سرگیجه - پییر بوالو و توماس نارسژاک
نام کتاب: سرگیجه
نام دیگر کتاب: از میان مردگان
نام اصلی کتاب: D'entre les morts
نام دیگر کتاب: Among the Dead
نویسنده: پییر بوالو و توماس نارسژاک (Boileau - Narcejac)
مترجم: عباس آگاهی
ناشر: جهان کتاب
نوبت چاپ: چاپ اول – 1390
تعداد صفحات: 204 صفحه
+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک // لینک
+ خرید اینترنتی کتاب: سایت // سایت // سایت
داستان (منبع)
قهرمان رمان، کارآگاه بازنشسته «فلاویر» قربانی توطئهای از طرف دوست نزدیکش «ژوین» میشود که با دقت و مهارت تمام طرحریزی شده است، سری آزار دهنده که شکنجه اش چون قابل توجیه نیست مؤثر میافتد.
ماجرای داستان در پاریس و بندر مارسی فرانسه میگذرد. بخشی از رمان:
«... ساعت دو در میدان اتوال انتظارش را میکشید. مادلن همیشه سروقت در وعدهگاه حاضر میشد.
وقتی او را دید گفت: «عجب، امروز لباس سیاه پوشیدی!»
مادلن اعتراف کرد: «خیلی از سیاه خوشم میآید، اگر دست خودم بود همیشه سیاه میپوشیدم»
- چرا؟ رنگ سیاه دلگیر است.
- نخیر، برعکس. افکار آدم را مهم جلوه میدهد، آدم مجبور میشود خود را جدی بگیرد.
- اگر آبی یا سبز بپوشی چی؟
- نمیدانم. حس میکنم رودخانه یا باغ میشوم… وقتی بچه بودم تصور میکردم رنگها قدرتی جادویی دارند… برای همین هم دلم میخواست نقاشی کنم.
بازوی فلاویر را گرفت. با چنان حالتی از تسلیم که متاثرش کرد…»
توضیحات (منبع)
از میان مردگان (فرانسوی: D'entre les morts, "Among the Dead") یک کتاب رمان با داستان جنایی از نویسندگان فرانسوی بوالو-نارسژاک است که در سال ۱۹۵۴ نوشته شد.
آلفرد هیچکاک کارگردان شهیر آمریکایی، فیلم سرگیجه را با اقتباس از این رمان در سال ۱۹۵۸ روی پرده سینما برد.
از میان مردگان معروفترین رمان این دو نویسنده جنایینویس است و با نامهای سرگیجه و عرق سرد هم منتشر شده است. داستان رمان با فیلمی که هیچکاک ارائه میدهد تفاوتهایی دارد و از نظر ظرافت، هیجان و درک بهتر، قلم کتاب از فیلمنامه جلوتر است ولی از نظر سیر داستانی و سرانجام یکسان است.
این کتاب بدون فیلم هیچکاک هم جای خود را در بین رمانهای ماندگار جنایی باز میکرد چون بوالو-نارسژاک از جنایت حادثهای میسازند که از رویارویی هیجانات و دل مشغولیها بوجود میآید و به تعبیر روژه کایوآ در «قدرتهای رمان»: «رمان پلیسی دیگر بازی ذهنی مستقل از دادههای ملموس نیست، رمان پلیسی به رمان واقعی تبدیل میشود یعنی آئینه عکس العملهای انسان در اجتماعی که در آن جای دارد.
داستان (منبع)
این اثر داستان درگیریهای کارآگاهی است که به مشکلات روحی و روانی برخورده است. این رمان جنایی در سال 1954 منتشر شد و آلفرد هیچکاک نیز با اقتباس از آن در سال 1958 فیلمی با عنوان «سرگیجه» ساخت؛ هر چند تفاوتهایی میان این رمان و فیلم دیده میشود که اغلب در صحنهپردازیها و زمان وقوع حوادث است. بسیاری از منتقدان فیلم «سرگیجه» را یکی از بهترین آثار هیچکاک میدانند. این رمان داستان یک کارآگاه قدیمی است که از سرگیجههای همیشگی در عذاب است. او مامور میشود تا همسر یکی از دوستانش را تعقیب کند زیرا رفتارهای عجیب و غریب این زن به علامت سوالی برای شوهرش تبدیل شده است. در میان همین تعقیبها کارآگاه به شدت شیفته زن میشود. در این رمان گرچه یک کارآگاه شخصیت اول داستان است اما مانند دیگر آثار مشترک بوالو و نارسژاک مسایلی جز ماجراهای پلیسی و کارآگاهی به محور اصلی داستان تبدیل میشود و شخصیتهای داستان را افرادی عادی از طبقات مختلف اجتماع تشکیل میدهند. در ادامه داستان، این زن با پرتاب خود از بالای یک برج خودکشی میکند و کارآگاه نمیتواند جان او را نجات دهد زیرا از ارتفاع میترسد و دیدن چنین صحنهای و ناتوانیاش از نجات آن زن یک شکست روانی را برایش به وجود میآورد. بعد از بهبودی نسبی کارآگاه و بازگشتش به زندگی، او با زن دیگری مواجه میشود که مشابه عشق از دست رفتهاش است؛ دیداری که بار دیگر سبب آغاز مشکلات روحی کارآگاه و درگیریهای درونیاش میشود.
راه دراز خانه - دانیل استیل
نام کتاب: راه دراز خانه
نام اصلی کتاب: The Long Road Home
نویسنده: دانیل استیل (Danielle Steel)
مترجم: لیلی کریمان
ناشر: توفیق آفرین
نوبت چاپ: چاپ دوم - 1378
تعداد صفحات: 368 صفحه
+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک
خلاصه داستان (منبع)
رمان حاضر بیانگر روح شکستناپذیر زنی است که طی زندگی پرفراز و نشیب خود قدرت بخشش و گذشت را از دست نمیدهد. ((گابریلا)) کودکی است که زندگی او آمیخته با وحشت و درد است. پدر و مادرش همواره او را تحقیر میکنند و او را برای هر چیز مقصر میدانند.
گابریلا از ترس در گنجهای مخفی میشود ولی صدای کفش مادر او را به وحشت میاندازد. پدر از او دفاع نمیکند و فقط ناظر رنجهای اوست.
گابریلا در خانهای اشرافی و زندگی پرتجمل والدینش جایی ندارد .او برای فرار از تنگنای زندگی، خود را با نوشتن سرگرم میسازد. پس از مدتی پدرش آنها را ترک میکند.
