-
ماجراهای سونیا (18)
سهشنبه 2 شهریور 1400 10:10
ماجراهای سونیا (18) به جای این که الان با سونیا بازی کنم، رفتم یکی از خانه ها که هر هشت نفرشون، بچه های سونیا هستن. بگذار یه خورده با این هشت نفر بازی کنم. نه این که چند روز پیشا، بچه ها رو جابجا کردم. الان دیدم چهار نفرشون تبلت و کامپیوتر و ... ندارن. باید یه خورده وسیله براشون بگذارم. بعد بازی کنم. یه خورده اینجا...
-
به یاد مانده (2)
سهشنبه 2 شهریور 1400 00:53
به یاد مانده (2) سرجام خشکم زد، اصلاً فکرش رو هم نمی کردم که متوجه کار من شده باشه از اونجایی که سفیدی پوستم کاملاً مثل مامان بود مثل اونهم هر وقت خجالت می کشیدم شدت سرخی گونه هام رو هم خودم می فهمیدم؛ سرم رو پایین انداختم و خانم عزیزی در حالیکه آروم ورقه رو از دستم می کشید گفت: برو بیرون. درحالیکه از کلاس خارج می شدم...
-
به یاد مانده (1)
دوشنبه 1 شهریور 1400 00:51
به یاد مانده (1) قسمت اول به نام یگانه آفریننده ی هستی بخش این حکایتی است نه چندان شیرین از زندگی دختری که با عشق زندگی کرد و لحظاتش دستخوش حوادثی گشت که در این دیار کهن بسیاری از دختران و زنان شیردل در دو دهه ی اخیر گرفتار آن گشتند. سکوت کردند و تنها خداوند وضع حال دل ایشان را دید و گریست! زنانی که در سخت ترین لحظات...
-
پشت این در – فریدون مشیری
یکشنبه 31 مرداد 1400 07:00
«پشت این در» صحن ِ دکان غرق در خون بود و دکاندار، پی در پی از در ِ تنگ قفس چنگ ِ خون آلودهی خود را درون میبرد پنجه بر جان یکی زان جمع میافکند و، او را با هم فریاد جانسوزش برون میبرد مرغکان را یک به یک میکشت و در سطلی پر از خون سرنگون میکرد. صحن دکان را سراسر غرق خون میکرد. * بسته بالان قفس بیخیال، بر سر یک...
-
آشغال ِ لعنتی، مگه کوری؟!
شنبه 30 مرداد 1400 14:39
آشغال ِ لعنتی، مگه کوری؟! هااااایییییییییییییییییییییییییییییییییی درد دارم! آشغال ِ لعنتی! مگه کوری؟ چشمات رو باز کن! کوفت بگیری. درد بگیری. توی روز روشن تصادف! پایه های کوفتی ِ مبل! قبل از ظهر داشتم می رفتم آشپزخونه! مبل ِکوفتی چشماش رو باز نکرد، کوبید به دو تا انگشت پای راست من! اصلا ً کف هال غش کردم! الان هم یکی...
-
نگاهی در سکوت – مهدی سهیلی
شنبه 30 مرداد 1400 07:00
« نگاهی در سکوت! » خداوندا! به دلهای شکسته - به محرومان در غربت نشسته - به آن عشقی که از نام تو خیزد - بدان خونی که در راه تو ریزد - به مسکینان از هستی رمیده – به غمگینان خواب از سر پریده - به مردانی که در سختی خموشند - برای زندگی جان میفروشند - همه کاشانهشان خالی از قوت است سخنهاشان نگاهی در سکوت است - به طفلانی...
-
توضیحات من درباره ی انیمه ی Watashi ga Motete Dousunda
شنبه 30 مرداد 1400 00:14
* پست از آرشیو توضیحات من درباره ی انیمه ی Watashi ga Motete Dousunda ها ها ها دارم قسمت اول نگاه میکنم و ریسه میروم از خنده! همین حالا هم نمیتونم جلوی خندهم رو بگیرم که میخواهم تایپ کنم. این دختره کائه، یه تپه گوشت خالص است! اصلا یه وضعی! یه اوتاکو درجه یک و یک فوجوشی گرامی :D بله، بله. یه فوجوشی :D و مثل بقیه...
-
پرستو – فریدون مشیری
جمعه 29 مرداد 1400 07:00
« پرستو » ستاره گم شد و خورشید سر زد پرستویی به بام خانه پر زد در آن صبحم صفای آرزویی، شب اندیشه را، رنگ سحر زد. پرستو باشم و از دام این خاک گشایم پر به سوی بام افلاک ز چشمانداز بیپایان گردون، در آویزم به دنیایی طربناک. پرستو باشم و از بام هستی بخوانم نغمههای شوق و مستی سرودی سر کنم با خاطری شاد سرود عشق و آزادی...
-
اینا رو خوندم
پنجشنبه 28 مرداد 1400 21:33
اینا رو خوندم [Novel] Solo Leveling - Chapter 229 ~ 230 Detective Conan [Manga] - Chapter 1076 ~ 1078 Solo Leveling [Manhwa] - Chapter 162 Legend of the Northern Blade [Manhwa] - Chapter 94 ~ 95 Tomb Raider King [Manhwa] - Chapter 172 ~ 173 Boku no Hero Academia [Manga] - Chapter 203 ~ 237 Beastars [Manga] - Chapter...
-
ماجراهای سونیا (17)
پنجشنبه 28 مرداد 1400 19:33
ماجراهای سونیا (17) برای همین کلوب رو استارت زدم. هشت تا از بچه ها رو هم دعوت کردم. حالا میخواهم با استفاده از کد "modifyrelationship Name CatName 100 LTR_SimToPet_Friendship_Main" همه ی بچه ها رو با نکو رفیق کنم. یادم نبود این کار رو نکردم. مهارت "Charisma" به لول 8 رسید. از لول 5 به این ور، دیگه...