طرز تهیه کاپ کیک ماست
مواد لازم
تخم مرغ 7 عدد
شکر 2 لیوان
کره یا روغن 1 لیوان
ماست 1 لیوان
آرد 3 لیوان سر خالی
بیکینگ پودر 2 قاشق چایخوری
وانیل نصف قاشق چایخوری
طرز تهیه
روغن ، شکر و ماست را داخل کاسه ای بریزید و با همزن بزنید تا یکدست شوند ، آرد را روی مواد الک کنید و با دور کند همزن مخلوط نمایید سپس اسانس وانیل را به مواد اضافه کنید.
تخم مرغ ها را درون کاسه ای بشکنید و چند دقیقه با همزن بزنید تا زرده و سفیده خوب مخلوط شوند سپس تخم مرغ های زده شده و بیکینگ پودر را به مواد دیگر اضافه و خوب مخلوط کنید.
ته قالب های کیک را چرب کنید یا کپسول کاغذی قرار دهید سپس مایه کیک را درون قالب ها بریزید و داخل فری که از قبل با حرارت 180 درجه سانتیگراد روشن کرده اید به مدت 30-45 دقیقه قرار دهید ، پس از پخت از فر خارج کنید و پس از اینکه خنک شد از قالب خارج و سرو کنید.
نکته ها : کیک ماست را میتوانید در قالب های بزرگ تکی هم آماده کنید ، همچنین میتوانید این کیک را دو رنگ تهیه کنید ، برای اینکار چند قاشق از مایه کیک را با کاکائو یا قهوه و … مخلوط کنید و روی مایه کیک اصلی به صورت پراکنده بریزید.
منبع + تصاویر: آکا ایران
MWC 2023 - معرفی Cat S57 مجهز به سرویس پیامرسان دوطرفه ماهوارهای و تراشه Dimensity 930
اواخر نوامبر 2022 مجموعه Bullitt Group از همکاری خود با مدیاتک برای ارائه نخستین گوشی مجهز به قابلیت پیامرسانی دوطرفه از طریق ماهواره خبر داده بود. حالا این شرکت در روز 24 فوریه 2023 (5 اسفند 1401) و در کنگره جهانی موبایل دو محصول مجهز به سرویس پیامرسان دوطرفه ماهوارهای خود را به طور همزمان به نمایش گذاشت. این دو دستگاه با نامهای Cat S75 و Motorola Defy 2 از نظر مشخصات پردازشی شباهت کاملی با یکدیگر دارند و تفاوت آنها به طراحی این دو مدل از نظر دوربین سلفی و بافت بدنه پشتی باز میگردد. Cat S75 قرار است در اروپا، خاورمیانه و آفریقا عرضه شود و Defy 2 در اختیار کاربران آمریکای شمالی، آمریکای لاتین و کانادا قرار خواهد گرفت.
اسمارتفون مقاوم Cat S75 در نگاه اول شبیه یک اسمارتفون معمولی به نظر میرسد. این گوشی که در اندازههای 171x80x11.9 میلیمتر طراحی شده، 268 گرم وزن دارد و تنها در رنگ مشکی به تولید میرسد.
صفحه نمایش این محصول یک نمونه 6.58 اینچی IPS LCD است و با داشتن رزولوشن فول اچدی پلاس معادل 2400x1080 پیکسل، نرخ بهروزرسانی 120 هرتزی را ارائه میدهد. نسبت تصویر گوشی 20:9 بوده و از تراکم پیکسلی 400ppi برخوردار است. نمایشگر دستگاه با پوشش مقاوم Gorilla Glass Victus محصول کمپانی کورنینگ محافظت میشود. همچنین مطابق اعلام شرکت سازنده، بخش بیرونی دستگاه با فناوری +Hygiene مجموعه Bullitt پوشانده شده که پوشش ویژهای حاوی یونهای نقره ضد میکروبی است.
در پشت دستگاه مجموعهای از سه دوربین به چشم میخورد که دوربین اصلی یک نمونه 50 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/1.8 است و یک ماژول اولترا واید 8 مگاپیکسلی با f/2.2 و یک لنز ماکرو 2 مگاپیکسلی در کنار آن قرار دارند. ناگفته نماند که Bullitt این گوشی را به قابلیت عکاسی زیر آب هم مجهز کرده است. دوربین سلفی دستگاه هم یک نمونه 8 مگاپیکسلی است که در حفرهای واقع در مرکز بخش بالایی صفحهنمایش پانچ شده است.
اگر چه سرویس پیامرسان ماهوارهای پیش از این توسط اپل نیز معرفی شده بود، اما طرح اپل ویژگیهای محدود برای تماس در شرایط اضطراری را در بر میگیرد. حال آن که محصولات تازه Bullitt Group امکانات ارتباط کامل با خانواده و دوستان را تقریبا در هر نقطه از جهان با هر شرایط آب و هوایی فراهم میسازند.
کاربران با استفاده از امکانات Cat S75 قادر خواهند بود برای دیگران متن ارسال کنند و مخاطب نیز متن را به صورت پیامک ساده دریافت خواهد کرد؛ بدون آن که به تجهیزات یا نرمافزار خاصی نیاز باشد. البته دریافتکننده پیام برای پاسخگویی باید از اپلیکیشن رایگان Bullitt استفاده کند که برای هر دو پلتفرم iOS و اندروید در دسترس قرار گرفته است.
این گوشی همراه با 3 ماه استفاده رایگان آزمایشی از سرویس Bullitt Satellite Messenger Essentials ارائه میشود که اجازه ارسال ماهانه 30 پیام مستقیم به ماهواره را در اختیار کاربر قرار میدهد. پس از پایان دوره آزمایشی نیز طرحهای مختلفی برای استفاده از خدمات ماهوارهای وجود دارد که ارزانترین آنها حدود ۵ یورو در ماه است و کاربر میتواند بر اساس نیاز خود، از میان برنامههای انعطافپذیر و گوناگون ارائهشده توسط شرکت، یکی را انتخاب کند. این طرحها در کنار امکان استفاده همیشگی از ارسال پیام اضطراری ارائه میشود و مشترکان میتوانند در هر زمان به صورت رایگان به مراکز پاسخگویی اضطراری FocusPoint International دسترسی داشته باشند.
این قابلیتها همه با تکیه بر تراشه 6 نانومتری Dimensity 930 مدیاتک و مودم 3GP-NTN آن برای شبکههای غیرزمینی امکانپذیر شده است. این چیپست 8 هستهای به 2 هسته 2.2 گیگاهرتزی Cortex-A78 و 6 هسته 2 گیگاهرتزی Cortex-A55 مجهز شده و پردازنده گرافیکی آن IMG BXM-8-256 است. رم دستگاه 6 گیگابایت ظرفیت دارد و در کنار آن 128 گیگابایت حافظه داخلی در نظر گرفته شده که میتواند از طریق اسلاتmicroSDXC افزایش یابد.
محصول تازه Bullitt از نظر نرمافزاری به پلتفرم اندروید 12 مجهز شده که قدری نومیدکننده به نظر میرسد، اما شرکت سازنده امکان بهروزرسانی سیستمعامل گوشی به نسخه 13 و 14 اندروید را وعده داده است. به علاوه، برای Cat S75 تا 5 سال پچهای امنیتی (شامل دریافت پچها به صورت سهماهه تا 3 سال و دریافت SMRهای اضطراری تا 2 سال) نیز ارائه خواهد شد.
این گوشی از نظر سختافزاری نه تنها از درجه حفاظت IP68 بهره میبرد، بلکه با داشتن استاندارد IP69K در برابر فشار و دمای بالا مقاوم است و کاربر میتواند در صورت نیاز آن را با آب و صابون شستشو دهد یا از دستمال الکلی مرطوب برای تمیز کردن آن استفاده کند. Cat S75، همان طور که از محصولی در این کلاس انتظار میرود، ضد آب است و میتواند به مدت 35 دقیقه در آبی به عمق 5 متر دوام داشته باشد. همچنین این گوشی در آزمایش سقوط نیز از ارتفاع 1.8 متری روی صفحات فولادی رها شده و با مشکلی مواجه نشده است. در زمینه مقاومت دمایی هم با انجام آزمایش MIL-SPEC-810H برای دمای شدید (30- درجه سانتیگراد تا 75+ درجه سانتیگراد) تست شده و تا 24 ساعت در برابر رطوبت بالا، مه نمکی و لرزش نیز مقاومت دارد.
تامین انرژی این دستگاه را یک باتری غیرقابل تعویض 5,000 میلیآمپر ساعتی بر عهده دارد که از شارژر سیمی 15 واتی و فناوری شارژ بیسیم Qi پشتیبانی میکند. همچنین به گفته Bullitt با یک بار شارژ گوشی میتوان دو روز کامل با آن کار کرد.
حسگر اثر انگشت Cat S75 در پشت دستگاه قرار دارد و یک دکمه قابل برنامهریزی هم در کناره گوشی دیده میشود که میتوان از آن برای فعال کردن اپلیکیشن Bullitt Satellite Messenger استفاده کرد. همچنین ظاهرا شرکت سازنده یک دکمه SOS برای موارد اضطراری در این اسمارتفون در نظر گرفته است.
برخورداری از ارتباطات نسل پنجم، بلوتوث 5.1، وایفای دوبانده، NFC و درگاه USB-C از جمله امکانات ارتباطی این گوشی مقاوم به شمار میرود. به علاوه گفتنی است که Cat S75 از سامانههای مسیریابی GPS (در دو باند L1 و L5)، GLONASS ،Galileo و Baidou پشتیبانی میکند.
پیشسفارش Cat S75 از روز معرفی آغاز شده و قرار است از سهماهه دوم سال جاری میلادی عرضه شود. علاقهمندان میتوانند این محصول را از طریق اپراتورها یا کانالهای فروش منتخب در منطقه اروپا، خاورمیانه و آفریقا (EMEA) با قیمت 599 یورو (549 پوند) سفارش دهند.گفتنی است که این مبلغ استفاده سهماهه از خدمات پیامرسان ماهوارهای دوطرفه را نیز شامل میشود.
Detective Conan – EP1075
[神楽坂 まひろ] 名侦探柯南 / Detective Conan - 1075 (CR 1920x1080 AVC AAC MKV)
[Erai-raws] Detective Conan - 1075 [1080p] [ENG]
[Erai-raws] Detective Conan - 1075 [720p] [ENG]
[Erai-raws] Detective Conan - 1075 [480p] [ENG]
[ASW] Detective Conan - 1075 [1080p HEVC x265 10Bit][AAC]
نان شیرمال با شکر قهوه ای و کشمش
ماهنامه کیک و شیرینی - معصومه خوانساری: نان شیرمال جزو علاقه مندی های خیلی از افراد به شمار می رود. نان شیرمال ها انواع مختلفی دارند، از ساده بگیر، تا انواع نان هایی با مغزهای مختلف. در این مطلب طرز تهیه نان شیرمال با لایه میانی شکر قهوه ای، کشمش و گردو را به شما آموزش داده ایم.
مواد لازم:
تخم مرغ: 1 عدد
پودر قند: 75 گرم
شیر ولرم: 215 میلی لیتر
کره (ذوب شده): 75 گرم
نمک: یک چهارم قاشق چای خوری کمی سر پر
مایه خمیر (خشک فوری): 10 گرم
آرد نان فانتزی: 450 گرم
وانیل: یک چهارم قاشق چای خوری سر خالی
مواد لازم میانی:
شکر قهوه ای: 100 گرم
کشمش پلویی: 50 گرم
گردو (خیلی ریز خرد شده): 30 گرم
روغن مایع: 2 قاشق سوپ خوری
مواد لازم رومال:
تخم مرغ: 1 عدد
رنگ زرد زعفرانی: یکی دو قطره
طرز تهیه:
1. مایه خمیر و یک قاشق چای خوری از پودر قند دستور را با هم ترکیب کنید به آنها شیر ولرم بیفزایید کمی هم زده ظرف را با سرپوش به مدت تقریبی 8 الی 10 دقیقه کنار بگذارید تا عمل آید. در ظرف دیگری تخم مرغ را کمی با همزن دستی مفتولی بزنید.