با متلاشی شدن کانون خانواده، گابریلا بیشتر به نوشتن پناه میبرد. به فاصله کوتاهی مادر او را به صومعه ((سنت ماتئو)) میسپارد و برای همیشه او را تنها میگذارد.
گابریلا در صومعه با خواهر ((برنادت)) آشنا میشود. در پی این آشنایی روح و جسم در همشکستهاش تسکین مییابد. او با آرامش و امنیت در کنار راهبهها روزگار میگذراند تا اینکه پس از سالها با آمدن یک کشیش به صومعه آنان، دنیایش دگرگون میشود.
آشنایی گابریلا با پدر ((جوکانرز)) به رابطهای عاطفی میان آندو میانجامد و در پی آن ماجراهایی روی میدهد که داستان بر اساس آن شکل گرفته است.
هیچ چیز جاودانه نیست – سیدنی شلدون
نام کتاب: هیچ جیز جاودانه نیست
نام اصلی کتاب: Nothing Lasts Forever
نویسنده: سیدنی شلدون (Sidney Sheldon)
مترجم: فریده مهدوی دامغانی
ناشر: انتشارات درسا
نوبت چاپ: چاپ ششم – 1389
تعداد صفحات: 596 صفحه
+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک // لینک // لینک
+ لینک دانلود کتاب – ترجمه فارسی
خلاصه داستان
داستان درباره سه پزشک زن است. دکتر پیچ تیلور جراح قلب متهم به قتل بیماری که از او یک میلیون دلار به ارث برده است. دکتر کیث ترنر سیاهپوست، بسیار خوشاندام و از مردان فراری. دکتر هانی تافت ازخانوادهای سرشناس پر از راز و رمز. آنها به مدت پنج سال در بیمارستان امبارکادر در سانفرانسیسکو کار میکردند و با هم همخانه بودند. داستان در دادگاه و بیمارستان میگذرد. زمانیکه پیج در دادگاه برای نجات زندگی خود میجنگد، داستان به عقب بازمیگردد و رازها گشوده میشوند.
توضیحات
پزشکان بیمارستان های دولتی درآمد چندانی ندارند. پرمشغله هستند و زندگی شخصی شان معمولا از هم پاشیده است. به علت شیفت های طولانی کاری از کم خوابی رنج می برند. کارشان بسیار حساس است و چون جان بیماران در دستان آن هاست، گاها احساس می کنند، خدا هستند. نسبت به هم حسادت دارند و سعی می کنند دیگری را خراب کنند.
در چنین شرایطی سه پزشک زن، تلاش می کنند هم پزشک خوبی باشند هم زندگی خوبی داشته باشند.
مکالمه دو پزشک:
ما هر کاری می تونستیم انجام دادیم. حالا زندگی اون به لطف خدا بستگی داره.
عجیبه! من فکر می کردم زندگی مردم دست ماست!
آموزش وبلاگ نویسی – مهدی کامیار
نام کتاب: آموزش وبلاگ نویسی
نویسنده: مهندس مهدی کامیار
ناشر: نقش سیمرغ
نوبت چاپ: چاپ سوم – 1389
تعداد صفحات: 116 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب: لینک // لینک
توضیح:
آموزش وبلاگ نویسی، تاریخچهی وبلاگ، آمورش کار با بلاگفا.
مروری کلی بر فیسبوک و توییتر.
عقاب تنها - دانیل استیل
نام کتاب: عقاب تنها
عنوان اصلی: Lone Eagle
نویسنده: دانیل استیل (Danielle Steel)
مترجم: لیلی کریمان
ناشر: توفیق آفرین
تعداد صفحات: 528 صفحه
خلاصه داستان
وقتی از ماشین پیاده شدند اشک در چشمان کیت جمع شده بود. کیت به آرامی گفت: جو زنده بمان، دوستت دارم. کیت حرفهای زیادی برای گفتن داشت اما نمیخواست جدایی را سختتر از این کند... دیگر نمیتوانست جدایی را تحمل کند اما میدانست چارهای ندارد و باید قوی باشد. هر روز سربازان و دختران جوان زیادی با اشک از هم جدا میشدند.
پ.ن: این چی است خلاصه داستان نوشتن! حیف که حال ندارم. وگرنه یه خلاصه داستان چند صفحه یی می نوشتم. :D
در دل شهر - ماری هیگینز کلارک
نام کتاب: در دل شهر
نام اصلی کتاب: All Around the Town
نویسنده: ماری هیگینز کلارک (Mary Higgins Clark)
مترجم: احمد حجاران
ناشر: انتشارات لیوسا
تعداد صفحات: 471 صفحه
نوبت چاپ: چاپ چهارم – 1388
+ خرید اینترنتی کتاب // خرید اینترنتی کتاب
خلاصه داستان اسپویل دار توسط من
لاری چهار ساله، توسط دیک و اوپال زوج مشکل دار از جلوی خونه دزدیده میشه.
دیک خواننده راک است. ولی موفقیتی نداره.
یه منحرف بچه باز است.
دو سال تمام لاری رو پیش خودشون نگه داشتن.
و هر روز دیک به لاری تجاوز می کرده.
طوری توو مغز لاری حک کرده که هر اشتباهی، تنبیه بدی داره.
دیک یه بار جلوی چشم لاری، جوجه مورد علاقه لاری که خودش بزرگ کرده رو سر می بُره.
و به لاری هشدار میده، اگه در مورد ما به کسی حرف بزنی، همین طوری کُشته میشی.
حالا بعد از دو سال یه سفر رفتن.
توو یه رستوران، متصدی باجه، متوجه حالت عجیب لاری میشه.
دیک و اوپال احساس می کنن ممکن است لو بره.
لاری رو کنار یه مدرسه ول می کنن ...
بعد از دو سال، لاری به خونه بر می گرده ...
ولی دیگه اون لاری قبل نیست.
چندین سال گذشته.
لاری بزرگ شده. دانشجو است.
خواهرش سارا، دستیار دادستان است و کاملا موفق.
در یک حادثه رانندگی، پدر و مادر لاری کُشته میشن.
و حالا لاری به مرز جنون رسیده.
خاطرات دو سال گم شدن ش، مدفون شده بود.
کم کم داره خودش رو نشون میده ...
سارا سعی می کنه لاری و پیش روانپزشک ببره.
لاری دچار بیماری چند شخصیتی شده!
چهار شخصیت متفاوت!
برای محافظت ازش درست شده.
لاری به قتل استاد دانشگاه متهم میشه ...
خودش نمی دونه چی کار کرده.
ولی مدارک علیه ش است.
اعتراف دروغ می کنه.
