درمان اسهال با چای
چای گیاهی است که به صورت بوته و یا درختچه دیده می شود. درصورتی که پس از برداشت برگ چای ، سریع آن را خشک کنیم چای سبز به دست می آید و در صورتی که پس از برداشت برگ چای آن را تخمیر کرده و به اصطلاح عمل آوریم ، چای سیاه یا چای معمولی تولید می شود. هر دو نوع چای حاوی ترکیبات گس (تلخ) که تانن نامیده می شود ، است. مهم ترین خاصیت تانن ها قابض بودن آنها است به همین دلیل یکی از مهم ترین خواص درمانی چای خاصیت ضد اسهال بودن آن است. با توجه به اینکه چای سیاه حاوی 8 الی 12 درصد تانن است، یکی از بهترین دارو های ضد اسهال طبیعی به شمار می رود(در صورتی که اسهال ویروسی نباشد) که هیچگونه ممنوعیت و محدودیت مصرف ندارد.
با توجه به اینکه بیشتر اسهال های ایجاد شده در سفر به تغییر شرایط آب و هوایی مربوط شده و باکتری ها و میکروب ها نقشی در آن ندارند، بنابراین استفاده از چای به صورت پودر می تواند در ایجاد تعادل هضم ، جذب و برگشت شرایط طبیعی بدن از حالت اسهال به حالت طبیعی تاثیر خوبی داشته باشد. میزان مصرف روزانه در بزرگسالان ، 7 الی 10 گرم از پودر به مدت سه روز است که (میزان مصرف روزانه معادل یک قاشق غذاخوری از پودر خشک چای می باشد)که این میزان برای سنین پایین تر می تواند نصف یا یک سوم شود. باید گفت چای جوشیده که رنگ سیاه، مزه تلخ و بوی خاص چای جوشیده را دارد نیز دارای خاصیت ضد اسهال بوده و در شرایط عادی می تواند ایجاد یبوست کند. چراکه با جوشیدن زیاد ، مقدار زیادی از تانن های موجود در پودر چای به محلول جوشیده منتقل می شود در صورتی که در چای تازه دم کشیده مقدار تانن خیلی کم است.
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/6/73938.jpg
D.N.Angel
نام انیمه: D.N.Angel
نام انیمه: DN Angel
ژانر: Action, Comedy, Magic, Romance, Fantasy, School Life, Shoujo
تاریخ پخش: بهار 2003
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 26 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
کارگردان: Habara Nobuyoshi
منبع: Manga
استودیو: Xebec
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینکهای مربوط به انیمه
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 480P, ~60MB)
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت
+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس
+ لینک فایل تورنت (MKV, EN Sub, ~230MB)
+ لینک فایل تورنت (AVI, Ger Sub, 3.8GB)
+ لینک فایل تورنت (AVI, 5.8GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, x264, EN Sub, 5.5GB)
خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)
دایوسکه نیوا در روز تولد 14 سالگیش می خواست که عشقشو به دختر رویاهاش اعلان کنه ولی موفق نمیشه. اون از بچه گی تحت تعلیم پدربزرگش بوده و خیلی چیزا یاد گرفته و از سطح هوشی بالایی برخوردار بود ، همچنین یکی از همکلاسی هاش هم مثل خودش از سطح هوشی بالایی برخوردار بود که ناگهان در شب تولدش تغییر شکل میده و به عنوان «دارک،دزد ارواح» شروع می کنه یه کارهایی که مادر و پدربزرگش به او می گفتن و ...
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/8/16345.jpg
Tennis no Ouji-sama: Another Story - Kako to Mirai no Message Specials
نام انیمه: Tennis no Ouji-sama: Another Story - Kako to Mirai no Message Specials
نام انیمه: Prince of Tennis: Another Story - Messages From Past and Future OVA Bonus
نام انیمه: Tennis no Ouji-sama OVA Another Story: Messages From Past and Future
نام انیمه: テニスの王子様 OVA ANOTHER STORY ~過去と未来のメッセージ
ژانر: Comedy, Sports
تاریخ پخش: تابستان 2009
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 2 قسمت Special
مدت زمان هر قسمت: 3 دقیقه
منبع: Unknown
استودیو: Unknown
کارگردان: Unknown
زیرنویس انگلیسی دارد
لینکهای مربوط به انیمه
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت
+ لینک فایل تورنت (MKV, DVD, EN Sub, ~230MB)
+ لینک فایل تورنت (AVI, EN Sub, ~256MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, EN Sub, DVD, ~232MB)
نکته: فایلهای تورنت و لینک دانلود، کل مجموعه رو دارن، باید قسمتهای مورد نظر رو انتخاب و دانلود کرد.
خلاصه داستان (منبع)
These specials feature the Oshitari cousins in a Manzai (漫才) setup [a style of stand-up comedy in Japan, which usually involves two performers—a straight man (tsukkomi) and a funny man (boke)].
Story 1 involves Oshitari Yuuhi who is tired of being the tsukkomi and wants to try his hand at being a boke but with disastrous results.
Story 2 is about Oshitari Kenya in the role of a boke whose jokes didn't get through to the audience in a joint Namiwa-Seishun Talentshow.
قاطی کردم دوباره
وای وای وای دوباره قاطی کردم. یکی نیست بگه: بی جنبه، چرا این کارها رو می کنی؟
ـ بعضی وقت ها، وقتی دور و برت رو نگاه می کنی، می بینی با این که انسان های زیادی کنارت هستن، ولی واقعاً تنهایی و با هیچ کسی نمی تونی حرف بزنی. یعنی در اصل کسی نیست که بتونی باهاش حرف بزنی.
به خودم میگم که خب، لااقل می تونم توو وبلاگ، بعضی وقت ها، یه چیزایی بنویسم، حرف بزنم. یعنی حرف های خودم رو بزنم، ولی ... نمی تونم. دست خودم نیست. قضیه ی خود سانسوری پیش میاد.
