-
قطع دسترسی به کروم و تقویم توسط گوگل
سهشنبه 14 آذر 1402 22:00
گوگل دسترسی این گوشیهای اندرویدی را به کروم و تقویم قطع میکند گوگل اعلام کرده که قصد دارد از ابتدای سال آینده میلادی، پشتیبانی از مرورگر کروم و برنامه تقویم (Calendar) را برای گوشیهایی که از اندروید ۷.۱ یا پایینتر استفاده میکنند، متوقف کند. طبق اعلام گوگل، نسخه ۱۲۰ مرورگر کروم از این به بعد روی سیستمعاملهای...
-
درد
سهشنبه 14 آذر 1402 19:30
درون سینه آهی سرد دارم رخی پژمرده، رنگی زرد دارم ندانم، عاشقم، مستم، چه هستم؟ همی دانم دلی پر درد دارم. - فریدون مشیری – #شعر #فریدون_مشیری
-
چشمان سخن گو
دوشنبه 13 آذر 1402 19:29
از بس که غم تو قصه در گوشم کرد. غمهای زمانه را فراموشم کرد. یک سینه سخن به درگهت آوردم چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد. - فریدون مشیری – #شعر #فریدون_مشیری
-
چشم من روشن
یکشنبه 12 آذر 1402 19:28
آخر ای دوست، نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید؟ سوخت در آتش و خاکستر شد وعدههای تو به دادش نرسید. داغ ماتم شد و بر سینه نشست اشک حسرت شد و بر خاک چکید. آن همه عهد فراموشت شد؟ چشم من روشن، روی تو سپید. جان به لب آمده در ظلمت غم کی به دادم رسی ای صبح امید؟ آخر این عشق مرا خواهد کشت عاقبت داغ مرا خواهی دید. دل پر...
-
کشف ذرهای ناشناخته و مرموز
شنبه 11 آذر 1402 21:56
اخترشناسان یکی از پرانرژیترین ذراتی که تاکنون به زمین رسیده را شناسایی کردند. نکتۀ عجیب این است که این ذره از یک ناحیه خلاء و خالی از هر شی پرانرژی میآید. دانشمندان میگویند این پرتو کیهانی مرموز و ناشناخته که در صحرای یوتا شناسایی شده، از بیرون از کهکشان راه شیری به اینجا رسیده است. انرژی این ذره، دهها میلیون...
-
چراغی در افق
شنبه 11 آذر 1402 19:28
به پیش روی من، تا چشم یاری میکند، دریاست. چراغ ساحل آسودگیها در افق پیداست. در این ساحل که من افتادهام خاموش غمم دریا، دلم تنهاست، وجودم بسته در زنجیر خونین تعلقهاست! خروش موج با من میکند نجوا: - که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت، که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت،... * مرا آن دل که بر دریا زنم نیست ز پا این بند...
-
بدرود...
جمعه 10 آذر 1402 19:27
پشت خرمنهای گندم، لای بازوهای بید آفتاب زرد، کم کم رو نهفت. بر سر گیسوی گندمزارها بوسهی بدرود تابستان شکفت. از تو بود ای سرچشمهی جوشان تابستان گرم گر به هر سو، خوشهها جوشید و خرمنها رسید از تو بود از گرمی آغوش تو هر گلی خندید و هر برگی دمید... * این همه شهد و شکر از سینهی پر شور توست در دل ذرات هستی نور توست...
-
سکوت
پنجشنبه 9 آذر 1402 19:27
دلا شبها نمینالی به زاری سر راحت به بالین میگذاری! تو صاحب درد بودی ناله سر کن خبر از درد بیدردی نداری. بنال ای دل که رنجت شادمانی ست بمیر ای دل که مرگت زندگانی است مباد آن دم که چنگ نغمه سازت ز دردی بر نیانگیزد نوایی مباد آن دم که عود تار و پودت نسوزد در هوای آشنایی دلی خواهم که از او درد خیزد بسوزد، عشق ورزد،...
-
برای آخرین رنج
چهارشنبه 8 آذر 1402 19:26
ای آخرین رنج، تنهای تنها میکشیدم انتظارت ناگاه دستی خشمگین مشتی به در کوفت. دیوارها در کام تاریکی فرو ریخت، لرزید جانم از نسیمی سرد و نمناک. آنگاه دستی در من آمیخت! دانستم این ناخوانده، مرگ است از سالهای پیش با من آشنا بود بسیار او را دیده بودم اما نمیدانم کجا بود! فریاد تلخم در گلو مرد! با خود مرا در کام ظلمتها...
-
بر شانههای تو
سهشنبه 7 آذر 1402 19:25
وقتی که شانههایم در زیر ِ بار ِ حادثه میخواست بشکند یک لحظه از خیال ِ پریشان ِ من گذشت: «بر شانههای تو ...» * بر شانههای تو میشد اگر سری بگذارم. وین بغض درد را از تنگنای سینه برآرم به های های آن جان پناه مهر شاید که میتوانست از بار ِ این مصیبت ِ سنگین آسودهام کند. - فریدون مشیری – #شعر #فریدون_مشیری