جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

تلخ کنی تلخ شوم لطف کنی لطف شوم




زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم

گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم


چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه

ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم


زانک دلم هر نفسی دنگ خیال تو بود

گر طربی در طربم گر حزنی در حزنم


تلخ کنی تلخ شوم لطف کنی لطف شوم

با تو خوش است ای صنم لب شکر خوش ذقنم


اصل توی من چه کسم آینه‌ای در کف تو

هر چه نمایی بشوم آینه ممتحنم


تو به صفت سرو چمن من به صفت سایه تو

چونک شدم سایه گل پهلوی گل خیمه زنم


بی‌تو اگر گل شکنم خار شود در کف من

ور همه خارم ز تو من جمله گل و یاسمنم


دم به دم از خون جگر ساغر خونابه کشم

هر نفسی کوزه خود بر در ساقی شکنم


دست برم هر نفسی سوی گریبان بتی

تا بخراشد رخ من تا بدرد پیرهنم


لطف صلاح دل و دین تافت میان دل من

شمع دل است او به جهان من کیم او را لگنم


- شمس تبریزی -


#شعر #شمس_تبریزی




زندگی‌نامه شمس تبریزی



زندگی‌نامه شمس تبریزی


شمس تبریزی در سال ۵۸۲ هجری قمری در شهر تبریز دیده به جهان گشود. از پدر و مادر شمس تبریزی اطلاع زیادی در دست نیست. تنها اشاراه‌ای که شمس تبریزی در مقالاتش به والدین خود کرده، اشاره‌ای به مهربانی و نازکدلی آن‌ها است. شمس تبریزی خود را نازپرورده والدین خود توصیف می‌کند. برخی منابع پدر شمس تبریزی را فردی با نام جلال‌الدین گزارش می‌کنند که به نومسلمان نیز شهرت داشت. این نام نشان‌دهنده این است که پدر شمس تبریزی، مذهبی دیگر داشته و بعدها مسلمان شده است. شغل پدر شمس تبریزی را پارچه‌فروشی و تجارت در شهر تبریز ذکر کرده‌اند. او پدرش را فردی نیک‌مرد دانسته و تنها ایراد او را عاشق نبودنش توصیف کرده است.

شمس تبریزی همانند مردم عادی، ساکن یک‌جا نبود زند. این خصلت او سبب شده است که اطلاعات زیادی از او در دسترس منابع قرار نگیرد. شمس تبریزی عارفی زهدپیشه بود و جزییات طی مراحل زهد و عرفان توسط او، مشخص نیست. او روزگارش را به ریاضت می‌گذراند و در هیچ شهر و دیاری سکونت نمی‌کرد. او همواره از جایی به جایی سفر می‌کرد.

شمس تبریزی از شاگردان ابوبکر زنبیل‌باف بود و از او درس‌های بسیار آموخت. شمس تبریزی در محضر ابوبکر، روزگار بگذراند و از استاد خود پیشی گرفت. او به مرحله‌ای رسید که درس استاد برایش تکرار بود و دیگر نمی‌توانست رضایت او را جلب کند و تصمیم گرفت استاد را رها کرده و به سفر برود. شمس تبریزی در سفرهایش، از محضر ابدال و مردان طریقت بهره گرفت. برخی بر این عقیده‌اند که او مدتی را نیز به شاگردی بابا کمال خجندی گذراند. برخی نیز بر این عقیده‌اند که او با شیخ اوحدی کرمانی دیدار داشته و در خانقاهای بغداد، مدتی را به گفتگو و تبادل نظر با او گذرانده است.

شمس تبریزی عارف بود و به هر شهری که می‌رفت، اگر آن شهر مکتب داشت، مدتی را در آن شهر به مکتب‌داری می‌گذراند. او در مکتب و تدریس، هیچ پولی دریافت نمی‌کرد و روزگار خود را از طریق بافتن شلواربند می‌گذراند. در هر شهری که فرود می‌آمد، در کاروان‌سرا منزل می‌گرفت. با وجود اینکه عارف و صوفی بود، از مدرسه و خانقاه فراری بود. شمس تبریزی خود را تنها می‌دانست و وقتی از او می‌پرسیدند چرا در مدرسه یا خانقاه منزل نمی‌کند، می‌گفت: «آن‌ها اهل بحث هستند و بحث، کار من نیست. او بر این اعتقاد بود که تنهاست و تقدیر او چنین بوده که خداوند او را تنها خلق کند.»

