جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

در پیشواز شهدای گمنام



در پیشواز شهدای گمنام

در پیشواز شهدای گمنام که در شهرک دانشگاهی واحد اراک به خاک سپرده شدند سال 84 - به یاد شهید احمد زارعی

استخوان بود ولی نه! خبری آوردند
خبر کبوتر بی اثری آوردند
با تو ای آن که همیشه ز خبر می‌پرسی
خبری نه! همه‌ی کبوتری آوردند
این تمام خبر آمده از یاران نیست
بیش از این بود ولی مختصری آوردند
گفتنی نیست ولی محض گواه آوردن
از شب حادثه‌شان چشم تری آوردند
شب و میدان و کسی بی خبر از معبر بود
ناگهان یک نفس شعله‌وری آوردند
در مسیری که بلند است و زمان کوتاه است
آسمان و خبر بال و پری آوردند
و برای شب محتوم تو تا برخیزی
خبر یک سحر تازه‌تری آوردند

#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی


شاخه‌های یقین




شاخه‌های یقین

گرچه گاهی دور، آسان می‌رسیم
لب که تر کردی به باران می‌رسیم
در سکوت جسم می‌پیچد صدا
چون تپش در نبض بی جان می‌رسیم
ما ز نسل ظلمت و شب نیستیم
ما به خورشید گل افشان می‌رسیم
خانه مان همسایه‌ی باغ و گل است
ما به پونه ما به ریحان می‌رسیم
چشمه‌های صبح هم از سمت ماست
تا دل شب زنده‌داران می‌رسیم
گرچه که شب باشد ولی ما مثل روز
مهر می‌ورزیم و تابان می‌رسیم
شاخه‌های ما یقین آورده است
شکن نداریم و به قرآن می‌رسیم
مثل باران بر تن حتی کویر
ما به دل‌ها با دل و جان می‌رسیم
آب در آغوش دریا مَد گرفت
ما برای جزر طوفان می‌رسیم
باغ‌های واژه‌ها یخ زد ولی
ما به داد لفظ انسان می‌رسیم
ما بهاریم و پُر از رشد و نفس
با خروش آبشاران می‌رسیم
عاقلانه عشق می‌ورزیم و صبح
عاشقانه زیر باران می‌رسیم
از تبار ما نباشد هیچ کس
ما به ایران ما به ایران می‌رسیم
رنگ و بوی ما شقایق گونه است
ما ز گلزار شهیدان می‌رسیم
گر شهادت در طریق ما نبود
عشق ما این گونه با معنا نبود
سنگ‌ها بود و سپرها راه را
در مسیر عاشقان اما نبود
*
در تب و هنگامه‌ی باران تیر
یک مجال چون،اگر، اما، نبود
روز بود و روز بود و روز بود
هیچ آثاری ز شب پیدا نبود
عشق ایثار و شهادت عشق بود
بهتر از خون، عشق را معنا نبود
خون زبان عشق بود و بر کسی
فرصت یک لحظه‌ی حاشا نبود
قطره‌ای بودیم ما دریا شدیم
جز شهادت نام آن دریا نبود
مُهر داغ عشق بر دل داشتیم
غیر از این مِهری به قلب ما نبود
جنگ بود و عشق بود و آرمان
انتظار عاشقان پر زدن بی جا نبود
*
بادبان افتاده لنگر یخ زده‌ست
ناخدا هم ای برادر یخ زدهت
یک نفر، ای وای حتی یک نفر
پشت خطها نیست سنگر یخ زده‌ است
*
هیچ برقی در نگاه خسته نیست
شوق حتی پشت این در یخ زده است
آن ور دریا خبر خشکیده است
آسمان هم با کبوتر یخ زده‌ست
آن که یک دم درل به دریا می‌زند
لحظه‌ای دیگر – شناور – یخ زده است
یک نفر این ماجرا را گریه کرد
یک نفر از نسل برتر یخ زده است
این که فردا بی تحقق مانده است
- پشت محورها – منوّر یخ زده است
هیچ دلگرمی به این تقویم نیست
دست‌های ما برادر! یخ زده است


