هم قفس (16)
_ﺗﻮ زﯾﺎد ﺑﻪ ﺧﻮدت زﺣﻤﺖ ﻧﺪه ﻣﺎدر، درس ﻫﺎت واﺟﺐ ﺗﺮه، ﻣﻦ ﺧﻮدم وﻗﺘﯽ اوﻣﺪم ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ رو روﺑﺮاه ﻣﯽ ﮐﻨﻢ.
_ﺑﺎﺷﻪ، ﻓﻌﻼ ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ.
_ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ.
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻣﻮ رﻓﺘﻢ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﻮی اﻧﺒﺎری. ﺗﺎ آﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﭼﻨﺪ روز ﺑﺎﻗﯽ ﻣﻮﻧﺪه ﺑﻮد، ﻣﯽ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺗﺎ اوﻣﺪن ﻣﺎﻣﺎن اﯾﻨﺎ ﺧﺮﺗﻮ ﭘﺮت ﻫﺎی اﻧﺒﺎری رو ﺟﻤﻊ وﺟﻮر ﮐﻨﻢ. دو، ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻃﻮل ﮐﺸﯿﺪ، وﻗﺘﯽ اوﻣﺪم ﺑﺎﻻﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﮐﺎرﺗﻮن ﺧﺎﻟﯽ رو ﺗﺎ ﮐﺮدم و ﺑﺎﺧﻮدم آوردم. از آﺳﺎﻧﺴﻮرﮐﻪ ﭘﯿﺎده ﺷﺪم دوﺑﺎره آﻗﺎی ﻣﻨﺼﻮری رو دﯾﺪم.
_ﺳﻼم ﻫﯿﻮا ﺧﺎﻧﻮم، ﮐﻤﮏ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﯾﺪ؟
_ﺳﻼم، ﻧﺨﯿﺮ، ﻣﺎدر ﺧﻮﺑﻦ؟
_ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ، ﺷﻨﯿﺪم دارﯾﻦ از اﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ رﯾﻦ؟!
_ﺑﻠﻪ دﯾﮕﻪ، ﮐﻢ ﮐﻢ رﻓﻊ زﺣﻤﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ. ﭼﻨﺪ روز دﯾﮕﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﻬﻤﻮﻧﺘﻮن ﻧﯿﺴﺘﻢ.
_ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ، ﮐﺠﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﯿﻦ؟ آدرس ﺑﺪﯾﻦ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﺮﺳﯿﻢ.
ﻧﮕﺎه ﺗﻨﺪی ﺑﻬﺶ ﮐﺮدم و ﺟﺪی ﺷﺪم. اﺻﻼ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﺪاﺷﺖ. دوﺑﺎر ﮐﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪی ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ و ﻣﯽ ﺧﻮاﺳﺖ ﺳﻮال ﻫﺎﯾﯽ ﺑﭙﺮﺳﻪ ﮐﻪ اﺻﻼ ﺑﻬﺶ رﺑﻄﯽ ﻧﺪاره. وﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻦ و دﯾﺪ ﮔﻔﺖ:
_ﻣﻌﺬرت ﻣﯽ ﺧﻮام ﻣﺜﻞ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﻮال ﺑﯽ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﺮدم.
ﺳﻮار آﺳﺎﻧﺴﻮر ﺷﺪ و رﻓﺖ. اوﻣﺪم ﺧﻮﻧﻪ و ﮐﺎرﺗﻮن ﻫﺎ رو ﺑﺎ ﭼﺴﺐ روﺑﺮاه ﮐﺮدم. ﺳﺎﻋﺖ ﻫﻔﺖ، ﻫﺸﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮای ﺻﺪﻣﯿﻦ ﺑﺎر ﺑﻪ ﺗﺮﯾﺎ ﮐﻠﺒﻪ ﺑﺮم. ﺻﺎﺣﺐ اوﻧﺠﺎ اﺧﻼق ﺧﺎﺻﯽ داﺷﺖ. اﺻﻼ ﺟﻮاﺑﻢ رو درﺳﺖ ﻧﻤﯽ داد، ﻫﻤﻪ اش ﻣﯽ ﺧﻮاﺳﺖ دﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﺮم ﮐﻨﻪ. ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮدش زﺣﻤﺖ ﻧﻤﯽ داد ﮐﻪ ﯾﻪ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻪ ﺷﺎﯾﺪ اﻓﺸﯿﻦ رو ﺑﺸﻨﺎﺳﻪ.
Ai Yori Aoshi
نام انیمه: Ai Yori Aoshi
نام انیمه: Bluer Than Indigo
نام انیمه: 藍より青し
ژانر: Harem, Slice of Life, Comedy, Drama, Romance
تاریخ پخش: بهار 2002
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 24 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Manga
کارگردان: Shimoda Masami
استودیو: J.C.Staff
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)
کائورو هانابیشی پسری که تنها تو توکیو زندگی می کنه، یه روز تو ایستگاه قطار دختری خوشگل می بینه که لباس ژاپنی قدیمی پوشیده و از او آدرس محلی رو می پرسه که تو همسایه گی خونه ی کائورو هستش ولی وقتی به اونجا می رسن چیزی به جز خرابه پیدا نمیکنن، کائورو اونو به خونهش دعوت می کنه و وقتی ازش آدرس بیشتری می خواد دختره بهش یه عکس نشون میده که توش دوتا بچه کوچولو هستن، کائورو فوراً خودشو می شناسه و اون یکی بچه آئویی ساکورابا دوست دوران کودکیشه که قرار بود با هم ازدواج کنن این دختر خوشگل همون آئویی بود که این همه راهو اومده بود تا با کائورو ازدواج کنه و ...
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
هم قفس (15)
_ﺳﺘﺎره ﮐﻮ؟
_ﺗﻮی ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ، ﺣﺎﻟﺶ اﺻﻼ ﺧﻮب ﻧﯿﺴﺖ، از ﺻﺒﺢ ﻓﺸﺎرش اﻓﺘﺎده ﭘﺎﯾﻦ. ﻣﻦ ﻣﯽ رم ﺑﻬﺶ ﯾﻪ ﺳﺮ ﺑﺰﻧﻢ و ﺑﺮﮔﺮدم.
ﻣﺠﺒﻮر ﺷﺪم دروغ ﺑﮕﻢ، ﭼﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ؟ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ زﻧﻢ ﺑﻪ راﺑﻄﻪ ﻣﻦ و ﺷﻤﺎ ﺷﮏ داره؟ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺗﻮی ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ ﻣﯽﮔﻪ اﻻ و ﺑﻼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﯾﻢ ﺷﻤﺎل؟ ﭼﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ؟ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﺮم ﺳﺮاغ ﺳﺘﺎره، ﯾﻪ ﮐﻤﯽ ﺗﻮی ﺳﺎﻟﻦ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻗﺪم زدم و ﺑﻌﺪش رﻓﺘﻢ ﺳﯿﮕﺎر ﮐﺸﯿﺪم، وﻗﺘﯽ رﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ دﯾﺪم ﻣﻬﺮداد اوﻣﺪه. داﺷﺖ ﻣﯽ اوﻣﺪ ﺗﻮی ﺑﯿﻤﺎرﺳﺘﺎن.
_ﭼﯽ ﺷﺪه اﻓﺸﯿﻦ؟ ﻣﺮد؟
_ﻧﻪ، ﻫﻨﻮز ﺗﻮی اﺗﺎق ﻋﻤﻠﻪ،ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﯾﻪ ﮐﺎری ﺑﺮان ﺑﮑﻨﯽ؟
_ﺣﺘﻤﺎ، ﭼﯽ ﮐﺎر ﮐﻨﻢ؟
_ﺳﺘﺎره رو ﺑﺒﺮ ﺷﻤﺎل، وﻗﺘﯽ داﺷﺘﯿﻢ ﻣﯽ اوﻣﺪﯾﻢ دﻧﺒﺎل ﺗﻮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﺟﺎی دو،ﺳﻪ روز دﯾﮕﻪ ﻫﻤﯿﻦ اﻣﺮوز ﺑﺮﯾﻢ و ﭘﯿﺶ ﺣﺎج آﻗﺎ ﻣﺤﺴﻨﯽ ﻋﻘﺪ ﮐﻨﯿﻢ، ﻣﯽ دوﻧﯽ دﻓﺘﺮش ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
_ﻧﻪ.
_ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺶ؟
_آﺧﻪ ﺗﻮی اﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻂ؟
_ﭼﯽ ﮐﺎر ﮐﻨﻢ ﻣﻬﺮداد؟ اﮔﻪ ﺑﺪوﻧﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ اﺗﻔﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮای روﯾﺎ اﻓﺘﺎده و رﻓﺘﻨﻤﻮن رو ﮐﻨﺴﻞ ﺷﺪه ﭼﻪ اﺧﻤﯽ ﮐﺮده، ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ. ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ اﮔﻪ ﻧﺒﺮﻣﺶ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﺗﺮ ﺑﺸﻪ.
_اﻓﺸﯿﻦ ﻣﻦ اﺻﻼ ﻗﺼﺪ دﺧﺎﻟﺖ ﻧﺪارم وﻟﯽ ﺗﻮ زﯾﺎدی داری ﺑﻪ ﺣﺮف ﻫﺎش ﮔﻮش ﻣﯿﺪی، ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺗﺎ ﻓﺮدا، ﭘﺲ ﻓﺮدا ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻪ؟
_ﻧﻤﯽ دوﻧﻢ وا...
ﺑﺎ ﻣﻬﺮداد رﻓﺘﯿﻢ ﺳﻤﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ، ﺳﺘﺎره ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪی و اﺧﻤﻮﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮد. ﮔﻔﺘﻢ:
_ﺳﺘﺎره ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﯾﮑﯽ، دو روز دﯾﮕﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯽ؟ ﺷﺮاﯾﻂ اون ﺑﭽﻪ ﺧﯿﻠﯽ وﺧﯿﻤﻪ.
ﺑﺪون اﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎه ﮐﻨﻪ ﻣﺤﮑﻢ ﮔﻔﺖ:
_ﻫﻤﯿﻦ اﻣﺮوز.
بخواب دنیا - مهدی جهانی
●♪♫●♪♫●♪♫دست من نیست اگه انقد دلم هواتو داره●♪♫
اگه نمی تونه؛ تنهات بذاره●♪♫
تو که خوب می دونی نداره چاره●♪♫
دستِ من نیست اگه بارون میاد، یادت میُفتم●♪♫
به کسی از تو من چیزی نگفتم●♪♫
اگه دستات بیاد باز میشه مشتم●♪♫
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری نداره●♪♫●♪♫●♪♫
+ لینک دانلود آهنگ با کیفت 128
+ لینک دانلود آهنگ با کیفیت 320
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/1022/96168.jpg
آهنگ پایانی فیلم انیمهیی Zoku Owarimonogatari
اگه قرار بود دنیا فردا تموم بشه
امشب شام چی می خوردیم؟
خیلی زیاد به این چیزا فکر کردیم
و بعدش بهشون خندیدیم، درسته؟
احساس کردم انگار یه خاطره درخشان و ارزشمند درست کنارمه
همینجاست ولی نمیتونم بهش دست بزنم
انگار تو آینه گیر افتاده
فراموش نمیکنم، هیچ وقت فراموش نمیکنم
مهم نیست چطور همدیگه رو دیدیم یا از هم جدا شدیم
با گرمای همدیگه رو پشتمون دور میشیم
فقط بهترینا رو برات می خوام
هر کجا که باشیم، آسمون بالای سرمون
آبیِ، خالصِ خالصه
Ozmafia!!
نام انیمه: Ozmafia!!
نام انیمه: オズマフィア
ژانر: Harem, Historical, Romance, Fantasy, Shoujo
تاریخ پخش: تابستان 2016
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 5 دقیقه
کارگردان: Hirasawa Hisayoshi
استودیو: Creators in Pack
منبع: Visual novel
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
داستان (منبع: دنیای انیمه)
یکی از بیماری های دردناکی که در این دنیا وجود داره فراموشیه که کم کم باعث تخریب زندگی شخص و اطرافیانش میشه. داستان این انیمه هم حول دختری به اسم فوکاست که از بیماری فراموشی رنج می بره و حتی اسم خودش رو به یاد نمیاره. فوکا در حالی که در شهری ناشناس پرسه می زنه متوجه می شه فردی ناشناس تعقیبش می کنه و در حالی که از ترس در حال فراره توسط عضوی از یکی از خانواده های مافیایی با نام اوز نجات پیدا می کنه. سوالی که اینجا مطرحه اینه که در این شهر، که دوستی و مبارزه دو روی یک سکه هستن، فوکا از چه کسی کمک می گیره؟ و چرا خاطراتش رو از دست داده؟ تا انیجا با داستان اصلی Ozmafia همراه بودیم اما ماجرای اصلی فرق می کنه. چون این انیمه قراره به صورت اورجینال از بازی اقتباس بشه این داستان به یه داستان مدرسه ای تبدیل می شه. اسکارلت به محض انتقال به آکادمی اوز به دردسر می افته و 3 پسری که در زمان لازم به کمک اون می رن Caramia ، Kyrie و Axel هستن.
خلاصه انیمه (منبع)
فوکا دختری بدون کوچکترین حافظه ای از گذشته و. پرتاب شده به جهانی ناشناخته هست. چندی از حضورش در این دنیای ناشناخته نگذشته بود که مردی با موهای نقره ای و یک شمشیر به سمتش اومد و فوکا برای نجات زندگیش شروع به فرار کرد اما نمی توانست زیاد دور شود و همین که تا مرگ چند قدمی بیشتر فاصله نداشت دستی برای کمک به سمتش دراز شد …
توضیحات من
هاااااااااا
یه انیمهی کوتاه و مدرسهیی! انگاری از روی یه بازی درست شده!