2. کره ذوب شده خنک و مابقی پودر قند را به آن بیفزایید، وانیل را نیز اضافه کنید و هم بزنید. آرد و نمک را کاملا با هم مخلوط کنید. حدود چهار قاشق سوپ خوری از ترکیب آردی به ترکیب تخم مرغی اضافه کنید و هم بزنید.
3. سپس مایه خمیر عمل آمده را اضافه کنید و بعد مابقی آرد را کم کم بیفزایید تا جایی که چسبندگی خمیر گرفته شود و خمیر نرم و لطیفی حاصل شود. خمیر را حدود 10 دقیقه ورز دهید. در صورت نیاز با احتیاط و کم کم آرد مازاد اضافه کنید و سعی کنید خمیر را سنگین نکنید.
4. ظرفی بزرگ را با روغن مایع چرب نمایید. خمیر را چانه کرده کف ظرف قرار دهید. روی خمیر را نیز چرب نمایید سپس سلفون بکشید و در محیطی نسبتا گرم قرار دهید به مدت تقریبی 2 ساعت در حدی که حجم خمیر دو برابر شود و اگر انگشت تان را در خمیر فرو بردید، سوراخ حاصل از فرو بردن انگشت در خمیر پر نشود.
5. پس از آن که خمیر ور آمد دست تان را مشت کنید و پف خمیر را بگیرید. خمیر را حدود 30 ثانیه ورز دهید، سپس به چانه های 80 گرمی تقسیم کنید. هر چانه را در دست کمی باز کنید.
6. یک قاشق سوپ خوری از مواد میانی در هر چانه قرار دهید و چانه را از زیر ببندید. سپس بر روی سینی فر کاغذ انداخته قرار دهید. با کف دست هر چانه را کمی فشار دهید تا باز شود و به شکل دایره در آید. بعد با چاقوی تیز هشت برش به صورت شعاعی روی خمیر بدهید به گونه ای که شعاع ها همدیگر را قطع نکنند. روی خمیرهای آماده را با پارچه بپوشانید و مجدد حدود 20 دقیقه زمان دهید تا حجم شان افزایش یابد.
7. روی خمیرهای آماده را رومال نمایید. وسط هر کدام کنجد بپاشید و در فر از پیش گرم شده به دمای 190 درجه سانتیگراد به مدت تقریبی 20 دقیقه قرار دهید در حدی که روی نان ها کاملا طلایی شود.
طرز تهیه مواد میانی:
شکر قهوه ای، کشمش و گردو را با هم مخلوط کرده، روغن را به این ترکیب بیفزایید و خوب هم بزنید.
طرز تهیه رومال:
تخم مرغ و رنگ زرد زعفرانی را با هم ترکیب کنید.
نکته:
1. برای تهیه نان، ابتدا تمام مواد را به دمای محیط برسانید.
2. برای عمل آوری مایه خمیر از مایه خمیر خشک فوری استفاده کنید که در لوازم قنادی ها موجود می باشد.
3. با توجه به بزرگی و کوچکی تخم مرغ ها میزان آرد مصرفی تقریبی است و ممکن است کمی کمتر یا بیشتر از آرد دستور مصرف شود.
منبع: برترین ها


A Returner's Magic Should Be Special - Chapter 217 ~ 219
Solo Leveling - Chapter 185 ~ 186 (Side Story)
Black Clover - Chapter 351
Overgeared (Team Argo) - Chapter 152 ~ 153
Boruto: Naruto Next Generations - Chapter 76 ~ 77
Eleceed - Chapter 233 ~ 234
One Piece - Chapter 1075 ~ 1076
Tales of Demons and Gods - Chapter 417.5 ~ 418.5
One Punch Man - Chapter 176
Akatsuki No Yona - Chapter 237
Dungeon Reset - Chapter 147
Kuroshitsuji - Chapter 195
The Gamer - Chapter 419 ~ 421
Prime Minister in Disguise - Chapter 133 ~ 134
Heaven Official's Blessing - Chapter 74 ~ 75
19Days - Chapter 237
The Wolf That Picked Something Up - Chapter 80 ~ 96.3
Please Sleep With Me - Chapter 54
Evenly Matched Love - Chapter 51 ~ 53
Life Going Wild With Plug-ins - Chapter 43 ~ 55
Disciple's Persuasion Plot - Chapter 41 ~ 42
Immortals Down Under - Chapter 32 ~ 33
Mad Dog - Chapter 38 ~ 39
Paper Flower - Chapter 37 ~ 38
Ring - Chapter 87
Semantic Error - Chapter 65 ~ 66
Love For Sale - Chapter 32 ~ 33
Our Future - Chapter 21 ~ 26
Subordinate Behind the Curtains - Chapter 34 ~ 35
Form of Sympathy - Chapter 36
Love History Caused By Willful Negligence - Chapter 51
Swapping - Chapter 21 ~ 27
Monochrome Rumor - Chapter 32 ~ 35
Ni jiu - Chapter 59 ~ 69
Shutline - Chapter 53
Bad Position - Chapter 18 ~ 20
I Have to be a Great Villain - Chapter 45 ~ 63
Bromance - Chapter 85
The Priest's Chart - Chapter 76 ~ 83
Darling For Dessert - Chapter 16 ~ 24
Behind The Desk - Chapter 17 ~ 20
No Better than Strangers - Chapter 49 ~ 50
The Trace of Unscented - Chapter 42 ~ 43
Morbid Attachment - Chapter 19 ~ 23
Boss Bitch Baby - Chapter 25 ~ 27
The Fallen Merman - Chapter 22 ~ 33
Bad Friend - Chapter 18 ~ 21
The Director Who Buys Me Dinner - Chapter 11 ~ 18
Half Goblin - Chapter 19 ~ 21
Kiss wa Tsugai ni Hizamazuku - Chapter 07
Tiger's Wedding Day - Chapter 24 ~ 25
You Who Want to Love - Chapter 21 ~ 27
Don't Leave After School - Chapter 36 ~ 41
Surge Looking for You - Chapter 12 ~ 15
Mr. Beta - Chapter 21
PayBack - Chapter 51
Lost in the Clouds - Chapter 54.5
Tashiro-kun, Kimi tte Yatsu wa - Chapter 12.2
Wind Blowing Tonight - Chapter 26 ~ 27
Cairo - Chapter 71 ~ 85 [END]
Criminal Interview - Chapter 65 ~ 68 [END]
Sensei Kowai Hanashimasen ka - Chapter 06 ~ 06.5 [END]
Konya mo Nemurenai - Chapter 01 ~ 19.5 [END]
Kono ai wa Yamai ni Nite iru - Chapter 06.3 [END]
طرز تهیه نان سیر
مواد لازم :
آرد ۲پیمانه
خمیرمایه ۲قاشق مرباخوری
شکر ۴قاشق مرباخوری
آب سه چهارم پیمانه
تخم مرغ یک عدد
ماست ۲قاشق غذاخوری
روغن زیتون ۲قاشق غذاخوری
حبه سیر خردشده ۵تا۶عدد
گشنیز خرد شده به اندازه کافی
نمک به اندازه کافی
طرز تهیه :
آب را کمی ولرم کنید، شکر و پودر خمیرمایه را به آن اضافه کنید و خوب هم بزنید و روی آن را بپوشانید و به مدت ۲۰دقیقه در مکان گرم قرار دهید.
نمک و آرد را الک کنید، تخم مرغ و ماست را به آن اضافه و مخلوط کنید.
کم کم خمیرمایه را اضافه کنید و خمیر را ورز دهید.
این خمیر نرم و چسبناک خواهد بود.
روغن زیتون را نیز اضافه کنید و به مدت ۲تا۳ دقیقه ورز دهید.
خمیر را در ظرفی قرار دهید و روی آن را بپوشانید و به مدت یک ساعت در مکان گرم قرار دهید تا حجم آن ۲برابر شود.
دوباره خمیر را ورز دهید و به ۸قسمت مساوی تقسیم کنید و روی آن را بپوشانید.
فر را روی بالاترین درجه تنظیم و سینی آن را کمی چرب کنید.
در سطح میز کمی آرد بپاشید و هر یک از قسمت های خمیر را با وردنه باز کنید.
روی آن مقداری گشنیز و سیر بپاشید و روی سینی قرار دهید و بگذارید به مدت ۲دقیقه بپزد.
مراقب باشید نان نسوزد.
نان را برگردانید تا قسمت دیگر آن نیز بپزد.کمی کره روی نان بمالید و سرو کنید.
منبع: بیتوته
طرز تهیه کیک عسل و زنجبیل
کیک عسل و زنجبیل مخصوص فصل پاییز است. زنجبیل تازه بو و طعم بسیار مطبوعی به خوراک و همین طور کیک می دهد.
مواد لازم برای کیک عسل و زنجبیل مخصوص فصل پاییز :
زنجبیل ۱ قاشق چایخوری
عسل ۳ قاشق غذاخوری
تخم مرغ ۳ عدد
کره ۱۵۰ گرم
شکر ۱ لیوان
شیر ۱/۵ لیوان
وانیل شکری ۱ بسته
بکینگ پودر ۱ قاشق غذاخوری سرخالی
آرد گندم ۲ لیوان
طرز تهیه کیک عسل و زنجبیل :
سعی کنید از زنجبیل تازه استفاده کنید. چون بو و طعم زنجبیل تازه بسیار بهتر است. زنجبیل تازه را رنده کرده در ظرف بزرگی همراه عسل ریخته خوب مخلوط کنید. تخم مرغ و کره ( همیشه نیم ساعت قبل از درست کردن شیرینی یا کیک کره و تخم مرغ را از یخچال خارج کنید تا به دمای محیط برسد) را افزوده به هم زدن ادامه دهید. شکر و وانیل را به مخلوط اضافه کرده با همزن آنقدر بزنید تا مواد کاملا یکدست شود. شیر را کم کم اضافه کنید. تا به خورد مواد برود.
آرد را به همراه بکینگ پودر دو الی سه بار از الک رد کنید تا کمی پوک شود. در چند مرحله به مواد اضافه کنید. (در تعریف اصلی آمده است که همه مواد را در یک مرحله با هم مخلوط کنید. وقتی همه مواد به یک باره مخلوط شود. کیک حالت خمیری و غیر منسجم پیدا می کند. که در تهیه کیک اشتباه بسیار بدی است. پس سعی کنید مرحله به مرحله انجام دهید.)
قالب مناسب انتخاب کرده اگر سلیکونی باشد احتیاجی به کاغذ روغنی ندارد. در غیر این صورت کاغذ روغنی انداخته دو سوم قالب را از مایه کیک پر کرده در فر از قبل گرم شده با درجه حرارت ۱۶۰ به مدت ۳۵ الی ۴۰ دقیقه قرار دهید تا روی آن کاملا طلایی شود.
کیک را ولرم سرو کنید.
نکته : جهت تزئین می توانید عسل را به روش بن ماری گرم کرده بوسیله برس روی کیک عسل مالیده خلال پسته و بادام پرک بپاشید.
منبع: بیتوته

مرد داستان فروش (19) - پایان
کاشی ها به پشت و در حالتی قرار گرفته اند که روی شان به طرف بالا است و به همین دلیل نمیتوانند همدیگر را ببینند. آن ها فقط با همدیگر سطح زمین را میپوشانند و نیازی هم ندارند که از همدیگر مراقبت کنند. در این لحظه و در این جا همه ی آن هافقط مراقب من هستند که همه شان را یکی پس از دیگری تماشا میکنم. اگر کاشی ِ شماره ی سیزده را به طور مورب به دو قسمت مساوی تقسیم کنم دو مثلث قائم الزاویه خواهم داشت که مسلماً متساوی الساقین هم هستند اما حتی به آن دست هم نزدم زیرا آدمینیستم که تجهیزات و دکوراسیون جایی را خراب کنم، البته مدت زیادی به این کاشی خیره شدم و شاید با نگاهم آن را له و لورده کرده بودم. دوباره روی سطح شش ضربدر شش تمرکز میکنم. با کاشی های سرامیک شش ضربدر شش میشود خیلی کارها کرد. مثلاً آدم میتواند برای هر کدام آن ها داستانی بنویسد، فکر میکنم کار ساده یی است. صندلی را کمیعقب تر بردم و حالا میتوانستم بر سطح چهل و نه کاشی تمرکز کنم. میتوانم در یک نگاه و بدون این که نگاهم را حرکت بدهم همه سطح آن را ببینم. فکر میکنم دارای استعداد ویژه یی در زیر نظر گرفتن کاشی های سرامیک هستم.

مرد داستان فروش (18)
از پاسگاه گذشتیم و در سکوت به شهر رسیدیم. جلوی پنجره ها و بالکن های کوچک رخت آویزان بود. تی شرت ها و سینه بند ها مانند پرچم هایی که نشان از زندگی ِ طبیعی داشتند در باد سرد میرقصید و در آن ها روزمرگی ِ محسور کننده یی میدیدم. بر عکس به آته به سرعت گام هایش میافزود آن طور که به سختی به پایش میرسیدم. وقتی به ساحل رسیدیم ایستاد. نمیدانستم کجا زندگی میکند اما در این جا راه ما از هم جدا میشد.
چشمانش نمناک شده بود، دستم را دور کمرش انداختم و گفتم: من که نمیفهمم. در حالی که دستم را کنار میزد گفت: نه، نمیفهمیو من هم نمیتوانم چیزی به تو بگویم. پرسیدم: یعنی دیگر هرگز همدیگر را نخواهیم دید؟ گفت: نه و بعد اضافه کرد شاید یکی از ما دو نفر باید بمیرد. باز هم نمیفهمی؟ با سر جواب منفی دادم. از کوره در رفت. من که نمیدانستم در درون اش چه میگذرد گفتم: یعنی هرگز نه. او که در این میان فکر کرده بود گفت: شاید یک بار دیگر همدیگر را ببینیم احتمالاً فردا اما واقعاً برای آخرین بار. لحن سردش مرا ترساند. گفتم: باشد، آیا میل داری در هتل با هم ناهار بخوریم؟ با تلخی سرش را به علامت نفی تکان داد، تلخ تلخ و بعد گفت: ما فقط پیاده روی میکنیم. ای وای؟ میتوانیم از راه کوهستان به راوِلو برویم. من راوِلو را میشناختم، واگنر در ویلایی بالای کوه قطعه ی پارسیفال اش را ساخته بود. پارسیفال آخرین اثر واگنر بود و او آن را مدت کوتاهی پیش از مرگش ساخت. سعی کردم دیگر سئوال نکنم تا ناراحت نشود، خود من هم مثل او دیگر توانم را از دست داده بودم روز خاکسپاری ِ مادرم نتوانسته بودم حرفی بزنم و این برایم رسوایی ِ بزرگی بود و از آن به بعد در لابیرنتی زندگی میکردم که در آن زندانی شده بودم یعنی در لابیرنت خودم، در زندان خودم. خودم خودم را درون لابیرنت برده بودم، لابیرنتی خود ساخته، اما حالا دیگر نمیدانستم که چگونه خودم را از درون آن آزاد کنم. به به آته گفتم: همیشه زندگی ِ خالی و نکبت باری داشته ام و تو تنها کسی هستی که واقعاً برایم اهمیت داری، تنها کسی که دوست اش دارم.

مرد داستان فروش (17)
اما این چک ها هم نتوانست از شدت کدورت کارستن از پدرش بکاهد. کارستن هنگام ازدواج نام خانوادگی ِ کریستینه را گرفت، هر چه باشد با گرمیو از ته دل از طرف خانواده ی کریستینه پذیرفته شده بود. کارستن کریستینه اش را عاشقانه دوست داشت و از آغاز آشنایی شان کریستینه خلاء بی کسی اش را پُر کرده بود. اما این سرنوشت بود که مقاومت کسانی را که از خود دفاع میکردند در هم میشکست و آن ها را مطیع و رام خود میکرد. کارستن پشت گردنش خال زشتی داشت که تازگی ها شروع به خون ریزی کرده بود، وقتی کریستینه متوجه این نکته شد او را واداشت کرد که برای کنترل نزد دکتر برود. دکتر پوست خال او را در آورد و آن را برای آزمایش به آزمایشگاه بیمارستان آرهوس فرستاد و فاجعه از آن جا آغاز شد که جواب آزمایش هرگز به دست آن ها نرسید. پس از گذشت هفته ها و ماه ها آن دو موضوع آزمایش را فراموش کردند، اما در فصل بهار کارستن بیمار شد و پزشکان بیماری اش را سرطان تشخیص دادند، سرطانی که در همه جای بدن اش پخش شده بود. آغاز این سرطان در نسجی بود که چند ماه پیش برای آزمایش به بیمارستان فرستاده شده بود.
مرد داستان فروش (16)
غیر از جری هیچ کس دیگری نمیتوانست یک متری را ببیند، نه در آپارتمان کوچک شان که او هنوز هم در آن جا زندگی میکرد و نه در خیابان های پراگ و جری هنوز هم از این موضوع در شگفت بود.
وقتی جری بزرگ شده بود یک روزی با عشق بزرگ زندگی اش آشنا شد که نامش یارکا بود و از آن جایی که جری میخواست در زندگی همه چیزش را با او قسمت کند، دوبار سعی کرد یک متری را که در اتاق ظاهر شده بود به او نشان بدهد، عشق او دست ِ کم میتوانست نگاه گذاریی هم که شده به این موجود جادویی بیندازد، اما یارکا فکر میکرد که جری عقل اش را از دست داده و هر روز بیشتر و بیشتر از او فاصله میگرفت تا این که بالاخره روزی او را ترک کرد و با مهندس جوانی دوست شد. جری در خیال اش با او خیلی بیشتر زندگی کرده بود تا با بقیه ی مردم در دنیای واقعی.
مرد داستان فروش (15)
دوباره خیال پردازی کردم، اما این جا هم دیگر چیزی نیست که توجه ام را به خود جلب کند. وقتی نوشتن داستان گونه یی از زندگی ِ خودم را آغاز کردم، این داستان با خروج فرار آسای من از بولونیا ناتمام مانده بود. آن روز ساعت ها جلوی پنجره نشسته و به موج های دریا خیره شده بودم که در آن پایین مثل شلاق به موج شکن میخورد؛ روز جمعه بود، جمعه ی مقدس قبل از عید پاک و یک روز قبل از اولین دیدار من با به آته. تا آن روز حتی یک بار هم برای دیدن راهپیمایی ِ مذهبی نرفته بودم که به یاد رنج کشیدن مسیح برپا شده بود. تصمیم گرفته بودم داستان را از هتل برای لویجی مایلن بفرستم، او به درد این کار میخورد و میتوانست برای اطمینان یک رونوشت هم از آن بگیرد و در جای امن نگهدارد. در ضمن او میتوانست نوشته ی مرا به دوستش نشان بدهد همان که در روزنامه ی کوریر دّلا سِرا کار میکرد. تا او بنابر تشخیص خودش از داستان استفاده کند.
مرد داستان فروش (14)
او گفت: در این مورد بدیهی است که این کارخانه ی خیالی بتواندد بدون مانع برای سال های زیادی به کارش ادامه بدهد اما بیا فرض کنیم که زمانی نویسنده ها عصبی شوند. آن ها در این مدت به این که موادشان از طرف دیگری تهیه شود وابستگی پیدا کرد هاند و اینک از کنترل دوپینگ به وحشت افتاده اند چون احتمال این هست که سرهم بندی کردن هاشان هر لحظه رو بشود، آن ها دیگر به عنکبوت اعتماد ندارند برای این که میترسند او روزی شهرت و اعتباری را که کتاب ها برای شان آورده از آن ها بگیرد. بیا فرض کنیم که آن ها به قدری ترسیده اند که شروع به حرف زدن با یکدیگر میکنند. دوباره خوب دور و برم را نگاه کردم و پرسیدم: آیا کسی صدای مرا میشنود؟ کنترل کردن اطرافم کار احمقانه یی بود. زیر لب گفتم: آیا نباید این موضوع برای عنکبوت بی تفاوت باشد؟ او کار ممنوعه یی نکرده و به نظرم رفتارش هم هرگز قابل سرزنش نیست چرا که به یقین با هر کدام از نویسنده ها به روشنی به تفاهم رسیده. سرسختانه گفت: تو ایتالیایی نیستی و خیلی هم خوش باوری، اما فرض کنیم که این نویسنده ها به عنکبوت بدهکار هستند. آن هم پول خیلی زیاد.
تصور او برای زود باور پنداشتن من برایم وحشتناک بود، همیشه عذاب میکشیدم از این که با کسی بنشینم که خودش را از من باهوش تر و زرنگ تر بداند، از این که کسی مرا با عنکبوت در یک ردیف قرار بدهد کمتر از تصور این که کسی دست مرا بخواند میترسیدم و تحمل اش را نداشتم.
Detective Conan – EP1074
[神楽坂 まひろ] 名侦探柯南 / Detective Conan - 1074 (B-Global 1920x1080 HEVC AAC MKV)
[SubsPlease] Detective Conan - 1074 (480p)
[SubsPlease] Detective Conan - 1074 (1080p)
[SubsPlease] Detective Conan - 1074 (720p)
[神楽坂 まひろ] 名侦探柯南 / Detective Conan - 1074 (CR 1920x1080 AVC AAC MKV)
[Erai-raws] Detective Conan - 1074 [1080p] [ENG]
[Erai-raws] Detective Conan - 1074 [720p] [ENG]
[Erai-raws] Detective Conan - 1074 [480p] [ENG]
Detective Conan - 1074 (720p HEVC x265)
[ASW] Detective Conan - 1074 [1080p HEVC x265 10Bit][AAC]
[YakuboEncodes] Detective Conan - 1074 [1080p][10bit][x265 HEVC]
مرد داستان فروش (13)
در یک بنگاه انتشاراتی ِ بزرگ کاری با قرارداد رسمییک ساله برای ویراستاری ِ آثار ادبی ِ ترجمه شده پیدا کرده بودم. من یکی از بی شمار افرادی بودم که برای گرفتن این کار مراجعه کردم و به محض این که در مصاحبه علاقه ام به این کار را نشان دادم مرا پذیرفتند و حتی دیگر نیازی هم به درخواست کتبی نبود. آن ها میدانستند که چه کسی هستم. همه پیتر را میشناختند. من عالیجناب خاکستری در صحنه ی تئاتر بودم. این کاری غیر عادی بود که کسی مثل من خواهان شغلی در یک مؤسسه ی انتشاراتی باشد و بیشتر به این دلیل مضحک به نظر میرسید که به جز یک دیپلم با نمره های درخشان مدرک دیگری نداشتم که بتوانم ارائه بدهم. ما مهم نبود، آدم خود آموخته یی بودم و از این که مدرک دانشگاهی نداشتم شرمگین نبودم. دوره ی دانشگاه را به صورت جهشی به پایان رساندم. خوب آدم هایی هستند که پیش خودشان چیزهای بیشتری یاد میگیرند تا از دیگران.
صاحب مؤسسه ی انتشارات میبایست از من قدردانی میکرد که با او کار میکنم زیرا این واضح بود که به خوبی از عهده ی کارم بر میآمدم. فقط این را میدانستم که زیر چتر انتشاراتی خواهم توانست در خارج ارتباط های با ارزشی پدید بیاورم که این آشنایی ها برای وسعت بخشیدن به کار نوشته های کمکی ام ارزش زیادی داشت.
مرد داستان فروش (12)
وقتی درباره ی حق امتیاز مذاکره میکردم، ضبط صوت کوچکی هم توی جیب کُتم داشتم که به نظرم با این کار به مشتری ها هم خدمت میکردم. ارزش قرارداد زبانی هم به اندازه ی قراردادهای نوشته شده بود تنها مشکل قرارداد های زبانی این بود که هر دو طرف میبایست از حافظه ی خوبی بر خوردار باشند و به همین دلیل دستگاه ضبط صوت ارزش فوق العاده ای پیدا میکرد که این نکته را در چندین موقعیت قاطعانه یاد آوری کرده بودم. در چندین مورد باید بعضی از مشتری هایم را قانع میکرد که به من بدهکار هستند و این موضوع را با کمک دستگاه ضبطی که سال ها پیش به تلفن ام وصل کرده بودم به ثبوت میرساندم. مرد مرتبی بودم و به نظر بعضی ها یک مرد وسواسی.
یک بار یکی از افراد سرخورده که در این جا او را روبرت مینامیم برای دیدنم به منزل ام آمد. او ده سال از من بزرگ تر بود و به رغم پشت سر گذاشتن زندگی ِ پُر دردسر و سخت، آن طوری هم که آرزو داشت در کار نویسندگی پیشرفتی نکرده بود. گذشته از این ها او در سن خیلی کم صاحب پسری شده بود که از بدو تولدش مشکل مغزی داشت و این امر تأثیر بدی بر روابط او با زنش وِنشه گذاشت. وِنشه با یک نویسنده دیگر آشنا شده بود اما او و شوهرش هنوز هم البته به خاطر پسر علیل شان با هم زندگی میکردند و زندگی ِ آن ها بادنماهای قدیمیرا به یاد انسان میآورد. یعنی به این شکل که وقتی مرد بیرون بود زن در خانه و یا زن بیرون و مرد در خانه بود. این را نمیدانستم که آیا روبرت از رابطه ی زنش با یوهانس چیزی میداند یا نه، خود من که همه چیز را میدانستم. در آن زمان صحنه ی ادبی بسیار باز و شفاف بود.

مرد داستان فروش (11)
اگر از کارکردن با چنین گروهی لذت میبردم فقط به این علت نبود که آن ها از چیزی که از من میگرفتند به بهترین نحو استفاده میکردند بلکه موضوع این بود که آن ها عجله به خرج نمیدادند و چیزی را که باید رویش کار میکردند به هدر نمیدادند. البته شاید آن ها نویسندگان بزرگی نبودند اما هنرمندان لایق و نویسنده های هنرمندی بودند که نوشته ی کمکی ام کاملاً مناسب این گروه بود. صحبت بر سر هم زیستی ِ واقعی است و دلم میخواهد دوباره تأکید کنم که این نویسندگان از چنان شایستگی ِ بالایی برخوردار بودند که خود من چنین شایستگی یی نداشتم. آن ها با فراغ خاطر لازم مدت دو یا سه و یا حتی چهار سال روی یک رمان کار میکردند و این کار را با علاقه ی زیاد و حتی لذت انجام میدادند و با خوش سلیقه گی ِ هر چه تمام تر کارشان را به پایان میرساندند زیرا عاشق بازی با واژه ها بودند. قهرمان های رمان را به تفصیل و با تمام جزییات به نمایش میگذاشتند و مدت زیادی را صرف شخصیت پدید آورده شان میکردند.
من به ویژه از این جهت توجه خاصی داشتم، اما با همه ی این احوال به نظرم زبان، زبانی تزیین شده و ساختگی و یا تصنعی میآمد البته اگر نخواهم بگویم از خود در آورده. تحمیل این سبک برایم کافی بود تا با تمرکز بیشتری به کار بپردازم. حتی دیگر آن ها را نمیساختم و درست نمیکردم بلکه آن ها مانند یک دسته پرنده ی آزاد که آغوشم را با شور و شوق و هیجان برای شان باز کرده باشم، به سویم میآمدند.

Solo Leveling - Chapter 183 ~ 184 [Side Story]
Black Clover - Chapter 350
Akatsuki No Yona - Chapter 236
Dungeon Reset - Chapter 139 ~ 146
Eleceed - Chapter 232
One Piece - Chapter 1074
Tales of Demons and Gods - Chapter 416.5 ~ 417
Mo Dao Zu Shi - Chapter 227 ~ 228
A Returner's Magic Should Be Special - Chapter 215 ~ 216
Second Life Ranker - Chapter 142 ~ 144
Kuroshitsuji - Chapter 192 ~ 194
19Days - Chapter 235 ~ 236
The Wolf That Picked Something Up - Chapter 76 ~ 79
Black Lotus - Chapter 74 ~ 75
Ni jiu - Chapter 52 ~ 54
Fudanshi Shokan - Chapter 102 ~ 104
Continued Love - Chapter 27
Mr. Beta - Chapter 19 ~ 20
Behind The Desk - Chapter 00 ~ 16
Semantic Error - Chapter 64
Mr. Snail - Chapter 96
Legs Which Cannot Walk - Chapter 24 ~ 55
Deliverance of the Counterattack - Chapter 271 ~ 276
Vargoth's Magical Toys - Chapter 22
Bad Friend - Chapter 01 ~ 17
Through the Rumors - Chapter 12 ~ 20
Passion - Chapter 69
Turn Off the Camera - Chapter 30 ~ 30.5
A Night to Remember - Chapter 41
Bad Position - Chapter 01 ~ 17
Cairo - Chapter 62 ~ 70
Devil Wants to Hug - Chapter 52
Crush and Burn - Chapter 23 ~ 29
Aporia - Chapter 30
Dream Like Lie - Chapter 32 ~ 34
Love History Caused By Willful Negligence - Chapter 49 ~ 50
Night by the Sea (Low Tide in Twilight) - Chapter 01 ~ 20
Mad Dog - Chapter 37
Ni jiu - Chapter 55 ~ 58
Love Jinx - Chapter 64
Nightmare Building - Chapter 01 ~ 29
My Master - Chapter 01 ~ 16
Salad Days - Chapter 124 ~ 126
Please Sleep With Me - Chapter 53
The Priest's Chart - Chapter 74 ~ 75
Smile Kudasai - Chapter 01 ~ 04
Angel Love - Chapter 56
Boss Bitch Baby - Chapter 24
Ghost Child - v02 Chapter 15 ~ 16
Mismatched - Chapter 46
Sura's Lover - Chapter 31 ~ 32
The Third Perspective - Chapter 24
What's With These Strange Dream?! - Chapter 19 ~ 20
PayBack - Chapter 50
Let's Have a Baby Dragon - Chapter 79 ~ 79.1
Master Of Master - Chapter 18
One Sided Love - Chapter 59 ~ 61
Salt Friend - Chapter 53 ~ 60
Miss You - Chapter 20 ~ 22
The Titan's Bride - Chapter 68 ~ 72
Wind Blowing Tonight - Chapter 23 ~ 25
Insecret - Chapter 18 ~ 21
Max Mojave's Case - Chapter 50 ~ 51
Hua Hua You Longi - Chapter 01 ~ 05.2 (دور تکرار)
Exotic Love - Chapter 51 ~ 55 (Side Story 06 ~ 10) [END]
Hakidame No Tsuru Wa Yogosa Retai - Chapter 01 ~ 18 [END]
Houkago no Call Love - Chapter 01 ~ 04 [END]
Hitomebore Shita Hito ga Do M Datta Mono de - Chapter 01 ~ 05 [END]

مرد داستان فروش (10)
کم پیش نمیآمد که طبق روش فکری ِ نویسنده ی مشخصی برایش سوژه یی طرح ریزی کنم. چنین سوژه های تطبیقی را به قیمت گزاف به نویسنده ی جوانی میفروختم که با او در کلوپ 7 آشنا شده بودم. او به کمک یادداشت هایی که از من خریده بود، شهرت کسب کرده و مانند خیلی های دیگر تحت تأثیر اقدام های هیپی گری و موزیک بیتل ها و عرفان اتریشی قرار داشت و گذشته از این ها ماتریالیست هم بود.
برایم جذاب بود که او خودش را آدم بسیار با مطالعه یی در زمینه ی فلسفه ی ماده گرایی میدانست و میخواست با دموکریتوس، اپیکور، لاکرتس تاهابس، لامِتری، هُلباخ و پوشنر حضورش را ثابت کند. او با من درد دل کرد و گفت چیزی ندارد که بتواند درباره اش بنویسد اما از این مدت انتظار استفاده کرده و دنبال امکانی گشته بود که بتواند پلی بین جهان بینی ِ ماتریالستی و معنوی بزند و آن را بررسی کند. سوژه یی که برایش تنظیم کرده بودم دقیقاً دور محور همین پرسش ها میچرخید و عنوان کار را به او دادم «پایداری ِ روان» که خلاصه ی آن به این شرح بود:
مذهبی ها هم درست به اندازه ی ماده گراها و همین طور پیروان ثنویت مذهبی های افراطی حق داشتند که از لذت نوشیدن یک لیوان مشروب برخوردار شوند.

مرد داستان فروش (9)
کم کم برای یوهانس روشن شد که میتواند با این بیست نوشته ی کوتاه هر چه زودتر پله های ترقی را طی کند و در تئاتر ملی پیش روی مردم بایستد. اما قبل از آن باید مسایل زیادی حل میشد و قبل از هر چیز موضوع مالی را پیش کشیدم و گفتم: در وضع ِ مالی بسیار بدی هستم و به این دلیل آماده ام که نوشته هایم را از قرار هر برگ پنجاه کُرون بفروشم. اما اگر همه را با هم برداری میتواند هشتصد کُرون بپردازی. اول به نظرم رسید که خیلی زیاده روی کرده ام زیرا در آن زمان هشتصد کُرون برای نویسنده ها هم درست مثل دانشجویان پول زیادی بود. اما این طور به نظر میرسید که یوهانس خیال عقب نشینی ندارد. آن نوشته ها بیست متن غیر معمولی و مختصر و مفیدی بود که تمام قبل از ظهرم را صرف آفرینش و نوشتن شان کرده بودم. به یوهانس گفتم: که اگر بخواهد میتواند هر کدام را که خوشش میآید بردارد و آن را دانه یی حساب کند اما حیف است آن ها را از هم جدا کرد. هنگام نوشتن یوهانس را در نظر گرفته بودم و تصور وحشتناکی بود که حق انتشار متن ام را بیشتر از یک نفر داشته باشد.
یوهانس گفت: خیلی خوب همه را بر میدارم.
گفتم: هر چند حرف زدن درباره ی پول برایم خجالت آور است اما از طرف دیگر هم ما در یک جامعه ی سرمایه داری زندگی میکنیم که در آن فراورده های فکری هم کالا به شمار میآید.