* آهنگ پایانی انیمهی Ghost in the Shell: Stand Alone Complex 2nd GIG *
رنجی بیگناه
سکوت مرگبار درختان
ریشههایی درهمپیچیده در عمق خاک
رخنهی نجواها
در سایههایی که به پا میخیزند
در آه و ناله
کاینات هیهات میگویند
سکوت در فریاد است، در فریاد
درهای باز و شیشههای خالی
کریسمس در جنگل خاموش
لرزش بیانتهای دستها
درک کهکشان درونم
سرشار از سیاره و ستاره...
گوش سپردن به یکیک آنان
که آوای آشنای سکوت را سر میدهند...
هرگز این چنین زیبایی را به چشم ندیده بودم
مگر میشود
نه ترسی در کار است و نه تردیدی
بیدار شو
صدایی به گوشم میرسد
صدایی که مرا فرا میخواند
درون را میبینم
و نوری که مرا تا همیشه در بر گرفته
حقیقت محض، هر آنچه نیاز دارم
تا آن را به واقعیت بدل کنم، درون من است...
زیبایی درون کالبد
صدایی به گوشم میرسد
صدایی که مرا فرا میخواند
درون را میبینم
و نوری که مرا تا همیشه در بر گرفته
حقیقت محض، هر آنچه نیاز دارم
تا آن را به واقعیت بدل کنم، درون من است...
درست همینجا درون کالبدم
* آهنگ پایانی انیمهی Ghost in the Shell: Stand Alone Complex 2nd GIG *
رنجی بیگناه
سکوت مرگبار درختان
ریشههایی درهمپیچیده در عمق خاک
رخنهی نجواها
در سایههایی که به پا میخیزند
در آه و ناله
کاینات هیهات میگویند
سکوت در فریاد است، در فریاد
درهای باز و شیشههای خالی
کریسمس در جنگل خاموش
لرزش بیانتهای دستها
درک کهکشان درونم
سرشار از سیاره و ستاره...
گوش سپردن به یکیک آنان
که آوای آشنای سکوت را سر میدهند...
هرگز این چنین زیبایی را به چشم ندیده بودم
مگر میشود
نه ترسی در کار است و نه تردیدی
بیدار شو
صدایی به گوشم میرسد
صدایی که مرا فرا میخواند
درون را میبینم
و نوری که مرا تا همیشه در بر گرفته
حقیقت محض، هر آنچه نیاز دارم
تا آن را به واقعیت بدل کنم، درون من است...
زیبایی درون کالبد
صدایی به گوشم میرسد
صدایی که مرا فرا میخواند
درون را میبینم
و نوری که مرا تا همیشه در بر گرفته
حقیقت محض، هر آنچه نیاز دارم
تا آن را به واقعیت بدل کنم، درون من است...
درست همینجا درون کالبدم
اشرافی بدنام (5)
مری تحت تاثیر رنگهای تیره، اثایه سنگین و قدیمی و عکسهای اجداد آین که همگی عبوس و سخت گیر به نظر می رسیدند، قرارا گرفته بود. خانم مورگان آنها را به طرف سالن راهنمایی کرد و آنگاه از یک سری پله عریض و تاریک بالا رفتند. سپس به راهرویی که با فرش پوشیده شده بود، رسیدند و به طرف چپ پیچیدند.
لحظه ای بعد زن خانه دار جلوی اتاقی که دری تیره و منبت کاری شده داشت ایستاد
- این اتاق شماست، بانوی من.
سپس در اتاق را باز کرد و عقب ایستاد تا آنها وارد شوند. اول مری وارد اتاق شد. اتاقی کاملا روشن با تخت خوابی مرتب. با شگفتی به وسایلی که در اتاق بود نگاهی انداخت. اینجا هم مانند سایر قسمتهای خانه اثاثیه سنگین بودند اما اکثر آنها دارای رنگی سفید با حاشیه های طلایی بودند. روتختی آبی روشنی با گلهای برجسته ابریشمی به روی تخت انداخته بودند و کاغذ دیواری هایی نیز به همان رنگ با طرح پیچک های طلایی دیوارها را پوشانده بود قالیچه کف اتاق آبی و کرم و صندلی ها هم کرم بود. پرده ها ابی و عاجی رنگ بود و به وسیله منگوله هایی طلایی عقب زده شده بودند. این اتاق بسیار با سلیقه تزیین شده بود و تفاوت فاحشی که بین آن و سایر قسمتهای خانه به چشم می خورد مری را شگفت زده کرد.
