جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

دست‌های نیاز آلود



دست‌های نیاز آلود


عشق مُرد –

فریادت را در تنگنای کدامین بهانه حبس کرده‌ای؟

نگاه ترک خورده‌ات به کدامین خاطره‌ی گنگ خیره مانده است؟

و دست‌هایت در حرارت باور کدامین دست‌های نیاز آلود

این چنین یخ زده‌اند؟

تا کی سکوت سنگین نگاهت را بر ترانه‌های بیهده‌ی زاییده از قلمت

آوار می‌کنی؟


به بودن فکر کن!

اینجا

جای ماندن نیست



نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»


#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی




اینا رو خوندم




The Descent of the Demonic Master - Chapter 110 ~ 120

Black Clover - Chapter 321 ~ 322

Dungeon Reset - Chapter 108

Overgeared (Team Argo) - Chapter 112

Tomb Raider King - Chapter 218 ~ 220

Legend of the Northern Blade - Chapter 116 ~ 118

The Great Mage Returns After 4000 Years. - Chapter 109 ~ 113

Prime Minister in Disguise - Chapter 91 ~ 94

The Croaking - Chapter 59

Eleceed - Chapter 179

One Punch Man - Chapter 151

Tales of Demons and Gods - Chapter 364.5

Second Life Ranker - Chapter 106 ~ 108

Beastars - Chapter 94 ~ 95

Tower Of God - Chapter 520 ~ 522

19Days - Chapter 201

One Piece - Chapter 1039

Watashi ga Motete Dousunda (Kiss Him, Not Me) - Chapter 25 ~ 32

7Fates Chakho - Chapter 03 ~ 04

Boku no Hero Academia - Chapter 298 ~ 306

Trash of the Count’s Family - Chapter 57 ~ 61


Dear Door - Chapter 51 ~ 52

1305 - Chapter 25 ~ 26

Bromance - Chapter 65 ~ 66

Dangerous Convenience Store - Chapter 58.2 ~ 58.3

Absolute Control - Chapter 40

On or Off - Chapter 88

Angel Love - Chapter 44 ~ 45

A Physiacl Education - Chapter 28 ~ 33

No Way Vampires don't Exist - Chapter 07 ~ 13

Fate Makes no Mistakes - Chapter 44

My Suha - Chapter 25 ~ 37

Shutline - Chapter 29 ~ 30

Seeing Double - Chapter 39 ~ 42

Anaerobic Love - Chapter 66

ENNEAD - Chapter 93 ~ 95

Willow Love Story - Chapter 26

The Prince And His Mischievous One - Chapter 63 ~ 67

Mad Place - Chapter 18 ~ 19

Salad Days - Chapter 80

When The Yakuza Falls In Love - Chapter 37 ~ 41

Hold Me Tight - Chapter 71 ~ 72

Yours to Claim - Chapter 61 ~ 62

Cherry Blossoms After winter - Chapter 136 ~ 137

A Dead Crow's Stare - Chapter 29 ~ 30

Heat and Run - Chapter 53

The Titan's Bride - Chapter 39 ~ 41

Wish Me Love - Chapter 56 ~ 58

Bloody Taboo - Chapter 86 ~ 90

Ace of Diamond - dj: Halloween Engage [OneShot-Yaoi]

Dame Sugiru Shachou ha Mesuiki Shinaito Manzoku Shinai [OneShot-Yaoi]

Kamisama wa xx ga [OneShot-Yaoi]

Kemonoⅿichi wo Tadotte [OneShot-Yaoi]

Koyu Ganbou Hanashi [OneShot-Yaoi]

Koi Duru Apron [OneShot-Yaoi]

Naruse Akira to Ikkai ya Retara Ore wa Mou Shinde Mo Li  - Chapter 01 ~ 19 [END]

Berserk-dj: Heartache - Chapter 01 ~ 03 [END]

Unromantic - Chapter 61 ~ 64 [END]

Secret xxx - Chapter 01 ~ 04.5 [END]

Deliverance of the Counterattack - Chapter 01 ~ 101 (دور تکرار)

Dear Benjamin - Chapter 00 ~ 45 (دور تکرار)