دیک و اوپال هر چند وقت یه بار براش پیغام می فرستن.
مغز لاری یادش میاد.
ترس شدید!
سکوت!
مرز جنون!
پ.ن: تا حالا هر چی از این نویسنده خوندم، بسیار بسیار راضی بودم. تم جنایی که داره، روانشناسی که هست. کلا کارهاش خوب است.
نام کتاب: کفشهای آبنباتی || The Lollipop Shoes
نویسنده: ژوان هریس || Joane Harris
مترجم: طاهره صدیقیان
ناشر: کتابسرای تندیس
چاپ اول: 1389
قیمت: 10000 تومان
تعداد صفحه: 543 صفحه
توضیح پشت جلد:
گفتم: «کی مُرده؟ یا این یک رازه؟»
«مادرم وین روشه.»
در جستجوی گمنامی و گوشه ای امن در کوچههای سنگفرش مون مارتر، یَن و دخترانش، رزت و آنی، اگر نه خوشحال، اما با آرامش، بالای شکلات فروشی خود زندگی میکنند.
هیچ چیز غیر عادی آنها را برجسته نمیسازد.
از کیسههای قرمز بالای در خبری نیست.
باد ایستاده است ـ دست کم برای مدتی. ـ
سپس زوزی دولالبا قدم به زندگی آنها میگذارد.
بانویی با کفشهای آب نباتی، و همه چیز تغییر میکند...
اما این دوستی تازه آن چیزی نیست که به نظر میرسد. سنگدل، مرموز و اغواگر.
زوزی دولالبا نقشههای خودش را دارد ـ نقشههایی که دنیای آنها را واژگون میسازد. ـ
و یَن، که تمام زندگیاش به خطر افتاده است، با انتخابی دشوار روبرو میشود: فرار، کاری که بارها انجام داده است، یا مواجهه با خطرناکترین دشمن...
خودش.
توضیحات ویروسی:
این یک رمان دیگه از نویسندهی کتاب شکلات است. من یه لینک از فیلمش رو هم پیدا کردم، که 6 گیگ بود، دنبال یک لینک بهتر میگردم.
داشتم در مورد کتاب میگفتم. باید قبل از خوندن کفشهای آبنباتی، شکلات رو بخونین. ادامهی شکلات است. یه جورایی ممکن است سنگین باشه.
زوزی به طور ناگهانی وارد زندگی وین روشه و دختراش میشه. زوزت چهار ساله شده. و چهار سالی است که از «رو» هیچ خبری ندارن. طبق معمول وین در حال فرار است...
حالا یه جا ساکن شده، میخواد مثل مردم معمولی زندگی کنه. میخواد با یه پیرمردی ازدواج کنه تا شکلات فروشی جدید رو نگه داره. میخواد امنیت داشته باشه... دیگه فرار مردم مهربان، یا اون مرد سیاه رو تموم کنه.
سعی میکنه جادو رو فراموش کنه... ولی انوک داره بزرگ میشه. جادو درش شکوفا شده...
زوزی خونخوار وارد میشه، دور از چشم وین، انوک رو آموزش میده. بهش یاد میده که انتقام چیز خوبی است... بهش یاد میده توو مدرسه سر همکلاسیهاش چه بلاهایی بیاره...
انوک خیلی با استعداد است...
سر و کله ی «رو» پیدا میشه... میفهمه که زوزت دخترش است...
جنگی بین وین و زوزی شکل میگیره... برای بقا، زندگی، به دست آوردن انوک...
وین برنده میشه... دختراش رو حفظ میکنه.
کمینگاه خطر – آگاتا کریستی
نام کتاب: کمینگاه خطر
نام اصلی کتاب: Peril at End House
نویسنده: آگاتا کریستی (Agata Christien)
مترجم: فرزانه طاهری
ناشر: انتشارات طرح نو
نوبت چاپ: چاپ دوم – 1389
تعداد صفحات: 224 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب: سایت // سایت
+ اطلاعات بیشتر در: لینک // لینک // لینک
خلاصه داستان
پوارو بازنشسته شده. با هستینگز برای تعطیلات به شهر سنت لو رفتن. با دختر جوانی به اسم نیک باکلی آشنا میشن که یه عمارت بزرگ در شهر داره. جلوی چشمان پوارو و هستینگز، به نیک سوء قصد میشه. پوارو تصمیم میگره که این پرونده رو حل کنه. نیک براشون تعریف می کنه، تا حالا چند اتفاق مسخره افتاده. حالا پوارو برای نجات نیک می خواد تلاش بکنه ولی ...
در کنار شیرها - کن فالت
نام کتاب: در کنار شیرها
نام اصلی کتاب: Lie Down With Lions
نویسنده: کن فالت (Ken Follett)
مترجم: کاوه رحیمیان
ناشر: انتشارات دُرسا
نوبت چاپ: چاپ سوم - 1388
تعداد صفحات: 423 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب: لینک // لینک // لینک
+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت // سایت
پشت جلد
سه تن در پاریس؛ زنی زیبا و با اراده، شوهرِ فرانسوی اش و جاسوسی آمریکایی در مأموریتی مخفی.
آنان بار دیگر در دوران جنگ شوروی و افغانستان در کوه های هندوکش همدیگر را می بینند، در حالی که هر یک اسیر خواسته های شخصی خود می باشند.
ماجرایی هیجان انگیز همراه با عشق، شجاعت و ...
داستان (منبع)
جین و آلیس در پاریس عاشق یکدیگر میشوند، اما زمانیکه جین در مییابد که آلیس مأمور سیا است و در حال جمعآوری اطلاعاتی بر علیه تروریستها میباشد، ارتباطشان قطع میشود. آلیس به آمریکا برمیگردد و جین با ژان پیر یک پزشک نظامی ازدواج میکند و با او به افغانستان میرود. ژان پیر مأموریت دارد تا به خانوادههای پارتیزانها که بر علیه روسیه میجنگند، کمک کند. اما این تنها مأموریت او نیست. افغانستان جایی است که داستان اتفاق میافتد. بعد از به دنیا آمدن فرزندشان، جین میفهمد که شوهرش جاسوس روسیه است و مسبب کشتار عدهٔ زیادی. او پس از دیدار دوباره آلیس، باید بین شوهر و عشق قدیمیاش یکی را انتخاب کند.
سه تن در پاریس؛ زنی زیبا و با اراده، شوهر فرانسویاش و جاسوسی آمریکایی در مأموریتی مخفی.
آنان بار دیگر در دوران جنگ شوروی و افغانستان در کوههای هندوکش همدیگر را میبینند، درحالی که هر یک اسیر خواستههای شخصی خود میباشد. ماجرایی هیجانانگیز همراه با عشق، شجاعت و…
داستان (توضیحات من)
کاراکترها
جین - انگلیسی - مترجم چند زبان زنده
الیس - آمریکایی - جاسوس سیا
ژان پیر - فرانسوی - جاسوس ک.گ.ب - دکتر
آناتولی - روسی - جاسوس ک.گ.ب - نظامی - رئیس ژان پیر
مسعود - افغانی - یکی از سردسته های مهم پارتیزان ها
محمد - افغانی - از افراد مسعود - عاشقِ جین
الیس در پاریس یک مأموریت داشت. باید اونی که به شورشی های ترکیه اسلحه می فروخت رو دستگیر می کرد.
یک سال در پاریس بود و با جین آشنا شده بود.
جین در عین حال که با الیس بود، با ژان پیر هم دوست بود. و به خاطرِ جین، الیس و ژان پیر همدیگه رو می شناختن و از هم متنفر بودن.
چون هر دو نفر جین رو می خواستن.
الیس ماموریت خودش رو با موفقیت انجام میده. در همین حین، ک.گ.ب دنبال الیس است. ولی اون رو نمیشناسه. وقتی عکس ها رو به ژان پیر نشون میدن، اون میگه الیس کجا زندگی می کنه و ... این طوری الیس شناسایی میشه.
الیس میخواست به جین یه چیزهایی رو توضیح بده. بعد ازش تقاضای ازدواج کنه.
ولی ژان پیر پیشدستی کرده و به جین گفته بود که بیا بریم افغانستان.
حالا ژان پیر که فهمیده الیس جاسوس است، می تونه از شرش خلاص بشه.
وقتی هر سه نفر در خانه الیس هستن، ژان پیر در مورد جاسوس بودنِ الیس میگه. ولی جین باور نمی کنه.
الیس هم انکار نمی کنه. در همین بحث و جدل ها، به خونه حمله میشه و الیس مجبوره فرار کنه ...
مدت ها گذشته و جین با ژان پیر ازدواج کرده و الان در افغانستان هستن.
در یکی از دهکده هایی که طرفدار پارتیزان ها.
ژان پیر به مردم کمک می کنه، جین یاد گرفته پرستاری کنه و در کنارش، دختر دو ماهه ش رو تر و خشک کنه ...
و حالا ادامه ی ماجرا ...
الان کجایی؟ - ماری هیگینز کلارک
نام کتاب: الان کجایی؟
نام اصلی کتاب: Where Are You Now?
نویسنده: ماری هیگینز کلارک (Mary Higgins Clark)
ناشر: انتشارات لیوسا
نوبت چاپ: چاپ اول - 1388
تعداد صفحات: 376 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب: لینک // لینک
پشت جلد
ده سال از روزی که کوین مکنزی (مک) ناپدید شده، گذشته است.
مک که تازه فارغ التحصیل شده و در دانشکده ی حقوق دوک ثبت نام کرده بود، یک روز آپارتمانش را ترک کرده و از آن به بعد دیگر هرگز کسی او را ندیده است.
مک هر سال در روز مادر به مادرش تلفن می زند و هر بار به او اطمینان خاطر می دهد که حالش خوب است ولی به سوال های مادرش پاسخ نمی دهد و گوشی را می گذارد.
حتی وقتی پدرش در واقعه ی یازدهم سپتامبر کشته می شود، او به خانه بر نمی گردد.
کارولین، خواهر مک، که حالا بیست و شش ساله است و دو واقعه ی غم انگیز در خانواده اش داشته - ناپدید شدن برادرش و فقدان پدرش - حالا متوجه شده است که نه او و نه مادرش تا مک را پیدا نکنند، قادر نخواهند بود با زندگی شان کنار بیایند.
بنابراین تصمیم می گیرد هر طور شده پی ببرد چه بلایی سر مک آمده و چرا او خودش را از آنها پنهان کرده است.
ولی در حین این جستجو ...
در خیابانی که تو زندگی می کنی - ماری هیگینز کلارک
نام کتاب: در خیابانی که تو زندگی می کنی
نام اصلی کتاب: On The Street Where You Live.
نویسنده: ماری هیگینز کلارک
Mary Higgins Clark
مترجم: نفیسه معتکف
ناشر: انتشارات لیوسا
نوبت چاپ: چاپ سوم - 1388
تعداد صفحات: 410 صفحه
+ لینک دانلود کتاب: لینک // لینک // لینک // لینک // لینک
+ خرید اینترنتی کتاب: سایت // سایت
پشت جلد
زنی جوان در پی کشف دو قتلی است که با هم ارتباط دارند، در حالی که فاصله زمانی آن ها بیش از یک صد سال است.
امیلی، وکیل جنایی، بعد از طلاق تصمیم می گیرد شغل خود را عوض کند و در مانهاتان به کار وکالت بپردازد.
سپس خانه ی نیاکانش را می خرد.
هنگام بازسازی خانه، زمانی که حیاط را برای ساختن استخر خاکبرداری می کردند، اسکلت دختری جوان پیدا می شود و امیلی از سر کنجکاوی شروع به تحقیق می کند.
او که وجودش تهدیدی برای قاتل به شمار می رود، جانش به خطر می افتد ...
خلاصه کتاب (منبع)
در ابتدای کتاب با یه قاتل آشنا می شیم که بعد از پیدا کردن دفترچه خاطرات قاتلی دیگر هر روز این خاطرات رو خونده و سعی می کنه که با کشتن 3 زن ، شخصا این خاطرات رو تجربه کنه، به راحتی 2 زن رو به قتل رسونده و زن سومی که قاتل به دنبال کشتنشه ، امیلی 23 ساله است که زنی طلاق گرفته و وکیل مدافع جنایی است که بعد از طلاقش اقدام به خرید خانه آبا و اجدادیش که یک خانه ویکتوریایی است کرده و ...
قسمت هایی از کتاب (منبع)
او اصلاً خوشحال نبود که روز بروز بر تعداد افرادی که خانهی زمستانی خود را میفروختند تا برای همیشه در آنجا اقامت کنند، افزوده میشود. مردم به این نتیجه رسیده بودند که اگر شب و روز خود را در این شهر زیبای ساحلی در ایالت نیوجرسی سپری کنند، ارزشش را دارد چون در صورت لزوم میتوانستند فاصلهی صد و بیست کیلومتری را تا نیویورک رانندگی کنند.
توجیه مردم این بود که اقامت در اسپرینگ لیک، که به نظر میرسید خانههای سبک ویکتوریایی آن از سال ۱۸۹۰ تا به امروز هیچ تغییری نکرده است، ارزشش را دارد که آدم رنج سفر را به جان بخرد و برای رسیدگی به کارهایش به نیویورک برود. و همه عقیده داشتند که رایحهی فرحبخش و همیشه حاضر دریا روح و روان را زنده میکند. هر کسی که در گردشگاه ساحلی قدم میزد، از شکوه و جلال اقیانوس اطلس به وجد میآمد. این گردشگاه که حدود سه ـ چهار کیلومتر امتداد داشت، یکی از گنجینههای اسپرینگ لیک محسوب میشد.
تمام ساکنان منطقه و جهانگردهای تابستانی در زیباییهای آنجا با هم سهیم بودند، اما هیچ کسی در اسراری که او از آن آگاه بود، سهیم نبود. او در خیابان هیز قدم میزد و مادلین شیپلی را مجسم میکرد که در هفتم سپتامبر ۱۸۹۱، در اواخر بعد از ظهر در تراس هلالی شکل خانهاش روی کاناپهی حصیری نشسته و کلاه پهن حاشیهدار خود را در کنارش گذاشته است. آن موقع، مادلین نوزده سال داشت و با آن چشمهای قهوهای و موهای قهوهای تیره و در آن لباس کتانی سفید آهاردار بسیار موقر و متین به نظر میرسید.
فقط او آگاه بود که چرا میبایست مادلین تا یک ساعت بعد میمرد.
یه کار دیگه از این نویسنده خوندم!
به نظرم یکی از نویسنده های بسیار عالی این قرن است.
همه داستان هایی که خوندم، تم روانشناسی و پلیسی و جنایی داره.
خیلی راضی بودم.
کتابخانه ی سحر آمیز بی بی بوکن - یوستین گاردر
نام کتاب: کتابخانه ی سحر آمیز بی بی بوکن
نام اصلی کتاب: Bibi Bokkens Magiske Bibiotek,c
نویسنده: یوستین گاردر (Jostein Gaarder)
مترجم: مهوش خرمی پور
ناشر: کتابسرای تندیس
چاپ اول 1388
تعداد صفحات: 194 صفحه
+ دانلود کتاب از سرور مدیافایر
تایپ شده توسط: ویروس
فرمت فایل: PDF
حجم فایل: 1.13 مگابایت
پشت جلد
زیرزمین خیلی تاریک بود، اما کتاب ها درخششی خاص داشتن. از احساس این که قبلاً هم در این جا بوده ام، هم احساس آشفتگی کردم و هم خوشحالی. در این لحظه، صدای آهسته ی زنگی رو شنیدم و بعد اتاق پر از نوری غبار آلود شد. میلیون ها ذره ی کوچک نور مثل ستارگان سوسو زنان در اطرافمون به پرواز در اومدن. با خودم گفتم: حالا من بخشی از کنائنات هستم، با این که ما توی زیرزمین خونه ای کوچک واقع در محلی کوچک، در شهری کوچک بودیم، نمی دونم چرا این اتاق به نظرمون بزرگ تر از تمام دنیای بیرون می اومد.
برای یک روز دیگر – میچ آلبوم
نام کتاب: برای یک روز دیگر
نام اصلی کتاب: For One More Day
نویسنده: میچ آلبوم ( Mitch Albom)
مترجم: زهره زاهدی
ناشر: انتشارات جیحون
نوبت چاپ: چاپ اول – 1386
تعداد صفحات: 192 صفحه
پشت جلد
ستایش از: برای یک روز دیگر
اگر به شما فرصت می دادند، فقط یک بار فرصت می دادند به گذشته برگردید و اشتباهاتی را که در زندگی مرتکب شده اید، جبران کنید، آیا از آن فرصت استفاده می کردید؟ و اگر استفاده می کردید، آن قدر بزرگ بودید که تحملش کنید؟ میچ آلبوم در این کتاب تازه اش، یک بار دیگر نشان می دهد که چرا یکی از نویسندگان مورد علاقه ی من است، او کاشف بی باک آرزوها، جادوها و قویاً مؤمن به قدرت عشق است. «برای یک روز دیگر» شما را به لبخند وا می دارد. شما را مشتاق می کند. باعث می شود حسرت گذشته ها اشک به چشم تان بیاورد. اما مهم تر از همه، شما را وا می دارد به قدرت ابدی عشق مادر، ایمان بیاورید.
قسمتی از متن کتاب
«بگذار حدس بزنم. می خواهی بدانی چرا دست به خودکشی زدم.»
اولین حرف چیک بِنِتّو، خطاب به من
این داستان درباره ی یک خانواده است، و چون در آن یک روح هم وجود دارد، می شود به آن قصه ی اشباح هم گفت. اما هر خانواده ای برای خودش یک قصه ی اشباح است. مرده ها تا مدت ها بعد از مردن شان همچنان سر سفره ی ما می نشینند.
این داستان ِ خاص، متعلق به چالز «چیک» بِنِتّو است. او شبح نبود. او بسیار واقعی بود. من او را در صبح یک روز شنبه در صف تماشاگران یک زمین ورزش کوچک، در حالی که یک بادشکن نیروی دریایی به تن داشت و آدامس نعنانیی می جوید، پیدا کردم...
قسمتی از متن کتاب
بگذار حدس بزنم، می خواهی بدانی چرا دست به خودکشی زدم.
می خواهی بدانی چه طور زنده ماندم. چرا ناپدید شدم. این همه وقت کجا بودم. بگذاراول بگویم چرا خودکشی کردم. باشد؟
اشکالی ندارد. مردم این کار را می کنند. آن ها خودشان را با من مقایسه می کنند. انگار این خطی است که جایی در این دنیا کشیده شده و اگر هیچ وقت از آن عبور نکنی، هیچ وقت به فکر نمی افتی که خودت را از بالای ساختمان پرت کنی، یا یک شیشه قرص قورت بدهی. اما اگر از آن خط عبور کنی، ممکن است به فکر آن کارها هم بیافتی. مردم تصور می کنند من از آن خط گذشته ام. آن ها از خودشان می پرسند: «می شود زمانی من هم به اندازه ی او نزدیک آن خط شوم؟»
واقعیت این است که خطی وجود ندارد. تویی و زندگی ات، این که چه طور آن را به هم بریزی و این که کسی باشد که نجاتت بدهد.
یا اصلاً کسی نباشد.
