-
اینا رو دیدم
شنبه 2 تیر 1403 14:05
Tate no Yuusha no Nariagari Season 3 - Adventure - S03 - 12EP Detroit Metal City – Comedy – 12EP The Defective - Sci-Fi - S01 - 16EP Centaur no Nayami – School Life – 12EP Eizouken ni wa Te wo Dasu na! – Slice of Life – 12EP Castlevania – Action - 4EP
-
اینا رو خوندم
جمعه 1 تیر 1403 14:04
I Became A Virtuous Wife and Loving Mother in another Cultivation World - Chapter 207 ~ 208 [Novel] Dungeon Reset - Chapter 195 ~ 197 One Piece - Chapter 1116 ~ 1117 Second Life Ranker - Chapter 167 Spy X Family - Chapter 92 The Gamer - Chapter 496 ~ 500 Eleceed - Chapter 301 ~ 302 Tales of Demons and Gods - Chapter...
-
رد شدی ...
چهارشنبه 30 خرداد 1403 20:00
به اشکهایم باختم و تو چه ساده رد شدی ... - صبا میر اسماعیلی - #شعر #صبا_میراسماعیلی
-
فرار
سهشنبه 29 خرداد 1403 20:00
نه از خودم فرار کرده ام نه از شما به جستجوی کسی رفته ام که مثل هیچ کس نیست نگران نباشید یا با او باز می گردم یا او بازم می گرداند تا مثل شما زندگی کنم - محمد علی بهمنی - #شعر #محمد_علی_بهمنی
-
فرشته نبودم، مرا ببخش
دوشنبه 28 خرداد 1403 20:00
بی خیال! من که دنیا را تنهایی شناختم و در همین تنهایی به تنهایی پوسیدم ... بی خیال ! بی خیال ِ من ! بی خیال ِ منی که گونه هایم همیشه خیس ِ خاطرات ِ توست دفترچه ی ترانه هایت را بیاور برایم ترانه ای بنویس بنویس که صبا سهم ِ خالی ِ رفتن را برداشت و رفت رفت تا من، باشم ... - صبا میراسماعیلی - #شعر #صبا_میراسماعیلی
-
عاقبت مرد؟
یکشنبه 27 خرداد 1403 20:00
گاه می اندیشم، خبر ِ مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی، روی تو را کاشکی می دیدم. شانه بالا زدنت را، ـ بی قید ـ و تکان دادن دستت که، ـ مهم نیست زیاد ـ و تکان دادن سر را که، ـ عجیب! عاقبت مرد؟ ـ افسوس! ـ کاشکی می دیدم! من به خود می گویم: «چه کسی باور کرد جنگل ِ جان مرا آتش ِ عشق ِ تو...
-
شب بارانی
شنبه 26 خرداد 1403 20:00
و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آن ها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم - حسین پناهی - #شعر #حسین_پناهی
-
دل ِ تنگ!
جمعه 25 خرداد 1403 20:00
سر ِ خود را مزن این گونه به سنگ، دل ِ دیوانه ی تنها! دل ِ تنگ! منشین در پس این بهت ِ گران مدران جامه ی جان را ، مدران! مکن ای خسته، درین بغض درنگ دل ِ دیوانه ی تنها، دل تنگ! پیش این سنگدلان قدر ِ دل و سنگ یکی است قیل و قال ِ زغن و بانگ ِ شباهنگ یکی است دیدی، آن را که تو خواندی به جهان یار ترین سینه را ساختی از عشقش،...
-
صلیب یخ
پنجشنبه 24 خرداد 1403 20:00
وصیت می کنم هنگامی که مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همگان بدانند هر چه سیاهی بود با خود کشیدم. و دگر آن که دست هایم را بیرون بگذارید تا همگان بدانند هیچ چیز از این دنیای فانی با خود نمی برم. و دگر آنکه چشم هایم را باز بگذارید تا همگان بدانند کورکورانه در راه عشق جان نسپردم. و در آخر صلیبی از یخ بر بالای مزارم...
-
بگذار بگریم
چهارشنبه 23 خرداد 1403 20:00
بگذار بگریم من و بگذار بگریم بگذار در این نیمه شب تار بگریم در ماتم پژمردن گل های امیدم بگذار که چون ابر به گلزار بگریم مرغ دل من پر زد و افتاد به دامش بگذار بر این مرغ گرفتار بگریم غمخوارِ منِ خسته به جز دیده ی من نیست بگذار به غمخواری ِ خود زار بگریم او رفت و امید دل من دور شد از من بگذار که در دوری دلدار بگریم در...