متن آهنگ پایانی فیلم انیمهیی Omoide no Marnie
هنگام بزرگ شدن هرگز دوستی نداشتم
پس آموختم که تنها دوستم، فقط خودم باشم
فقط خودم، فقط خودم، فقط خودم
و در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد
در هر صورت تنهایی غذا خوردن در مدرسه را دوست دارم
پس درست همینجا خواهم ماند
همینجا، همینجا، همینجا
و در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد
پس فقط به اتاقم می روم و ساعت ها با ماه خلوت می کنم
و فکر می کنم آیا کسی هست که اسمم را بداند
آیا برای مردنم گریه خواهی کرد؟
آیا چهره ام را به خاطر خواهی آورد؟
پس یک روز وسایلم را جمع کردم، از خانه بیرون زدم
و گذشته ام را به دور دست ها سپردم و خندیدم
خندیدم، خندیدم، خندیدم
ظاهرا در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد
گاهی نمی دانم چه کنم، گاهی سر درگمم
گاهی پی می برم که احساس خوبی ندارم
پس گریه می کنم، گریه می کنم، گریه می کنم
پس فقط به اتاقم می روم و ساعت ها با ماه خلوت می کنم
و فکر می کنم آیا کسی هست که اسمم را بداند
آیا برای مردنم گریه خواهی کرد؟
آیا چهره ام را به خاطر خواهی آورد؟
چند وقت پیش دو مدل لپتاپ پسند کردم. ولی توی سایت رسمی خود ایسوس نبود.
Asus VivoBook R528EP-BQ575
Asus VivoBook R565EP-BQ337
تنها فرق شون نوع صفحه نمایش و مقدار باتری بود.
برای همین بی خیال شدم. ولی دوستان گفتن برای منطقه خاورمیانه تولید شده.
و دلیلی نداره که هر محصولی تولید میشه توی سایت باشه.
ولی دیشب یه مدل جذاب دیدم.
Asus VivoBook K513EP
15.6" // 1.8Kg // Core i7 1165G7 // 12MB Cache // 16GB DDR4 // 256GB SSD // 1TB HDD // MX330 2GB
این یکی توی سایت رسمی خود ایسوس بود.
همه چی ش خوبه. ولی ظاهر خوشگلی نداره. ظاهرش یه جوریه.
ولی تنها گزینه ی زیر 40 م است که به چشمم اومده.
یه مدت دنبال HP میگشتم، ولی انگاری گرون تر از ایسوس هستن.
به اون قیمت بالاتر از 40م ها هم اصلا نگاه نکردم.
طرز تهیهی کالباس خانگی
مواد لازم
ترکیب سینه مرغ وران مرغ چرخ شده 750 گرم و ۱۰۰ گرم گوشت چرخ شده( اختیاری)
سیر 5حبه درشت
جوز هندی پودر شده 1قاشق چایخوری
پودر زنجبیل 1ق چ
نمک 1ق غ
فلفل 1ق چ
پودرسیر ۱ق چ
پودرکاری ۱ق چ
تخم گشنیز1ق چ
آویشن 1ق چ
پودر دارچین 1ق چ
پودر هل 1ق چ
فلفل سیاه1/2ق چ
نشاسته ذرت یا آرد سفید 2 ق غ
روغن مایع (۶۰گرم) 4 ق غ
گوشت قرمز چند تکه کوچک
هویج نیم پز شده نگینی خرد شده 1عدد کوچک
پسته خام 2ق غ(اگر پسته خام دردسترس نداشتید پسته خشک رو 20 دقیقه داخل آب گرم بریزید تا نرم بشه بعد خشک کنید واستفاده کنید)
قارچ بلانچ شده ۳۰۰ گرم
طرز تهیه:
گوشت مرغ رو همراه سیر چرخ میکنیم سپس داخل غذاساز ریخته وخوب بزنید .(اگر غذاساز ندارید دوبار از چرخ گوشت ردکنید) تا کاملا نرم ویکدست بشه.همه ادویه های ذکر شده ونشاسته یا آرد وروغن مایع رو بهش اضافه میکنیم وخوب ورز میدیم.
گوشت قرمز رو خیلی نازک وریز خرد کنید.
هویج رو بخارپز ونگینی خرد کنید.
همراه با پسته به مواد اضافه وخوب مخلوط کنید.
ته کاور کالباس رو با بست کمربندی پلاستیکی یا نخ خیلی محکم ببندید.مواد را با قاشق داخل وکیوم ریخته وبا دست ماساژ داده ومثل غلتک چندین بار وبه دفعات بغلتونید تا هوای اضافه خارج،گوشت منسجم شه.این قسمت مهمه!درست هوادهی بشه تا فضا وسوراخ داخل ژامبون به وجود نیاد. وخیلی محکم بپیچید وبا نخ محکم کنید.
کاور رو خیلی محکم ببندید. حتی یک قطره آب نباید داخل کاور نفوذ کنه
اگر کاور مخصوص ندارید
قاتلی در شهر – سیدنی شلدون
نام کتاب: قاتلی در شهر
نام اصلی کتاب: The Naked Face
نویسنده: سیدنی شلدون (Sidney Sheldon)
مترجم: شاهرخ فرزاد
ناشر: انتشارات دُرسا
نوبت چاپ: چاپ دوم - 1376
تعداد صفحات: 279 صفحه
+ لینک دانلود کتاب – ترجمه فارسی
خلاصه داستان (منبع)
جراید صبح قتل توام با شکنجه کارول رابرتز را با هیاهوی زیاد منتشر کردند. جاد وسوسه شده بود که به تمام مریضهایش زنگ بزند و تمام وقتهای قبلی برای آن روز را لغو کند. او شب گذشته اصلا به بستر نرفته بود و چشمانش سنگین و سوزناک مینمود. ولی وقتی که فهرست بیماران را مرور کرد، دید که 2 نفر از آنها در صورت کنسل شدن وقتشان خیلی مایوس میشوند.
نفرین
اگه اتفاقی که «نباید بیافته»، بیافته، اگه شرایط درست نشه.
تک تک اون آدم هایی که مسئول این قضیه هستن، خودشون، خانواده شون، چندین نسل بعدشون.
نفرین شون می کنم که توی بدبختی دست و پا بزنن!
هیچ وقت، هیچ وقت، هیچ وقت اونا رو نمی بخشم.
بمیرن؟ نه، واسه چی بمیرن و راحت بشن؟! باید تا چندین نسل بعدشون توی بدبختی دست و پا بزنن.
باید درد بکشن. باید با ذره ذره ی وجودشون حس کنن...
* یادم نمیاد این طوری کسی رو نفرین کرده باشم. چون همیشه می دونستم نفرین ممکنه به خودم برگرده. ولی الان...

افتضاح و داغون
خب.
بگذار این طور بگم.
تا امروز دغدغه چی بود؟ این بود که بتونم یه سیستم جدید بگیرم.
اون وقت امروز...
یه شرایطی پیش اومده که قضیه ی کامپیوتر، یه چی بی اهمیت و... شده.
تمام امنیت روانی من از بین رفت.
کلی جلو خودم رو گرفته بودم که گریه نکنم.
نهایت عصری که تنها شدم، بغضم ترکید و یه پنج دقیقه یی گریه کردم.
برداشتم آینه گذاشتم جلوم، به خودم گفتم: گریه نکن، بهش فکر نکن!
خودت رو بزن به اون راه. مهم نیست... گریه نکن...
تا این که گریه بند اومد.
![]()
فرشته نگهبان - نیکولاس اسپارکس
نام کتاب: فرشته نگهبان
نام اصلی کتاب: The Guardian
نویسنده: نیکولاس اسپارکس (Nicholas Spark)
مترجم: نفیسه معتکف
ناشر: انتشارات دُرسا
نوبت چاپ: چاپ دوم - 1387
تعداد صفحات: 544 صفحه
پشت جلد
شوهر جولی قبل از مرگش سگی به نام سینگر را به او هدیه می کند و به او اطمینان می دهد که آن سگ از او مراقبت خواهد کرد.
... چهار سال بعد، جولی بر سر دوراهی انتخاب عشق قرار می گیرد:
انتخاب عشقی هیجان انگیز و توأم با مخاطره یا عشقی آرام بخش و توأم با ایمنی؟
کدام یک را انتخاب کند؟
آن را که همچون ملکه ها با او رفتار می کند، یا آن دیگری را که به او امنیت می بخشد؟
بالاخره در مسیری قرار می گیرد که علاوه بر خودش جان عده ای را نیز به خطر می اندازد و ...
طرز تهیه لقمه های اسفناجی لازانیا
در این روشِ تهیه ی لازانیا، به گوشت یا قارچ نیازی نیست و فقط اسفناج و پنیر می خواهد. برای داشتن طعم بهتر، می توانید از پنیر ریکوتا استفاده کنید که در ترکیب با اسفناج بسیار عالی می شود. برای یادگیری روش تهیه این لقمه های لازانیا در ادامه با ما همراه باشید.
مواد لازم:
۱۲ تا ۱۵ عدد نودل لازانیا
۲ پیمانه پنیر ریکوتا
۱ پیمانه اسفناج
۱ پیمانه مغز کنگرفرنگی، خرد شده
۱ قاشق غذاخوری روغن زیتون
۲ حبه سیر خرد شده
۲ پیمانه سس مارینارا
۱ پیمانه پنیر موزارلای رنده شده
۱ پیمانه پنیر پارمسان رنده شده
۱ قاشق چایخوری نمک
نصف قاشق چایخوری فلفل سیاه
جعفری
طرز تهیه:
1- فر را با دمای ۱۸۰ درجه سانتی گراد روشن کنید.
2- یک قابلمه متوسط را تا نیمه از آب پر کنید. کمی نمک بیفزایید. پس از جوشیدن آب، نودل های لازانیا را درون آن ریخته و بگذارید تا نرم شوند.
3- درون تابه، روی حرارت ملایم، اسفناج را با روغن زیتون و کمی نمک تفت دهید تا نرم شوند.
4-در یک کاسه متوسط، پنیر ریکوتا، اسفناج پخته شده، کنگرفرنگی خرد شده، نصف پیمانه پنیر موزارلا، نصف پیمانه پنیر پارمسان، سیر، نمک و فلفل سیاه را با یکدیگر مخلوط کنید.
5-یک قاشق از مخلوط را روی یک ورقه لازانیا بمالید و سپس آن را رول کنید. همین کار را با بقیه مواد تکرار کنید.
6-کف قالب، سس مارینارا بریزد. سپس لقمه های لازانیا را درون آن بچینید.
7- بقیه پنیر پارمسان و موزارلا را روی مواد بریزید.
8-قالب را به مدت ۳۵ تا ۴۰ دقیقه در فر بگذارید تا پنیرها آب شده و سطح آن ها طلایی شود.
9-لازانیا را با جعفری خرد شده تزئین و سرو کنید.
منبع: برترین ها
سلام.
تازه اومدم سیستم.
از دیشب تا حالا نبودم.
سرم به شدت درد می کنه.
البته پیشونی م، الان هم سمت چپ.
شاید باید چشمام رو ببندم و برق اتاق رو خاموش کنم.
نمیدونم.
دلم میخواد انیمه نگاه کنم یا بروم سیمز بازی کنم.
ولی با این درد، شاید باید سیستم رو خاموش کنم.
هنوز نیم ساعت هم نشده که سیستم رو روشن کردم.
هی روزگار...
هر چی سن بالاتر میره، درد و مرض های بیشتری سراغ آدم میاد.
واسه یه آدمی مثل من که در جوانی هیچی رعایت نکرده، این دردها شدیدتر و بدتر هست.
خوددرگیری

من هنوز یه خورده خوددرگیری دارم. اون هم شدید.
از یه ور میگم بی خیال فکر کردن در مورد سیستم جدید (یا لپتاپ جدید).
از یه ور میگم اگه نتونم امسال بگیرم، معلوم نیست بتونم در آینده هم بگیرم.
حالا اینا همه ش فکر و خیاله. چون از نظر مالی، در حال حاضر نمی تونم بگیرم.
تا آخر سال هم صبر کنم خانواده کمک کنه، اون موقع هم معلوم نیست که قیمت ها چی جوری شده باشه.
کرونای کوفتی هم هست که نمیگذاره بروم بازار.
فعلا نمیدونم با خودم چند چند هستم.
حتی هنوز نتونستم قاطعانه تصمیم بگیرم لپتاپ یا سیستم!
اوه اوه اوه
نگفته بودم؟
بگذار حالا بگم. هفته یی که گذشت (یادم نیست چندشنبه بود)، درب سرویس رو باز کردم.
پرده زدم کنار.
اومدم دمپایی پام کنم، یه هو یه چی سیاه مثل جت از جلوم رد شد!
بعد از این که از شوک بیرون اومدم، دیدم یه سوسک سالم و قبراق و سرحال و زبر و زرنگ، همچین با شاخک های دو متری داره واسه خودش جولان میده.
من هم جیغ جیغ کردم و اومدم بیرون.
خانواده هم با شونصد بار دمپایی زدن روی سرش، نابودش کردن!
ووواااایییییییییییی
از اون روز، اول همه ی دیوارها رو چک می کنم بعد میروم داخل.
اینا به کنار، من چرا اینقدر ترسو شدم؟ یعنی حتی نمی تونم با دمپایی یه سوسک رو بکشم؟
ایششششش
![]()
Akame ga Kill! EP15 - OST
تیتراژ پایانی انیمه ی Akame ga Kill! - قسمت 15
هیچ گذشته ایی ندارم که بتونم بهش دلخوش باشم
از وقتی که خاطراتم رو رها کردم
تمام مدت به خودم گفتم
که دیگه هیچی برای از دست دادن ندارم
ماه در تاریکی به آرامی حرکت می کند
حتی در تاریک ترین شب هم می درخشد
من قدرت این نور رو با خودم به آینده می برم
به خاطر اینکه نمی خواهم ببازم
رویای نامیرای من
و عشق درون من
من رو زنده نگه میدارن
حالا دیگه حتی درد هم من رو به
سمت اهدافم پیش می بره
احساسات من رو سرزنده می کنن
به سمت سرزمین وعده داده شده می برن
ترجمه: دنیای انیمه
رُزی از دریا – رومانو باتالیا
نام کتاب: رُزی از دریا
نام اصلی کتاب: Una Rosa dal Mare
نویسنده: رومانو باتالیا || Romano Battaglia
مترجم: محبوبه خدایی
ناشر: انتشارات هدف نوین
نوبت چاپ: چاپ اول – 1391
تعداد صفحات: 105 صفحه
+ اطلاعات بیشتر: لینک
پشت جلد
سیلویا، بانویی تنها، رُبرتو را ملاقات می کند. عشقی متولد می شود، اما ...
این داستان واقعی از عشقی درهم شکسته عظیم و بسیار لطیف است.
شاهدی که به ما می فهماند عشق واقعی چیست و ما را متقاعد می کند تا به توانایی دوست داشتن مان، بازتابیم.
سیرک مرگبار - لمونی اسنیکت
نام کتاب: سیرک مرگبار
نام اصلی کتاب: The Carnivorous Carnival
کتاب نهم از مجموعه ی: ماجراهای بچه های بدشانس
نویسنده: لمونی اسنیکت || Lemony Snicket
مترجم: رضا دهقان
ناشر: نشر ماهی
نوبت چاپ: چاپ چهارم - 1387
تعداد صفحات: 212 صفحه
+ خرید اینترنتی کتاب // اطلاعات بیشتر
پشت جلد
خواننده ی عزیز،
دیدن کلمه ی «مرگبار» روی جلد این کتاب کافی است تا به شما بفهماند هیچ دلیلی برای خواندن این کتاب وجود ندارد.
کتابی که هر یک از اتفاقاتش به تنهایی می تواند شما را تا سر حد مرگ، وحشت زده کند، طوری که حتی نتوانید هویجی را که در دست دارید گاز بزنید.
برای این که به این حال دچار نشوید بهترین کاری که می توانم برایتان بکنم این است که درباره ی مطالب این کتاب هیچ حرفی نزنم.
به خصوص درباره ی نقشه ای مرموز، یک مرد گوژپشت، جماعتی قانون شکن، یک الوار، و بچه گرگی به نام چابو.
برای خودم متأسفم که تمام وقتم به تحقیق و ثبت وقایع زندگی غم انگیز و یأس آور بودلرهای یتیم می گذرد، و به شما توصیه می کنم وقتتان را با کارهای مطبوع تری بگذرانید.
مثل خوردن هویجی که در دست دارید.
با نهایت تأسف
لمونی اسنیکت
سیمز
بعد از چند روز امروز دوباره سیمز بازی کردم. از اون سری که توی وبلاگ درموردش می نوشتم، سه سری New Game زدم و قبلی ها رو حذف کرده بودم.
گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
یا در آید ز در آن شمع شب افروز امشب
گر بمیرم بجز از شمع کسی نیست که او
بر من خسته بگرید ز سر سوز امشب
مرغ شب خوان که دم از پرده ی عشاق زند
گو نوا از من شب خیز بیاموز امشب
چون شدم کشته پیکان خدنگ غم عشق
بر دلم چند زنی ناوک دلدوز امشب
همچو زنگی بچه ی خال تو گردم مقبل
گر شوم بر لب یاقوت تو پیروز امشب
هر که در شب رخ چون ماه تو بیند گوید
روز عید است مگر یا شب نوروز امشب
بی لب لعل و رخت خادم خلوتگه انس
گو صراحی منه و شمع میفروز امشب
تا که آموختت از کوی وفا برگشتن
خیز و باز آی علی رغم بدآموز امشب
بنشان شمع جگر سوخته را گرچه کسی
منشیناد به روز من بد روز امشب
اگر آن عهد شکن با تو نسازد خواجو
خون دل می خور و جان میده و میسوز امشب
تا مگر صبح تو سر بر زند از مطلع مهر
دیده بر چرخ چو مسمار فرو دوز امشب
- خواجوی کرمانی -
که باور می کند؟
که باور می کند در باغ ما داغ ِ صنوبر را
که باور می کند افتادن سرو ِ تناور را
که باور می کند آسایش ِ موج ِ خروشان را
که باور می کند آرامش طوفان و تندر را
در این شب ها که دیو از باختر صد آتش افروزد
که باور می کند خاموشی ِ خورشید خاور را
کجا رود روان در بستر خود خفته می ماند
کجا کوه گران در خاک پنهان می کند سر را
کجا شیر ژیان اندر کُنام آرام می گیرد
که دیده در نیام آرامش شمشیر ِ حیدر را
عقاب آسمان پرواز ِ اقلیم ِ سر افرازی
کجا بر خاک ِ درد آلود ِ غم ، می گسترد پر را
چراغ بامداد افروز ِ آفاق ِ سحر خیزی
کجا وا می گذارد شام شوم تیره اختر را
کنون کز ابر ِ لطفش نم نم باران نمی بارد
که بر ما می فشاند هر زمان دامان گوهر را
پس از آن باغبان پیر در باغ و بهار ما
که می رویاند از دل های ما گل های باور را
صدای عشق در این گنبد دوار می ماند
کسی نشنیده زین فریاد فریادی رسا تر را
وطن بر شاخسار سدره گر دارد امام ما
خدا از ما مگیرد سایه ی طوبای رهبر را
تسلای دل ما در غروب آفتاب او
طلوع آفتابی دیگر آمد روز دیگر را
- غلام علی حداد عادل -