
Ermal Meta - 9 Primavere
Artista: Ermal Meta
Album: Non Abbiamo Armi
Pubblicazione: 2018
Genere: Pop
...
Nove primavere nove inverni altrettante estati
Dopo quegli autunni ci piacevano da matti
Quattro case tre traslochi
Tremilaquattrocento giorni, in due
Libri, storie buone, ti racconto cosa sai stasera
Non mi va di uscire ti va bene cucinare pure due spaghetti due
Se li fai come sai fare tu, va bene
Torno tardi mangia pure non mi devi più aspettare
Spegni quella luce amore fa un casino di rumore
Forse mi alzo forse scrivo nella testa ho una canzone come un temporale che non vuole cadere
نه بهار، نه زمستان همراه با تعداد زیادی تابستان
ما آن فصل ها را بعد از پاییزهای زندگیمان به شکل دیوانه واری دوست داشتیم
چهار خانه، سه بار نقل مکان
سه هزار و چهارصد روز، دو قسمتی
کتابها، داستان های شیرین، به تو خواهم گفت امشب چه چیز را میدانی
امشب حس و حال بیرون رفتن ندارم، میتوانی برای دونفر اسپاگتی درست کنی، دوتا
اگر همانطور که میتوانی انها را درست کنی، عالی می شود
به ناهار نمیرسم، نیازی نیست صبر کنی
چراغ را خاموش کن عزیزم باعث ایجاد سر و صدا میشود
شاید بیدار شدم، شاید بنویسم، در سر اهنگی مانند طوفان دارم که بیرون نمیرود
Sono solo lacrime
E non è proprio niente di speciale
Una per ogni passo fatto insieme
Una per tutte quelle notti svegli ad ascoltare canzoni d'amore
Quelle che fanno sempre stare male
Una per ogni piccola emozione
I tuoi vestiti in sette borse
Ed una in più perché
Ti voglio bene
اینها تنها اشک هستند
و چیز خاصی نیست
یکی برای هرقدم که باهم برداشتیم
یکی برای تمام شبهایی که بیدار ماندیم و اواز های عاشقانه گوش دادیم
همان هایی که باعث می شوند حال بدی پیدا کنی
یکی برای هر احساس کوچک
لباس های تو در هفت کیف
و یکی بیشتر زیرا
دوستت دارم
Cinema poi pizza e birra passeggiata verso casa
Com'è grande questa Luna che assomiglia a quella nostra
Ti ricordi era bella come te che eri bambina
Adesso sei una meraviglia
Dici che mi devo prender cura di me stesso
E adesso che non è lo stesso adesso che è cambiato tutto
Ma l’unico modo che conosco per volermi bene è attraverso te
Sì, attraverso te
سینما سپس پیتزا و آبجو، قدم زدن تا خانه
این ماه که شبیه ماست چه بزرگ است
یادت هست که به اندازه دوران کودکی تو زیبا بود
حالا تو تعجب میکنی
میگویی من باید از خودم مراقبت کنم
و حالا که مانند گذشته نیست، حالا که همه چیز تغییر کرده است
اما تنها راهی که بتوانم خودم را دوست داشته باشم از طریق توست
بله! از طریق تو
Sono solo lacrime
E non è proprio niente di speciale
Una per ogni passo fatto insieme
Una per tutte quelle notti svegli ad ascoltare canzoni d'amore
Quelle che fanno sempre stare male
Una per ogni piccola emozione
I tuoi vestiti in sette borse
Da portare chissà dove
Chissà dove
اینها تنها اشک هستند
و چیز خاصی نیست
یکی برای هرقدم که باهم برداشتیم
یکی برای تمام شبهایی که بیدار ماندیم و اواز های عاشقانه گوش دادیم
