جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

متن آهنگ پایانی فیلم انیمه‌یی Omoide no Marnie

 

 

 

 

متن آهنگ پایانی فیلم انیمه‌یی Omoide no Marnie

 

هنگام بزرگ شدن هرگز دوستی نداشتم

پس آموختم که تنها دوستم، فقط خودم باشم

فقط خودم، فقط خودم، فقط خودم

و در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد

در هر صورت تنهایی غذا خوردن در مدرسه را دوست دارم

پس درست همینجا خواهم ماند

همینجا، همینجا، همینجا

و در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد

پس فقط به اتاقم می روم و ساعت ها با ماه خلوت می کنم

و فکر می کنم آیا کسی هست که اسمم را بداند

آیا برای مردنم گریه خواهی کرد؟

آیا چهره ام را به خاطر خواهی آورد؟

پس یک روز وسایلم را جمع کردم، از خانه بیرون زدم

و گذشته ام را به دور دست ها سپردم و خندیدم

خندیدم، خندیدم، خندیدم

ظاهرا در بیرون راهم را پیدا خواهم کرد

گاهی نمی دانم چه کنم، گاهی سر درگمم

گاهی پی می برم که احساس خوبی ندارم

پس گریه می کنم، گریه می کنم، گریه می کنم

پس فقط به اتاقم می روم و ساعت ها با ماه خلوت می کنم

و فکر می کنم آیا کسی هست که اسمم را بداند

آیا برای مردنم گریه خواهی کرد؟

آیا چهره ام را به خاطر خواهی آورد؟

 

 

 

 

یوهاهاها


چند وقت پیش دو مدل لپتاپ پسند کردم. ولی توی سایت رسمی خود ایسوس نبود.

Asus VivoBook R528EP-BQ575

Asus VivoBook R565EP-BQ337

تنها فرق شون نوع صفحه نمایش و مقدار باتری بود.

برای همین بی خیال شدم. ولی دوستان گفتن برای منطقه خاورمیانه تولید شده. 

و دلیلی نداره که هر محصولی تولید میشه توی سایت باشه.

ولی دیشب یه مدل جذاب دیدم.

Asus VivoBook K513EP

15.6" // 1.8Kg // Core i7 1165G7 // 12MB Cache // 16GB DDR4 // 256GB SSD // 1TB HDD // MX330 2GB 

این یکی توی سایت رسمی خود ایسوس بود.

همه چی ش خوبه. ولی ظاهر خوشگلی نداره. ظاهرش یه جوریه. 

ولی تنها گزینه ی زیر 40 م است که به چشمم اومده.

یه مدت دنبال HP میگشتم، ولی انگاری گرون تر از ایسوس هستن.

به اون قیمت بالاتر از 40م ها هم اصلا نگاه نکردم.


طرز تهیه‌ی کالباس خانگی

 

 

طرز تهیه‌ی کالباس خانگی

 

مواد لازم

ترکیب سینه مرغ وران مرغ چرخ شده 750 گرم و ۱۰۰ گرم گوشت چرخ شده( اختیاری)

سیر 5حبه درشت

جوز هندی پودر شده 1قاشق چایخوری

پودر زنجبیل 1ق چ

نمک 1ق غ

فلفل 1ق چ

پودرسیر ۱ق چ

پودرکاری ۱ق چ

تخم گشنیز1ق چ

آویشن 1ق چ

پودر دارچین 1ق چ

پودر هل 1ق چ

فلفل سیاه1/2ق چ

نشاسته ذرت یا آرد سفید 2 ق غ

روغن مایع (۶۰گرم) 4 ق غ

گوشت قرمز چند تکه کوچک

هویج نیم پز شده نگینی خرد شده 1عدد کوچک

پسته خام 2ق غ(اگر پسته خام دردسترس نداشتید پسته خشک رو 20 دقیقه داخل آب گرم بریزید تا نرم بشه بعد خشک کنید واستفاده کنید)

قارچ بلانچ شده ۳۰۰ گرم

 

 

طرز تهیه:

گوشت مرغ رو همراه سیر چرخ میکنیم سپس داخل غذاساز ریخته وخوب بزنید .(اگر غذاساز ندارید دوبار از چرخ گوشت ردکنید) تا کاملا نرم ویکدست بشه.همه ادویه های ذکر شده ونشاسته یا آرد وروغن مایع رو بهش اضافه میکنیم وخوب ورز میدیم.