به نظر می رسید آین فهمید مری تعجب کرده چون گفت:
- زیباست مگر نه؟
* آهنگ شروع انیمهی Ghost in the Shell: Stand Alone Complex 2nd GIG *
من یک سربازم و این بدان معناست
که هم پاسدارم و هم دادرس
در هر دو سوی آتش، ایستادهام
پنهان در پیچ و خمها
فراتر از مرگ و زندگی
در تکاپوی ستیز با سایههای دروغ
مهم نیست تار و پود فریب را چقدر سخت در هم تنیده باشند
راستی، همواره به روزهایمان نور خواهد پاشید
اشکهایت را برای آن روز نگه دار
روزی که رنجها را پشت سر مینهیم
به پا خیز و با من بیا
ما سربازیم، یا میایستیم و یا میمیریم
ترسهایت را کنار بگذار، سر جای خود بایست
ترسها را برای روز رستاخیز نگه دار
سبکبال و رها، مرا دنبال کن
زمان از خود گذشتگی فرا رسیده
یا به اوج میرسیم و یا در خاک میغلطیم
اشرافی بدنام (4)
سایه خاکستری و دراز کالسکه به روی جاده، پرچین ها و درختانی که از کنارشان می گذشتند نمایان بود. بالاخره کنار در ورودی یک مسافرخانه نسبتا خوب توقف کردند. آین خیلی مودبانه به مری کمک کرد تا از کالسکه پیاده شود. هنگامی که دست مری را گرفت به نرمی فشرد. تمام اندام مری آشکارا لرزد و با چشمانی پر از شک و تردید به او نگاه کرد.
برای لحظه ای نگاهشان در هم آمیخت و آین احساس کرد تمام بدنش منقبض شد. خدایا مری چقدر زیبا بود. با آن پوست شیری رنگ بی عیب و ایراد و اجزای ظریف صورتش درست مانند مجسمه ای چینی می نمود که زنده شده باشد.
خیلی با دقت احساساتش را در برابر زیبایی او کنترل کرد. به دلایلی احساس می کرد هرگونه ابراز تمایل و احساسات از طرف او مری را بیشتر اشفته می کند. با لبخند اطمینان بخشی گفت:
- مطمئنم که این مسافرخانه راحت است.
مری به سرعت نگاهش را از او برگرفت و گفت:
- شک ندارم که حق با توست... آین... عزیزم.
تردیدش در تلفظ اسم او از دید آین پنهان نماند. با این حال احساس می کرد که تمام کارهای مری دلچسب و خوشایند است. نامش که هیچ وقت راجع به آن اصلا فکر نکرده بود چقدر نرم و شیرین در میان لبهای مری ادا شد.
بعد از اطمینانش از اینکه مسافرخانه اتاق غذاخوری اختصاصی دارد به مسافرخانه دار که چاپلوسانه در خدمت گزاری ایستاده بود اعلام نمود که در آنجا می مانند. آن مرد سرش را به علامت مثبت تکان داد و گفت:
- ببخشید عالیجناب اما در این صورت هزینه اش بیشتر می شود البته قابل شما را ندارد جناب لرد.
این شانه هایش را بالا انداخت و یک سکه طلا از جیبش درآورد و گفت:
- ترتیب همه چیز را بدهید.
** آهنگ شروع انیمهی Tactics **
اگر درست گوش دهی، باید بتوانی
صدای ضعیفی که تو را فرا میخواند، بشنوی
آه، در اعماق این جنگل پهناور
کسی برای آمدنِ شب، زاری میکند
بیا پایمان را فراتر از این نقاب گذاریم
تا دنیای مخفی را نجات دهیم
چشم هایت را ببند و پرواز کن
به سمت دنیایی که قابل رویت نیست
باستانی
جاویدان
دنیای مخفی
دنیای مخفی
اشرافی بدنام (3)
فصل سوم
وقتی آین در را پشت سرش بست، مری تازه به یاد آورد که چطور نجات یافت. عقل بر او نهیب زد که دیگر نباید به این مرد فکر کند. باید سعی می کرد روی پای خودش بایستد. با اتکا به این مرد هیچ چیز عاید او نمی شد. رابطه بین آنها فقط برایش دردسر و بدبختی می آورد.
با این وجود حرفهای آین مبتنی بر آخرین شانس و فرصت او برای دیدن ویکتوریا مدام در ذهنش تکرار می شد. اصلا راجع به این موضوع که ویکتوریا در نبود او چه احساسی خواهد داشت، فکر نکرده بود. او که بیشتر وقتش را صرف کمک به فقرا و نیازمندان دهکده می کرد، حالا چطور می توانست عزیزترین دوستش را فراموش کند؟ او نمی توانست احساسات دیگران را نادیده بگیرد.