کبوترها و بازها – گراتزیا دلددا
نام کتاب: کبوترها و بازها
نام اصلی کتاب: Colombi e Sparvieri
نویسنده: گراتزیا دلددا (Grazia Deledda)
مترجم: بهمن فرزانه
ناشر: نشر ثالث
نوبت چاپ: چاپ اول – 1388
تعداد صفحات: 340 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب: سایت // سایت // سایت
+ اطلاعات بیشتر در مورد کتاب: لینک // لینک
خلاصه داستان و توضیح (منبع)
اینم یکی دیگه از رمان های خانم دلددا نویسنده محبوب من هست که بیشتر آثار ترجمه شده از ایشون را تا به حال معرفی کردم.
داستان در مورد پسرکی به نام یورجی است که با دختری به نام کولومبا نامزد می باشد. همه در دهکده می دانند که پدربزرگ کولومبا کوزه ای پر از طلا دارد، روزی این کوزه گم می شود و پدربزرگ می گوید که شاید یورجی آن را دزدیده است. این موضوع سبب کدورت بین دو نامزد شده و بین آنها جدایی می افکند. غرور هیچ یک به آنها اجازه پیش قدم شدن نمی دهد و پسرک به بستر بیماری می افتد ...
مانند بیشتر داستان های دلددا همان فضای غمگین و ساده روستایی و داستان هایی با زمینه روان شناسی رفتار افراد. خوشم اومد. خوب بود. رفتارها را مثل همیشه خیلی خوب دراورده بود ، پایانی زیبا و رئال داشت و کلا روان بود دیگه.
قسمت های زیبایی از کتاب (منبع)
هیچ کس نمی تواند بگوید در عمرش مرتکب گناهی نشده است! این را بر زبان آوردن، خودش گناه محسوب می شود. انگار به خداوند عصیان کرده باشی.
عشق و محبت را فقط می تاون از طریق عشق و محبت به دست اورد.
زمان، از هر قاضی ای بهتر قضاوت می کند. صبر و تحمل و شجاعت تنها شاهدانی هستند که رشوه نمی گیرند.
یک مرده ممکن است رستاخیز کند، اما عشقی که با نفرت خاموش شده است، دیگر زنده نمی شود.
نام کتاب: راز داوینچی
نام اصلی کتاب: The Davinci Code
نویسنده: دن براون (Dan Brown)
مترجم: سمیه گنجی، حسین شهرابی
ناشر: نشر زهره
نوبت چاپ: چاپ ششم – 1385
تعداد صفحات: 462 صفحه
+ لینک دانلود کتاب // لینک دانلود کتاب
+ خرید کتاب // اطلاعات کتاب // دانلود کتاب
داستان (منبع)
کتاب رمز داوینچی (یا راز داوینچی یا کُد داوینچی) اسم داستانی به کارآگاهی و ماجرایی است از نویسندهٔ آمریکایی، دن براون که از فروش و استقبال گستردهای در سراسر جهان برخوردار بودهاست و در فاصله چند سال پس از چاپ آن، یک فیلم سینمایی و یک بازی ویدئوئی هم بر اساس آن ساخته شدهاست.
شاید اگر دن براون تنها در این رمان یک معمای پلیسی و تاریخی را مطرح میکرد، هرگز به این فروش دست نمییافت و حالا صدرنشین جدول فروش نبود. او همه را سحر کردهاست.
دن براون به شدت اصرار دارد این رمان را مبنی بر واقعیت مطرح کند و در کتیبه کتاب هم به این مسأله اشاره کرده و نوشتهاست: «همه شرح جزئیات آثار هنری و معماری و مذهبی مبتنی بر اسناد واقعی است و داستان بر اساس رگههایی از واقعیت به این نقطه رسیدهاست.» این کتاب را می توان یکی از فمینیستی ترین رمانهای پلیسی نامید.
این کتاب قسمت دوم از سهگانهٔ براون است. قسمت اول آن در سال ۲۰۰۰ با نام «فرشتگان و شیاطین» به چاپ رسید. قسمت سوم از سهگانهٔ براون نیز با نام «نماد گمشده» درسال ۲۰۰۹ به چاپ رسید.
خلاصه (منبع) اسپویل شدید
ماجرای داستان حول یک تئوری خاص در مورد تاریخ مسیحیت میگردد که پیش از این کتاب نیز در موردش صحبت شده است و تاریخدانانی با آن موافقند. کتاب «خون مقدس، جام مقدس» منبع اصلی براون برای این تئوریها بوده است. طبق این تئوری عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده است و صاحب فرزند شده است و کلیسای کاتولیک و واتیکان با اطلاع از این قضایا قصد در پنهان کردن آنها داشتهاند. در ضمن «جام مقدس» نه یک شیئی بلکه خود مریم مجدلیه است. تئوریهای متخلف دیگری نیز در این کتاب وجود دارند مثلاً اینکه لئوناردو داوینچی همجنسباز بوده است و نقاشی معروف «مونالیزا» در واقع پرترهٔ داوینچی از خودش به شکل یک زن است.
داستان کتاب در کشورهای فرانسه و انگلستان و در بعضی اماکن مشهور این دو کشور مثل موزهٔ لوور و صومعهٔ وستمینیستر میگذرد.
داستان کتاب در مورد تلاشهای رابرت لنگدان،استاد نمادشناسی مذهبی دانشگاه هاروارد، برای حل ماجرای قتل مرموز ژاک سونیر، رئیس موزهٔ لوور پاریس، است. عنوان کتاب نیز به اینجا برمیگردد که بدن سونیر در حالی یافت میشود که برهنه است و همچون نقاشی مشهور داوینچی از آناتومی انسان ژست گرفته است و پیغامی رمزی نیز در کنارش نوشته شده است.
پنج ماه پیش از شروع داستان، واتیکان به اسقف آرینگاروسا، رهبری یک فرقة مسیحی تندرو و مبتنی بر ریاضت های سنگین جسمانی موسوم به اپوس دئی (یعنی: کار خدا) اعلام می کند که می خواهد دست از حمایت از این فرقه بردارد و 20 میلیون یوروی اهدایی فرقه را هم پس خواهد داد. فردی موسوم به استاد که در اصل قصد تخریب وجههٔ کلیسا و اپوس دئی را دارد، به اسقف پیشنهاد می دهد در ازای 20 میلیون، جام مقدس گمشدهٔ عیسی را در اختیارش بگذارد تا اپوس دئی قدرت و محبوبیت زیادی پیدا کند. ولی در حقیقت با استفاده از یکی از نیروهای اسقف به قتل اعضای دیر صهیون که مخالفان قدیمی کلیسا و حافظان جام مقدس هستند، می پردازد تا خودش بتواند جام را به دست بیاورد.