گوشت قرمز رو خیلی نازک وریز خرد کنید.

هویج رو بخارپز ونگینی خرد کنید.

همراه با پسته به مواد اضافه وخوب مخلوط کنید.

ته کاور کالباس رو با بست کمربندی پلاستیکی یا نخ خیلی محکم ببندید.مواد را با قاشق داخل وکیوم ریخته وبا دست ماساژ داده ومثل غلتک چندین بار وبه دفعات بغلتونید تا هوای اضافه خارج،گوشت منسجم شه.این قسمت مهمه!درست هوادهی بشه تا فضا وسوراخ داخل ژامبون به وجود نیاد. وخیلی محکم بپیچید وبا نخ محکم کنید.

کاور رو خیلی محکم ببندید. حتی یک قطره آب نباید داخل کاور نفوذ کنه

اگر کاور مخصوص ندارید

قاتلی در شهر – سیدنی شلدون

 

 

قاتلی در شهر – سیدنی شلدون

 

 

 

نام کتاب: قاتلی در شهر

نام اصلی کتاب: The Naked Face

نویسنده: سیدنی شلدون (Sidney  Sheldon)

مترجم: شاهرخ فرزاد

ناشر: انتشارات دُرسا

نوبت چاپ: چاپ دوم - 1376

تعداد صفحات: 279 صفحه

+ اطلاعات بیشتر: سایت // سایت

+ تصاویر: عکس // عکس // عکس

+ لینک دانلود کتاب – ترجمه فارسی

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

جراید صبح قتل توام با شکنجه کارول رابرتز را با هیاهوی زیاد منتشر کردند. جاد وسوسه شده بود که به تمام مریض‌هایش زنگ بزند و تمام وقت‌های قبلی برای آن روز را لغو کند. او شب گذشته اصلا به بستر نرفته بود و چشمانش سنگین و سوزناک می‌نمود. ولی وقتی که فهرست بیماران را مرور کرد، دید که 2 نفر از آن‌ها در صورت کنسل شدن وقتشان خیلی مایوس می‌شوند.

 

 

 

 

 

 

نفرین

See the source image

نفرین


اگه اتفاقی که «نباید بیافته»، بیافته، اگه شرایط درست نشه.

تک تک اون آدم هایی که مسئول این قضیه هستن، خودشون، خانواده شون، چندین نسل بعدشون.

نفرین شون می کنم که توی بدبختی دست و پا بزنن! 

هیچ وقت، هیچ وقت، هیچ وقت اونا رو نمی بخشم.

بمیرن؟ نه، واسه چی بمیرن و راحت بشن؟! باید تا چندین نسل بعدشون توی بدبختی دست و پا بزنن.

باید درد بکشن. باید با ذره ذره ی وجودشون حس کنن...


* یادم نمیاد این طوری کسی رو نفرین کرده باشم. چون همیشه می دونستم نفرین ممکنه به خودم برگرده. ولی الان...


افتضاح و داغون

See the source image


افتضاح و داغون


خب.

بگذار این طور بگم.

تا امروز دغدغه چی بود؟ این بود که بتونم یه سیستم جدید بگیرم.

اون وقت امروز...

یه شرایطی پیش اومده که قضیه ی کامپیوتر، یه چی بی اهمیت و... شده.

تمام امنیت روانی من از بین رفت.

کلی جلو خودم رو گرفته بودم که گریه نکنم.

نهایت عصری که تنها شدم، بغضم ترکید و یه پنج دقیقه یی گریه کردم.

برداشتم آینه گذاشتم جلوم، به خودم گفتم: گریه نکن، بهش فکر نکن! 

خودت رو بزن به اون راه. مهم نیست... گریه نکن...

تا این که گریه بند اومد.


فرشته نگهبان - نیکولاس اسپارکس

 

 

 

فرشته نگهبان - نیکولاس اسپارکس

 

نام کتاب: فرشته نگهبان

نام اصلی کتاب: The Guardian

نویسنده: نیکولاس اسپارکس (Nicholas Spark)

مترجم: نفیسه معتکف

ناشر: انتشارات دُرسا

نوبت چاپ: چاپ دوم - 1387

تعداد صفحات: 544 صفحه

+ اطلاعات بیشتر: لینک // لینک

 

 


 

پشت جلد

شوهر جولی قبل از مرگش سگی به نام سینگر را به او هدیه می کند و به او اطمینان می دهد که آن سگ از او مراقبت خواهد کرد.

... چهار سال بعد، جولی بر سر دوراهی انتخاب عشق قرار می گیرد:

انتخاب عشقی هیجان انگیز و توأم با مخاطره یا عشقی آرام بخش و توأم با ایمنی؟

کدام یک را انتخاب کند؟

آن را که همچون ملکه ها با او رفتار می کند، یا آن دیگری را که به او امنیت می بخشد؟

بالاخره در مسیری قرار می گیرد که علاوه بر خودش جان عده ای را نیز به خطر می اندازد و ...

 

 

 

 

طرز تهیه لقمه های اسفناجی لازانیا

 

 

 

طرز تهیه لقمه های اسفناجی لازانیا

 

در این روشِ تهیه ی لازانیا، به گوشت یا قارچ نیازی نیست و فقط اسفناج و پنیر می خواهد. برای داشتن طعم بهتر، می توانید از پنیر ریکوتا استفاده کنید که در ترکیب با اسفناج بسیار عالی می شود. برای یادگیری روش تهیه این لقمه های لازانیا در ادامه با ما همراه باشید.

 

مواد لازم:

 

    ۱۲ تا ۱۵ عدد نودل لازانیا

    ۲ پیمانه پنیر ریکوتا

    ۱ پیمانه اسفناج

    ۱ پیمانه مغز کنگرفرنگی، خرد شده

    ۱ قاشق غذاخوری روغن زیتون

    ۲ حبه سیر خرد شده

    ۲ پیمانه سس مارینارا

    ۱ پیمانه پنیر موزارلای رنده شده

    ۱ پیمانه پنیر پارمسان رنده شده

    ۱ قاشق چایخوری نمک

    نصف قاشق چایخوری فلفل سیاه

    جعفری

 

طرز تهیه:

 

1- فر را با دمای ۱۸۰ درجه سانتی گراد روشن کنید.

 

2- یک قابلمه متوسط را تا نیمه از آب پر کنید. کمی نمک بیفزایید. پس از جوشیدن آب، نودل های لازانیا را درون آن ریخته و بگذارید تا نرم شوند.

 

3- درون تابه، روی حرارت ملایم، اسفناج را با روغن زیتون و کمی نمک تفت دهید تا نرم شوند.

 

4-در یک کاسه متوسط، پنیر ریکوتا، اسفناج پخته شده، کنگرفرنگی خرد شده، نصف پیمانه پنیر موزارلا، نصف پیمانه پنیر پارمسان، سیر، نمک و فلفل سیاه را با یکدیگر مخلوط کنید.

 

5-یک قاشق از مخلوط را روی یک ورقه لازانیا بمالید و سپس آن را رول کنید. همین کار را با بقیه مواد تکرار کنید.

 

6-کف قالب، سس مارینارا بریزد. سپس لقمه های لازانیا را درون آن بچینید.

 

7- بقیه پنیر پارمسان و موزارلا را روی مواد بریزید.

 

8-قالب را به مدت ۳۵ تا ۴۰ دقیقه در فر بگذارید تا پنیرها آب شده و سطح آن ها طلایی شود.

 

9-لازانیا را با جعفری خرد شده تزئین و سرو کنید.

 

منبع: برترین ها

 

 

 

و باز هم درد...

سلام.

تازه اومدم سیستم.

از دیشب تا حالا نبودم.

سرم به شدت درد می کنه.

البته پیشونی م، الان هم سمت چپ.

شاید باید چشمام رو ببندم و برق اتاق رو خاموش کنم.

نمیدونم.

دلم میخواد انیمه نگاه کنم یا بروم سیمز بازی کنم.

ولی با این درد، شاید باید سیستم رو خاموش کنم.

هنوز نیم ساعت هم نشده که سیستم رو روشن کردم.

هی روزگار...

هر چی سن بالاتر میره، درد و مرض های بیشتری سراغ آدم میاد.

واسه یه آدمی مثل من که در جوانی هیچی رعایت نکرده، این دردها شدیدتر و بدتر هست.




خوددرگیری


خوددرگیری


See the source image

من هنوز یه خورده خوددرگیری دارم. اون هم شدید.

از یه ور میگم بی خیال فکر کردن در مورد سیستم جدید (یا لپتاپ جدید).

از یه ور میگم اگه نتونم امسال بگیرم، معلوم نیست بتونم در آینده هم بگیرم.


حالا اینا همه ش فکر و خیاله. چون از نظر مالی، در حال حاضر نمی تونم بگیرم.

تا آخر سال هم صبر کنم خانواده کمک کنه، اون موقع هم معلوم نیست که قیمت ها چی جوری شده باشه.


کرونای کوفتی هم هست که نمیگذاره بروم بازار.

فعلا نمیدونم با خودم چند چند هستم.


حتی هنوز نتونستم قاطعانه تصمیم بگیرم لپتاپ یا سیستم! 


اوه اوه اوه


اوه اوه اوه


نگفته بودم؟

بگذار حالا بگم. هفته یی که گذشت (یادم نیست چندشنبه بود)، درب سرویس رو باز کردم.

پرده زدم کنار.

اومدم دمپایی پام کنم، یه هو یه چی سیاه مثل جت از جلوم رد شد!

بعد از این که از شوک بیرون اومدم، دیدم یه سوسک سالم و قبراق و سرحال و زبر و زرنگ، همچین با شاخک های دو متری داره واسه خودش جولان میده.

من هم جیغ جیغ کردم و اومدم بیرون.

خانواده هم با شونصد بار دمپایی زدن روی سرش، نابودش کردن! 

ووواااایییییییییییی

از اون روز، اول همه ی دیوارها رو چک می کنم بعد میروم داخل.


اینا به کنار، من چرا اینقدر ترسو شدم؟ یعنی حتی نمی تونم با دمپایی یه سوسک رو بکشم؟

ایششششش


See the source image




یک انیمه ی عالی نگاه کردم

See the source image

یک انیمه ی عالی نگاه کردم

یه انیمه ی فوق العاده دیدم. خیلی خوشم اومد.
نام انیمه: Youkai Apartment no Yuuga na Nichijou
ژانر: Slice of Life, Supernatural, Comedy, School Life
سال انتشار: تابستان 2017
+ زیرنویس فارسی دارد
+ ناول و مانگا (نسخه انگلیسی) دارد

یه کله دیدم. هیچ کاری نکردم. فقط این انیمه رو تمام کردم.
الان چشمام باز نمیشه. گردنم درد می کنه و. ..
ولی این انیمه رو دیدم...

خلاصه داستان
پسری 16 ساله به نام “یوشی اینابا” که به تازگی پدر و مادر خود را از دست داده است به خانه جدیدی نقل مکان می کند. اما طولی نمی کشد که اینابا متوجه می شود آن خانه پر از موجوداتی ماوراطبیعه و غیرعادی است. موجوداتی مانند ارواح، یوکای و مونونوکه. و حال باید زندگی خود را در کنار آن موجودات سر کند.

* در مورد روح و یوکای و  اشباح و ... کسایی که قدرت دیدن اینا رو دارن.

See the source image

داستان کلی:
نقش اول ما قراره بره دبیرستان، قراره خوابگاه بمونه. از شانس خوابگاه آتش میگیره. شش ماه باید یه جا دیگه زندگی کنه. پول نداره. اتفاقی یه خونه میره که پولش میرسه اجاره کنه.
اونجا خونه ی ارواح، اشباح ، یوکای، جنگیرها و ... 
خودش هم از همه جا بی خبر که قدرت روحی زیاد داره.

اااااااااااااااااااااااااااا
مانگا هم داره. ولی سورس انیمه رو نوشته بود ناول. (منبع)

میشه از اینجا دانلود کرد انیمه رو: سایت // سایت // سایت // سایت

گشتم نسخه ی ژاپنی و انگلیسی مانگا رو پیدا کردم.
ولی حجم برای دانلود ندارم.
البته فقط نسخه انگلیسی میخوام.

ناول هم هنوز پیدا نکردم. 

خیلی خیلی از این انیمه راضی بودم. برای همین دنبال مانگا و ناول هستم.
تازه اگه بتونم دوباره دور تکرار نگاه خواهم کرد در همین چند روز.
البته نه همه ی قسمت ها رو. ولی بعضی ها رو دوباره نگاه می کنم.

از اون موقع که تمام شد این انیمه، حتی شب موقع خواب هم به داستانش فکر می کنم.
یوهاهاها

Akame ga Kill! EP15 - OST

 

Akame ga Kill! EP15 - OST

 

تیتراژ پایانی انیمه ی Akame ga Kill! - قسمت 15

 

هیچ گذشته ایی ندارم که بتونم بهش دلخوش باشم

از وقتی که خاطراتم رو رها کردم

تمام مدت به خودم گفتم

که دیگه هیچی برای از دست دادن ندارم

ماه در تاریکی به آرامی حرکت می کند

حتی در تاریک ترین شب هم می درخشد

من قدرت این نور رو با خودم به آینده می برم

به خاطر اینکه نمی خواهم ببازم

رویای نامیرای من

و عشق درون من

من رو زنده نگه میدارن

حالا دیگه حتی درد هم من رو به

سمت اهدافم پیش می بره

احساسات من رو سرزنده می کنن

به سمت سرزمین وعده داده شده می برن

 

ترجمه: دنیای انیمه

 

 

 

رُزی از دریا – رومانو باتالیا

 

رُزی از دریا – رومانو باتالیا

 

نام کتاب: رُزی از دریا

نام اصلی کتاب: Una Rosa dal Mare

نویسنده: رومانو باتالیا || Romano Battaglia

مترجم: محبوبه خدایی

ناشر: انتشارات هدف نوین

نوبت چاپ: چاپ اول – 1391

تعداد صفحات: 105 صفحه

+ اطلاعات بیشتر: لینک

 

پشت جلد

سیلویا، بانویی تنها، رُبرتو را ملاقات می کند. عشقی متولد می شود، اما ...

این داستان واقعی از عشقی درهم شکسته عظیم و بسیار لطیف است.

شاهدی که به ما می فهماند عشق واقعی چیست و ما را متقاعد می کند تا به توانایی دوست داشتن مان، بازتابیم.

 

 

سیرک مرگبار - لمونی اسنیکت

 

 

سیرک مرگبار - لمونی اسنیکت

 

نام کتاب: سیرک مرگبار

نام اصلی کتاب: The Carnivorous Carnival

کتاب نهم از مجموعه ی: ماجراهای بچه های بدشانس

نویسنده: لمونی اسنیکت || Lemony Snicket

مترجم: رضا دهقان

ناشر: نشر ماهی

نوبت چاپ: چاپ چهارم - 1387

تعداد صفحات: 212 صفحه

+ خرید اینترنتی کتاب // اطلاعات بیشتر

 

 

 پشت جلد

خواننده ی عزیز،

دیدن کلمه ی «مرگبار» روی جلد این کتاب کافی است تا به شما بفهماند هیچ دلیلی برای خواندن این کتاب وجود ندارد.

کتابی که هر یک از اتفاقاتش به تنهایی می تواند شما را تا سر حد مرگ، وحشت زده کند، طوری که حتی نتوانید هویجی را که در دست دارید گاز بزنید.

برای این که به این حال دچار نشوید بهترین کاری که می توانم برایتان بکنم این است که درباره ی مطالب این کتاب هیچ حرفی نزنم.

به خصوص درباره ی نقشه ای مرموز، یک مرد گوژپشت، جماعتی قانون شکن، یک الوار، و بچه گرگی به نام چابو.

برای خودم متأسفم که تمام وقتم به تحقیق و ثبت وقایع زندگی غم انگیز و یأس آور بودلرهای یتیم می گذرد، و به شما توصیه می کنم وقتتان را با کارهای مطبوع تری بگذرانید.

مثل خوردن هویجی که در دست دارید.

 

با نهایت تأسف

لمونی اسنیکت

 

 

کارت گرافیک



کارت گرافیک

راستش میشه گفت سیمز تنها بازی سنگینی هست که انجام میدم.
البته یه موضوعی هم پیش میاد، اگه گرافیک و سیستم قوی بود، آیا بازی دیگه یی هم تست می کردم؟
الان هیچ بازی روی سیستم من نصب و اجرا نمیشه.
همین سیمز هم تا اون پک جادوگرها اجرا شد. بقیه ش رو جوابگو نبود.
مشکل خاصی ندارم با این موضوع.
فقط واقعا خودم نمیدونم اگه سیستم قوی بود، فقط سیمز بازی می کردم یا بازی دیگه یی هم در نظر میگرفتم.
اون موقع ها که ویندوز ایکس.پی بود، بازی های اون موقع، نمیگم بازی نمی کردم.
خیلی بازی بود، ولی همه شون رو بازی کردم و حذف کردم.
عملا فقط سیمز / سیمز 2 / سیمز 3 / سیمز 4 بوده که یک سره روی سیستم داشتم و بازی کردم.
آخی آخی.

سیمز


سیمز


بعد از چند روز امروز دوباره سیمز بازی کردم. از اون سری که توی وبلاگ درموردش می نوشتم، سه سری New Game زدم و قبلی ها رو حذف کرده بودم.


صاف نشستن

صاف نشستن

کاش میشد یه چی بگیرم که مجبور بشم صاف بنشینم.
کلا خمیده شدم.
حتی موقعی که دارم مانیتور رو نگاه می کنم، به جلو خم میشم.
یه بار یه جا خوندم (یا شنیدم)، اگه 21 روز تمام (سه هفته) به حالت درست بنشینی، بدنت هم حالیش میشه و به حالت طبیعی بر میگرده.

در مورد خواب هم صدق می کنه. اگه سه هفته یه تایم خاصی بخوابی و بیدار بشی، بدنت عادت می کنه.
ولی انگاری در من صدق نمی کنه. چون یادمه موقع مدرسه یا سرکار رفتن که تایم خواب و بیداری کلا ثابت بوده، روی من اثری نداشته.

گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب

 

 

گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب

 

گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب

یا در آید ز در آن شمع شب افروز امشب

 

گر بمیرم بجز از شمع کسی نیست که او

بر من خسته بگرید ز سر سوز امشب

 

مرغ شب خوان که دم از پرده ی عشاق زند

گو نوا از من شب خیز بیاموز امشب

 

چون شدم کشته پیکان خدنگ غم عشق

بر دلم چند زنی ناوک دلدوز امشب

 

همچو زنگی بچه ی خال تو گردم مقبل

گر شوم بر لب یاقوت تو پیروز امشب

 

هر که در شب رخ چون ماه تو بیند گوید

روز عید است مگر یا شب نوروز امشب

 

بی لب لعل و رخت خادم خلوتگه انس

گو صراحی منه و شمع میفروز امشب

 

تا که آموختت از کوی وفا برگشتن

خیز و باز آی علی رغم بدآموز امشب

 

بنشان شمع جگر سوخته را گرچه کسی

منشیناد به روز من بد روز امشب

 

اگر آن عهد شکن با تو نسازد خواجو

خون دل می خور و جان میده و میسوز امشب

 

تا مگر صبح تو سر بر زند از مطلع مهر

دیده بر چرخ چو مسمار فرو دوز امشب

 

- خواجوی کرمانی -

 

که باور می کند؟

 

که باور می کند؟

 

که باور می کند در باغ ما داغ ِ صنوبر را

که باور می کند افتادن سرو ِ تناور را

که باور می کند آسایش ِ موج ِ خروشان را

که باور می کند آرامش طوفان و تندر را

در این شب ها که دیو از باختر صد آتش افروزد

که باور می کند خاموشی ِ خورشید خاور را

کجا رود روان در بستر خود خفته می ماند

کجا کوه گران در خاک پنهان می کند سر را

کجا شیر ژیان اندر کُنام آرام می گیرد

که دیده در نیام آرامش شمشیر ِ حیدر را

عقاب آسمان پرواز ِ اقلیم ِ سر افرازی

کجا بر خاک ِ درد آلود ِ غم ، می گسترد پر را

چراغ بامداد افروز ِ آفاق ِ سحر خیزی

کجا وا می گذارد شام شوم تیره اختر را

کنون کز ابر ِ لطفش نم نم باران نمی بارد

که بر ما می فشاند هر زمان دامان گوهر را

پس از آن باغبان پیر در باغ و بهار ما

که می رویاند از دل های ما گل های باور را

صدای عشق در این گنبد دوار می ماند

کسی نشنیده زین فریاد فریادی رسا تر را

وطن بر شاخسار سدره گر دارد امام ما

خدا از ما مگیرد سایه ی طوبای رهبر را

تسلای دل ما در غروب آفتاب او

طلوع آفتابی دیگر آمد روز دیگر را

 

- غلام علی حداد عادل -