آیا نباید این هفته های آخر اقامتش در کاراسیل را عاقلانه سپری کند؟ اصلا منطقی نبود که به خاطر رفتار مشکوک قبلی آین سین کلر به برایروود نرود. در این ملاقات اخیر آین اصلا سعی در غافلگیری او نکرد. او مردی بود که آداب و رسوم اجتماعی را رعایت می کرد. ولی افکار به آنها جنبه نامناسبی داد.
آیا درست بود که اجازه دهد این کشش و تمایل غیرمنطقی نسبت به آین سین کلر او را از دیدن دوستانش بازدارد؟ مری نتوانسته بود ترس از بلندی را در وجودش از بین ببرد. آیا می توانست بر تمایلش نسبت به این مرد غلبه کند؟
آهنگ شروع فیلم انیمهیی Zoku Owarimonogatari
تا حالا دیدیش؟
اون طرف ماه رو؟
ادامه رویایی که دیروز فراموشش کردی
احتمالات من
احتمالات تو
ادامه رویایی که دیروز فراموشش کردی
اون طرف ماه رو
تا حالا دیدیش؟
احتمالات تو
احتمالات من
اشرافی بدنام (2)
هنگامی که از سرسرا می گذشتند دوباره این غرق در زیبایی برایروود شد. علی رغم بزرگی و شکوهش آدم در اینجا احساس راحتی و نشاط می کرد. در تمام اتاقها باز بود و آین به وضوح می توانست ببیند که پرده ها را کنار زده بودند تا نور افتاب داخل بتابد. ادغام رنگهای کمرنگ و پررنگ باعث می شد هر اتاقی حالت خوشامدگویی مطبوعی داشته باشد.
با مقایسه دوباره آنجا با سین کلر هال غم و اندوه این بیشتر شد. خانه اجدادی او با آن اتاقهای تاریک و پنجره های همیشه بسته محلی مناسب برای ارواح سرگردان بود. البته در آن خانه روح وجود داشت. نه تنها روح مادرش که در هنگام تولد آین از دنیا رفت، بلکه روح برادرش مالکوم.
فکر برادرش باعث شد قلبش از فقدان او به درد اید. او مالکوم را آنچنان از روی خلوص نیت دوست داشت که گویی قهرمانی را پرستش می کرد. حتی زمانی که فهمید محبت پدرش نسبت به او هرگز به پای عشقی که به پسر بزرگش داشت نمی رسید، احساسات او نسبت به مالکوم اصلا تغییری نکرد. او پسری باهوش، مسئولیت پذیر و با نشاط بود. حتی این هم قادر نبود چیزی را از او دریغ کند. مالکوم خورشیدی بود که همه به دورش می چرخیدند. به این علت بود که پدرش هیچ وقت قادر به بخشیدن آین نبود، چون که فکر می کرد آین باعث مرگ مالکوم شده بود، ولی در حقیقت او اصلا مسئول مرگ برادرش نبود.
این سعی کرد که این افکار وحشتناک را از خودش دور کند اما با وجود گذشت سالیان دراز بعد از آن ماجرا هنوز هم این واقعه برایش دردناک بود. هیچ چیز، نه شراب، نه زن و نه مسابقات اسب سواری، هیچ چیز باعث نمی شد که این واقعه را مگر برای چند ساعت کوتاه فراموش کند. آرزویش این بود که تغییری در زندگی اش به وجود آورد. فکر می کرد ویکتوریا برای شروع یک زندگی جدید کمکش می کند ولی آنطور نشد.
ویکتوریا او را به اتاق نشیمن راهنمایی کرد و هر دو به روی کاناپه سبز کمرنگی نشستند. آین فورا به طرف او برگشت. احتیاج داشت به چیزی ماورای افکار دردناکش تمرکز کند.
- به نظر می رسد که جد سرش با اداره املاک حسابی شلوغ شده.
ویکتوریا یکی از دستانش را به روی برآمدگی شکمش گذاشت. شادی و غرور در لحن صدایش و در چشمان خاکستری درخشانش کاملا آشکار بود.
- اره ریا، اصلا از وظایفی که به خاطر ازدواج با من بر عهده اش قرار گرفته، احساس نارضایتی نمی کنه.
راستش فکر می کنم، در کارش حسابی موفق شده است و من بیشتر از آنکه بتوانم بگویم از این امر خوشحال هستم. حداقلش این است که علاقه ی او به این کار به من فرصت می دهد که مادر بچه ام باشم.
