مرد داستان فروش (8)
وقتی داستان به اینجا رسید، وانمود کردم که گریه میکنم و دختر کوچولو هم سرش را بالا گرفته بود و مرا نگاه میکرد. به نظر میرسید قسمت آخر داستان را فهمیده باشد. شاید هم چون خودش چند لحظه ی پیش در آب بازی میکرد. به همین دلیل خیلی سریع اضافه کردم پانینا مادنیا در دریا غرق نشده بود بلکه هنگامیکه بزرگ تر ها کنار آتش نشسته بودند و کباب گراز میخوردند و شراب مینوشیدند، او هم از یک راه اسرار آمیز برای سفری اکتشافی به وسط جنگل رفت. پس از مدتی به قدری پاهایش خسته شد که میان درخت های سر به فلک کشیده ی جنگل رو علف ها نشست و به صدای قار قار کلاغ ها و فریاد جغد ها گوش میکرد که در این حال به خواب عمیقی فرو رفت. وقتی از خواب بیدار شد، به نظرش رسید که فقط چند لحظه خوابیده اما در واقعیت او تمام شب و نیمیاز روز بعد را خوابید بود زیرا در آن لحظه خورشید در وسط آسمان قرار داشت. پانینا مادنیا از راهی که آمده بود برگشت تا محل آتش را پیدا کند اما نشانی از آتش ندید و حتی یک ماشین سیرک هم آن جا نبود. وقتی شب شد، او کور سویی از روشنایی و یک خانه ی قرمز را دید که بالای آن پرچم سوئد آویزان بود. جلوی خانه ی قرمز یک کاروان صورتی رنگ ایستاده بود که توجه پانینا مادنیا را به خودش جلب کرد زیرا این کاروان شباهت زیادی به کاروان های سیرک داشت. او فقط سه سال داشت با این حال به طرف کاروان رفت و دَر زد. وقتی کسی در را باز نکرد، از پله های سنگی خانه ی قرمز بالا رفت و در ِ خانه را زد. پس از چند لحظه در باز شد و خانم پیری بیرون آمد. پانینا مادنیا نترسید. شاید برای این که او دختر سیرک بود. نگاهی به خانم غریبه کرد و گفت: پدرش را گم کرده. البته او این حرف را به زبانی گفت که پیرزن آن را نمیفهمید. زیرا پادنینا مادنیا اهل کشوری بود که خانم پیر هرگز آن جا را نمیشناخت. پانینا مادنیا تقریباً دو روز چیزی نخورده بود و برای نشان دادن گرسنگی اش دست هایش را به طرف دهانش برد. خانم پیر خانه ی قرمز که متوجه شد او در جنگل گم شده و گرسنه است دخترک را به درون خانه برد و برایش کتلت و ماهی و نان و آب میوه آورد. پانینا مادنیا به قدری گرسنه بود که تمام غذاها را خورد. شب خانم پیر برای او تخت خوابی آماده کرد و از آن جا که نمیتوانستند با هم حرف بزنند برایش به زبان سوئدی لالایی خواند تا دخترک خوابش برد. خانم پیر چون نام دخترک را نمیدانست او را طلایی صدا میزد.
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار … هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
#شعر #سید_علی_صالحی
+ دانلود فایل صوتی با صدای خسرو شکیبایی
مرد داستان فروش (7)
لرد و هرسوگ کاملاً روی بازی تمرکز کرده بودند. بازی به کندی به مرحله ی تصمیم گیری و جابجایی ِ مهره ها پیش میرفت. باغ پُر بود از مهمان های شاد و با نشاطی که دیگر روی صفحه ی شطرنج به وجودشان نیازی نبود. همه دور ماری آن حلقه زده بودند حتی مهره هایی هم که تا آن روز هرگز او را ندیده و نمیشناختند اکنون با شیفتگی و ستایش مشتاقانه دور او میگشتند.
ماری آن برای نخستین بار در زندگی این احساس را داشت که کاملاً خودش باشد و عشق بی حد و مرزش را به همه ارزانی دارد. با وجود بیگانگی با واژه ی بدخواهی، نگاه های عصبی و کینه توزانه ی آیان را میدید که هنوز روی صفحه ی شطرنج ایستاده و میخواست توسط هِرسوگ فون آرگل، لرد هامیلتون را مات کند. چیزی به طلوع خورشید نمانده بود. ماری آن میترسید که آیان بعداً او را در خانه تنبیه کند اما در آن لحظه نمیخواست به این موضوع بیندیشد. او به خیانت و بی وفایی ِ آیان در این سال ها فکر میکرد و اعتقاد داشت که در این دنیا عدالت نسبی وجود دارد. در هر حال امشب، شب او بود.
Detective Conan – EP1073
[神楽坂 まひろ] 名侦探柯南 / Detective Conan - 1073 (B-Global 1920x1080 HEVC AAC MKV)
[SubsPlease] Detective Conan - 1073 (480p)
[SubsPlease] Detective Conan - 1073 (1080p)
[SubsPlease] Detective Conan - 1073 (720p)
[神楽坂 まひろ] 名侦探柯南 / Detective Conan - 1073 (CR 1920x1080 AVC AAC MKV)
[Erai-raws] Detective Conan - 1073 [1080p] [ENG]
[Erai-raws] Detective Conan - 1073 [720p] [ENG]
[Erai-raws] Detective Conan - 1073 [480p] [ENG]
[YakuboEncodes] Detective Conan - 1073 [1080p][10bit][x265 HEVC]
مرد داستان فروش (6)
چند دقیقه یی درباره ی همه ی چیزهای ممکن و البته خیلی با احتیاط با هم صحبت کردیم و بعد با اطمینان و سرعت به حرف های مان ادامه دادیم و خیلی زود برای هم به صورت دو آشنای قدیمیدر آمدیم. ماریای بیست و نه ساله در دانشگاه اسلو دوره ی تاریخ هنر را گذرانده و قبل از آن هم در ایتالیا در رشته ی هنر دوره ی رنسانس تحصیل کرده بود و در حال حاضر در خوابگاه دانشجویان زندگی میکرد که این موضوع برای من تازگی داشت و به نظرم خیلی امیدوار کننده میآمد. بقیه ی آشناهای من که به خانه ام میآمدند با خانواده های بزرگ زندگی میکردند، پدر، مادر و خواهر و برادرهای شان. پدر و مادر ماریا به رغم متولد شدن او در سوئد، در آلمان زندگی میکردند.
به هر حال او به چشم من فوق العاده آمد و هر چه بیشتر از او شناخت پیدا میکردم بیشتر به این نتیجه میرسیدم که ما از خیلی جهات به هم شباهت داریم. او بسیار جذاب، دلچسب و شوخ بود و همین طور مثل من استعداد تداعی و خیال پردازی داشت و تخیلات را به صورت ماهرانه یی تحلیل میکرد. تخیلات مشابه فراوانی با من داشت و همین طور افق دیدی و فکرهای عالی. حساس و شکننده بود اما در عین حال میتوانست گاهی هم گستاخ و بی توجه باشد. ماریا اولین کسی بود که در همه ی زندگی ام به او احساس داشتم و میخواستم و همین طور میتوانستم با او ارتباط بر قرار کنم. از نظر من، ما دو روح در یک بدن بودیم.
طرز تهیهی کاسرول (صبحانه فرانسوی)
ابتداپنج فنجان خمیر نان باگت را در سینی فر چرب شده پهن کنید. در یک ظرف بزرگ چهار عدد تخم مرغ را با یک قاشق چایخوری وانیل ، یک چهارم فنجان شکر ، یک چهارم قاشق چایخوری نمک و یک و نیم فنجان شیر مخلوط کنید و روی خمیر بریزید.
بعد یک قاشق چایخوری کره مارگارین را ذوب کنید و روی مخلوط تخم مرغ بریزید سپس دو قاشق غذا خوری گردوی پودر شده و دو قاشق غذاخوری کشمش را روی مخلوط خوب پخش کنید سپس آن را به مدت 15 دقیقه در فر 170درجه قرار دهید تا کاملا برشته و طلایی رنگ شود.
مدت زمان آماده سازی 15 دقیقه
مدت زمان پخت 15 دقیقه
"لاله در خون خفته"
شاعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ ساز: جهانبخش پازوکی و مجتبی میرزاده
خواننده:؟
زمان و مکان اجرا:؟
به لالهٔ در خون خفته ———————————— شهیدِ دست از جان شسته
قسم به فریاد آخر —– به اشک لرزان مادر
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
همه به پیش، همه به پیش
به یک صدا
«جاویدان ایران عزیز ما»
به لالهٔ در خون خفته ————————————- شهیدِ دست از جان شسته
قسم به فریاد آخر —- به اشک لرزان مادر
که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد، ای شهید
———————————–
قسم به اسم آزادی —————————— به لحظهای که جان دادی
به قلبِ از هم پاشیده——شهیدِ در خون غلتیده
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
همه به پیش، همه به پیش
به یک صدا
«جاویدان ایران عزیز ما»
قسم به اسم آزادی ————————————- به لحظهای که جان دادی
به قلبِ از هم پاشیده —— شهیدِ در خون غلتیده
که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد، ای شهید
———————————–
قسم به عزم همرزمان ————————- ستمکشان با ایمان
به خستگان جان بر کف —— دلاوران همپیمان
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
همه به پیش، همه به پیش
به یک صدا
«جاویدان ایران عزیز ما»
برای دانلود فایل صوتی این سرود هم اکنون روی اینجا کلیک کنید.
#Lyrics

مرد داستان فروش (5)
خیلی از دختر ها میخواستند که به بالکن بروند. مادر همیشه خیلی خوب از گلدان هایش مراقبت میکرد و من هم که نمیخواستم در اولین بهار بدون او از آن ها صرف نظر کنم به مرتب کردن و سر و سامان دادن آن ها پرداختم. ریشه های خشک گلدان ها را بیرون آوردم و دور ریختم و آن تعدادی را که سرمای زمستان را تحمل کرده و آن را پشت سر گذاشته بودند با خاک تازه پر کردم و مقدار زیادی هم پیاز گل های مختلف در کنارشان کاشتم که نتیجه ی فوق العاده زیبایی به دست آمد. در بهار امسال گلدان های بزرگ پُر بود از گل های زعفران، لاله و نرگس های زرد زیبا به طور بی سابقه یی بیشتر از گذشته بود. این فضای زیبا خیلی از دخترها را تحت تأثیر قرار میداد و اغلب وقتی که هوا خوب بود لیوان ِ مارتینی به دست توی بالکن مینشستیم و شهر را تماشا میکردیم.
البته واضح بود که من علت ِ تنها زندگی کردن ام را برای دخترها میگفتم و به بعضی از آن ها کمد لباس ِ مادر را هم نشان میدادم. گاهی هم کت دامن یا پالتویی را به آن ها هدیه میکردم. آن ها هم اول لباس ها را میپوشیدند تا هر کدام را که اندازه شان بود، بردارند. برای من هم خوشایند بود که این نمایش مد کوچک را تماشا کنم. و اگر خیلی هم سرحال بودم، همراه لباس ها یک جفت دستکش یا شال گردن و یا کیف شب هم به آن ها میبخشیدم. در بین آن ها از دختری به نام تِریسه خوشم آمد که پالتوی پوست مادر را به او دادم.
بانگ آزادی
شاعر: استاد حمید سبزواری پدر شعر انقلاب
آهنگ ساز: احمد علی راغب
خواننده: محمد گل ریز
زمان و مکان اجرا: 1359
این بانگ آزادی ست، کز خاوران خیزد
فریاد انسانهاست، کزنای جان خیزد
اعلام توفانهاست، کز هر کران خیزد
آتشفشان قهر ملتهای در بند است
حبلالمتین تودههای آرزومند است
اللهاکبر، خمینی رهبر
دشمن بداند ما موج خروشانیم
زاییده بحریم، فرزند توفانیم
در سنگر اسلام، بگذشته از جانیم
بازو به بازو، صف به صف، ما آهنین چنگیم
سنگر به سنگر، جان به کف آماده جنگیم
تخت شهنشاهان، شد سرنگون از ما
بخت تبهکاران، شد واژگون از ما
دامان آزادی، شد لالهگون از ما
ما حافظ آزادی و اسلام و قرآنیم
ما در پی آسایش و معراج انسانیم
اللهاکبر، خمینی رهبر
ما در ره اسلام، پیمان خون بستیم
زنجیر استعمار، مردانه بگسستیم
#Lyrics
مرد داستان فروش (4)
در سال 1960 وقتی نخستین برنامه ی سرتاسری ِ تلویزیون به نمایش در آمد، من در خانه ی همسایه بودم و از آن جا توانستم سخنرانی ِ افتتاحیه ی نخست وزیر را بشنوم. نخست وزیر آینار گِرهاردزِن میگفت: خیلی از مردم به وضوح از این میترسند که تلویزیون اثر بدی روی زندگی خانوادگی و رشد فکری ِ بچه ها بگذارد. خیلی های دیگر هم میترسند که تلویزیون بچه ها را از انجام تکالیف مدرسه شان و بازی در نور و هوای آزاد باز دارد. اما نخست وزیر میگفت که تأثیر تلویزیون نمیتواند بیشتر از رادیو باشد و تأکید میکرد که البته درست است که هر کسی دوست دارد از پدیده های نو و تازه تا سر حد امکان بیشتر استفاده کند، و به نظر او این تازگی به زودی و خود به خود از بین میرفت و پس از مدتی یاد میگرفتیم که با دقت فراوان برنامه ها را انتخاب کنیم. باید یاد بگیریم که اگر برنامه یی واقعاً برای مان جالب نیست تلویزیون را خاموش کنیم و با انجام این کارها، تلویزیون سود و رضایت را با هم در بر داشت. نخست وزیر امیدوار بود که تلویزیون به صورت عامل مهمیبرای آموزش و روشن کردم مردم و وسیله ی جدیدی برای انتشار علم در کشور باشد و کلیدی برای ارزیابی کردن، به خصوص برای تهیه ی برنامه ی کودکان و نوجوانان باید به شدت سخت گیری و دقت عمل به کار برده شود.
چت جی پی تی (ChatGPT) چیست؟
هوش مصنوعی روز به روز در حال پیشرفت است و شاهد تولید محصولات جالب و بعضا ترسناک با هوش مصنوعی هستیم. اکنون آخرین موفقیت در این زمینه چت بات به نام «ChatGPT» است. این چت بات توسط OpenAI توسعه یافته است. ایلان ماسک یک کارآفرین است که یکی از بنیانگذاران آن است اما چرا این چت بات در سال های اخیر اینقدر مورد توجه قرار گرفته است؟
بر اساس نتایج تحقیقاتی، بازار جهانی چت بات (chatbot) تا سال ۲۰۲۶ به ۱۰.۵ میلیارد دلار یعنی رشد ۲۳.۵ درصدی خواهد رسید. با این حال، با توجه به اینکه آخرین نوآوری هوش مصنوعی یعنی چت جی پی تی، یک میلیون کاربر در هفته اول رونمایی به دست آورده، به نظر میرسد که این بازار با سرعت بیشتری توسعه پیدا کند.
ChatGPT چیست ؟
ChatGPT یک ربات گفتگوی مبتنی بر هوش مصنوعی نمونه اولیه است که می تواند زبان طبیعی انسان را درک کند و متن نوشته شده توسط انسان بسیار دقیق تولید کند. در واقع ChatGPT آخرین نسخه GPT است، خانواده ای از هوش مصنوعی با قابلیت تولید متن. به زودی نسخه حرفه ای این هوش مصنوعی با عملکردهای جدیدی عرضه خواهد شد که البته رایگان نخواهد بود.
چت جی پی تی (ChatGPT) از کجا آمده است؟
در واقع شرکت OpenAI در سانفرانسیسکو، این ابزار هوش مصنوعی را برای پاسخگویی مکالمه وار به سوالات پیچیده طراحی کرده است. این فناوری انقلابی، آموزش دیده تا پرسش و پاسخهای انسانی را درک کند.
شرکت OpenAI یک مدل یادگیری عمیق و مشهور به نام دال-ای ( DALL·E) دارد که از روی دستورالعملهای متنی به نام prompt به تولید تصویر میپردازد. مدیرعامل این شرکت، سام آلتمن است که قبلاً رئیس شرکت Y Combinator بود.
مایکروسافت، شریک و سرمایه گذار یک میلیارد دلاری در این شرکت است. آنها به طور مشترک، پلتفرم هوش مصنوعی Azure را توسعه دادند.
بسیاری از کاربران از توانایی چت جی پی تی در ارائه پاسخهای با کیفیت، شگفت زده شدهاند. چون این احساس را القا میکند که شاید در نهایت، این فناوری بتواند نحوه تعامل انسانها با کامپیوترها را مختل کرده و نحوه بازیابی اطلاعات را تغییر دهد.
این چت بات مبتنی بر مدل زبان بزرگ (large language model) است. مدلهای زبانی بزرگ، وظیفه پیش بینی کلمه بعدی درون یک سری کلمات را انجام میدهند.
یادگیری تقویتی با بازخورد انسانی (Reinforcement Learning with Human Feedback) که به اختصار RLHF نامیده میشود، یک لایه آموزشی اضافی است که از بازخورد انسانی برای کمک به ChatGPT استفاده میکند. این چت بات با کمک این نوع از یادگیری، توانایی پیروی از دستورات و تولید پاسخهای رضایتبخش برای انسان را پیدا میکند.
چت جی پی تی چگونه کار میکند؟
این چتبات که با هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی توسعه پیدا کرده است، از طریق یک رابط کاربری گفتوگو محور، به سؤالات پاسخ داده و اطلاعات را در اختیار کاربران قرار میدهد. این ابزار از طریق یک نمونه عظیم از اطلاعات اینترنت آموزش داده شده است.
به گفته OpenAI، این ابزار با تمرکز روی سادگی در استفاده توسعه پیدا کرده است: «قالب گفتوگو محور این قابلیت را به ChatGPT داده تا بتواند به سؤالات بعدی کاربران هم جواب دهد، اشتباهات خود را بپذیرد و به چالش بکشد و همچنین درخواستهای نامناسب را رد کند.»
چه کارهایی با ChatGPT ممکن است؟
چت جی پی تی علاوه بر مکالمه انسانی، برای کارهای زیر هم قابل استفاده است:
تولید محتوا
میتوان از این ابزار برای تولید محتوا استفاده کرد، یعنی به راحتی محتوا را بر اساس یک درخواست مینویسد. به عنوان مثال، این ابزار هوش مصنوعی میتواند آهنگی را بر اساس دستور کاربر بنویسد. علاوه بر این، میتواند به کاربران کمک کند تا سبک نوشتاری خوشان را بهبود دهند.
هنر هوش مصنوعی
هنر پردازی با هوش مصنوعی از زمان معرفی DALLE-2 ،Midjourney و سایر ابزارهای هنری، در خط مقدم خلق تصاویر هنری قرار گرفته است. فناوری رو به رشد ChatGPT هم پتانسیل بسیار زیادی در تهیه سناریوهای واقعیت افزوده (AR) با جزئیات فراوان دارد.