#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی


آشنایان غریب 2




آشنایان غریب 2

خاک در خاکت به خاک افتاده است
در مسیرت چاک چاک افتاده است
تشنه‌ی چشم تو اقیانوس‌ها
وام می‌گیرد ز تو فانوس‌ها
خانه‌ی خورشید در شب‌های توست
رهنمای خانه ردّ پای توست
آرزوی روزهای روشنی
آبروی روزهای روشنی
شب برای خلوتت شب می‌شود
ابتدای خلوتت شب می‌شود
ای که در پروانگی‌ها محرمی
با می و مستانگی ها محرمی
فاش کن «لب‌های بر هم دوخته!»
راز این شب‌های درهم دوخته
فاش کن مستان بی جام و شراب
محرمان آسمان و ابر و آب
*
در خیابان‌های تو خاکی شدیم
در خیال چشمت افلاکی شدیم
آسمان در چشم تو پر می‌زند
در هوایت چشم، ساغر می‌زند
عصمت آیینه آیین شماست
زخم‌های سینه آیین شماست
گفتن از آیینه آسان نیست که
سرفه، بغض و سینه آسان نیست که
ناله‌های بی صدا یعنی شما
یک غم بی انتها یعنی شما
قصه‌ی بارانی از احساس‌هاست
پر کشیدن در یَد عباس‌هاست
با غم چشم شما بیگانه کیست
زخمتان از جنس این ویرانه نیست
زخم تو زیبایی آیینه‌هاست
سرفه‌ات با سینه‌هامان آشناست
هیچ ... اما وضعمان مطلوب نیست
گفتن از این نقص‌ها هم خوب نیست
آه اما این قرار ما نبود
این همان فصل بهار ما نبود
یک نفر امروز عاشق می‌شود
خواب او رویای صادق می‌شود
ماه می‌تابد بر این شب‌ها؟ نخیر
هیچ کس می‌گوید از فردا؟ نخیر
مشق‌های عشقمان را خط زدند
جمعه را این بی خداها خط زدند
درد همزادست و همراه‌ست آی ...
شب همیشه یار و همراه‌ست آی ...
شمع‌ها را تا سحر آتش بزن
خویش را یک مختصر آتش بزن
گشت از هر سو که تاریکی عمیق
هر چه بت دیدی ببر آتش بزن
ما که از لطف شماها شلعه‌ایم
شعله‌ها را بیش تر آتش بزن
دوستان را دوستان آتش زدند
همسفر را همسفر! آتش بزن
خاطر ما از تلاطم خالی است
دستمان از سیب و گندم خالی است
ما ز دستان خدا دم می‌زنیم
از غریب آشنا دم می‌زنیم
نسل ما نسل خمینی‌های سبز
از حسینی‌ها حسینی‌های سبز
نسل ما از پشت عباس آمده
چون غزل سرشار احساس آمده
نسل ما نسل ابوذرهای عشق
چکه چکه ریختن در پای عشق...
آه! یادم آمد از بازی دراز
قصه‌ی سیمرغ و شب‌های دراز
دوستان و خلوت آیینه‌ها
زیر بارانی ز ترکش سینه‌ها
دست‌ها گلدانی از احساس بود
لشکری آن جا پر از عباس بود
پای در پای رکاب دوست داشت
چشم را هر شب خراب دوست داشت 
خوش به حال چشم‌های عاشقش
آن که چشم بی نقاب دوست داشت
خوش به حال دست‌های بی تنش
آن که برگی در جواب دوست داشت
خوش به حال گام‌های روشنش
آن که هر لحظه حساب دوست داشت

#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی


آشنایان غریب 1






آشنایان غریب 1


ای تمام مهربانی‌ها بخند

آسمان آسمانی‌ها بخند

چشمه‌ساران پر از جوش و خروش!

یک همین امشب صدایم را بنوش

جویبار باغ از سیلاب‌هاست

باغ‌ها در انحصار قاب‌هاست

باغبان از بت شکن چیزی بگو

شاخه‌ی هرزم به من چیزی بگو

ما که بیمار تب و تابیم آی ...!

گرچه بیداریم در خوابیم آی ...!

وحشت و غربت غم و بیداد شد

کوله بار من نصیب باد شد

جلوه‌گاه صبح‌گاه کبریا

ای رکابت شاهراه کبریا

خنده کن ای وسعت اردیبهشت

آیت حقّی، نشانی از بهشت

غربتت از زخم‌های تازه نیست

کیستی تو، غم در این اندازه نیست

شرم می‌گیرد تمامم را به اشک

آتشی در شعر می‌افتد ز رشک

نیست در اندازه‌ی من نام تو

این که چرخ عشق گشته رام تو

در شکوه عشق خندانی به رزم

از غروب و درد نالانی به بزم

عشق هم در غبطه‌ی آن قامت است

وحشت از نام تو هم در وحشت است

علت باران شکوه سبز توست

ابتدای عاشقی از مرز توست

آنک آنک عاشقانه می‌شوم

در تمام خود زبانه می‌شوم

اینک اینک شعله‌های آتشم

مثل پروانه سرای آتشم

باز آیی و سر و دامان دشت

باز قرآن و سر نی زارها

آه تو باران عطش افزایش عشق

آه! می سوزد تو را نی زارها

*

ای تمام مهربانی‌ها بخند

آسمان آسمانی‌ها بخند

با تمام تشنگی گل می‌کنیم

ما زمستان را تحمل می‌کنیم


#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی




سیستم به کُما رفت

سلام.