آین با حسرت به حرفهای ویکتوریا درباره خوشحالی جدیدیا از مسئولیت جدیدش گوش می داد. او نیز به پذیرفتن مسئولیت اداره املاک سین کلر متمایل بود. ولی پدرش ذره ای علاقه به این کار نشان نمی دادو تنها انتظارش از این داشتن یک وارث بود. آخرین باری که با پدرش رو به رو شد، پیرمرد دوباره ازدواج او با دختر عمه اش باربارا را پیش کشید. آین نه تمایلی به این ارزوی پدر داشت و نه ذره ای علاقه به باربارا. تازه اگر هم می خواست روزی ازدواج کند قطعا باربارا را انتخاب نمی کرد. نمی توانست اجازه دهد پدرش برای زندگی او تصمیم بگیرد. تا زمانی که ارل مالکوم سین کلر قدرت داشت می توانست آین را از اداره املاک محروم کند ولی هیچ موقع نمی توانست کنترل زندگی خصوصی او را به دست بگیرد
آین نتوانست اشفتگی صدایش را پنهان کند و گفت:
- ویکتوریا، من مطمئنم بیشتر از آنکه تو فکر می کنی او را راضی و خوشحال می کند. همسرت از وظایفش راضی و خوشحال است. او کارها را بر طبق نظر تو انجام می دهد و سعی در بهبود وضعیت زندگی مستاجرین دارد. این چیزها به اندازه ی کافی هر مرد شریفی را خوشحال و راضی نگه می دارد.
ویکتوریا دستش را به روی بازوی این گذاشت و گفت:
- شاید یک روز پدرت اجازه دهد تو نیز حق و حقوق خود را به عنوان وارث سین کلر هال به دست آوری. می دانم مشتاقانه خواهانش هستی.
** آهنگ شروع انیمهی Mo Dao Zu Shi **
طوفانی از رفتن ها در گذشته
مغرورانه به فلک چشم میدوزم
با لطافت فلوت را وقارانه نوازش میکنم
در مقر ابر
در کنار لبخند امپراطور
حکم فرمایی بر سرزمینی زود گذر است
این بود رویای بیهودۀ یک روح تنها
هم به دنبال خرما هستم و هم خدا
جنجالی به راه می اندازم
تک و تنها در برابر همه قد علم میکنم
من هنوز
احساس وجودی ام را رها نکرده ام
زندگی ای همچون مرفهی بی درد
خیر و شر هر دو خیالی واهی اند
اما زخمهایی که روی قلبم نقش بسته اند محو نخواهند شد
در این زندگی
دنیایی عاری از هرگونه درد و رنجی رویایی بیش نیست
گرچه من از خواستههای دنیوی دوری میکنم
مسیرمان متفاوت است ولی دوستی مان همچنان پا برجاست
حتی با این جوانمردی
افسوس که همه چیز بی ارزش واقع شد
خیر و شر همچو سیاهی و سپیدی اند
اما مرز بین عشق و نفرت همچنان نامشخص است
آشناییمان همچو یک خواب است
اشرافی بدنام (1)
اشرافی بدنام - کاترین آرچر
نام کتاب: اشرافی بدنام
نویسنده: کاترین آرچر
مترجم: نرگس عبداحد
تایپ: ایران دخت
خلاصه داستان
مری دختری زیبا و ساده ی کشیش منطقه بعد از مرگ پدرش بین ماندن و رفتن مستاصل مانده تا اینکه با پیشنهاد دوست صمیمیش ویکتوریا برای زندگی در منزل آنها مواجهه میشه درحالیکه هنوز دو دل و مردد است بطور اتفاقی با لرد آین سین کلر نجیب زاده بدنام و تنها وارث خانواده روبرو میشه و سرنوشت این دو را در مسیری همسو با هم قرار میدهد درحالیکه هردو مغرور از بیان احساسات و زخم خورده هستند، زندگی مشترک خود را بی عشق آغاز می کنند ولی در ابتدای ورود به قصر لرد، مری با سردی رفتار اعضای قصر روبرو می شود و با پی بردن به راز پدر و پسر و دلیل انتخاب او بعنوان عروس خانواده دچار سرخوردگی می گردد ولی در عین حال با کنارگیری از لرد، او بیشتر از پیش دلباخته ی مری میشود تا اینکه…
فصل اول
وزش باد آنقدر شدید بود که موهای مری فالتون از بالای سرش باز شد و صورت رنگ پریده اش را پوشاند. اما او حتی به خودش آنقدر زحمت نداد که آنها را از روی چشمانش کنار بزند. فقط سعی کرد تا کلاه حصیری اش را محکم نگه دارد، گویی ان کلاه ساده حصیری می توانست از طغیان بدبختی هایش جلوگیری کند و مانع نابودی کامل او شود. مری آنقدر غرق در افکارش بود که اصلا متوجه نشد روبان آبی و بلند کلاه باز شده و آزادانه با وزش باد از این سو به ظان سو می رود.تا آنجا که ممکن بود پایش را هم روی آن بگذارد.
حتی متوجه گلهای وحشی صورتی رنگ، سوسن های سفید و تک و توک ارکیده هایی که در میان علفهای کوتاه دشت شکوفه کرده بودند هم نشد.مری نه زیبایی گلها می دید و نه خورشید را - که گهگاهی از میان ابرهای خاکستری مه گرفته زیر چشمی به پایین نگاه می انداخت - و نه چیز دیگری را. هیچ چیز نمی توانست تنهایی و خلا قلبش را از بین ببرد.
با اینکه دو هفته از خاکسپاری پدرش می گذشت اندوه و درد او هنوز کوچکترین تسکینی نیافته بود. مری این اواخر می دانست که بالاخره یک روز این همه درد تمام می شود. حتی احساس می کرد که پدرش تا حدودی راحت هم خواهد شد و به آرامش خواهد رسید. ولی با وجود این باز هم از دست دادن او ضایعه ی بزرگی برایش به حساب می آمدو آنقدر که روح و جسمش را در هم شکست.
مری پنج ساله بود که مادرش را از دست داد و از آن موقع با پدرش زندگی کرد. با اینکه رابرت فالتون خیلی حواس پرت و فراموشکار بود ولی این به آن معنا نبود که از تنها فرزندش غفلت کند. او که کشیش آن ناحیه هم به شمار می رفت با صرف زمان زیادی، علوم مختلف را به مری آموزش داد. ولی حقیقت امر این بود که کشیش به مسائل روزمره اصلا اهمیتی نمی داد. مسایلی مانند خورد و خوراک و پوشاک. حتی وقتی مری کوچکتر بود و به زمین می خورد کشیش اغلب فراموش می کرد او را بغل بگیرد و نوازش کند. طفلک مری باید خودش گرد و خاک زانوهایش را می تکاند یا خدمتکارهایی را - که برای انجام کارهای خانه می آمدند - خودش راهنمایی می کرد و هر وقت هم لازم می شد به کمکشان می رفت.
رابرت فالتون تمام وقتش را صرف علم و دانش کرده بود و در این مسیر مری با تمام وجود، پدرش را پشتیبانی می کرد. او از هوش و ذکاوت مری به خود می بالید و با شادمانی درباره ی هر موضوعی که فکر می کرد دخترش به آن علاقه دارد توضیح می داد. مری دانا، روشن فکر و صبور که فقط برای معلمی ساخته شده بود.
طرز تهیهی چیزکیک ساده
حتما نیازی نیست که برای درست کردن یک غذای عالی اسرار آشپزی را بدانید و در آن مهارت بسیار زیادی داشته باشید. به عنوان مثال می توانید این چیزکیک را بدون داشتن مهارت خاصی در خانه درست کنید و خانواده را با آن خوشحال کنید. تنها کاری که لازم است انجام دهید دنبال کردن دستور زیر است. این کیک می تواند بسیار خوشمزه تر از کیک هایی باشد که در کافه ها سرو می شود.
مواد لازم برای چیزکیک ساده
بیسکویت ۳۵۰ گرم
کره ۱۲۰ گرم
پودر کاکائو ۱/۳ پیمانه
پنیر خامه ای ۲۵۰ گرم
شکر ۱/۳ پیمانه
پودر وانیل ۲ قاشق چایخوری
خامه ترش ۱ پیمانه
خامه زده شده ۲۵۰ گرم
پودر شکر ۱ قاشق چایخوری
مربای آلبالو ۶۰۰ گرم
طرز تهیه چیزکیک ساده
بیسکویت ها را در مخلوط کن یا غذاساز آسیاب کنید. کره را آب کنید. ۳ قاشق چای خوری پودر کاکائو و کره را با بیسکویت مخلوط کنید و خوب هم بزنید.مواد را کف ظرف کیک بریزید و به مدت ۲۰ دقیقه داخل یخچال قرار دهید.
داخل یک ظرف بزرگ پنیر خامه ای و شکر را هم بزنید تا نرم و یکدست شود. سپس وانیل و خامه ترش را به آن اضافه کنید و در نهایت خامه زده شده را اضافه کنید.
نصف مواد را داخل ظرف کیک بریزید و خوب پخش کنید. بقیه مواد را با پودر شکر و باقیمانده پودر کاکائو مخلوط کرده و هم بزنید. سپس آن را روی لایه قبلی بریزید و به مدت حداقل ۵ ساعت در یخچال نگهدارید.
اکنون چیز کیک آماده را برش دهید و هر برش را با مربای آلبالو تزئین کنید. می توانید با خاه زده شده اطراف کیک را تزئین کنید.
منبع: بیتوته
طرز تهیهی کوکی شکلاتی
مواد لازم:
کره بدون نمک ۱ و۳.۴ پبمانه
شکر دانه ریز ۳.۴ پیمانه
شکر قهوه ای ۱.۴ پیمانه
تخم مرغ ۲ عدد
آرد چند منظوره ۲.۵ پیمانه
پودر کاکائو ۲ ق غ
بکینگ پودر ۱.۲ ق چ
وانیل مقداری
شکلات چیپسی ۱.۳ پیمانه
نمک ۱.۸ ق چ
روش تهیه:
کره و شکرها را مخلوط کرده تا سفید رنگ شود سپس وانیل و تخم مرغ ها ریخته و دوباره کمی هم میزنیم. پودر کاکائو را اضافه کرده کمی هم میزنیم، مخلوط ارد و بکینگ پودر و نمک را ریخته و سپس شکلات چیپسی را اضافه میکنیم. وقتی خمیر آماده شد گلوله های کوچکی با اسکوپ برداشته و در سینی فر روی کاغذ نسوز قرار میدهیم، سپس به یخچال منتقل کرده و سپس درون فر پیش گرمایش با دمای ۱۷۰ درجه سانتی گراد به مدت ۸ تا ۱۰ دقیقه در طبقه وسط فر میپزیم.
به جای شکلات چیپسی از انواع مغز و خشکبار چیپس خرما یا ترافل رنگی میتوان استفاده کرد.
منبع: به خانه بر میگردیم
Late Night Restaurant
نام سریال: Late Night Restaurant
نام سریال: رستوران نیمه شب
نام سریال: شام نصفه شب
نام سریال: 심야식당
نام سریال: 深夜食堂
نام سریال: Midnight Diner
ژانر: Mystery, Cooking, Slice of Life
تاریخ پخش: تابستان 2015
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 20 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 30 دقیقه
کشور سازنده: کرهی جنوبی
زبان سریال: کرهای
شبکه: SBS
کارگردان: Hwang In Roe
نویسنده: Choi Dae Woong, Hong Yoon Hee
بازیگران: Kim Seung Woo، Nam Tae Hyun، Choi Jae Sung و ...
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
یک رستوران شبانه که از نیمه شب تا ۷ صبح بازه. صاحب و سرآشپز این رستوران هر چی که مشتری ازش درخواست کنه درست میکنه.
http://www.koreandrama.org/wp-content/uploads/2015/06/Late-Night-Restaurant-05.jpg
توضیحات (منبع)
This drama is based on the Japanese manga series “しんやしょくどう / Shinya Shokudō” by “あべ やろう / Yarō Abe” which was first published from 2006-October by “しょうがくかん / Shogakukan” in Japanese Seinen Manga Magazine “Big Comic Original”. This manga also adapted into Japanese television drama with same title which already broadcast it’s 1st season on 2009-Oct, 2nd season on 2011-Oct and 3rd season on 2014-Oct through “TBS–MBS“. It’s also adapted into Japanese movie which already aired on 2015-Jan-31. (Source)
There is a restaurant that only opens from midnight until 7 a.m. everyday and has no set menu. Instead, the mysterious Master (Kim Seung Woo), who is the proprietor and chef, asks his diners what they want and whips up meals made especially for them. Can the food, and he healing powers of Master, help solve his diners’ problems in unexpected ways?
https://i.mydramalist.com/X2LwOc.jpg?v=1
#Korean_Drama
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی سریال، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینکهای دانلود بوده.
Graceful Friends
نام سریال: Graceful Friends
نام سریال: 우아한 친구들
نام سریال: Elegant Friends
نام سریال: دوستان برازنده
نام سریال: Uahan Chingudeul
نام سریال: Wooahan Chingoodeul
ژانر: Crime, Romance, Slice of Life, Mystery, Drama
تاریخ پخش: تابستان 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 17 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه
کشور سازنده: کرهی جنوبی
زبان سریال: کرهای
شبکه: jTBC
کارگردان: Song Hyun Wook
نویسنده: Park Hyo Yeon, Kim Kyung Sun
بازیگران: Yoo Joon Sang، Song Yoon Ah، Bae Soo Bin، Kim Sung Oh و ...
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
http://www.koreandrama.org/wp-content/uploads/2020/06/Graceful-Friends-02.jpg
خلاصه داستان (منبع)
این سریال ماجرای چند زوج را روایت میکند که ساکن شهر جدیدی شده و در آرامش، زندگی عادی خود را با لذت سپری میکنند، تا اینکه یک قتل غیرمنتظره اتفاق میافتاد و این صلح را به هم میزند و…
https://i.mydramalist.com/6zoDX_4c.jpg?v=1
داستان (منبع)
In his forties, Ahn Goong-chul is the very picture of a content middle-aged man. He has a happy family life, a tightly-knit group of friends from college and he excels at his career. But a shocking incident will have a profound impact on his life. When the local golf coach is murdered, both he and his wife Jung-hae, along with his. friends and their spouses, are all considered possible suspects. Goong-chul and his wife`s relationship becomes strained as the trust between them erodes. Moreover, this murder investigation is reminiscent of an earlier one some twenty years ago that Goong-chul and his friends were also a part of. Will long-buried secrets come to light? Sensing danger, Goong-chul only wants to protect himself and his family, but can he hold on to what is most precious to him?
#Korean_Drama
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی سریال، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینکهای دانلود بوده.
Extracurricular
نام سریال: Extracurricular
نام سریال: فوق برنامه
نام سریال: 인간수업
نام سریال: Human 101
نام سریال: Ingansooeob
نام سریال: Human Lessons
نام سریال: Human Class
ژانر: Friendship, Psychological, Crime, School Life, Drama, Mature
تاریخ پخش: بهار 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 10 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 60 دقیقه
کشور سازنده: کره جنوبی
زبان سریال: کرهای
شبکه: Netflix
کارگردان: Kim Jin Min
نویسنده: Jin Han-Sae
بازیگران: Kim Dong Hee، Jung Da Bin، Park Joo Hyun، Nam Yoon Soo
زیرنویس فا1رسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
اوه جی سو (Kim Dong-Hee) دانش آموز نمونه مدرسه ایست که برای پرداخت شهریه مدرسه خود مجبور به انجام کار خطرناکی میشود که در نهایت آن کار به یک جنایت تبدیل شده و او را گرفتار کرده و به یک جنایتکار تبدیل میشود، در همان دبیرستان، سئو مین هی (Jung Da-Bin) و بائه گیو ری (Park Joo-Hyun) دیگر دانش آموزانی هستند که پای آنها هم به این جنایت کشیده میشود و…
https://i.mydramalist.com/27Ry2c.jpg?v=1
خلاصه داستان (منبع)
Extracurricular” is centered around three high school students who start committing crimes to earn money and the unpredictable dangers they face as a result.
Kim Dong Hee will portray Ji Soo, who goes from a model student to a criminal after committing an unthinkable act. Jung Da Bin as school bully Min Hee, who gets caught up in Ji Soo’s crime. Park Joo Hyun will portray Ji Soo’s dangerous partner in crime Gyu Ri, while Nam Yoon Soo will appear as Min Hee’s boyfriend and the school’s most popular guy Ki Tae.

داستان (منبع)
This drama is about a model high school student who’s steeped in a world of serious crime finds his double life upended when a classmate takes an interest in his secret.
#Korean_Drama
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی سریال، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینکهای دانلود بوده.
اینا رو خوندم
[Novel] Scum Villain Self Saving System - Chapter 21 ~ 40
[Novel] Solo Leveling - Chapter 181 ~ 182
[Novel] Deceive - Chapter 01 ~ 06 [END]
Historys Strongest Disciple Kenichi [Manga] - Chapter 158 ~ 277
Purple Hyacinth [Manhwa] - Chapter 00 ~ 45
Eleceed [Manhwa] - Chapter 88 ~ 90
Overgeared (Team Argo) [Manhwa] - Chapter 55 ~ 56
A Returner's Magic Should Be Special [Manhwa] - Chapter 126 ~ 129
Dungeon Reset [Manhwa] - Chapter 61 ~ 63
Solo Leveling [Manhwa] - Chapter 133 ~ 134
Tomb Raider King [Manhwa] - Chapter 120 ~ 122
Second Life Ranker [Manhwa] - Chapter 69
Tokyo Ghoul: Re [Manga] - Chapter 59 ~ 62
19 Days [Manhua] - Chapter 148 ~ 165
Adolte and Adarte [OneShot]
Death Note - dj: Halloween Game [OneShot]
Overgeared [Manhwa] - Chapter01 ~ 24 [END] (نسخه اولیه)
Too Close [Manhua-ShounenAi] - Chapter 81 ~ 82
On or Off [Manhwa-Yaoi] - Chapter 44 ~ 54
Dial Again [Manhua-Yaoi] - Chapter 30 ~ 40
Walk on Water [Manhwa-Yaoi] - Chapter 61