شمس تبریزی در اغلب اوقات، نمد سیاه می‌پوشید. او حدود یک سال را در یکی از حجره‌های یک مدرسه در حلب گذراند. مردم سادگی شمس را دوست داشتند؛ اما به‌دلیل فاصله علمی و شخصیتی که او از لحاظ عرفانی با مردم داشت و زبان سخت و رمزآلود شمس، برقراری ارتباط کلامی او با مردم، کار آسانی نبود. شمس در ادامه سفرهای خود به قونیه رفت. قونیه شهر مولانا جلال‌الدین رومی بود. از او پرسیدند در شهر چه کاری داری؟ پاسخ داد: «برای دیدن یکی از علما آمده‌ام. شمس در خواب دیده بود که او را به کاری واداشته‌اند و رسالت دارد مدتی را در هم‌صحبتی عالمی در روم(روم شرقی-قونیه)  بگذراند. پس برای انجام رسالت خود به قونیه برآمده بود.»


منبعhttps://www.kojaro.com/figures/192180-shams-tabrizi-master-rumi/




مجهز شدن جیمیل نوشتن پاسخ هوشمند



جیمیل با کمک Gemini به قابلیت نوشتن پاسخ هوشمند مجهز شد


گوگل به‌روزرسانی جدیدی را برای هوش مصنوعی جمینای (Gemini) در نسخه اندروید و iOS جیمیل (Gmail) منتشرکرده که امکان استفاده از پاسخ‌های هوشمند در ایمیل‌ها را فراهم می‌کند. همچنین این قابلیت ظاهراً می‌تواند چندین پاسخ تولید کند تا کاربر بتواند گزینه متناسب با نیاز یا سبک نوشتن خود را انتخاب کند. سپس می‌توان آن‌ها را ویرایش کرد یا برای دیگران فرستاد.


منبع: @IT_241234



اینترنت در حال محو شدن است!



عجیب اما واقعی؛ اینترنت در حال محو شدن است!


به تازگی گزارش‌های وحشتناکی از وضعیت صفحات وب منتشر شده که نشان می‌دهد بخش وسیعی از وب در حال ناپدید شدن است که در نتیجه آن یک خلأ وسیع در اینترنت ایجاد شده است. بر اساس داده‌های این گزارش، حدود 39 درصد از صفحات وب فعال از سال 2013 به این طرف ناپدید شده‌اند. 

‏اکنون نیمی از مطالب ویکی پدیا با مشکل link rot مواجه هستند. این یعنی لینک‌ صفحاتی که مطالب ویکی پدیا بدان استناد کرده است، دیگر وجود ندارند. مشکل ناپدید شدن محتوای اینترنت به شبکه‌های اجتماعی نیز رسیده و به عنوان مثال حدود 15 درصد از توییت ها در عرض چند ماه پس از ارسال حذف می‌شوند. 

‏این گزارش توسط Pew Internet & American Life Project منتشر شده و جالب است بدانید که در همین رابطه یک موسسه غیرانتفاعی با نام #Internet Archive وجود دارد که هدف آن زنده نگه داشتن گذشته آنلاین ماست! تا به امروز چیزی حدود ۸۶۶ میلیارد صفحه وب، ۴۴ میلیون کتاب و ۱۰.۶ میلیون ویدیو توسط این موسسه آرشیو شده است.


منبع: @ShahrSakhtAfzar



شمع ِ نیم‌مرده




چون بوم بر خرابه‌ی دنیا نشسته‌ایم
اهل زمانه را به تماشا نشسته‌ایم

بر این سرای ماتم و در این دیار رنج
بی‌خود امید بسته و بی‌جا نشسته‌ایم

ما را غم خزان و نشاط بهار نیست
آسوده همچو خار به صحرا نشسته‌ایم.

گر دست ما ز دامن مقصود کوته است
از پا فتاده‌ایم نه از پا نشسته‌ایم

تا هیچ منتظر نگذاریم مرگ را
ما رخت خویش بسته مهیا نشسته‌ایم

یک دم ز موج ِ حادثه ایمن نبوده‌ایم
چون ساحلیم و بر لب دریا نشسته‌ایم

از عمر جز ملال ندیدیم و همچنان
چشم امید بسته به فردا نشسته‌ایم

آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر
چون شمع نیم‌مرده چه زیبا نشسته‌ایم

ای گل، بر این نوای غم انگیز ما ببخش
کز عالمی بریده و تنها نشسته‌ایم

تا همچو ماهتاب بیایی به بام قصر
مانند سایه در دل شب‌ها نشسته‌ایم

تا با هزار ناز کنی یک نظر به ما
ما یک دل و هزار تمنا نشسته‌ایم

چون مرغ پر شکسته، «فریدون» به کنج غم
سر زیر پر کشیده شکیبا نشسته‌ایم 

- فریدون مشیری -

#شعر #فریدون_مشیری



لحظه و احساس




تنها، 

غمگین،

نشسته با ماه.

در خلوت ِ ساکت شبانگاه.

اشکی به رخم دوید، ‌ناگاه

روی تو شکفت در سرشکم 

دیدم که هنوز عاشقم، آه!



- فریدون مشیری -


#شعر #فریدون_مشیری





Modà - Salvami




Artista: Modà

Album: Viva I Romantici

Pubblicazione: 2011

Genere: Rock



E va sempre così

Che tanto indietro non si torna

E va sempre così

Che parli ma nessuno ascolta

E va sempre così

Che vuoi cambiare ma non servirà

Soltanto una promessa


 همیشه اینچنین بوده

که آمال بسیار گذشته باز نخواهند گشت

همیشه اینچنین بوده

که صحبت میکنی اما کسی گوش فرا نمی دهد

همیشه اینچنین بوده

که میخواهی تغیر کنی، اما اثری نخواهد داشت

فقط یک عهد با من ببند...


Salvami e allunga le tue mani verso me

Prendimi e non lasciarmi sprofondare

Salvami ed insegnami ad amare come te

E ad essere migliore 


...نجاتم ده و دستت را به سویم دراز کن

مرا بگیر و مگذار غرق شوم

نجاتم ده و عشق ورزیدن را همچون خودت به من بیاموز

و بهترین بودن را


E va sempre così

Che tanto lei poi non ritorna

E va sempre così

Che aspetti il sole e cade pioggia

E va sempre così

Che credi di aver tempo e invece è già

Invece è primavera 


همیشه اینچنین بوده

که گاهی او بر نخواهد گشت

همیشه اینچنین بوده

که انتظار خورشید را می کشی ولی باران می بارد

همیشه اینچنین بوده

که می پنداری زمان هست، اما زمانش اکنون است

اما بهار شده است


Salvami e allunga le tue mani verso me

Prendimi e non lasciarmi sprofondare

Salvami ed insegnami ad amare come te

E ad essere migliore ×2


نجاتم ده و دستت را به سویم دراز کن

مرا بگیر و مگذار غرق شوم

نجاتم ده و عشق ورزیدن را همچون خودت به من بیاموز

و بهترین بودن را


ترجمه: Mir Koohi (Musixmatch)

منبع: @canzoni_memorabili





این انیمه‌ها را دیدم




Mahouka Koukou no Rettousei - School Life - S01 - 26EP (دور تکرار)

Akuyaku Reijou nanode Last Boss wo Kattemimashita - Romance - 12EP (دور تکرار)


Dungeon ni Deai wo Motomeru no wa Machigatteiru Darou ka Gaiden: Sword Oratoria – Adventure – 12EP

Akuyaku Reijou Level 99: Watashi wa Ura-Boss desu ga Maou dewa Arimasen  - School Life - 12EP

Saijaku Tamer wa Gomi Hiroi no Tabi wo Hajimemashita. - Adventure - 12EP

Loop 7-kaime no Akuyaku Reijou wa, Moto Tekikoku... - Slice of Life - 12EP

The New Gate - Adventure - 12EP

Saikyou Tank no Meikyuu Kouryaku: Tairyoku 9999 no Rare... - Adventure - 12EP

Gekai Elise - Slice of Life - 12EP

Kyuujitsu no Warumono-san - Comedy - 12EP

Mushoku Tensei II: Isekai Ittara Honki Dasu Part 2 - Adventure - S02 Part 02 - 12EP



طرز تهیه نان با آرد سمولینا


آرد سمولینا به دلیل بافت درشت‌تر و گلوتن بالایی که دارد، برای تهیه نان بسیار مناسب است.


مواد لازم:

آرد سمولینا: 2 پیمانه

آرد سفید: 1 پیمانه

نمک: 1/5 قاشق چای خوری

شکر: 1 قاشق چای خوری

مخمر خشک: 1 قاشق چای خوری

آب گرم: 1 و 1/4 پیمانه

روغن زیتون: 2 قاشق غذا خوری


طرز تهیه:

- آماده‌سازی مخمر: مخمر و شکر را در آب گرم حل کنید و بگذارید به مدت 10 دقیقه بماند تا کف کند.

- ترکیب مواد خشک: آرد سمولینا، آرد سفید و نمک را در یک کاسه بزرگ مخلوط کنید.

- اضافه کردن مخمر: مخلوط مخمر را به مواد خشک اضافه کنید و به آرامی مخلوط کنید.

- اضافه کردن روغن: روغن زیتون را اضافه کنید و خمیر را به مدت 10 دقیقه ورز دهید تا نرم و یکدست شود.

- استراحت خمیر: خمیر را در یک کاسه چرب شده قرار دهید و روی آن را با پارچه‌ای مرطوب بپوشانید. بگذارید به مدت 1 ساعت در جای گرم استراحت کند تا حجم آن دو برابر شود.

- شکل دادن به نان: خمیر را به شکل دلخواه درآورید و در قالب نان قرار دهید.

- پخت نان: فر را با دمای 200 درجه سانتی‌گراد گرم کنید و نان را به مدت 25-30 دقیقه بپزید تا طلایی شود.


منبع: Copilot



جاروبرقی مُرد




نمی‌دانم این بار چندم است که جاروبرقی مُرد!

هر دفعه بردیم تعمیر، تقریباً درست میشد. یک مدت کار می‌کند. دوباره از کار میافتد.

سری آخر که برده بودیم برای تعمیر، طوری تنظیم شده بود که فقط با دکمه‌ی روی خود جارو، روشن شود.

دکمه‌های روی دسته فقط برای کم و زیاد کردن شدت جاروبرقی بود.

باید دید این دفعه که برای تعمیر برده میشود چه تغییراتی رویش اعمال می‌شود.

اصلاً یادم نیست چند سال این جاروبرقی را داریم.




دوباره فِر روشن نشد



سه‌شنبه اومد درست کرد، دوباره پنجشنبه روشن نشد.

دوباره تماس گرفتیم با خدمات پس از فروش.

کارشناس دوباره اومد.

این دفعه مورچه‌ها بزرگ‌تر بودن.

گفت بهترین کار این است که هر روز فِر را روشن کنید.

از آن روز تا حالا، روزی 20 دقیقه فِر را روشن می‌کنیم.




عجب قرص نامردی



این قرص صورتی خیلی بد است. دوبار در شبانه روز باید خورده شود.

بیشتر از یک ساعت طول می‌کشد تا قرص در آب نرم شود و قابل له کردن.

بسیار هم بد مزه‌ است و موقع خوردن باعث سوزش دهان و گلو می‌شود.

یک بسته که شامل سه ورق، هر کدام ده قرص!

فقط شش عدد قرص خوردم.

بعد از مشورت کردن با خانواده، تصمیم گرفتیم این قرص صورتی را نخورم.

اصلاً نمی‌دانم دکتر برای چی این قرص مسکن قوی را به من داده بود.

در برگه‌ی توضیحات داخل جعبه‌ی قرص، کلی عوارض برای این قرص نوشته شده بود.


قرص صورتیhttps://uploadb.me/b5ksehvkd1y9/photo_2024-09-11_00-01-04.jpg.html




ماجراهای من و قرص صورتی

مراحل خوردن قرص صورتی:


1ـ حل کردن قرص صورتی در آب 

2ـ خوردن یک قطعه نان به اندازه‌ی کف دست

3ـ خوردن قرص صورتی

4ـ خوردن آب تا جایی که بشه

5ـ خوردن یک قطعه نان یا چند قطعه بیسکوییت

6ـ خوردن آب

عکس قرص صورتیhttp://uploadb.me/b5ksehvkd1y9/photo_2024-09-11_00-01-04.jpg.html


آمپول نزدم




آن دو تا آمپول دیگری که داده بود، نرفتم بزنم. چون گفته بود اگر درد داشتی برو بزن.

خدا را شکر، تا اینجا که درد غیرعادی نداشتم. درد معمولی و قابل تحمل. حتی اذیت کننده هم نیست.

روی مچ دستم به اندازه‌ی نیم سانتی‌متر زخم است. سوزن را از آن قسمت فرو کرده بود در دستم.

و چون سوزن را داخل دستم تکان می‌داد که به همه جا برسد، زخم نسبتاً بزرگی درست شده است. (نیم سانت)




قرص خوردن



خب من نمی‌توانم قرص قورت بدهم. باید توی آب حل کنم و بعد بخورم.

یکی از قرص‌ها باید بعد از صبحانه خورده شود. که من ساعت 12 ظهر می‌خورم.

یکی دیگر از قرص‌ها باید هر 12 ساعت یک بار، بعد از غذا خورده شود. که این را ساعت 13:30 و 1:30 بامداد می‌خورم.

بیشتر از نیم ساعت طول می‌کشد تا این قرص‌ها توی آب نرم بشوند که من بتوانم با ته چاقو له کنم و حل کنم.

یکی از یکی بدتر! 

آن قرصی که ظهر می‌خورم، یک بوی گندی می‌دهد. انگاری یک ویتامینی است.

دومی هم هر وقت می‌خورم حالم بد می‌شود. انگار از گلو تا شکم در حال سوختن است.

قرص خوردن خیلی بد است. کاش شربت بود.




لیست ربات‌های کاربردی تلگرام




ربات اتصال جیمیل به تلگرام

 https://t.me/GmailBot


ربات تبدیل عکس به متن

 https://t.me/TexifyBot


ربات دانلود از توییتر

 https://t.me/twittervid_bot


دانلود از یوتیوب

https://t.me/utuberabot


ربات دانلود اینستاگرام (دایرکت دانلود)

https://t.me/Regrambot


ربات دانلود اینستاگرام (با لینک)

https://t.me/allsaverbot


ربات دانلود آهنگ و استیکر صوتی

https://t.me/melobot


ربات دانلود برنامه‌های فروشگاه گوگل

https://t.me/apkdl_bot


ربات دانلود فایل با لینک دانلود

https://t.me/uploadbot


ربات تبدیل متن به صوت

https://t.me/msspeechbot


ربات دانلود از دیزر، اسپاتیفای و ساوندکلاد

https://t.me/DeezerMusicBot


ربات دانلود از ساوندکلاد

https://t.me/bcscdrobot


ربات انتقال فایل به بله

https://t.me/BaleSenderBot


ربات اطلاعات شماره تلفن

https://t.me/TrueCaller_Z_Bot


ربات جستجوی مطالب در تلگرام

https://t.me/Postyabibot


ربات دانلود موزیک‌های ریل اینستاگرام

https://t.me/WhatssMusic_bot


ربات خبرخوان RSS

https://t.me/NodeRSS_bot


ربات تبدیل عکس به استیکر و برعکس

https://t.me/StickerToPhoto_RBot


ربات تبدیل عکس و فایلهای صوتی به متن و ورد

https://t.me/eboogroup_bot


ربات دانلود از پینترست

https://t.me/pinDropBot


ربات تبدیل صوت به متن

https://t.me/TranscribeME_bot


ربات تبدیل صوت به متن

https://t.me/voicetranscriberobot


ربات خوشنویسی

 https://t.me/nastaliqbot


دانلود تصاویر استوک (پولی)

https://t.me/decodlbot


ربات چت‌بات هوش مصنوعی 

https://t.me/ChatGPT_General_Bot


ربات انتقال فایل به ایتا

https://t.me/EitaaBot


ربات تبدیل متن به گفتار

https://t.me/AgpArianaBot


منبع: @IT_241234






جراحی سرپایی



سلام.

یکشنبه‌یی که گذشت برای نشان دادن جواب MRI وقت دکتر داشتم.

رفتیم. نوبت که شد داخل شدیم. برگه‌ی جواب رو نشان دادیم.

گفت برات نسخه می‌نویسم برو داروخانه، بگیر، بیا برات تزریق کنم.

نیم ساعت طول کشید تا داروخانه نوبت من شد.

چند تا آمپول و قرص برام نوشته بود.

گفت روی تخت دراز بکش. باید کیست رو تخلیه کنم.

دراز کشیدم، چشمام رو بستم و سرم رو برگردونم سمت دیوار که نبینم.

کاملاً حس می‌کردم که سوزن دارد به داخل دستم می‌خورد و دکتر دارد توی دستم سوزن را تکان می‌دهد.

تازه با دست هم فشار می‌داد که کاملاً تخلیه شود.

من هم هی به خودم می‌پیچیدم از درد.

بعدش هم یکی از آمپول‌ها را تزریق کرد.

کار که تمام شد، توی سرنگ را نشان داد. به اندازه‌ی دو قطره مایع سفت و تقریباً زرد رنگ بود این مواد داخل کیست.

دو تا قرص نوشته و دو تا آمپول. گفت اگه شب درد داشتی، آمپول بزن.

گفت اگر دوباره کیست دربیاد، باید جراحی بشی.

در چشم من این خودش یک نوع جراحی بود.

گفت اگه ورم کرد، یخ رویش بگذار.

این کار هم ترسناک بود.

 


این انیمه‌ها را دیدم




Tsuki ga Michibiku Isekai Douchuu 2nd Season - Adventure - S02 - 25EP

Isekai de Mofumofu Nadenade suru Tame ni Ganbattemasu. - Adventure - 12EP

Ao no Exorcist: Shimane Illuminati-hen - Supernatural - S03 - 12EP

Fantasy Bishoujo Juniku Ojisan to - Comedy - 12EP

Fumetsu no Anata e 2nd Season - Adventure - S02 - 20EP

Sokushi Cheat ga Saikyou sugite, Isekai no Yatsura ga Marude Aite ni Naranai n desu ga. - Action - 12EP

Kimetsu no Yaiba: Hashira Geiko-hen - Action - S04 - 8EP

Kono Subarashii Sekai ni Shukufuku wo! 3 - Adventure - S03 - 11EP


Eyeshield 21 – Sport – EP60 ~ 67 ==> Drop

The Law of Ueki – Super Power – EP01 ~ 24 ==> Drop



این‌ها را خواندم






[Novel] I Became A Virtuous Wife and Loving Mother in another Cultivation World - Chapter 215 ~ 218


Overgeared (Team Argo) - Chapter 218 ~ 224

Second Life Ranker - Chapter 168

One Piece - Chapter 1122

Tales of Demons and Gods - Chapter 478.5 ~ 481.5

Eleceed - Chapter 309

Spy X Family - Chapter 93


Noblesse - Chapter 01 ~ 245 (دور تکرار)

Evenly Matched Love - Chapter 16 ~ 105 (دور تکرار)

Half Prince (1/2 Prince) - Chapter 01 ~ 61 (دور تکرار)

Beware of the Villainess! - Chapter 01 ~ 92 (دور تکرار)


My Pretty Policeman - Chapter 07

Neither Alpha nor Omega - Chapter 09

Night Song - Chapter 41


Aoharu x Kikanjiuu - Chapter 74 ~ 78 [END]

The One - Chapter 101 ~ 110 [END]






My Ice-Rose Husband Said He Only Wants ...


Kodansha's K MANGA service added Umi Ishizawa's manga adaptation of author Mei Satsuki's My Ice-Rose Husband Said He Only Wants Me to Play the Role of the Next Duchess, but Now He's Stalking Me at Home! (Jiki Kōshaku Fujin no Yakuwari Dake o Motomete Kita, Kōri no Bara to Utawareru Danna-sama ga Katei-nai Stalker to Kashita Ken) story in English on Tuesday. The service will release chapters of the manga in English as they release in Japanese.

K MANGA describes the story:


Viola, the daughter of a declining count (she was Japanese in her previous life), was married off to Albert―the next duke―by her parents. However, on the very first night of their marriage, her husband declares, “All I ask of you is that you carry out your role as the wife of the duke in appearance only,” effectively shattering any hope of a romantic relationship. Despite the soul-destroying statement from him, Viola picks up the pieces and starts to live happily and without restraints, announcing, “Forget my ice-cold, rude husband. I'm gonna live my life the way I want!” However, her new husband and mansion seem to hide a secret...?! It's a smothering romance of a reincarnated, happy-go-lucky lady who, by comforting the traumatized husband, turns him into the most doting of husbands♡ "

The manga launched in December 2022 on the Palcy app. Kodansha shipped its third compiled volume on June 28.


Satsuki serialized the original story on the Shōsetsuka ni Narō website from December 2021 to March 2022.


Sourcehttps://www.animenewsnetwork.com/news/2024-09-08/my-ice-rose-husband-said-he-only-wants-me-to-play-the-role-of-the-next-duchess-manga-gets-english-/.215216