامک #SMS
Jumanji - 1995
نام فیلم: Jumanji
نام فیلم: جومانجی
سال انتشار: 15 دسامبر 1995
کارگردان: جو جانستون
بازیگران: رابین ویلیامز، بانی هانت، کیرستن دانست، برادلی پیرز، جاناتان هاید
مدت زمان فیلم: 104 دقیقه
زبان فیلم: انگلیسی
+ لینک دانلود فیلم (MKV, FA Dub, 1080P, 1.59GB)
+ لینک دانلود فیلم (MKV, 720P, FA Dub, 815MB)
+ لینک دانلود فیلم (MKV, HD, BluRay, 4.6GB)
خلاصه داستان (منبع: @CinemaAW)
دو بچه به نام های «جودی» (دانست) و «پیتر» (پیرس) بازی سحرآمیزی را در خانه ای متروکه پیدا می کنند و مشغول بازی می شوند. ناگهان «آلن» (ویلیامز)؛ مرد بالغی که وقتی دوازده ساله بوده این بای را کرده و از آن موقع تا به حال در آن گیر کرده است، از داخل آن بیرون می آید. تنها امید رهایی «آلن» این است که بتواند بازی را تمام کند.
نمیدونم قبلا این فیلم رو گذاشته بودم یا نه.
از این فیلم خوشم میاد. شونصد بار تلویزیون نشان داده، من هم دیدم.
« امتحان نامه »
باز هم ویروس و سرگذشت امتحان دادن!
سلام. خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ چی کارا می کنین؟ خوش می گذره؟ می خوام الانه احوالات امروز اینا رو براتون بنویسم.
ولی قبلش یه دعایی، وردی، چیزی، شاید ویروس جون جونیتون قبول بشه!
خب همون طور که خیلی هاتون می دونین، شایدم نمی دونستین و نباید می دونستین و این حرفها، امروز امتحان داشته بیدم، اونم چی؟ فراگیر پیام نور!
بعد دیروز صبح بابام رفت کارت گرفت. (من تاحالا خودم نرفتم کارت امتحان بگیرم)، بعد خب بگی نگی، یه نموره، به اندازه یه اپسیلون، این عذاب وجدانه اومده بود سراغم که: آهای ویروس! با تو ام هاااااااا، تو فردا امتحان مگه نداری؟!
ویروس: چرا وجدان جونم، امتحان دارم.
وجدان: تو نمی خوایی یه نموره درس بخونی؟!
ویروس: به جونه تو حسش نیست.
به هر حال تو این بگو مگو ها، این وجدانه پیروز شد و ویروس ناز و مامانی شکست خورد! گفتیم باشه، شروع میکنیم.
درس خوندن ویروس
زبان:
یه کتاب زبان شونصد صفحه ای با بیش از 500000000000000000000 میلیارد تا کلمه ی اجق وجق و اینا با معنی، خب 10 تا درس بود، من فقط لغت های اول هر درس رو با معنی روخونی کردم. زبان خوندم، تموم شد.
ادبیات:
یه کتاب هوار هزار صفحه ای، بی خیال بابا، یه جزوه تست که 250 تا تست با جواب بود، آره بابا. نا گفته نماند که فقط 50 تا تست زدم. یه چی میگم بین خودمون بمونه هااااااااا، از این 50 تا تستی که زدم، فقط 29 تا درست زدم، بقیه اش غلط! ادبیات خوندم تموم شد.
معارف:
چند روز قبلا فقط کتابش رو ورق زدم. معارف خوندم تموم شد.
اصول کامپیوتر (فقط پاسکال):
یه سری تست با جواب که فقط روخونی کردم. پاسکال خوندم تموم شد.
ریاضی:
جزوه ریاضی گذاشتم جلوم، بعد دیدم که من که 6 جلسه اول نبودم (مشتق و حد و اینا...، چیزی یادم نیست. بی خیال)، یه خورده انتگرال نگاه کردم، بعد دیدم خسته شدم. تازشم من هر چی نگاه می کردم برام جدید بود دیشب، بهتر دیدم بی خیال شم. ریاضی هم خوندم تموم شد.
آخیش، خسته نباشم! حسابی دیروز خسته شدم، البته بگم ها، شونصد ساعت بین درس خوندن هام استراحت داشتم. آخه نه که من حساسم، بعد خب خسته میشم، گناه داشتم.
امتحان دو بخش بود، عمومی و اختصاصی! عمومی ساعت 9 صبح بود، 90 دقیقه، بعد تعطیل می شدیم، هر کی هر جا می خواست پلاس میشد، بعد تخصصی ساعت 15:30 بود که 120 دقیقه زمان داشت.
دیشب
دیشب باید زود می خوابیدم دیگه! نا سلامتی صبح کله سحر (برای من نصفه شب) باید پا می شدم، از قضای روزگار دیروز هر چی آبکی بود به خورد من ِ بدبخت داده بودن، آب هویچ، چایی، شیر، نسکافه (اینو خودم خواستم)، هلو و....... به هر حال مثلا ساعت 23 رفتیم که لالا، بعد تا ساعت 1 نصفه شب، هر 20 دقیقه یه بار – گلاب به روتون – من WC بودم.
نا گفته نماند که همه ی حواسم پای کامپیوتر بود، یعنی تو ذهنم داشتم نگاه می کردم که وقتی رفتم پای کامپیوتر بازی The Sims 2، الان چی کار کنم و اینا!
بالاخره انگاری خوابم برده بود اینا، ساعت 4:30 گذشته بود که بیدار شدم، بعد دوباره خوابیدم، بعد دوباره نزدیک 6 بیدار شدم، تا 7 که مامانم صدام کنه، تو جام وول خوردم.
نکته: خوابیدن من هم برا خودش عالمی داره. من اصلا خواب ندارم که! بیچاره ویروس! بد جوری بدخوابم و بی خوابی دارم شدید.
امروز صبح
یکی دو تا لقه کوفت کردیم و با اهل و عیال (طبق معمول) راه افتادیم اون سر تهران، حوزه امتحانی! ساعت 9 امتحان شروع میشد، گفته بودن 8 درها رو می بندیم، ساعت 8 هنوز در حیاط مدرسه رو باز نکرده بودن. بالاخره رفتیم تو حیاط! چند تا چهره ی آشنا، یکی از بچه های دانشگاه رو هم دیدم.
رفتیم سر جلسه، مراقبه یه هویی گفت: خانوم هااااااا، مقعنه ها رو در بیارین!!!!!!!!
دهن من شونصد متر باز شد با صدای مممممممممممممممممممممممممم (بر وزن فتحه)
صدای اعتراض بچه ها بلند شد، از بلند گو اعلام کردن که ما به کسی اعتماد نداریم، باید مقنعه بردارین تا کسی با موبایل نتونه حرف بزنه، گوشهاتون رو ببینم که هندزفری (درست نوشتم؟) نداشته باشین. حالا من موبایلم رو خاموش کرده بودم، ولی مجبور شدم بندش رو هم بذارم تو جیب لباسم! داشتم می فرمودم، بچه ها اعتراض که موهای ما فلان است و بیسار است و اینا، خب منم مثل همیشه، جنگل آمازون به قول مامانم اینا، مقعنه برداشتم. یه اوصافی بود هاااااااا، بچه ها میگفتن اگه خبر داشتیم فلان می کردیم، لااقل شونه می کردیم.
بالاخره امتحان شروع شد، مثل همیشه معارف، میشه گفت معمولی بود، فقط خب من نخونده بودم کههههههههه، برا همین نمیدونم چی کار کردم. ادبیات بد نبود خدایی! زبان! زبان! زبان! نمیدونم چی بگم! صورت سوالش رو هم نمی تونستم بخونم! فک کنم فقط یکی دوتا زدم! هر کدوم 30 تا سوال بود. ساعت 9:45 دیگه تموم شد مال من، دیگه خودم رو تا نزدیک 10 نگه داشتم سر جلسه، دیدم نمیشه، سرم رو گذاشم رو میز! مراقبه اومد گفت: می تونین بدین برین هااااااااا، منم دادم اومدم بیرون، تا 10 خورده ای منتظر بودم که مامانم اینا بیان! برگشتیم خونه! یه خورده رفتم تو اتاق خودم که کسی نگه این ویروس ِ معتاد هنوز نیومده رفت پای کامپیوتر! ساعت 10:45 این طورا بود که خونه بودم، بعد تا 11:45 به زور خودم رو نگه داشتم، دیدم نمیشه! مثل اینا که کامپیوتر خونشون کم شده باشه، زودی اومدم پای کامپیوتر (نا گفته نماند، از فرصت استفاده کردم، چون کامپیوتر آزاد بود) بعد میل چک کردم و برای چند نفری میل زدم و رفتم بازی! وسطای بازی بودم که « فانوس خیال » زنگ زد، یه خورده حرف زدیم، بعد اینا صدام کردن ناهار! رفتم یه چی خوردم و دوباره رفتم بازی! 13:40 گذشته بود که بلند شدم از کامپیوتر که کم کم حاضر بشیم بریم.
دوباره هلک هلک رفتیم حوزه امتحانی! چیزی یادم نیست، پس می ریم سر جلسه، دوباره باید بی مقنعه می شدیم! مامانم گفت دیوونه لااقل موهات رو شونه می کردی، اونجا آبرو ما رو نبری! بابا آخه موقع امتحان کی کار داره موها آدم چی جور است!؟ اصلا به بقیه مربوط نیست. بعد دفترچه رو دادن.
اول پاسکال بود، هی بد نبود، خدایی بد نبود! بعد ریاضی! ریاضی! روم نمیشه بگم، از 30 تا سوال، فقط 2 تا زدم، فقط و فقط 2 تا! به خدا بلد نبودممممممممممممممممممممم، به قول بچه ها سوالهای المپیاد رو برداشته بودن داده بودن برا پیام نور، اونم فراگیر! ای داد، ای هواررررررررررر! چه سوالهایی بود! شاخ در آوردم، مثلا هذلولی ها حذف بود، 2 تا سوال داشت، بماند که خیلی ها رو من بلد نبودم. هی روزگارررررررررررررر
16:30 گذشته بود که من دیگه بی خیال شدم، یه خورده کامپیوتر رو که نزده بودم نگاه کردم، گفتم نزنم بهتره، نمره منفی نگیرم لا اقل! طبق معمول کنکور های دیگه، نشستم تو دفترچه برا خودم شعر نوشتم، نقاشی کردم، کلی فکر کردم امشب چی آپدیت کنم و اینا! خودم رو تا 17:15 نگه داشتم. (چون می دونستم مامانم اینا هنوز نیومدن) بعد دیگه طاقتم تموم شد پاشدم دادم اومدم بیرون.
بعد از امتحان، خونه:
ساعت 18 گذشته بود فکر کنم که رسیدیم خونه، بعد داشتم از گشنگی تلف میشدم، مامانم برام نیمرو درست کرد خوردم (در اصل شام خوردم) بعد رفتم تو اتاق در رو بستم، برق رو خاموش کردم، افتادم رو تخت.
قابل توجه دوستان:
اگر احتیاج به یه جسد می داشتین، یه جسد تازه تازه، فقط یه خورده نفس می کشید براتون داشتم. آخه! نازی! طفلی ویروس نازنازی! مثل جسد شده بود افتاده بود رو تخت! فقط نفس می کشید.
تا 21 همین طوری بود! البته بماند که چند بار پاشدم برم بیرون از اتاق! با این همه جسد بودن، ولی باز خوابم نبرد. اومدم شب های برره دیدم و اومدم پای کامپیوتر!
خدایی دیگه چیزی یادم نیست. مخم الانه کار نمی کنه! بسه دیگه! زیاد شد باز. برم! لینک و کامپیوتر و شعر و عکس و اینا باشه برا آپدیت بعدی!
خوش بگذره. برا ویروس جون جونیتون هم دعا کنین که قبول شه دیگه.....
پیشاپیش فرا رسید ماه رمضان رو هم به شما تبریک میگم، از حالا روزه هایی که میگیرین قبول باشه.
نوشته شده توسط ویروس، مورخ 8 مهر 1384