https://youtu.be/1OQuhyIL6Fo
آهنگ پایانی انیمهی Mo Dao Zu Shi
بر روی کوهساران
از میان دریاها
زیر ماه
سرمایی از میان سنتورم میگذرد
همانطور که تفکراتم را برای نسیم بازگو میکنم
نوایش محو میشود
جرعه ای از لبخند امپراطور
برای خیالی از هم گسسته
گلها شکوفه میدهند و پژمرده میشوند
برگهای خزان شده جمع میشوند
جمال و نجابتی است در ایستادگی
با قلبی ویران
در میان این آشفتگی برمیخیزم
شمشیرم همچو بادی سهمناک به پرواز در میآید
موسیقی پایان مییابد و جمعیت ناپدید میشوند
اما احساسات من پابرجایند
لحظات دم به دم میگذرند
شکوفههای بهاری باز میگردند
خرگوشها به مقر ابر میپرند
سالها میگذرند
کیست که هنوز این احساسات یک طرفه را به یاد داشته باشد؟
شب در دلش لطافتی دارد
بهارهای سرد موج میزنند
خاطراتش در اذهانم آشکار میشوند
نوایی میزنم
یک بار دگر
در خوابهایم میخندی
https://cdn.myanimelist.net/images/anime/3/7604.jpg
Grappler Baki (TV)
نام انیمه: Grappler Baki (TV)
نام انیمه: Baki the Grappler
نام انیمه: グラップラー刃牙
ژانر: Action, Sports, Martial Arts, Shounen
تاریخ پخش: زمستان 2001
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 24 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 25 دقیقه
کارگردان: Nanba Hitoshi
منبع: Manga
استودیو: Group TAC
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه انیمه (منبع)
“باکی هانما” مبارزی جوان است که اشتیاق دنبال کردن راه پدرش، “یوجیرو” را دارد تا قویترین مبارز دنیا شود. به همین خاطر بیوقفه تمرین کرده و دائم در حال مبارزه است تا در مهارتهایش پیشرفت و بدنش را برای دستیابی به اهدافش آماده کند. نبردهای نفسگیر بسیاری بر سر راه “باکی قرار دارند در حالی که به ماموریت خویش مبنی بر بهترین بودن و در نهایت گرفتن عنوان “سلطان” از پدرش است.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
طرز تهیه سوشی
مواد لازم:
برنج مخصوص سوشی: یک پیمانه
آب: یکونیم پیمانه
سرکه برنج: یکسوم پیمانه
شکر: دو قاشق غذاخوری
نمک: یکدوم قاشق چایخوری
نوری (جلبک مخصوص سوشی): یک ورق
مایونز چیلی: دو قاشق غذاخوری
خیار: دو عدد
فلفل دلمهای قرمز: یک عدد
شوید تازه (خردشده): به میزان لازم
روش تهیه:
1. ابتدا برنج را با آب دو تا سه ساعت خیس میکنیم، سپس آب آن را دور میریزیم.
2. برنج را با میزان آب آمده در دستور میپزیم و وقتی آب آن کشیده شد 10 تا 12 دقیقه در قابلمه را حوله یا دمکنی میپیچیم و اجازه میدهیم روی حرارت ملایم دم بکشد.
3. سرکه را با شکر و نمک مخلوط میکنیم و هم میزنیم تا حل شوند و آن را روی برنج پاشیده و برنج را هم میزنیم تا به هم نچسبد. مایونز و شوید را با برنج مخلوط میکنیم.
4. حصیر مخصوص پیچیدن سوشی را سلفون بسته و یک ورق جلبک روی آن میگذاریم و مقداری از برنج را روی آن پهن میکنیم.
5. فلفل دلمههای خلالی و خیارهای نواری میان برنج میگذاریم و توسط حصیر مواد را رول میکنیم. رول را محکم پیچیده و برای تزئین با ورقههای طلای خوراکی روی آن را میپوشانیم و توسط حصیر محکم میکنیم.
6. رول را توسط یک کارد خیلی تیز و تیغه نازک برش میدهیم.
هم قفس (10)
_ﺑﺮای ارژﻧﮓ؟
_اوا ﭼﺮا ﺑﺮای ارژﻧﮓ؟ ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﭼﺘﻪ؟ اوﻻ ﺗﻮ از ارژﻧﮓ ﺑﺰرﮔﺘﺮی، درﺛﺎﻧﯽ ارژﻧﮓ ﺗﻮی آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻫﺰارﺗﺎ دﺧﺘﺮ ﺟﻮرواﺟﻮر ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻪ، ﺗﺎزه ﺑﺮای ﭘﺴﺮی ﮐﻪ اون وﺿﻌﯿﺖ رو داره ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺮم ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎری.
ﺟﻤﻠﻪ آﺧﺮ رو ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﺻﻮرﺗﺶ رﻓﺖ ﺗﻮ ﻫﻢ. ﯾﺎد ارژﻧﮓ اﻓﺘﺎد ﮐﻪ ﮔﻮﺷﻪ زﻧﺪان اﻓﺘﺎده. دﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎش ﮐﺸﯿﺪم و ﮔﻔﺘﻢ:
_روﯾﺎﺟﻮن، ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﻨﯽ، وﻟﯽ ﻻدﻧ ﻔﻘﻂ ﻫﻤﮑﻼﺳﯿﻤﻨﻪ، ﻫﻤﯿﻦ و ﺑﺲ، ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﻫﯿﭻ ﻓﮑﺮ دﯾﮕﻪ ای روش ﺑﮑﻨﻢ.
_وﻟﯽ ﺗﻮ دﯾﮕﻪ ﺑﯿﺴﺖ و ﭼﻬﺎر ﺳﺎﻟﺘﻪ اﻓﺸﯿﻦ، ﭘﺲ ﮐﯽ ﻣﯽ ﺧﻮای ازدواج ﮐﻨﯽ؟
_ﻫﻨﻮز ﻓﺮﺻﺖ زﯾﺎده روﯾﺎ ﺟﻮن، دﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻧﮕﺮان ﺗﺮﺷﯿﺪﻧﻢ ﺑﺎﺷﯿﺪ!
_ﺧﻮدت ﮐﺴﯽ رو در ﻧﻈﺮ داری؟ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ اﻓﺸﯿﻦ، ﻣﻦ ﻣﺜﻠ ﻤﺎدرﺗﻢ.
_ﻓﻌﻼ ﮐﻪ ﺧﺒﺮی ﻧﯿﺴﺖ روﯾﺎﺟﻮن، وﻃﻤﺌﻦ ﺑﺎش اﮔﻪ ﺑﺨﻮام زن ﺑﮕﯿﺮم اول از ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﮔﻢ.
روﯾﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻬﻢ ﮐﺮد و ﺳﺮش رو ﺑﻪ ﻋﻼﻣﺖ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺗﮑﻮن داد. ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪم وﺗﻮی ﺣﯿﺎط رﻓﺘﻢ. روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎی ﮐﻨﺎر اﺳﺘﺨﺮ ﻧﺸﺴﺘﻢ. دﯾﺪم ﻋﻠﯽ آﻗﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ رو داره ﺗﻮی ﭘﺎرﮐﯿﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮره. ﯾﮑﻬﻮ ﻋﯿﻦ ﺑﺮق از ﺟﺎ ﭘﺮﯾﺪم. ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ رﻓﺘﻢ دﻧﺒﺎل آﻗﺎی ﺣﮑﻤﺖ؟! ای وای ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﻬﺮداد ﺗﻤﺎس ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ؟! ﻋﯿﻦ ﺗﯿﺮ رﻓﺘﻢ ﺗﻮی اﺗﺎﻗﻢ و ﺷﻤﺎره ﻣﻬﺮداد رو ﮔﺮﻓﺘﻢ.
_اﻟﻮ ﻣﻬﺮداد؟!
_ﺳﻼم اﻓﺸﯿﻦ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟!
_ﺧﺪا رو ﺷﮑﺮ، ﻇﺎﻫﺮاﺑﺎ ﻣﻦ ﻗﻬﺮ ﻧﮑﺮدی!
_ﻗﻬﺮ؟ ﭼﺮا ﺑﺎﯾﺪ ﻗﻬﺮ ﮐﻨﻢ؟ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ام؟
_ﻧﻪ، ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻓﮑﺮ ﮐﺮدم ﺷﺎﯾﺪ از رﻓﺘﺎر دﯾﺮوزم ﻧﺎراﺣﺖ ﺷﺪی!
_ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ، اوﻟﺶ ﯾﻪ ذره ﺑﻬﻢ ﺑﺮﺧﻮرد وﻟﯽ زود ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮدم، ﻣﻨﻮ اﯾﻦ ﺟﻮری ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ؟!
_ﻣﻦ دارم ﻣﯽ رم آﺳﺎﯾﺸﮕﺎه ﺗﻮ ﻫﻢ ﻣﯿﺎﯾﯽ؟
Fruits Basket 2nd Season
نام انیمه: Fruits Basket 2nd Season
نام انیمه: Fruits Basket (2019) 2nd Season
نام انیمه: Fruits Basket (Zenpen)
نام انیمه: Furuba
نام انیمه: フルーツバスケット 2nd season
ژانر: Slice of Life, Comedy, Supernatural, Drama, Romance, Shoujo
تاریخ پخش: بهار 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 25 قسمت – فصل دوم
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Manga
استودیو: TMS Entertainment
کارگردان: Ibata Yoshihide
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
داستان (منبع)
تقریبا یک سال از زمانی که تورو توی خونه شیگوره زندگی میکنه میگذره! با این که الان با هرکدوم از سوماها رابطه عمیق تری داره، نه فقط با یوکی و کیو، درمورد ماهیت اصلی نفرین شیطانیشون نگرانه. کدوم راه، راه درست برای انتخاب کردنه... چه احساساتی توی یوکی، کیو و تورو در مقابل ضیافت ابدی فوروان میکنه؟ نتیجه ش چیه؟
- فصل سوم و پایانی این انیمه برای 2021 تایید شد!
خلاصه داستان (منبع)
A year has passed since Tooru Honda began living in the Souma residence, and she has since created stronger relationships with its inhabitants Shigure, Kyou, and Yuki. She has also grown closer to the rest of the Souma family and has become familiar with their ancestral secret, having helped them with many of their personal issues. The closer Tooru gets, however, the more she begins to realize that their secret holds a darker truth than she first presumed.
Summer is approaching and Tooru is invited to spend her days with the Soumas, mainly Kyou and Yuki. Tooru wishes for an easy-going vacation, but her close relationships with the two boys and the rest of the Soumas may prove to cause trouble. As they grow more intimate, their carefree time together is hindered by older hardships and feelings from the past that begin to resurface. The Eternal Banquet also dawns on the members of the zodiac, and they must tend to their duties alongside the unnerving head of the family, Akito Souma.
With the banquet approaching and a plethora of feelings to be solved, will Tooru's life with the Soumas remain peaceful, or will she find herself in a situation from which she cannot escape?
+ نسخهی انگلیسی مانگا در کانال آپلود شده است.
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
طرز پخت شامی تن ماهی
ماهی ها کلا جزء غذاهای پر خاصیت به حساب می آیند، در این مطلب می خواهیم به شما دستور تهیه یه شامی متفاوت و جدید را با تن ماهی یاد بدهیم. اگر دوستدار تن ماهی هستید این دستور تهیه رو به هیچ عنوان از دست ندید.
مواد لازم برای شامی تن ماهی :
سیب زمینی متوسط 2 عدد
تن ماهی یک قوطی
تخم مرغ 3 عدد
پیازچه 3 ساقه
ریحان خردشده 2 قاشق سوپخوری
سیر یک حبه
نمک و فلفل و زرد چوبه به مقدار لازم
آرد یا پودر سوخاری به مقدار لازم
روغن به مقدار لازم
طرز تهیه شامی تن ماهی :
سیب زمینی ها را بپزید و درظرفی رنده کنید اما دقت کنید نباید سیب زمینی ها به صورت پوره نرم شود.
روغن تن ماهی را کاملاً بگیرید و گوشت آن را با چنگال له کنید.
تن ماهی را به سیب زمینی اضافه کنید. همه سبزیجات شامل پیازچه و ریحان خرد شده را به مخلوط سیبزمینی و تن ماهی بیفزایید.
تخم مرغ، سیر له شده، نمک، فلفل و زردچوبه را به مخلوط شامی تن ماهی اضافه کنید و با چنگال مخلوط را هم بزنید تا مواد یکدست شود.
از مواد به اندازه یک گلوله بردارید و با دست آن را پهن کنید به طوری که شکل دایره ای به ضخامت ۲ سانتیمتر بگیرد.
دو طرف شامی تن ماهی را با آرد یا پودر سوخاری بپوشانید و در روغن سرخ کنید.
نکته برای تهیه شامی تن ماهی:
برای اینکه سیب زمینی به شکل پوره در نیاید صبر کنید تا خنک شود سپس آن را رنده کنید.
هم قفس (9)
دﮐﺘﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪی ﺑﻬﻢ زد و ﮔﻔﺖ:
-اﯾﻨﺠﺎ ﭘﺮ از ﭘﺮﺳﺘﺎره و اوﻧﺎ ﻣﻮﻇﻔﻨﺪ ﻣﻮاﻇﺐ ﻣﺮﯾﺾ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﻦ. ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﯾﮏ ﻫﻤﻼﺳﯽ ﻧﮕﺮان دوﺳﺘﺘﯽ؟
-درﺳﺘﻪ.
ﻧﻤﯿﺨﻮاﺳﺘﻢ ﭘﻨﻬﺎن ﮐﺎری ﮐﻨﻢ. اون ﻫﻢ از ﯾﮏ رواﻧﭙﺰﺷﮏ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ زود از ﺣﺎﻟﺘﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ رو ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﺪ. درﺿﻤﻦ دوﺳﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻢ در اﯾﻦ راﺑﻄﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪم. ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ دﮐﺘﺮ ﻫﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮی زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺼﻮﺻﯿﻢ ﺳﺮک ﻧﮑﺸﯿﺪ و ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺤﺚ رو ﻋﻮض ﮐﺮد.
-اﻣﺮوز ﺑﯿﻤﺎر ﺷﻤﺎ رو ﻣﻌﺎﯾﻨﻪ ﮐﺮدم. ﯾﮏ ﺳﺮی ﺗﺴﺖ ﻫﺎ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻇﻬﺮ روش ﺻﻮرت ﻣﯿﮕﯿﺮه. ﻧﺘﯿﺠﻪ رو ﺗﺎ ﻓﺮدا ﺑﻬﺘﻮن اﻋﻼم ﻣﯿﮑﻨﻢ.
-اﻗﺎی دﮐﺘﺮ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺳﻮال داﺷﺘﻢ. ﺑﺎ وﺿﻌﯽ ﮐﻪ ﺳﺘﺎره داره ﻣﯿﺸﻪ روی ﺣﺮف ﻫﺎش ﺣﺴﺎب ﮐﺮد؟ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮدش ﮐﺎﻣﻼ ﻣﯿﺪوﻧﻪ ﮐﻪ ﭼﯽ داره ﻣﯿﮕﻪ؟
-ﻣﯿﺪوﻧﻪ ﮐﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ وﻟﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ رو ﺣﺮف ﻫﺎش ﺣﺴﺎب ﮐﺮد. اون ذﻫﻦ درﮔﯿﺮی داره. ﺣﺘﯽ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ در اﺛﺮ داروﻫﺎ اروم ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺗﻮی ﻣﻐﺰش اﺷﻔﺘﻪ اس. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺑﯿﻤﺎری ﻫﻨﻮز ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻧﮑﺮده ﻗﺎﺑﻞ ﮐﻨﺘﺮﻟﻪ ﺧﻮب ﻣﯿﺸﻪ اﻣﯿﺪﺗﻮن ﺑﻪ ﺧﺪا ﺑﺎﺷﻪ.
دﮐﺘﺮ ﻣﻨﻮ ﺑﻪ ﺣﺎل ﺧﻮدم ﮔﺬاﺷﺖ و رﻓﺖ. ﺑﺎ ﻧﺎﺑﺎوری روی ﺻﻨﺪﻟﯽ وﻟﻮ ﺷﺪم. ﯾﻌﻨﯽ ﺳﺘﺎره از ﺗﻪ دﻟﺶ ﻧﮕﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ؟
راﻫﺮو اﺳﺎﯾﺸﮕﺎه ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺷﻠﻮغ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﺪ. ﯾﻪ ﺟﻮری ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺑﻪ اﺗﺎق ﺳﺘﺎره ﻣﺸﺮف ﺑﺎﺷﻢ. ﭘﺮﺳﺘﺎرﻫﺎ ﻫﺮﭼﻨﺪ دﻗﯿﻘﻪ ﯾﻪ ﺑﺎر ﻣﯽ اوﻣﺪن و ﻣﯽ رﻓﺘﻦ. ﻧﺰدﯾﮑﯽ ﻫﺎی ﻇﻬﺮ ﺑﻮد ﮐﻪ رﻓﺘﻢ ﭘﯿﺸﺶ. دﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮاﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﻤﺶ. ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮد روی ﺗﺨﺖ و ﺑﺎ ﺑﯽ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﯾﻪ ﻣﺠﻠﻪ رو ورق ﻣﯿﺰد. ﻧﮕﺎه ﺳﺮدی ﺑﻬﻢ ﮐﺮد و دوﺑﺎره ﻣﺸﻐﻮل ورق زدن ﻣﺠﻠﻪ ﺷﺪ.
-ﺳﻼم اﻣﺮوز ﺣﺎﻟﺖ ﭼﻄﻮره؟
Doctor Du Ming
نام منهوا: Doctor Du Ming
نام منهوا: Docteur Du Ming
نام منهوا: دکتر دومینگ
نام منهوا: 医生杜明
ژانر: Drama, Mature, Psychological, Romance, Seinen
تاریخ انتشار: 2008
وضعیت: تمام شده
تعداد چپترها: 15 چپتر
نویسندگان: HAN Jinglong، ZHANG Jing
هنرمند: ZHANG Jing
ناشر: Chuixue
ترجمه فارسی و انگلیسی دارد
* از چپ به راست خوانده شود.
خلاصه داستان و توضیحات (منبع: دنیای انیمه)
دکتر دومینگ، متخصص بیهوشی است که به تازگی به کشور خود باز گشته است. در همان نخستین روزهای کارش در بیمارستان، باخبر میشود " ژانگ کیان"، دختری که دو مینگ در کالج به او دل بسته بود، هفته قبل خود کشی کرده است.
دو مینگ در تنهایی هایش خاطرات گذشته را مرور میکند. بعد از ظهرهایی را که در فاصله استراحت بین دو کلاس، روی پشت بام با ژانگ کیان ملاقات میکرد:" ملاقات ما توی پشت بام تصادفی نبود، مدت ها بود که در آرزوش بودم... تنها عشق واقعی من!"
دومینگ به جستجوی دلیل خودکشی ژانگ کیان برمیآید و هم زمان تلاش میکند او را به یاد بیاورد. در یکی از روزها، ژانگ کیان به او گفته بود:" یک چیزی در تو هست که آدم رو مسحور خودش میکنه، یه چیزی که باعث میشه کنارت بمونم، و حتی با وجود اون نگاه تیره و تارت... اون نیمچه لبخندت جذابه. مخصوصا چشم هات، خیلی درخشنده اند، مرموز و وحشت زده. وقتی نگاهم میکنی حس خوبی بهم دست میده."
دومینگ به عشقش نزد ژانگ کیان اعتراف میکند، ولی از سوی او پس زده میشود. به تصور دو مینگ چون دو سال از ژانگ کیان جوان تر است، عشقش نادیده گرفته شده است... ولی آیا حقیقت این است؟
در تنهایی هایش سراغ نامه های ژانگ کیان میرود که در نبود او برایش فرستاده بود:" دومینگ عزیزم! نوشتن یادداشت های روزانه برای تو، الان دیگه برام بصورت یه عادت روزمره در اومده... تو تنها کسی هستی که باورش دارم و اینجا بیادش میارم. درمورد اون روزها مینویسم... همون روزهایی که شروع کردی توی ذهن من بوجود اومدن و زندگی کردن. ولی قلمم خیلی خشکه... با فکرکردن بهت سرم به دوران میفته. روزها خورشید از پشت پنجره خودشو میکشه داخل و به آرومیمنو گرم میکنه، همونطور که در گذشته نگاه تو گرمم میکرد. اونموقع به بیرون خیره میشم و خیال میکنم تو رو میبینم. غروب ها، روی تختم دراز میکشم و به تو فکر میکنم... روی دیوار اسمت رو مینویسم و بعد با ناخن خراشش میدم تا پاک بشه، و اونوقت دوباره فردا از راه میرسه و من دوباره اینکارو میکنم..... همون موقعی که فکر میکردم دیگه هیچ چیز نمیتونه دوباره حس خوبی به زندگیم بده، چهره تو قلبم رو به تپش آورد، و تا اینکه شکست!... خاموش و بی صدا کنارت بودم، درحالیکه فقط سعی داشتم قلبم رو آروم کنم. و هرچی تو بیشتر بی اعتنا بنظر میومدی، من شیفته تر میشدم. احساس میکردم میتونم با تو یک حس ناب تازه رو تجربه کنم... میخواستم اون حس تا ابد مال من باشه. ولی تو نمیتونستی مال من باشی، من در حد تو نبودم... تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که باعث سرافکندگیت بشم، و من نمیخواستم سرزنشم کنی. برای همین وقتی رفتی، فکرمیکردم برای همیشه از دستت دادم. مثل همه ما، تو هم مجبور بودی از شرم سرت رو زیر بندازی. چون زندگی ظالمه، و فقط وقتی باعث خوشحالیمون میشه که تسلیمش بشیم. و آخرش هم هرگز خوشحال نمیشیم."
و در نهایت، دو مینگ بعد از خواندن نامه های ژانگ کیان، حقایقی از آن عشق برباد رفته برایش مشخص میشود: " نامه ژانگ کیان رفته رفته ناخوانا شد. لکه هایی که روی کلماتش رو پوشونده بود پاک کردم. اشک هاش رو که توی هر صفحه ریخته بود نوازش کردم. بعد آروم دفتر خاطراتش رو بستم و با بقیه نامه هاش توی جعبه گذاشتم. بیشتر از اون طاقت نداشتم بهشون نگاه کنم. جعبه رو زیر یه درخت کاج خاک کردم، نزدیک کوه، پشت بیمارستان...."
دومینگ در جستجوهایش، به حقایقی از دلیل خودکشی ژانگ کیان دست مییابد، و تصمیم میگیرد از کسانی که مسبب این مرگ بوده اند و عشق تکرار نشدنی اش را از او گرفته اند، انتقام بگیرد.
ولی همچنان بیتاب است، همچنان دلتنگ است، و انگار انتقام هم نمیتواند داغی که بر دلش مانده خنک کند. هنوز گذشته دربرابرش قد علم میکند: " هرگز نمیدونی چی پشت سرته، همیشه یکنفر هست که نظاره گرت باشه... کسی که از کلاس ها غایب میشه تا تو رو ببینه. کسی که همه جا دنبالت میکنه تا بدونه کجایی. کسی که هر چی تو هرروز میخوری، میخوره. کتاب هایی رو میخونه که از تو قرض گرفته... کسی که هرروز کنار پنجره میشینه و آرزوشه بادی رو ببینه که توی لباس هات میپیچه و اونها رو به اهتزاز درمیاره... کسی که لبریز از شوق دیدنت، پروازکنان سمتت میاد.... تا برای لحظه ای با شونه هات آروم بگیره."
داستانی در ستایش عشق، در حسرت عشق، و... خونخواهی برای عشق!
طرز تهیه پودینگ تخم شربتی
طرز تهیه پودینگ تخم شربتی:
برای لایه اول تخم شربتی را از شب قبل شسته بعد با کمی شیر نارگیل مخلوط می کنیم و تا صبح، داخل یخچال می گذاریم بعد یک قاشق عسل به آن اضافه می کنیم برای شیرینی بهتر است با قاشق انتهای ظرف سرو می ریزیم.
برای لایه دوم
آناناس را کمی داخل فریزر نگه دارید تا حالت یخی بگیرد بعد داخل میکسر کاملا میکس می کنیم اگر دوست داشتید کمی عسل بزنید (من نزدم).
لایه سوم (اخر)
توت فرنگی را مثل آناناس داخل فریزر می گذارم تا یخی شود و دور آن برفک ببندد بعد داخل میکسر کاملا میکس می کنم و روی لیوان ها کمی گردو و شربت توت فرنگی ریختم و با قاشق میل کردیم.
هم قفس (8)
-ﺳﺘﺎره ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﯾﻪ ﺳﻮال ازت ﺑﭙﺮﺳﻢ؟
-اره ﺑﭙﺮس.
-از ﺑﻬﺮوز ﺧﺒﺮی ﻧﯿﺴﺖ. ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
-ﺑﻬﺮوز؟ رﻓﺖ.
-ﮐﺠﺎ؟
-رﻓﺖ ﺟﻨﻮب ﭘﯿﺶ ﺧﻮاﻫﺮاش ﭘﺪر و ﻣﺎدرش وﻗﺘﯽ دﯾﺪن زﯾﺎدی داره ﺗﻮ ﻣﺤﻞ اﻓﺘﻀﺎح ﺑﺎﻻ ﻣﯿﺎره ﻓﺮﺳﺘﺎدﻧﺶ رﻓﺖ. ﯾﮑﯽ دو ﻣﺎﻫﯽ ﻣﯿﺸﻪ.
ﺧﯿﺎﻟﻢ راﺣﺖ ﺷﺪ. ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮان ﺳﺘﺎره ﺑﻮدم از ﺑﻬﺮوز ﻫﺮﮐﺎری ﺑﺮ ﻣﯽ اوﻣﺪ. ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪم ﺷﺒﯽ ﻧﺼﻒ ﺷﺒﯽ ﺑﺮه و ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮ ﺳﺘﺎره ﺑﯿﺎره.
ﻧﺎﺧﻮداﮔﺎه ﮔﻔﺘﻢ:
-ﺧﺐ ﺧﺪارو ﺷﮑﺮ.
-اره ﺧﺪا، رو ﺷﮑﺮ... ﺧﺪا رو ﺷﮑﺮ؟ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﮐﻪ اون رﻓﺘﻪ ؟
-ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﻧﺎراﺣﺘﯽ؟
-ﻣﻦ؟ﻧﻪ... ﯾﻌﻨﯽ ﭼﺮا... ﻧﻤﯿﺪوﻧﻢ.
-ﺗﻮ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮ ﺧﻮدت اوردی ﺳﺘﺎره؟ ﺑﺎ ﺧﻮدت ﭼﯿﮑﺎر ﮐﺮدی؟ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ رو درﺳﺖ ﺑﮕﯽ. ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﻫﻨﻮز...ﺗﻮ ﺑﻬﺮوز رو دوﺳﺖ داری؟ ﻫﻨﻮز دوﺳﺘﺶ داری؟
ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺧﺸﻦ و ﺻﺪاﯾﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎد ﮔﻔﺖ:
-ﻧﻪ اﺣﻤﻖ دﯾﻮوﻧﻪ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﮐﻪ اون ﺑﺎ اﺣﺴﺎس ﻣﻦ ﺑﺎزی ﮐﺮد از ﻫﻤﻪ ﺗﻮن ﻣﺘﻨﻔﺮم ﻫﻤﻪ ﺗﻮن ﻣﺜﻞ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﯿﺪ...
ﯾﮏ ﺑﻨﺪ داد ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻣﺎﺷﯿﻦ رو ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻢ و ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﻃﺮﻓﺶ ﺗﺎ اروﻣﺶ ﮐﻨﻢ وﻟﯽ اون ﻫﻤﯿﻨﻄﻮری اداﻣﻪ داد.
-اﺻﻼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺟﺮاﺗﯽ ﻣﻨﻮ ﺳﻮار ﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﮐﺮدی ﮐﺜﺎﻓﺖ؟ ﭼﯽ از ﺟﻮﻧﻢ ﻣﯿﺨﻮای؟ داری ﻣﻨﻮ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺑﺮی؟...
Bakumatsu Kikansetsu Irohanihoheto
نام انیمه: Bakumatsu Kikansetsu Irohanihoheto
نام انیمه: Intrigue in the Bakumatsu: Irohanihoheto
نام انیمه: 幕末機関説 いろはにほへと
ژانر: Action, Drama, Historical, Samurai
تاریخ پخش: پاییز 2006
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 26 قسمت
مدت زمان هر قسمت: 24 دقیقه
منبع: Original
استودیو: Sunrise
کارگردان: Takahashi Ryousuke
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
داستان در اواخر دوره اِدو اتفاق میافتد، در آخرین سال های عصری که مردان به عنوان یک سامورایی زندگی میکردند. با رسیدن غربی ها، سایه ای بر عصر طولانی و آرام سلسله تاکوگاوا میافتد. طی این تحولات، که جوان هایی بدنبال اسم و رسم برای خودشان بر میخیزند، موجودی شرور به نام Hasha no Kubi یا “سر فاتح” آشوب و نزاع بپا میکند. گفته میشود هرکس این سر را، که در زمان های انقلاب و تحولات، بیدار میشود بدست بیاورد، بر تمام کشور حاکم خواهد شد. در میان تمام این ماجرا ها موجود سایه وار دیگری به نام ” قاتل جاودانه” وجود دارد که سرنوشتش جنگیدن با Hasha no Kubi است. این دو از زمان های بسیار دور باهم درگیر جنگ بودند و مبارزاتشان در تاریخ بر کسانی که دنبال قدرت بودند تاثیر گذاشته. یکی از جویندگان دنبال قدرت و یکی دنبال انتقام و سومیدنبال رسیدن به ایده ال هایش … اما چه کسی سر فاتح را بدست خواهد آورد؟
خلاصه داستان (منبع)
In the final years of the Bakumatsu, wandering mercenary Yojiro Akizuki travels the length and breadth of Japan. And while he employs his sword in the usual fashion, he also uses it to help him locate supernatural items which he pursues with single-minded determination, often with bloody results. In the course of his quest, he crosses paths with a traveling theater group whose members have their own dark agenda. Is it a chance meeting or the result of some, as yet, undiscovered conspiracy?
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
طرز تهیه نان صبحانه (نان چایی)
مواد لازم:
شکر ......1لیوان
ماست ......1 لیوان (ماست چرب نون رو لطیف تر می کنه)
روغن مایع....1 لیوان سر خالی
تخم مرغ....2عدد
جوش شیرین.....1.ق.م
مایه خمیر....2 ق.س
نمک.... کمی
آرد ....به اندازه ای که به دست نچسبد.
طرز تهیه:
مایه خمیر را با 1 ق.چ شکر .1 ق.چ آرد مخلوط کرده یک چهارم آب ولرم روی آن می ریزیم ودر جای گرم گذاشته تا عمل بیاید(پف کند)
جوش شیرین را با ماست در ظرفی ریخته مخلوط می کنیم.
ماست همراه با روغن وتخم مرغ زده شده با مایه خمیر آماده شده وشکر مخلوط کرده ،کم کم به آن آرد اضافه می کنیم تا زمانی که خمیر به دست نچسبد.به مدت 6ساعت در جای نسبتا گرم قرار داده تا پف کندوحجم آن دوبرابر شود.
از این خمیر گلوله هایی به اندازه نارنگی برداشته با فاصله در سینی فر گذاشته دوباره در جای گرم قرار داده تا حجیم شود سپس روی آنهارا با زرده تخم مرغ ویا شیر شیرین شده کمی مرطوب می کنیم در صورت تمایل از کنجد می توانید استفاده کنید. در فر به مدت 30-40 دقیقه با حرارت 175 درجه سانتیگراد قرارداده تا بپزد.(زمان وحرارت بستگی به فر شما دارد).
هم قفس (7)
-اره ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺳﺮ ﺑﺮﺳﻪ ﻣﯿﺒﺮﻣﺶ.
ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺎ ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﮔﻔﺖ:
-ﻣﯿﺨﻮای ﯾﮑﯽ از ﻣﺎ ﺑﺎﻫﺎت ﺑﯿﺎﯾﯿﻢ؟
-ﻧﻪ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺑﺮﯾﺪ ﻓﻌﻼ ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ.
-ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ.
وﺳﺎﯾﻠﻢ رو ﮐﻪ ﻣﻬﺮداد از ﺗﻮ ﮐﻼس ﺑﺮام اورده ﺑﻮد ازش ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﺳﻮار ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺪم. ﺑﺪون اﯾﻨﮑﻪ از ﺳﺘﺎره ﺳﻮاﻟﯽ ﺑﭙﺮﺳﻢ راه اﻓﺘﺎدم. ﻣﻘﺼﺪ از اوﻟﺶ ﻫﻢ ﻣﻌﻠﻮم ﺑﻮد ﺗﺮﯾﺎ ﮐﻠﺒﻪ. ﺳﺘﺎره اﺻﻼ اراﻣﺶ ﻧﺪاﺷﺖ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮد ﺳﺮوﺻﺪا راه ﺑﻨﺪازه ﺗﻮی ﺗﺮﯾﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ اروﻣﺶ ﮐﻨﻢ. ﺧﺼﻮﺻﺎ ﮐﻪ اون وﻗﺖ روز ﻣﻌﻤﻮﻻ اوﻧﺠﺎ ﭘﺮﻧﺪه ﻫﻢ ﭘﺮ ﻧﻤﯿﺰد.
ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ رﺳﯿﺪﯾﻢ. ﺗﻮی راه ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﻢ ﺣﺮف ﻧﺰدﯾﻢ. ﺳﺘﺎره ﺗﮑﯿﻪ داده ﺑﻮد و از ﭘﻨﺠﺮه ﺑﻪ ﺑﯿﺮون ﻧﮕﺎه ﻣﯿﮑﺮد. اروم اروم اﺷﮏ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ. وﻗﺘﯽ رﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ:
-ﭘﯿﺎده ﺷﻮ.
ﻣﺜﻞ ﺑﺮده ای ﮐﻪ از ﺻﺎﺣﺒﺶ ﭘﯿﺮوی ﻣﯿﮑﻨﻪ از ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭘﯿﺎده ﺷﺪ و دﻧﺒﺎﻟﻢ اوﻣﺪ. وﻗﺘﯽ وارد ﺗﺮﯾﺎ ﺷﺪم ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ و دﯾﺪم ﻧﯿﺴﺖ. ﺳﺮﯾﻊ رﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮن دﯾﺪم ﻫﻤﻮﻧﻄﻮری داره ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯿﺮه دوﯾﺪم دﻧﺒﺎﻟﺶ دﺳﺘﺶ رو ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﺑﺎ ﺧﻮدم اوردم ﺗﻮی ﺗﺮﯾﺎ. ﻫﯿﭻ ﻋﮑﺲ اﻟﻌﻤﻠﯽ ﻧﺸﻮن ﻧﻤﯿﺪاد.
ﺗﻤﺎم ﺻﻮرﺗﺶ ﻋﺮق ﮐﺮده ﺑﻮد. ﻓﮑﺮ ﮐﺮدم ﺑﺮاش ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺑﮕﯿﺮم ﺑﻬﺘﺮه ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺸﺎرش ﭘﺎﯾﯿﻦ اوﻣﺪه ﺑﻮد. ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ اﻃﺮاﻓﺶ ﻧﮕﺎه ﻣﯿﮑﺮد. وﻗﺘﯽ ﭘﯿﺸﺨﺪﻣﺖ ﺑﺴﺘﻨﯽ رو ﺟﻠﻮش ﮔﺬاﺷﺖ و رﻓﺖ ﺑﻬﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ و ﺷﺮوع ﮐﺮد ﺑﻪ ﺧﻮردن ﻫﻨﻮز دو ﺳﻪ دﻗﯿﻘﻪ ﻧﮕﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎش ﭘﺮ از اﺷﮏ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺗﮑﯿﻪ داد و ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﻧﺎﻣﻌﻠﻮﻣﯽ ﺧﯿﺮه ﺷﺪ.
اﺻﻼ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﺪم ﭼﯿﮑﺎر ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﺎﺗﻢ ﺑﺮده ﺑﻮد ﯾﻪ ﺳﯿﮕﺎر روﺷﻦ ﮐﺮدم و ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﻮﻧﺪم. ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﺳﺘﺎره ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺜﻞ اﯾﻨﮑﻪ داره ﺗﻮ روﯾﺎ ﺳﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺷﺮوع ﮐﺮد ﺑﻪ ﺣﺮف زدن.

Amanchu! Advance
نام انیمه: Amanchu! Advance
نام انیمه: Amanchu! 2
نام انیمه: あまんちゅ!~あどばんす~
ژانر: Slice of Life, Comedy, School Life, Shounen
تاریخ پخش: بهار 2018
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت – فصل دوم
مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه
منبع: Manga
استودیو: J.C.Staff
کارگردان: Satou Junichi
زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد
توضیحات
فصل دوم انیمهی Amanchu میباشد.
کاراکتر اصلی داستان، داره تلاش میکنه غواصی در شب رو یاد بگیره تا بتونه آزمون بده و مدرک غواصی خودش رو بگیره تا از بقیهی هم تیمیهاش عقب نیافته!
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی انیمه، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینک دانلود انیمهها بوده.
طرز تهیه نان شربتی
مواد لازم:
کره.........100 گرم (آب کرده)
شکر ........نصف لیوان
ماست...... نصف لیوان
تخم مرغ..... 5 عدد (2تا از زرده ها را جدا کرده برای تزیین کنار می گذاریم)
هل ساییده همراه با پودر قتد... 2ق.چ
بکینگ پودر....... 2ق.م
جوش شیرین.... 1 ق.م
آرد.......... به میزان لازم (به حدی که خمیر به دست نچسبد)
خلال پسته برای تزیین..... به میزان لازم
مواد برای شربت:
شکر....... 3 لیوان
گلاب..... نصف لیوان
آب...... 1/5 لیوان
زعفران حل شده.... 2.ق م
طرز تهیه:
1-تخم مرغ هارا شکسته ،2تا زرده را کنار می گذاریم ،وبقیه را با شکر مخلوط کرده وهم می زنیم تا کف کند.
2-کره آب شده با بکین پودر وهل مخلوط می کنیم.
3-در ظرف دیگری ماست وجوش شیرین رو مخلوط کرده به مایه بالا می افزاییم.
4-کم کم آرد اضافه می کنیم تا خمیر حاصل به دست نچسبد.
به مدت 2 ساعت بماند،سپس در قالب مورد نظر که چرب کرده ایم پهن می کنیم وروی این خمیر را با زرده تخم مرغ می مالیم ودر نهایت خلال پسته می پاشیم ودر فری که از قبل گرم کرده ایم به مدت 25 دقیقه با حرارت 180 درجه سانتیگراد می گذرایم بپزد ،اگر روی خمیر طلایی نشده بود با شعله گریل به مدت 7-10 دقیقه قرارداده وبعد از خارج کردن سینی از فر،نان را می گذاریم سرد شود.(قبل از گریل امتحان کنید ببیند نان ها پخته یا نه)
شربت
شکر و آب را مخلوط کرده تا بجوشد وقتی مرواریدی جوشید گلاب ومایع زعفران را اضافه می کنیم .
شربت داغ را روی شیرینی خنک شده به تناوب می ریزیم تا کم کم به خورد شیریی برود.
این شیرینی را امتحان کنید از خوردنش لذت می برید.
هم قفس (6)
-ﻣﯿﺪوﻧﻢ روﯾﺎ ﺟﻮن ﺷﻤﺎ ﻫﯿﭻ وﻗﺖ ﻣﻨﻮ اذﯾﺖ ﻧﮑﺮدﯾﻦ. ﻫﯿﭻ وﻗﺖ اﺣﺴﺎس ﻧﮑﺮدم ﺷﻤﺎ ﻧﺎﻣﺎدری ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﻬﺮﺑﻮن ﺑﻮدﯾﺪ. ﻣﻦ از ﺷﻤﺎ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ.
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪم ﺻﻮرﺗﺶ رو ﺑﻮﺳﯿﺪم و ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺰ رو ﺟﻤﻊ ﮐﺮدﯾﻢ. وﻗﺘﯽ ﺑﺮای اﺗﻤﺎم ﮐﺎرم ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻ روﯾﺎ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺮه ﭘﯿﺶ ﯾﮑﯽ از دوﺳﺘﺎﻧﺶ و دﯾﺮ وﻗﺖ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮده. ﻣﻮﻗﻊ ﮐﺎر ﮐﺮدن ﻫﻤﺶ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎی روﯾﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮدم اﺻﻼ ﺗﺼﻮرش رو ﻫﻢ ﻧﻤﯿﮑﺮدم ﮐﻪ اون ﻗﺪر ﭘﺪرم رو دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ. راﺳﺖ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﭼﺮا ﻫﯿﭻ وﻗﺖ دﻗﺖ ﻧﮑﺮده ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺑﺎ وﺟﻮد روﯾﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﺎی ﺧﻮﻧﻪ ﻋﮑﺲ ﻣﺎدر و ﺑﯿﮋن ﻫﺴﺖ.
ﯾﺎ اﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﺎل ﺳﺮ ﺳﺎل ﺗﺤﻮﯾﻞ روﯾﺎ ﯾﮑﯽ از ﻋﮑﺴﻬﺎﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﺬاره ﮐﻨﺎر ﺳﻔﺮه ﻫﻔﺖ ﺳﯿﻦ. ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺧﻮدم رو ﮔﺬاﺷﺘﻢ ﺟﺎی روﯾﺎ اﮔﻪ ﻣﻦ ﺑﻮدم ﻗﺒﻮل ﻧﻤﯿﮑﺮدم ﮐﻪ ﺧﺎﻃﺮات ﻋﺸﻖ ﺳﺎﺑﻖ ﻫﻤﺴﺮم ﻫﻤﯿﺸﻪ زﻧﺪه ﺑﺎﺷﻪ. ﻧﺎﺧﻮد اﮔﺎه اﺣﺴﺎس ﺧﺎﺻﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ روﯾﺎ ﭘﯿﺪا ﮐﺮدم ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﺧﻮب ﻓﮑﺮ ﮐﺮدم ﻓﻬﻤﯿﺪم ﺧﯿﻠﯽ دوﺳﺘﺶ دارم ﺷﺎﯾﺪ اﻧﺪازه ﻣﺎدرم!
ﺑﻌﺪ از ﮐﺎر ﯾﻪ دوش ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﻋﯿﻦ ﺟﻨﺎزه اﻓﺘﺎدم روی راﺣﺘﯽ ﻫﺎی اﺗﺎق ﻧﺸﯿﻤﻦ داﺷﺘﻢ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن ﻧﮕﺎه ﻣﯿﮑﺮدم ﮐﻪ ﺗﻠﻔﻦ زﻧﮓ زد.
-اﻟﻮ ﺳﻼم داداﺷﯽ
-ﺳﻼم ﺳﭙﯿﺪه ﺧﻮﺑﯽ؟ ﻓﺮاﻣﺮز و ﻣﺎری ﺧﻮﺑﻦ؟
-ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ؟
-اره ﺧﯿﺎﻟﺖ راﺣﺖ ﺑﺎﺷﻪ اﮔﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺒﻮدم ﮐﻪ ﺣﺎل ﻣﺎری رو ﻧﻤﯿﭙﺮﺳﯿﺪم. ﭼﻪ ﺧﺒﺮا اوﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺣﺎل و ﻫﻮای ﻋﯿﺪ داره؟
Mystic Pop-up Bar
نام سریال: Mystic Pop-up Bar
نام سریال: 쌍갑포차
نام سریال: Two Tops Pocha
نام سریال: Ssang Gap Pocha
نام سریال: بار مرموز سانگاب
ژانر: Mystery, Comedy, Drama, Family, Fantasy
تاریخ پخش: بهار 2020
وضعیت: تمام شده
تعداد قسمتها: 12 قسمت
مدت زمان هر قسمت: یک ساعت و 18 دقیقه
شبکه: jTBC
کشور سازنده: کرهی جنوبی
زبان سریال: کرهای
بازیگران: Hwang Jung Eum، Yook Sung Jae، Choi Won Young
کارگردان: Jun Chang Geun
نویسنده: Ha Yoon Ah
زیرنویس فارسی و انلگیسی دارد
خلاصه داستان (منبع)
وول جو ( Hwang Jung-Eum ) و گوی بان جانگ ( Choi Won-Young ) باید برای رهایی از عذاب کینه وول جو در بار مرموزشان 10000 تا کینه و درد مردم عادی را حل کنند، و این بین با کانگ به ( Yook Sung-Jae ) اشنا میشوند که بخاطر قدرت خاصش میتواند کمک آن ها کند و…
داستان (منبع)
“Mystic Pop-Up Bar” is based on a popular webtoon of the same name and tells the story of a mysterious pojangmacha (outdoor drinking establishment) run by a prickly woman and an innocent part-timer who visit customers in their dreams to help resolve their problems.
داستان (منبع)
This drama is based on webcomic “Ssanggabpocha” by Bae Hye Soo which was published from 2016-June-1 via webtoon.daum.net.
Mystic Pop-up Bar revolves around a mysterious outdoor bar that can travel around three different worlds. This Bar opens only at night on the rooftop of a building. Wol Joo (Hwang Jung Eum) runs the mysterious food cart. Customers who visit the Bar consist of normal people and the dead. While drinking alcohol and eating dishes with Wol Joo, the customers talk about themselves and try to heal their internal wounds.
#Koran_Drama
سلام.
به علت اخطارهای گوگل، تا اطلاع ثانوی پستهای معرفی سریال، لینک دانلود نخواهند داشت.
بیشترین دلیل حذف شدن دو تا وبلاگ قبلیم در بلاگر توسط گوگل، به خاطر لینکهای دانلود بوده.
اینا رو خوندم
[Novel] Berserk of Gluttony - Chapter 01 ~ 12
[Novel] Reborn as My Love Rivals Wife - Chapter 09 ~ 13
[Novel] Solo Leveling - Chapter 183 ~ 187
[Novel] Demon King Mismatched School - Chapter 00 ~ 17
[Novel] I Became A Virtuous Wife and Loving Mother in another Cultivation World - Chapter 00 ~ 27
Solo Leveling [Manhwa] - Chapter 135 ~ 137
Overgeared (Team Argo) [Manhwa] - Chapter 57 ~ 58
Second Life Ranker [Manhwa] - Chapter 70 ~ 71
Prime Minister in Disguise [Manhua] - Chapter 40 ~ 43
Eleceed [Manhwa] - Chapter 91 ~ 94
A Returner's Magic Should Be Special [Manhwa] - Chapter 130 ~ 132
Dungeon Reset [Manhwa] - Chapter 64 ~ 66
19 Days [Manhua] - Chapter 148 ~ 166
Nobody Knows [Manhwa] - Chapter 01 ~ 17
On or Off [Manhwa-Yaoi] - Chapter 55 ~ 59
Love Is An Illusion [Manhwa-Yaoi] - Chapter 92 ~ 94
Walk on Water [Manhwa-Yaoi] - Chapter 62 [END]
Too Close [Manhua-ShounenAi] - Chapter 83 ~ 84
طرز تهیه توپک برنجیِ ایتالیایی
این توپک های برنجی که می بینید خوشمزه و مقوی و یک غذای ایتالیایی محسوب می شوند. تهیه آنها اصلا سخت نیست.غذای جدیدی محسوب می شودو می توانید آنها را درست کنید و از طعمشان لذت ببرید.
مواد لازم:
یک و یک دوم فنجان برنج
دو و یک چهارم فنجان استاک سبزیجات
یک فنجان پنیر پارمزان رنده شده
یک عدد تخم مرغ زده شده
یک و یک دوم قاشق غذا خوری برگ مریم گلی خشک شده
100 گرم پنیر موزارلا قطعه قطعه شده (14 قطعه)
دو سوم فنجان خرده های نان
سس گوجه فرنگی
طرز تهیه:
1. برنج را با آب سبزیجات روی اجاق قرار دهید و بعد از کمی پخته شدن ، پنیر پارمزان ، تخم مرغ و مریم گلی خشک شده را اضافه کنید.
2. نمک و فلفل بزنید. سپس پختن را ادامه دهید تا آب آن بخار شود.فر را روی 200 درجه سانتی گراد قرار دهید و یک سینی پخت را کاغذ روغنی بگیرید.
3. از مواد به اندازه گردو جدا کنید و با دست آنرا گرد کنید.در مرکز آن یک حبه پنیر قرار دهید و سپس گردو را در خرده های نان بغلتانید و در سینی مرتب کنید.
4. روغن زیتون را روی آن اسپری کنید و به مدت 10 دقیقه سینی را در فر قرار دهید تا اینکه طلایی و ترد شود. سپس بعد از بیرون آوردن از فر با سس میل کنید.
منبع: برترین ها
هم قفس (5)
ﺑﻌﺪ از اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎزﺟﻮﯾﯽ اﻗﺎی ﺑﺮدﺑﺎر ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪی زد ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪم از اﻣﺘﺤﺎن ﻣﻮﻓﻖ اوﻣﺪم ﺑﯿﺮون.
-ﻣﻬﺮداد ﻫﯿﭻ وﻗﺖ اﺟﺎزه ﻧﺪاره اﯾﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺐ ﺑﺮه ﺑﯿﺮون ﻣﻨﺘﻬﺎ اﯾﻦ ﺑﺎر اﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪاره ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖ دوازده ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﺪ؟
-ﺑﻠﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ.
اﻗﺎی ﺑﺮدﺑﺎر ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ و از اﺗﺎق رﻓﺖ ﺑﯿﺮون. ﺻﺪای ﻧﺎﻣﻔﻬﻮم اﻗﺎی ﺑﺮدﺑﺎر و ﻣﻬﺮداد رو ﺷﻨﯿﺪم. ﺣﺘﯽ دﺧﺘﺮﻫﺎ ﻫﻢ ﺗﻮی راﺑﻄﻪ ﺷﻮن اﻧﻘﺪر ﺳﯿﻦ ﺟﯿﻢ ﻧﻤﯿﺸﻦ ﭼﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ! اون ﻫﻢ دﺧﺘﺮ و ﭘﺴﺮای اﯾﻦ دوره و زﻣﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻮدم ﮔﻔﺘﻢ: "ﻋﺠﺐ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﻣﻬﺮداد ﺗﻮی اﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ؟! ﻋﯿﻦ دﺧﺘﺮای ﭼﺎرده ﭘﻮﻧﺰده ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﻮاب ﭘﺲ ﺑﺪه ﺧﻮب ﺷﺪ ﻣﻦ دوﺳﺖ دﺧﺘﺮش ﻧﺒﻮدم"!
وﻗﺘﯽ ﻣﻬﺮداد اوﻣﺪ و ﺑﺎ ﻫﻢ از در رﻓﺘﯿﻢ ﺑﯿﺮون ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ اﺻﻼ ﺑﻬﺶ ﭼﯿﺰی ﻧﮕﻢ. از ﺣﺎﻟﺘﺶ ﻣﻌﻠﻮم ﺑﻮد ﮐﻪ ﮐﻠﯽ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮐﺸﯿﺪه. ﺗﻮ راه ﻣﻬﺮداد ﺳﮑﻮت رو ﺷﮑﺴﺖ:
-ﭼﺮا اوﻣﺪی دﻧﺒﺎﻟﻢ؟
-اﻣﺮوز رﻓﺘﺎرم اﺻﻼ ﺧﻮب ﻧﺒﻮد اوﻣﺪم ﺗﺎ از دﻟﺖ در ﺑﯿﺎرم از ﻣﻦ ﻧﺎراﺣﺘﯽ؟
-ﻧﻪ ﭼﺮا ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎراﺣﺖ ﺑﺎﺷﻢ؟ ﺗﻮ ﺣﻖ داﺷﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮاﺳﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﯽ. ﻣﻨﻢ ﻫﺮوﻗﺖ ﺧﺎﻃﺮﺧﻮاه ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺸﻢ و ازش ﺟﻮاب رد ﻣﯿﺸﻨﻮم دوﺳﻪ روزی ﺣﺎﻟﻢ ﺳﺮﺟﺎش ﻧﯿﺴﺖ. در ﺿﻤﻦ ﺑﺎﯾﺪ از ﺗﻮ ﻋﺬرﺧﻮاﻫﯽ ﮐﻨﻢ ﻧﻪ ﺗﻮ.
-ﭼﺮا؟
-از رﻓﺘﺎر اﻗﺎم ﻧﺎراﺣﺖ ﺷﺪی؟
-ﻧﻪ ﭼﺮا ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎراﺣﺖ ﺑﺸﻢ؟
-اﻗﺎم ﻫﻤﯿﻨﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮره ﻫﻤﻪ دوﺳﺘﺎﻣﻮ ﮐﻨﺘﺮل ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ دﻗﯿﻘﺎ ﺑﺪوﻧﻢ ﺑﺎ ﮐﯽ رﻓﺖ و اﻣﺪ ﻣﯿﮑﻨﯽ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ رﻓﺘﺎرش ﺟﻠﻮی رﻓﯿﻘﺎم ﺿﺎﯾﻊ ﻣﯿﺸﻢ. ﻫﻤﻪ ﺷﻮن ﺑﻌﺪ از اﯾﻨﮑﻪ ﯾﮑﯽ دو ﺑﺎر اﻗﺎم رو دﯾﺪن رﻓﺘﻦ و ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺷﻮن رو ﻧﮕﺎه ﻧﮑﺮدن. ﺗﻮ ﻫﻢ وﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ دوﺑﺎر ﺑﺎ اﻗﺎم روﺑﺮو ﺑﺸﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﯽ و ﻣﯿﺮی.
-درﺑﺎره ﻣﻦ اﯾﻨﺠﻮری ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ رﻓﺎﻗﺘﻤﻮن ﺑﺮام ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ارزﺷﻪ.