Wagging the Tail [Manhwa-Yaoi] - Chapter 01 ~ 10
Adults Love and Sex [OneShot-Yaoi]
Attack on Titan - dj: Mischievous Ghosts [OneShot-Yaoi]
Boku no Hero Academia - dj: Cobalt Blue Tears [OneShot-Yaoi]
Boku no Hero Academia - dj: Tower of Bakukiri [OneShot-Yaoi]
Free-dj: Chrismas [OneShot-ShounenAi]
Kuroshitsuji - dj: Night and Day [OneShot-Yaoi]
Uruwashiki Shuuen [OneShot-ShounenAi]
Tiger and Bunny-dj: Akuma no Sasayak [OneShot-Yaoi]
Present wa Santa-san de Onegaishimasu [OneShot-Yaoi]
Shingeki no Kyojin - dj: Seiya No Tabemono [OneShot-Yaoi]
Kamisama ni Natta Hi
نام انیمه: Kamisama ni Natta Hi
نام انیمه: The Day I Became a God
نام انیمه: 神様になった日
ژانر: Drama, Fantasy
تاریخ پخش: پاییز 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه
منبع: Original
استودیو: P.A. Works
کارگردان: Asai Yoshiyuki
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی
+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی - پولی
+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی
+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی
+ لینک دانلود انیمه (MKV, EN Sub, ~150MB)
+ لینک دانلود انیمه (MKV, 720P, BDRip, EN Sub, ~200MB)
+ لینک دانلود انیمه (MP4, 720P, EN Sub, ~110MB)
انیمه
Kamisama ni Natta Hi
The Day I Became a God
神様になった日
Drama
Fantasy
P.A. Works
Asai Yoshiyuki
اینا رو دیدم
Shijou Saikyou no Deshi Kenichi - Martial Art - EP16 ~ 50 [END]
Shijou Saikyou no Deshi Kenichi - OVA - Martial Art - EP01 ~ 11 [END]
Detective Conan - Police - EP0972 ~ 0990
[Korean Drama] Saimdang Light’s Diary - Historical - EP18 ~ 26

Come and Hug Me
نام سریال: Come and Hug Me
نام سریال: بیا و بغلم کن
نام سریال: 過來抱抱我
نام سریال: Come Here and Give Me A Hug
نام سریال: 이리와 안아줘
ژانر: Thriller, Crime, Drama, Mystery, Romance, Melodrama
تاریخ پخش: بهار 2018
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 32 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 35 دقیقه
شبکه: MBC
کشور سازنده: کرهی جنوبی
زبان سریال: کرهای
کارگردان: Choi Joon-Bae
نویسنده: Lee A-Ram
بازیگران: Jang Ki Yong، Jin Ki Joo، Heo Joon Ho
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
این سریال نشان دهنده عشق میان یک زن و مرد است که از سن نوجوانی زندگی آنها به دلیل یک قتل درهم آمیخته میشود. علیرغم سرنوشت وحشتناک، آنها تلاش میکنند که زندگی شادی داشته باشند و زخمهای خود را بهبود ببخشند.
داستان (منبع)
This drama is about a man and a woman who are emotionally scarred due to a murder case that took place in their past has their fates intertwined. Together, they try to overcome the inevitable challenges that life throws at them.
خلاصه داستان (منبع)
This is the story of a tragic love that spans 12 years. When they were children, Yoon Na Moo and Gil Nak Won were each others first love. They are forced to break apart when Na Moo's father Yoon Hee Jae, a psychopath serial killer, murders Nak Won's parents. 9 years later Yoon Na Moo is known as Chae Do Jin, a passionate and kind rookie detective wishing to atone for his father's sins. And Gil Nak Won is now Han Jae Yi, an aspiring actress following in the footsteps of her mother. She suffers from a panic disorder but still has a good outlook on life. However, the sadness of their past comes to light again and their short-lived encounter is over before it began. Another three years on, Jae Yi has become a popular actress and Do Jin is now an experienced detective. When their fate becomes connected once more, will their love prove to be stronger than their past?
جوایز (منبع)
2019 55th Baeksang Arts Awards: Best New Actor – Jang Ki Yong (Come and Hug Me)
2018 MBC Drama Awards – Actor of the Year (Selected by Directors): Heo Jun Ho (Come and Hug Me)
2018 MBC Drama Awards – Best Child Acting Awards: Ryu Han Bi (Come and Hug Me)
2018 MBC Drama Awards – Best New Actor: Kim Kyung Nam (Come and Hug Me)
2018 MBC Drama Awards – Golden Acting Actor: Heo Jun Ho (Come and Hug Me)
2018 MBC Drama Awards – Excellence Actor (Wed-Thurs Drama): Jang Ki Yong (Come and Hug Me)
2018 2nd The Seoul Awards: Special Acting Award – Heo Joon Ho (Come and Hug Me)
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی سریال، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینکهای دانلود بوده.