جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

یاران خویش

 

 

 

یاران خویش

 

قفا خوردی از دست یاران خویش

چو مسمار پیشانی آورده پیش

 

ـ سعدی ـ

 

محبوب من

 

 

 

محبوب من

 

پریچهره‌ای بود محبوب من

بدو گفتم ای لُعبت خوب من

چرا با رفیقان نیایی به جمع

که روشن کنی بزم ما را چو شمع

 

 

ـ سعدی ـ

 

 

می‌فهمی

 

 

 

 

 

می‌فهمی

 

 

دوباره ثانیه‌های قرار می‌فهمی

دوباره حجم قفس – انتظار! می‌فهمی

 

حضور گرم تو یک آسمانه پرواز است

پر از ستاره‌ی دنباله دار می‌فهمی

 

همیشه فاصله‌ها را ندیده می‌گیری

و شک من به وصول بهار، می‌فهمی

 

*

 

و اتفاق پس از این مسیر معلوم است:

هوس، بهانه، سه نقطه ... فرار می‌فهمی

 

«چراغ رابطه‌ها هم چقدر تاریک است» 1

و روی آینه‌ها هم غبار می‌فهمی

 

چقدر می‌شکنم، لحظه‌ای که می‌گویی:

گذشته هر چه قرار و مدار می‌فهمی!

 

و بعد از این به نگاهت چقدر محتاجم

ولی برای تو یک رهگذار می‌فهمی

 

دلم گرفته ولی حاجتی به گفتن نیست

چروک صورت من را شمار می‌فهمی

 

تمام هستی من این دو بیت ناقابل

تمام هستی من یادگار می‌فهمی

 

چه حال و روز خرابی، چقدر تنهایم

دلم گرفته از این روزگار می‌فهمی

 

چقدر دست تو را عاشقانه می‌خواهم

درست مثل ثانیه‌های قرار می‌فهمی

 

1. چراغ‌های رابطه تاریکند – فروغ فرخزاد

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

 

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

 

اجازه هست بگویم شبم ستاره شد

 

 

 

اجازه هست بگویم شبم ستاره شد

 

 

چه حس خوب و قشنگی! به من اشاره شد

و این دلم که هوایی‌تان دوباره شده

 

اجازه هست شما را صریح بنویسم

اجازه هست بگویم شبم ستاره شده

 

و هی شروع خودم را کنار بگذارم

برای شرح نگاهی که استعاره شده

 

و از شما: یک اشاره، به خاطر من نه!

به حرمت غزل نامه‌ای که پاره شده

 

«من از هجوم حقیقت به خاک افتادم» 1

و در عبارت بعدی به این اشاره شده:

 

- دلی که بعد سقوطش جسارته، اما

قرار نبود که عاشق بشه، دوباره شده

 

دوباره! باز مزخرف نوشتم و این بار

تعجبی که عزیز دلم نداره، شده

 

شما که حرف دل من رو خوب می‌فهمین

چه فرقی می کنه که حالا به چی اشاره شده

 

دلم گرفته آقا! این جنون نم نم من

شبیه بغضی که انگار می‌خواد بباره شده

 

برای اومدنش دست و پامو گم کردم

نگین: «شبیه» کسی که تو انتظاره شده

 

غروب جمعه و بارون و انتظار و ضریح

دلی که تنها امیدش یک استخاره شده ...

 

1. مسافر - سهراب سپهری

 

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

 

 

سه شنبه عصر

 

 

 

 

سه شنبه عصر

 

 

می‌مرد از خودش – نه خدایا – سه شنبه عصر

می‌مرد روی حوصله‌ام تا ... سه شنبه عصر

 

تنها برای دیدن یک چیز زنده بود:

- مرگش – کنار پنجره – اینجا – سه شنبه عصر

 

چشمی برای آمدنش منتظر نبود

روزی که پا گذاشت به دنیا سه شنبه عصر

 

حتی خود خدا که به او قول داده بود

تنها نزول قصه‌ی او را سه شنبه عصر

 

حتی تمام پنجره‌هایی که بسته شد

حتی غروب – کوچه – همینجا – سه شنبه عصر

 

*

 

از ذهن آن دوشنبه‌ی راکد نمی‌پرید

مفهوم گیج و مبهم فردا: - سه شنبه عصر

 

من حدس می‌زنم که خدا هم غروب کرد

بعد از صلیب  و مرگ مسیحا سه شنبه عصر

 

نفرین شد آسمان – نه زمین بود می‌گریست

از بوی سیب و غفلت حوا سه شنبه عصر

 

من حدس می‌زنم که ... – مهم نیست بگذریم

او هم گذشته بود از اینجا سه شنبه عصر

 

از تشنگی نمرد، ولی تشنه مرده بود

چیزی نداشت سفره‌ی دنیا سه شنبه عصر

 

پای تمام زمزمه‌هایش نوشته بود:

تبعیدی همیشه‌ی رویا / سه شنبه عصر

 

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

مزخرف است

 

 

 

 

 

مزخرف است

 

دنیای من به سمت زوالی مزخرف است

این روزها که گریه مجالی مزخرف است

 

شوخی نبود – به جان خودم – دوست دارمت

حتی اگر برای تو حالی مزخرف است

 

این روزها به جرم تو بلعیده می‌شوم

امسال؟ - موریانه و سالی مزخرف است

 

معتاد هم شدم – نه – جدیداً نمی‌کشم

چشمی شبیه تو که مثالی مزخرف است

 

لازم به گفتن نمی‌شود توهم نبود

پی برده‌ام خودم که محالی مزخرف است

 

تا کی؟ و من – که جوابی نداده‌ای –

در جستجوی طرح سوالی مزخرف است

 

این روزها که پنجره‌ها هم بریده‌اند

لمس تو هم به رنگ خیالی مزخرف است

 

دنیای من که فقط تو و تو تو

این روزها به سمت زوالی مزخرف است

 

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

 

خواب سرخ

 

 

 

 

«خواب سرخ»

 

شکوفه ها

خواب سرخ

گیلاس می دیدند

طوفان

خوابشان را

به خاک سپرد...

 

ـ سمانه عبدی ـ

 

 

Isekai Meikyuu de Harem wo

 

Isekai Meikyuu de Harem wo

 

* توضیح: انیمه‌یی صحنه‌دار و فراتر از ایچی می‌باشد. :D

* توضیح: موقع دانلود دقت کنید نسخه کامل است یا سان...ور شده.

 

نام انیمه: Isekai Meikyuu de Harem wo

نام انیمه: A Harem in a Fantasy World Labyrinth

نام انیمه: 異世界迷宮でハーレムを

نام انیمه: Harem in the Labyrinth of Another World

ژانر: Action, Adventure, Fantasy, Erotica, Harem, Isekai

تاریخ پخش: تابستان 2022

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 12 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه

منبع: Light novel

استودیو: Passione

کارگردان: Motonaga Satoshi

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

+ اطلاعات بیشتر در مورد انیمه

+ لینک دانلود انیمه (MKV, x264, 480P, 720P, 1080P) – با زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, 720P, 1080P) – هاردساب فارسی

+ لینک فایل تورنت MKV, 1080P, TVRip, EN Sub, 6.1GB (UN)))

+ لینک فایل تورنت MKV, x265, 1080P, EN Sub, 2.5GB (UN)))

+ لینک فایل تورنت MKV, 1080P, EN Sub, 16GB))

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, 720P, 1080P)

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, 1080P, EN Sub) – نسخه کامل

+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, 1080P, EN Sub) – نسخه کامل

 

 

خلاصه داستان (منبع)

دانش‌آموز دبیرستانی، میچیو کاگا، بی‌هدف در زندگی و اینترنت پرسه می‌زد، وقتی می‌بیند که از یک وب‌سایت مخفی به دنیایی فانتزی منتقل شده است - به عنوان یک مرد قوی که می‌تواند از قدرت‌های «تقلب» استفاده کند. او از قدرت خود برای تبدیل شدن به یک ماجراجو، کسب درآمد، و گرفتن حق ادعای دخترانی که زیبایی در حد بت دارند استفاده می کند تا حرمسرای خود را تشکیل دهد.

 

 

خلاصه داستان (منبع)

میچیو کاگا دبیرستانی که با زندگی و جامعه سروکله میزنه، توی اینترنت میچرخه و یه سایت خیلی عجیب رو پیدا میکنه. سایتش شامل تعدادی سوال میشه و سیستم امتیازی داره و به فرد اجازه میده که مهارت‌ها و توانایی‌های یک کاراکتر رو بسازه. بعد از اتمام ساخت کاراکترش، کاگا به یک دنیای فانتزی بازی‌طور منتقل میشه و به عنوان یک مرد قوی که حتی می‌تونه مخ دخترای آیدول رو هم بزنه به این دنیا پا میذاره. و اینطوری افسانه خیانتکاری و حرمسرایی یک مرد از نو آفریده شده آغاز میشه!

 

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

One day, high school student Michio Kaga attempts to start a strange online game he found while browsing the internet. Instead, he gets transported to a rural village in the game's world, equipped with special skills and an overpowered sword. After collecting his thoughts, he finds himself battling against bandits and soon realizes that he cannot log out. Resigning himself to fate and accepting this reality, Michio sets out on a journey—enjoying his new life, conquering dungeons to earn money, and building a harem to satisfy all his manly desires.

Isekai Meikyuu de Harem wo was released on Blu-ray and DVD in two volumes from November 25, 2022 to December 23, 2022.

 

 

 

 

دیوار زمانه!

 

 

 

 

 

دیوار زمانه!

 

جانم ز فراق، رنج بسیار کشید

با رفتن تو، همیشه آزار کشید

ما همسفر راه درازی بودیم

بین من و تو «زمانه» دیوار کشید!

 

ـ مهدی سهیلی ـ

 

یه سری اطلاعیه های شخصی

سلام.

هممممم. 

الان چهارشنبه مورخ 6 مهر 1401 (28 سپتامبر 2022) ساعت 19:43 به وقت سیستم من.

تا همین الان، حتی اینترنت داخلی هم نداشتم.

الان دوباره چک کردم. دیدم داخلی کار می کنه.

فقط گفتم توی وبلاگم اعلام کنم.

هی روزگار.


سلام پری! نمی دونم وبلاگ می خونی یا نه. فقط اطلاع بدم همه خوب هستیم. 

یه خورده نگران و ناراحت هستن که نمی تونن ارتباط داشته باشن. 

فکر می کردن ممکنه من راهی داشته باشم که بتونیم باهات حرف بزنیم.

دیدم این جا بهترین گزینه است. البته اگه بتونی ببینی.

گفتم شاید بتونی یکی از پیام رسان های داخلی عضو بشی، ولی دیدم احتمالا شماره ت رو قبول نکنن. 


سلام مسئول میزکار شاه مهاجمان مقبره، من فایل ها رو تا چپتر 262 دارم. که انجام میدم. هر وقت اینترنت وصل شد، می تونم توی میزکار بفرستم.

سلام مسئول میزکار یوکیوهولدر، فایل های آخرین چپتر رو دارم (به جز ترجمه). اگه ترجمه ش اومده، میشه در یک سرور داخلی آپلود کرد و لینک ش رو بهم بدین تا انجام بدهم.



مادر

 

 

 

 

 

مادر

 

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهان گرفتن آموخت

 

شبها بر گاهواره ی من

بیدار نشست و خفتن آموخت

 

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه ی راه رفتن آموخت

 

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

 

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه ی گل شکفتن آموخت

 

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

 

شاعر: ایرج میرزا

 

دیگر برو بخواب!

 

 

 

 

 

 

دیگر برو بخواب!

 

شاید عروس کوچه‌ی تاریک آفتاب

مثل تمام شعرها که نوشتیم روی آب

 

- مامان! ببین! بزرگ شدم مثل یک عروس

- نه دخترم، تو فکر می‌کنی، دیگر برو بخواب!

 

من فکر می‌کنم و تو لبخند می‌زنی

مثل همیشه، مثل همیشه توی قاب

 

حتی نشد که بگویی چرا نشد!

حتی برای دخترک خسته روی تاب

 

هی می‌روی و از قفس اشباع می‌شود

رخت عروس ادکلن زده‌ی روی تختخواب

 

هی می‌روی و مرا روی این غزل –

خط می‌کشی برای خودت تا ته کتاب

 

حالا تمام زندگیم را ورق بزن

دنای کوچکم و تو: یک حلقه از طناب

 

خط در میان تمام دلم را مرور کن

زیر هوای شرجی قبر و کمی گلاب

 

*

 

رخت سیاه و هلهله‌ی مرگ و بوی دود

- حالا بزرگ شدی، عزیزم! برو بخواب

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

 

دوباره عزیز من برگرد!

 

 

 

 

 

دوباره عزیز من برگرد!

 

صدای چکه‌ی شب – روی ریزش یک مرد

و اعتیاد به بودن – تحمل یک درد

 

و جمله‌های شبیه: - ... سه نقطه، دلتنگم!

و یا شبیه: - دوباره عزیز من برگرد!

 

و اتفاق قشنگی که هی نمی‌افتاد

و روزگار غریبی که سمت من تف کرد

 

*

 

صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

دوباره سمت شکستن، سقوط، باران، درد

 

هنوز می‌شد از اول – هنوز فرصت بود

خدای قسمتمان هی بهانه می‌آورد

 

صدای چکه‌ی شب از سقوط بالا رفت

کنار ریزش تو روی آن نگاه سرد

 

غروب اول آبان – کنار دلتنگی

فقط برای تو! ... امضا: «ترانه» یک شبگرد

 

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

 

التماس مرا از نگاه می‌خوانی

 

 

 

 

 

التماس مرا از نگاه می‌خوانی

 

 

حضور وحشی متروک یک پریشانی

همیشه بی تو شکستن، همیشه بارانی

 

برای خواهش من یک بهانه کافی بود

ببین چگونه شکستم – ببین – به آسانی!

 

مسیر خستگی ام هم کمی عوض شده است

ز سمت ریزش باران، به سمت ویرانی

 

دگر چگونه بگویم که مرگ من حتمی‌ست

بگو، چگونه نمیرم در اوج ویرانی!

 

همیشه دل خوش این باورم که می‌فهمی

که التماس مرا از نگاه می‌خوانی

 

برای بودن و ماندن همیشه فرصت نیست

بگو برای نگاهم همیشه می‌مانی

 

و نبض خاطره هایت همیشه خواهد زد

درون دفتر شعرم – لطیف و بارانی –

 

بدون گرمی دستت چه سخت می‌گذرد

چه لحظه های غریبی – چقدر طولانی! –

 

تمام وسعت شعرم، عزیز تقدیمت:

همان «ترانه» ی متروک؛ همان زمستانی

 

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

 

طرز تهیه ی شویدپلو با تن ماهی

طرز تهیه ی شویدپلو با تن ماهی



مواد لازم برای ۲ نفر

برنج ۲پیمانه

شوید ۲ قاشق غذاخوری سرپُر

تن ماهی ۱ عدد

نمک و فلفل سیاه به مقدار کافی


دستور پخت شوید پلو با تن ماهی


مرحله اول

ابتدا برنج را نسبت به نوع آن می خیسانیم، سپس یک قابلمه را تا نیمه آب پر می کنیم و روی حرارت زیاد قرار می دهیم تا آب جوش بیاید. حالا ۱ قاشق چایخوری نمک داخل آب جوش می ریزیم و پس از ان برنج خیسانده شده را داخل آب جوش میریزیم.

مرحله دوم

حالا با کفگیر یا قاشق کمی هم می زنیم تا دانه های برنج به هم نچسبند، پس از گذشت چند دقیقه برنج ها را زیر دندان تست می کنیم، زمانی که دانه های برنج کاملا نرم شده باشند و مغز برنج سفت باشد باید برنج را آبکشی کنیم.

مرحله سوم

حالا روی برنج آب سرد میگیریم و پس از آبکشی کنار می گذاریم. در ادامه یک قابلمه مناسب روی حرارت قرار می دهیم و مقداری روغن داخل آن می ریزیم، سپس به سلیقه خود از سیب زمینی ورقه شده یا نان لواش خانگی برای ته دیگ استفاده می کنیم.

مرحله چهارم

حالا کمی برج روی ته دیگ می ریزیم تا روی آن را به طور کامل پوشش دهد سپس کمی از شوید خشک روی برنج می پاشیم و به همین ترتیب برنج و شوید را لایه به لایه داخل قابلمه می ریزیم. می توانیم از شوید تازه هم استفاده کنیم.

مرحله پنجم

البته اگر شوید تازه استفاده کردید حتما کمی شوید خشک هم اضافه کنید چون شوید خشک عطر بسیار خوبی به پلو می دهد. در لایه اخر برنج می ریزیم و در آخر با دسته کفگیر یا قاشق یک سوراخ وسط برنج ایجاد می کنیم تا به خوبی دم بکشد.

مرحله ششم

حالا یک دم کنی روی درب قابلمه قرار می دهیم و اجازه می دهیم شوید پلو به مدت ۴۵ دقیقه تا یک ساعت دم بکشد. تن ماهی را به مدت ۲۰ دقیقه درون آب جوش قرار می دهیم تا از سالم بودن کنسرو اطمینان حاصل کنیم.

مرحله هفتم

سپس تن ماهی را کنسرو خارج می کنیم و روغن اضافی انرا دور می ریزیم. فقط کمی از روغن تن ماهی را نگه می داریم. حالا تن ماهی را در یک تابه کوچک کمی تفت می دهیم تا به طور کامل از هم با شود، سپس به همراه شوید پلو سرو می کنیم.


منبع: برترین ها



و چه دیر آسمان آبی شد

 

 

 

و چه دیر آسمان آبی شد

 

 

گذشت

درست مثل هفته‌ی آخر اردیبهشت

چقدر زود عاشق شدم

و چه دیر آسمان آبی شد

 

این طرفها که باد نمی‌آید

باید باور کنم:

دست‌های تو از آغاز ویران بود

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

دوباره بعد از تو

 



دوباره بعد از تو

 

من از بدون تو ماندن عجیب می‌ترسم

خدا کند که نمانم دوباره بعد از تو

 

تمام پنجره ها را به روی ما بستند

به اتهام همین که: - ستاره می‌شمریم

 

انگار

همین دیروز بود

که پنجره برای همیشه باز ماند

و از آن به بعد

شعرهایم بوی باران گرفت

 

 

نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

 

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

 

 

 

 

اندوه و شادی!

 

 

 

اندوه و شادی!

 

هر جا، کسی با خاطری خرم نشسته است

در خنده هایش، پرده پرده غم نشسته است

اندوه هم دردل نماند جاودانه

زیرا "غم و شادی" کنار هم نشسته است.

شادی نپاید، زانکه شادی چون چراغی –

در رهگذار صرصر ماتم نشسته است

هر جا که دیدم، در کنار شادمانی –

"اندوه "، در جان "بنی آدم " نشسته است.

 

- مهدی سهیلی -

 

جستجوگر چی داریم الان؟

سلام.

آقا جستجوگر فارسی چی داریم؟

یه ذربین نامی یادمه که همراه اول هی میگفت. ولی آدرس ندارم که.

واقعاً هیچ غلطی نمیشه کرد؟

آدرس سایت که آدم حفظ نیست. همه ش جستجو می کنه.

هی روزگار...

یعنی تا کی قراره وضع این طوری باشه؟ 

نمی دونم توی اندروید چی جوری است الان، من دارم با ویندوز کار می کنم.





تا آذر زمانبندی کردم

یک چند روزی هست که فعال شدم.

برداشتم پست گذاشتم توی وبلاگ. زمانبندی کردم.

در حال حاضر تا اول آذر ماه، روزی یک عدد پست منتشر میشه توی وبلاگ.

تا اون موقع زمانبندی کردم.

یوهاهاها.

البته همه ش شعر است. چون مورد آماده ی دیگه یی نداشتم.

ولی همین هم غنیمت است. با توجه به این که تابستان امسال خیلی کم وبلاگ آپدیت کردم.