
بر آن درمان هست
تا هست در این زمانهات انسان هست
دردی هم اگر هست بر آن درمان هست
اینجا عطش جاده غنیمت دارد
آن قدر که لب تر بکنی باران هست
#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی

Kaguya-sama wa Kokurasetai?: Tensaitachi no Renai Zunousen - Comedy - S02 - 12EP
Given Movie - Shounen-Ai - Movie - 1EP
number24 - Sport - 12EP
number24 Recap - Sport - Special - 1EP
[TV Show] The Rookie - Police - S02 - 20EP
[Chinese Drama] Dance of the Phoenix - Wuxia - 30EP
* فکر کنم Wuxia مربوط به تهذیبگری و اینا بود.


با تو
در قصهی تو ردّ شقایق دیدم
جز آب به لبهات موافق دیدم
وقتی که بلا «با تو» به پایان آمد
آن وقت تو را بر همه لایق دیدم
#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی








آشنایان غریب 1
ای تمام مهربانیها بخند
آسمان آسمانیها بخند
چشمهساران پر از جوش و خروش!
یک همین امشب صدایم را بنوش
جویبار باغ از سیلابهاست
باغها در انحصار قابهاست
باغبان از بت شکن چیزی بگو
شاخهی هرزم به من چیزی بگو
ما که بیمار تب و تابیم آی ...!
گرچه بیداریم در خوابیم آی ...!
وحشت و غربت غم و بیداد شد
کوله بار من نصیب باد شد
جلوهگاه صبحگاه کبریا
ای رکابت شاهراه کبریا
خنده کن ای وسعت اردیبهشت
آیت حقّی، نشانی از بهشت
غربتت از زخمهای تازه نیست
کیستی تو، غم در این اندازه نیست
شرم میگیرد تمامم را به اشک
آتشی در شعر میافتد ز رشک
نیست در اندازهی من نام تو
این که چرخ عشق گشته رام تو
در شکوه عشق خندانی به رزم
از غروب و درد نالانی به بزم
عشق هم در غبطهی آن قامت است
وحشت از نام تو هم در وحشت است
علت باران شکوه سبز توست
ابتدای عاشقی از مرز توست
آنک آنک عاشقانه میشوم
در تمام خود زبانه میشوم
اینک اینک شعلههای آتشم
مثل پروانه سرای آتشم
باز آیی و سر و دامان دشت
باز قرآن و سر نی زارها
آه تو باران عطش افزایش عشق
آه! می سوزد تو را نی زارها
*
ای تمام مهربانیها بخند
آسمان آسمانیها بخند
با تمام تشنگی گل میکنیم
ما زمستان را تحمل میکنیم
#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی
سلام.
هی روزگار...
چی بگم آخه؟!
-------------
دیشب ساعت ۱۹ گذشته بود، سیستم خودش زنده شد.
تونستم روشن کنم.
فلاش وصل کردم، همه ی فایل های جدید رو منتقل کردم.
------------
امروز ظهر هم بدون مشکل روشن شد.
------------
ولی الان که دوباره می خوام بروم سیستم، روشن نمیشه.
از دیشب هم یه سری فایل حجیم گرفته بودم.
چند صفحه ادیت کرده بودم.
و...
اینا رو هنوز منتقل نکرده بودم به فلاش.
که دوباره سیستم دچار کُما شد!
-----------
مشکل یا از پاور سیستم هست یا مادربرد.
آخه سیستم قشنگم ، برای چی با من اینطوری می کنی!
------------
کامپیوتر قشنگم.
تو رو خدا برگرد.
من بدون تو چی کار بکنم آخه!
سلام.
همممممممم.
میشه گفت خیلی غمگین، ناراحت و افسرده هستم.
نیم ساعت است دارم تلاش میکنم سیستم رو روشن کنم.
ولی روشن نمیشه.
نمیدونم چی کار کنم.
فکرم خسته شده.
یه سری چپتر آماده برای آپلود داشتم.
یه عالمه فایل جدید این چند شب دانلود کرده بودم.
هنوز همه ش توی کامپیوتر است.
آخه سیستم قشنگم ، چرا همچین کاری با من می کنی؟
نکنه واقعا سوخته باشه.
یه بار دیگه هم اینطوری شده بود.
ولی خود به خود، درست شد.
الان هم منتظر هستم خود به خود درست بشه.
من سیستم قشنگم رو می خوام.
اگه یه وقت روشن نشه چی؟
من چه خاکی بر سرم کنم؟ هان؟

Gigi Finizio - Scacco Matto
Artista: Gigi Finizio
Album: Il Cuore Nel Caffè
Pubblicazione: 2006
Genere: Pop
...
Quando la notte ti incendia la mente
e un pensiero non spegne il ricordo
e marcia sul cuore un amico potente
la tua solitudine sarà un antico presagio che ormai ha già cambiato il tempo
non mi troverai
وقتی که شب، فکر و ذهنت را می سوزاند و یک فکر، آتش خاطره را خاموش نمی کند و دوستی بسیار نزدیک روی قلب قدم می گذارد
تنهایی با فکر تو مثل یک فال قدیمی خواهد بود که زمان را تغییر داده و می گوید: مرا پیدا نخواهی کرد
mentre l'aurora scolora e il sole si sporge
attraverso le dune
sfiorando la traccia di un corpo di donna
ormai invalicabile
sarà questione di telepatia
se quotidianamente come un ponte
mi congiunge con la mente tua
وقتی که طلوع رنگ می بازد و شن های روان خورشید را محو می کنند، شکل جسم زنی نفوذ ناپذیر به تصویر کشیده می شود
شاید بخاطر ارتباط ذهن ها باشد که هر روز مثل پلی مرا به ذهنت وصل می کند
non odiarmi mai
se tu mi penserai
io proverò a raggiungerti
con la mia fantasia
no non odiarmi mai
sai che mi soffrirei
tu dama irragiungibile
dai scacco matto e via
از من متنفر مباش
اگر به من فکر کنی من هم سعی می کنم تا در خیالم به تو برسم
نه، از من متنفر مباش
می دانی که زجرم می دهد
تو زنی غیر قابل دستیافتن هستی
و مرا کیش و مات می کنی و می روی
Sei come un filtro di luce
che tra fessure diventa fuggente
mi passa vicino ma so che toccarlo
diventa inpossibile
ma attraversando la bianca follia
della tua indifferenza
la distanza si dimezza
e mi mancherai
تو مثل فیلتر نوری هستی که از شکاف هایش نور بیرون می زند
به تو نزدیک می شوم اما می دانم که لمس کردنت غیرممکن است
اما گذر از این دیوانگی که بخاطر بی تفاوتی تو است فاصله را نصف می کند و دلم برایت تنگ میشود
non odiarmi mai
se tu mi penserai
io proverò a raggiungerti
con la mia fantasia
no non odiarmi mai
sai che mi soffrirei
tu dama irragiungibile
dai scacco matto e via
no non odiarmi mai
از من متنفر مباش
اگر به من فکر کنی من هم سعی می کنم تا در خیالم به تو برسم
نه، از من متنفر مباش
می دانی که زجرم می دهد
تو زنی غیر قابل دستیافتن هستی
و مرا کیش و مات می کنی و می روی
نه، از من متنفر مباش
مترجم: Arman // منبع: @canzoni_memorabili
آهنگ پایانی انیمه ی Mo Dao Zu Shi - فصل دوم
خاطراتم از میان بادهای سرد گذشته و به سراغم می آیند
گرفتار غبار میشوند، ابرها را کنار میزنم فقط برای اینکه مه را حس کنم
از میان نم نم سرد باران به دوردست ها مینگرم
غروب فرا رسیده، نمیتوانم مسیر خانه را ببینم
وقتی زمان مرگم فرا رسید از خواب گذشته ی خونینم بیدار شدم
اما با این حال از سرنوشتم گله نمیکنم
در میان غبار بی انتها، خیر و شر مسیرهای متفاوتی را طی میکنند
همانطور که شعری می سرایم جام شرابم را بالا میاورم
قلب ناآرامم رها نخواهد شد
بادی شدید خلاف جریان آب وزیدن میگیرد
هرج و مرج اطرافم شعله میکشد، گذشته ام را در غبار دفن میکند
مدام با خود تکرار میکنم "عدالت را در قلبت زنده نگه دار
روحیه نترسی همچنان پا بر جاست
نوای بی درنگ فلوت حکایتم را بازگو میکند