هی روزگار...

چی بگم آخه؟!

-------------

دیشب ساعت ۱۹ گذشته بود، سیستم خودش زنده شد.

تونستم روشن کنم.

فلاش وصل کردم، همه ی فایل های جدید رو منتقل کردم.

------------

امروز ظهر هم بدون مشکل روشن شد.

------------  

ولی الان که دوباره می خوام بروم سیستم، روشن نمیشه.

از دیشب هم یه سری فایل حجیم گرفته بودم.

چند صفحه ادیت کرده بودم.

و...

اینا رو هنوز منتقل نکرده بودم به فلاش.

که دوباره سیستم دچار کُما شد!

-----------

مشکل یا از پاور سیستم هست یا مادربرد.

آخه سیستم قشنگم ، برای چی با من اینطوری می کنی! 

------------


برگرددددد

کامپیوتر قشنگم.

تو رو خدا برگرد.

من بدون تو چی کار بکنم آخه! 

من هنوز منتظر هستم خودش درست بشه و روشن بشه.

افتضاح، افتضاح

سلام.

همممممممم.

میشه گفت خیلی غمگین، ناراحت و افسرده هستم.

نیم ساعت است دارم تلاش می‌کنم سیستم رو روشن کنم.

ولی روشن نمیشه.

نمیدونم چی کار کنم.

فکرم خسته شده.

یه سری چپتر آماده برای آپلود داشتم.

یه عالمه فایل جدید این چند شب دانلود کرده بودم.

هنوز همه ش توی کامپیوتر است.

آخه سیستم قشنگم ، چرا همچین کاری با من می کنی؟

نکنه واقعا سوخته باشه.

یه بار دیگه هم اینطوری شده بود.

ولی خود به خود، درست شد.

الان هم منتظر هستم خود به خود درست بشه.

من سیستم قشنگم رو می خوام.

اگه یه وقت روشن نشه چی؟ 

من چه خاکی بر سرم کنم؟ هان؟


Gigi Finizio - Scacco Matto


Gigi Finizio - Scacco Matto


Artista: Gigi Finizio

Album: Il Cuore Nel Caffè

Pubblicazione: 2006

Genere: Pop


...

Quando la notte ti incendia la mente

e un pensiero non spegne il ricordo

e marcia sul cuore un amico potente

la tua solitudine sarà un antico presagio che ormai ha già cambiato il tempo

non mi troverai


وقتی که شب، فکر و ذهنت را می سوزاند و یک فکر، آتش خاطره را خاموش نمی کند و دوستی بسیار نزدیک روی قلب قدم می گذارد

تنهایی با فکر تو مثل یک فال قدیمی خواهد بود که زمان را تغییر داده و می گوید: مرا پیدا نخواهی کرد


mentre l'aurora scolora e il sole si sporge

attraverso le dune

sfiorando la traccia di un corpo di donna

ormai invalicabile

sarà questione di telepatia

se quotidianamente come un ponte

mi congiunge con la mente tua


وقتی که طلوع رنگ می بازد و شن های روان خورشید را محو می کنند، شکل جسم زنی نفوذ ناپذیر به تصویر کشیده می شود

شاید بخاطر ارتباط ذهن ها باشد که هر روز مثل پلی مرا به ذهنت وصل می کند


non odiarmi mai

se tu mi penserai

io proverò a raggiungerti

con la mia fantasia

no non odiarmi mai

sai che mi soffrirei

tu dama irragiungibile

dai scacco matto e via


از من متنفر مباش

اگر به من فکر کنی من هم سعی می کنم تا در خیالم به تو برسم

نه، از من متنفر مباش

می دانی که زجرم می دهد

تو زنی غیر قابل دستیافتن هستی

و مرا کیش و مات می کنی و می روی


Sei come un filtro di luce

che tra fessure diventa fuggente

mi passa vicino ma so che toccarlo

diventa inpossibile

ma attraversando la bianca follia

della tua indifferenza

la distanza si dimezza

e mi mancherai


تو مثل فیلتر نوری هستی که از شکاف هایش نور بیرون می زند

به تو نزدیک می شوم اما می دانم که لمس کردنت غیرممکن است

اما گذر از این دیوانگی که بخاطر بی تفاوتی تو است فاصله را نصف می کند و دلم برایت تنگ می‌شود


