UQ Holder!: Mahou Sensei Negima! 2
نام انیمه: UQ Holder!: Mahou Sensei Negima! 2
نام انیمه: UQ Holder!
نام انیمه: Yuukyuu Holder
نام انیمه: UQ HOLDER! ~魔法先生ネギま!2~
نام انیمه: Eternal Holder
ژانر: Action, Sci-Fi, Magic, Fantasy, Shounen
تاریخ پخش: پاییز 2017
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت – فصل دوم
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Manga
استودیو: J.C.Staff
کارگردان: Suzuki Youhei
خلاصه داستان (منبع)
چندین سال از زمانی که وجود جادو برای عموم مردم آشکار شد میگذره و دنیا دچار تغییرات عظیمی شده. پسری به نام “توتا” در شهری دور افتاده وکوچک زندگی می کند و آرزوی او رها شدن از این محیط بسته و رسیدن به شهری بزرگ میباشد. معلم جادوگر اون، اونجلین هم در زندگی اون تاثیر زیادی داره و اون بالاخره به آرزوش میرسه و راهی ماجراجویی خودش میشه.
خلاصه داستان (منبع)
در یک دوره ده ساله از وقتی که دنیا از وجود جادو آگاه شد، دنیا دچار تحول عظیمی شد. با این حال، پسر گوشه نشینی به اسم توتا که در روستایی زندگی میکرد از این تغییرات دور ماند. زندگی عادی او به دست استاد خانم جادوگری و دوستان حامی اش برجسته و حال، او یک ماجراجویی بی همتا را آغاز خواهد کرد.
خلاصه داستان (منبع)
Touta Konoe is an ordinary boy raised in a small rural town. His mundane life suddenly changes when his mentor, Katherine McDowell, reveals herself to be a vampire; after saving Touta from a mortal wound, she causes him to become immortal as well.
Already yearning to explore the world, young Touta finally puts his dream to ascend to the top of Amanomihashira—a tower that leads to outer space—into realization. Along the way, he finds a secret society filled with immortals just like him called "UQ Holders." Gaining new comrades and mentorship along the way, Touta embarks on his own unique, magical adventure.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت. بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
شیطان به قتل میرسد (12)
ﭘﻮارو ﻣﺠﺪداً از روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺧﻢ ﺷﺪ و ﺑﺎز ﻫﻢ ﺿﺮﺑﻪای ﻣﻼﯾﻢ ﺑﻪ زاﻧﻮی ﺧﺎﻧﻢ ﻻﮐﺴﻤﻮر زد و ﮔﻔﺖ: »ﺧﺎﻧﻢ ﻋﺰﯾﺰ، ﻣﺜﻞ اﯾﻨﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺮا ﺧﯿﻠﯽ دﺳﺖ ﮐﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪاﯾﺪ، ﺧﯿﻠﯽ، وﻟﯽ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﺪاﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﻪ از ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺎﺧﺒﺮم و ﻣﯽداﻧﻢ اﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﻧﺒﻮدﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺗﺎن ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮده اﯾﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺟﻨﺎب ﺳﺮﮔﺮد دﺳﭙﺎرد ﺑﻮد. وﻟﯽ ﺧﻮب، دﻟﯿﻞ اﯾﻦ ﺗﯿﺮاﻧﺪازی ﺧﻮد ﺷﻤﺎ ﺑﻮدﯾﺪ.«
»ﻧﻤﯽداﻧﻢ، واﻗﻌﺎً ﻧﻤﯽداﻧﻢ، ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﻋﻠﺘﺶ ﻣﻦ ﺑﻮدم، واﻗﻌﺎً ﮐﻪ ﭼﻘﺪر وﺣﺸﺘﻨﺎک ﺑﻮد، ﺧﻮدم ﻫﻢ ﻧﻤﯽداﻧﻢ ﭼﺮا، وﻟﯽ اﺣﺴﺎس ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽروم ﻓﺮﺷﺘﻪی ﻣﺮگ ﻗﺒﻞ از ﻣﻦ در آﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮر دارد و ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺟﺎﻧﺶ را از دﺳﺖ ﻣﯽدﻫﺪ.«
ﭘﻮارو ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﯽ از ﻫﯿﺠﺎنزدﮔﯽ ﺗﺼﻨﻌﯽ اﻇﻬﺎر داﺷﺖ: »واﻗﻌﺎً ﮐﻪ ﭼﻘﺪر ﺑﺠﺎ ﮔﻔﺘﯿﺪ، ﺑﻠﻪ، ﻓﺮﺷﺘﻪی ﻣﺮگ، ﭼﻪ ﺗﺸﺒﯿﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﺷﺨﺼﺎً اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع را ﺑﺎرﻫﺎ و ﺑﺎرﻫﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮده و ﺷﺎﻫﺪ آن ﻧﯿﺰ ﺑﻮده ام، ﺑﻠﻪ ﮐﺎﻣﻼً ﺻﺤﯿﺢ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﺋﯿﺪ، ﺑﻌﻀﯽ از ﺧﺎﻧﻢﻫﺎ واﻗﻌﺎً اﯾﻨﻄﻮری ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽروﻧﺪ ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً ﯾﮏ ﺗﺮاژدی ﺑﺴﯿﺎر ﻏﻢاﻧﮕﯿﺰی ﺑﻪ وﻗﻮع ﺧﻮاﻫﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ، ﮔﻮ اﯾﻨﮑﻪ ﻋﻤﻼً در ﻣﺎﺟﺮا ﻧﻘﺸﯽ ﻧﺪارﻧﺪ و ﺗﻘﺼﯿﺮی ﻫﻢ ﻇﺎﻫﺮاً ﻣﺘﻮﺟﻪ آنﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺑﺮای اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ از ﺧﺎﻧﻢﻫﺎ ﻧﻘﺶ دﯾﮕﺮی را رﻗﻢ زده اﺳﺖ، ﯾﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺳﺮﺷﺖ آنﻫﺎ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای اﺳﺖ ﮐﻪ از ﭼﻨﯿﻦ ﺗﺮاژدیﻫﺎﯾﯽ ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه اﺳﺘﻘﺒﺎل ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ از ﺑﺮوز ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ اﯾﻦ ﭼﻨﯿﻨﯽ ﻗﻮﯾﺎً ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آورﻧﺪ، وﻟﯽ ﻇﺎﻫﺮاً در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﯿﺮوی ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﮐﺎری از دﺳﺖ آنﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ و ﯾﻘﯿﻨﺎً آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺸﻮد، ﻣﯽﺷﻮد.«
طرز تهیهی پفک خانگی
مواد لازم
آرد نخودچی نرم یک پیمانه
آرد برنج یا ذرت یک پیمانه (میتونین از مخلوط آرد ذرت و آرد نشاسته ذرت هم استفاده کنین)
جوش شیرین (یا دو برابر بکینگ پودر جایگزین شود) 1/4 قاشق چایخوری
آب 3 تا 4 قاشق غذاخوری
کره یا مارگارین یک قاشق غذاخوری
پودر پنیر پارمزان 1/3 پیمانه
نمک به میزان لازم
ادویه جات دلخواه مخلوط یا پودر آویشن به میزان لازم
رنده یا کفگیر سوراخ دار چرب شده…
در صورت تمایل رنگ غذایی یا مقداری زردچوبه به میزان لازم
https://www.tasvirezendegi.com/wp-content/uploads/2015/05/Household-chickpea-snack-1.jpg
طرز تهیه:
در مرحله اول آرد و زردچوبه و ادویه ها را به هر میزانی که دوست دارید مخلوط کنید.
طعم دهنده و جوش شیرین را هم جدا الک کرده و به مواد گفته شده اضافه کنید.
سپس همه را هم با هم الک کنید.
همه را در ظرفی ریخته و کره را ذوب کنید و به همراه آب و پودر پارمزان به این مواد اضافه کنید.
کمی مواد را ورز دهید، وقتی خمیر سفت شد، آماده است.
با استفاده از رنده یا کفگیر سوراخ دار می توانید خمیر را رنده کنید و بعد در روغن داغ بریزید تا سرخ شوند.
روی یک سینی چند دستمال کاغذی بگذارید و پفک ها را روی آن بریزید تا روغن آنها گرفته شود.
نکات
بجای استفاده از 1/8 قاشق چایخوری جوش شیرین میتوانید از 1/4 قاشق چایخوری بکینگ پودر استفاده نمایید.
میزان ادویه و نمک آن کاملا دلخواه است.
اضافه کردن آویشن نیز به ذائقه شما بستگی دارد.
می تونید از رنگ های مجاز خوراکی پودری یا ژله ای استفاده کنید.
برای رنگی کردن پفک، خمیر را به چند بخش تقسیم کرده و سپس هر خمیر را جداگانه سرخ کنید و سپس در بسته یا در ظرف با هم مخلوط نمود.
زردچوبه و زعفران رنگ دهنده های خوب و مناسبت تری هستند.
به جای رنگ خوراکی می توانید از آب لبو یا آب ترشی کلم بنفش هم استفاده کرد، البته به مقداری که مزه را تغییر ندهد.
منبع: تصویر زندگی
Working!!
نام انیمه: Working!!
نام انیمه: Wagnaria!!
نام انیمه: ワーキング!!
ژانر: Comedy, Romance, Seinen, Slice of Life
تاریخ پخش: بهار 2010
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 13 قسمت – فصل اول
مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه
منبع: 4-koma manga
استودیو: A-1 Pictures
کارگردان: Hiraike Yoshimasa
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
Due to his love for small, cute things, Souta Takanashi cannot turn childlike Popura Taneshima down when she recruits him to work for Wagnaria, a family restaurant located in Hokkaido. Takanashi takes particular joy in doting on the older Popura, which only fuels her complex over how young she looks. He also quickly learns he must stay on his toes once he meets the rest of his colleagues, including the katana-wielding floor chief Yachiyo Todoroki, the intimidating head chef Jun Satou, the dangerously well-informed and subtly sadistic sous chef Hiroomi Souma, the adamantly lazy manager Kyouko Shirafuji, and the waitress Mahiru Inami who has a "painful" fear of men.
Powered by an eccentric cast, Working!! is a unique workplace comedy that follows the never-dull happenings within the walls of Wagnaria as Takanashi and his co-workers' quirky personalities combine to create non-stop antics, shenanigans, and hilarity.
خلاصه داستان (منبع)
در یک رستوران خانوادگی در هوکایدو که در منطقه شمالی ژاپن واقع شده، دانش آموز دبیرستانی شانزده ساله ای بنام تاکاناشی سوتا به صورت نیمه وقت کار میکند، سایر همکارانش در رستوران هر کدام به نوعی عجیب هستند: تانه شیما پاپورا، دختر دانش آموز دبیرستانی است که یکسال از سوتا بزرگتر است ولی با این حال به نظر میرسد که دانش آموز ابتدائی یا سال اول دبیرستان است و شیرا فوجی کیوکو که جوانی بیست و هشت ساله و مدیر یک فروشگاه بوده ولی در عین حال از انجام هیچ کاری روی گردان نیست. تاکاناشی سوتا در رستوران فامیلی به نام واگاناریا که توسط شیرا فوجی کیوکو اداره میشود کار میکند، مدیری که بیش از آنکه به فکر مشتریان رستورانش باشد به رفاه حال کارکنانش توجه نشان میدهد. سوتا به همراه مدیر رستوران و سایر همکارانش در تلاش است که متفاوت و فوق العاده جلوه کند: تانه شیمای محبوب به بیماری ترس از ارتفاع و ماهیرو اینامی به ترس از مردان مبتلا می باشد، یوشیو تودروکی سر آشپز رستوران است که درگیر یک موضوع عشقی با هیرومی شوما شده است که او هم به نوبه خود به بیماری شایعه پراکنی گرفتار است.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت. بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
شیطان به قتل میرسد (11)
»اوه ﻧﻪ، ﻧﻪ. اﯾﻦ ﻃﻮر ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﻬﻤﯿﺪم ﻋﺸﻖ و ﻋﻼﻗﻪ ﮐﺎﻣﻼً ﯾﮏ ﻃﺮﻓﻪ و از ﻃﺮف ﺧﺎﻧﻢ ﮐﺮاداک ﺑﻮده و اﯾﻦ ﻃﻮر ﮐﻪ در ﺑﯿﻦ ﻣﺮدم ﺷﺎﯾﻊ اﺳﺖ، اﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ آن ﻗﺪر ﺑﻪ دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ ﻋﻼﻗﻤﻨﺪ ﺑﻮده ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ دﮐﺘﺮ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟﻪ راﺿﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺗﻤﻨﯿﺎت او ﺟﻮاب ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺪﻫﺪ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽﮔﯿﺮد ﺑﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ و ارﻋﺎب دﮐﺘﺮ را وادار ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر ﻧﻤﺎﯾﺪ. اﻣﺎ ﻇﺎﻫﺮاً ﺣﺘﯽ اﯾﻦ اﻗﺪاﻣﺎت ﺗﻬﺪﯾﺪ آﻣﯿﺰ ﻫﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪای ﻧﺪاﺷﺘﻪ و دﮐﺘﺮ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟﻪ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮد. وﻟﯽ ﺟﺎﻟﺐ اﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ دﯾﺮی ﻧﻤﯽﭘﺎﯾﺪ ﮐﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﺣﺎﻟﺖ دﯾﮕﺮی ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﯽﮔﯿﺮد، ﺑﻪ اﯾﻦ ﺻﻮرت ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﮐﺮاداک دﺳﺖ از ﻟﺞ و ﻟﺞﺑﺎزی ﺑﺮ ﻣﯽدارد و ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎل و ﺳﺮﺣﺎل ﻣﯽﺷﻮد و ﻣﺘﻌﺎﻗﺒﺎً ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﻔﺮﯾﺢ و ﮔﺮدش ﺑﻪ ﻣﺼﺮ ﻣﺴﺎﻓﺮت ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ در آﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ اﺑﺘﻼء ﺑﻪ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎری ﻋﺠﯿﺐ و ﻏﺮﯾﺐ ﻣﺤﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺧﻮن ﺑﺪن ﻣﯽﺷﻮد ﻧﺎﮔﻬﺎن ﻣﯽﻣﯿﺮد. اﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎری ﻧﺎم دور درازی ﻫﻢ دارد ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﻢ ﺑﻪ درد ﺷﻤﺎ
ﺑﺨﻮرد. ﻣﺮﺿﯽ ﮐﻪ اﺳﺎﺳﺎً در اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ و ﻧﺪارد، وﻟﯽ ﮔﻮﯾﺎ ﯾﮑﯽ از اﻣﺮاض ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ و ﺑﻮﻣﯽ در ﻣﺼﺮ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.«
»ﭘﺲ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺻﻮرت دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ در اﺑﺘﻼء ﺧﺎﻧﻢ ﮐﺮاداک ﺑﻪ اﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎری ﻋﺠﯿﺐ و ﻏﺮﯾﺐ دﺧﺎﻟﺘﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.«
»ﺑﺎزرس ﺑﺘﻞ ﻟﺤﻈﻪای ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﺮو رﻓﺖ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﺧﯿﻠﯽ آراﻣﯽ در ﺟﻮاب ﮔﻔﺖ: »ﻧﻤﯽداﻧﻢ، ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﺋﯿﺪ ﺧﺎﻧﻢ اﻟﯿﻮر. وﻟﯽ در اﯾﻦ ﻣﻮرد ﺑﺎ ﯾﮑﯽ از دوﺳﺘﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﮐﺘﺮی ﺷﻨﺎس اﺳﺖ ﻣﻔﺼﻼً ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮدم. ﺑﺪﺑﺨﺘﺎﻧﻪ ﺣﺮف درآوردن از اﯾﻦ ﺟﻮر آدمﻫﺎ ﻫﻢ ﮐﺎر آﺳﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ، از ﺑﺲ ﮐﻪ آدم را ﻻﺑﻼی اﺻﻄﻼﺣﺎت و ﻟﻐﺎت ﻣﺨﺼﻮص ﺧﻮدﺷﺎن ﻣﯽﭼﺮﺧﺎﻧﻨﺪ، ﮐﺎﻣﻼً ﮔﯿﺞ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﻓﻘﻂ ﺑﻠﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ اﮔﺮ RHﻧﮕﺎﺗﯿﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﭘﺎﺗﻮﻟﻮژی ﮔﯿﺮﻧﺪه دارد و ﯾﺎ اﮔﺮ ﭘﻼﮐﺖﻫﺎی ﻫﻤﻮﮔﻠﻮﺑﯿﻦ و ﯾﺎ ﻣﺜﻼً ﺧﯿﻠﯽ از ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺗﺎم ﺑﻪ ﻫﯿﺴﺘﺮوﻧﻮروﺳﺘﻨﯽ و ﺧﻼﺻﻪ ﮐﻮﻫﯽ از اﯾﻦ ﺣﺮفﻫﺎ ﮐﻪ آدم ﺑﻌﺪ از ﻣﺪﺗﯽ اﺣﺴﺎس ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺧﻮدش ﻫﻢ ﺷﺒﯿﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮدات ذره ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﻌﻬﺬا ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﻠﮑﯽ ﺑﻮد ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ اﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻣﻬﻢ را از دﻫﺎن دوﺳﺘﻢ ﺑﯿﺮون ﺑﮑﺸﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﺎ ﺗﺎﮐﯿﺪ اﻇﻬﺎر داﺷﺖ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﯿﻤﺎری ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﮑﺮوب اﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎری، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺷﺮوع ﺑﻪ
ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ و از ﻟﺤﻈﻪ ورود ﻣﯿﮑﺮوب ﺑﻪ ﺑﺪن ﺗﺎ ﺑﺮوز ﺑﯿﻤﺎری ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﻣﺪت درازی ﺑﻪ ﻃﻮل ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ، ﻟﺬا ﻣﯿﮑﺮوب ﺑﯿﻤﺎری ﻣﯽﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﻣﺪتﻫﺎ ﻗﺒﻞ در ﺑﺪن ﺑﯿﻤﺎر وارد ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ، ﺿﻤﻦ آﻧﮑﻪ از ﻟﺤﻈﻪ ورود ﻣﯿﮑﺮوب ﺑﻪ ﺑﺪن ﺗﺎ ﺑﺮوز ﺑﯿﻤﺎری ﻫﯿﭻ ﺗﻐﯿﯿﺮی در ﺣﺎل و اﺣﻮال ﺷﺨﺺ ﻧﺎﻗﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.«
طرز تهیهی پفک خانگی
مواد لازم برای تهیه پفک خانگی
پودر پنیر پارمیزان ۱/۳ پیمانه
کره یا مارگارین یک قاشق غذاخوری
ادویه جات به میزان دلخواه
پودر آویشن به میزان لازم
نمک به مقدار لازم
آب ۳-۴ قاشق غذاخوری
* جوش شیرین ۱/۸ قاشق چایخوری
آرد نخودچی نرم یک پیمانه
آرد برنج یا ذرت یک پیمانه
رنگ غذا یا زردچوپه در صورت تمایل به میزان لازم
* جوش شیرین ۱/۸ قاشق چایخوری (بجای آن میتوانید از دو برابر بکینگ پودر استفاده کنید)
طرز تهیه پفک خانگی:
در ابتدا آرد و زردچوبه را با هم مخلوط کنید، سپس طعم دهنده به همراه جوش شیرین را الک کرده و به مواد اضافه کنید. حال همه مواد را باهم الک کنید. در ظرفی جداگانه کره را ذوب کنید و به همراه مواد الک شده و پودر پنیر پارمیزان آنها را کمی ورز دهید تا به شکل خمیر درآید. وقتی که خمیر سفت شد آن را از رنده یا کفگیر سوراخ دار عبور داده تا شکل پفک به خود بگیرد، در پایان خمیرها را در روغن داغ سرخ کنید.
منبع: بیتوته
Natsume Yuujinchou Movie: Utsusemi ni Musubu - 2018
نام فیلم انیمهیی: Natsume Yujin-cho the Movie: Ephemeral Bond
نام فیلم انیمهیی: 劇場版 夏目友人帳 ~うつせみに結ぶ~
نام فیلم انیمهیی: Natsume Yuujinchou Movie: Utsusemi ni Musubu
نام فیلم انیمهیی: Gekijouban Natsume Yuujinchou
نام فیلم انیمهیی: Natsume's Book of Friends Movie: Ephemeral Bond
ژانر: Demons, Drama, Shoujo, Slice of Life, Supernatural
تاریخ پخش: تابستان 2018
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: یک قسمت
مدت زمان فیلم انیمهیی: یک ساعت و 44 دقیقه
منبع: Manga
استودیو: Shuka
کارگردان: Oomori Takahiro
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
* هاردساب فارسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
Takashi Natsume and his spirit companion Madara, nicknamed "Nyanko," continue returning the names of spirits from the Book of Friends given by his late grandmother Reiko Natsume.
On his way back from school one day, Takashi encounters a lurking spirit named Monmonbou, who recalls memories of Takashi's grandmother after hearing his name. Takashi's natural curiosity leads him to explore a mysterious town where his grandmother used to live. Befriending her old acquaintance Yorie Tsumura and Yorie's son Mukuo, Takashi unveils more of his grandmother's past.
In the meantime, Nyanko detours for food and stumbles upon a suspicious "Spirit Seed," which miraculously sprouts into a fruit tree overnight. Giving in to temptation, Nyanko consumes the fruit, splitting him into three. Seeking a solution to Nyanko's predicament, Takashi and his friends lend a hand, unexpectedly uncovering more secrets the town holds in the process.
خلاصه داستان (منبع)
تاکاشی ناتسومه از بچگی تاکنون، همیشه میتونست چیزهایی رو ببینه که دیگران نمیتونستند، برای مثال، یوکای، نوعی موجود روحی که به هیولاها شبیه است. مادربزرگ مرحوم ناتسومه، رِیکو، یوکایها رو به رقابت دعوت میکرد و اونهایی که میباختند مجبور به پیمان بستن با او بودند، که اسم اونها رو به «یوجین چو»ـی او پیوند میداد. از زمانی که اون کتاب به ناتسومه رسید، او به همراه نیانکو-سنسی، بادیگارد خودخواندهی او، وقتش رو صرف برگردوندن اسمهایی که در کتاب نوشته شده به صاحبهای اصلیش میکنه. ناتسومه که سرش شلوغ پیمایش بین انسانها و یوکایها بوده، بطور تصادفی با یکی از همکلاسیهای قدیمیش، یوکی، دیدار میکنه، که دیدن اون، خاطرات دردناک یک یوکای بهخصوص رو برای ناتسومه زنده میکنه. در این بین، ناتسومه با یوریه تامورا آشنا میشه، زنی که درخاطرات یک یوکای که اسمش رو برمیگردونه بوده. یوریه چیزهای زیادی درمورد مادربزرگ ناتسومه میدونه، ولی حالا زندگی آرومی رو همراه تنها پسرش، موکو، زندگی میک. بودن درکنار این خانواده برای ناتسومه بسیار آرامش بخش بود، ولی مثل اینکه یک یوکای رازآلود در شهر درحال پرسه زدنه. در راه برگشت او از تحقیقات، یک «بذر یوکای» که خودش رو به نیانکو-سنسی چسبونده بوده در باغ خانوادهی فوجیوارا میفته و شبانه به یک درخت میوهی بزرگ تبدیل میشه. وقتی که نیانکو-سنسی میوهای که شبیه خودش بوده رو میخوره، او ناگهانی به ۳ عدد تقسیم میشه!

سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت. بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
شیطان به قتل میرسد (10)
ﻓﺼﻞ ﻫﺠﺪﻫﻢ - ﻣﯿﺎن ﭘﺮدهای ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺻﺮف ﭼﺎی و ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ
ﺧﺎﻧﻢ ﻟﻮرﯾﻤﺮ از ﯾﮑﯽ از ﻣﻨﺎزل ﻣﻮﺟﻮد در ﺧﯿﺎﺑﺎن ﻫﺎرﻟﯽ ﺑﯿﺮون آﻣﺪ و ﭘﺲ از ﻟﺤﻈﻪای ﺗﻮﻗﻒ روی ﭘﻠﻪ ﻣﻘﺎﺑﻞ در ، ﭘﺎی ﺑﻪ زﻣﯿﻦ ﮔﺬاﺷﺖ و ﺑﻪ ﺳﻮی ﭘﺎﺋﯿﻦ ﺧﯿﺎﺑﺎن ﺑﻪ راه اﻓﺘﺎد. ﭼﻬﺮهاش را ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﻓﺮا ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻫﺮ ﺑﯿﻨﻨﺪه ای را ﺑﻪ ﻓﮑﺮ وا ﻣﯽداﺷﺖ، ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺣﺎﮐﯽ از ﻋﺰﻣﯽ راﺳﺦ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﺟﺮای ﮐﺎر و رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻫﺪف ﺑﺨﺼﻮﺻﯽ. ﻣﻌﻬﺬا، ﻫﻤﺰﻣﺎن آﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﺎ ﺷﮏ و ﺗﺮدﯾﺪی ﺷﺪﯾﺪ و ﭼﺸﻢ ﮔﯿﺮ، اﺑﺮواﻧﺶ ﮐﺎﻣﻼً ﮔﺮه ﺧﻮرده، ﮔﻮﺋﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻬﻢ و ﻏﺎﻣﻀﯽ او را ﺷﺪﯾﺪاً ﻧﮕﺮان و ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﺸﻐﻮل ﮐﺮده اﺳﺖ. ﻣﻊ اﻟﻮﺻﻒ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﮐﻪ ﻏﺮق در اﻓﮑﺎر ﺧﻮد ﺑﻪ راه رﻓﺘﻦ اداﻣﻪ ﻣﯽداد، ﻧﺎﮔﻬﺎن ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻪ آن ﻣﺮدﯾﺚ اﻓﺘﺎد ﮐﻪ در ﻃﺮف ﻣﻘﺎﺑﻞ اﯾﺴﺘﺎده و ﺑﯽﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ آﭘﺎرﺗﻤﺎنﻫﺎﺋﯽ در ﮔﻮﺷﻪی ﺧﯿﺎﺑﺎن ﺧﯿﺮه ﺷﺪه ﺑﻮد.
ﺧﺎﻧﻢ ﻟﻮرﯾﻤﺮ ﺑﺮای ﻟﺤﻈﻪای از ﺣﺮﮐﺖ ﺑﺎز اﯾﺴﺘﺎد. ﮔﻮﺋﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮد ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎت آن ﻣﺮدﯾﺚ ﺑﺮود ﯾﺎ ﻧﻪ؟ ﺳﺮاﻧﺠﺎم ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ اﯾﻦ ﮐﺎر را ﺑﮑﻨﺪ و ﺑﻪ آن ﻃﺮف ﺧﯿﺎﺑﺎن رﻫﺴﭙﺎر ﺷﺪ و ﺑﻪ ﻣﺤﺾ رﺳﯿﺪن ﺑﻪ آن ﻣﺮدﯾﺚ ﮔﻔﺖ: »ﺑﻪ ﺑﻪ، ﺧﺎﻧﻢ آن ﻣﺮدﯾﺚ، ﭼﻪ ﺗﺼﺎدﻓﯽ، ﺣﺎﻟﺘﺎن ﭼﻄﻮر اﺳﺖ؟«
آن ﻣﺮدﯾﺚ ﺷﺪﯾﺪاً ﯾﮑﻪ ﺧﻮرده و ﺑﻪ دور ﺧﻮد ﭼﺮﺧﯿﺪ و ﺑﻪ ﻣﺤﺾ دﯾﺪن ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﻮد ﮔﻔﺖ: »اوه، ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮدم. ﺧﻮب، ﺷﻤﺎ ﭼﻄﻮرﯾﺪ؟«
ﺧﺎﻧﻢ ﻟﻮرﯾﻤﺮ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: »ﺑﺒﯿﻨﻢ، ﻣﮕﺮ در ﻟﻨﺪن اﻗﺎﻣﺖ دارﯾﺪ؟«
»ﻧﻪ، اﻣﺮوز آﻣﺪم. ﯾﮏ ﻗﺪری ﮐﺎر داﺷﺘﻢ و...«
ﺧﺎﻧﻢ ﻟﻮرﯾﻤﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﻬﺮه ی آن ﺧﯿﺮه ﺷﺪه ﺑﻮد، ﺳﻮال ﮐﺮد: »ﭼﯿﺰی ﺷﺪه؟ ﻣﻨﻈﻮرم اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ...«
آن ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﯽ از ﻣﻌﺬرتﺧﻮاﻫﯽ ﮔﻨﺎه ﮐﺎراﻧﻪ در ﺟﻮاب ﮔﻔﺖ: »اوه ﻧﻪ، ﻧﻪ، ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰی ﻧﺸﺪه، ﻣﮕﺮ ﻗﺮار اﺳﺖ ﭼﯿﺰی ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ؟«
»آﺧﺮ اﯾﻦ ﻃﻮر ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ آن آﭘﺎرﺗﻤﺎنﻫﺎ ﺧﯿﺮه ﺷﺪه و ﻧﮕﺎه ﻣﯽﮐﺮدﯾﺪ، ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ را ﻣﯽدﯾﺪ، ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮد ﺣﺘﻤﺎً ﻣﺴﺌﻠﻪای ﺑﺮاﯾﺘﺎن ﭘﯿﺶ آﻣﺪه.«
آن ﻣﺮدﯾﺚ ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻮم ﺑﻮد ﺗﺎ ﺣﺪودی ﻋﺼﺒﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺧﻨﺪه ی ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﮐﺮد و اﻇﻬﺎر داﺷﺖ: »ﻧﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪای ﭘﯿﺶ ﻧﯿﺎﻣﺪه. اﻟﺒﺘﻪ ﭼﺮا، وﻟﯽ ﺧﻮب، ﭼﯿﺰ ﻣﻬﻤﯽﻧﯿﺴﺖ. ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺗﺎ ﺣﺪودی اﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ.«
ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺟﻤﻠﻪی آﺧﺮ ﻟﺤﻈﻪای ﻣﮑﺚ ﮐﺮد و ﻣﺘﻌﺎﻗﺒﺎً ﺑﻪ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ اداﻣﻪ داد و ﮔﻔﺖ: »راﺳﺘﺶ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﮐﻪ ﻗﺪم ﻣﯽزدم، ﺑﻪ ﻧﻈﺮم آﻣﺪ ﮐﻪ دوﺳﺘﻢ... ﻣﻨﻈﻮرم ﻫﻤﺎن دﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ در ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ، وارد ﯾﮑﯽ از آن آﭘﺎرﺗﻤﺎنﻫﺎ ﺷﺪ. ﭘﯿﺶ ﺧﻮدم ﻓﮑﺮ ﮐﺮدم ﮐﻪ ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺮای ﻣﻼﻗﺎت ﺧﺎﻧﻢ اﻟﯿﻮر آﻣﺪه اﺳﺖ.«
»ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﺧﺎﻧﻢ اﻟﯿﻮر در ﯾﮑﯽ از آن آﭘﺎرﺗﻤﺎنﻫﺎ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟ ﻧﻤﯽداﻧﺴﺘﻢ.«
»ﺑﻠﻪ، ﻣﻨﺰﻟﺸﺎن آﻧﺠﺎﺳﺖ. اﯾﺸﺎن ﯾﮑﯽ دو روز ﭘﯿﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﻟﻄﻒ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎت ﻣﺎ آﻣﺪﻧﺪ. ﻫﻨﮕﺎم رﻓﺘﻦ آدرﺳﺸﺎن را ﻫﻢ دادﻧﺪ و اﺻﺮار داﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ ﮔﺬارﻣﺎن ﺑﻪ ﻟﻨﺪن اﻓﺘﺎد ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮی ﺑﻪ اﯾﺸﺎن ﺑﺰﻧﯿﻢ. اﻟﺒﺘﻪ ﻫﻨﻮز ﻫﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ آﯾﺎ رودا ﺑﻮد ﮐﻪ داﺧﻞ آﭘﺎرﺗﻤﺎن ﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﻪ، ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ دﺧﺘﺮ دﯾﮕﺮی ﺷﺒﯿﻪ او.«
طرز تهیهی پفک خانگی
مواد لازم
آرد الک شده : 100 گرم
کره : 90 گرم
پنیر رنده شده ( پنیر چدار یا گودا ) : 100 گرم
نمک یا هر طعم دهنده دلخواه : به میزان لازم
دستور تهیه
فر را از قبل گرم کنید.
کره را به مدت 45 ثانیه در مایکروفر گرم کنید تا نرم شود.
آرد و پنیر را اضافه کنید و با چنگال مخلوط کنید تا خمیری نرم به دست آید.
در صورت تمایل می توانید از قالب های گرد کوچک برای شکل دادن به پفک استفاده کنید.
با خمیر توپ های کوچکی تهیه کنید.
با این مقدار حدود 24 عدد خمیر گرد و کوچک تهیه می شود.
قلقلی ها را روی کاغذ مخصوص فر که از قبل کمی چرب کردید روی سینی قرار دهید و با دست کمی فشار دهید تا صاف شود هر چه ضخامت آن کمتر باشد ترد تر خواهد شد.
سپس در فر با درجه 190 سانتی گراد به مدت حدود 12 دقیقه بگذارید تا روی پفک ها طلایی شود.
منبع: تصویر زندگی
Mahouka Koukou no Rettousei: Raihousha-hen
نام انیمه: Mahouka Koukou no Rettousei: Raihousha-hen
نام انیمه: The Irregular at Magic High School: Visitor Arc
نام انیمه: 魔法科高校の劣等生 来訪者編
ژانر: Action, Sci-Fi, Supernatural, Magic, Romance, School Life
تاریخ پخش: پاییز 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 13 قسمت – فصل دوم
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Light novel
استودیو: 8bit
کارگردان: Yoshida Risako
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
* هاردساب فارسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
کیتایاما شیزوکو، همکلاسی شیبا میوکی، قصد تحصیل در خارج کشور را دارد اما از آنجایی که خروج افراد با ژنهای جادوگری بهمعنای فاش کردن اسرار ملی میباشد، بهطور معمول اینکار برای "جادوگران" غیرممکن است. اما این اتفاق در یک صورت ممکن است. و اینگونه بود که آنجلینا کودو شیلدز برای تحصیل از USNA به ژاپن آمد. در همین زمان که لینا وارد ژاپن شد، "جادوگران" توسط موجودی مرموز که بدن قربانیان خودش را خالی از خون رها میکرد مورد حمله میگرفتند. آیا تاتسویا میتواند هویت این "خونآشام" را کشف کند؟
خلاصه داستان (منبع)
Shiba Miyuki's classmate Kitayama Shizuku is on her way to study abroad. For magicians, this is normally impossible, since allowing the genes of someone who can use magic outside their home country's borders is tantamount to giving up national secrets. But it's allowed to happen in one case-exchange programs. And that's how Angelina Kudou Shields has arrived in Japan from the USNA to study at First High.
Around the time Lina arrived in Japan magicians began getting attacked by a mysterious being who leaves his victims drained of blood. Will Tatsuya be able to discover the identity of the "Vampire"?
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت. بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
شیطان به قتل میرسد (9)
»وﻟﯽ ﺑﺎران، ﭼﻄﻮری ﺑﮕﻮﯾﻢ، راﺳﺘﺶ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﻢ ﺑﺎران ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮای ﻧﺴﻞ ﺑﺸﺮ ﻣﺰاﺣﻤﺘﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد آورده ﺑﺎﺷﺪ، ﺟﺰ اﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﻪ از آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﻮﻫﺒﺖ آﺳﻤﺎﻧﯽ ﻧﺎم ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ.«
ﻣﻌﻬﺬا ﭘﻮارو ﮐﻪ اﺻﻮﻻً وﺣﺸﺖ ﻋﺠﯿﺐ و ﻏﺮﯾﺒﯽ از ﺳﺮﻣﺎ و ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮردن و ﺑﻪ ﺧﺼﻮص ﻫﻮای ﻧﻤﻨﺎک داﺷﺖ در ﺟﻮاب ﮔﻔﺖ: »وﻟﯽ ﺷﻤﺎ اﺷﺘﺒﺎه ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ، ﺑﺎران ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﻧﻮاع ﺑﯿﻤﺎریﻫﺎ ﻣﯽﺷﻮد.«
ﺳﺮﮔﺮد دﺳﭙﺎرد ﺧﻨﺪهای ﮐﺮد و در ﺟﻮاب ﮔﻔﺖ: »ﺣﺎﻻ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪم، ﺑﻠﻪ، ﺷﻤﺎ ﻣﺴﯿﻮ ﭘﻮارو از آن ﺗﯿﭗ آدمﻫﺎﺋﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪاً ﻣﻮاﻇﺐ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮدﺷﺎن ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ، اﯾﻦ ﻃﻮر ﻧﯿﺴﺖ؟«
اﻟﺒﺘﻪ ﻫﺮ ﺷﺨﺺ دﯾﮕﺮی ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﻮارو ﻧﮕﺎه ﻣﯽﮐﺮد، ﺑﺎ دﯾﺪن ﭘﺎﻟﺘﻮ و ﺷﺎل ﮔﺮدﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﯿﭗ و ﻣﺤﮑﻢ دور ﮔﺮدن ﭘﯿﭽﯿﺪه ﺑﻮد و ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً ﺑﺮای اﯾﻦ ﻣﻮﻗﻊ از ﭘﺎﺋﯿﺰ ﺗﺎ ﺣﺪودی زود ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﯿﺪ، ﺻﺪ در ﺻﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺪس را ﻣﯽزد.
ﺳﺮﮔﺮد دﺳﭙﺎرد ﻟﺤﻈﻪای ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﺮو رﻓﺖ و ﻣﺠﺪدا ﺑﻪ ﺳﺨﻦ درآﻣﺪ و ﮔﻔﺖ: »راﺳﺘﯽ ﭼﻪ ﺗﺼﺎدف ﻋﺠﯿﺒﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ را اﻣﺮوز و آن ﻫﻢ در اﺗﻮﺑﻮس دو ﻃﺒﻘﻪ ﺑﺒﯿﻨﻢ.«
ﺳﺮﮔﺮد دﺳﭙﺎرد ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺧﻨﺪه ی ﺷﯿﻄﻨﺖآﻣﯿﺰ ﭘﻮارو را ﺑﺒﯿﻨﺪ ﭼﻮن ﭼﻬﺮهاش ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﺑﺎ ﺷﺎل ﮔﺮدن ﭘﻮﺷﯿﺪه ﺷﺪه ﺑﻮد و ﻫﺮﮔﺰ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺣﺪس ﺑﺰﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺑﺮﺧﻮرد ﻏﯿﺮﻣﺘﺮﻗﺒﻪ، ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟﻪ ﻏﯿﺮﻣﺘﺮﻗﺒﻪ ﻧﺒﻮده، ﺑﻠﮑﻪ ﭘﻮارو ﺑﺎ ﺷﯿﻮه ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺧﻮد ﻣﺪتﻫﺎ او را زﯾﺮ ﻧﻈﺮ داﺷﺘﻪ و ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ دﻗﯿﻘﺎً ﻣﯽداﻧﺴﺖ ﮐﻪ او ﮐﯽ از ﻣﻨﺰل ﺧﺎرج و ﮐﯽ ﺳﻮار اﺗﻮﺑﻮس ﻣﯽﺷﻮد، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ آﮔﺎه ﺑﻮد ﮐﻪ او ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻋﺎدت دوﺳﺖ دارد ﻗﺒﻞ از اﯾﻨﮑﻪ اﺗﻮﺑﻮس ﺑﻪ اﯾﺴﺘﮕﺎه ﺑﺮﺳﺪ، در ﻓﺎﺻﻠﻪای ﻧﺮﺳﯿﺪه ﺑﻪ اﯾﺴﺘﮕﺎه، دوان دوان ﺧﻮد را ﺑﻪ اﺗﻮﺑﻮس رﺳﺎﻧﯿﺪه و روی رﮐﺎب آن ﺑﭙﺮد. و ﺑﺎ اﺗﮑﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﺎل راﺣﺖ در اﯾﺴﺘﮕﺎه اﺗﻮﺑﻮس ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎر اﯾﺴﺘﺎد و ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻮار اﺗﻮﺑﻮس ﺷﺪ، ﺿﻤﻦ اﯾﻨﮑﻪ ﺻﺪ در ﺻﺪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺷﮑﺎرش ﻧﯿﺰ دﻗﺎﯾﻘﯽ ﻗﺒﻞ ﺳﻮار ﺷﺪه و در ﻃﺒﻘﻪ ﺑﺎﻻ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﺎ وﺟﻮد اﯾﻦ اﺻﻼً ﺑﻪ روی ﺧﻮدش ﻧﯿﺎورده و در ﺟﻮاب ﺳﻮال ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺳﺮﮔﺮد دﺳﭙﺎرد ﮔﻔﺖ: »ﺑﻠﻪ ﺣﻖ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺳﺖ، ﺟﺪا ﮐﻪ ﻋﺠﺐ ﺗﺼﺎدﻓﯽ! ﺑﻌﺪ از آن ﺷﺐ وﺣﺸﺘﻨﺎک دﯾﮕﺮ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ را ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ.«
Ling Qi 2
نام انیمه: Ling Qi 2
نام انیمه: Bond of the Underworld
نام انیمه: Spiritpact: Bond of the Underworld
نام انیمه: Spirit Pact: Yomi no Chigiri
نام انیمه: Spirit Pact: Bond of the Underworld
نام انیمه: 灵契 2
نام انیمه: پیمان روح – فصل دوم
ژانر: Action, Comedy, Magic, Shounen Ai, Supernatural
تاریخ پخش: زمستان 2018
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت – فصل دوم
مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه
منبع: Web manga
استودیو: Haoliners Animation League
کارگردان: Li Haoling
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
In this new season, we will discover the backstory of Tanmoki and who will learn through his memories who was his ancestor Rakugetsu.
خلاصه داستان (منبع)
توی فصل جدید، ما از گذشته ی ”تانموکی“ و کسی که به وسیلهی خاطراتش از جدش ”راکوگتسو“ آگاه میشه، باخبر میشیم.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت. بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
اینا رو دیدم

Black Clover - Magic - EP157 ~ 170 [END]
One Piece - Pirate - EP955 ~ 970
Isekai Quartet 2 - Comedy - S02 - 12EP
Isekai Shokudou - Cookie - 12EP
Isekai wa Smartphone to Tomo ni - Adventure - 12EP
Magic Kaito 1412 - Adventure - 24EP (دور تکرار)
Detective Conan - Police - EP428 ~ 444 (دور تکرار)
اینا رو خوندم

[Novel] 4:48 - Chapter 05 ~ 08 [END]
[Novel] Solo Leveling - Chapter 204
[Novel] I Became A Virtuous Wife and Loving Mother in another Cultivation World - Chapter 37 ~ 39
Detective Conan [Manga] - Chapter 1059 ~ 1069
InuYasha [Manga] - Chapter 515 ~ 517
Tales of Demons and Gods [Manhua] - Chapter 324.5 ~ 325
The Great Mage Returns After 4000 Years. [Manhwa] - Chapter 01 ~ 82
Tomb Raider King [Manhwa] - Chapter 152 ~ 153
Solo Leveling [Manhwa] - Chapter 149
A Returner's Magic Should Be Special [Manhwa] - Chapter 145
CEO's Sudden Proposal [Manhua] - Chapter 087 ~ 147
Second Life Ranker [Manhwa] - Chapter 82
Nan Hao and Shang Feng [Manhua] - Chapter 67
The Descent of the Demonic Master [Manhwa] - Chapter 85 ~ 94
Deliverance of the Counterattack [Manhua-ShounenAi] - Chapter 63 ~ 67
I Fell In Love My Girlfriend's Brother [Manhwa-Yaoi] - Chapter 45 ~ 46
Painter of the Night [Manhwa-Yaoi] - Chapter 76.5
شیطان به قتل میرسد (8)
رودا ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎن ﺧﺎﺻﯽ ﻓﺮﯾﺎدی از روی ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺸﯿﺪ و ﺑﺎ ﺣﺮارت زﯾﺎدی ﮔﻔﺖ: »اوووووووه، ﺑﻠﻪ، ﻣﻦ ﮐﺎﻣﻼً ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻣﻮاﻓﻘﻢ، ﻣﻦ ﺧﻮدم ﺑﻪ ﺷﺨﺼﻪ از ﺧﻄﺮ ﻟﺬت ﻣﯽﺑﺮم و ﻣﻌﺘﻘﺪم ﮐﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺪون ﺧﻄﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ واﻗﻌﺎً ﺧﺴﺘﻪ ﮐﻨﻨﺪه و ﻣﻼل آور، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ، زﻧﺪﮔﯽ اﺻﻮﻻً ﻓﺎﻗﺪ ﻫﯿﺠﺎن اﺳﺖ و اﯾﻦ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ وﺟﻮد آوردن ﺧﻄﺮ و ﯾﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺑﺎ ﺧﻄﺮ زﯾﺴﺘﻦ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد روح و ﻫﯿﺠﺎن داده و از آن ﻟﺬت ﻣﯽﺑﺮﯾﻢ، اﯾﻦ ﻃﻮر ﻧﯿﺴﺖ؟«
»ﺷﺎﯾﺪ، وﻟﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ زﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻃﻮر اﺧﺺ آن ﻗﺪرﻫﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﮔﻮﺋﯿﺪ ﺑﯽﻫﯿﺠﺎن و ﺑﯽروح ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ ﻟﺤﻈﺎت ﻫﯿﺠﺎن اﻧﮕﯿﺰ و ﺟﺎﻟﺒﯽ ﻫﻢ در زﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ وﺟﻮد دارد و ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.«
»ﺑﻠﻪ، وﻟﯽ ﺑﺮای ﺷﻤﺎ ﺳﺮﮔﺮد دﺳﭙﺎرد و ﯾﺎ آدمﻫﺎی ﻣﺎﺟﺮاﺟﻮﯾﯽ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﺎ. ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞﻫﺎی اﻧﺒﻮه و ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﯽ در ﻣﻨﺎﻃﻖ دور اﻓﺘﺎده و ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽروﯾﺪ و ﺑﺎ اﻧﻮاع ﺣﯿﻮاﻧﺎت و ﺟﺎﻧﻮران ﺧﻄﺮﻧﺎک ﻧﻈﯿﺮ ﺑﺒﺮ، ﻣﺎر و ﺣﺘﯽ ﺣﺸﺮاﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﯿﺶ ﺧﻮد ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻧﯽ را ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻣﯽرﺳﺎﻧﻨﺪ ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪه و آنﻫﺎ را ﺷﮑﺎر ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ و ﯾﺎ اﺟﺒﺎراً ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ.
اﻟﺒﺘﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎک و ﻧﺎراﺣﺖ ﮐﻨﻨﺪه اﺳﺖ، وﻟﯽ ﺧﻮب، آدﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﻫﺪ زﻧﺪﮔﯽ ﺟﺎﻟﺐ و ﻫﯿﺠﺎن اﻧﮕﯿﺰی داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ اﺳﺘﻘﺒﺎل ﺧﻄﺮات ﻫﻢ ﺑﺮود.«
»ﺑﻠﻪ، ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﺋﯿﺪ و اﮔﺮ اﯾﻨﻄﻮر ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺮدﯾﺚ ﻫﻢ ﺑﯽﻧﺼﯿﺐ ﻧﻤﺎﻧﺪه و ﭼﻨﯿﻦ ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮده اﺳﺖ. ﭼﺮا؟ ﭼﻮن اﯾﺸﺎن ﻫﻢ در اﺗﺎﻗﯽ ﺣﻀﻮر داﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﯾﺘﯽ در آن ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.«
ﻫﻨﻮز ﺟﻤﻠﻪ آﺧﺮ از دﻫﺎن ﺳﺮﮔﺮد دﺳﭙﺎرد ﺧﺎرج ﻧﺸﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ آن ﻣﺮدﯾﺚ ﻓﺮﯾﺎدی ﮐﺸﯿﺪ و ﮔﻔﺖ: »ن ن ن ن ه، ﺑﺲ ﮐﻨﯿﺪ، ﺧﻮاﻫﺶ ﻣﯽﮐﻨﻢ.«
Shokugeki no Souma: Gou no Sara
نام انیمه: Shokugeki no Souma: Gou no Sara
نام انیمه: Food Wars! The Fifth Plate
نام انیمه: Shokugeki no Soma 5th Season
نام انیمه: 食戟のソーマ 豪ノ皿
ژانر: Ecchi, School Life, Shounen, Cookie
تاریخ پخش: بهار 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 13 قسمت – فصل پنجم
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Manga
استودیو: J.C.Staff
کارگردان: Yonetani Yoshitomo
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
توضیحات
ادامهی فصلهای قبل میباشد.
خلاصه داستان (منبع)
Thanks to Souma Yukihira, Erina Nakiri, and the rebel forces overthrowing the regime of Azami Nakiri—the previous school director—and the former Elite Ten, Tootsuki Culinary Academy is back in order. However, its students have one more great battle ahead of them: the BLUE, a competition where young chefs seeking world-class fame compete. Faced with new trials and rivals, Souma and his friends will fight to conquer the BLUE and to defeat Asahi Saiba, the leader of an underworld organization of chefs known as Noir, who once defeated Souma and his father in a Shokugeki.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت. بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
اتاق تکونی
شنبه یی که گذشت (11 اردیبهشت) اتاق تکونی کردم.
کمرم به شدت درد می کنه.
شب قبلش زده بود به سرم.
اول از همه، کتابخونه رو خالی کردم.
یه پارچه بزرگ پهن کردم کف اتاق. کتاب ها رو چیندم روش.
کتابخانه رو تمیز کردیم :D بعد خودم کتاب ها رو تمیز کردم.
دوباره کتاب ها رو گذاشتم سر جاش.
نمی خواستم کتابخونه رو تکون بدهم.
به اندازه دو بند انگشت خاک جمع شده بود در کتابخانه و کتاب ها :D
پنکه و سه کشو و ... همه رو بردم بیرون اتاق.
سیستم رو باز کردم.
میزکامپیوتر رو آوردم این سمت اتاق.
فکر نمی کنم تا حالا در این همه سال، این مدلی گذاشته باشم میز کامپیوتر رو.
عملا میشه گفت جدیده :D
مورد سنگین خاصی بلند نکردم.
ولی اون سه کشو رو که بردم بیرون اتاق، خیلی سنگین بود. البته کشوها رو تکی تکی بردم.
یه خورده الان غیر عادی هست اتاق. ولی کم کم بهش عادت می کنم.
شیطان به قتل میرسد (7)
»از اﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﻤﯽﺷﺪ. راﺳﺘﺶ ﺑﯿﻦ ﺧﻮدﻣﺎن ﺑﻤﺎﻧﺪ، ﻣﻦ از اﯾﻦ ﮐﺎر ﻟﺬت ﻣﯽﺑﺮم.«
ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﯾﻦ ﺣﺮف، ﭘﻮارو از ﺟﺎﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ و در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪی ﺑﺮ ﻟﺐ داﺷﺖ ﺑﻪ دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ ﮐﻪ ﮐﻤﺎﮐﺎن ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺑﻬﺖزده ﺑﻪ او ﻧﮕﺎه ﻣﯽﮐﺮد، ﮔﻔﺖ: »ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﺪر ﺑﺪاﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺻﺤﺒﺖﻫﺎی ﺷﻤﺎ و ﻣﻄﺎﻟﺒﯽ ﮐﻪ ﻣﻄﺮح ﻧﻤﻮدﯾﺪ، ﮐﻤﮏ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺆﺛﺮ و ﺳﻮدﻣﻨﺪی در ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎی ﺑﻌﺪی ﻣﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.«
دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ از ﺟﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ و ﮔﻔﺖ: »ﻣﻦ ﮐﻪ ﺷﺨﺼﺎً ﻧﻤﯽداﻧﻢ ﭼﻄﻮر و ﭼﺮا؟ وﻟﯽ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ﻻﺑﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ.«
ﺳﭙﺲ دﺳﺖﻫﺎی ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ را ﻓﺸﺮده و از ﻫﻢ ﺧﺪاﺣﺎﻓﻈﯽ ﻧﻤﻮدﻧﺪ.
ﭘﻮارو از ﭘﻠﻪﻫﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ آﻣﺪ و ﯾﮏ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺻﺪا زد و ﭘﺲ از آﻧﮑﻪ ﻧﺸﺴﺖ ﮔﻔﺖ: »ﭼﻠﺴﯽ ﺧﯿﺎﺑﺎن ﺷﺎﯾﻦ ﺷﻤﺎره ی 111.«
ﻓﺼﻞ ﯾﺎزدﻫﻢ - ﺧﺎﻧﻢ ﻟﻮرﯾﻤﺮ
ﺷﻤﺎره ی 111 در ﺧﯿﺎﺑﺎن ﺷﺎﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪی ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﯿﺪ و از ﻇﺎﻫﺮ آن ﻣﻌﻠﻮم ﺑﻮد ﮐﻪ ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ وﺳﻮاس ﺧﺎﺻﯽ در ﭘﺎﮐﯿﺰﮔﯽ و ﻧﻈﺎﻓﺖ آن دارد. ﭘﻠﮑﺎﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﺗﻤﯿﺰ و ﺳﻔﯿﺪ رﻧﮓ ﮐﻪ ﺑﻪ درب ﺳﯿﺎﻫﺮﻧﮕﯽ ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣﯽﺷﺪ و دق اﻟﺒﺎب ﺑﺮﻧﺠﯽ ﮐﻪ در آﻓﺘﺎب ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ ﻣﯽدرﺧﺸﯿﺪ.
زن ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﻣﺴﻨﯽ ﺑﺎ ﮐﻼه و ﭘﯿﺶﺑﻨﺪ ﺳﻔﯿﺪ رﻧﮓ ﻓﻮق اﻟﻌﺎده ﺗﻤﯿﺰی ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻮم ﺑﻮد ﺧﺪﻣﺘﮑﺎر ﻣﻨﺰل اﺳﺖ، در را ﺑﻪ روی ﭘﻮارو ﺑﺎز ﮐﺮد و در ﺟﻮاب ﺳﺆال ﭘﻮارو اﻇﻬﺎر داﺷﺖ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺗﺸﺮﯾﻒ دارﻧﺪ و ﻣﺘﻌﺎﻗﺒﺎً ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻫﺪاﯾﺖ ﭘﻮارو ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ وی ﺑﻪ راه اﻓﺘﺎد. ﺑﻪ ﭘﻠﮑﺎن ﺑﺎرﯾﮑﯽ ﮐﻪ رﺳﯿﺪﻧﺪ ﻣﺠﺪداً روﯾﺶ را ﺑﻪ ﻃﺮف ﭘﻮارو ﭼﺮﺧﺎﻧﺪ و ﺳﺆال ﮐﺮد: »ﻟﻄﻔﺎً اﺳﻤﺘﺎن را ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟«
»ﻣﺴﯿﻮ ﻫﺮﮐﻮل ﭘﻮارو.«
در ﺑﺎﻻی ﭘﻠﻪﻫﺎ ﭘﻮارو را ﺑﻪ اﺗﺎق ﻧﺸﯿﻤﻦ راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﮐﺮد و ﺧﻮدش ﻣﺘﻌﺎﻗﺒﺎً ﺧﺎرج ﺷﺪ ﺗﺎ ورود ﺗﺎزه وارد را ﺑﻪ اﻃﻼع ﺧﺎﻧﻢ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ.
اﺗﺎق ﻧﺸﯿﻤﻦ اﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪی ﮐﻮﭼﮏ ﻧﯿﺰ، ﻧﻈﯿﺮ اﻏﻠﺐ ﻣﻨﺎزل دﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ال و ﻃﻮری ﺗﺰﯾﯿﻦ ﺷﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ
ﺧﻮشﺳﻠﯿﻘﮕﯽ ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ را در ﺑﯿﻨﻨﺪه ﺗﺪاﻋﯽ ﻣﯽﮐﺮد. ﭘﻮارو ﺑﺎ دﻗﺖ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﻤﺎﻣﺘﺮ اﺳﺒﺎب و اﺛﺎﺛﯿﻪ ﻣﻮﺟﻮد در اﺗﺎق را از ﻧﻈﺮ ﮔﺬراﻧﺪ. ﻣﺒﻠﻤﺎن ﭼﻮﺑﯽ ﺗﻤﯿﺰ و ﭘﻮﻟﯿﺶ ﺷﺪه از ﺗﯿﭗ ﻣﺒﻠﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ در ﻣﻨﺎزل ﻗﺪﯾﻤﯽ ﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽﺷﻮد، ﺗﻌﺪاد ﻣﻌﺪودی ﻋﮑﺲﻫﺎی ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ در ﻗﺎبﻫﺎی ﻧﻘﺮهای ﻗﺪﯾﻤﯽ و ﺑﺎﻻﺧﺮه دﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺒﺎﯾﯽ از ﮔﻞﻫﺎی داودی ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﺮز ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺒﺎﯾﯽ در ﮔﻠﺪان ﮐﺮﯾﺴﺘﺎل ﺑﻠﻨﺪی ﻗﺮار داﺷﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ دﮐﻮراﺳﯿﻮﻧﯽ ﻣﺨﺘﺼﺮ وﻟﯽ ﻓﻮق اﻟﻌﺎده ﮔﯿﺮا و آرام ﺑﺨﺶ ﮐﻪ ﻧﺸﺎن ﻣﯽداد ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎن ﻃﻮر ﮐﻪ از ﺧﺮت و ﭘﺮت و اﺛﺎﺛﯿﻪی زﯾﺎد و ﻏﯿﺮ ﺿﺮوری ﺑﯿﺰار اﺳﺖ، ﻋﻼﻗﻪی زﯾﺎدی ﺑﻪ ﻓﻀﺎ و ﻧﻮر ﮐﺎﻓﯽ داﺷﺘﻪ و اﻫﻤﯿﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮای راﺣﺘﯽ و آراﻣﺶ ﻗﺎﺋﻞ اﺳﺖ.
درﻫﻤﯿﻦ اﺛﻨﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﻟﻮرﯾﻤﺮ وارد ﺷﺪ و ﺿﻤﻦ ﺧﻮﺷﺎﻣﺪﮔﻮﯾﯽ و ﺳﻼم دﺳﺖ ﭘﻮارو را ﻧﯿﺰ ﻓﺸﺮد، ﺑﺪون اﯾﻨﮑﻪ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺘﯽ از ﺗﻌﺠﺐ و ﺷﮕﻔﺘﯽ در ﭼﻬﺮهی او دﯾﺪه و ﯾﺎ ﺧﻮاﻧﺪه ﺷﻮد. ﻣﺘﻌﺎﻗﺒﺎً ﺻﻨﺪﻟﯽای ﺑﻪ ﭘﻮارو ﺗﻌﺎرف ﮐﺮد و ﺧﻮد ﻧﯿﺰ ﻧﺸﺴﺖ. دﻗﺎﯾﻘﯽ ﺑﻪ ﺻﺤﺒﺖ در ﻣﻮرد آب و ﻫﻮا ﮔﺬﺷﺖ و ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﮑﻮت ﺑﺮﮔﺰار ﺷﺪ و ﺳﺮاﻧﺠﺎم ﭘﻮارو ﺷﺮوع ﺑﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: »ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺤﺘﺮم، از اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺪون اﻃﻼع ﻗﺒﻠﯽ ﻣﺰاﺣﻢ ﺷﻤﺎ ﺷﺪهام ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻌﺬرت ﻣﯽﺧﻮاﻫﻢ و اﻣﯿﺪوارم ﮐﻪ ﻣﺮا ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ.«
ﺧﺎﻧﻢ ﻟﻮرﯾﻤﺮ ﺑﺎ ﻫﻤﺎن ﺧﻮﻧﺴﺮدی اوﻟﯿﻪ، ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎن ﭘﻮارو ﻧﮕﺎه ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: »اول ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﺎﻫﯿﺖ اﯾﻦ ﻣﻼﻗﺎت ﭼﯿﺴﺖ؟ ﻣﺴﯿﻮ ﭘﻮارو ﺑﺮای اﺣﻮاﻟﭙﺮﺳﯽ ﺗﺸﺮﯾﻒ آورده اﻧﺪ؟ ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻧﺨﯿﺮ، ﮐﺎرآﮔﺎه ﻣﻌﺮوف ﻫﺮﮐﻮل ﭘﻮارو ﺑﺮای ﺗﺤﻘﯿﻖ در ﻣﻮرد ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺷﯿﻄﺎﻧﺎ آﻣﺪه؟«
»ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ اﻋﺘﺮاف ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺣﺪس دوم ﺷﻤﺎ درﺳﺖ اﺳﺖ.«
»ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺧﻮب ﮔﻮش ﮐﻨﯿﺪ ﻣﺴﯿﻮ ﭘﻮارو. ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺷﻬﺮوﻧﺪ اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ وﻇﯿﻔﻪ دارم ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﯽداﻧﻢ و ﯾﺎ ﻫﺮ اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ﻣﻮرد ﻗﺘﻞ آﻗﺎی ﺷﯿﻄﺎﻧﺎ ﮐﺴﺐ ﻣﯽﮐﻨﻢ در اﺧﺘﯿﺎر ﮐﻤﯿﺴﺮ ﺑﺘﻞ، ﺑﺎزرس اﺳﮑﺎﺗﻠﻨﺪﯾﺎرد ﻗﺮار دﻫﻢ، وﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ و وﻇﯿﻔﻪای در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮐﺎرآﮔﺎه ﺧﺼﻮﺻﯽ و ﯾﺎ ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﺎﻗﺪ ﻫﻮﯾﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻧﺪارم و ﻫﯿﭻ ﻗﺪرت ﯾﺎ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺮا ودار ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺆاﻻت اﯾﻦ اﺷﺨﺎص ﮐﻪ ﻧﺎم ﺑﺮدم، ﺟﻮاب ﺑﺪﻫﻢ.«
»ﺧﺎﻧﻢ ﻋﺰﯾﺰ، ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺪﻣﺘﺘﺎن ﻋﺮض ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮدم از اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع آﮔﺎﻫﯽ ﮐﺎﻣﻞ دارم و ﻟﺬا ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻫﺮ آن ﮐﻪ اﻣﺮ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ، ﺑﯽدرﻧﮓ از ﺣﻀﻮرﺗﺎن ﻣﺮﺧﺺ ﺧﻮاﻫﻢ ﺷﺪ.«
Tower of God (Kami no Tou)
نام انیمه: Tower of God
نام انیمه: Kami no Tou
نام انیمه: برج خدا
نام انیمه: Sin-ui Tap
نام انیمه: 神之塔 -Tower of God-
ژانر: Action, Adventure, Mystery, Drama, Fantasy
تاریخ پخش: بهار 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 13 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Web manga
استودیو: Telecom Animation Film
کارگردان: Sano Takashi
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
* مانهوا با ترجمه فارسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
برج خدا حول محو پسری به نام «بام بیست و پنجم» جریان داره که بیشتر زندگیش رو درحالی که زیر یک برج بزرگ و مرموز زندانی بوده، به همراه دوست نزدیکش، «ریچیل»، گذرونده. وقتی ریچل وارد برج میشه، بام هم موفق میشه که درش رو باز کنه و حین این که میخواد دوستش رو پیدا کنه، روی هر طبقه با چالشهای جدیدی رو به رو میشه.
خلاصه داستان (منبع)
چه خواستهای دارید؟ ثروت؟ قدرت؟ افتخار؟ انتقام؟ یا چیزی فراتر از همهی اینها؟ در آخرین طبقهی برج هر آنچه را بطلبید، در اختیار خواهید داشت... بام تنها برای یافتن دوست خود "راشل" به برج آماده است. اما برج نشینان از او چه خواهند خواست؟ حقیقت برج چیست؟
خلاصه داستان (منبع)
There is a tower that summons chosen people called "Regulars" with the promise of granting their deepest desires. Whether it be wealth, fame, authority, or something that surpasses them all—everything awaits those who reach the top.
Twenty-Fifth Bam is a boy who had only known a dark cave, a dirty cloth, and an unreachable light his entire life. So when a girl named Rachel came to him through the light, his entire world changed. Becoming close friends with Rachel, he learned various things about the outside world from her. But when Rachel says she must leave him to climb the Tower, his world shatters around him. Vowing to follow after her no matter what it takes, he sets his sight on the tower, and a miracle occurs.
Thus begins the journey of Bam, a young boy who was not chosen by the Tower but opened its gates by himself. They call his kind "Irregulars"—beings that have shaken the very foundation of the Tower each time they set foot inside it.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت. بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
شیطان به قتل میرسد (6)
ﻓﺼﻞ ﻧﻬﻢ - دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ
»ﺻﺒﺢ ﺑﺨﯿﺮ، ﮐﻤﯿﺴﺮ ﺑﺘﻞ.«
ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﯾﻦ ﺣﺮف، دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ از روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺧﻮد ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ و ﺳﭙﺲ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺑﺰرگ ﺻﻮرﺗﯽ رﻧﮓ ﺑﺴﯿﺎر ﺗﻤﯿﺰی ﮐﻪ ﺑﻮی ﺻﺎﺑﻮن و داروﻫﺎی ﺿﺪ ﻋﻔﻮﻧﯽ ﮐﻨﻨﺪه از آن ﺑﻪ ﻣﺸﺎم ﻣﯽرﺳﯿﺪ، ﺑﻪ ﮐﻤﯿﺴﺮ ﺑﺘﻞ ﺗﻌﺎرف ﮐﺮد و در اداﻣﻪ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ: »ﺧﻮب... اوﺿﺎع ﭼﻄﻮر اﺳﺖ؟«
»ﭘﯿﺶ ﺧﻮدﻣﺎن ﺑﻤﺎﻧﺪ دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ، وﻟﯽ اﮔﺮ راﺳﺘﺶ را ﺑﺨﻮاﻫﯿﺪ، ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﯽ ﻧﺪاﺷﺘﻪاﯾﻢ و ﮐﻤﺎﮐﺎن درﺟﺎ ﻣﯽزﻧﻢ.«
»وﻟﯽ ﻇﺎﻫﺮاً روزﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﺳﺮ و ﺻﺪای زﯾﺎدی در ﻣﻮرد اﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮا ﺑﻪ راه ﻧﯿﻨﺪاﺧﺘﻪاﻧﺪ، ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﻪ ﺧﯿﻠﯽ از اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ.«
ﮐﻤﯿﺴﺮ ﺑﺘﻞ ﺿﻤﻦ ﻧﻘﻞ ﻗﻮل ﻣﻘﺎﻟﻪی روزﻧﺎﻣﻪ اﻇﻬﺎر داﺷﺖ: »ﻣﺮگ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﻌﺮوف آﻗﺎی ﺷﯿﻄﺎﻧﺎ در ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ و ﻣﻨﺰل ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮد... ﺑﻠﻪ، روزﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﻓﻌﻼً ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺨﺘﺼﺮ اﮐﺘﻔﺎ ﮐﺮدهاﻧﺪ.«
»ﺟﻨﺎزه ی ﺷﯿﻄﺎﻧﺎ ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺷﮑﺎﻓﯽ ﺷﺪ و ﻣﻦ ﯾﮏ ﻧﺴﺨﻪی ﮔﺰارش ﭘﺰﺷﮏ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ را ﺑﺮای ﺷﻤﺎ آورده ام. ﻓﮑﺮ ﮐﺮدم اﺣﺘﻤﺎﻻً ﺑﺮای ﺷﻤﺎ ﺟﺎﻟﺐ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.«
»ﻣﺘﺸﮑﺮم... ﺧﯿﻠﯽ ﻟﻄﻒ ﮐﺮدﯾﺪ... ﺑﻠﻪ... ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً ﺟﺎﻟﺐ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.«
ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﯾﻦ ﺣﺮف، دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ ﮔﺰارش ﭘﺰﺷﮏ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ را ﺑﺪون آﻧﮑﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ آن ﺑﯿﻨﺪازد، ﻣﺠﺪداً ﺑﻪ ﮐﻤﯿﺴﺮ ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪ. ﮐﻤﯿﺴﺮ ﺑﺘﻞ ﺑﻪ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ اداﻣﻪ داد و ﮔﻔﺖ: »در اداﻣﻪی ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﻤﺎن، ﻧﺸﺴﺘﯽ ﻫﻢ ﺑﺎ وﮐﯿﻞ ﺷﯿﻄﺎﻧﺎ داﺷﺘﯿﻢ.
در اﯾﻦ ﺟﻠﺴﻪ ﻣﻔﺎد و وﺻﯿﺖﻧﺎﻣﻪی ﺷﯿﻄﺎﻧﺎ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﮑﺘﻪ ﺟﺎﻟﺒﯽ در آن وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺖ، ﺟﺰ اﯾﻨﮑﻪ ﻇﺎﻫﺮاً ﮐﺲ و ﮐﺎری در ﺳﻮرﯾﻪ دارد. اﻟﺒﺘﻪ ﺻﺮﻓﺎً ﺑﻪ وﺻﯿﺖﻧﺎﻣﻪ اﮐﺘﻔﺎ ﻧﻨﻤﻮدﯾﻢ و ﻣﺘﻌﺎﻗﺒﺎً ﮐﻠﯿﻪی ﻧﺎﻣﻪﻫﺎ، اوراق و ﻣﺪارک ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ وی ﻧﯿﺰ دﻗﯿﻘﺎً ﺑﺮرﺳﯽ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮔﺮدﯾﺪ.«
در اﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ ﮐﻤﯿﺴﺮ ﺑﺘﻞ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮔﻨﮕﯽ اﺣﺴﺎس ﮐﺮد ﻣﺜﻞ اﯾﻨﮑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺮاﺷﯿﺪه، ﺗﻤﯿﺰ و ﺑﺮاق دﮐﺘﺮ ﺑﻔﻬﻤﯽﻧﻔﻬﻤﯽﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮد، ﮔﻮﺋﯽ ﭘﻮﺳﺖ ﺻﻮرﺗﺶ از ﻃﺮﻓﯿﻦ ﮐﺸﯿﺪه ﺷﺪ و ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺸﮏ و ﺑﯽروﺣﯽ ﺑﻪ ﺧﻮد ﮔﺮﻓﺖ.
ﻧﮕﺮاﻧﯽ؟ ﯾﺎ ﺗﺮس؟ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺳﮑﻮت ﺑﺮﻗﺮار ﺷﺪ و ﻣﺘﻌﺎﻗﺒﺎً دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ ﺳﻮال ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: »ﭼﯿﺰی ﻫﻢ ﭘﯿﺪا ﮐﺮدﯾﺪ؟«
»ﻧﻪ، ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺪرد ﺑﺨﻮری ﭘﯿﺪا ﻧﮑﺮدﯾﻢ.«
ﮐﻤﯿﺴﺮ ﺑﺘﻞ، ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﮐﻪ ﺣﺮف ﻣﯽزد، ﻟﺤﻈﻪای از ﺣﺮﮐﺎت و ﺣﺎﻻت ﭼﻬﺮهی دﮐﺘﺮ راﺑﺮﺗﺰ ﻏﺎﻓﻞ ﻧﺒﻮد. ﻇﺎﻫﺮاً از ﭘﺎﺳﺨﯽ ﮐﻪ درﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮد ﭼﻨﺪان ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﯽرﺳﯿﺪ و ﻧﮕﺮاﻧﯿﺶ ﻫﻢ رﻓﻊ ﻧﺸﺪه ﺑﻮد، ﭼﻮن ﺣﺎﻟﺖ ﺳﻮال ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ ﻧﮕﺮاﻧﯽ و ﺗﺮس ﮐﻤﺎﮐﺎن در ﭼﻬﺮهاش ﻣﺸﻬﻮد ﺑﻮد و ﺗﻐﯿﯿﺮی در آن ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﻤﯽﺷﺪ. ﻣﻌﻬﺬا، ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺟﺎ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺷﺪ و در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ داﺷﺖ ﺧﻮد را ﺑﯽﺧﯿﺎل ﺟﻠﻮه دﻫﺪ، اﻇﻬﺎر داﺷﺖ: »و ﭼﻮن ﻇﺎﻫﺮاً ﭼﯿﺰی دﺳﺘﮕﯿﺮﺗﺎن ﻧﺸﺪه، آﻣﺪﯾﺪ ﺳﺮاغ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ اﯾﻨﺠﺎ ﭼﯿﺰی ﮔﯿﺮ ﺑﯿﺎورﯾﺪ؟«