Honto Yajuu - Chapter 01 ~ 27b (دور تکرار)




اینا رو دیدم





Detective Conan - Police - EP1033 ~ 1036
Boruto - Naruto Next Generations - Ninja - EP230 ~ 232
One Piece - Pirate - EP1005 ~ 1006
[Korean Drama] Squid Game - Mystery - S01 - 9EP
[Korean Drama] Monster - Drama - EP01 ~ 16
Detective Conan - Police - EP609 ~ 625 (دور تکرار)


یک نوازش بی دریغ




یک نوازش بی دریغ

دست‌هایم را به مهتاب بسپار!
نمی‌خواهم در آخرین گام‌هایتان از تب یک نوازش بی دریغ
محروم بمانند

وقتی من
در انجماد نگاهش می‌سوزم
و او
در التهاب نگاهم یخ می‌زند
«فرصتی برای تازه شدن نیست»

دست‌هایم را به مهتاب بسپار!
به سقط آرزوها رسیده‌ایم
«تا مرگ فاصله‌ای نیست!»


نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است
شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»


#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی

دعا

 

 

دعا

 

وقتی دعا میکنی، دعای تو از این جهان خارج میشود و به جایی میرود که هیچ زمانی نیست.

دعایت به قبل از پیدایش عالم میرود.

دعایت به آنجا که دارند تقدیرت را مینویسند میرود.

و تقدیر نویس مهربان عالم تقدیرت را با توجه به دعایت مینویسد.  

 

- دکتر الهی قمشه ای -

در امتداد خیابانی که انتهایش به تو می‌رسید




در امتداد خیابانی که انتهایش به تو می‌رسید


بست و دو اردیبهشت

ساعت دو بعد از ظهر

و من ...

در امتداد خیابانی که انتهایش به تو می‌رسید

و آن لحظه‌های غریب ...

ثانیه‌ها می‌گذشتند

- نه – انگار می‌دویدند

- آنقدر سریع که حتی رد پایشان هم گم شده بود –


و از آن به بعد جغدهای شوم تنهایی صدایم را به یغما بردند

و دستانی یخ زده نگاهم را دریدند

از آن به بعد غرورها و تکبرها مغزم را مچاله کردند

و افکارم را به صلیب کشیدند


و از آن به بعد زندگیم فقط به وسعت ذره‌ای شده است

که در ته یک فنجان قهوه رسوب می‌کند




نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»



#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی


طرز تهیه ی سوپ مرغ خیلی تند با خامه!

 

 

 

طرز تهیه ی سوپ مرغ خیلی تند با خامه!

 

مواد لازم:

سینه مرغ 450 گرم (بدون پوست و استخوان، حبه شده)

پیاز 1 عدد (متوسط - خرد شده)

پودر سیر 1.5 قاشق چای خوری

روغن زیتون 1 قاشق غذاخوری

کنسرو لوبیا 2 عدد

آب مرغ 410 گرم

فلفل سبز 225 گرم (فلفل شیرین خرد شده)

نمک 1 قاشق چای خوری

زیره 1 قاشق چای خوری

پونه 1 قاشق چای خوری (خشک شده)

فلفل سیاه 1/2 قاشق چای خوری

فلفل قرمز 1/4 قاشق چای خوری

خامه ترش 1 فنجان

خامه 1/2 فنجان (خامه پر چرب زده شده)

 

طرز تهیه:

در یک ماهی تابه، مرغ را در روغن سرخ کرده، پیاز و پودر سیر را اضافه کرده و تفت دهید تا اینکه رنگ مرغ کمی عوض شود.سپس لوبیا، آب مرغ، فلفل سبز، نمک، زیره، پونه، فلفل سیاه و فلفل قرمز را اضافه کرده و آنها را به جوش آورید.

حرارت را کم کرده و بگذارید به مدت 30 دقیقه آرام بجوشد. سپس از روی حرارت بردارید و با خامه ترش و خامه مخلوط کنید و هم بزنید در صورت تمایل با گشنیز تزیین و سرو نمایید.

 

لینک مطلب

 

 

عمودی‌ترین نقطه‌ی شب





عمودی‌ترین نقطه‌ی شب


از فاصله‌ها که می‌گذرم

درست در عمودی‌ترین نقطه‌ی شب

که تمام آسمان با عمیق‌ترین سایه‌ها برخورد می‌کند

می‌ایستم

نفس می‌کشم

و این را می‌دانم که هنوز هم می‌شود بارید

آن هم برای مثل منی که از تمام یک پرواز

فقط آسمان را تجربه کرد

و بعد آنقدر در ارتفاع بی هایت غرق شد

که اگر دستش را – فقط دستش را –

بلند می‌کرد در نقره‌ای ماه حل می‌شد


- چه ادعای بزرگی!

«از فاصله‌ها که می‌گذرم»

از صحنه‌ی فاجعه، پریدن ممکن نیست

آن هم برای کسی که نقش اول را بازی می‌کند


این طرفها برای مرده‌ای که شاهدی نداشته باشد

از اشک هم دریغ خواهند کرد

- چه اهمیتی دارد –

تاریکی سر آغاز روشنایی‌هاست!

برای همان مرده‌ای که می‌ایستد

نفس می‌کشد

و هنوز هم نگاهش به ستاره‌هایی خیره مانده است

که با طلوع خورشید از چشم‌ها می‌افتند




نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است

شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»


#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی




آخه چه غلطی بکنم؟

سلام.

از ساعت ۱۴ تا حالا منتظرم سیستم روشن بشه.

ولی خب...

به نظرم امشب خبری از کامپیوتر نیست.

لعنتی...

اگه اون همه کلین با حجم زیاد دانلود نکرده بودم، به مسئول میزکارها می گفتم تا اطلاع ثانوی ادیت نمی کنم.

ولی اون همه کلین با حجم های بالا، خیلی حیف میشه.

برای همین چیزی نگفتم.

باید دید شرایط چی جوری میشه.

ایییشششششش 

حتی برای دیدن انیمه یا خوندن مانگا، باید سیستم روشن کنم و بریزم توی تبلت یا گوشی.

در حال حاضر مورد خاصی توی گوشی و تبلت ندارم.

آخه امشب بدون سیستم چه غلطی بکنم؟

اعصابم خط خطی شده!


دلم تنگ شده





دلم تنگ شده

بگذار دیگر هیچ کس به سراغمان نیاید
اصلاً بگذار خجالت بکشیم
دیگر چه فرقی می‌کند
- دلم تنگ شده –

دلم تنگ شده
برای همه‌ی چیزهایی که همه‌ی ما را آزار می‌داد

دلم تنگ شده
برای خوشی‌هایی که فکر می‌کردیم هیچ گاه تمام نمی‌شود

اینجا روزهایش غریبه‌اند
و شب‌ها آنقدر آسمان کوچک می‌شود
که حتی اگر بارها هم ستاره‌ها را بشمریم
باز خوابمان نمی‌برد

چقدر گفتم به پاکی عشقمان شک نکن!
می‌بینی، انگار همه منتظر رفتن تو بودند
تا ما را بدرقه کنند
و حالا هم همه منتظرند تو چشمانت را ببندی
تا به سوگ من بنشینند


نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است
شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی



همچنان منتظرم...

سلام.

تصمیم داشتم اگه حالم خوب بود، اولین کار، ادیت کردن باشه.

ولی همه چیز به هم ریخت.

بیشتر از دو ساعته منتظرم سیستم روشن بشه.

ولی فعلاً خبری نیست.

هی روزگار...



دور بشین. خاطرات پلید امروز، دور بشین!


اندراحوالات من

See the source image

خب عملاً از نظر جسمی اصلاً خوب نیستم.
بگذار تعریف کنم چی شد.
گفته بودم که دکتر دندان برای اسفند وقت داده؟
دیروز زنگ زدن، فلانی ساعت 16 اینجا باش.
حالا بماند چقدر شوکه شدم.
امروز ساعت 15:30 رفتیم درمانگاه. تا 16:30 که صدا کنن بروم داخل اتاق.
بگذار کلیه ی عملیات رو فاکتور بگیرم.
میخواهم از حافظه م حذفشون کنم.
فقط کلیت کار این که اون دندان محترم به همراه زیر لثه ش رو تراشید.
گفت لثه ت ضعیفه. التهاب لثه هم داری. وضع دندون خیلی خرابه. از همه طرف پوسیده.
دوبار مجبور شد رو متوقف کنه تا من یه خورده زنده بشم.
با دستم بال بال می زدم تا کار رو متوقف کنه.
دور بشین. خاطرات پلید امروز، دور بشین!
چشمام رو هم که بسته بودم. یه جورایی نیمه هوشیار بودم. فکر کنم.
یا از ترس این طوری شده بودم.
انگاری بیشتر از نیم ساعت کار طول کشید.
ولی واسه من که انگار یه عمری بود...
کار که تمام شد، گفت می تونی بلند بشی.
برو سرویس با آب سرد دهنت رو بشور. همه ی خون ها پاک بشه.
ولی من نتونستم. همین طوری دراز به دراز افتاده بودم.
صندلی رو زد از حالت خوابیده به حالت نشسته.
من سرم گیچ می رفت. کلا یه 5 دقیقه یی طول کشید که تونستم بلند بشم.
چند بار پرسید خوبی؟ چند بار هم دستیارها اومدن می پرسیدن خوبی؟ می تونی بلند بشی؟
یه وضع افتضاحی.
تونستم با سرعت لاکپشتی از صندلی بلند بشم. خداحافظی کنم. بیام بیرون اتاق.
از پله ها رفتم بالا، رفتم سرویس دهنم رو بشورم. یه پنج دقیقه طول کشید که دیگه همه ش خون نبود.
دیگه خون و آب قاطی بود.
مامانم اومده بود پشت درب میگفت حالت خوبه؟ 
خب من نمی تونستم حرف بزنم.
ساعت 18 بود که خونه بودیم.
لرز افتاده بودم توی تنم. کف اتاق افتادم و رفتم زیر پتو. 
هیچی هم نخوردم، حتی آب. دکتر گفت تا دو روز مسواک نزن.
امروز حتی داروهام رو نخوردم. 
ساعت 21 گذشته بود که یه استکان شیر ولرم با کیک خوردم. 
فکر می کنم امشب نمیشه نسکافه خورد. به خطرش نمی ارزه.
خودم میدونم زیادی حساس هستم. نیازی نیست بگی.
سیستم هم که اومدم، هیچ کاری نکردم. فقط یه قسمت سریال دیدم.
اون دندون محترم، عملاً فقط یه ذره ش مونده. همه ش رو تراشیده. گفت زیر لثه رو هم تراشیده.
الان یه برآمدگی سیاه رنگ توی دهنم جای اون دندون هست. که احتمالا باقی مانده ی دندان و اون پُر کرده های قبلی هست. 
نمی خواهم بهش فکر کنم.
ولی صدای اون دستگاه ها هنوز توی گوشم هست.
جلسه ی بعدی، دو هفته ی بعد هست. 
دو روزه که ادیت نکردم. بستگی داره فردا در چه شرایطی باشم که ادیت کنم.
ولی فعلا از نظر جسمی داغونم. یه عالمه خون هم از دست دادم.
بخواهم حساب کنم، روحی هم حال خوشی ندارم.
دور شین، دور شین، ای خاطرات پلید امروز، دور بشین.


نهایت شب



نهایت شب

ما هیچ گاه از نهایت شب حرف نزدیم
و در طول راه هیچ ستاره‌ای به مردمک چشممان گره نخورد
ما فقط توقع داشتیم
عصرهای جمعه از آسمان باران ببارد
و شب‌های سه شنبه یک آسمان ستاره
ولی حتی به این فکر نکردیم
که چرا آفتابگردان‌ها نگاهشا را از خورشید بر نمی‌دارند!

ما هیچ گاه از هم نپرسیدیم
که چرا در تقویم‌هایمان فقط چهارده فوریه
خط می‌خورد
و ما هم باید
سیصد و شصت و پنج روز منتظر بمانیم
تا به هم تبریک بگوییم

ما هیچ گاه نفهمیدیم
که چرا برای گفتن کم می‌آوریم
و یا چرا نمی‌گذاریم
از هم آغوشی نگاهمان
پوست چشمانمان ملتهب شود

بیا قبول کنیم
می‌شد بهتر از این باشد

ما به هم
به خودمان
به خدامان
بد کردیم!


نام مجوعه شعر: صدای پای سکوتت چقدر غمگین است
شاعر: اشرف اسماعیلی باغسنگانی «ترانه»

#شعر #صدای_پای_سکوتت_چقدر_غمگین_است #اشرف_اسماعیلی_باغسنگانی



بر صلیب



بر صلیب

بر صلیبم، 
میخکوب!
خون چکد از پیکرم، محکوم ِ باورهای خویش.
بوده ام دیروز هم آگاه، از فردای خویش.
مهرورزی کم گناهی نیست! می دانم.
سزاوارم، رواست.
آنچه بر من می رسد، زین ناسزاتر هم سزاست
در گذرگاهی که زور و دشمنی فرمانرواست.
*
مهرورزی کم گناهی نیست!
کم گناهی نیست عمری، عشق را،
چون برترین اعجاز، باور داشتن.
پرچم این آرمان پاک را 
در جهان افراشتن.
پاسخ آن، این زمان :
تن فرو آویخته!
با نای ِ بی آوای خویش!
*
ساقه ی نیلوفری رویید در مرداب ِ زهر!
ای همه گل های عطر آگین ِ رنگین!
این جسارت را ببخشایید بر او،
این جسارت را ببخشایید!
جرم نا بخشودنی این است :
« ننشستی چرا بر جای خویش ؟ »
*
جای من بالای این دار است با این تاج ِ خار!
در گذرگاه ِ شما،
این تاج، تاج ِ افتخار.
جای من، تا ساعتی دیگر، ازین دنیا جداست،
جای من دور از تباهی های دنیای شماست؛
ای همه رقصان!
درون قصر ِ باورهای خویش!

فریدون مشیری





بعد از من



بعد از من


مرا عمری به دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس 
که سطری هم از این دفتر نخواندی


گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکی هم فشاندی 
گذشت از من ، ولی آخر نگفتی 
که بعد از من به امید که ماندی ؟

فریدون مشیری

名探偵コナン 第01-101巻 [Detective Conan vol 01-101]

名探偵コナン 第01-101巻 [Detective Conan vol 01-101]


名探偵コナン zip
名探偵コナン rar
名探偵コナン raw
名探偵コナン dl
名探偵コナン torrent

Title : 名探偵コナン 第01-101巻 [Detective Conan vol 01-101]
Associated Names
(一般コミック)[青山剛昌] 名探偵コナン
名偵探柯南
名探偵コナン
명탐정 코난
Case Closed
Détective Conan (French)

sakurafile.com


#Manga #Detevtive_Conan
#زبان_اصلی

لبخند چشم تو



لبخند چشم تو



تنها دلیل من که خدا هست و،

این جهان

زیباست،

وین حیات عزیز و گرانبهاست؛

لبخند ِ چشم توست!

هر چند با تبسم شیرینت،

آن چنان

ز خویش می روم،

که نمی بینمش درست!


*


لبخند چشم تو

در چشم من، وجود خدا را

آواز می دهد.



در جسم من، تمامی روح حیات را

پرواز می دهد



جان مرا، - که دوریت از من گرفته است –

شیرین و خوش،

دوباره به من باز می دهد.


- فریدون مشیری -

پنجره‌ای سرخ



پنجره‌ای سرخ


از پنجره‌ای سرخ پر از پروازیم

وقتی که به چشمان تو می‌پردازیم

یک قطره از آسمان چشمت کافی‌ست

گر معتقد ِ اصالت ایجازیم



#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی


ای زخم





ای زخم

چه بوی آشنایی داری ای زخم
چه درد با صفایی داری ای زخم
زبان دردهایت چون غزل آه ...
عجب حال و هوایی داری ای زخم


#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی

دریا




دریا

از جزر تو با عالم بالا دریا!
ای غرق شما شد آسمان‌ها دریا!
از داغ تو هر شقایقی می‌خشکد
در تشنگی محض تو دریا دریا

#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی