چهارتا بازی دانلود کردم
این هفته یی که گذشت، یک بسته شبانه گرفته بودم.
از حجم باقی مانده ش این چهار تا بازی رو از فروشگاه مایکروسافت دانلود کردم.
به صورت آفلاین هم کار میکنن.
Microsoft Mahjong
Microsoft Ultimate Word Games
Microsoft Jigsaw
Microsoft Sudoku
دیدم به جز سیمز 4 هیچ بازیی ندارم روی سیستم.
برای همین این چهار تا رو دانلود کردم.
اون بازی کلمات انگلیسی خیلی خیلی سخت است.
http://s9.picofile.com/file/8322104968/Anime_All_Folder.png
اینا رو دیدم
Detective Conan - Police - EP261 ~ 368
Oniichan no Koto nanka Zenzen Suki ja Nai n da kara ne!! - Ecchi - EP11 ~ 12 [END]
Oniichan no Koto nanka Zenzen Suki ja Nai n da kara ne!! Special - Ecchi - 1EP
Gyakusatsu Kikan - 2017 - Military - 1EP
Kokoro ga Sakebitagatterunda. – 2015 - School Life - 1EP
Kuroko no Basket Last Game – 2017 - Sport - 1EP
Toshokan Sensou: Kakumei no Tsubasa - 2012 - Action - 1EP
Rakuen Tsuihou – 2014 - Sci-Fi - 1EP
Lupin III vs. Detective Conan: The Movie - 2013 - Police - 1EP
Detective Conan Movie 13: The Raven Chaser - 2009 - Police - 1EP
Kizumonogatari III: Reiketsu-hen – 2017 - Supernatural - 1EP
Kyoukai no Kanata Movie: I’ll Be Here – Mirai-hen – 2015 - Supernatural - 1EP
Little Witch Academia: Mahoujikake no Parade – 2015 - Magic - 1EP
Lupin the IIIrd: Chikemuri no Ishikawa Goemon – 2017 - Action - 1EP
Shisha no Teikoku – 2015 - Sci-Fi - 1EP
Zoku Natsume Yuujinchou - Supernatural - S02 - 13EP
Mahou Sensei Negima! Anime Final – 2011 - Magic - 1EP
Toaru Hikuushi e no Tsuioku - 2011 - Romance - 1EP
Mushishi Zoku Shou: Suzu no Shizuku – 2015 - Supernatural - 1EP
Yakusoku no Nanaya Matsuri - 2018 - Drama - 1EP
Starship Troopers: Traitor of Mars – 2017 - Sci-Fi - 1EP
Kuroshitsuji Movie: Book of the Atlantic – 2017 - Devil - 1EP
Zoku Owarimonogatari – 2018 - Supernatural - 6Part
Tamako Love Story – 2014 - Slice of Life - 1EP
Tales of Vesperia: The First Strike – 2009 - Magic - 1EP
Trinity Seven Movie: Eternity Library to Alchemic Girl – 2017 - Magic - 1EP
http://s9.picofile.com/file/8322105034/Anime_All_Folder_2.png
اینا رو دیدم
Detective Conan - Police - EP159 ~ 260
Yakusoku no Neverland - Sci-Fi - 12EP
Ai No Kusabi [2012] - OVA - Yaoi - 4EP
Omoide no Marnie – 2014 - Movie - Slice of Life - 1EP
Tennis no Ouji-sama: Sonzoku Yama no Hi - OVA - Sport - 1EP
Tennis no Ouji-sama: Another Story - Kako to Mirai no Message Specials - Special - Sport - 1EP
One Piece Movie 3: Chinjuu-jima no Chopper Oukoku - 2002 - Pirate - 1EP
One Piece Movie 4: Dead End no Bouken - 2003 - Pirate - 1EP
Shin Tennis no Ouji-sama OVA vs. Genius 10 - OVA - Sport - 10EP
Shin Tennis no Ouji-sama Specials - Special - Sport - 7EP
http://s9.picofile.com/file/8322105342/Manga_Folder.png
اینا رو خوندم
The Promised Neverland [Manga] - Chapter 121 ~ 125
Solo Leveling [Manhwa] - Chapter 091 ~ 92
Siren's Lament [Manhwa] - Chapter 159
Love Is An Illusion [Manhwa-Yaoi] - Chapter 67 ~ 68
Walk on Water [Manhwa-Yaoi] - Chapter 36
Solo Leveling – Chapter 91 & 92
چپترهای 91 و 92 از مانهوا «Solo Leveling» رو خوندم.
حالا بماند که تمام اون تصورات و خیال بافیهای من خراب شد.
ولی خب اصلا خوب نبود که اون معجون شفا بخش اثر کرد.
حقش بود فقط روی شکارچیها کار کنه.
این طوری اگه بقیه بفهمن که یه نفر درمان شده، آشوب به پا میشه.
از اون ور، توی ورزشگاه جمع شدن.
قراره رتبه اِس ها باهم تمرین کنن!
گوتو ریوجی چقدر دلش خواست که با سونگ جین-وو مبارزه داشته باشه.
اصلا ناخوداگاه چشمش جین-وو رو گرفت.
باید دید در چپترهای آینده چی پیش میاد.
انگاری این قسمتها توی ناولش نیست. بعضیها خوندن.
من هم نسخه انگلیسی رو دارم.
ولی فقط 13 صفحه ازش خوندم. خب انگلیسی سخت است خوندنش.
اون هم ناول!
هممم، اگه این گوتو-سان و سونگ جین-وو با هم مبارزه کنن، چی میشه؟
مبارزه مساوی تمام میشه؟
جین-وو از ارتش سایهش استفاده میکنه؟ و اگه استفاده بکنه، نامردی حساب نمیشه؟
من انتظار دارم که جین-وو به زودی یه سیاه چالی وارد بشه که بتونه درمانگر برای خودش پیدا کنه. یعنی سایههای جدیدش درمانگرهای سطح آ یا حتی اِس باشن.
راستی پدرِ جین-وو هم دیگه نیومد داخل داستان.
اون هم خیلی مشکوک است.
https://www.kizi.video/online/social-thumb.php?vid=4cf43026c
Detective Conan EP260
کونان تا 260 دیدم.
خب انیمهی کاراگاه کونان که تا قسمت 260 ریخته بودم در سیستم، دیدم.
راستش همهی فکر و حواسم پیش این انیمه بود.
به جونِ تو اگه وقت گذاشته بودم، میتونستم یه 13 تا انیمه تماشا کنم.
ولی خیلی از این کونان راضی بودم و هستم.
حتی با این که دارم با زیرنویس انگلیسی نگاه میکنم.
امروز به صورت اتفاقی تبلیغ در شبکه امید دیدم.
قراره پنجشنبه این هفته که میاد، ساعت 18، یکی از فیلمهای کونان رو نشون بده.
البته این فیلم انیمهیی رو در نوروز 98 دیده بودم. همین شبکه نشون داد.
ولی باز میخواهم تماشا کنم.
کلی یادداشت نوشتم و چسبوندم به درب و دیوار.
یوهاهاها.
فعلا هارد اکسترنال وصل نمیکنم که بخوام صد قسمت دیگه کپی کنم.
این طوری هیچ کاری نمیکنم.
چند وقت شده که دیگه The Sims 4 بازی نکردم؟
همهش درگیر کونان بودم.
یه نکته برای دوستان
این شبکه امید که میگم، همین شبکههای دیجیتال صدا و سیمای خودمان است هااا، شبکه ماهوارهای نیست.
https://jadvalyab.ir/blog/wp-content/uploads/2019/01/10.jpg
آمپول (3)
عرضم به حضورتون که چهارشنبهیی (6 Nov 2019) ساعت 23 گذشته بود، کافی میکس درست کرده بودم.
نشسته بودم آشپزخونه داشتم یه جور نان شیرین میخوردم.
مامان اومده میگه: فردا نریم آمپول بزنیم، شنبه بریم!
من رو میگی! اینقدر شوکه شدم که نون از دستم افتاد.
خب یادم نبود هنوز دو تا آمپول دیگه دارم!
گفتم: اگه اون خانمه باشه که آمپول دوم رو زد، من نمیام داخل.
امروز صبح (9 Nov 2019) رفتیم دکتر.
من داخل نرفتم. مامان که رفت بخش تزریقات دید خانم اولی است، بعدش من رفتم داخل.
ببین! اصلا نفهمیدم که آمپول زد.
حتی راستش شک دارم اصلا زده یا نه! تا این حد.
یه آمپول دیگه مونده که باید دو هفتهی بعد بزنم.
کاموا خریدم
در مورد کاموا نگفته بودم؟
اصلا یادم نمیاد.
اگه نگفته بودم، حالا میگم.
این سهشنبهیی که گذشت (05 Nov 2019)، رفتم بازار برای خرید کاموا.
چقدر گرون شده بوددددد!
آخرین بار که رفته بودم، کاموا معمولی کلافی 3000 تومان بود.
که به نظر من زیاد هم بود.
اون وقت حالا معمولیترین نوع کاموا شده بود کلافی 7000 تومان!
اینا رو گرفتم:
آبی – دو کلاف
صورتی تیره – دو کلاف
آبی نفتی – یک کلاف
زرد کم رنگ – یک کلاف
زرد پررنگ – یک کلاف
قلاب سایز 2.5
عکس انداختم، در آیندهی دور میگذارم وبلاگ.
بماند که کلافهایی داشتیم که 25000 تومان، 30000 تومان و ... بودن.
آدم دلش نمیاد این همه پول بده.
بخوایی یه شالگردن ببافی باید حداقل دو تا کلاف 300 متری که 100 گرم است داشته باشی. مثلا باید 50000 تومان فقط پول کاموا بدی.
خب میری یه شالگردن میخری که شاید ارزونتر و قشنگتر باشه.
این همه وقت هم برای بافتش نمیگذاری.
اون آبی نفتی رو برای تمرین و کلاس و اینا گرفتم.
زرد کم رنگ رو برای بافت لیف(با قلاب) گرفتم.
زرد پررنگ رو هم احتمالا برای پاپوش و یا شاید تمرینی.
ولی اون صورتی پررنگ که شبیه قرمز است، برای کلاه گرفتم.
آبی اولی رو هم که برای شالگردن گرفتم.
فکر نمیکنم تا زمستون بافت شالگردن تمام بشه.
من دستم خیلی تند نیست و اتفاقا کُند هم هست.
احتمالا برای همین که دستم کُند است توی کلاس بافتنی و قلاب بافی مشکل داشتم و همیشه عقب میافتادم.
اشکال نداره.
البته فعلا که نمیخوام ترمهای بعدی رو برم.
بافتنی اگه برم میشه ترم (3)، و قلاب بافی میشه ترم (2).
ولی در حال حاضر نمیخواهم کلاس بروم.
* اااا، همین مارک کاموا رو گرفتم و همین رنگ آبی رو!!!
شروع شالگردن
خب خب خب.
بالاخره بافت شالگردن رو شروع کردم. (6 Nov 2019)
کشباف سه تایی دارم میبافم.
دیدم حوصلهم نمیکشه طرح دار ببافم.
هر چند وقت میتونستم (شکلاتی – ناف لیلی – حصیری) ببافم.
شکلاتی و حصیری دیدم جمع میشد، خوشم نیومد.
ناف لیلی هم قبلا بافته بودم، تکراری میشد.
برای همین کشباف سه تایی رفتم. (سه تا رو، سه تا زیر... از رج اول تا انتهای کار).
ولی الان که یه وجب شده، این هم تقریبا جمع میشه.
اون چیزی نشد که تصور میکردم.
شاید باید کشباف دوتایی میزدم.
رنگ آبیش هم بد نیست.
پخت و پز
این چند وقته کلی نون و شیرینی و کیک و کلوچه درست کردیم.
عکس گرفتم.
ولی هنوز وقت نکردم درست کنم، آپلود کنم و بگذارم وبلاگ.
در آیندههای دور باید این کار رو انجام بدم.
همین طوری عکسها داره تعدادشون زیاد میشه.
شاهزاده تنیس
این قسمتهای OVA و اسپشیال که از شاهزاده تنیس تماشا میکردم (با زیرنویس انگلیسی)، اصلا دلم رفت... چقدر از این انیمه خوشم میاد.
یعنی میدونی این قسمتها این طوری بود: «همه خوبان یک جا جمع اند...»
تا این حد!
تزوکا عشقم! آتوبه عشقم! فوجی عشقم! و یه سری خوشگل دیگه که اسمشون رو یادم نیست.
ولی همهشون یه جا جمع بودن. ووواااییییییی.
خب راستش شبکه امید داره فصل اول رو نشون میده (دوبله فارسی)، رسیده اون قسمتهایی که تیمِ تزوکا باید با تیمِ سانادا مبارزه کنه.
و الان بازی اینویی-سنپایی با اون دوستِ دوران کودکیش است که اون هم اهل جمع آوری اطلاعات است.
من منتظرم بازی فوجی-سنپایی با اون پسره که شیطان میشه، شروع بشه نگاه کنم.
هر شب ساعت 22 تا 22:20 شبکه امید، تکرار روز بعد ساعت 13:30 تا 13:50.
یه نکته برای دوستان
این شبکه امید که میگم، همین شبکههای دیجیتال صدا و سیمای خودمان است هااا، شبکه ماهوارهای نیست.
شاهزاده تنیس
این قسمتهای OVA و اسپشیال که از شاهزاده تنیس تماشا میکردم (با زیرنویس انگلیسی)، اصلا دلم رفت... چقدر از این انیمه خوشم میاد.
یعنی میدونی این قسمتها این طوری بود: «همه خوبان یک جا جمع اند...»
تا این حد!
تزوکا عشقم! آتوبه عشقم! فوجی عشقم! و یه سری خوشگل دیگه که اسمشون رو یادم نیست.
ولی همهشون یه جا جمع بودن. ووواااییییییی.
خب راستش شبکه امید داره فصل اول رو نشون میده (دوبله فارسی)، رسیده اون قسمتهایی که تیمِ تزوکا باید با تیمِ سانادا مبارزه کنه.
و الان بازی اینویی-سنپایی با اون دوستِ دوران کودکیش است که اون هم اهل جمع آوری اطلاعات است.
من منتظرم بازی فوجی-سنپایی با اون پسره که شیطان میشه، شروع بشه نگاه کنم.
هر شب ساعت 22 تا 22:20 شبکه امید، تکرار روز بعد ساعت 13:30 تا 13:50.
یه نکته برای دوستان
این شبکه امید که میگم، همین شبکههای دیجیتال صدا و سیمای خودمان است هااا، شبکه ماهوارهای نیست.
http://s9.picofile.com/file/8322104968/Anime_All_Folder.png
اینا رو دیدم
Fairy Tail: Final Series - Magic - EP43 ~ 51 [END]
Princess Lover! - Romance - EP04 ~ 12 [END]
Princess Lover! Picture Drama - Special - Ecchi - 6EP
The Twelve Kingdoms - Supernatural - EP07 ~ 34
Eureka Seven - Meccha - EP12 ~ 26
http://s9.picofile.com/file/8322105342/Manga_Folder.png
اینا رو خوندم
Solo Leveling [Manhwa] - Chapter 90
A Matter of Life and Death [Manhwa-Yaoi] - Chapter 31 ~ 48
One Step From The End [Manhwa-Yaoi] - Chapter 18 ~ 26
Special Relationship Law [Manhua-Yaoi] - Chapter 26 ~ 30
چی کار کنم؟
چی جوری میتونم فونتهای استفاده شده (Recently Used Fonts) در برنامههای آفیس 2016 رو Clear کنم؟ به خصوص در برنامهی Word.
#Office2016 #Microsoft #Word
کسی میتونه کمک کنه؟
میگم که، کسی سیمز4 (The Sims 4) بازی میکنه؟ یه سری راهنمایی بهم بکنه؟!
یه سری مجموعه از آیکنهای مختلف باید جمع آوری بشه.
ولی نمیدونم کجا باید پیداشون کنم.
از بخش Gardening، سه تا گیاه مونده که پیدا بشه، ولی از کجا باید پیداشون کنم؟ یه جا گفته بود باید گیاهها رو با هم ترکیب کنی. خب من چند نوع ترکیب کردم. ولی گیاه جدیدی بهم نداده. نمیدونم از کجا باید پیداشون کنم.
بخش Fish هم دو مورد مونده که دیگه کدوم رودخونه و برکه رو بگردم؟
یا نه، از کدوم طعمه استفاده کنم؟
در بخشهای دیگه هم همین طور.
کسی میتونه راهنمایی بکنه؟
عکس در سایز بزرگ ==> کلیک کنید
#The_Sims_4 #The_Sims
قلاب بافی
کلی گشتم تا فهمیدم این قلاب بافی به انگلیسی چی میشه.
کلمهی Crochet برای قلاب بافی به کار میره. تونستم کتاب و طرح و اینا پیدا کنم باهاش.
سه تا کتاب دانلود کردم.
یکیش دو تا ایدهی بسیار جالب داد.
میتونم کلهی خرس عروسکی درست کنم. و همین طور توپ!
یوهاهاهاهاااا.
یکی از کتابها کلی طرحهای پیشرفته بافت گل داشت.
میخوام لیف ببافم. ولی کاموا رنگ روشن ندارم.
تعطیلات تموم بشه باید بروم بازار و کاموا رنگ روشن بگیرم. (چند رنگ مختلف).
تازه باید برای کلاه و شالگردن هم کاموا بگیرم. اینا هم نمیخوام تیره باشه.
تازه باید یه قلاب کوچیکتر هم بگیرم. انگاری قلاب فعلی (ساز 3.5) خیلی ضخیم است.
دنبال طرح کلاه ساده و پسرونه بودم.
بروبچ انجمن چند مدل پیشنهاد دادن و گفتن چی جوری ببافم.
باید خیلی فکر کنم. اولا باید یه مدت آزمایشی دوباره دومیل دست بگیرم.
یادم نیست کی دومیل دست گرفته بودم. کلا یادم رفته.
بعد داشتم فکر میکردم اون کلاهی که برای خودم بافتم (شش پر فرانسوی) یه خورده تغییر بدم و از بافت حصیری استفاده کنم.
ولی نمیدونم بشه یا نه.
برای شالگردن مشکل خاصی ندارم.
ولی کلاه به نظرم مشکل زیادی دارم.
آمپول دوم
سلام. همون طور که در پستهای قبل گفته بودم، چهار تا آمپول داشتم.
دومی رو باید پنجشنبه (24 اکتبر) میزدم.
ساعت 16:30 این طورا بود که رسیدیم دکتر! ولی بسته بود.
نوشته بود ساعت کاری در عصر از 17 تا 21 است.
خب یه خورده اون اطراف گشت زدیم تا بشه 17.
رفتیم تو!
اون خانم قبلی نبود!! یه نفر دیگه بود.
(بسوزه پدر تجربه) کفش در آوردم و دراز کشیدم.
آمپول زد، چه زدنی! اینقده درد گرفت! اینقده درد گرفت!!!
اون قبلی حتی متوجه نشده بودم که آمپول زده. ولی این یکی ...
خیلی بد بود.
تازه اودم خونه دیدم خون هم اومده.
در صورتی که دفعهی قبلی خون هم نیومده بود.
به مامان گفتم برای آمپول بعدی اگه این باشه، من نمیام تو!
خیلی بد بود.
سرم گول مالیدن
سلام.
عرضم به حضورتون که امروز چهارشنبه (9 اکتبر)، با این همه سن و سال، سرم گول مالیدن.
هااااا. چی دارم میگم؟
گفته بودم که چی جوری آزمایش خون دادم؟ و جوابش رو هم دیشب عکس گرفتم گذاشتم در بخش تصاویر وبلاگ.
خب طبق سوادِ خودمون، در ظاهر هیچ مشکلی نبود در جواب.
امروز کار بانکی داشتیم. بعدش هم قرار بود بریم داروخانه، شربت بگیریم.
چون شربت فعلی م چند قاشق بیشتر نمونده.
مامان گفت برگه آزمایش و دفترچه رو هم بیار. حالا به دکتر نشون بدم.
من هم فکر کردم منظورش دکتر داروخانه است دیگه!
بعد از بانک رفتیم داروخانه! دیدم رفت یه سمت دیگه!!
من: کجا میری؟
مامان: دکتر دیگه! جواب آزمایش رو نشون بدم.
من: هااااااااااا
مامان رفت داخل مطب. من توی سالن انتظار نشستم.
مامان: بیا دیگه.
من: نه، من نمیام.
درب اتاق باز بود.
مامان به دکتر: اومدم جواب آزمایش رو نشون بدم.
دکتر: پس خودِ مریض کو؟
مامان: همین بیرون نشسته!
دکتر: مریض جان، بیا تو!
من تو دلم: نههههههههههههههههههههه. نمیاممممم.
هیچی دیگه ... مجبور شدم برم داخل.
دکتر در حین دیدن برگه آزمایش: خب شما چند سالت است؟
من: --- سال.
همین طوری داشت برگهها رو ورق میزد.
دکتر: ویتامین دی که کلا نداری! وضع بحرانی! آهن هم که تعطیل!
دکتر: بیا برات قرص و اینا بنویسم.
مامان: دکتر این بچه قرص نمیخوره. قرص سرما خوردگی هم باید توی آب حل بشه تا بخوره.
دکتر با تعجب نگاه میکنه: گفتی چند سالت است؟
من: --- سال.
دکتر: با آمپول مشکل نداری؟
من: بهتر از قرص است. (در دلم خون گریه کردم)
دکتر: برات چهار تا آمپول مینویسم. هر دو هفته یه بار بزن. یه شربت Feroglobin نوشتم، روزی یه قاشق بخور. یه قرص ویتامین دی جوشان که توی آب حل کنی.

اومدیم بیرون سمت داروخانه، داروها رو بگیریم.
(عکس گرفتم، در آینده میگذارم وبلاگ.)
گرفتیم.
مامان: بیا بریم آمپول رو بزن.
من: هاااااااااااااااااااااااااااا! الان؟
مامان: آره دیگه. از حالا شروع کن.
رفتم پیش دکتر داروها رو چک کرد. فرستاد اتاق بغل تزریقات.
خانم بود. گفت دراز بکش.
نه این که یادم نیست آخرین بار کی و چه زمانی آمپول زده بودم، رفتم روی تخت به شکم دراز کشیدم.
من: خیلی وقته آمپول نزدم.
خانم: معلومه یادت نیست. حتی کفش در نیاوردی و رفتی رو تخت!
من در حالت شوک: باید در می آوردم؟ الان در میارم.
خانم: بله. باید در میاوردی. الان که دیگه خوابیدی. لازم نیست.
آمپول رو زد.
راستش فقط همون بخش وارد شدن سوزن رو حس کردم. بخش ورود آمپول رو نفهمیدم.
تموم شد.
نه این که سالها بود آمپول نزده بودم و خبر نداشتم، نمیدونستم با سرنگ یه پنبه الکلی بسته بندی شده هم میگذارن.
اول که داروخانه داشت میگذاشت داخل نایلون، فکر میکردم تبلیغاتی است.
نگاه تو رو خدا!
با این سن و سال سرم رو گول مالیدن، بردن دکتر و آمپول زدن!
روی شربت رو که میخوندم نوشته بود برای رفع کم خونی و آهن، برطرف کننده خستگی مزمن!
من رو میگی! شوکه شدم! من که همیشه خسته هستم، یعنی با این شربت درست میشم؟
دو هفته دیگه باید دوباره آمپول بزنم.
شربت رو هم از چند روز دیگه شروع میکنم. چون میخوام شربت فعلی که میخورم تموم بشه.
عکس دو شربتی که این دو سال میخورم رو قبلا گذاشتم وبلاگ. اسمهاشون رو یادم نیست. سخت است. من هم که سواد پزشکی م عالی!
این هم از اوضاع و احوال فعلی من!
خب عکس از دو شربت قبلی پیدا کردم، میگذارم:
98/07/07
29 September 2019
مشکل پیدا شد
چه عجیب.
آفلاین که بودم، هیچی در مورد آپدیت نبود.
ولی وقتی همه ی موارد رو به صورت آنلاین تست کردم، دیدم بله.
ویندوز خوشگلم برای آپدیت، نزدیک ۶ گیگ حجم خورده.
تا حالا همچین آپدیتی نداشتم.
در هیچ ویندوزی.
حتی در این یک سال و خورده یی که ویندوز ۱۰ دارم.
حالا نمیشد اون سری که ۱۸۰ گیگ شبانه داشتم، خودش رو آپدیت میکرد؟
الان باید سه هفته ی آینده رو فقط با ۴ گیگ بگذرونم.
یعنی بگو اصلا اینترنت ندارم دیگه.
الان سیستم ریست شده.
داره آپدیت نصب میکنه.
امیدوارم گند نخوره به سیستم.
در حال حاضر وقت و اعصاب فرمت ندارم.
تازه اون وقت باید به خاطر این همه حجم که خورده شده، سرم رو بکوبم به دیوار.
https://AnimeHunter2oo4.BlogSpot.com