میراث (16)
از در فاصله میگیرم و به سمت کوپه ی چوب ها میرم. سه تکه چوب انتخاب میکنم و روی آتشی که مقدار کمی از اون باقی مونده میندازم. نباید بزارم این آتش خاموش بشه وگرنه یخ میزنم. دیشب با وجود شعله های گرمش داشتم یخ میزدم اگه نباشه که دیگه هیچ. آهی میکشم. یه شبه که ندیدمشون انگار زندگیم شده جهنم. با به یاد اوردن همچین چیز کوچکی چشمهایم پر از اشک میشه. پشت سر هم سریع پلک میزنم. واقعا این عادلانه نیست که اینجوری من رو جدا کرد این عادلانه نیست که من نمیتونم هیچ کاری رو انجام بدم این عادلانه نیست با این حال... سرم رو پایین میاندازم و با دست هایم انگشت های پایم رو لمس میکنم... دردناکه. این عذاب کشیدن درناکه. اینکه میدونم دیگه هیچ وقت قرار نیست اون ها رو بببنم. صورت کوچکشون دست و پاهای تپلشون رو تو دست هام بگیرم و بغلشون کنم و عطر تنشون رو استشمام کنم... دیگه قرار تیست هیچ کدوم اینها رو ببینم. با آستین لباسم اشکم رو پاک میکنم زودتر باید از اینجا فاصله بگیرم شاید تاثیری داشت. روی کف سنگینی زمین دراز میکشم. شعله های آتش تنها کمتر از یک متر باهام فاصله داره. یه جورایی منو داره تحریک میکنه.
با ناراحت پلک هایم رو میبندم. خودکشی دردناکه؟ راه دیگه ای برام مونده؟ من باید دیگه چه کار کنم؟
اینا رو خوندم

.
.
.
.
.
.
.
.
[Novel] Solo Leveling - Chapter 242 ~ 244
Promised Orchid [Manhwa] - Chapter 72 ~ 86
Mo Dao Zu Shi [Manhua] - Chapter 181 ~ 182
Prime Minister in Disguise [Manhua] - Chapter 74 ~ 77
The Great Mage Returns After 4000 Years. [Manhwa] - Chapter 94 ~ 95
Tomb Raider King [Manhwa] - Chapter 184 ~ 185
Dungeon Reset [Manhwa] - Chapter 90 ~ 91
Legend of the Northern Blade [Manhwa] - Chapter 101
Eleceed [Manhwa] - Chapter 159 ~ 161
Tales of Demons and Gods [Manhua] - Chapter 347 ~ 347.5
Boruto: Naruto Next Generations [Manga] - Chapter 62
Overgeared (Team Argo) [Manhwa] - Chapter 95 ~ 96
19Days [Manhua] - Chapter 190
A Returner's Magic Should Be Special [Manhwa] - Chapter 167
Devil Wants to Hug [Manhua-ShounenAi] - Chapter 42
Under The Green Light [Manhwa-Yaoi] - Chapter 27
Heaven Officials [Manhua-ShounenAi] - Chapter 22 ~ 23
Anaerobic Love [Manhua-Yaoi] - Chapter 60
Painter of the Night [Manhwa-Yaoi] - Chapter 81
Lucky Paradise [Manhwa-Yaoi] - Chapter 17 ~ 19
Percentage of Love [Manhwa-Yaoi] - Chapter 27 ~ 29
Shen Sheng [Manhua-Yaoi] - Chapter 96 ~ 97
Absolute Control [Manhua-Yaoi] - Chapter 28
ANTI P.T. [Manhwa-Yaoi] - Chapter 39 ~ 40
Rowdy Detective [Manhua-Yaoi] - Chapter 34 ~ 35
The Tiger Who Swallowed the Moon [Manhwa-Yaoi] - Chapter 45 ~ 51
World of Objects (Chess Piece) [Manhwa-Yaoi] - Chapter 29 ~ 30
Radio Storm [Manhwa-Yaoi] - Chapter 16
AoAo Waiting to Be Eaten (Caught!!) [Manhua-Yaoi] - Chapter 38
Heaven and Hell Roman Company [Manhwa-Yaoi] - Chapter 43
The Prince And His Mischievous One [Manhwa-Yaoi] - Chapter 37 ~ 39
Unromantic [Manhwa-Yaoi] - Chapter 34 ~ 36
Hold Me Tight [Manhwa-Yaoi] - Chapter 44 ~ 47
Rix Vanus [Manhwa-Yaoi] - Chapter 10 ~ 11
Pearl Boy [Manhwa-Yaoi] - Chapter 37
Heat and Run [Manhwa-Yaoi] - Chapter 35
19 Days - dj [Manhua-Yaoi] - Chapter 15
Hotel Phryne [Manhwa-Yaoi] - Chapter 23 ~ 48 [END]
Lover Boy [Manhwa-Yaoi] - Chapter 76 ~ 77 [END]

میراث (15)
احساس سنگینی بهم دست میده به آرومی سعی میکنم تکون بخورم اما چیزی که روی سینه ام قرار کرفته سنگین تر از این حرف هاست. چشمهایم رو به آرامی باز میکنم. صورتم گُر میگیره. احساس میکنم قرمز شدم. اینکه اون روی یه تخت با من، بعد از اینهمه مدت خوابیده عجیبه و عجیب تر از اون اینه که اون دست راستش رو روی سینه ام انداخته. و حتی جالب تر اینه که داسی که آغشته به خونه هنوز در دستش خودنمایی میکنه. یعنی اون واقعا عصبانیه؟ بیدار بشه چه کار میکنه؟ ترسناکه. به آرومی سعی میکنم خلاص بشم. نمیخوام بگم که نترسیدم... واقعا ترسناکه اینکه ببینی یکی کنارت با یه سلاح آغشته به خون خوابیده و تو حتی نمیتونی حرکت کنی. چشم هام رو میبندم. باید آروم باشم اگه بخوام بیش ار حد حرکت کنم ممکنه عصبانی بشه.
انیمه دیالوگ - Uchouten Kazoku
----------------------------------
جمله هایی از انیمه ی Uchouten Kazoku
----------------------------------
حرف های استاد به یاسابورو
در مورد مرگ سوئیچیرو (پدر یاسابورو)
----------------------------------
میدونی تا وقتی که زنده ایم،
چه تنگو و چه تانوکی، یه روز باید سقوط کنیم.
حتی تنگویی که آزادانه تو آسمون پرواز می کنه.
یه روز رو سقف یه آدمیزاد سقوط میکنه.
واسه تانوکی ها، افتادن تو سوپ به همون اندازه طبیعیه.
باور می کنی یا نه، سوئیچیرو بهترین جا رو برای فرودِش انتخاب کرد.
----------------------------------
ترجمه: http://forums.animworld.net/
----------------------------------
#Uchouten_Kazoku #Anime #Anime_Dialog
----------------------------------
میراث (14)
سه ماه بعد.
تکان هاش یه جورایی دلچسبه. لبخندی میزنم و برای چند لحظه چشمهایم رو میبندم و ذهنم رو خالی میکنم. حس میکنم به جورایی رو ابرهام. اواخر ماه هفتم بارداریم هستم شکمم بیش از حد بزرگ شده و حرکت کردن بعضی اوقات برام سخته با وجود همهی این ها، حس و حال الان رو واقعا دوست دارم. زیر لب آهنگی رو زمزمه میکنم و دستم رو به حالت دورانی روی شکمم میکشم. فکر کنم یکی دو هفتهی دیگه بچه دنیا بیاد. دکتر اینها رو دیروز با اوقات تلخی گفت.
احتمالا هفتهی بعد زایمان داشته باشی پس سعی کن تحرکت بالا باشه تا زودتر دنیا بیاد نمیخوام مجبور بشم از تیغ و چاقو استفاده بدم.
گرچه وحشتم اونقدر زیاده که با داد و فریاد خواستم از تیغ و چاقوش استفاده کنه.
تحمل اینکه شکمم پاره بشه راحتتر از اینه که دیگه نتونم پشتم رو احساس کنم. تا زمانی که یوکی قسم نخورد آروم نگرفتم بعد از اون واقعا آروم شدم. میدونم اون سرش بره قولش نمیره. اکثر اوقت اون بیرونه اما سعی میکنه شب برگرده. کم پیش اومده شب ها توی عمارت نباشه. این تصمیمیه که خودش گرفته.
با وجود برف و بوران، سعی میکنم زمانی که هوا خوبه بیرون برم و کمی پیاده رویم رو داشته باشم. و خب البته این پیاده روی تحت مراقبت شدید نگهبان هاست. از اونجا که دوست ندارم فقط توی عمارت و اتاق خودم حبس بشم و با حسرت بیرون رو ببینم و فقط بتونم برف بازی کردن بچههای برده های یوکی رو ببینم، تصمبم گرفتم هر چی پیش پام گذاشت رو بپزیرم تا بزاره بیام بیرون. اون خودش هم زیاد سخت نگرفت.

میراث (13)
بعد از رفتن اون، نفس راحتی میکشم. دیدن کسی که جلوم زخمیه حالم رو بد میکنه. یوکی موج جدید سوالاتی رو شروع میکنه و من، به تک تک اونا جواب میدم. نمیدونم این کار چه تاثیری داره اما همینقدر که نمیزنم خودش خوبه.
بعد از تموم شدن سوالات بلاخره یکی از خدمتکاران با چرخ غذا وارد میشه. یوکی اشاره میکنه غذا رو روی میز بچینند بعد با لحنی سرد میگوید:
فردا صبح راه میفتیم یه سر میرسم سمت منطقه ای که قبلا زندگی میکردی. احتمالا مدت طولانی ای بشه. مشکلی باهاش نداری؟
سری به نشانه ی نه تکان میدم و لبخند میزنم.
مشکلی نیست.
دیدن دوباره ی جایی که زندگی میکردم... ناگهان یادم میافته دیگه اونجا هیچ کسی نیست که چشم به انتظارم باشه. همه مردن. هیچ کسی نیست یعنی اشکالی ندارد به خونه ام سر بزنم؟ البته اگه تا الان اونو اشغال نکرده باشن. امیدوارم اینطوری نباشه چون نمیخوام همهی خاطرات خوبم رو از دست بدم. میخوام برگردم و با چیزهایی که مونده تجدید خاطره بکنم البته اگه یوکی بزاره.
غذا رو در سکوت میخوریم. بعد از اون من رو به اتاق جدیدم میفرسته و در رو هم قفل میکنم تنها دریچه های کوچکی که در دیواره رو اجازه میده باز کنم که هوا رد و بدل بشه. هر دریچه تنها ۲۰ سانتی متر ارتفاع و ۱۰ سانتی متر طول داره. کلا سه تا از این دریچه ها است. و خب اتاق من دقیقا هیچ راه دسترسی از بیرون رو نداره. صخره های بلند و تیز مانع دستیابی بقیه میشه. میفهمم این همه امنیت فقط به خاطر بچه ای هست که تو شکممه. حتی نمیدونم بعد از دنیا آمدنش چه بلایی به سرم میاره.
میراث (12)
زندگی جهنمی همینه. زل زدن به دیوار و حیاط و بارون های بی وقفه و دراز کشیدن توی تخت. هیچ چیز هیجان انگیز نیست. خسته کننده است. رفته رفته چاق تر میشم. با وجود اینکه کمد لباسم مرتبه اما هر از چند گاهی میریزمش پایین و از نو مرتب میکنم. یوکی در طول دو هفته ای که از تنبیه م گذشته حتی یه بار هم نیومده. کم کم داره باورم میشه که اون اصلا ذره ای احساس نداره. من به درک نمیتونه بیاد ببینه بچه اش زنده است یا مرده؟ الکی نسبت به تون لقب مرد یخی رو گذاشتن. حتی میرا و اون یکی نگهبان هم دیگه اجازه ندارن داخل بیان. دارم کلافه میشم حوصله ام اینجا سر رفتن و هیچ کاری برای انجام دادن ندارم. تا کی میخواد این جوری باهام بازی کنه؟ اون داره لذت میبره مطمئنم. دستم رو روی شکمم میزارم. خوشحال این بچه که هیچی از درد و غم این دنیا نمیدونه. احتمالا چون قدرت داره زندگی ایده عالی رو در انتظار داشته باشه. من حتی مطمئن نیستم بعد از این جریان ها، وقتی که این بچه رو دنیا آوردم اون بزارن اینجا بمونم. احساسی بهم میگه ممکنه اون منو پرت کنه بیرون. این کارا برای من آزاردهنده است. لبخند تلخی میزنم. واقعا قرار نیست من طعم خوشبختی رو بچشم.
دو ضربه به در اتاقم و بعد در باز میشه. چهره ی گرفته ی میرا رو میبینم سعی میکنه لبخند بزنه اما بیشتر شبیه به دهن کجیه.
Megami-ryou no Ryoubo-kun.
نام انیمه: Megami-ryou no Ryoubo-kun.
نام انیمه: 女神寮の寮母くん。
نام انیمه: Mother of the Goddess' Dormitory
ژانر: Comedy, Romance, Ecchi, Harem, Shounen
تاریخ پخش: تابستان 2021
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 10 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 25 دقیقه
منبع: Manga
استودیو: asread.
کارگردان: Nakajuu Shunsuke
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, 720P, 1080P) – هاردساب فارسی
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, 720P, 1080P, EN Sub)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, EN Sub)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, EN Sub)
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, 1080P, EN Sub)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, 1080P, EN Sub)
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, EN Sub)
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, EN Dub)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, 720P, 1080P) – هاردساب فارسی
+ لینک دانلود مانگا – نسخه انگلیسی
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 480P, 720P, 1080P) با زیرنویس فارسی
+ لینک فایل تورنت (MKV, BD, 1080P, EN Sub, 3GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, BDRip, 1080P, EN Sub, 4.5GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, BD, x265, 1080P, EN Sub, 5.2GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, x265, 1080P, EN Sub, 2.1GB)
خلاصه داستان (منبع)
ناگومی کوشی پسر دوازده سالهایه که پدرش بعد آتشسوزی خونهشون اونو رها میکنه و کوشی بدون پول تو خیابونها پرسه میزنه. یه روز دختری به نام مینروا، کوشی رو که تو پیاده رو دراز کشیده رو پیدا میکنه، و اونو به خوابگاه دختر های دانشکدهشون میبره که اون دختر به مردمآزار بودن بین ساکنین شناخته میشه. کوشی در محاصره دخترایی که از خودش بزرگترن محبوره با اخلاقیات به خصوصشون کنار بیاد، اون زندگی جدیدش که نسبتا ایچیـه رو شروع میکنه...
خلاصه داستان (منبع)
Twelve-year-old Koushi Nagumo's life suddenly goes downhill when his father abandons him after their house burns down. Left to fend for himself, Koushi collapses on the street, but an eccentric woman named Mineru Wachi takes pity on him and brings him to the female dormitory "Megami-ryou."
After learning of Koushi's situation, Mineru, who happens to be the temporary manager, invites him to become Megami-ryou's official dormitory mother. However, what awaits him are the dorm's residents—each with their own wacky shenanigans—like the androphobic yet gentle Atena Saotome, the feminine tomboy Kiriya Senshou, and Mineru herself, whose recklessness knows no bounds when it comes to science. Despite this, Koushi does his best to fulfill the duties of this crazy new life!
میراث (11)
دستم رو روی شکمم قرار میدم. الان واقعا یه بچه اون توئه؟ داره توی بدن من شکل میگیره؟
حس عجیبی که دارم. به پهلو چرخی میزنم. من از الان به بعد باید چه کار کنم؟ چه طوری باید دنیا بیارمش و بزرگش کنم؟ بعد از دنیا اومدنش اون میزاره که من نگهداریش کنم؟
دستی روی شکمم میکشم. چشمهایم رو میبندم سعی میکنم تمام این احساسات ناامید کننده رو از ذهنم پاک کنم. بهتره یه کوچولو بخوابم.
با صدای وحشتناک کولاک از خواب میپرم. برای چند ثانیه همه چیز در نظرم زیر پرده ای از ابهامه اما بعد کم کم یادم میاد. یوکی نیستش و من الان سه روزه تنهام. این کولاک وحشتناک خبر از اومدنش میده و احتمالا بیش از حد هم عصبانی باشه. هر وقتی عصبانی این شکلی میشه باد و بارون برف شدید میاد و بیرون رفتن غیر ممکن میشه. ناخواسته پاهایم رو جمع میکنم. من نمیخوام قربانی عصبانیت اون بشم. از جایم بلند مبشم. متوجه میشم توی این مدت واقعا اتاقم رو به هم ریختم پس چیزاهایی که ریختم رو برمیدارم. تو دلم آشوبه و هر لحظه بیشتر میشه. دلم نمیخواد اون با خودش فکر کنه آدم کثیفی هستم و حتی از پس جمع و جور کردن یه اتاق هم برنمیام.
با اشتیاق بیشتری جمع میکنم. من فقط میخوام اونو زودتر ببینم.
میراث (10)
چشمهایم رو میبندم. میدونم در نبود من کسی توی اتاقم پیش اون بچه هست اما هنوز هم نگرانم. نگرانی بابت اون به کنار، یوکی چطور یه دفعه این مدلی شده؟ چرا هیچ چیزی رو توضیح نمیده؟ اون فقط داره سعی میکنه لذت ببره. از چی داره لذت میبره؟ دیدن بدبختی و نگرانی بقیه؟
ایناری درست بشین!
این حرف را با تحکم میگوید. بعد از یک مکث بلند میگوید:
یه مقدار دیگه راه مونده بعد از اون میرسیم.
با نگرانی به زانو هایم نگاه میکنم:
قراره اونجا چه کار کنم؟
با بدجنسی میگوید: بعدا میفهمی.
اینجور رفتارش اذیتم میکنه اما هیچ حرفی نمیزنم. حداقل برای الان ساکت باشم بهتره. نمیخوام تو دردسر زیادی بیفتم. پس به بیرون نگاه مکنم سعی میکنم از منظره ی بیروح و ترسناک اطرافم لذت ببرم.
درخت های در هم تنیده از نزدیک هنوز ترسناک تره. ظاهرشون مثل اینه که انگار آماده ی حمله کردنن. یوکی به حالت اخطار یقه ام رو میگیره و اندکی من رو عقب میکشه:
سرت رو از پنجره نبر بیرون... البته اگه میخوایی زنده بمونی.
میراث (9)
چطوری برگردم اونجا؟ میدونم جلوی در دو تا محافظ گذاشته و بدتر از اون من یه انسانم. هیچ قدرت غیر طبیعی ای ندارم... به نوعی یه تفاله به درد نخور.
از قبول این واقعیت خودمم حالم به هم میخوره تنها باعث میشه دلسرد تر بشم. من وافعا نمیخوام اینقدر بی مصرف باشم اما در کل دیونگی محض بود که به این مرد غریبه اعتماد کردم. اگه یوکی نیاد دنبالم چی؟ اگه دیگه من رو نخواد چی؟
این افکار های ناراحت کننده فقط از لحاظ روحی ذهنم رو خراب تر میکنه. با دلسردی سرم رو روی پایم مبزارم.
من فقط میخوام برم خونه. الان حتی اگه توی اون سلول هم باشم برلم فرقی نمیکنه. فقط میخوام برم. چشمهایم رو میبندم احساس گناه میکنم. این احساس بدجوری داره اعصابم رو بهم میریزه.
از جایم بلند میشم به سمت پنجره ای کوچکی میرم که خیلی باریکه روبه رویش می ایستم. بغض راه گلوم رو بسته.
آسمون کاملا گرفته است. ابر های مشکی جای خود رو به آسمون صاف دو ساعت پیش داده. دستی به میله میکشم و بعد برمیگردم.
Cheat Kusushi no Slow Life: Isekai ni Tsukurou Drugstore
نام انیمه: Cheat Kusushi no Slow Life: Isekai ni Tsukurou Drugstore
نام انیمه: Cheat Pharmacist's Slow Life: Making a Drugstore in Another World
نام انیمه: チート薬師のスローライフ~異世界に作ろうドラッグストア~
ژانر: Comedy, Fantasy
تاریخ پخش: تابستان 2021
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Light novel
استودیو: EMT Squared
کارگردان: Satou Masafumi
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی
خلاصه داستان (منبع)
Reiji Kirio, formerly a corporate slave, wakes up one day in another world. After discovering that he has gained superhuman pharmaceutical knowledge, he decides to open up a drugstore alongside the canine Noera and the ghostly Mina. There, he tends to the needs of all who visit the shop with potions and the like.
Cheat Kusushi no Slow Life: Isekai ni Tsukurou Drugstore follows the slow but often hectic days of Reiji's drugstore.
Cheat Kusushi no Slow Life: Isekai ni Tsukurou Drugstore was first announced at Comiket 97 on December 28, 2019.
خلاصه داستان (منبع)
یک روز کارمند یک شرکت، ناگهان به یک دنیای دیگر منتقل میشود. از مهارتهایش برای ساخت معجونهای متفرقه استفاده کرد، و از این راه صاحب یک درآمد هنگفت شد و داروخانه خود را تاسیس کرد! یک الف در نشانه گیری با کمان مشکل دارد؟ چند قطره چشمی به او دهید! اژدهایی که ناخواسته نفس آتشین میکشد؟ نگران نباشید، ما داروی سرفه را تجویز میکنیم! زندگی جدید، سرگرم کننده و آرام ریجی به عنوان داروساز در داروخانه یک روستا اکنون آغاز میشود!
Tsuki ga Michibiku Isekai Douchuu
نام انیمه: Tsuki ga Michibiku Isekai Douchuu
نام انیمه: Tsukimichi: Moonlit Fantasy
نام انیمه: 月が導く異世界道中
نام انیمه: Tsukimichi -Moonlit Fantasy-
ژانر: Action, Adventure, Comedy, Fantasy
تاریخ پخش: تابستان 2021
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Light novel
استودیو: C2C
کارگردان: Ishihira Shinji
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی
+ لینک فایل تورنت (MKV, BDRip, 1080P, 5.9GB, EN Sub)
+ لینک فایل تورنت (MKV, 1080P, EN Sub, 16.2GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, x265, 1080P, EN Sub, 4.6GB)
+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, EN Sub, 8.2GB)
خلاصه داستان (منبع)
As part of a mysterious contract agreed upon by a goddess and his parents years ago, Makoto Misumi finds himself sent to another world to meet the goddess and become the hero. However, the deity deems Makoto to be "hideous," refusing to even lay eyes upon him and revokes his heroic title. Disdainfully giving him the ability to understand all languages except the human language as compensation, the goddess drives Makoto off to the farthest edges of the wasteland, far from human civilization.
Due to the disparity between Earth and this new world, Makoto's inherent physical and magical capabilities awaken, making him extremely powerful. He meets various demihumans and mythical beings who all end up being captivated with his characteristics and join Makoto in building a new community where all of them can peacefully coexist.
Nevertheless, despite this success, Makoto still yearns to meet fellow humans. In a world where the goddess herself has barred him from interacting with his kind, it is up to Makoto and his companions to fulfill his desire—and perhaps reform society along the way.
خلاصه داستان (منبع)
میسومی ماکوتو، دانشآموز دبیرستانی توسط خداوند تسوکیومی به یک دنیای فانتزی فرا خونده میشه تا به یه قهرمان تبدیل شه. ولی بقیه افراد قدرتمند در اون دنیا از بودنش خوشحال نبودن و به محض اینکه تسوکیومی اعلام کرد ماکوتو خودش باید راهشو تو این دنیا پیدا کنه، اون رو به حاشیه دنیای خودشون روندن. حالا همه چیز به خود ماکوتو بستگی داره تا مسیرش رو تو این دنیا پیدا کنه!
میراث (8)
اون باید زودتر به خودش رسیدگی کنه نه اینکه اینجا وایسه. چند ثانیه ای است که یوکی رفته میخوام دوباره بلند بشم که با نگاه تند و تیز السا دوباره سر جایم مینشینم. اون نمیخواد من برم پیشش اون نمیخواد من با ترحم نگاهش کنم. نگاهم رو به بشقاب خالی میدوزم. این ضربه ای که خورد به خاطر من بود و ممکن بود بخوره به چشمش و باعث کور شدنش بشه.
نمیتونم اینجوری با بی خیالی رفتار کنم.
طولی نمیکشه که یوکی میاد.
چند دقیقه ی دیگه غذات آماده میشه. السا مرخصی.
السا تعظیم کوتاهی میکنه و با متانت بیرون میره. دست هایم رو مشت میکنم. واقعا نگران اون ضربه ایم که به صورتش خورده اما الان بیشتر از اون نگران وضعیت و شرایط خودم هستم. از اون ممنونم که به خاطر من عصبانی شده اما اینکه به خاطر من یکی رو اینطوری بزنه... فقط عذاب وجدان میگیرم. من نمیخوام السا هم تبدیل به نئو بشه. من نمیخوام احساساتش راهی به تنفر زیاد پیدا کنه که باعث تنزلش بشه. السا آدم خشن و سردیه اما به وقتش توی شرایط خاص به دادم رسیده.
چه مرگته؟!

مجرم - گرشا رضایی
♫♫♫♫
♫میدونی قیمت دل سوخته چنده، میدونستی جونم به عشق تو بنده♫
♫تو بدهکاریاتو مجرم میدونی، تو خیال کن برنده ای من بازنده♫
♫تو که قانون عاشقی رو میدونی، واسه چی خب آنقد راحت دل میشکونی♫
♫چرا رفتی بی خبر از دنیای من، تا ابد به قلب شکستم مدیونی♫
دیوونه، واست میمردم اما باز ازت میخوردم
بگو کی ازم بریدی، حالمو چرا ندیدی تو
آی دیونه، میدونی گیره احساسم هنوز درگیره
تو واسم بازم همونی هرچی شه، همون میمونی
تو که قانون عاشقی رو میدونی
چرا رفتی بی خبر از دنیای من
دیوونه، واست میمردم اما باز ازت میخوردم
بگو کی ازم بریدی، حالمو چرا ندیدی تو
آی دیونه، میدونی گیره احساسم هنوز درگیره
تو واسم بازم همونی هرچی شه، همون میمونی
دیوونه، واست میمردم اما باز ازت میخوردم
بگو کی ازم بریدی، حالمو چرا ندیدی تو
آی دیونه، میدونی گیره احساسم هنوز درگیره
تو واسم بازم همونی هرچی شه، همون میمونی
♫♫♫♫
#گرشا_رضایی
#Lyrics
+ دانلود آهنگ با کیفیت 320 // با کیفیت 128

میراث (7)
کمی طول میکشه تا بلاخره آروم میشه. با لحن سرزنش کننده ای میگویم:
«چرا همونجا نموندی؟»
زیر چشم هاش به خاطر گریه قرمز شده. فقط سرش رو پایین می اندازه و حرفی نمیزنه. سعی میکنم زیاد خودم رو بیتفاوت نشون ندم. اگه بخوام ساده از کنار این مسئله بگذرم معلوم نیست دوباره چه کارهایی از دستش سر بزنه.
«فقط نمیخواستم اونجا باشم»
«چرا؟ باهات کاری کردن؟!»
«نه اونا خوب بودن فقط....»
آهی میکشم.
«با اینکارت خیلی دردسر درست کردی! حالا میخواستی کجا بری؟»
کمی مکث میکند بعد خیلی آروم میگوید: «خونمو ببینم»