استاد اعظم دیر صهیون که رئیس موزه لوور است پیش از مرگ، اسرار یافتن جام را به نوه اش (سوفی) منتقل می کند و از او می خواهد از تاریخ دانی آمریکایی (رابرت لنگدان) کمک بخواهد. این دو با وجود تعقیب بی امان پلیس و نیروهای استاد، مرحله به مرحله به جام مقدس نزدیک می شوند و در این راه از یک تاریخ دان انگلیسی (تیبنیگ) هم کمک می گیرند که در نهایت معلوم می شود خود استاد است. نهایتا پرنسس سوفی خانوادة گمشده اش را پیدا می کند و لنگدان هم جام مقدس را؛ و تازه، همدیگر را هم پیدا می کنند.
شخصیت هاژاک سونیر (Jacques Sauniere) موزه داری است که ریاست موزه لوور را به عهده دارد. وی یکی از مشهورترین کسانی است که دربارهٔ ایزدبانو تحقیق می کنند و نمادهای بسیاری را درمورد او می شناسد. هم چنین تعداد زیادی از مجسمه ها و نمادهای باستانی مربوط به مام زمین یا الههٔ مادر را در موزه لوور جمع اوری کرده است. هم چنین طرح های ساخته نشدهٔ داوینچی را با چوب، سنگ و فلز به صورت کاملاً حرفه ای می سازد. وی استاد اعظم دیر صهیون و یکی از 4 نفری است که مکان واقعی اختفای اسناد سری دیر صهیون (اخوت) را می داند. این اسناد ثابت می کنند که مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده و از او صاحب فرزند شده است و نسل او تا به امروز ادامه یافته است.
پروفسور رابرت لنگدان (Robert Langdon (استاد نمادشناسی مذهبی در دانشگاه هاروارد و یکی از مطرحترین استادان نمادشناسی مذاهب است که برای ایراد یک سخنرانی در مورد نمادهای کفرآمیز که در کلیساهای جامع جهان به کار رفته، به پاریس دعوت شده است. وی از سوی پلیس فرانسه متهم به قتل ژاک سونیر می شود و در حال فرار از دست پلیس قضایی فرانسه، راز مرگ او و مکان اختفای اسناد را کشف می کند.
بژو فاش (Bezu Fache) رئیس بدخلق پلیس مخفی پاریس (DCPJ) است. وی فردی چهارشانه، تنومند و تیره پوست شبیه به انسانهای نئاندرتال و در عین حال به شدت زیرک، بیرحم و بسیار تیزبین است. موهای تیره اش با روغن زیاد رو به عقب شانه خورده اند، ابروانش گره خورده و دماغ نوک تیزی شبیه به دماغه یک کشتی جنگی است. زیردستانش او را گاو نر مینامند. وی به شدت با حضور زنان در اداره پلیس مخالف است و اعتقاد دارد که حضور زنان در اداره پلیس تمرکز مردها را بر هم میزند. وی سنجاق کراواتی دارد که همیشه آن را به کراواتش میزند. صلیبی نقرهای با سیزده عقیق سیاه، نمادی که به صلیب گوهرین مشهور است و نشانه مسیح و دوازده تن از حواریونش است.
سوفی نوو (Sophie Neveu) کارآگاه رمزشناسی است که تحصیلاتش را در انگلستان به پایان رسانده و اکنون به عنوان متخصص رمزشناسی در پلیس فرانسه مشغول به خدمت است. او فردی بسیار چابک و تیز هوش است که تعلیمات پدربزگش او را در گشودن رازها توانی شگفت انگیز داده است. در داستان ما در می یابیم پدربزرگ او کسی نیست جز ژاک سونیر رییس موزهٔ لوور. بعدها معلوم میشود که او از نوادگان عیسی مسیح و مریم مجدلیه است.
اسقف مانوئل آرینگاروسا در جوانی کشیشی تهی دست بود و اکنون در مقام مسئول کل «اپوس دئی» است، او فردی شدیدا جاه طلب است. او در پی چیزی است که در صورت به دست آوردنش موقعیت خود را در واتیکان برای همیشه تثبیت خواهد کرد و حتی خود پاپ نیز در دستانش قرار خواهد گرفت. وی به دنبال اطلاع یافتن از وجود سنگ تاج به طمع میافتد، طمعی که او را تا پای مرگ میکشاند.
سیلاس نمونه بارز یک عنصر مذهبی بنیادگرا و متحجر است. اوست که به دستور استاد و با هدایت اسقف آرینگاروسا دست به قتل سونیر و سه تن دیگر زده است. او به دنبال سنگ تاج دست اندرکار آدمکشیهای بیشتر است. برای او کشتن انسانها یک فریضهٔ مقدس است. وی طبق تعلیمات اپوس دئی ریاضت جسمی را با بستن پابندی میخ دار به خود اعمال می کند و خود را با طناب گره داری شلاق میزند تا گناهش پاک شود.
لی تیبینگ، پژوهشگر و مذهبشناس معروف انگلیسی، تاریخ دان سلطنتی بریتانیا، دارای عنوان «سر» که شخصیتی بسیار «انگلیسی» دارد و چای ارل گری با لیمو می نوشد. با دو عصای آلومینیومی و پابندهای فلزی راه می رود و بسیار مرفه و پولدار است. در تمام عمر در مورد جام مقدس و مکان اختفای اسناد تحقیق کرده است و می خواهد با افشای حقیقت، جهان را به فریب دوهزارسالهٔ کلیسا آگاه کند.
#Book
از این همه جا... – تکین حمزه لو
نام کتاب: از این همه جا ...
نویسنده: تکین حمزه لو
ناشر: انتشارات روشا
نوبت چاپ: چاپ چهارم – 1387
تعداد صفحات: 334 صفحه
پشت صفحه
اتوبان مثل ماری سرد و تاریک به ناکجا می رفت. باد سرد اواخر زمستان گاهی تکانی به ماشین می داد. قبل از این که دوستانش فرصت پیدا کنند چیزی بگویند پیاده شد. وقتی مثل سنگ ریزه روی آسفالت سرد و بی رحم به سرعت می غلتید، فکر کرد اگر ماشین نگه داشته، پس چرا اون نتوانسته پایش را روی زمین بگذارد.
صدای خفه و بم خم شدن فلز و شکستن استخوان هایش گوشش را پر کرد. حتی صداها را رنگی می شنید، رنگ قرمز به سرعت تبدیل به آبی درخشان و دردناک شد ...