راستش فکر میکردم مافیا و اکشن و اینا باشه.
ولی کاراکترهای کاوایی زیاد داشت :D
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
طرز تهیه شیرینی قهوه
زمان پخت : 40 دقیقه
مواد لازم :
کره 90 گرم
وانیل 1/4 قاشق چایخوری
پودر قند 55 گرم
زرده تخم مرغ 2 عدد
پودر قهوه فوری 1/5 قاشق مرباخوری
آب داغ 1 قاشق مرباخوری
آرد سفید 235 گرم
طرز تهیه :
پودر قهوه را با آب داغ مخلوط کرده و می گذاریم تا کمی سرد شود. کره ، پودر قند و وانیل را با هم مخلوط و با همزن برقی به مدت ۵ دقیقه می زنیم ، زرده تخم مرغ را دانه دانه به مواد اضافه و با همزن می زنیم (وقتی اولی جذب مواد شد دومین زرده را اضافه می کنیم) قهوه سرد شده را به مخلوط می افزاییم.
آرد الک شده را کم کم اضافه و با دست هم می زنیم تا خمیری بدست بیاید (دو قاشق از آرد را کنار گذاشته و در زمان ورز دادن به خورد خمیر می دهیم) سطح صافی را آردپاشی کرده و روی آن خمیر را ورز می دهیم تا نرم شود.
سپس بین دو کیسه نایلون خمیر را با وردنه به ضخامت ۳ میلی متر پهن می کنیم و با کاتر گرد شیرینی ها را برش زده و در سینی فر چرب شده می چینیم و در فر با حرارت ۱۷۵ درجه سانتیگراد به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه قرار می دهیم. وقتی زیر شیرینی قهوه کمی طلایی شد ، شیرینی را از فر خارج کرده و بعد از خنک شدن از سینی جدا می کنیم و به ظرف مورد نظر منتقل می نماییم.
نکته: برای راحتی کار می توان داخل سینی فر را کاغذ روغنی انداخته و شیرینی ها روی آن قرار بدهیم.
هم قفس (14)
ﺗﻮی ﺗﻌﻄﯿﻼت ﺗﺮم ﻣﻦ و ﺳﺘﺎره ﺑﺎ روﯾﺎﺟﻮن و آﻗﺎی ﺣﮑﻤﺖ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﺮاز واﺻﻔﻬﺎن رﻓﺘﯿﻢ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮش ﮔﺬﺷﺖ. ﺗﻤﺎم ﺧﺴﺘﮕﯽ اﻣﺘﺤﺎن ﻫﺎ از ﺗﻨﻢ دراوﻣﺪ. ﻣﻦ و ﺳﺘﺎره روز ﺑﻪ روز ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻫﻢ واﺑﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ. ﻃﺎﻗﺖ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ دوری از ﻫﻢ دﯾﮕﻪ رو ﻧﺪاﺷﺘﯿﻢ. ﻫﻤﻪ ﯾﻪ ﺟﻮری ﺑﻪ راﺑﻄﻪ ﻣﻮن ﻧﮕﺎه ﻣﯽ ﮐﺮدن، ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﺎ دﯾﺪه ﺗﺤﺴﯿﻦ، ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﺎ دﯾﺪه ﺣﺴﺮت، ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺮد روی زﻣﯿﻦ ﺑﻮدم، ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﺘﺎره ﺑﻬﻢ ﻣﯽ ﮐﺮد ﻣﺴﺘﻢ ﮐﺮده ﺑﻮد. ﻣﺜﻞ دوﺗﺎ ﭘﺮﻧﺪه ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﻮدﯾﻢ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ وﺟﻮد ﻫﻢ زﻧﺪه ان. ﺳﺘﺎره ﺣﺎﻟﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪه ﺑﻮد. ﺣﺴﺎﺳﯿﺘﺶ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﻤﺘﺮ ﺷﺪه ﺑﻮد و ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽ داد. اﻋﺘﻤﺎدش روز ﺑﻪ روز ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ و ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮب ﭘﯿﺶ ﻣﯽ رﻓﺖ ﺗﺎ اﯾﻦ ﮐﻪ اون اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎد.
ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ دو ﻣﺎه ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل ﺳﻮم داﻧﺸﮕﺎه ﻣﻮﻧﺪه ﺑﻮد، اون روز ﻣﻦ وﺳﺘﺎره از ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻏﺮوب ﮐﻼس داﺷﺘﯿﻢ. ﺑﻌﺪاز ﻇﻬﺮ ﮐﻪ ﺳﺘﺎره رو ﺟﻠﻮی ﺧﻮﻧﻪ ﺷﻮن ﭘﯿﺎده ﮐﺮدم و ﺧﻮدم رﻓﺘﻢ ﺧﻮﻧﻪ، ﻫﻨﻮز ﻧﺮﺳﯿﺪه ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺳﺘﺎره ﺑﺎﻫﺎم ﺗﻤﺎس ﮔﺮﻓﺖ، زﺑﻮﻧﺶ ﺑﻨﺪ اوﻣﺪه ﺑﻮد، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﺴﺖ درﺳﺖ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻪ.
_اﻟﻮ؟...اﻟﻮ؟....
_اﻓﺸﯿﻦ، ﺑﯿﺎ، ﺑﯿﺎ.
_ﺳﺘﺎره؟ ﺗﻮﯾﯽ؟ ﭼﯽ ﺷﺪه؟ ﭼﺮا ﻫﺮاﺳﻮﻧﯽ؟
_ﭘﺪرﺟﻮن... ﻧﻔﺲ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻪ، زود ﺑﯿﺎ.
_ﺧﻮدت رو ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻦ، زﻧﮓ ﺑﺰن اورژاﻧﺲ، ﻣﻦ ﺧﻮدﻣﻮ ﻣﯽ رﺳﻮﻧﻢ. ﻣﺜﻞ ﺑﺮق ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ. آﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﻫﻨﻮز ﻧﯿﻮﻣﺪه ﺑﻮد، ﺳﺘﺎره اوﻣﺪه ﺑﻮد ﺗﻮی ﮐﻮﭼﻪ و ﺑﯽ اﻣﺎن ﻓﺮﯾﺎد ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ. در ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎز ﺑﻮد، دوﯾﺪم ﺑﺎﻻ، ﯾﮑﯽ، دو ﺗﺎ از ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺟﻤﻊ ﺷﺪه ﺑﻮدن ﺑﺎﻻی ﺳﺮآﻗﺎی ﺣﮑﻤﺖ. ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻫﻢ ﺳﺮﯾﻊ ﮔﺬاﺷﺘﯿﻤﺶ ﺗﻮی ﻣﺎﺷﯿﻦ، دوﺗﺎ از ﻣﺮدﻫﺎ ﻫﻢ ﺳﻮار ﺷﺪﻧﺪ، ﺳﺘﺎره اون ﻗﺪر ﺟﯿﻎ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺟﯿﺢ دادم ﺑﺎ ﺧﻮدم ﻧﺒﺮﻣﺶ. از ﺧﺎﻧﻮم ﻫﺎ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮐﻪ ﺗﻮی ﮐﻮﭼﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﻣﻮاﻇﺒﺶ ﺑﺎﺷﻦ، آﻗﺎی ﺣﮑﻤﺖ ﻓﻮت ﮐﺮده ﺑﻮد.

https://cdn.myanimelist.net/images/anime/7/10888.jpg
متن آهنگ پایان انیمهی Last Exile
شبانگاه سریع نزدیک میشود
تو خیلی نزدیک، هر چند بسیار دور هستی
چه چیز آرزوی توست؟
چه چیز برای تو مهم است؟
این کلماتی که پشت آهم در گلویم مانده است
برای مردمی که زندگیشان را برای
زیبایی گنگ به خطر می اندازند
اگر روزی قصد مسافرت کردن در این آسمان را داشتی
من بال های تو خواهم شد
من قول میدهم که یک روز برای تو
بالهایی شوم که هیچگاه نشکنند
حتی در برابر شدیدترین بادها
ReLIFE
نام انیمه: ReLIFE
نام انیمه: Re LIFE
نام انیمه: リライフ
ژانر: Slice of Life, Romance, School Life
تاریخ پخش: تابستان 2016
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 13 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Web manga
کارگردان: Kosaka Satoru
استودیو: TMS Entertainment
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
توضیحات و نظر شخصی منتقد (منبع: دنیای انیمه)
کاشکی بیشتر تلاش میکردم تا شغل بهتری پیدا کنم، کاشکی برای اون امتحان بیشتر درس میخوندم، کاشکی به اون رفیقم این حرف رو نمیزدم و ... از این ای کاشها ما هممون توی زندگیهامون داشتیم و مطمئنم که حتما سر یکی دو مورد بوده که دوست داشتین گذشته رو عوض کنین. اما متاسفانه امکان این کار وجود نداره و به همین دلیل ممکنه که یک افسوس دائمی همراه شما در سرتاسر زندگیتون باشه. آیا حاضر هستین که اگه یه بار دیگه بهتون فرصت داده بشه، در پی جبران اشتباهاتتون بربیاین؟ جواب این سوال شخصی به شخص دیگه فرق میکنه و بنده هم اصلا قصد ندارم که برم توی بحر مکاشفت این موضوع و ادامهی این بحث رو به خودتون میسپرم. حالا برای فراهم اومدن اون فرصت چند تا راه هست، یکیشون سفر در زمانه که اکثر ما با دیدن انیمهی زیبایی در این زمینه باهاش آشنایی کافی داریم و فارغ از هر گونه مشکلی که ممکنه انیمه پیدا کنه، بالاخره اون انیمه که با محوریت این موضوع ساخته شده، محبوب خواهد بود. به خصوص این که چند فصلی هست که ما داریم انیمههایی با این محتوا مشاهده میکنیم و به حق کارای خوبی بودن. آیا ReLife هم به این دسته از انیمهها میپیونده؟... نه! پس چطور این فرصت ریستارت همه چیز فراهم میشه؟ بذارین با مثال قضیه رو ملموس کنم. (فکر کنم همین مثال، تنها مصداق موجود باشه) شروع داستان عنوان بلند Detective Conan چگونه هست؟ در قسمت اول، کودو شینیچی نابغه رو میبینیم که یک معمای سخت رو حل میکنه اما در ادامهی قسمت درگیر ماجرای مردانی سیاهپوش میشه با تزریق مادهای به شینیچی، اونو از یک پسر 16-17 ساله به یک پسربچهی 7-8 ساله تبدیل میکنه. آب میره بدنش! و تادام! دقیقا ما توی Relife شاهد همچین موضوعی هستیم.
داستان (منبع: دنیای انیمه)
داستان دربارهی مردی 27 سالهی بیکاری به نام Kaizaki Arata است که وی در تمام مصاحبههای شغلیاش بعد از خروج از شرکت قبلیش، شکست میخورد. زندگی وی وقتی مردی به نام Yoake Ryou از موسسهی تحقیقاتی ReLIFE به وی پیشنهاد قرصی میدهد که ظاهر او را به یک پسر 17 ساله و سوژهی یک آزمایش در مدت یک سال تبدیل میکند، دچار تغییر میشود.
https://image.noelshack.com/fichiers/2018/27/4/1530761843-1530761302-relife-cover.jpg
خلاصه انیمه (منبع)
این داستان زندگی kaizaki Arata مرد ۲۷ ساله بیکاریه که از آخرین شرکتی که درخواست کار او را رد کردند بیرون میره، و با ملاقات با yoake Ryou از موسسه تحقیقاتی ReLIFE زندگیش برای همیشه تغییر می کنه چطور؟ مصرف دارویی بهش پیشنهاد میشه که با خوردن اون تبدیل به یک پسر ۱۷ ساله میشه و قراره به مدت یک سال تحت نظر موسسه تحقیقاتی این کار رو انجام بده. حالا اون زندگی تازه خودش رو با رفتن به دبیرستان شروع می کنه.
توضیحات من
وووووووووواااااااااااااایییییییییییییییییی
چه انیمهی جذابی!
کلی حرف میشه در موردش زد.
باید دید حسش میاد که در موردش توضیحات بدم یا نه.
ولی داشتم فکر میکردم، اگه مثل این آراتا، یک سال وقت داشتم که به گذشته برگردم.
چی کار میکردم؟ خیلی باید بهش فکر کنم.
البته الانش هم میدونم باید چی کار کنم. ولی اگه به گذشته بر میگشتم...
یه انیمه بسیار جذاب دیدم، ولی رو مود تعریف کردن نیستم.
خیلی باحال بوددددد!
همممم
هااااااااااااااا، نه صبر کن! یه نموره با افکار خودم قاطی شد.
(سر قضیه سفر به گذشته و این حرفها)
این انیمه سفر در زمان نیست! به گذشته بر نمیگرده.
توی اون آزمایش که شرکت کنه، یه قرصی میخوره، ظاهرش رو به یه بچه دبیرستانی تغییر میده.
فقط ظاهر. برای همین یک سال وقت داره سال آخر دبیرستان باشه.
ولی از نظر زمانی فرقی نداره.
اگه آراتا 27 سالش است، همون 27 ساله وارد مدرسه میشه.
فقط ظاهرش برای یک سال، یه بچه مدرسهیی میمونه.
وقتی بهش فکر میکنی، هیچ تغییری در آیندهت ایجاد نمیکنه این کار.
البته از نظر روحی-روانی، خیلی به آراتا کمک میکنه تا ثبات پیدا کنه.
ولی سفر در زمان نیست، نمیتونه گذشته رو تغییر میده.
ولی در عوض میتونه، آیندهی همکلاسیهای جدیدش (که همهشون کوچیک تر هستن) رو تغییر بده.
میتونه بهشون راهنماییهایی بکنه که تا وقتی بزرگ نشن، متوجه نمیشن.
میدونی، خیلی میشه در مورد این انیمه حرف زد.
بسیار راضی بودم ازش.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
طرز تهیه کیک خرمالو
مواد لازم برای کیک خرمالو :
خرمالوی پوست گرفته و پوره شده 1 لیوان
آرد 3 لیوان
شیر 1 لیوان
شکر 1 لیوان
روغن 1 لیوان
تخم مرغ 4 عدد
بکینگ پودر 1 قاشق غذاخوری
گردوی خرد شده نصف لیوان
طرز تهیه کیک خرمالو :
اول از همه شکر و تخم مرغ و وانیل را حدود ۵ دقیقه با همزن می زنیم تا کرم رنگ و کشدار شود. بعد روغن و شیر را اضافه می کنیم دوباره حدود یک دقیقه هم می زنیم سپس پوره خرمالو را هم اضافه می کنیم آرد و بکینگ پودر را ۳ بار الک کرده کم کم به مواد اضافه می کنیم و با لیسک به هم می زنیم. نصف لیوان گردو خرد شده را اضافه و به حالت دورانی هم می زنیم و سپس مواد کیک را داخل قالبی که از قبل چرب کردیم می ریزیم و داخل فر با دمای ۱۷۰ درجه حدودا ۵۰ دقیقه می گذاریم تا بپزد.
هم قفس (13)
_ﺑﻪ ﺧﺪا ﭘﺪر ﻣﻦ ﺧﻮب ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻤﺶ، ﻫﻤﻪ ﻓﮑﺮام رو ﮐﺮدم. ﻣﻦ ﺑﺎ دﮐﺘﺮش ﮐﺎﻣﻞ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮدم، ﺳﺘﺎره ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﯾﻪ ﻣﺪت آراﻣﺶ اﺣﺘﯿﺎج داره، ﻣﺸﮑﻠﺶ اﺻﻼ ﻋﻤﯿﻖ ﻧﯿﺴﺖ. وﻗﺘﯽ ﻧﺎﻣﺰدش وﻟﺶ ﮐﺮد از ﻧﻈﺮ روﺣﯽ ﺑﻬﻢ رﯾﺨﺖ ﯾﻪ ﻣﺪت وﻗﺖ ﻻزم داره ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺸﻪ. ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ.
ﭘﺪر دوﺑﺎره ﺳﮑﻮت ﮐﺮد. ﺑﻌﺪاز ﭼﻨﺪ دﻗﯿﻘﻪ ﺳﺮش رو ﺗﮑﻮن دادو ﮔﻔﺖ:
_ﺑﺴﯿﺎر ﺧﺐ، ﺑﻬﺘﺮه اول ﯾﻪ ﻣﺪت ﻧﺎﻣﺰد ﺑﺎﺷﯿﺪ، اﻟﺒﺘﻪ ﻗﺒﻠﺶ ﮐﺎﻣﻼ ﻓﮑﺮات و ﺑﮑﻦ، اﮔﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺜﺒﺘﯽ رﺳﯿﺪی ﻗﺮار ﺑﺬار ﺗﺎ ﺑﺮای ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎری ﺑﺮﯾﻢ.
_ﺧﻮدﻣﻮن ﻫﻢ ﺗﺼﻤﯿﻢ داﺷﺘﯿﻢ ﯾﻪ ﻣﺪت ﻧﺎﻣﺰد ﺑﻤﻮﻧﯿﻢ، ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ازﺗﻮن ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ.
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪم و ﺻﻮرت روﯾﺎ و ﭘﺪر روﺑﻮﺳﯿﺪم. ﭘﺪرم از روﺑﻮﺳﯽ ﻣﺘﻨﻔﺮه، اون روز ﻫﻢ ﺑﺎ اﮐﺮاه ﺑﺌﻮن ﻫﯿﭻ ﺣﺮﮐﺘﯽ ﻣﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺒﻮﺳﻤﺶ، اﺧﻼق ﻫﺎی ﺧﺎﺻﯽ داره، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎل ﺑﻮدم ﮐﻪ ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﮐﺮده، ﺗﺎ اﺗﺎﻗﻢ ﭘﺮواز ﮐﺮدم و ﺑﻼ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﺎ ﺳﺘﺎره ﺗﻤﺎس ﮔﺮﻓﺘﻢ.
_اﻟﻮ؟
_ﺳﻼم اﻓﺸﯿﻦ، ﭼﯽ ﺷﺪ؟ ﭘﺪرت اوﻣﺪ؟ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮدﯾﻦ؟
_ﺳﻼم ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﻋﺰﯾﺰم، ﻗﺮار ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎری رو ﮐﯽ ﺑﺬارﯾﻢ؟
ﺳﺘﺎره ﺟﯿﻐﯽ از ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﮐﺸﯿﺪ:
_راﺿﯽ ﺷﺪ؟
_ﻣﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﮐﺴﯽ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻮ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﻨﻪ؟
_ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ اﻓﺸﯿﻦ، ﺣﺎﻻ ﮐﯽ ﻣﯿﺎﯾﺪ؟
_ﻫﺮ ﻣﻮﻗﻪ ﺷﻤﺎ اﻣﺮ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ.
_اﻣﺮوز ﭼﻨﺪ ﺷﻨﺒﻪ اس؟
_دوﺷﻨﺒﻪ.
_ﭘﻨﭻ ﺷﻨﺒﻪ ﺧﻮﺑﻪ، ﻧﻪ، ﺟﻤﻌﻪ ﺑﻌﺪاز ﻇﻬﺮ، ﻣﻦ و ﭘﺪر ﻣﻨﺘﻈﺮﯾﻢ، راﺳﺘﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﺷﯿﻦ؟
_ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﻦ و ﭘﺪر و روﯾﺎﺟﻮن، ﺷﺎﯾﺪ ﻋﻤﻪ ﻓﺨﺮی و ﻋﻤﻮ ﺟﻤﺸﯿﺪ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﻦ، ﻧﻤﯽ دوﻧﻢ، اﺻﻼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﭼﻪ ﮐﻪ ﮐﯽ ﻣﯿﺎد؟ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ دارم ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ، ﺗﻮ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ؟!
_دﯾﻮوﻧﻪ ﻣﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺷﻢ؟

متن آهنگ پایانی انیمهی Trinity Blood
میدانم همیشه این طور نمیماند
اما چه زیباست
چشم هایت، دست هایت و لبخند گرمت
اینها گنج من هستند
چه سخت است از یاد بردن آن
ای کاش راهی بود
سردرگم نباش
بازمیگردم و میگشایم
بالهای شکسته ام را ... که هنوز آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد
بالاتر و بالاتر در نور* بالهای شکسته ام*
آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد
سرتاسر آسمان، به پرواز ادامه بده
این قطرات باران نیست که از آسمان می بارد
Qualidea Code
نام انیمه: Qualidea Code
نام انیمه: クオリディア・コード
ژانر: Action, Supernatural, Magic
تاریخ پخش: تابستان 2016
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Original
استودیو: A-1 Pictures
کارگردان: Kawamura Kenichi
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
داستان (منبع: دنیای انیمه)
داستان در جهانی رخ میدهد که مردم در جنگی با "ناشناخته"، دشمن بشریت، به سر میبرند. آنها کودکانی هستند که در هنگام هجوم "ناشناخته" در غاری به خواب بردهشده و وقتی بیدار شدند، دیدند بدنهایشان دارای قدرتهای ماوراالطبیعه شده است. برای محافظت کشور در برابر حملهی "ناشناخته" از خلیج کوچک توکیو، این دختران و پسران شروع به جنگیدن در شهرهای دفاعی Tokyo، Chiba و Kanagawa میکنند.
خلاصه انیمه (منبع)
چند دهه پیش بود که یک دشمن به نام ناشناخته به زمین حمله کرد . برای نجات گروهی بچه ، بدن اونها در ماشین های مخصوصی گذاشته و منجمد شد . چند سال بعد اونها در حالی از خواب بیدار شدن که قدرت های فوق العاده ای درونشون فعال شده بود . حالا به منظور دفاع از کشور در برابر موجودات ناشناخته این پسر ها و دختر ها وارد عمل می شوند ، در این بین کاناگاوا و چیبا برای انسانیت می جنگند
https://youtu.be/TsC9FaYnBTE
توضیحات من
همممم، یه جورایی خیلی ترسناک بود.
نه هاااا، ولی خب، بهش فکر کن، دنیایی که درش زندگی میکنی، یه دروغ باشه.
که از وقتی چشم باز کردی، بهت این تصاویر رو خورونده باشن.
همین که این موجودات عجیب به زمین حمله کردن، بچهها رو دزدیدن.
بهشون یه تراشه وصل کردن. دنیاشون رو عوض کردن.
طوری این تراشه بهشون فرمان بده که هر چی میبیننن واقعی است.
دشمنی که باید نابود کنن! باید برای حفظ دنیا مبارزه کنن.
(در صورتی که نمیدونن دشمنی که دارن باهاش میجنگن، همون انسانهای واقعی هستن.)
یه صحنه شوکه کننده داشت، اون هم وقتی که اون دختره که آهنگ میخوند و قدرت بقیه رو زیاد میکرد، جلوی چشمای برادرش کُشته میشه.
وای وای وای
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
طرز تهیه شیرینی دُرایاکی از باقیمانده زِنزای
مواد لازم برای 4 نفر
لوبیای شیرین برای پر کردن داخل شیرینی
نیمی از لوبیای پخته شده (زِنزای)
شکر 50 گرم
پَنکیک به مقدار کافی
مواد لازم برای تهیه ی پَنکیک
آرد ساده 60 گرم
بیکینگ پودر 1 قاشق چایخوری (3 گرم)
نمک به اندازه ی کافی
تخم مرغ 1 عدد
شکر 2 قاشق غذاخوری (18 گرم)
عسل 1 قاشق غذاخوری
آب داغ 1 قاشق غذاخوری (15 میلی لیتر)
روغن به مقدار بسیار کم
طرز تهیه
زِنزای و شکر را در یک قابلمه ریخته و با حرارت ملایم آنقدر بپزید تا لوبیا بصورت خمیر درآید. مواظب باشید تا لوبیاهای پخته شده نسوزد.
آرد، بیکینگ پودر و نمک را با هم مخلوط کرده و آن را الک کنید. آب داغ را به عسل اضافه کرده و خوب هم بزنید و صبر کنید تا خنک شود.
تخم مرغ را در یک کاسه ریخته و شکر را به آن اضافه کنید، سپس این کاسه را بر روی آب داغ قرار دهید. تخم مرغ را حدود 3 تا 4 دقیقه خوب هم بزنید تا شیری رنگ شود.
عسلی که در مرحله 2 آماده کردید را به مرحله 3 اضافه کنید و بعد مخلوط آرد تهیه شده در مرحله 2 را نیز به آن بیافزایید تا خمیر لازم برای نان شیرینی آماده شود. ماهیتابه را داغ کنید و سطح آن را با کمی روغن چرب کنید. برای درست کردن پنکیک هایی به قطر 6 تا 7 سانتیمتر، هر بار یک قاشق غذاخوری از این مایع خمیر را در ماهیتابه بریزید. پنکیک ها را برگردانید تا طرف دیگر آن نیز سرخ شود. مواظب باشید تا ماهیتابه را زیاد حرارت ندهید چون این پنکیک ها زود میسوزند.
بگذارید تا پنکیک ها خوب خنک شوند و بعد با استفاده از دو پنکیک و قرار دادن خمیر لوبیا در میان آنها یک دُرایاکی درست کنید.
هم قفس (12)
_ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟
_ﺧﻮاب ﺑﻮدی؟
ﺳﺘﺎره ﺑﻮد، ﺧﯿﻠﯽ از دﯾﺪﻧﺶ ﺧﻮﺷﺤﺎل ﺷﺪم، ﺧﻮاب ﺑﻪ ﮐﻠﯽ از ﺳﺮم ﭘﺮﯾﺪ.
_ﻧﻪ، ﺑﯿﺪار ﺑﻮدم، ﺗﻮ ﭼﺮا ﻧﺨﻮاﺑﯿﺪی؟ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮب ﻧﯿﺴﺖ؟
_ﭼﺮا ﺧﻮﺑﻢ، ﺧﻮاﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﺮه، ﻣﯿﺎی ﺑﺮﯾﻢ روی ﺗﺮاس ﺑﺸﯿﻨﯿﻢ؟
_ﺣﺘﻤﺎ.
_ﭘﺲ ﻣﻦ ﻣﯽ رم ﭼﺎﯾﯽ درﺳﺖ ﮐﻨﻢ.
ﺳﺘﺎره رﻓﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ و ﻣﻦ ﻫﻢ رﻓﺘﻢ روی ﺗﺮاس ﻧﺸﺴﺘﻢ. ده دﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺳﺘﺎره ﺑﺎ ﯾﻪ ﺳﯿﻨﯽ ﭼﺎی اوﻣﺪ و روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﮐﻨﺎرم ﻧﺸﺴﺖ، ﯾﻪ ﻓﻨﺠﻮن ﭼﺎﯾﯽ ﮔﺬاﺷﺖ ﺟﻠﻮی ﻣﻨﻮ دوﺗﺎﯾﯽ ﻣﺤﻮ دﯾﺪن درﯾﺎ ﺷﺪﯾﻢ. ﻗﺮص ﻣﺎه ﺗﻮی آﺳﻤﻮن ﻫﻮا روروﺷﻦ ﮐﺮده ﺑﻮد، ﯾﻪ ﻗﺎﯾﻖ ﻫﻢ ﺗﻮی آب ﺑﻮد، ﺳﺎﺣﻞ درﯾﺎ ﻫﻢ رﻧﮓ ﻣﻬﺘﺎب داﺷﺖ.ﻣﻨﻈﺮه ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺑﻮد.
_اون ﻗﺎﯾﻖ ﮐﻪ ﺗﻮی آﺑﻪ ﺧﯿﻠﯽ درﯾﺎ رو ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮ ﮐﺮده، اﻓﺸﯿﻦ؟
_آره، واﻗﻌﺎ زﯾﺒﺎﺳﺖ.
_اﻓﺸﯿﻦ؟
_ﺟﺎﻧﻢ!
_ﻫﻤﻪ ﻣﻮن ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯿﻢ، اﯾﻨﺠﺎ داره ﺣﺴﺎﺑﯽ روﺣﯿﻪ ﻣﻮن رو ﻋﻮض ﻣﯽ ﮐﻨﻪ، ﺑﺮای ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺎ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﺪﯾﻮن ﺗﻮ ﺷﺪﯾﻢ.
_اﯾﻦ ﺣﺮف ﻫﺎ ﭼﯿﻪ؟ ﻣﻦ از اﯾﻨﮑﻪ ﮐﻨﺎر ﺷﻤﺎﻫﺎم ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ.
ﺳﺘﺎره ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎم ﻧﮕﺎه ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ:
_ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮای ﺑﺎ ﻣﻦ ﭼﯽ ﮐﺎر ﮐﻨﯽ؟
_ﻣﻨﻈﻮرت رو ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ.
_ﯾﻌﻨﯽ، ﭘﺎﯾﺎن ﻋﺸﻖ ﻣﺎ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺷﻪ؟
_ﻋﺸﻖ ﻣﺎ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﻧﺪاره، ﻣﺎ ﺗﺎ اﺑﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﯿﻢ، ﻫﺮ ﻣﻮﻗﻊ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﻮای ﺑﺮای اﺳﺘﺤﮑﺎم ﻋﺸﻘﻤﻮن ازدواج ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ و روز ﺑﻪ روز ﭘﯿﻮﻧﺪﻣﻮن رﯾﺸﻪ دارﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻪ، ﻧﻪ؟
_ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ازت ﯾﻪ ﺧﻮاﻫﺸﯽ ﺑﮑﻨﻢ؟
_ﺣﺘﻤﺎ، ﺷﻤﺎ اﻣﺮ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ.
_اﮔﻪ ﯾﻪ روزی ﺧﻮاﺳﺘﯿﻢ ازدواج ﮐﻨﯿﻢ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ؟ ﯾﻌﻨﯽ ﻟﺐ درﯾﺎ، ﺗﻮ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪاری؟
_ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﯾﻢ ﻟﺐ آب ازدواج ﮐﻨﯿﻢ؟
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/8/37549.jpg
آهنگ پایانی انیمهی Tactics
در این تاریکی شهر
خودم را میبینم که اسم تو را فریاد میزنم
هرچند که از هم دوریم
هرگز بر تنهایی تسلیم نمیشوم
وقتی کسی را پشت خود داریم
همهء مان تغییر میکنیم
و قویتر میشویم، قویتر، قویتر
قدرت نادیده، آورنده ی امید میشود
قدرت نادیده، همان شجاعتی است که تو به من میدهی

https://myanimelist.cdn-dena.com/images/anime/9/30701.jpg
Boogiepop wa Warawanai
نام انیمه: Boogiepop wa Warawanai
نام انیمه: Boogiepop Phantom
نام انیمه: Boogiepop Never Laughs
نام انیمه: ブギーポップは笑わない
نام انیمه: Boogiepop Doesn't Laugh
ژانر: Dementia, Drama, Horror, Mystery, Psychological, Supernatural
تاریخ پخش: زمستان 2000
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه
منبع: Light novel
کارگردان: Takashi Watanabe
استودیو: Madhouse
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع: دنیای انیمه)
پنج سال قبل زنجیره ای از قتل های فجیح شهر را شوکه کرد و حالا شایعات دوباره شروع به پخش شدن کردند. بوگیپاپ... همه در مورد بوگیپاپ می دانند: ملاقات با او در یک شب تاریک و تسخیر شدن. مردم این داستان را برای یکدیگر تعریف می کنند و می خندند، هیچ کس باور ندارد که او ممکن است در این دوره و زمان هم وجود داشته باشد. بنظر می رسد هنوز هم چیزهای عجیبی در حال اتفاق افتادن است و تاریکی شکل های زیادی به خود می گیرد. چیزی آن بیرون است. آیا در امان هستید؟
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/1327/95777l.jpg
توضیحات من
یکی از اون انیمههای عجیب!
این که بتونی برای خودت دوست خیالی ایجاد کنی.
قدرت این رو داشته باشی که در گذشته دیگران جستجو کنی.
قدرت این رو داشته باشی که روح کودکی افراد رو با خودت ببری و این جسم بزرگسال، کم کم نابود بشه.
اتفاق هایی که می افته به هم ربط داره.
شاید در ظاهر هر قسمت داستان جداگانه یی ببینی.
ولی همه ش به هم ربط داره.
قسمت های آخر متوجه میشی.
اگه رویاهات رو از دست بدی، چی برات می مونه؟
هان؟
انگاری انیمههای ترسناک قدیمی، واقعا ترسناک بودن هاااا.
مثل ترسناکهای الان نیست.
نکته: انیمه یی به همین اسم، در حال پخش است (انیمه های زمستان 2019). نمیدونم بازسازی شده این انیمه است یا این که داستان متفاوتی داره.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
طرز تهیه توپک جگر
این توپک های جگر و گوشت چرخ کرده غذایی خوشمزه و سرشار از آهن هستند که برای کسانی که کم خونی دارند بسیار مناسب است.
میزان سرو: 6 الی 8 نفر
مواد لازم برای توپک جگر :
جگر گوسفندی 300 گرم
پیاز خرد شده یک عدد
فلفل سبز خرد شده 3 عدد
فلفل قرمز خرد شده یک عدد
گوشت چرخ کرده 100 گرم
برگ ریحان خشک 2 قاشق سوپخوری
تخم مرغ یک عدد
پودر فلفل قرمز یک قاشق چایخوری
بلغور گندم پخته 2 پیمانه
نمک به مقدار لازم
فلفل سیاه به مقدار لازم
روغن برای سرخ کردن
مواد لازم رویه توپک جگر :
کره یک قاشق سوپخوری
پودر فلفل قرمز یک قاشق چایخوری
طرز تهیه توپک جگر :
جگر، پیاز و فلفل سبز و قرمز را در غذاساز یا مخلوط کن با هم به خوبی مخلوط کنید.
مواد را به ظرف مناسبی انتقال داده و گوشت چرخ کرده، برگ ریحان خشک، تخم مرغ، بلغور گندم (پخته)، پودر فلفل قرمز، نمک و فلفل سیاه را اضافه و مخلوط کنید.
مواد را به خوبی ورز دهید و سپس گلوله هایی به اندازه گردو از مواد جدا کرده و کف دست خود کمی پهن کنید. وسط آنها را با انگشت کمی فشار دهید.
توپک ها را در روغن داغ سرخ کنید تا طلایی برشته شود.
برای تهیه رویه، کره را در ظرف مناسبی روی حرارت گرم کنید و فلفل قرمز پودر شده را در آن کمی تفت دهید. این مخلوط را روی توپک ها بریزید و سرو کنید.
هم قفس (11)
_ﺑﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
_ﺑﻪ آﯾﻨﺪه.
_ﻣﺜﻞ اﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺼﻮرش ﮐﺮدی! ﭼﻮن از ﻓﮑﺮ ﮐﺮدن ﺑﻬﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪی.
اﺻﻼ ﺣﺎل و ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺣﺮف زدن ﻧﺪاﺷﺘﻢ. ﻻدن ﻧﻤﯽ ذاﺷﺖ ﺣﺘﯽ ده دﻗﯿﻘﻪ ﺗﻮی اﻓﮑﺎر ﺧﻮدم ﺑﺎﺷﻢ. ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻌﺪ ﻣﯽ ﺧﻮاﺳﺖ ﻫﻤﻪ اش ﺗﻮ ﮐﺎر ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ رم؟ﮐﯽ ﻣﯿﺎم؟ ﺑﺎ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ و ﻏﯿﺮه.
_اﻓﺸﯿﻦ ﺗﻮ ﭼﺮا از ﻣﻦ ﻓﺮار ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
_ﻣﻦ از ﮐﺴﯽ ﻓﺮار ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ، ﺗﻮ رو ﺧﺪا دﺳﺖ از ﺳﺮ ﻣﻦ ﺑﺮدار، ﺻﺪﺑﺎر ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ دوﺳﺖ ﻧﺪارم ﺑﯽ ﺧﻮدی رواﺑﻄﻤﻮن زﯾﺎد ﺑﺸﻪ، ﺗﻮ دوﺳﺖ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﻻدن، ﻣﻦ از ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮدن ﺑﺎ ﺗﻮ ﻟﺬت ﻣﯽ ﺑﺮم وﻟﯽ ﻣﻨﻮ ﺗﻮ ﻫﯿﭻ ﺻﻨﻤﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ دﯾﮕﻪ ﻧﺪارﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮون ﯾﺎ ﺗﻮ وﻗﺖ و ﺑﯽ وﻗﺖ ﺑﯿﺎی اﯾﻦ ﺟﺎ، ﻣﻨﻈﻮرم رو ﮐﻪ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟ ﻧﻤﯽ ﺧﻮام ﺑﮕﻢ از اﯾﻦ ﮐﻪ اﻣﺸﺐ اوﻣﺪم و دﯾﺪم ﺗﻮ اﯾﻦ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺎراﺣﺖ ﺷﺪم، ﺑﺎور ﮐﻦ ﻧﻪ، وﻟﯽ ﻏﯿﺮ از ﮐﻼس و درس وداﻧﺸﮕﺎه ﻣﻨﻮ ﺗﻮ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪارﯾﻢ. ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﻓﺘﺎرم ﻻدن، اﮐﺜﺮ ﻣﻮاﻗﻊ ﻣﯽ ﺧﻮام ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺎد و ﺳﺮ ﺣﺎﻟﻢ، ﻓﻘﻂ ﺗﻮی داﻧﺸﮕﺎه اﯾﻦ ﺟﻮرﯾﻢ، ﺑﻘﯿﻪ ﻣﻮاﻗﻊ دوﺳﺖ دارم ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﺗﻮی اﺗﺎﻗﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﻢ. ﯾﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮم ﺑﯿﺮون و ﻣﺜﻼ ﻗﺪم ﺑﺰﻧﻢ.
_ﻓﻘﻂ ﻣﻬﺮداد ﻣﺴﺘﺜﻨﯽ اﺳﺖ؟
_ﻣﻬﺮداد رﻓﯿﻖ ﻣﻨﻪ، ﺗﻨﻬﺎ رﻓﯿﻘﻢ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮب ﻣﻨﻮ درک ﻣﯽ ﮐﻨﻪ، ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮی زﻧﺪﮔﯿﻢ ﺣﺪاﻗﻞ ﺳﯽ درﺻﺪ ﺣﺮف ﻫﺎم رو ﺑﻬﺶ ﻣﯽ زﻧﻢ ﻣﻬﺮداده، ﺧﻮاﻫﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺣﺘﯽ ﺗﻮی ذﻫﻨﺖ ﻫﻢ ﺧﻮدت رو ﺑﺎ ﻣﻬﺮداد ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﮑﻦ.
_ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﻤﯽ دی ﺗﺎ ﺧﻮدﺷﻮ ﻧﺸﻮن ﺑﺪه. ﺷﺎﯾﺪ دور و ﺑﺮت ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﻦ ﮐﻪ درﮐﺖ ﮐﻦ وﻟﯽ ﺗﻮ اﺻﻼ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﻗﺎﻃﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﯽ.
_ﯾﻪ دوﺳﺖ ﺧﻮب ﺗﻮی زﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮ آدﻣﯽ ﮐﺎﻓﯿﻪ، ﺑﯿﺨﻮدی دور ﺧﻮدم رو ﺷﻠﻮغ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﭼﯽ؟ ﭘﯿﺪا ﮐﺮدن ﯾﻪ رﻓﯿﻖ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﻻدن، ﻧﻤﯽ ﺧﻮام ﺑﯿﺨﻮدی وﻗﺘﻢ رو ﻫﺪر ﺑﺪم.
_ﮔﻔﺘﻨﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ، وﻟﯽ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻮدی ﮐﻪ ﺧﻮدم ﺑﺮای دوﺳﺘﯽ ﺑﺎﻫﺎش ﭘﯿﺸﻘﺪم ﺷﺪم، ﻓﮑﺮش رو ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﺮدم ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﺑﺮﺳﻢ، ﻣﻦ ﯾﻪ اﺣﺴﺎس ﺧﺎﺻﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮ دارم.
_وﻟﯽ ﻣﻦ اون اﺣﺴﺎس ﺧﺎص رو ﻧﺪارم، ﺗﻮ رو ﺧﺪا از ﻓﮑﺮش ﺑﯿﺎ ﺑﯿﺮون، ﻣﺎ ﻫﯿﭻ وﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯿﻢ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ.