تنبلی شدید
هر چی مطلب برای وبلاگ زمانبندی کرده بودم، همهشون منتشر شدن.
من هم تنبل.
خیلی وقته که هیچی آماده نکردم.
نمیدونم.
یعنی ممکن است بیخیال شده باشم؟ نه بابا! این طوریا هم نیست.
ولی راستش به نسبت وبلاگهای قبلی، اصلا آپدیت نمیکنم.
مشکلاتِ من
خب میدونی، خیلی عجیب است، من برای کامپیوتر و اینا کلی غصه میخورم.
این جور موارد رو مشکل بزرگ و عظیمی برای خودم میبینم.
از اون ور، دختر عمهم (سه ماه از من بزرگتره) درگیر شیمی درمانی و گیرآوردن دارو و اینا است.
منظورم اینه که چقدر تفاوت در مورد مشکلات!
سرطان سینه داره. جراحی هم کرده.
اینا رو یه هفته است که فهمیدیم. به ما خبر نداده بودن.
ولی خب، سرطان سینه ارثی است، درست؟
دو تا از عمههام، عمهی پدرم، حالا دختر عمهم! چهار نفر فامیل نزدیک!
نهههههه، من نباید فکر کنم! من هیچیم نیست! من سالم هستم!
نههههههههههههههههههههه، نمیخوام فکر کنم.
من اهل دکتر رفتن و آزمایش و اینا نیستم.
خیلی ترسناک است!
ندیدنِ انیمه
به نظرم خیلی وقته هیچی انیمه تماشا نکردمهااااا!
البته مانگا خوندم.
سریال کرهای هم که دیگه ندارم تماشا کنم.
هر چی آخرین بار دانلود کرده بودم، تماشا کردم.
یه خورده هارداکسترنال تا خرخره پر است، نمیشه بسته شبانه گرفت و دانلود کرد.
اگه تنبلی بگذارم کنار و انیمه ببینم، یه سریهاشون بعد از دیدن حذف میشه، جا باز میکنه هارد.
ولی الان امکانش نیست.
مچِ دست چپ
سلام.
دوشنبهیی که گذشت، به طور رسمی، مچِ دست ِ چپم رو باند پیچی کردیم.
و سهشنبه هم از مچبند طبی استفاده کردم.
چرا؟
یه مدتی بود بهش فشار میاومد درد میگرفت.
میخواستم از زمین بلند بشم، وقتی دستم رو میگذاشتم زمین درد میکرد.
ولی در حالت عادی هیچ مشکلی نداشت.
برای این که بهش فشار بیشتری نیاد، تکون نخوره، خانواده دستم رو بانداژ کردن.
فرداش هم مچبند طبی زدن به دستم.
هی روزگار.
سیستم خدابیامرزِ من
سلام.
در راستای پست قبلی درمورد سیستم، حالا بگذار بقیهش رو بگم.
تا جایی گفته بودم که قرار بود صبح تماس بگیرم ببینم تونسته تعمیرکار مادربورد پیدا کنه یا نه.
که وقتی تماس گرفتم، گفت نتونسته.
عصرش هم رفتیم سه تا کامپیوتری دیگه پرسوجو کردیم.
گفتن این طرفها نداریم. باید بری ولیعصر.
این اتفاقها مربوط به چهارشنبهی هفتهی پیش است.
غمگین و غصهدار بودم. دپرس بودم اساسی.
شب یه هویی زد به سرم، برم آمار بگیرم، ببینم مرجوع کردن کالا چی جوری است!
کلی از دوستان سوال پرسیدم و ...
با خانواده حرف زدم. قرار شد که فرم مرجوعی پُر بکنم. تا دیر نشده.
پنجشنبه ظهر پیامک اومد که مرحلهی اول مرجوعی قبول شده.
برای همین عصر دوباره کیس رو بردیم مغازه تا قطعات رو جدا کنه.
اومدیم خونه، همه رو خوشگل خوشگل گذاشتم توی جعبههاشون.
گذاشتم کنار که شنبه بیان تحویل بگیرن.
شنبه هم کلی بارون میاومد. چک کردن قطعات و کدهاشون یه خورده طول کشید.
به هر حال پس دادن کالا تمام شد.
منتظر بودم تا ببینم مرحلهی بعدی (چک کردن سالم بودن قطعات) چی میشه.
که خداروشکر هیج مشکلی نداشت و دوشنبه نصفه شبی، پولش به حسابم برگشت.
خیالم راحت شد.
هر چند دقیقا صد هزار تومن ضرر کردم (به خاطر همین هی بردم کیس رو مغازه و ...)
وگرنه قضیهی هدر رفتن اون چند میلیون تمام شد. خیالم راحت شد.
خیلی استرس داشتم.
و اما کیس رو چی کار کردم.
قطعات سابق رو که در آورده بودیم، داخلش زدم. همهی کابلها رو جدا کردم و ...
همه رو جمع کردم و گذاشتیم کنار.
فکر نمیکنم دیگه حاضر بشیم روی این سیستم کاری انجام بدهیم.
ماوس و ماوسپد رو هم گذاشتم تو کمد که خودم استفاده بکنم.
میشه گفت از وقتی که قطعات رو سفارش داده بودم همهش استرس داشتم تا همون شب که پولم برگشت! خیلی فشار روانی زیاد بود.
بحث هدر رفتن پول یه ور، این همه بیرون رفتن یه ور، سرکوفتهای خانواده یه ور.
خیلی سخت گذشت.
در حالت غیر کرونا هم من بیرون نمیرفتم این طوری. چهار روز پشت سرهم بیرون رفتم!
تا من باشم از این کارها نکنم.
باید صبر کنم چند سال دیگه که کرونا تمام میشه و بتونم حضوری بروم بازار، یه لپتاپ جدید و به روز بگیرم. و البته معلوم نیست قیمت چی جوریا باشه. ولی شاید خانواده کمک کنه.
ولی تا کرونا تمام نشه، هیچ کاری نمیشه کرد.
باید تا اون موقع، بین لپتاپ، تبلت و گوشی، تعادل برقرار کنم و باهاشون کار کنم. که به هیچ کدوم فشار نیاد و خراب نشن.
ببین اگه از اول میدونستم ممکن است مادربورد مشکل داشته باشه، اصلاً سراغ خرید قطعه و ... نمیرفتم. من فقط فکر میکردم پاور و فن سی.پی.یو باشه.
ولی این که یه هویی این همه مشکل داشته ...
به هرحال... این بود ماجراهای من و سیستم قدیمی و خوبِ من!
بیشتر از ده سال برای خودم کار کرد و سه سال هم برای خانواده.
![]()
«بهت»
میگذرم از میان رهگذران مات
مینگرم از میان رهگذران کور
این همه اندوه در وجود من و لال
این همه غوغاست در کنار من و دور
*
دیگر در قلب من نه عشق نه احساس
دیگر در جان من نه شور نه فریاد
دشتم اما در او نه ناله ی مجنون
کوهم اما دراو نه تیشه ی فرهاد
*
هیچ نه انگیزه ای که هیچم، پوچم
هیچ نه اندیشه ای که سنگم، چوبم
همسفر قصهی های تلخ غریبم
رهگذر کوچه های تنگ غروبم
*
آن همه خورشید ها که در من میسوخت
چشمه ی اندوه شد ز چشم ترم ریخت
کاخ امیدی که برده بودم تا ماه
آه که آوار غم شد و به سرم ریخت
- فریدون مشیری –-
#شعر #فریدون_مشیری

«غریب!»
من در آئینه با تو سخن میگویم:
با تو دارم سخنی –
با تو ای خفته به هر موج نگاهت فریاد!
با تو ام ای همدرد!
با تو ام ای « همزاد»!
با تو ای مرد غریبی که در آئینه به من مینگری!
گوش کن با تو سخن میگویم:
من غریب و تو غریب –
از همه خلق خدا –
تو به من همنفسی –
غیر تو هم سخن و همدل من –
در همه ملک خدا نیست کسی.
های... ای محرم من!
روی در روی تو فریاد کنم –
تا به دادم برسی.
*
خرم آن لحظه که با دیده ی اشک آلوده –
در تو بگریزم و در « آئینه » با هم باشیم
ساعتی هم سخن و همدل و همدم باشیم.
برق اشک تو در آئینه ی چشمت پیداست
شرم از گریه مکن –
اشک، همسایه ی ماست.
*
من و تو چون هر روز –
مات و خاموش به مهمانی اشک آمده ایم
در دل ما اشک است –
اشک تنهایی و تنهایی و تنهایی ها
اشک دیدار ستم ها و شکیبایی ها.
*
من و تو خاموشیم
من و تو غمزده ایم
من و تو همدل ماتم زده ایم
گوش کن ای همزاد!
با زبان «نگهم» با تو سخن میگویم:
از نگاهم بشنو، رخصت گفتار کجاست؟
دل به یاران دروغین مسپار –
واژه ی « یار» دروغ است، بگو یار کجاست؟
*
لحظه ی درد دل و موسم دلتنگی ها –
وعده ی ما و تو در عمق دل ِ آئینه است.
بهتر از آئینه، منزلگه دیدار کجاست؟
با تو راز دل خود را گفتم
« آنکس است اهل بشارت که اشارت داند »
« نکته ها هست بسی، محرم اسرار کجاست؟ »
- مهدی سهیلی –
#شعر #مهدی_سهیلی

«چرا؟»
چرا تو ای شکسته دل! خدا خدا نمیکنی؟
خدای چاره ساز را، چرا صدا نمیکنی؟
به هر لب دعای تو، فرشته بوسه میزند
برای درد بی امان، چرا دعا نمیکنی؟
ز پرنیان بسترت، شبی جدا نبوده ای
پرند خواب را، ز خود، چرا جدا نمیکنی؟
به قطره قطره اشک تو، خدا نظاره میکند
به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمیکنی؟
سحر ز باغ ناله ها، گل مراد میدمد
به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمیکنی؟
دل تو مانده در قفس، جدا ز آشیان خود
پرنده ی اسیر را، چرا رها نمیکنی؟
ز اشک نقره فام خود، به کیمیای نیمه شب
« مس ِ» سیاه ِ قلب را چرا «طلا» نمیکنی؟
به بند کبر و ناز خود از آن اسیر مانده ای
که روی عجز و بندگی به کبریا نمیکنی.
- مهدی سهلی –
#مهدی_سهیلی #شعر
![]()
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/12/81081.jpg
One Piece Film: Gold – 2016
نام فیلم انیمهیی: One Piece Film: Gold
نام فیلم انیمهیی: ONE PIECE FILM GOLD
نام فیلم انیمهیی: One Piece Movie 13
ژانر: Action, Adventure, Comedy, Drama, Fantasy, Shounen
تاریخ پخش: تابستان 2016
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: یک قسمت
مدت زمان فیلم انیمهیی: دو ساعت
کارگردان: Miyamoto Hiroaki
منبع: Manga
استودیو: Toei Animation
https://www.youtube.com/embed/_shEgcWHC2U?enablejsapi=1&wmode=opaque&autoplay=1
خلاصه داستان (منبع)
داستان از رمانی شروع میشود که در دهان ماهی بزرگی به نام بون بوری ساما به دنبال گنج بزرگی میگردن که با آن میشود کل دنیا رو خرید که اون طلای خالص قدرت این را دارد که عمر طولانی بدهد در همان سن در این میان شاه دزد ها دوستان لوفی را گروگان میگیرد و لوفی برای آزاد کردن آن ها دست به هر کاری میزند بعد از این ماجراها آن ها با موفقیت و بعد از کلی داستان از دهان ماهی بزرگی به نام بون بوری ساما در میرن ولی در این میان گنج رو از دست میدهند در همین لحظه که افسوس میخوردن که چیزی بدست نیاوردند نامی با در اوردن دعوت نامه ای به بزرگترین شهر سرگرمی جهان گران تسورو به همراه ویور کارت (کارتی هست که مسیر را نشان میدهد) که از این قضیه خوشحال میشوند و به دنبال ماجراجویی متفاوت میروند که در آن شهر مردی هست که کل شهر رو اداره میکنند با قدرتی فوق العاده که داستان پیچیده ای در این میان در این شهر برایشان اتفاق می افتد ….
http://www.namasha.com/v/enju9UdH
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
اینا رو دیدم
[Korean Drama] Reset - Crime - 10EP
[Korean Drama] Repeat The Year - Mystery - 12EP (=24EP)
[Korean Drama] Team Bulldog: Off-duty Investigation - Crime - 12EP
[Korean Drama] Tell Me What You Saw - Crime - 16EP
[Korean Drama] The Game: Towards Zero - Crime - 16EP (=32EP)
[Korean Drama] The Running Mates: Human Rights - Crime - 14EP
[Chines Drama] Special Crime Investigation (S.C.I) - Mystery - 24EP
[Korean Drama] Vagabond - Action - 16EP
![]()
اینا رو خوندم
[Novel] Solo Leveling - Chapter 156 ~ 164
One Piece [Manga] - Chapter 952 ~ 983
Tomb Raider King [Manhwa] - Chapter 60 ~ 91
Eleceed [Manhwa] - Chapter 78 ~ 80
Solo Leveling [Manhwa] - Chapter 126 ~ 127
Great Teacher Onizuka (GTO) [Manga] - Chapter 33 ~ 97
Overgeared (Team Argo) [Manhwa] - Chapter 48
CEO's Sudden Proposal [Manhua] - Chapter 32 ~ 86
Prime Minister in Disguise [Manhua] - Chapter 01 ~ 33
Dungeon Reset [Manhwa] - Chapter 50 ~ 51
The Gamer [Manhwa] - Chapter 300 ~ 344
Too Close [Manhua-ShounenAi] - Chapter 75 ~ 77
Room to Room [Manhwa-Yaoi] - Chapter 25 ~ 47
Painter of the Night [Manhwa-Yaoi] - Chapter 39 ~ 55
A Thousand Cranes [Manhwa-Yaoi] - Chapter 01 ~ 20
ANTI P.T. [Manhwa-Yaoi] - Chapter 01 ~ 16
Cat In a Cardboardbox [Manhwa-ShounenAi] - Chapter 01 ~ 20
Don't Provoke Reborned Bamboo Horse [Manhua-ShounenAi] - Chapter 01 ~ 14
On or Off [Manhwa-Yaoi] - Chapter 36 ~ 38
Classic BL Theater [Manhwa-Yaoi] - Chapter 22 ~ 33
Dial Again [Manhwa-Yaoi] - Chapter 13 ~ 29
The Unfeeling Me [Manhwa-ShounenAi] - Chapter 36 ~ 65 [END]
May Belongs to Me [Manhwa-Yaoi] - 29 Chapter
Hot Summer Star Vacation [Manhwa-Yaoi] - 3 Chapter
Burns [Manhwa-Yaoi] - 5 Chapter
آهنگ پایانی انیمهی Death Parade
یه قدم دیگه
میتونه منو آزاد کنه؟
میتونم تو تاریکی غرق بشم
اینو بفهم که خیلی ترسیدم
نمیخوام زندگی رو نابود کنم
یادت باشه
نمیخوام بسازمش
این همون چیزیه که برات مایه ی دردسره؟
نمیشه راهی رو برای رفتن دید
خیلی احساس تنهایی میکنم
خونم روی زمین ریخته
هیچ جور نمیتونم اینو ببخشم
ماجراهای من و سیستم
سلام.
خب میشه گفت که خیلی دپرس هستم.
چرا؟
بگذار یه تعریف کلی داشته باشم.
تابستان 86، رفتیم یه سیستم جمع کردیم. در نوع خودش هیولا بود :D
تا تابستان 96 (ده سال) یه خورده ارتقاء داده بودم، یه سری قطعه خریده بودم و ...
مثلا براش بلوتوث، 4 گیگ رم، چند بار رام و رایتر، چند بار ماوس.
تابستان 96، کارت گرافیک ش سوخت، یه کارت گرافیک جدید گرفتم انداختم روش.
بعد از چند ماه، دادم دست خانواده، خودم از لپتاپ استفاده کردم.
لپتاپ هم قدیمی است هااا، سال 89 گرفته بودیم.
خانواده زیاد استفاده نکردن.
این چند ماه اخیر، موقع بوت شدن در مورد فن سی.پی.یو پیغام خطا میداد.
تا جایی یادم است انگاری پاور هم نیم سوز شده بود.
خب تصمیم گرفتم که سیستم رو از خانواده پس بگیرم.
ولی قبلش باید یه سری تغییرات میدادم.
تازه، لپتاپ و مخلفات ش رو جمع کرده بودم.
از اساتید محترم پرس و جو کردم، فهمیدم که نمیشه CPU ارتقاء بدهم.
ولی هارد و رم رو میشه ارتقاء داد.
خب با راهنمایی اساتید پاور، فن سی.پی.یو، هارد، رم و باتری سیموس گرفتم.
رفتم دادم قطعات رو نصب کنن. چون خودم نمی تونستم.
موقع بوت شدن هیچ پیغامی نداد.
فن رو هم تعویض نکرد، گفت به خاطر پاور بوده. می تونی فن جدید رو زاپاس نگه داری.
اومدم خونه، می خواستم ویندوز نصب کنم.
دوباره هیچی نشده فن سی.پی.یو بوق بوقش در اومد.
تنظیمات رو نگاه کردم دیدم که درجه حرارت بالای 75 درجه شده.
سیستم رو خاموش کردم.
هر چی تلاش کردم، زور زدم، نتونستم فن قبلی رو در بیارم.
حوصله نداشتم لپتاپ رو بیارم دوباره. دیشب کلا کامپیوتر نداشتم.
دپرس بودم.
دوباره امروز عصر رفتیم. با کلی مکافات موفق شد که فن قدیمی رو در بیاره.
فن جدید بندازه. که این هم کلی مصیبت داشت.
سیستم رو روشن کرد، دید فن نمی چرخه!!! بوق بوقش هم در اومد.
هی ور رفت ... فایده نداشت.
گفت ممکن است به خاطر پاور قبلی، قسمت های بالایی مادربورد رو آسیب رسونده باشه.
که کابل فن بهش وصل میشه و فن روشن نمیشه.
بعد گفت یه سری از این خازن ها به نظر میاد که باد کردن. در مقایسه با خازن های دیگه.
گفت باید یه تعمیرکار مادربورد پیدا کنی، بتونه تست کنه و...
گفت فردا زنگ بزن، ببنیم می تونم کسی رو پیدا کنم.
تعمیرکار قبلی که باهاش کار می کردم، رفته یه جا دیگه.
توی مغازه خیلی ناراحت و دپرس بودم. این همه پولم هدر رفت برای پاور، رم، هارد و این موارد جدید که توی این هفته گرفتم.
خیلی خیلی ناراحت هستم.
بر فرض یکی برای تعمیر پیدا کنه، چقدر هزینه میشه.
حالا هارد رو بتونی با کابل و تبدیل و ... وصل کنی به لپتاپ و ازش استفاده کنی.
ولی بقیه ی قطعات چی؟
در مادربوردهای جدید و امروزی، اینا جواب نمیدن.
چقدر پشیمون هستم که تصمیم گرفتم سیستم قدیمی رو از خانواده پس بگیرم.
چقدر پشیمون هستم که زد به سرم و کلی قطعات گرفتم.
با این پولی که هزینه کردم، می تونستم یه تبلت بگیرم!
در این اوضاع نابسامان مالی و بیماری، میلیون ها تومن پول از دست دادم.
حالا سرکوفت های خانواده هم داره میاد...
چقدر حماقت کردم که برای یه سیستم قدیمی تصمیم گرفتم.
این پول دیگه بر نمیگرده، دیگه جبران نمیشه.
آهنگ پایانی انیمهی Dororo
اندوه باد را فرامیگیرد
در نقطهای جمع میشود و شمایل تیرگی را میآماید
ردپاهایمان با چنین اطنابی بیاعتنایی را به نقد میکشد
به چشمان بیانتهایت که نگاه میکنم
آرامش از وجودم رخت میبندد
آیا در سرمنزل مقصود امید وجود خواهد داشت؟
از بس که راه تاریک است
من تظاهر به خنده و سرخوشی میکنم
به آنجا میروم تا مشعل بیفروزم
عادت به خداحافظیهای توخالی و سرسری داشتم
اما هنگام وداع و دستتکاندادن برای تو
همه گونههایم پر ز اشک میشد
افسوسهای پرسوزمان رنگ باختند... و رنگ باختند
تا آنکه شب بر ما مسلط شد
اگر میدانستم که فردا اینقدر پوچ است
نمیگفتم که میخواهم زندگی کنم
میدانم بیحاصل است، اما چهکنم؟!
نمیتوانم برای آینده رؤیاپردازی نکنم... برای آینده... برای آینده... تقصیر توست
![]()
Maou Gakuin no Futekigousha: Shijou Saikyou no Maou no Shiso, Tensei shite Shison-tachi no Gakkou e
نام انیمه: Maou Gakuin no Futekigousha: Shijou Saikyou no Maou no Shiso, Tensei shite Shison-tachi no Gakkou e
نام انیمه: The Misfit of Demon King Academy: History's Strongest Demon King Reincarnates and Goes to School with His Descendants
نام انیمه: The Misfit of Demon King Academy
نام انیمه: Maou Gakuin no Futekigousha
نام انیمه: 魔王学院の不適合者 ~史上最強の魔王の始祖、転生して子孫たちの学校へ通う~
ژانر: Action, Fantasy, Demon, School Life
تاریخ پخش: تابستان 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 13 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Light novel
استودیو: SILVER LINK.
کارگردان: Oonuma Shin
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی
+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی
+ دانلود زیرنویس فارسی: لینک // لینک // لینک
+ لینک دانلود انیمه (MP4, EN Sub, ~100MB)
خلاصه داستان (منبع)
In the distant past, a war between humans and demons brought about widespread chaos and bloodshed. To put an end to this seemingly endless conflict, Demon King Anos Voldigoad willingly sacrificed his life, hoping to be reborn in a peaceful future.
In preparation for their king's return, the demon race created the Demon King Academy, an elite institution tasked with determining Anos' identity when he reawakens. He reincarnates two millennia later, but to his surprise, he soon learns that the level of magic in the world has drastically waned during his absence. Moreover, when he enrolls at the academy to reclaim his rightful title, he finds out that demonkind remembers him differently. His personality, his deeds, and even his legacy are all falsified—masked beneath the name of an impostor. This "lack" of common knowledge renders him the academy's outlier—a misfit never before seen in history.
Despite these drawbacks, Anos remains unfazed. As he sets out to uncover those altering his glorious past, he takes it upon himself to make his descendants recognize that their ruler has finally returned.
خلاصه داستان (منبع)
بعد از گذشت ۲۰۰۰ سال، ارباب شیطان بیرحم تناسخ پیدا کرده! اما بهنظر میرسه استعدادی برای پرورش کاندیداهای ارباب شیطان شدن ندارد!
ارباب شیطان، "آرنوس" خسته از دورهای طولانی از جنگهای بیپایان و داشتن توانایی از بین بردن انسانها، المنتالها و خدایان آرزوی دنیایی صلحآمیز را داشت. پس تصمیم گرفت به آینده تناسخ کند. اما چیزی که در انتظارش بود دنیایی بسیار صلحآمیز بود که در آن نوادگانش بهخاطر کمبود قدرتهای جادویی، ضعیف شده بودند.

آهنگ پایانی انیمهی School Days
کلمات را تکرار می کنم، دوباره
و آرزو می کنم که آنها به تو برسند
از کدامین لحظه بود که جهان به لرزه افتاد
و احساسات زود گذرمان از مقابل هم گذشتند...
آرزو هایم را برای ستارگان می گویم،
و نیایش هایم را برای زمین...
قبل از آنکه آنها نیز ناپدید شوند، چگونه از آنها در خواست کنم ...؟
فقط من...
فقط من،
تو را برای در آغوش گرفتن می خواهم،
و این خود خواهی من است که دستانم را از تو جدا نخواد کرد...
و این بسیار دردناک است.
فقط تو...
فقط تو
را برای زنده ماندن می خواهم...
در اعماق این اقیانوس خاطرات...
در تنهایی غرق شدم

آهنگ شروع انیمهی School Days
از کدامین لحظه بود که...
به سوی من فرود آمدی...
فرشته ی آبی من؟...
هر زمان که از مقابل هم رد می شدیم به هم لبخند می زدیم
با وجود آنکه همیشه سرم را پایین می انداختم...
از پس شانه هایت با تو سخن می گفتم.
ولی اکنون ، از درون قلبم
درست مانند تپه ای کوچک از برف های روی هم انباشته شده
درد معصومیت
حتی اگر مجبور شویم راهمان را دور کنیم
}من می خواهم که این احساسات مستقیما به تو برسند
یک روز...
پر بکش و پرواز کن...
فرشته ی آبی من...
دریا نمیرم - گرشا رضایی
پای تو گیرم…
من یه چند وقته که بعدِ رفتنت دریا نمیرم!
میترسم آخه بی هوا بارون بیاد!
دست کیو باید بگیرم؟
هر شب تو رویا من تو رو میبینمت…!
میگی کنارم خوبه حالت
میخندی و باز من گلای صورتی میذارم عشقم، روی شالت
بزن بیرون از تنهایی… برگرد کنارم…
همونم که برای دیدنِ تو بیقرارم
نرو از روزگارم که من طاقت ندارم
منم مثل تو به تنها شدن عادت ندارم…
پس بزن بیرون از تنهایی! برگرد کنارم…
همونم که برای دیدنِ تو بی قرارم
نرو از روزگارم که من طاقت ندارم
منم مثل تو به تنها شدن عادت ندارم…
ما میرسیم بازم به هم؛ دنیا اگه وارونه شه!
پاییز منم بارون تویی…
زیبایی پاییز به این بارونشه
باور نکن! تنهاییو دل کندنو یادم نده
از قلب من دوری نکن حالا که حال هر دوتاییمون بده…
بزن بیرون از تنهایی… برگرد کنارم…
همونم که برای دیدنِ تو بیقرارم
نرو از روزگارم که من طاقت ندارم
منم مثل تو به تنها شدن عادت ندارم…
پس بزن بیرون از تنهایی! برگرد کنارم…
همونم که برای دیدنِ تو بی قرارم
نرو از روزگارم که من طاقت ندارم
منم مثل تو به تنها شدن عادت ندارم…
+ دانلود با کیفیت 320 // دانلود با کیفیت 128
شعر و ملودی: هادی زینتی
تنظیم قطعه: گرشا رضایی
منبع: موزیکفا
![]()
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/7/64293.jpg
Omoide no Marnie – 2014
نام فیلم انیمهیی: Omoide no Marnie
نام فیلم انیمهیی: When Marnie Was There
نام فیلم انیمهیی: 思い出のマーニー
ژانر: Mystery, Psychological, Drama
تاریخ پخش: تابستان 2014
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: یک قسمت
مدت زمان فیلم انیمهیی: یک ساعت و 43 دقیقه
کارگردان: Yonebayashi Hiromasa
منبع: Novel
استودیو: Studio Ghibli
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
“آنا” دختر تنهایی است که از خانواده اش دور شده و به “نورفولک” فرستاده شده تا با خانواده پیر آقا و خانم پگ زندگی کند. او هیچ دوستی ندارد. یک روز بر روی تپه های شنی دختری بنام مارنی را ملاقات میکند، کسی که ظاهرش با باطنش تفاوت دارد و…
https://www.youtube.com/embed/jjmrxqcQdYg?enablejsapi=1&wmode=opaque&autoplay=1
متن آهنگ پایانی فیلم انیمهیی Omoide no Marnie
هنگام بزرگ شدن هرگز دوستی نداشتم
پس آموختم که تنها دوستم، فقط خودم باشم
فقط خودم، فقط خودم، فقط خودم
و در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد
در هر صورت تنهایی غذا خوردن در مدرسه را دوست دارم
پس درست همینجا خواهم ماند
همینجا، همینجا، همینجا
و در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد
پس فقط به اتاقم می روم و ساعت ها با ماه خلوت می کنم
و فکر می کنم آیا کسی هست که اسمم را بداند
آیا برای مردنم گریه خواهی کرد؟
آیا چهره ام را به خاطر خواهی آورد؟
پس یک روز وسایلم را جمع کردم، از خانه بیرون زدم
و گذشته ام را به دور دست ها سپردم و خندیدم
خندیدم، خندیدم، خندیدم
ظاهرا در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد
گاهی نمی دانم چه کنم، گاهی سر درگمم
گاهی پی می برم که احساس خوبی ندارم
پس گریه می کنم، گریه می کنم، گریه می کنم
پس فقط به اتاقم می روم و ساعت ها با ماه خلوت می کنم
و فکر می کنم آیا کسی هست که اسمم را بداند
آیا برای مردنم گریه خواهی کرد؟
آیا چهره ام را به خاطر خواهی آورد؟

https://cdn.myanimelist.net/images/anime/1604/93531.jpg
Shokugeki no Souma: San no Sara - Toutsuki Ressha-hen
نام انیمه: Shokugeki no Souma: San no Sara - Toutsuki Ressha-hen
نام انیمه: 食戟のソーマ 餐ノ皿 遠月列車篇
نام انیمه: Food Wars! The Third Plate: Totsuki Train Arc
نام انیمه: Food Wars! The Third Plate 2nd cour
نام انیمه: Shokugeki no Souma: San no Sara (2018)
ژانر: Ecchi, School Life, Shounen, Cookie
تاریخ پخش: بهار 2018
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت (فصل سوم – پارت دو)
مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه
منبع: Manga
استودیو: J.C.Staff
کارگردان: Yonetani Yoshitomo
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
https://www.youtube.com/embed/8uEl3f8On1U?enablejsapi=1&wmode=opaque&autoplay=1
توضیح (منبع)
دومین بخش از فصل سوم انیمهی Shokugeki no Souma(Food War)
ادامهی فصلهای قبل میباشد.