همان هایی که باعث می شوند حس بدی پیدا کنی
یکی برای هر احساس کوچک
لباس های تو در هفت کیف هستند تا برده شوند اما که می داند به کجا؟
Lo sai che sta piovendo
Perché ci stiamo lasciando
Altrimenti sai mica pioveva così tanto
E queste nuvole d'acciaio fanno sparire il cielo
Vedrai che tornerà sereno
Domani tornerà sereno
می دانی؛ باران می بارد
زیرا ما درحال ترک کردن همدیگر هستیم
وگرنه می دانی که هیچوقت انقدر زیاد نمی بارید
و این ابرهای پولادین جلوی آسمان را می گیرند
خواهی دید که آسمان صاف خواهد شد
فردا آسمان صاف خواهد شد
Sono solo lacrime
E solo senza la si può spiegare
È solo un po' di acqua con il sale
È solo un'occasione per cantare a bassa voce una canzone d'amore
Di quelle che ti fanno un male cane
Ma che la scienza non ti può spiegare
Non c'è niente da capire sono lacrime perché ti voglio bene
اینها تنها اشک هستند
و فقط بدون آنها قابل توضیح خواهد بود
فقط کمی آب همراه با نمک هستند
فقط موقعیتی هستند که با صدای آرام آواز بخوانی
یک آواز عاشقانه
از آنها که تو را به یک سگ بد تبدیل می کند(باعث ناراحتی می شود)
اما این علم نمیتواتد به تو توضیحی دهد
راهی برای درک نیست
اینها اشک هستند زیرا دوستت دارم
زیرا دوستت دارم
ترجمه: Maedeh Shirmohammadi // منبع: @canzoni_memorabili
#Ermal_Meta #Lyric

آهنگ پایانی انیمهی Death Parade
یه قدم دیگه
میتونه منو آزاد کنه؟
میتونم تو تاریکی غرق بشم
اینو بفهم که خیلی ترسیدم
نمیخوام زندگی رو نابود کنم
یادت باشه
نمیخوام بسازمش
این همون چیزیه که برات مایهی دردسره ؟
نمیشه راهی رو برای رفتن دید
خیلی احساس تنهایی میکنم
خونم روی زمین ریخته
هیچ جور نمیتونم اینو ببخشم
#Lyrics

آنها که می خواستند مرا زخم زنند
تو را مجروح کردند
و بی خوابی ات،
تاوان شهامت ات شد.
ظهر داغ پیشانی ات را با سایه خواهم پوشاند
تا از هر آنچه تو نیستی
مطهر شوم.
رویاهایم را دنبال کنید
رد گامی جگرسوز را
که به ریشخند لبخندم نشسته است.
حسادت
کنون به جایی که من در آوازم
دندان هایش را از خشم به هم می ساید.
عشق زندگی سایه واری عطایم کرد
جامه هایی پوچ که مرا دنبال می کنند
لنگان
چونان مترسکی
با تسخری خونین.
#شعر #پابلو_نرودا

شاعر فقیر، شاعر بیچاره
که زندگی و مرگ هر دو به خاکش فکند.
به دار آویخته
در تجملی بی اعتنا
مجازاتی باشکوه و تدفینی همچون کشیدن کامل دندان ها.
و کنون گمنام
چون یکی ریگ به پشت اسب های متکبر کشیده می شود
به خواب می رود
بی سکوتی
یا آرامشی.
در مراسم تدفین اش
خوک و بوقلمون و سخنران های دیگر
میهمانی عزاداری خویش را جشن می گیرند
همان ها که اینک
شاعر را
از آن رو که قادر به گفتن نیست
تسخر می زنند
و دیگر
او با اشعارش اعتراض نمی کند.
#شعر #پابلو_نرودا

ادبیاتی از آهن
کشیده تیغ بر شاعری که چونان بیگانه ای
ناآشنای خیابان ها
سرگردان آواز می خواند
تا نترسد.
آه، من آکاردئونم را از جزایری طوفانی آورده ام
و دندان تیز ادبیات، پاهایم را درید
و ندانست که من با آواز
از تاریکی ها
بی تردید، گذر خواهم کرد.
به سوی تاب کودکی ام
به سوی جنگل سرد جنوب
به سوی آنجا که قلبم
از عطر خوش
پر شده باشد.
#شعر #پابلو_نرودا
دروغ می گویند
من ماه را گم نکرده ام.
آنها که آینده را
همچون صحرایی در جغرافیای سبز
پیش بینی می کنند
آنهایی که با زبان سرد
شایعه می پراکنند
هم آنهایند
که تمامی گلبرگ های جهان را
به قرنطینه بازجویی خواهند کرد.
پری دریایی افسانه ای بود که رفت
و من اکنون تمام مردم را دارم
گرچه آنها کاغذ هایم را پیوسته می جوند
و برای گیتارم
بخششی عمومی طرح می کنند.
خیره به چشم هایش گفتم:
خدنگ عشق تو، قلب مرا از هم درید
با این حال
عطر یاسی را که در پشت پاهایت جا گذاشته ای
خواهم بویید.
گمشده در شبی تاریک
با چراغی که چشم توست دوباره می رویم
و من پادشاه تمام تاریکی ها خواهم بود.
#پابلو_نرودا #شعر
نمک ابعاد بلورینش را به تو داد
تا از جواهر
تعبیری تازه به دست شود.
دست هایت
گویا در پگاهی
میان بستر رودی زاده شدند
تا مرا پاک کنند.
حسادت، رنج می برد تا سپری شود
و شعر من
یکایک
می غرد و می لولد
تا بمیرد.
تا می گویم عشق
جهان، با تمام کبوتر هایش فرو می افتد
و هر هجایی از من
بهاری می شود
بهاری که شکوفه می زاید
و شکوفه ای که بستر تو خواهد بود.
تو را می نگرم که چونان برگ در کنارم خفته ای
درخزانی که زیباترین بهار را
به زیبایی
شرمگین می کند.
خورشید جوانه هایش را به صورت تو می فرستد
و من نگاه می کنم به بهشتی که تویی
و گام هایت
مرا با زندگی آشنا می کنند.
ماتیلده!
عشق من!
ای دیهیم افتخار
به شعر من خوش آمدی!
#شعر #پابلو_نرودا

ذهنی روشن
ابلیسی توانا
و ظهری کامل.
ما آخرین بازماندگان عشقیم
تنهای تنها
دور از هذیان های شهر وحشی
چونان خطی از زمان
که منحنی پرواز فاخته ای را
تصویر می کند.
من و تو
ما، سرانجام بهشتی ساختیم
تا عشق در این میانه
برهنه زندگی کند.
تصمیمی سخت تر از اندیشه پتکی
به فنجان هامان سرازیر شد
تا آن دو جفت
"ذهن و عشق"
در ما، به توازن رسیدند
و این شفافیت
تنها از این روست.
#شعر #پابلو_نرودا
تیغ
لیوانی شکسته
و اشک
آنها تمام روز را به سعادت انگبین رشک بردند.
برج ها و دیوار ها
چونان مزدوری
آرامش پلک ها را می شکنند.
اندوه، اوج می گیرد
اندوه، افول می کند
و زندگی
در سایه افت و خیزی چنین
معنی می شود.
بی اندوه
نه تولدی، نه سقفی
هیچ اتفاقی نیست
و ما مجبوریم لحاظش کنیم.
فریادی از پسین دل
هیچ کمکی به هیچ عشقی نخواهد کرد
حتی به رختخوابی نرم
دور از طاعون زده ای
و نه حتی به فاتحی که جنگ را
یکسره برده باشد.
#شعر #پابلو_نرودا

- نان و عشق و شراب
- نیاز های مرد و زنی که یکدیگر را طلب می کنند
و زندگی در صلحی مدور
آن چنان که آتشی خشن
برای ساختن نوری، زبانه می کشد.
درود بر دست های تو باد
آنگاه که پر می کشند به سوی من
که سپیدی شان آوازم
و بوسه هاشان حیات من است.
پاهایت رودی از تداوم
چونان رقاصه ای که با جاروبی می آویزد.
امروز در رگ هایم، خون تو جاری است
جریانی لطیف
ساده
و ابدی.
#شعر #پابلو_نرودا
وقتی تو می خوانی مرا
وقتی تو آوازم می کنی
صدایت
لایه ای از دانه روز برمی دارد
و پرندگان زمستانی
هم آوایت می شوند.
گوش دریا
پر است از زنگ و زنجیر و زنجره
از موج و اوج و حضیض
و من
پرم از تو
وقتی تو آوازم می کنی.
#شعر #پابلو_نرودا
خنده ات
درختی است ترک خورده از تندری
نقره ای تحفه از آسمان.
خنده ات
مولود سرزمینی است برف آگین
که تا خورشید را آب می کند.
آه ای بانوی کوهستان!
ای آتشفشان شیلیایی!
با خنده ات
از میان تاریکی و شب
تا روز و عسل برمی تابی
و از میان درختان
پرندگان را
پر می دهی به سوی همیشه.
#شعر #پابلو_نرودا
خنده ات چونان یکی شاهین
از کوهی سنگی فرود آمد.
آه دختر آسمان!
در من رخنه کن که جهان
با تلالوات خواهد شکافت.
رخنه کن در من
چونان ژاله ای، الماسی
تا انفجار تو
خورشید را نورانی کند
و میخک ها در بدر
مشتعل شوند.
بگذار خنده ات
چونان یکی شاهین
فرود آید از کوهی
به پایه ای که منم.
#شعر #پابلو_نرودا

سلام.
تیتر تابلو است دیگه... دوباره اوضاع فیزیکی داغونی دارم.
بگذار از اول تعریف کنم.
شنبه یی که گذشت، تا ساعت 3 خورده یی بامداد پشت سیستم بودم.
ساعت 4 صبح رفتم بخوابم. تا 10:30 خواب و بیدار بودم.
بعدازظهر هم رفتم کتابخانه. برگشتن پیاده برگشتم.
ولی متأسفانه به خاطر کتونی خیلی بدی که دارم، کف پاهام خیلی درد می کرد.
اصلاً انگار کف پاهام روی زمین بود نه این که کتونی!
با درد رسیدم خونه. بعدش درد کمر به پایین شروع شد...
به قدری داغون، شدید، اعصاب خوردکن...
فقط تونستم تا 12 بامداد پشت سیستم بمونم.
ساعت 1 بامداد هم رفتم بخوابم. ولی هنوز نخوابیدم...
نخوابیدم دیگه... هنوز هم نخوابیدم...
ساعت 10 صبح از جام بلند شدم. به خاطر درد کمر کلافه بودم.
اومدم سیستم، فقط ده دقیقه تونستم بنشیم. خاموش کردم.
کف اتاق دراز کشیدم.
ناهار هم نتونستم بخورم. چون نمی تونستم روی صندلی بنشینم.
کلافه بودم. درد داشتم و دارم.
از اون ور، سرفه هم می کنم. بقیه خانواده مریض شدن، سرما خوردگی شدید.
من هم گرفتم.
اینا فکر می کنن حال داغون من به خاطر سرما خوردگی است.
در مورد درد کمر نمی دونن.
مادر محترمه حالش بود. عصر رفتیم دکتر. براش سرم و آمپول و کلی قرص و دارو.
برای من هم یه عالمه آمپول و قرص و شربت...
گفت گلوت متورم شده و قرمز است.
سه تا آمپول رو برام زدن. بقیه ش هم فردا.
به خاطر درد کمر، کلافه بودم و هستم. توی مطب ذره ای آروم و قرار نداشتم.
شلوغ هم بود.
یه عالمه بودن که سرما خوردگی شدید...
بیشترشون هم باید سرم می زدن. بخش تزریقات شلوغ تر.
نمیدونم چند دقیقه بتونم پشت سیستم بمونم.
قرص و شربت 8 ساعته دارم، مرحله اول رو خوردم.
ساعت گوشی کوک کردم برای صبح که پاشم مرحله دو بخورم.
همه ی تنم داغ است.
هی سردم میشه، هی گرمم میشه.
ولی تب ندارم.
مشکل از درون است.
گُر گرفتگی داخلی... که بیرون هم اثر می گذاره.
فقط بگم که دوباره کلکسیون بیماری شدم...
![]()

و اکنون این
امروز است
دیروز رفت
در هاله ای از غبار و چشم خواب آلود
و فردا
با جای پای سبز در راه است.
عشق من!
ای ارتعاش زمان
بر پود نور
هیچ کس نمی تواند رودخانه دست هایت را
چشم هایت را
بر من ببندد
آنگاه که خواب آلوده اند.
آسمان
بال هایش را بر تو خواهد چید
تا به بازوان مَنَت بسپارد.
و من
به خاطر تو و دریا و آسمان و زمان
به خاطر پوست گندمی ات
و کلامت
آواز خواهم خواند.
#شعر #پابلو_نرودا
دو دلداده
نان طبخ می کنند
و ماه
به چمنزار درمی غلطد.
آن دو
چونان دو روح
با هم به پرواز درمی آیند
و در حال برخاستن
خورشیدی را در رختخواب خود
برجای خواهند نهاد.
از میان تمام حقایق لامحال
نه با طناب
که با عطر خود
روز را به بردگی خویش
وادار می کنند.
#شعر #پابلو_نرودا

I Became A Virtuous Wife and Loving Mother in another Cultivation World - Chapter 147 ~ 150 [Novel]
Overgeared (Team Argo) - Chapter 183 ~ 184
Tales of Demons and Gods - Chapter 445.5 ~ 447
Eleceed - Chapter 264 ~ 265
Trash of the Count’s Family - Chapter 93
Akatsuki No Yona - Chapter 247
Kuroshitsuji - Chapter 203
One Piece - Chapter 1093
Dungeon Reset - Chapter 174 ~ 176
Nan Hao and Shang Feng - Chapter 120
The Wolf That Picked Something Up - Chapter 110
Spy X Family - Chapter 86
Evenly Matched Love - Chapter 84 ~ 87
Yours to Claim - Chapter 78 ~ 82
ENNEAD - Chapter 142
Ni jiu - Chapter 94
Form of Sympathy - Chapter 88 ~ 93
Disciple's Persuasion Plot - Chapter 85 ~ 86
Heaven Official's Blessing - Chapter 96
Incidentally Dyed by Spring's Love - Chapter 74
Monochrome Rumor - Chapter 65
A Trace of the Wonder - Chapter 68 ~ 69
Continued Love - Chapter 31 ~ 44
Mr. Beta - Chapter 29 ~ 33
Peach And Her Pappas - Chapter 26 ~ 35
Devil Wants to Hug - Chapter 70 ~ 71
Please Sleep With Me - Chapter 73 ~ 74
Drunk in Love - Chapter 92 ~ 93
In the Dark - Chapter 74 ~ 81
Unsound Relationship - Chapter 62 ~ 63
FuckPerfectBuddy - Chapter 78
Passion - Chapter 79
One-Way Romance - Chapter 01
Poison Antidote - Chapter 50 ~ 53
See You, My King - Chapter 49 ~ 50
Sugar Rain - Chapter 37
The Priest's Chart - Chapter 105 ~ 108
Under The Green Light - Chapter 45
Jinx - Chapter 33 ~ 34
PayBack - Chapter 72
Black Lotus - Chapter 104 ~ 105
My Hyung's Sunbae - Chapter 10 ~ 12
Night Song - Chapter 01 ~ 19
No Reason - Chapter 00 ~ 04
Open Board - Chapter 02 ~ 04
Red Area - Chapter 01 ~ 19
Usagi no Mori - Chapter 01 ~ 12
Well Done - Chapter
After I Get Drunk On You - Chapter 01 ~ 6.5 [END]
Aisanai Otoko - Chapter 01 ~ 4.5 [END]
Aku Yori Aku - Chapter 01 ~ 05 [END]
Shingeki no Kyojin-dj: Others Husbands - Chapter 01 ~ 03 [END]
Shingeki no Kyojin-dj: After Goodbye - Chapter 01 ~ 03 [END]
Ningen Bokujou - Chapter 01 ~ 03 [END]
Tsuyokina Koneko no Ran Shikata - Chapter 01 ~ 07 [END]
Free!-dj: Ore no Sosuke [OneShot-Yaoi]
+ مانگا Akatsuki No Yona تا چپتر 247 گرفتم و خوندم.
+ مانهوا A Returner's Magic Should Be Special تا چپتر 234 گرفتم و خوندم.
+ مانگا Kuroshitsuji تا چپتر 203 گرفتم و خوندم.
+ مانگا Tate no Yuusha no Nariagari تا چپتر 90 گرفتم، تا چپتر 82 خوندم.
+ مانگا Mushoku Tensei تا چپتر 92 گرفتم و خوندم.
+ مانهوا SSS Class Suicide Hunter تا چپتر 41 گرفتم و خوندم.
+ مانهوا A Tree Without Roots تا چپتر 14 گرفتم، تا چپتر 6 خوندم.
+ مانگا Kyouken Hachiko تا چپتر 11 گرفتم و خوندم.
+ مانگا Momo to Manji - فصل اول، تا چپتر 11 (آخر) گرفتم، تا چپتر 3 خوندم.
+ مانهوا Nevermore تا چپتر 71 گرفتم، تا چپتر 66 خوندم.
+ مانهوا One-Way Romance تا چپتر 12 (آخر) گرفتم، تا چپتر 1 خوندم.
+ مانهوا No Love Zone تا چپتر 75 گرفتم، تا چپتر 15 خوندم.
+ مانگا Maiden Rose تا چپتر 31 گرفتم، تا چپتر 25 خوندم.
+ مانگا Sekaiichi Hatsukoi تا چپتر 49 گرفتم، تا چپتر 41 خوندم.
+ مانگا Koisuru Boukun تا چپتر 97 گرفتم، تا چپتر 44 خوندم.
+ مانگا Yarichin Bitch Club تا چپتر 22 گرفتم، تا چپتر 8 خوندم.
+ مانگا Super Lovers تا چپتر 41 گرفتم، تا چپتر 36 خوندم.
+ مانگا Saezuru Tori wa Habatakanai تا چپتر 49 گرفتم، تا چپتر 28 خوندم.
+ مانهوا Stockholm Syndrome تا چپتر 38 گرفتم، تا چپتر 4 خوندم.
+ مانهوا Mr. Snail تا چپتر 100 گرفتم و خوندم.
+ مانهوا Scandalous M تا چپتر 30 گرفتم، تا چپتر 28 خوندم.
+ منهوا Poison Antidote تا چپتر 53 گرفتم و خوندم.
به گذشته می اندیشم
جایی که تو
میان شاخه ای نشسته ای
و آرام
به میوه ای بدل می شوی.
جایی که ریشه ات، شیره زمین را می نوشد
و سرود بوسه ات
هجاهای یک ترانه را بخش می کند.
عطر تو
به تندیسی از یک بوسه بدل می شود
و آفتاب و زمین
سوگندهاشان را به جا می آورند
در برابرت.
میان شاخه ها، گیسوی تو را خواهم شناخت
و چهره ات را
که در دل برگی تصویر می شود.
و تو
تا نزدیکی عطش من
گلبرگ هایی خواهی آورد
و دهانم
با طعم تو آگین می شود
با بوسه و خونت
که توامان، میوه ای است مرا
از باغچه ای که عاشقانش
در آرزویند.
#شعر #پابلو_نرودا
آهنگ شروع فیلم انیمهیی Zoku Owarimonogatari
تا حالا دیدیش؟
اون طرف ماه رو؟
ادامه رویایی که دیروز فراموشش کردی
احتمالات من
احتمالات تو
ادامه رویایی که دیروز فراموشش کردی
اون طرف ماه رو
تا حالا دیدیش؟
احتمالات تو
احتمالات من