کدنویسی و رفع باگ
فناوری چت جی پی تی قادر به پردازش کد، کدنویسی و کمک به برنامه نویسان برای رفع باگ کدها است. به عنوان مثال، میتوان از آن برای تولید کوئریهای SQL استفاده کرد. از آنجایی که دانش SQL برای دانشمندان داده ضروری است، استفاده از ChatGPT برای تقویت مهارتهای SQL میتواند این موقعیت شغلی را ارتقاء دهد.
توضیح و آموزش
این ابزار به خوبی میتواند کلمات، کدها و حتی علم فیزیک را توضیح دهد. همانطور که قابلیت مربی هوش مصنوعی در ChatGPT در سالهای آینده، توسعه و بهبود مییابد، میتواند به طرز چشمگیری نحوه تعامل دانشجویان با دنیای بیرون را تغییر دهد.
در نتیجه، این ابزار تأثیر زیادی بر صنعت فناوری آموزشی خواهد داشت. بسیاری از شرکتهای فناوری، هم اکنون میتوانند اصول یک موضوع علمی را با این ابزار، آموزش دهند و از آن به عنوان بستری برای پرسیدن سؤال و رفع تردیدهای دانشجویان استفاده کنند.
مدیریت و دستکاری دادهها
مرتبسازی، مدیریت و سازماندهی دادههای ساختار نیافته، دشوار است. با کمک این چت بات میتوانید دادههای بدون ساختار را با کمک دستکاری دادهها به یک فرمت ساختار یافته تبدیل کنید. به عنوان مثال، از این ابزار برای افزودن دادهها به جدول، ایجاد ایندکسها و درک کوئریهای JSON استفاده نمایید.
مزایای Chat GPT چیست ؟
در ادامه این بخش مهمترین مزایای ChatGPT فهرست شده است.
+ چت جی پی تی درکی عمیق را نه تنها از زبان نوشتاری، بلکه نسبت به زبانهای برنامه نویسی نیز ارائه میدهد. ChatGPT میتواند چالشها و مسائل کد نویسی را حل کند و حتی برخی از اثباتهای ریاضی را هم میتواند انجام دهد.
+ چتبات یا ربات گفتگویChat GPT امکان مکالمه با هوش مصنوعی را بهگونهای بینقص و طبیعی فراهم میکند.
+ استفاده از فناوری ChatGPT حداقل در زمان انتشار این مطلب رایگان است و تنها نیاز به ثبتنام (با شماره موبایل غیرایرانی) وجود دارد.
+ اگرچه چت جی پی تی هنوز به بلوغ کامل و لازم نرسیده، اما در هر صورت همچنان بسیار قابل تحسین و واقعاً امیدوارکننده است.
+ Chat GPT چتباتی زیرک، تطبیقپذیر و چندمنظوره است که میتوان از آن به عنوان دستیار هوش مصنوعی برای تسهیل فرایند تولید محتوا و حتی به منظور بهبود جریانهای کاری توسعه نرمافزار استفاده کرد.
معایب ChatGPT چیست ؟
در این بخش بارزترین نقاط ضعف و معایب ChatGPT را فهرست کردهایم.
+ چت جی پی تی لحن بیان متقاعدکنندهای دارد، حتی وقتی در حقیقت اشتباه میکند. در واقع ممکن است ChatGPT پاسخی را تولید کند که درست به نظر میرسد، اما در واقعیت چنین نیست. بسته به سطح دانش کاربر، ممکن است تشخیص این مسئله دشوار باشد. تجزیه و تحلیل جوابهای Chat GPT برای اینکه بفهمیم چه چیزی درست و چه چیزی اشتباه است، امری زمانبر خواهد بود.
+ اگر زیاد از ChatGPT استفاده کنید، متوجه الگوها و اصطلاحات خاصی خواهید شد که در متن تکرار میشوند. این ممکن است به تولید محتوای تکراری بیانجامد یا محتوایی ارائه شود که به لحاظ ساختاری خودش را تکرار میکند.
+ گاهی اوقات چت جی پی تی از کار باز میایستد یا به اصطلاح قفل میکند (فریز میشود) و به وضوح نمیداند چطور به سوالات شما پاسخ بدهد. اما با تغییر یکی دو کلمه در سوال، در نهایت پاسخی را تولید خواهد کرد.
+ به لطف رایگان بودنش، تقاضای بالایی برای استفاده از ChatGPT وجود دارد، این مسئله میتواند به از دسترس خارج شدن ChatGPT به دلیل حجم زیاد درخواست منجر شود یا سرعت عمل آن را با اختلال همراه کند (ممکن است پیش از آنکه بتوانیم آن را تست کنیم ناچار شویم تا ۴ ساعت منتظر بمانیم، البته منطقی است که OpenAI نسبت به میزان تقاضا منابع محاسباتی و ظرفیت ChatGPT را افزایش دهد).
+ به طور کلی، چت جی پی تی به تازگی ارائه شده است و به هیچ وجه حتی نزدیک به شکل نهایی خودش هم نیست. ممکن است Chat GPT دارای سوگیریهایی باشد و جانبدارانه عمل کند، هنوز نمیتواند برای شفافسازی پرسشهای ما سوال بپرسد و همچنین ممکن است خروجیهای طول و درازی را ارائه دهد.
+ ChatGPT در ایران به سادگی قابل دسترس نیست و مانند بسیاری از خدمات خارجی تحت تحریم یا شاید هم فیلترینگ قرار دارد و برای استفاده از آن به ناچار باید از روشهای مختلف دور زدن محدودیتها استفاده کرد.
سوالات متداول ChatGPT
ChatGPT چیست؟
ChatGPT یک مدل زبانی آموزش دیده برای تولید متن است. ChatGPT با استفاده از یادگیری تقویتی با بازخورد انسانی استفاده میکند. از آن میتوان برای طیف گستردهای از برنامهها مانند دستیاران هوش مصنوعی مبتنی بر زبان، رباتهای گفتگو، تولید محتوا در حوزههای مختلف، نوشتن خودکار و غیره استفاده کرد.
کدام شرکت ChatGPT را خلق کرده است؟
این چتبات جدیدترین دستاورد شرکت تحقیقاتی OpenAI است که ایلان ماسک یکی از بنیانگذاران آن محسوب میشود و البته مایکروسافت هم در آن سرمایهگذاری کرده است و احتمالاً این سرمایهگذاری را ادامه میدهد.
چطور از ChatGPT استفاده کنیم؟
دسترسی پیدا کردن به ChatGPT ساده است (البته نه برای کاربران داخل ایران). در حال حاضر ChatGPT به رایگان برای همه از طریق ثبتنام در دسترس قرار دارد.
آیا استفاده از ChatGPT رایگان است؟
بله؛ با مراجعه به وبسایت OpenAI میتوانید بهصورت رایگان از چت جیپیتی استفاده کنید، هرچند در آینده نسخه پولی آن با قابلیتهای بیشتر هم از راه میرسد.
مزایا و معایب ChatGPT چیست؟
دستیار مجازی ChatGPT یک مدل زبانی ستودنی و قابل ستایش است که میتواند به گونهای منحصربفرد و بیمانند متن و کدهای برنامه نویسی تولید کند. چت جی پی تی در یافتن پاسخ برای سوالاتِ چالشبر انگیز، به خوبی عمل میکند و میتواند پاسخها را به گونهای متقاعد کننده و باور پذیر ارائه دهد.
مسلمانان به پا خیزید
شاعر: محمد علی ابرآویز
آهنگ ساز:؟
خواننده:؟
زمان و مکان اجرا:؟
مسلمانان به پا خیزید
الا معمار و طراح حرم برخیز
چراغ جاودان سوز حرم برخیز
تو ای روح شجاعت نفس آزادی
عزادار شهیدان حرم برخیز
بزن دستی به شمشیر الم نشرح
طلسم بندگی بشکن بپا برخیز
بزن دستی به شمشیر الم نشرح
طلسم بندگی بشکن بپا برخیز
تو پیک خلوت روحانیان و سینهسوزانی
مسلمان مسلح با سلاح شوق و ایمانی
تو شمشیر خدا بر قلب کفار گران جانی
غریو لاتخف سر ده، غریو لاتخف سر ده
به گلبانگ مسلمانی
به گلبانگ مسلمانی
***
لاتخف مسلمان، لا تخف
بپا خیزید ای مسلمانان، بپاخیزید
***
الله اکبر الله اکبر
الله اکبر الله اکبر
شنیدید ای مسلمانان بپا خیزیم و جان بازیم
بساط دشمن دین را بسوزیم و براندازیم
بپا خیزیم و کاخ خون به یک ضربت فرو ریزیم
وجود زشت شیطان را به قعر دوزخ اندازیم
اگر جلاد بی ایمان بخواهد خون ما ریزد
من و یاران بهم سازیم و بنیادش براندازیم
اگر جلاد بی ایمان بخواهد خون ما ریزد
من و یاران بهم سازیم و بنیادش براندازیم
الله اکبر الله اکبر
الله اکبر الله اکبر
به آهنگ حدی و آیههای گرم و شورانگیز
کنون با شور و شیدایی قیامتها بپا سازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
درفش سبز قرآن را در اوج آن برافرازیم
اگر جلاد بی ایمان بخواهد خون ما ریزد
من و یاران بهم سازیم و بنیادش براندازیم
اگر جلاد بی ایمان بخواهد خون ما ریزد
من و یاران بهم سازیم و بنیادش براندازیم
تو پیک خلوت روحانیان و سینهسوزانی
مسلمان مسلح با سلاح شوق و ایمانی
تو شمشیر خدا بر قلب کفار گران جانی
غریو لاتخف سر ده، غریو لاتخف سر ده
به گلبانگ مسلمانی
به گلبانگ مسلمانی
#Lyrics
مرد داستان فروش (3)
خجالت میکشیدم با این وضع به خانه و پیش مادرم بروم. او تحمل دیدن خون را نداشت و تحمل دیدن خون مرا که دیگر ابداً، اما چاره ی دیگری نداشتم. هنوز درست وارد خانه نشده بودم که مادر یک پارچه ی کتانی را دور سرم پیچید. شبیه عرب ها شده بودم. بعد با تاکسی به بیمارستان رفتیم و در آن جا سرم دوازده بخیه خورد. دکتر میگفت: این رکورد آن روزشان بوده، پس از پانسمان به خانه برگشتیم و پن کیک خوردیم.
این یکی از خاطره های واقعی است، زیرا هنوز هم جای بخیه ها بالای چشم چپم در محل اتصال پیشانی به موی سرم هست، که البته این تنها علامت من نیست و نشانه های دیگری هم دارم که امروز دیگر به عنوان علامت مشخصه در پاسپورت قابل ذکر نیست.
مسلماً مادر میخواست بداند که این اتفاق چه طور برایم رخ داده. به او گفتم: با پسری که نمیشناختمش کتک کاری کرده ام و علتش هم این بود که او پدر مرا متهم به تجاوز به گوسفند ها کرده بود و این تنها زمانی بود که مادر به جانبداری از پدر پرداخت. در غیر این صورت همیشه خودش اولین کسی بود که درباره ی پدر بد میگفت. اما بد گفتن اش حد و مرزی داشت. فکر میکنم به نظر او خیلی هم خوب بود که از پدرم دفاع کرده بودم زیرا گفت: عصبانیت تو را خیلی خوب درک میکنم پیتر، آدم نباید چنین حرف هایی بزند، به نظر من هم همین طور بود.
هاهاها
از دوشنبه شب تا حالا، وقت نکردم بیام اینترنت.
همهاش درگیر بازی کردن، خواندن مانگا و دیدن انیمه بودم.
خیلی عجیبه؟
خب راستش، از اون ور هم، کاری نمیتونم بکنم در اینترنت.
هر چی که استفاده میکردم، بسته است یا فیلتر.
فیلترشکن هم که یه بار جواب میده، یه بار نه.
دانلود هم که با این وضع فیلترشکنها بسیار مشکل و اعصاب خوردکن هست.
برای همین میشه گفت خیلی وقتها اومدن و نیومدن به اینترنت فرقی نداره.
سلام.
شنبهیی که گذشت، بالاخره تصمیم گرفتم بروم ولیعصر.
به خانواده گفتم اگه یکشنبه هوا خوب بود (برف و بارون نبود)، من خوب بودم، حسش بود، میروم ولیعصر برای خرید هدفون و موارد دیگه.
یادم نیست قبلاً گفته بودم یا نه. ولی یه هدفون با سیم (که میکروفون هم داشته باشه) میخواهم.
تقریباً میخواهم به جای بلندگو ازش استفاده بکنم.
داشتم میگفتم...
به هر حال آلارم گوشی رو فعال کردم برای 9 صبح.
ولی خب، مثل همیشه، وقتی قراره صبح زود بیدار بشوم، یه بیخوابی میاد سراغم، یا کلاً اذیت میکنه.
به هر حال، ساعت 7 صبح گذشته بود بیدار شدم. تا 9 که آلارم گوشی دربیاد، خواب و بیدار بودم.
پاشدم آلارم رو قطع کردم. هی با خودم گفتم بروم، نروم، چی کار بکنم!!! گفتم ولش کن. واسه چی بروم. خواب مهمتر است.
تا 9:30 وول وول خوردم. خوابم نبرد. گفتم پس بهتره بلند بشم و بروم.
بلند شدم، صبحانه خوردم. حاضر شدم رفتم.
چقدر اتوبوس شلوغ بود. از مرداد تا حالا نرفته بودم.
پاساژ رضا فقط از پشت ویترین، همه رو نگاه کردم.
مغازههای بیرون رو هم از پشت ویترین نگاه کردم.
چقدر این هدفون بلوتوثیهای خوشگل که شبیه به گوش گربه و ایناست، زیاد شده. خیلی از مغازهها داشتن.
رفتم پاساژ ایرانیان، اینجا همه چی رو از پشت ویترین نگاه کردم.
نمایندگی تسکو هم که رفتم، فقط پشت ویترین!
حتی توی هیچ مغازهای نرفتم که قیمت بپرسم یا از نزدیک نگاه کنم.
یه سری کیبورد دیدم، اینقده جذاب بودن، ولی خب، بیسیم بودن. اگه باسیم بودن شاید میرفتم قیمت میکردم.
یکیش بود خیلی خوشگل بود، بنفش بود، دکمههای گرد و بیضی، رنگی و... روی جعبه چینی نوشته بود.
خیلی ازش خوشم اومد. ولی خب... متأسفانه بیسیم بود.
آخرش هم هیچی نگرفتم (حتی قیمت هم سوال نکردم) و برگشتم خونه.
نمیدونم چرا، ولی هنوز هم نفهمیدم برای چی قیمت نکردم.
شاید یک بار دیگه تا قبل از پایان سال بروم.

Boruto - Naruto Next Generations - EP274 ~ 277
One Piece - EP1042 ~ 1045
Kumichou Musume to Sewagakari - Comedy - 12EP
Rinshi!! Ekoda-chan - Ecchi - 12EP
Domestic na Kanojo - Romance - 12EP
Youkoso Jitsuryoku Shijou Shugi no Kyoushitsu e 2nd Season - Psychological - S02 - 13EP
Tensei Kenja no Isekai Life: Dai-2 no Shokugyou wo Ete, Sekai Saikyou ni Narimashita - Adventure - 12EP
Mob Psycho 100 III - Super Power - S03 - 12EP
Uchi no Maid ga Uzasugiru!: Uchi no Maid wa Yappari Mou Honto Uzainda naa... – Slice of Life – Special – 1EP
Tensai Ouji no Akaji Kokka Saisei Jutsu - Fantasy - 12EP
Detective Conan - Police - EP907 ~ 925 (دور تکرار)

Akatsuki No Yona - Chapter 235
Dungeon Reset - Chapter 138
Eleceed - Chapter 231
Tales of Demons and Gods - Chapter 415.5 ~ 416
Nan Hao and Shang Feng - Chapter 102 ~ 107
Trash of the Count’s Family - Chapter 92
Black Lotus - Chapter 71 ~ 73
Eyes Clouded by Tiger - Chapter 54 ~ 56
Monochrome Rumor - Chapter 29 ~ 31
Love Jinx - Chapter 63
Shutline - Chapter 52
Form of Sympathy - Chapter 34 ~ 35
Please Sleep With Me - Chapter 45 ~ 52
BL Motel - Chapter 59
Insecret - Chapter 14 ~ 17
Blood Sacrifice - Chapter 15 ~ 17
One Step From Hell - Chapter 00 ~ 25
Through the Rumors - Chapter 01 ~ 11
Comfort Rewinder - Chapter 27
Equipoise - Chapter 53 ~ 55
One King Nine Attackers - Chapter 18 ~ 31
Omega Complex - Chapter 19 ~ 33
Magus With a Different Meaning - Chapter 01 ~ 16
Fudanshi Shokan - Chapter 99 ~ 101
Master Of Master - Chapter 01 ~ 17
Heaven Official's Blessing - Chapter 71 ~ 73
Wild Love of Beasts - Chapter 11 ~ 17
Mad Dog - Chapter 36
One Sided Love - Chapter 53 ~ 58
Wind Blowing Tonight - Chapter 22
Mr. Snail - Chapter 95
Half Goblin - Chapter 01 ~ 18
Radio Storm - Chapter 35 ~ 38
Solar Eclipse - Chapter 28
Two Moments - Chapter 18 ~ 20
Vargoth's Magical Toys - Chapter 20 ~21
Willow Love Story - Chapter 31
Our Omega Leadernim - Chapter 34 ~ 51
Eternal Contract - Chapter 50
Heat and Run - Chapter 79
it's My Baby - Chapter 44
Heat and Run - Chapter 80 ~ 92
PayBack - Chapter 49
Let's Have a Baby Dragon - Chapter 77 ~ 78
Unsound Relationship - Chapter 42 ~ 43
Mayday Mayday Mayday - Chapter 35 ~ 36
The Director Who Buys Me Dinner - Chapter 01 ~ 10
Sin Flower - Chapter 31
Legs Which Cannot Walk - Chapter 01 ~ 23
Taizi - Chapter 39 ~ 40
The Story of King Yachi (Night Smoke) - Chapter 01 ~ 03
Last Paradise - Chapter 41 ~ 47
The Origin of Species - Chapter 38 ~ 42
Darling For Dessert - Chapter 01 ~ 15
You Who Want to Love - Chapter 01 ~ 20
Cultivator x Contract Spirit - Chapter 01 ~ 19
Access All Areas - Chapter 35 ~ 37
Will you Subscribe - Chapter 33 ~ 34
Love History Caused By Willful Negligence - Chapter 47 ~ 48
Mad Place - Chapter 32 ~ 33
Love So Pure - Chapter 18 ~ 29
Ways of Parfing - Chapter 44 ~ 65 [END]
Zetsubou ni Nake - Chapter 01 ~ 07 [END]
Unmei no Kisu wa Oazuke - Chapter 01 ~ 05 [END]
Kono Yakuza - Chapter 01 ~ 06 [END]
Caligula no Koi - Chapter 01 ~ 07 [END]
Haikei Niisan-sama - Chapter 01 ~ 09.5 [END]
Kumo to Ito - Chapter 01 ~ 07 [END]