ـ این چند روز مثل دیوونه ها، سه تا رمان ایرانی کامل رو خوندم. واقعاً من دیوونه هستم. تازه الان هم یکی دیگه رو دارم تموم می کنم. (به صورت PDF)
آن سویه آینه (تکین حمزه لو) ـ زنجیر عشق (مریم جعفری) ـ خیال تو (فهیمه رحیمی) این سه تا رو کامل خوندم، یک قدم تا عشق (اعظم طهماسبی) رو هم آخراش هستم.
ـ بعضی وقت ها واقعاً دلم میخواد حرف بزنم، ولی ترجیح می دم نگم چیزی.
ـ از تمام دوستانی که هنوز من رو تنها نگذاشتن، به وبلاگم سر می زنن، تشکر می کنم.
ـ دانشگاه شروع شده، کلاس هایی که داشتم همه تشکیل شدن، درس ندادن اون قدرها، ولی تشکیل شدن. خب راستش همچین استادهای جالبی نداشتم تا حالا. ببینم بقیه شون چی جوری هستن.
ـ نیاز شدیدی دارم که برم سرکار و یه منبع درآمدی داشته باشم. واقعاً کمبود پول رو احساس کردم. مگه چقدر می تونم از خانواده انتظار داشته باشم که بهم پول بدن. نیاز دارم چند تا کلاس برم، ولی هزینه ش بالا است و نمی تونم به خانواده فشار بیارم. همین شهریه دانشگاه خودش کمر شکن است ... باز اگه خودم منبع درآمد داشتم، یه کاری می کردم. لااقلش واسه خرید یه کتاب غیر درسی، اینقدر حساب کتاب نمی کردم که ببینم اصلاً بگیرم یا پولش رو نگه دارم ...
الان بهم میگین چرا کارت رو چند سال پیش ول کردی؟ خب دیگه نمی تونستم اون شرایط رو تحمل کنم. اصلاً هم پشیمون نیستم ... نیاز دارم که کارم مربوط به رشته م باشه. به جایی رسیدم که حتی حاضر هستم تدریس کنم (من از تدریس کردن متنفرم) ولی کارم به جایی رسیده که به این هم راضی هستم. ولی این کار رو هم هنوز نتونستم پیدا کنم ...
ـ یه جورایی خیلی دلم گرفته دوباره، فکر و خیال اومده به سرم دوباره. ها ها ها ... رسماً دوباره قراره قاطی کنم. البته قاطی تر از اینی که هستم منظورم بود.
ـ دلم می خواد واسه ی ADSL اقدام کنم، ولی نمی دونم چرا، جرأت ندارم توو خونه مطرح کنم. شاید یکی از دلیل هاش این باشه که خودم رو می شناسم، و می دونم چقدر بی جنبه هستم و اگه ADSL نامحدود داشته باشم، خودم رو خفه می کنم.
نوشته شده در تاریخ 5 مهر 89
27 سپتامبر 2010
درمان نفخ، دل درد و اسپاسم با نعناع قمی
نعناع قمی گونه ای از نعناع است که دارای بو و مزه مطبوع بوده و بیشتر از همه در سبزی خوراکی مورد استفاده است. این گونه از نعناع با وجود خواص متعدد انواع نعناع به خاطر ترکیب مهم کارون دارای اثرات ضد نفخ ، ضد دل درد و ضد اسپاسم قوی تری نسبت به گونه های دیگر است.بنابر این خوردن این گونه نعناع می تواند این اثرات را به خوبی بر بدن اعمال کند. این گیاه از طعم و مزه خوبی برخوردار است و می توان آن را به طور دائم مصرف کرد تا از نفخ و دل دردهای حاصله در امان بود. امروزه این گیاه بصورت قطره های خوراکی در داروخانه ها موجود است تا با توجه به مایع بودن آنها به سرعت و در عرض چند ثانیه جذب و اثر کند.
محصولی که در ایران از این نعناع وجود دارد به نام قطره کارمنیت است که می توان با توجه به خوراکی بودن آن در تمام سنین از نوزاد تا افراد مسن بدون هیچ محدودیتی مصرف کرد. نکته ای که در مصرف این نوع نعناع باید در نظر داشت این است که این گیاه پس از مصرف حدود 10 الی 15 دقیق زمان لازم دارد تا اثر کند و اگر همراه با غذا مصرف شود از ایجاد نفخ و دل درد جلوگیری می کند.

در کنار شیرها - کن فالت
نام کتاب: در کنار شیرها
نام اصلی کتاب: Lie Down With Lions
نویسنده: کن فالت (Ken Follett)
مترجم: کاوه رحیمیان
ناشر: انتشارات دُرسا
نوبت چاپ: چاپ سوم - 1388
تعداد صفحات: 423 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب: لینک // لینک // لینک
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت
پشت جلد
سه تن در پاریس؛ زنی زیبا و با اراده، شوهرِ فرانسوی اش و جاسوسی آمریکایی در مأموریتی مخفی.
آنان بار دیگر در دوران جنگ شوروی و افغانستان در کوه های هندوکش همدیگر را می بینند، در حالی که هر یک اسیر خواسته های شخصی خود می باشند.
ماجرایی هیجان انگیز همراه با عشق، شجاعت و ...
داستان (منبع)
جین و آلیس در پاریس عاشق یکدیگر میشوند، اما زمانیکه جین در مییابد که آلیس مأمور سیا است و در حال جمعآوری اطلاعاتی بر علیه تروریستها میباشد، ارتباطشان قطع میشود. آلیس به آمریکا برمیگردد و جین با ژان پیر یک پزشک نظامی ازدواج میکند و با او به افغانستان میرود. ژان پیر مأموریت دارد تا به خانوادههای پارتیزانها که بر علیه روسیه میجنگند، کمک کند. اما این تنها مأموریت او نیست. افغانستان جایی است که داستان اتفاق میافتد. بعد از به دنیا آمدن فرزندشان، جین میفهمد که شوهرش جاسوس روسیه است و مسبب کشتار عدهٔ زیادی. او پس از دیدار دوباره آلیس، باید بین شوهر و عشق قدیمیاش یکی را انتخاب کند.
سه تن در پاریس؛ زنی زیبا و با اراده، شوهر فرانسویاش و جاسوسی آمریکایی در مأموریتی مخفی.
آنان بار دیگر در دوران جنگ شوروی و افغانستان در کوههای هندوکش همدیگر را میبینند، درحالی که هر یک اسیر خواستههای شخصی خود میباشد. ماجرایی هیجانانگیز همراه با عشق، شجاعت و…
داستان (توضیحات من)
کاراکترها
جین - انگلیسی - مترجم چند زبان زنده
الیس - آمریکایی - جاسوس سیا
ژان پیر - فرانسوی - جاسوس ک.گ.ب - دکتر
آناتولی - روسی - جاسوس ک.گ.ب - نظامی - رئیس ژان پیر
مسعود - افغانی - یکی از سردسته های مهم پارتیزان ها
محمد - افغانی - از افراد مسعود - عاشقِ جین
الیس در پاریس یک مأموریت داشت. باید اونی که به شورشی های ترکیه اسلحه می فروخت رو دستگیر می کرد.
یک سال در پاریس بود و با جین آشنا شده بود.
جین در عین حال که با الیس بود، با ژان پیر هم دوست بود. و به خاطرِ جین، الیس و ژان پیر همدیگه رو می شناختن و از هم متنفر بودن.
چون هر دو نفر جین رو می خواستن.
الیس ماموریت خودش رو با موفقیت انجام میده. در همین حین، ک.گ.ب دنبال الیس است. ولی اون رو نمیشناسه. وقتی عکس ها رو به ژان پیر نشون میدن، اون میگه الیس کجا زندگی می کنه و ... این طوری الیس شناسایی میشه.
الیس میخواست به جین یه چیزهایی رو توضیح بده. بعد ازش تقاضای ازدواج کنه.
ولی ژان پیر پیشدستی کرده و به جین گفته بود که بیا بریم افغانستان.
حالا ژان پیر که فهمیده الیس جاسوس است، می تونه از شرش خلاص بشه.
وقتی هر سه نفر در خانه الیس هستن، ژان پیر در مورد جاسوس بودنِ الیس میگه. ولی جین باور نمی کنه.
الیس هم انکار نمی کنه. در همین بحث و جدل ها، به خونه حمله میشه و الیس مجبوره فرار کنه ...
مدت ها گذشته و جین با ژان پیر ازدواج کرده و الان در افغانستان هستن.
در یکی از دهکده هایی که طرفدار پارتیزان ها.
ژان پیر به مردم کمک می کنه، جین یاد گرفته پرستاری کنه و در کنارش، دختر دو ماهه ش رو تر و خشک کنه ...
و حالا ادامه ی ماجرا ...
من پیر شدم ...
سلام.
امروز با خانواده رفته بودیم لاله زار، برای خرید لباس و ... من نمی خواستم برم. گفتم چیزی نمی خوام که. ولی صبح بیدارم کردن، مجبوری رفتم. قبلش یه سری لوازم ریختم توو کیفم که احیاناً خواستم برم یه جایی، وسایلم با خودم باشه. هیچی که نخریدم.
قرار بود ساعت 13:40 برم میرداماد، ظفر. میدون سعدی سوار مترو شدم، رفتم میرداماد پیاده شدم. پیاده اومدم سمت نفت، بعدش نفت رو رفتم بالا، سمت ظفر، دیدم که خیلی زود رسیدم، ساعت 13 بود. راه افتادم رفتم سمت مدرس. میرداماد رو تا اتوبان مدرس رفتم و برگشتم. بازم زود بود ... داشتم از WC می ترکیدم. دیدم نبش فرید افشار تابلو مسجد زده. کلی رفتم بالا فرید افشار رو، تونستم کوچه ی مسجد رو پیدا کنم. یه مسجد کوچولو بود. اونجا هم یه نموره همچی بگی نگی کلی گشتم تا سرویس ش رو پیدا کنم. داشتم می ترکیدم دیگه. بعدش هم برگشتم سر فرید افشار و جایی که باید می رفتم رو رفتم. فقط بگم که الان پاهام درد می کنه شدید. این همه پیاده روی...
نمایشگاه نوشت افزار (لوازم التحریر) رفتین؟ خیلی با نمک بود. من یه نموره همچی بگی نگی، علاقه ی عجیبی به جمع آوری کلکسیون لوازم التحریر دارم. همین الانش من یه سری مداد رنگی دارم که مربوط به دوران مهد کودکم بوده ... خب مسخره نکنین. نگه داشتم هنوز.
خیلی خوشم اومد. فقط نگاه کردنش کلی حال داد.
امروز برگشتن هم مصلی پیاده شدم، زد به سرم یه دور برم نمایشگاه، ولی گفتم ولش کن،دیر شده، الان خاندان هی زنگ می زنن کجایی، چرا نمیایی و این حرفها ... هم این که زورم اومد برم نمایشگاه، اون همه راه تا محل برگزاری.
ساعت 16 بود رسیدم خونه.
خوابم میاد، سرم درد می کنه و ...
آقا، هفته ی دیگه کلاس ها شروع می شه. من یه نموره استرس دارم. دست خودم نیست.
کلی هم به فانوس خیال استرس وارد کردم. آخرش من رو می کشه.
الان که دارم تایپ می کنم ساعت 23:04 است و دارم قهوه نوش جان می کنم.
امروز نشستم فوتبال منچستر و لیورپول رو دیدم. میشه گفت نیمه ی دوم رو کامل دیدم. مدت ها بود فوتبال کامل ندیده بودم. اونم واسه این بود که خسته بودم، حال نداشم پشت سیستم بشینم.
می دونین چیه؟
الان چند روزه دچار وحشت شدم.
چرا؟
به خاطر این که دیدم پیر شدم.
باورم شد که سنم بالا رفته.
ولی هنوز هیچ کاری توو زندگی م نکردم.
من پیر شدم.
دارم به سنی می رسم که شاید نباید می رسیدم.
به نظرم فقط دو سال دیگه مونده ...
چرا من باید به سن سی سالگی برسم؟
خیلی حرف است ...
در بیست و هشت سال عمر، یادم نمیاد مفید بوده باشم ...
پیر شدم ...
صورتم چروک خورده، وقتی خودم رو توو آینه نگاه می کنم، وقتی لبخند می زنم، چروک های روی صورتم نمایان می شه ... هر جوری هم بخوایی مخفی ش کنه، باز هم نشون می ده پیر شدی ...
خیلی عجیبه ...
هیچ وقت انتظار نداشتم که بخوام به سن مادربزرگ یا پدربزرگ ها برسم ...
خیلی وحشتناک است.
هی روزگار ...
لحظه های عمره ما زودگذره، با یه چشم به هم زدن، می گذره ...
پس چه خندون، چه گریون، داره می گذره عمرها ... خودت رو نرنجون، به کامت باشه دنیا ...
یه سوال؟
برای نابود کردن یک CD یا DVD باید چی کار کرد که قابل ترمیم شدن و قابل استفاده ی مجدد نباشه؟ هان؟ قراره وقتی من مُردم، دختر عمه م، تمام CD و DVD های Personal ِ من رو نیست و نابود کنه. دیروز اومدم یه دونه CD سوخته رو بشکونم، نتونستم... خیلی سفت بود. با انبردست و سیم چین افتادم به جونش، پدرم در اومد. راه حلی داره نابود کردن سی.دی؟ من که به آسونی نتونستم نابود کنم، وای به حال دختر عمه ام، که می دونم از عهده اش بر نمیاد. (جدی می گم پری، واقعاً نمی تونی، من جونم در اومد یه سی.دی رو تیکه تیکه کردم ...) راه حل لطفاً!!!
نوشته شده در تاریخ 28 شهریور 89
19 سپتامبر 2010
https://myanimelist.cdn-dena.com/images/anime/9/75426.jpg
Yakushiji Ryouko no Kaiki Jikenbo
نام انیمه: Yakushiji Ryouko no Kaiki Jikenbo
نام انیمه: 薬師寺涼子の怪奇事件簿
نام انیمه: Ryoko's Case File
ژانر:Mystery, Police, Supernatural
تاریخ پخش: تابستان 2008
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 13 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Light novel
استودیو: Doga Kobo
کارگردان:Tarō Iwasaki
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینکهای مربوط به انیمه
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, EN Sub, ~170MB)
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, ~200MB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, Ger Sub, 480P, 2.9GB)
+ لینک فایل تورنت (AVI, ITA Sub, XviD, 2,2GB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, ~250MB)
خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)
یاکوشیجی ریوکو، رئیسپلیس زیبا و باهوش بخش مرکزی توکیوست. مهم نیست معما چه باشد، از نتایج فاجعهبار آزمایشهای علمی گرفته تا هیولاهای ماوراءالطبیعه، انگار معما و پروندهای نیست که او قادر به حل کردنش نباشد. او با کمک همکار تازهاش، ایزومیدا جونیچیرو، با وحشتناکترین جنایات توکیو روبهرو میگردد. اما همانطور که همکارش نیز به سرعت متوجه میشود، استعداد و نبوغ ریوکو، تنها نکتههای قابل توجه او نیست...
توضیحات
از این انیمههای جالب بود.
کاراکتر اصلی یه دختر باحال بود.
نمی دونم چرا اینقده گیر آوردن لینک دانلود و فایل تورنت سخت بود.
با این که انیمه قدیمی (سال 2008) است.
اون نسخهای که من دیدم، زیرنویس اسپانیایی داشت.
خیلی سخت بود که زیرنویس فارسی رو هماهنگ کنی.
با همون وضع ناهماهنگ تماشا کردم انیمه رو.
درمان تهوع با زنجبیل
زنجبیل گیاهی است که از ریشه آن استفاده می شود. ریشه ها را از زمین خارج کرده و پس از پوست کندن به صورت تازه یا پودر خشک شده استفاده می کنند. تازه این گیاه دارای مقدار زیادی رطوبت است که در اثر گذشت زمان خشک می شود. در بیشتر بازارهای جهان از جمله ایران تکه های خشک آن که تقریبا سفیدرنگ است وجود دارد که دارای بوی اندکی است.زنجبیل به عنوان معطر کننده و ادویه یکی از پر مصرف ترین گیاهان خوراکی و دارویی جهان است.زنجبیل دارای خواص متعددی است اما یکی از شاخص ترین آن ضد تهوع بودن آن است که در بین گیاهان جزو قوی ترین ها است.
مصرف زنجبیل در زمان تهوع ناشی از مسافرت و تهوع دوران بارداری بسیار شایع است. بسیاری از افراد بعد از سوار شدن به ماشین یا وسایل نقلیه دیگر دچار تهوع می شوند که برای جلوگیری از این حالت می توان نیم ساعت قبل از سوار شدن 0.5 الی 1 گرم از پودر زنجبیل را مصرف کرد.مصرف روزانه این گیاه کاملا بی ضرر است. برای خوردن آن می توان پودر زنجبیل را در هر غذایی یا هر مایعی حل و مصرف کرد. باید در نظر داشت که زنجبیل از یک مزه تند و تیز برخوردار است و ممکن است بعضی قادر به خوردن آن نباشند به همین دلیل می توان پودر آن را در کپسول های خالی ژلاتینی که در داروخانه ها موجود است، ریخت و مصرف کرد. البته کپسول های تهیه شده صنعتی زنجبیل هم در داروخانه ها موجود است.
White Album
آلبوم سفید
نام انیمه:White Album
نام انیمه: آلبوم سفید
نام انیمه: ホワイトアルバム
ژانر: Romance, Music, Harem
تاریخ پخش: زمستان 2009
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمت ها: 26 قسمت
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینک های مربوط به انیمه
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, EN Sub, ~250MB)
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, BD, EN Sub, ~55MB, S01)
+ لینک دانلود انیمه (720P, MKV, EN Sub, ~70MB)
+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک
خلاصه انیمه (منبع)
فوجی تویا یه مرد دانشگاهیه که توی قرض های خودش مونده، اما با یه دختره ستاره (خواننده)، قرار می زاره و طی جریان هایی به بعضی از خترای دانشگاه شون وارد رابطه ای میشه و …
خلاصه داستان (منبع: انیم ورلد)
تویا فوجی دانشجویی است که تازگی با خواننده ای تازه به دوران رسیده به نام یوکی موریکاوا آشنا شده است.
این در حالی است که تویا در این دانشکده برای داشتن رابطه با یوکی دچار دردسر های زیادی از جانب افراد مختلف میشود و ...
ایرادهای خلاصه داستان
اولاً فوجی و یوکی از دبیرستان با هم بودن! پس یه دانشجو نیست که تازه با یوکی آشنا شده باشه.
دردسر؟ این فوجی مشکل دار است خودش!
خلاصه های اسپویل دار ویروس:
قسمت 11 رو هم دیدم.
تا اینجای کار که خیلی اعصاب خورد کن بوده.
پسره ی شیربرنج! مگه چی داره این همه دختر براش سر و دست می شکنن؟
چرا اونقدر شعور نداره که خودش مستقیم از یوکی بپرسه! چرا این قدر راحت خر شد و به اون مدیربرنامه یوکی پا داد؟
تازه رینا هم هست!
اه اه اه
پسره ی مزخرف! حرص من رو در میاره.
یوکی هم خر است. به جای این که مستقیم با فوجی-کون حرف بزنه، از طریق دیگران براش نامه می فرسته.
معلومه که بقیه نامه ها رو به فوجی نمی رسونن!
دو تا احمق!
کلا دیدن این انیمه سخت است.
قسمت 19 رو هم دیدم!
یه نفر دیگه هم به کلکسیون این پسره فوجی، اضافه شد!
هی وای من!
تازه رینا به یوکی گفت که عاشق فوجی شده.
باید برای دوباره به دست آوردن فوجی بجنگه!
آخه این پسره شیربرنج چی است مگه؟!
حرص آدم رو در میاره.
دخترهای خوشگل خوشگل دنبالش افتادن!؟
پسره تحصیلات که نداره، شغل درست درمون که نداره، قیافه که نداره ...
آدم به چی دلش خوش باشه.
خوب باعث حسادت میشه دیگه ...
پ.ن: لازم است که یه ژانری به اسم «اعصاب خورد کن» هم اضافه کنیم به ژانرها! لازم است هااااا! این انیمه در این ژانر قرار میگیره!
https://myanimelist.cdn-dena.com/images/anime/13/14141.jpg
Chrno Crusade
نام انیمه: Chrno Crusade
نام انیمه: Chrono Crusade
نام انیمه: Chrno Crusade: Mary Magdalene
نام انیمه: クロノクルセイド
ژانر: Action, Demons, Historical, Romance, Shounen, Supernatural
تاریخ پخش: پاییز 2003
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 24 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Manga
کارگردان: Kou Yuu
استودیو: Gonzo
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینکهای مربوط به انیمه
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, ~80MB)
+ تصاویر انیمه: عکس // عکس // عکس
+ لینک فایل تورنت (MKV, XviD, DVD, EN Sub, 6.4GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, x274, 576P, R2DVD, EN Sub, 11GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, 480P, DVD, EN Sub, 3.2GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, DVD, 7.1GB)
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, DVD, EN Sub, ~113MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, x264, 576P, R2DVD, EN Sub, ~300MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, EN Sub, ~250MB)
+ لینک دانلود انیمه (AVI, ~180MB)
خلاصه انیمه (منبع)
سال 1928 بعد از میلاد، نیویورک،آمریکا بعد از جنگ جهانی اقتصاد شکوفا شده و البته حضور چیزی تاریکتر و گناهکارانهتر خیلی بیشتر از گذشته احساس می شود، گناهکاران شیطانی. مجدلیه دستور تشکیل گروهی را میدهد تا این نیرو را نابود کنند دو تن از این گروه روزت کریستوفر و و دستیارس کرونو هستند. آنها هر دو عضو سازمانی این چنینی بوده اند هر چند هدف اصلی آنان پیدا کردن برادر گمشده روزت، جاشوا میباشد.
https://youtu.be/BRLC0zVfjL0
توضیحات من
هممممممممممممممم
به نظرم باید یه مانگا با همین داستان خونده باشم.
احساس می کنم خیلی آشناست این انیمه.
لااقل قسمت اول که این طور بود.
قسمت 13 رو هم دیدم.
هر چی گشتم، اسم مانگاش رو پیدا نکردم در لیستم.
ولی همه چیش آشناست. داستان، قیافه ها و ...
قسمت 24 (آخر رو هم دیدم.)
از پایانش راضی بودم. از این پایان ها نبود که همه چی خوش و خرم تموم بشه.
هنوز نتونستم مانگایی که خوندم رو پیدا کنم.
ولی باید مانگا رو خونده باشه. ولی هنوز پیداش نکردم.
اگه نخوندم، پس چرا اینقده آشنا بود این کار.
تیتراژ اول و آخر رو هم می خوام بردارم تا جداگانه بگذارم در وبلاگ.
ها هاها

Dance in the Vampire Bund
نام انیمه:Dance in the Vampire Bund
نام انیمه: ダンス イン ザ ヴァンパイアバンド
نام انیمه: Dansu in za Vanpaia Bando
ژانر: Vampire, Romance, Supernatural, Action, Horror
وضعیت: تمام شده
تاریخ پخش: بهار 2010
تعداد قسمت ها: 12 قسمت
استودیو: Shaft
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینک های مربوط به انیمه
+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک // لینک // لینک
+ لینک فایل تورنت (EN Sub, 1080P, 17GB)
+ لینک فایل تورنت (MP4, 720P, 5GB, BluRay)
+ تماشای آنلاین: سایت // سایت // سایت
+ لینک دانلود انیمه (MP4, BD, 720P, ~70MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, ~120MB)
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, BD, ~340MB, Multi Server + Torrent)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 1080P, BluRay, Multi Server, ~1.2GB, + Torrent)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 1080P, Hi10, Multi Server + Torrent, ~999MB)
داستان (منبع)
رهبر و فرمان روای خون آشام ها برای قرون متمادی است که به همراه سایر خوناشامان در انزوا و خفا زندگی کرده اند با این حال خواسته قلبی مینا این است کهانسان ها و خون اشام ها به درور از جنگ و خونریزی و در صلح و صفا با یکدیگر زندگیکنند.
بدیهی های دولت ژاپن توسط مینا پرداخت می شود و دولت در ازای این مهم بهمینا اجازه می دهد که منطقه ای اختصاص یافته به خون اشام ها را احداث کند به اینترتیب بر همه آشکار می شود که خون اشام ها وجود دارند و مینا یک قدم به هدف خودنزدیک می شود..
خلاصه داستان (منبع)
مینا تِپِس رهبر و فرمان روای خون آشام ها برای قرون متمادی است که به همراه سایر خون اشامان در انزوا و خفا زندگی کرده اند با این حال خواسته قلبی مینا این است که انسان ها و خون اشام ها به درور از جنگ و خونریزی و در صلح و صفا با یکدیگر زندگی کنند.
بدیهی های دولت ژاپن توسط مینا پرداخت می شود و دولت در ازای این مهم به مینا اجازه می دهد که منطقه ای اختصاص یافته به خون اشام ها را احداث کند به این ترتیب بر همه آشکار می شود که خون اشام ها وجود دارند و مینا یک قدم به هدف خود نزدیک می شود...
یادداشت (مترجم): ولهمینا که مخفف ان مینا است معشوقه کنت دراکولا (ولاد تپش) است و به احتمال زیاد در انیمه مینا باید از قدرت های خارق العاده ای برخوردار باشد .
خلاصه داستان (منبع: انیم ورلد)
پس از اعلام وجود غارتگران به جهان، ملکه شان مینا تپاس قصدش را از تاسیس انجمن (قوم) مستقل غارتگری دورتر از سواحل ژاپن اعلام کرد. نمایش وحشیانه در برنامه زنده تلویزیونی هیچ شکی برای درستی ادعاهای وی باقی نگذاشت و دولت به این امر توجه کرد که باند، اسمی که با آن نامیده می شود، صرفنظر از مخالفانش به واقعیت خواهد پیوست. دبیرستان فراموش کار آکریکا کابوراگی مانند افراد دیگر وقایع را از تلویزیون مشاهده می کند، غافل از اینکه زندگی خودش و خاطرات فراموش شده اش با ملکه کودک در صفحه تلویزیون گره خورده است. او به زودی در می یابد که یادآوری خاطرات مسئله دردناکی است، خصوصاً وقتیکه مسئله جدایی در میان باشد، و یادآوری عشقی عمیق و همیشگی که هیچ وقت به سرانجام نمی رسد.
https://media.mehrnews.com/d/2016/10/09/3/2236476.jpg?ts=1486462047399
تشنگی - نظامی
بیا ساقی آن می که جان پرور است
چو آب روان تشنه را در خور است
در این غم که از تشنگی سوختم
به من ده که می خوردن آموختم
- نظامی -
وراجی های ویروسی (21/04/89)
12 July 2010
سلام به همه ی دوستان.
درسته، حق با شماست. خیلی وقته که نیومدم به وبلاگم سر بزنم و آپدیت کنم.
خب، امتحان داشتم. حالا هم که تموم شده، یه نموره توو مُد ِ دپرسینگ حاد (=دپرس بودن شدید) هستم. شاید بیشترش به خاطر امتحان ها باشه. رسماً گند زدم. واقعاً نمی دونم چی جوری تونستم این قدر شاهکار باشم توو امتحان های پایان ترم؟! واقعاً نمی دونم. برام گرون تموم شد. هنوز نمره ها نیومده، ولی یه سوال. اگه از 18 واحد، 9 واحد بیافتی، اونم ترم اولی، اخراج که نمی شی؟ نه؟ خیلی ننگ است ...
امروز قرار بود بعد از مدت ها، با خانومم برم خرید، کلی هماهنگی انجام داده بودیم. داشتم کتونی جدیدهام رو می پوشیدم. می خواستم تیپ بزنم. ولی صبح SMS زد که پشیمون شده، هوا زیادی گرم است. نرفتیم. ولی خودمانیم ها، واقعاً شانس آوردیم نرفتیم، چون من جنازه شدم از صبح تا حالا. اگه قرار بود بریم، توو خیابون روو دستش می افتادم. حس توو تنم نیست. یه جورایی منگ هستم. واقعاً باید خدا رو شکر کرد که امروز نرفتیم. ولی خب، راستش دیگه همچین موقعیتی ممکن است گیر نیاد. چشمام نمی بینه، سرم درد می کنه. یه چند تا قطعه می خواستم که باید می گرفتم. حیف شد.
دیشب هی خاندان می گفتن که چی جوری برین، گرما زده نشین، اصلاً مجبور نیستین برین ... بابا فقط یه روز تونسته بودیم هماهنگ کنیم ها، این قده خاندان غرغر کردن ... ولی من که داشتم می رفتم. حاضر شده بودم. حتی کتونی خوشگل هام رو هم پوشیده بودم ... :P
عجب دوره زمونه ی جالبناکی شده، خانوم بنده می ره سرکار، اون وقت من که مرد خونه م، هنوز بیکارم. خیلی جالبه، خیلی! در به در دنبال کار می گردم. تازه ترم تابستون هم برداشتم. حالش رو ببرین شدید.
این تعطیلات واسه من فرقی نداشت. یه نموره ضرر بود فکر کنم. البته اگه تعطیل نبود، می رفتم کتابخونه، کتاب هام رو پس بدم.
دیروز کتاب «شیرین» نوشته ی «م.مودب پور» رو تموم کردم. (فرمت PDF) اولش که شروع کردم، اصلاً یادم نبود چیزی. یعنی فکر می کردم این کتاب رو نخوندم، هر چی رفتم جلوتر، دیدم که خیلی آشنا می زنه، نگوو قبلاً خونده بودم.
یه سوال غیر تخصصی، فیلم «کسوف - Eclipse»، سومین فیلم از سری فیلم های Twilight اومده یا نه؟ تاریخ ش یادم رفته که می ره روو پرده. می خوام بدونم DVD ش بیرون اومده که زیرنویس فارسی داشته باشه؟
خب بالاخره، جام جهانی هم تموم شد. تیم های من که بالا نیومده بودن. مهم نبود کی فینال اول می شه. به هر حال، به طرفداران اسپانیا تبریک می گم. نکته ی جالب این جام این بود که من اصلاً بازی ها رو نگاه نکردم، حتی بازی تیم های خودم رو. نهایت همه ی بازی ها روی هم، یه بازی هم نشد.
این موضوع اختاپوس آلمانی ها هم جالب بود. نه این که من اصلاً امسال توو باغ جام جهانی نبودم، اصلاً خبر نداشتم. موقع امتحان ها هم که بچه ها حرف می زدن توو دانشگاه، من نمی فهمیدم منظورشون چی است، کم کم این آخری ها، اخبار گوش دادم و ... فهمیدم موضوع این هشت پا چی چی بوده.
از یک سری خواب هایی که می بینم، اصلاً خوشم نمیاد. یه افرادی توو این خواب ها میان، که من دلم نمی خواد اینا توو خواب ِ من باشن. هیچ دلیلی هم ندارن که بیان توو خواب من! منطقاً باید اگه قبلش به اینا فکر کنی، همچی خواب هایی ببینی، ولی بدون این که به اینا فکر کنم، میان توو خواب های بی ربط من. قربون ش برم، خیلی خوش خواب هستم، هی وسط خواب بیدار شم ... دوباره خوابیدن کار حضرت ِ فیل است ... دیشب هم از اون شب های بی خوابی بودااااااااااا
فکر کنم بسه دیگه. خیلی چرت و پرت نوشتم. دعا کنین که این واحدهای کوفتی رو نیافتم. مشروط هم نشم. دعا کنین ...
نوشته شده توسط ویروس در تاریخ 21 تیر 1389
https://myanimelist.cdn-dena.com/images/anime/2/9601.jpg
Bastard!!: Ankoku no Hakaishin
نام انیمه: Bastard!!: Ankoku no Hakaishin
نام انیمه: バスタード!! 暗黒の破壊神
نام انیمه: Bastard!!
نام انیمه: Bastard!! Destroyer of Darkness
نام انیمه: Ankoku no Hakai Kami
ژانر: Action, Adventure, Comedy, Ecchi, Fantasy, Seinen
تاریخ پخش: Aug 25, 1992 to Jun 25, 1993
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 6 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 26 دقیقه
کارگردان: Akiyama Katsuhito
منبع: Manga
استودیو: AIC
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
لینکهای مربوط به انیمه
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت // سایت // سایت
+ لینک فایل تورنت (MKV, 480P, EN Sub, 1.8GB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, DVD, ~150MB, EN Sub)
خلاصه انیمه (منبع)
داستان حول محور گروهی متشکل از 5 جادوگر که قصد دارند دنیا را با زنده کردن خدای ویرانی تغییر دهند، میچرخد. رهبر آنها فردی به نام “اِشنایدر سیاه” میباشد و دیگر اعضا: “گارا”، “آرشس نی”، “آبیگایل” و “کال سو” هستند. به امید بنای پادشاهی جاودانه راهی میشوند، هرچند که هر کدام از این جادوگران افکار شخصی خود را دارند. هرچند، بیپروایی “اِشنایدر سیاه” و اینکه اغلب عصبانی میشود سبب میشود سرزمینهای مختلفی را از بین برد.
اما توسط تعدادی از روحانیان به دام افتاده و درون پسر بچهای طلسم میشود. پانزده سال میگذرد و آن 4 چهار جادوگر به کار خود ادامه میدهند. اما انگیزههای خود را برای تسخیر این جهان استبدادی تغییر دادند. زمانی که “اِشنایدر سیاه” یک بار دیگر توسط روحانیان آزاد میشود تا از آنها در برابر دوستان سابق خود محافظت کند. پس در حال حاظر ماموریت او پیدا کردن و نشان دادن راه راست به آنها است.
به نظر میرسد که وضعیت اخلاقی “اِشنایدر” در مدت زندانی بودن در آن پسر بچه ؛ یعنی “لوشه لن لن” تغییر کرده است.
یک کلمه – یک جمله
According = به عقیده ی – بنابه گفته ی – بر طبق
According to my Father He Should Be Punished.
به عقیده ی پدرم او باید تنبیه شود.
#زبان_انگلیسی
الان کجایی؟ - ماری هیگینز کلارک
نام کتاب: الان کجایی؟
نام اصلی کتاب: Where Are You Now?
نویسنده: ماری هیگینز کلارک (Mary Higgins Clark)
ناشر: انتشارات لیوسا
نوبت چاپ: چاپ اول - 1388
تعداد صفحات: 376 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب: لینک // لینک
پشت جلد
ده سال از روزی که کوین مکنزی (مک) ناپدید شده، گذشته است.
مک که تازه فارغ التحصیل شده و در دانشکده ی حقوق دوک ثبت نام کرده بود، یک روز آپارتمانش را ترک کرده و از آن به بعد دیگر هرگز کسی او را ندیده است.
مک هر سال در روز مادر به مادرش تلفن می زند و هر بار به او اطمینان خاطر می دهد که حالش خوب است ولی به سوال های مادرش پاسخ نمی دهد و گوشی را می گذارد.
حتی وقتی پدرش در واقعه ی یازدهم سپتامبر کشته می شود، او به خانه بر نمی گردد.
کارولین، خواهر مک، که حالا بیست و شش ساله است و دو واقعه ی غم انگیز در خانواده اش داشته - ناپدید شدن برادرش و فقدان پدرش - حالا متوجه شده است که نه او و نه مادرش تا مک را پیدا نکنند، قادر نخواهند بود با زندگی شان کنار بیایند.
بنابراین تصمیم می گیرد هر طور شده پی ببرد چه بلایی سر مک آمده و چرا او خودش را از آنها پنهان کرده است.
ولی در حین این جستجو ...
http://s9.picofile.com/file/8341480384/HomeCooking.jpg
طرز تهیه ی کدو حلوایی باسس بشامل
اگر طعم کدو حلوایی را به تنهایی دوست ندارید حتما از این روش ها برای تهیه آن استفاده کنید و از خوردن کدو حلوایی با سس بشامل لذت ببرید.
آماده سازی : 15 دقیقه
پخت : 30 دقیقه
این مواد جهت تهیه کدو حلوایی با سس بشامل برای 4 نفر می باشد.
مواد لازم برای سس بشامل:
آرد: 2 ق غ
روغن: 2 ق غ
شیر: 2 پیمانه
شکر: 3 ق غ
طرز تهیه سس بشامل:
روغن را روی حرارت کم داغ کرده و آرد را اضافه کرده و هم زده تا زرد و کمی طلایی شود. سپس شیر و شکر را که خوب مخلوط کرده ایم روی مواد ریخته و سریع هم زده تا گلوله نشود کمی که غلیظ شد وانیل زده و از حرارت برمی داریم.
مواد لازم:
کدو کوچک: 1 کیلو
شکر: ½ پیمانه
کشمش: 2 ق غ
پودر نارگیل: 2 ق غ
پسته خرد شده: 2 ق غ
عسل: 1 ق غ
طرز تهیه:
کدو را خرد کرده در ظرف گذاشته و شکر می پاشیم چند ساعت بماند تا شکر حل شود با همان آب حل شده در ظرف حرارت داده تا کدو کاملا پخته و له شود.
سپس آن را پوره میکنیم. مواد را به آن اضافه میکنیم 1/3 از مواد سس بشامل را هم به آن اضافه و خوب مخلوط می کنیم.
ظرف پیرکس را چرب کرده ابتدا مخلوط پوره کدو با مواد را ریخته با قاشق کاملا صاف میکنیم بعد باقی سس را به آن اضافه میکنیم .
در فری که از قبل گرم شده با حرارت متوسط به مدت 30 دقیقه می پزیم تا روی دسر طلایی شود.
باده - نظامی
بیا ساقی آن باده بردار زود
که بی باده شاید نشاید نمود
به یک جرعه زان باده یاریم ده
ز چنگ اجل رستگاریم ده
- نظامی –
در خیابانی که تو زندگی می کنی - ماری هیگینز کلارک
نام کتاب: در خیابانی که تو زندگی می کنی
نام اصلی کتاب: On The Street Where You Live.
نویسنده: ماری هیگینز کلارک
Mary Higgins Clark
مترجم: نفیسه معتکف
ناشر: انتشارات لیوسا
نوبت چاپ: چاپ سوم - 1388
تعداد صفحات: 410 صفحه
+ لینک دانلود کتاب: لینک // لینک // لینک // لینک // لینک
+ خرید اینترنتی کتاب: سایت // سایت
پشت جلد
زنی جوان در پی کشف دو قتلی است که با هم ارتباط دارند، در حالی که فاصله زمانی آن ها بیش از یک صد سال است.
امیلی، وکیل جنایی، بعد از طلاق تصمیم می گیرد شغل خود را عوض کند و در مانهاتان به کار وکالت بپردازد.
سپس خانه ی نیاکانش را می خرد.
هنگام بازسازی خانه، زمانی که حیاط را برای ساختن استخر خاکبرداری می کردند، اسکلت دختری جوان پیدا می شود و امیلی از سر کنجکاوی شروع به تحقیق می کند.
او که وجودش تهدیدی برای قاتل به شمار می رود، جانش به خطر می افتد ...
خلاصه کتاب (منبع)
در ابتدای کتاب با یه قاتل آشنا می شیم که بعد از پیدا کردن دفترچه خاطرات قاتلی دیگر هر روز این خاطرات رو خونده و سعی می کنه که با کشتن 3 زن ، شخصا این خاطرات رو تجربه کنه، به راحتی 2 زن رو به قتل رسونده و زن سومی که قاتل به دنبال کشتنشه ، امیلی 23 ساله است که زنی طلاق گرفته و وکیل مدافع جنایی است که بعد از طلاقش اقدام به خرید خانه آبا و اجدادیش که یک خانه ویکتوریایی است کرده و ...
قسمت هایی از کتاب (منبع)
او اصلاً خوشحال نبود که روز بروز بر تعداد افرادی که خانهی زمستانی خود را میفروختند تا برای همیشه در آنجا اقامت کنند، افزوده میشود. مردم به این نتیجه رسیده بودند که اگر شب و روز خود را در این شهر زیبای ساحلی در ایالت نیوجرسی سپری کنند، ارزشش را دارد چون در صورت لزوم میتوانستند فاصلهی صد و بیست کیلومتری را تا نیویورک رانندگی کنند.
توجیه مردم این بود که اقامت در اسپرینگ لیک، که به نظر میرسید خانههای سبک ویکتوریایی آن از سال ۱۸۹۰ تا به امروز هیچ تغییری نکرده است، ارزشش را دارد که آدم رنج سفر را به جان بخرد و برای رسیدگی به کارهایش به نیویورک برود. و همه عقیده داشتند که رایحهی فرحبخش و همیشه حاضر دریا روح و روان را زنده میکند. هر کسی که در گردشگاه ساحلی قدم میزد، از شکوه و جلال اقیانوس اطلس به وجد میآمد. این گردشگاه که حدود سه ـ چهار کیلومتر امتداد داشت، یکی از گنجینههای اسپرینگ لیک محسوب میشد.
تمام ساکنان منطقه و جهانگردهای تابستانی در زیباییهای آنجا با هم سهیم بودند، اما هیچ کسی در اسراری که او از آن آگاه بود، سهیم نبود. او در خیابان هیز قدم میزد و مادلین شیپلی را مجسم میکرد که در هفتم سپتامبر ۱۸۹۱، در اواخر بعد از ظهر در تراس هلالی شکل خانهاش روی کاناپهی حصیری نشسته و کلاه پهن حاشیهدار خود را در کنارش گذاشته است. آن موقع، مادلین نوزده سال داشت و با آن چشمهای قهوهای و موهای قهوهای تیره و در آن لباس کتانی سفید آهاردار بسیار موقر و متین به نظر میرسید.
فقط او آگاه بود که چرا میبایست مادلین تا یک ساعت بعد میمرد.
یه کار دیگه از این نویسنده خوندم!
به نظرم یکی از نویسنده های بسیار عالی این قرن است.
همه داستان هایی که خوندم، تم روانشناسی و پلیسی و جنایی داره.
خیلی راضی بودم.