خلاصه داستان (منبع)
پسری 18 ساله که در اثر مصرف بیش از حد مواد کشته میشه و وقتی برادرش ارش خبر مرگ اون رو میفهمه از خارج به ایران برمی گرده تا علت مرگ برادرش رو بفهمه و در این میان مجبور میشه که دست به کارهای خطرناکی بزنه...
حریم عشق
نام کتاب: حریم عشق ـــــ نویسنده: رویا خسرونجدی
فرمت: PDF ـــــ حجم: 2.1 MB ـــــ منبع
برای دانلود کردن، روی لینک زیر R-Click کرده و Save Target As را انتخاب کنید.
حریم عشق ـ رویا خسرونجدی ـ رمان ایرانی ـ عشقولانه ـ دپرسناک
نکته: Password ِ فایل Zip شده و فایل PDF در ادامه...
برای یک روز دیگر – میچ آلبوم
نام کتاب: برای یک روز دیگر || For One More Day
نویسنده: میچ آلبوم || Mitch Albom
مترجم: زهره زاهدی
ناشر: انتشارات جیحون
نوبت چاپ: چاپ اول – 1386
تعداد صفحات: 192 صفحه
قسمتی از متن کتاب
«بگذار حدس بزنم. می خواهی بدانی چرا دست به خودکشی زدم.»
اولین حرف چیک بِنِتّو، خطاب به من
این داستان درباره ی یک خانواده است، و چون در آن یک روح هم وجود دارد، می شود به آن قصه ی اشباح هم گفت. اما هر خانواده ای برای خودش یک قصه ی اشباح است. مرده ها تا مدت ها بعد از مردن شان همچنان سر سفره ی ما می نشینند.
این داستان ِ خاص، متعلق به چالز «چیک» بِنِتّو است. او شبح نبود. او بسیار واقعی بود. من او را در صبح یک روز شنبه در صف تماشاگران یک زمین ورزش کوچک، در حالی که یک بادشکن نیروی دریایی به تن داشت و آدامس نعنانیی می جوید، پیدا کردم...
قسمتی از متن کتاب
بگذار حدس بزنم، می خواهی بدانی چرا دست به خودکشی زدم.
می خواهی بدانی چه طور زنده ماندم. چرا ناپدید شدم. این همه وقت کجا بودم. بگذاراول بگویم چرا خودکشی کردم. باشد؟
اشکالی ندارد. مردم این کار را می کنند. آن ها خودشان را با من مقایسه می کنند. انگار این خطی است که جایی در این دنیا کشیده شده و اگر هیچ وقت از آن عبور نکنی، هیچ وقت به فکر نمی افتی که خودت را از بالای ساختمان پرت کنی، یا یک شیشه قرص قورت بدهی. اما اگر از آن خط عبور کنی، ممکن است به فکر آن کارها هم بیافتی. مردم تصور می کنند من از آن خط گذشته ام. آن ها از خودشان می پرسند: «می شود زمانی من هم به اندازه ی او نزدیک آن خط شوم؟»
واقعیت این است که خطی وجود ندارد. تویی و زندگی ات، این که چه طور آن را به هم بریزی و این که کسی باشد که نجاتت بدهد.
یا اصلاً کسی نباشد.
سوگند شوم - ماریا بارت
نام کتاب: سوگند شوم
نام اصلی کتاب: Dishonoured
نویسنده: ماریا بارت (Maria Barrett)
مترجم: الهه صالحی
ناشر: انتشارات دُرسا
نوبت چاپ: چاپ اول - 1386
تعداد صفحات: 528 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب: سایت // سایت // سایت
+ تصاویر کتاب: عکس // عکس // عکس
پشت جلد
به انتقام مرگ همسر سرهنگ میلز، فرماندهی نیروهای اشغالگر بریتانیا در هندوستان، خانواده ای بی گناه - خانواده ی رایی جواهر ساز - از هم می پاشد.
اموالشان به تاراج می رود و شرافت خانوادگی آن ها لکه دار می شود.
پسر این خانواده برای احیای شرافت از دست رفته ی خانواده اش سوگند می خورد که از فرزندان سرهنگ میلز انتقام بگیرد، سوگندی شوم.
داستان کشمکش و جدال ابدی میان خوبی و بدی، عشق و نفرت، تباهی و رستگاری.
برای یک روز دیگر – میچ آلبوم
نام کتاب: برای یک روز دیگر || For One More Day
نویسنده: میچ آلبوم || Mitch Albom
مترجم: زهره زاهدی
ناشر: انتشارات جیحون
نوبت چاپ: چاپ اول – 1386
تعداد صفحات: 192 صفحه
قسمتی از متن کتاب
«بگذار حدس بزنم. می خواهی بدانی چرا دست به خودکشی زدم.»
اولین حرف چیک بِنِتّو، خطاب به من
این داستان درباره ی یک خانواده است، و چون در آن یک روح هم وجود دارد، می شود به آن قصه ی اشباح هم گفت. اما هر خانواده ای برای خودش یک قصه ی اشباح است. مرده ها تا مدت ها بعد از مردن شان همچنان سر سفره ی ما می نشینند.
این داستان ِ خاص، متعلق به چالز «چیک» بِنِتّو است. او شبح نبود. او بسیار واقعی بود. من او را در صبح یک روز شنبه در صف تماشاگران یک زمین ورزش کوچک، در حالی که یک بادشکن نیروی دریایی به تن داشت و آدامس نعنانیی می جوید، پیدا کردم...
قسمتی از متن کتاب
بگذار حدس بزنم، می خواهی بدانی چرا دست به خودکشی زدم.
می خواهی بدانی چه طور زنده ماندم. چرا ناپدید شدم. این همه وقت کجا بودم. بگذاراول بگویم چرا خودکشی کردم. باشد؟
اشکالی ندارد. مردم این کار را می کنند. آن ها خودشان را با من مقایسه می کنند. انگار این خطی است که جایی در این دنیا کشیده شده و اگر هیچ وقت از آن عبور نکنی، هیچ وقت به فکر نمی افتی که خودت را از بالای ساختمان پرت کنی، یا یک شیشه قرص قورت بدهی. اما اگر از آن خط عبور کنی، ممکن است به فکر آن کارها هم بیافتی. مردم تصور می کنند من از آن خط گذشته ام. آن ها از خودشان می پرسند: «می شود زمانی من هم به اندازه ی او نزدیک آن خط شوم؟»
واقعیت این است که خطی وجود ندارد. تویی و زندگی ات، این که چه طور آن را به هم بریزی و این که کسی باشد که نجاتت بدهد.
یا اصلاً کسی نباشد.