non odiarmi mai

se tu mi penserai

io proverò a raggiungerti

con la mia fantasia

no non odiarmi mai

sai che mi soffrirei

tu dama irragiungibile

dai scacco matto e via

no non odiarmi mai


از من متنفر مباش 

اگر به من فکر کنی من هم سعی می کنم تا در خیالم به تو برسم

نه، از من متنفر مباش

می دانی که زجرم می دهد

تو زنی غیر قابل دستیافتن هستی

و مرا کیش و مات می کنی و می روی

نه، از من متنفر مباش


مترجم: Arman // منبع: @canzoni_memorabili




آهنگ پایانی انیمه ی Mo Dao Zu Shi - فصل دوم





آهنگ پایانی انیمه ی Mo Dao Zu Shi - فصل دوم


خاطراتم از میان بادهای سرد گذشته و به سراغم می آیند

گرفتار غبار میشوند، ابرها را کنار میزنم فقط برای اینکه مه را حس کنم

از میان نم نم سرد باران به دوردست ها مینگرم

غروب فرا رسیده، نمیتوانم مسیر خانه را ببینم

وقتی زمان مرگم فرا رسید از خواب گذشته ی خونینم بیدار شدم

اما با این حال از سرنوشتم گله نمیکنم

در میان غبار بی انتها، خیر و شر مسیرهای متفاوتی را طی میکنند

همانطور که شعری می سرایم جام شرابم را بالا میاورم

قلب ناآرامم رها نخواهد شد

بادی شدید خلاف جریان آب وزیدن میگیرد

هرج و مرج اطرافم شعله میکشد، گذشته ام را در غبار دفن میکند

مدام با خود تکرار میکنم "عدالت را در قلبت زنده نگه دار

روحیه نترسی همچنان پا بر جاست

نوای بی درنگ فلوت حکایتم را بازگو میکند



آهنگ شروع انیمه ی Mo Dao Zu Shi - فصل دوم



آهنگ شروع انیمه ی Mo Dao Zu Shi - فصل دوم

تناسخ و تولد دوباره، عشق و نفرت را در مه پنهان میکند
همین که آشنا شدیم، شمشیرهایمان گرفتار هم شدند
از اعماق ابرها صدای فلوت و سنتور جریان می یابد
دنیای فانی زودگذر است، همچو رویای بیهوده ی یک روح تنها
هم به دنبال خرما هستم و هم خدا، هرج و مرج های زندگی را به چشم میبینم
نار یکدیگر، در برابر تمام دنیا میجنگیم
یک بار هم به عقیده های درستم پشت نکردم
زندگی ای بدون درد را میگذرانم، از فضیلت و فساد پیشی گرفته ام
اما هنوز هم نمیتوانم زخم هایی که روی قلبم نقش بسته اند را پاک کنم
در این زندگی، نباید خود را گرفتار نزاع کنیم
به دور از خواسته های دنیوی
مسیرمان متفاوت است در حالیکه عدالت را قلب خود زنده نگه داشته ایم
جوانمرد و درستکار بودم، اما باز تمام کارهایم شد هیچ و پوچ
خیر و شر همچو سیاهی و سپیدی اند
اما مرز بین عشق و نفرت همچنان نامشخص است
آشنایی با تو همچو یک رویاست

طرز تهیه نان ذرت یمنی


طرز تهیه نان ذرت یمنی
* نان بسیار نرم و لطیف و خوش طعمه و مغزی 

مواد لازم
آرد نان فانتزی ۳ لیوان دسته دار فرانسه
آرد ذرت ۲ لیوان
تخم مرغ ۲ عدد
مایه خمیر فوری ۲ ق م خوری
شیر ولرم ۱ لیوان
ماست نصف لیوان
نمک نصف ق چ
شکر ۱ ق غ خوری
روغن مایع نصف لیوان
برای رومال: زرده + نوک ق چ وانیل و سیاهدانه

طرز تهیه
شیرولرم و شکر و مایه خمیرا باهم مخلوط کرده کنار میزاریم تا فعال بشه بعد بقیه مواد ماست و روغن ونمک و آردهارو باهم مخلوط میکنیم بعد مایه خمیر فعال شده را به آردها اضافه میکنیم با دست و یا با دستگاه خوب ورز میدیم تا خمیر صاف و یکدستی عمل بیاد بعد روی خمیرا پوشانده مدت ۱/۵ تا ۲ یاعت استراحت داده و بعد خمیر به دو قسمت یا چند چونه کوچکتر تقسیم میکنیم  و در سینی چرب شده فر کمی پهن میکنیم و ۱۰ دقیقه دیگر استراحت داده وبعد رومال زده سیاهدانه میریزیم و در فر با درجه ۱۸۰ مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه میپزیم.

منبع: @shirinideser 

هنوزم وقت ندارم، سرم شلوغه




خب در راستای پست های قبلی، من هنوز وقت ندارم.

البته فقط ده شب دیگه مونده.

هر چند، هنوز از نظر تعداد شب ها وقت دارم.

ولی انگاری از نظر حجم به آستانه ی مصرف منصفانه رسیدم.

اینترنت قطع نشده.

ولی سرعت اومده مثل اون موقع ها که ADSL داشتم.

و متأسفانه یه چند تا تورنت گذاشته بودم دانلود بشه، اگه سرعت بود، دانلود میشد.

ولی الان نمیشه. برای همین نمی تونم اینا رو بگیرم.

اگه زودتر حواسم رو جمع کرده بودم، به جای گشتن دنبال سریال، انیمه های 2018 رو میگرفتم.

کاملا اتفاقی فهمیدم که بیشتر انیمه های 2018 رو ندارم.

دقیقا سالی بود که انجمن تعطیل شده بود.

سایت های دیگه نمی تونستن زیرنویس کش برون.

تلگرام هم تق و لق بود. 

بیشتر این انیمه های 2018 زیرنویس نشدن.

دقیق نمیدونم چند تا انیمه دانلود کردم. ولی هر چی انیمه ی 2021 بود و تمام شده بود، دانلود کردم.

حتی اونایی که زیرنویس فارسی نداشتن.

بخواهی حساب کنی تقریبا 180 عنوان دانلود کردم.

دو تا سریال کره یی دانلود کردم.

فکر کنم 14 تا سریال چینی گرفتم. چقدر کاورهای خوشگلی دارن. 

همه شون تاریخی و هنرهای رزمی و دنیای تهذیبگری هستن.

داشتم چک می کردم، فقط 165 گیگ اینا شده بود.

تعداد کمی سریال گرفتم، ولی تعداد قسمت هاشون زیاده و حجم شون هم زیاده.

امیدوارم خوشم بیاد. ضدحال نخورم.

دو تا هم سریال آمریکایی که فصل دوم و سوم حساب میشن.

هاهاهاها



غلظت خون ، عوارض و راه های پیشگیری از آن


غلظت خون ، عوارض و راه های پیشگیری از آن


گلبول های قرمز خون سلول هایی است که وظیفه اکسیژن رسانی به بافت های بدن را به عهده دارد و تعداد آن ها بر حسب سن و جنس متفاوت است. بیماری را که در آن تعداد گلبول های قرمز در واحد حجم افزایش می یابد، غلظت خون می نامند. در این بیماری، میزان هموگلوبین در مردان به بالاتر از 18 گرم و در خانم ها به بالاتر از 16 گرم در دسی لیتر می رسد. این بیماری بیشتر در آقایان و در سنین بالاتر از 40 سال شایع است.

غلظت خون با بدن ما چه می کند؟
این بیماری موجب کند شدن حرکت خون در رگ ها و قلب می شود و احتمال ایجاد لخته های خونی را بالا می برد. به دنبال آن مشکلاتی مثل گرفتگی دست و پا، افزایش فشارخون، خونریزی از بینی، بزرگ شدن کبد و طحال، آمبولی ریوی و سکته های قلبی و مغزی روی می دهد.

چه عواملی موجب ایجاد این بیماری می شود؟
عوامل مختلفی می تواند موجب بروز غلظت خون شود؛ از جمله زیاده روی در خوردن غذاهای چرب و سرشار از گوشت قرمز و چربی های جامد، عوامل ژنتیکی و مادرزادی، اضطراب و شوک های عاطفی، تعریق و اسهال های شدید، زندگی یا حضور در ارتفاعات و نواحی کوهستانی، آلودگی هوا، استعمال سیگار و وجود بیماری های قلبی- ریوی و...

علایم بیماری و نحوه تشخیص:
بالا رفتن غلظت خون یک سری علایم و نشانه های ظاهری دارد مانند برافروختگی و قرمز شدن صورت، کبودی لب ها و نوک انگشتان دست و پا به خصوص هنگام فعالیت بدنی، اختلالات هوشیاری مثل خواب آلودگی، اختلالات بینایی و تنفسی، ضعف و بی حالی، سردردهای غیرطبیعی، خارش بدن به خصوص بعد از استحمام و برجستگی ورید های چشمی.
با دیدن این علایم می توان به احتمال بالا رفتن غلظت خون مشکوک شد ولی تشخیص نهایی با آزمایش هایی مثل CBC (شمارش سلول های خونی) و سنجش میزان هموگلوبین امکان پذیر است. (باید دانست که بر خلاف تصور بعضی مردم که تیرگی خون را نشانه غلظت خون می دانند، تشخیص این بیماری با استفاده از رنگ ظاهری خون امکان پذیر نیست).

غلظت خون چگونه درمان می شود؟
درمان این بیماری شامل استفاده از درمان دارویی توام با تغییر در سبک زندگی و رژیم غذایی است. برای درمان دارویی اغلب با نظر پزشک از تجویز قرص آسپرین برای کاهش غلظت خون استفاده می شود. همچنین اهدای خون به صورت منظم و پرهیز از کشیدن سیگار و قرار گرفتن در معرض هوای آلوده نیز دردرمان موثر است. در این میان اگر بیماری زمینه ای مثل بیماری های قلبی و ریوی عامل ایجاد غلظت خون باشد، بیماری مذکور نیز باید به نحو مناسب کنترل و درمان شود.
اگر به این بیماری مبتلا هستید، باید در رژیم غذایی خود مصرف روغن های جامد و حیوانی، گوشت قرمز، دل و قلوه و مغز گوسفند و لبنیات پرچرب را کاهش دهید و در عوض مصرف لبنیات کم چرب، ماهی، میوه و سبزیجات فراوان را جایگزین کنید. نوشیدن آب و مایعات فراوان نیز در طول روز به رقیق شدن خون کمک می کند. در طب سنتی مصرف میوه هایی مثل آلبالو، انار، توت سیاه، تمشک، زغال اخته، لیموی تازه، موز، زرشک، آلو، انگور قرمز، کیوی و سبزیجاتی مثل سیر و پیاز خام، شنبلیله، کاسنی، ریواس، کدوی سبز و پاپریکا ( نوعی فلفل قرمز) در کاهش غلظت خون موثر است.
همچنین نوشیدن روزانه چای سبز و چای ترش (یا چای قرمز یا چای مکه که در واقع دم کرده گلبرگ های گیاهی به نام رزچینی است)، نیز در کاهش فشارخون و نیز کاهش خطر بروز لخته های خونی مفید است. نتایج برخی تحقیقات نیز نشان می دهد که مصرف روزانه مقادیر کمی از شکلات سیاه (Dark)، باعث کاهش تولید لخته خون و بروز بیماری های قلبی- عروقی می شود.

منبع: بیتوته


اینا رو دیدم





Lupin III vs. Detective Conan - Police - Special - 1EP

Suite Precure ♪ - Fantasy - 48EP

Yondemasu yo, Azazel-san. (TV) - Comedy - 13EP

Comic Girls - Comedy - 12EP


اینا رو خوندم




[Novel] I Became A Virtuous Wife and Loving Mother in another Cultivation World - Chapter 67


Tomb Raider King - Chapter 208 ~ 213

Nan Hao and Shang Feng - Chapter 82 ~ 86

The Great Mage Returns After 4000 Years. - Chapter 106 ~ 107

19Days - Chapter 199

The Great Mage Returns After 4000 Years. - Chapter 108

One Piece - Chapter 1037

Black Clover - Chapter 319

The Croaking - Chapter 55 ~ 56

Overgeared (Team Argo) - Chapter 109 ~ 110

The Gamer - Chapter 395

Skip Beat! - Chapter 268 ~ 301

Tales of Demons and Gods - Chapter 361 ~ 362.5

Mo Dao Zu Shi - Chapter 191 ~ 195

Tower Of God - Chapter 0517

Eleceed - Chapter 175

Youkai Apato no Yuuga na Nichijou - Chapter 71 ~ 104

Watashi ga Motete Dousunda (Kiss Him, Not Me) - Chapter 01 ~ 24

Dungeon Reset - Chapter 104 ~ 105

Akatsuki No Yona - Chapter 213 ~ 218

Legend of the Northern Blade - Chapter 113 ~ 114

Boku no Hero Academia - Chapter 295 ~ 297

Berserk - Chapter 364 [END]

BLAME! - Chapter 39 ~ 65 [END]


Heaven Officials - Chapter 34

Meeting Him - Chapter 10 ~ 16

Deliverance of the Counterattack - Chapter 153 ~ 155

Life Going Wild With Plug-ins - Chapter 24 ~ 25

Big Apple - Chapter 16 ~ 32

Seeing Double - Chapter 34.5 ~ 36

Lucky Paradise - Chapter 26

Our Future - Chapter 10 ~ 20

Enthusiasm - Chapter 51 ~ 54

Shutline - Chapter 26

Love Jinx - Chapter 36

Bloody Taboo - Chapter 78 ~ 85

Radio Storm - Chapter 19 ~ 20

ENNEAD - Chapter 89 ~ 92

How to Chase an Alpha - Chapter 57 ~ 58

Dangerous Convenience Store - Chapter 55 ~ 57

Taizi - Chapter 17 ~ 19

Percentage of Love - Chapter 47 ~ 48

Hidamari ga Kikoeru - v03 Chapter 17 ~ 17.5

Painter of the Night - Chapter 91

A Physiacl Education - Chapter 27

Sura's Lover - Chapter 23 ~ 24 

Long Time Red Mall - Chapter 42 ~ 43

Hyacinth - Chapter 43 ~ 47

Love Nest S02 - Chapter 08

Marshal Wolfs Double Favorite - Chapter 15 ~ 18

Hold Me Tight - Chapter 65 ~ 68

The Prince And His Mischievous One - Chapter 59 ~ 62

Absolute Control - Chapter 38

Silent Lover - Chapter 39 ~ 40

On or Off - Chapter 85

Red Haired James - Chapter 58 ~ 59

No Way Vampires don't Exist - Chapter 01 ~ 04

Starry Night - Chapter 44 ~ 47

Dear Door - Chapter 48

Love Shuttle - Chapter EPILOGUE

When The Yakuza Falls In Love - Chapter 30 ~ 35.1

The Third Perspective - Chapter 08 ~ 09

Zombie Hide Sex - Chapter 14

Yours to Claim - Chapter 57.5 ~ 59

1305 - Chapter 21 ~ 22

Angel Love - Chapter 41 ~ 43

Access All Areas - Chapter 25 ~ 29

Heat and Run - Chapter 49 ~ 50

Anaerobic Love - Chapter 64

Be My Dog - Chapter 29 ~ 32

Under The Green Light - Chapter 35 ~ 36

19Days - dj - Chapter 18

BL Motel - Chapter 37

Devil Wants to Hug - Chapter 45

Cradle of Imae - Chapter 36 ~ 42

I Fucked by My Best Friend - Chapter 18 ~ 20

Demon Breeder - Chapter 25 ~ 27

Thirst - Chapter 40 ~ 42

The Beast Must Die - Chapter 32 ~ 35

Siren's Song - Chapter 29 ~ 35

See You Again - Chapter 54 ~ 66

Lies Like Lies - Chapter Extra 01 ~ 08 [END]

Don't Provoke Reborn-Ed Bamboo Horse - Chapter 51 ~ 60 [END]

The Tiger Who Swallowed the Moon - Chapter 59 ~ 61 [END]

Bottomless Swamp - Chapter 88 ~ 90 [END]



Mieruko-chan

 

 

نهههههههههههه

آخه واسه چی اینا رو می‌سازن؟

نمیگن ملت سکته می‌زنن.

آی آی آی

هر قسمت، قلبم توی حلقم بود...

نفس عمیق، نفس عمیق...

اینا واقعی نیست... اینا انیمه ست.

قرار نیست گوشه‌ی اتاقت اون هیولاها رو ببینی!

دقت کن.

تو فقط یه انیمه دیدی. باشه؟

ولی 12 قسمت خیلی کم بودددد.

درسته که همه‌ش صورتم رو چنگ انداختم، ولی خب...

هنوز هم میگم که 12 قسمت خیلی کم بود.

همممم، الان چک کردم. انگاری مانگا داره.

یعنی بروم مانگا پیدا کنم و بخونم؟

نه، صبر کن، الان وقت خوابه، لعنتی... واسه چی الان داشتم نگاه می‌کردم؟

 

 



 

Mieruko-chan

 

نام انیمه: Mieruko-chan

نام انیمه: 見える子ちゃん

ژانر: Comedy, Horror, Supernatural, School Life

تاریخ پخش: پاییز 2021

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 12 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه

منبع: Manga

استودیو: Passione

کارگردان: Ogawa Yuuki

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

+ اطلاعات بیشتر در مورد انیمه

+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی - پولی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, EN Sub, ~100MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه - هاردساب فارسی

+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, EN Sub, ~100MB)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, EN Sub, ~100MB)

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, HD, EN Sub, ~90MB)

 

 [Art] Mieruko Chan Volume 2 Cover : manga

 

خلاصه داستان (منبع)

Miko Yotsuya's eyes water as she fixates on a single spot on her phone—she ignores yet another dreadful, horrific monster that is in her face, uttering the disturbing words: "Can you see me?" Before now, Miko enjoyed her unassuming high school days, with late-night horror shows serving only as a form of entertainment. But ever since one fateful day, she is the only person aware of the invisible monsters walking freely among humans.

Courageously, Miko makes a bold decision: she will never, under any condition, acknowledge the presence of the horrid specters. However, even though she pretends they do not exist, she can still see how they disturb the people around her, especially her best friend, the energetic and lovely Hana Yurikawa. In order to protect them from the monsters' annoyances, Miko gives it her best to continue her school life and avoid every troublesome crisis—even when they scare her to tears.

 

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

میکو یه دانش‌آموز دبیرستانی عادی‌ـه که بعد از زمانی که شروع به دیدن هیولاهای زشت و وحشتناک می‌کنه، زندگیش به کلی عوض میشه. با اینکه خیلی وحشت زده شده، اما سعی می‌کنه که به زندگی روزانه‌ی خودش ادامه بده، اون وانمود می‌کنه متوجه چیزهای وحشتناکی که اطرافش داره اتفاق میفته، نیست. اون باید این ترس رو تحمل کنه تا خودش و دوستش هانا رو از خطرات حفظ کنه. حتی اگه به معنای روبه‌رو شدن با وحشتناک‌ترین چیز ممکن باشه. با ترکیب کمدی و وحشت، میروکو-چان داستان دختری رو میگه که سعی می‌کنه با عادی رفتار کردن، در مقابل موجودات فراطبیعی ایستادگی کنه.

 

 

خلاصه داستان (منبع)

یک دختر ناگهان شروع به دیدن هیولاهایی در اطراف خود می کند اما هیچ کس دیگری نمی تواند آنها را ببیند. او به جای تلاش برای فرار یا رویارویی با آنها ، تمام شجاعت خود را به خرج می دهد و آنها را نادیده می گیرد. به زندگی روزمره او بپیوندید تا او را حفظ کند

 

 

خلاصه داستان (منبع)

میکو دختری دبیرستانی است که زندگی معمولی و آسوده ای را پیش گرفته اما به محض اینکه شروع به دیدن هیولاهای ترسناک می‌کند با فراز و نشیب هایی رو به رو می‌شود. او بدون توجه به آنها و نهراسیدن از این موضوع، به زندگی روزانه خود ادامه می دهد و تصمیم می‌گیرد چیزهای ترسناکی که می‌بیند را نادیده بگیرد. او باید با اراده قوی و نترسیدن از هیولاهای مختلف باید از خود و دوستش هانا مراقبت کند، حتی اگر مجبور شود به طور مستقیم با این قضیه درگیر شود. این ماجرا روایتگر نمایشی کمدی و ترسناک میکو را به تصویر می‌کشد که باید هم با ترس هایش رو به رو شود و هم زندگی خودش را پیش ببرد...

 

 

 

 

 

به ابدیتی غریب دچار می‌شوی




به ابدیتی غریب دچار می‌شوی


برای چه کسی می‌خوانی؟

اصلاً در انتظار چه کسی می‌خوانی؟

شاید از انتظار سکه‌های پرتاب نشده‌ای که در جیب‌هایشان گندیده است!


هی! «دل خوش سیری چند»؟ 1

اینجا کسی برایت کف نخواهد زد

مطمئن باش!


اصلاً تو چطور جرأت می‌کنی این نگاه‌های سنگین را سبک بشماری!

این ستاره‌های آسمان گم، هنرمندتر از آنند

که از هر انگشتشان

هزار هنر ببارد!


اینها می‌توانند،

جسارت تو را بی‌رحمانه ببلعند

و بعد با کمی آب دهان و قصاوت ...

به طرف معده‌ی پر از زخمشان فرو دهند!


اینها می‌توانند،

در حالی که دندان‌هایشان را به هم می‌سایند

احساس با شعورت را مسخره کنند،

«که این خود هنر بزرگیست!»


اینها می‌توانند،

همان طور که نامت را از صفحه‌ی کوتاه یادشان خط می‌زنند

از طومار بلند زنده‌های اطرافشان

«که چیزی به جز تفاله‌ی یک زنده نیستند» 2

نیز، حذف کنند


اینها فقط همانی را که می‌بینند می‌دانند

اینها نخواهند فهمید

«شاعر شدن»

چه اتفاق ساده‌ی بزرگیست!

زمانی که با قداستی عجیب پیوند می‌خوری

و تازه بعد از آخرین تنفست می‌فهمی

هنوز به آرامش نرسیده‌ای

و به سزای جسارتت

به ابدیتی غریب دچار می‌شوی


اینها فقط همانی را که می‌بینند، می‌فهمند


اینها فکر نمی‌کنند

عاشق نمی‌شوند

نمی‌گریند

برای چه کسی می‌خوانی؟

برای گوش‌های شنوایی که دیریست کر شده‌اند

و یا برای نگاه‌های گنگی که از تحسین تو عاجزند؟


برای چه کسی می‌خوانی؟

اینها برایت کف نخواهند زد!



1. صدای پای آب – سهراب سپهری

2. دیدار در شب – فروغ فرخزاد


نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»


#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی


اما دریغ



اما دریغ

یک عمر نام کوچکم را زیستم
اما دریغ!
این «بهترین»،
تداعی حضور بی ریای تو بود!


نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است
شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

خوشبختی



خوشبختی


و خوشبختی

سرگیجه‌ای ست

که آدم را به یاد قانون‌های کشف نشده‌ی طبیعت می‌اندازد




نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»


#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی



خودکشی



خودکشی

و هی خودکشی
خودکشی
خودکشی ...

کاش می‌دانستیم
تا کی زندگی می‌کنیم! 1

1. هیچ کس این گونه فجیع به کشتن خویش برنخاست که من به زندگی نشسته‌ام – احمد شاملو

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است
شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی