جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

جادوی ِ خاطرات

هر کسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

هوا روشن شده است



هوا روشن شده است

آرام پرده را بکش
شب بند آمده است
بیرون خبری نیست
* * * 
هوا روشن شده است

#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی



هر روز





هر روز


در تمامی جهات

با تمامی ابعاد

رفتارمان

دود می‌کند

*

حالا

در شهر فراگیر

همین نزدیک

بازار کیف و عروسک

مثل تنهایی

بد نیست

*

با این همه داغ

در باغ‌های بی سایه

تا خورشید

تحمل نمی‌کنم


#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی



Senpai ga Uzai Kouhai no Hanashi

 

 

 

Senpai ga Uzai Kouhai no Hanashi

 

نام انیمه: Senpai ga Uzai Kouhai no Hanashi

نام انیمه: 先輩がうざい後輩の話

نام انیمه: My Senpai is Annoying

ژانر: Comedy, Romance, Slice of Life

تاریخ پخش: پاییز 2021

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 12 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه

منبع: Manga

استودیو: Doga Kobo

کارگردان: Itou Ryouta

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

+ اطلاعات بیشتر در مورد انیمه

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود انیمه – هاردساب فارسی - پولی

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک فایل تورنت (MKV, 1080P, EN Sub, 13.1GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, BDRip, 1080P, EN Sub, 4.7GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, WebRip, 1080P, EN Sub, 3.4GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, EN Sub, 7.4GB)

 

 

خلاصه داستان (منبع)

At a certain trading company, saleswoman Futaba Igarashi has managed to hold her respectable job for almost two years thanks to the guidance of her senior coworker—Harumi Takeda. However, due to Igarashi's short stature, Takeda often teases her and treats her like a kid, leaving Igarashi constantly annoyed by his antics.

Despite this, Igarashi notices Takeda's reliability as he is always ready to help whenever something at their workplace goes awry. As Igarashi and Takeda spend more time together, their relationship soon develops further than simply being coworkers at the office.

Senpai ga Uzai Kouhai no Hanashi was released on Blu-ray from November 24, 2021 to February 23, 2022.

 

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

شغل جدیدِ ایگاراشی فوتابا عالی می‌بود اگر سنپای‌ـِش تاکِدا هارومی انقدر اعصاب خوردکن نبود! فوتابا از خنده‌ی اون بدش میاد، از اینکه انقدر هیکلی و بزرگه متنفره، و واقعاٌ از این متنفره که اون (سنپایش) باهاش عین یه بچه رفتار می‌کنه. فقط چون فوتابا قد کوتاه و جوان‌ـه به این معنی نیست که یه بچه‌س؛ و چون زمان زیادی رو با تاکدا می‌گذرونه به این معنی نیست که اون‌ـو چیزی بیشتر از یه سنپای روی مخ می‌بینه... یا نکنه (اون‌ـو جوری دیگه‌ای) می‌بینه؟

 

 

 

Sankaku Mado no Sotogawa wa Yoru

 

 

خب بگذار هشدار بدهم.

یه وقت این رو توی تاریکی یا در شب تماشا نکنی هاااا!

گفته باشم!

مثل ِ من نباش. قبل از خواب نگاه نکن! باشه؟

یه انیمهی تاریک حساب میشه.

نفرین، تسخیر شدگی، قتل، خودکشی و ...

داستان ترسناک و جذابی داره!

بسیار راضی بودم.

 

 

See the source image


Sankaku Mado no Sotogawa wa Yoru

 

نام انیمه: Sankaku Mado no Sotogawa wa Yoru

نام انیمه: さんかく窓の外側は夜

نام انیمه: The Night Beyond the Tricornered Window

نام انیمه: شبی فرای شیشه سه ضلعی

ژانر: Drama, Horror, Mystery, Supernatural

تاریخ پخش: پاییز 2021

وضعیت: تمام شده

تعداد قسمت‌ها: 12 قسمت

مدت زمان هر قسمت: 23 دقیقه

منبع: Manga

استودیو: Zero-G

کارگردان: Iwanaga Daiji

زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد

+ اطلاعات بیشتر در مورد انیمه

+ لینک دانلود انیمه

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک دانلود زیرنویس فارسی

+ لینک فایل تورنت (MKV, 1080P, EN Sub, 16.2GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 720P, EN Sub, 8.2GB)

+ لینک فایل تورنت (MKV, 480P, EN Sub, 4.2GB)

 

 

 

خلاصه داستان (منبع)

Kousuke Mikado has been able to see spirits for as long as he can remember. Extremely terrified of them, he tries to suppress his ability by wearing glasses. One day, while working at a bookstore, he catches the attention of Rihito Hiyakawa, an eccentric medium who is convinced that they were destined to meet each other.

Thanks to Hiyakawa's antics, Mikado is thrust into the world of the paranormal, with the former promising that he will shed his fears if Mikado stays with him. As they continue to work together, the two discover a series of malicious curses that all point to the same name—"Erika Hiura." What is this person's goal, and how do they connect with Mikado and Hiyakawa?

 

 

خلاصه داستان (منبع)

یک کارمند خجالتی کتاب فروشی که توانایی اینو داره که ارواح و اجنه رو ببینه، توانایی که آرزو می‌کنه متعلق به اون نبود. از اونجایی که معمولا چیزایی که می‌بینه اونو به وحشت می‌ندازه، ریهیتو هیاکاوا؛ یک جن‌گیر که همون قدر که قدرت فراطبیعی بالایی داره، از لحاظ آداب اجتماعی ضعف داره و انگار از هیچ چیز فانی یا غیرفانی نمی‌ترسه. این زوج عجیب کنار هم میان تا معماهای عجیبی که سر راهشون سبز میشه رو حل کنند. گرچه، روش‌های کارشون ممکنه کاملا ایمن نباشه!

 

 

 

 

از طلوع



از طلوع


یک روز آغاز می‌شوی

طلوع می‌کنی

با شاخه‌های گرم در وسعتی بلند

بیش تر و

بالاتر

که می‌درخشی

شب است که به قصدت

کمر می‌بندد

خیلی طول نمی‌کشد

خیلی طول نمی‌کشد و

غروب می‌کنی

شب می‌شود

آن گاه مجلس رقیبان گرم است

با سوسوی تُرد و شکننده‌شان

در سکوتی پوچ و سماعی هرز

*

روز را در شب مچاله کرده است

بی رمق از خویش می‌گذرد

در رقّتی دُشخوار

*

عابری

پس مانده‌های روز را

از زیر پای خفاشی بر می‌دارد

که چشم‌هایش را هر صبح

از دست آفتاب سرمه می‌کشد.



#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی



دریا



دریا

آرزوهای سراب
دشت، صحرا بود و آب
جست و جو کردیم آب
آرزو کردیم آب
چشمه‌ای جویی نبود
آسمان بود و کبود
دور دست و موج موج
تشنگی تا بام اوج
در خطرها سوختیم
مثل مولا سوختیم
در جگرهامان عطش
ریشه زد تا سوختیم
دست افشان شعله سان
تا سراپا سوختیم
در خیال بوسه‌های خیس دریا سوختیم
بس که وا دریا زدیم
عین دریا آمدیم
آنچنان م من در او
«من» کجایم؟ «او» بگو
هیچ ... مولانا شدیم
ما خود ِ دریا شدیم
هان مسیر از سوی ماست
اصل مقصد کوی ماست

#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی


خاطره‌ی بیست و پنجم




خاطره‌ی بیست و پنجم

(برای حلبچه)


پاک کنی روی زمین بود

آن را برداشتم

به هوا پرتاب کردم

وقتی که فرود آمد

واژه‌های هوا پاک شدند

کلمات زندگی

روی نردبان شب

آبشار، آبشار

- سرد –

چون موزاییک

کف پوش حیاط می‌شوند

*

در مرثیه‌ی سکوت و

باد

واژه‌های مرگ

- هلهله کنان –

از نردبان صبح بالا می‌رفتند

*

آن بالا

شرمگین می‌تابد

آفتاب ناگزیر


#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی


یه عالمه دانلود دارم


یوهاهاها

با توجه به این که بسته شبانه گرفتم.

یک ماه تمام، شب تا صبح فقط دانلود می کنم.

سیستم رو تا جایی که شد خالی کردم. که بتونم دانلود کنم.

هر چند شب یک بار هم باید فلاش و هارد وصل کنم.

فایل ها رو منتقل کنم.


تصمیم گرفتم که ویندوز 11 هر دو نسخه (اصلی و آنلاک) رو دانلود کنم.

باید اون سریال جدید کره ای که خیلی حرفش شده، بازی مرکب، این رو هم بگیرم.

انیمه های فصلی، از بهار 2021 باید اینا رو هم شروع کنم به دانلود.

یه عالمه فایل باید دانلود کنم.

تازه یه سری بازی و برنامه اندروید هم هست که باید ورژن جدید بگیرم.

فایل ش رو داشته باشم که هر دفعه بتونم روی گوشی یا تبلت نصب کنم.

من که عادت دارم یه بازی خسته شدم، حذف کنم، مجبور نباشم یه ماه بعدش دوباره دانلود کنم.

فایلش هست. فقط نصب می کنم.


دوباره سیمز گرفتم



یه مدت بود که میخواستم بازی The Sims 4 نسخه ی FirGril رو پیدا و دانلود کنم.

اینی که خودم دو سال قبل گرفتم، نسخه ی Codex هست.

کاملا اتفاقی یه فایل تورنت دیدم که 3000 سید داشت. 

گفتم باشه. 

برداشتم بسته ی نامحدود گرفتم.

هر چی انیمه / مانگا / فایل ... هر چی که از هارد اکسترنال ریخته بودم روی سیستم، همه رو حذف کردم.

تا فضا باز بشه برای یک ماه دانلود. 

و درسته که هارد اکسترنال شاید جا نداشته باشه، ولی هنوز فلاش 64 گیگ دارم.

یه کاریش می کنم.


از دیشب شروع کردم.

تا صبح دانلود بازی تمام شد.

یوهاهاهاها


ظهری که اومدم سیستم، نتونستم نصب کنم.

یه فایل Setup.exe داره، سه تا فایل با پسوند bin. نمیدونم اینا رو چی کار کنم.

روی Setup که می زنم، به مرحله ی نصب که می رسه، پیغام خطا میده.

میگه فایل ها نیست و ...

نمی تونه این فایل های bin رو شناسایی کنه.

شاید هم جور دیگه یی باید کار کرد.

در کل، بلد نیستم این مدلی بازی رو نصب کنم.

باید بگردم ببینم چی جوری میشه این رو نصب کرد.


این بازی ورژن 1.77.131.1030 هست، طبق نوشته ها، جدیدترین آپدیت بازی هست.

همه چی رو هم داره.

فقط باید بتونم نصب کنم.



آخه چرا




چند روز پیش خانواده گفت سیستم ت رو بده به ما.

من هم از خدا خواسته، گفتم یه 50 میلیون به من بدین، سیستم جدید بگیرم.

باشه.

نمیدونم چرا چپ چپ نگاه می کردن!


سکته ناقص



همممم
یه عالمه حرف دارم که بگم.
به صورت خلاصه توضیحات میدم.

خب دیروز برداشتم کیس رو باز کردم که تمیز کنم.
با فشار قوی باد.
همه ی تار عنکبوت ها حذف شدن.
ولی نه این که یه نموره باد می اومد، هر چی این تار عنکبوت ها بود، به جای این که توی بالکن بره، بر میگشت توی اتاق خودم.

به هرحال، کیس رو تمیز کردم. دستمال کشیدم. کابل ها رو تمیز کردم.
همه چی رو وصل کردم.

چقدر تازگی ها کیس تمیز کردن سخت شده. زورم نمی رسید کیس رو بلند کنم.
خیلی داغون شدم.

داشتم می گفتم.
بعد از تمام شدن کار، وصل کردن برق، زدن دکمه ی روی پاور، اومدم کیس رو روشن کنم.
هاااااا
چی شد؟
اصلا به روی خودش نیاورد!
هیچی به هیچی!
کیس روشن نشد!
انگاری بهش برق نرسه، چون چراغ قرمز ماوس هم روشن نشد.

من رو میگی، سکته ناقص زدم.
شونصد بار دکمه ی روی پاور رو زدم. فایده نداشت.
کابل برق رو با کابل مانیتور عوض کردم.
فایده نداشت...

همین طوری مونده بودم چه خاکی بر سرم بریزم.
یه نیم ساعتی گذشت...
دوباره دکمه ی کیس رو زدم، روشن شد!
روشن شد!
خدااااااااااااااااااااااااا

من رسما سکته ی ناقص رو زدم.

گفتم بگذار تا سیستم روشن شده، هر چی فایل های جدید دارم، منتقل کنم.
برداشتم فلاش ها رو وصل کردم، هر چی فایل جدید بود کپی کردم.
یه چند ساعتی طول کشید.

ادیت هم نکردم.

شرایطی مثل دیروز میشه، یادم میافته که سیستم من، عمرش رو کرده.
یادم می افته چرا دنبال یه سیستم جدید (یا لپتاپ جدید) هستم.

داشتم تفکرات می کردم. دیدم برای یکی مثل من، خرید لپتاپ خیلی راحت تره.
دردسر خیلی کمتری هم داره.
به نظر میاد دیگه زورم نمی رسه یه کیس رو بلند کنم که باز کنم و تمیز کنم.
یا دنبال قطعات مختلف باشم.
دیدم همه چی لپتاپ راحت تره. به جزء همون که قابل ارتقاء نیست.

او همه‌ی باغ بود




او همه‌ی باغ بود


روی یک رشته خیال نشسته است

ننشسته است در جریان است

در جریان نیست نظاره گر جریانی ست

بی خیال به خدش تکیه داده است

تکیه نداده است آویزان است

ساکت است مثل درخت‌ها اما رشد نمی‌کند

تحلیل می‌رود

مثل این که با کسی حرف می‌زند

نه!

انگار دارد به کسی گوش می‌دهد

در ازدحام باغ و برگ

مثل برگی رها مثل شاخه‌ای بریده

بریده است از چیزی، تکیده است در چیزی

او درخت بی برگ است نه! او برگ بی درخت است

نه! اصلا ً درخت است علت درختان است

او باد است او باد نیست خالی شده است که پر است

*

در باغ است در باغ نیست، خودش باغ است

اما باغ نیست دنیایی ست

هست نیست

متهم است

مهتم به قتل خویش

فرار می‌کند از خویش / نه!

فرار نمی‌کند در جست و جوی خویش است

مرده

نفس می‌کشد

مرده است که می تواند نفس بکشد

بوی آشنایی می‌دهد

او رد ّ آشنایی ست

او ردّی آشناست

او ردّ آشناست

او تا اوست

او

اوست

او ...

*

او همه‌ی باغ بود دیروز اینجا بود

این جا چقدر خلوت است

این جا چقدر سرد است



#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی



شهید گمنام زنده



شهید گمنام زنده


هر روز 

با چشم‌هایی که می‌فهمند

با همین چشم‌ها

شهیدانی را بدرقه می‌کنم

شهیدانی زنده

فردا که مشعل معرکه

راه بیافتد

کسانی بدرقه‌اش را می‌سوزند

پا برهنگانی 

بی که بپرسند

بی که دیروز را برگردند

بی که فردایی را بیاندیشند

متاع دنیا را به عطایی می‌گذرند

که لقای عشق صید لاغرش باشد

*

امروز قبل از آغاز سرشماری

پلاکم را به آدرس

گرگ و میش‌های اروند

پُست می‌کنم


#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی




تاول


تاول

به تاریکی و سرما
تن داده اند
بی که بدانند
خورشید
هر بامداد
از خاکستر ردّپای تو بر می‌خیزد

#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی



شبتاب (دو)




شبتاب (دو)

شبتاب چراغش را
پشت سرش می‌گیرد.
برای کسانی که هیچ وقت
دنبالش راه نیفتادند

#شعر #سفر_سرخ #جبار_قدمی




او باشد، حتی با دیگری


او باشد، حتی با دیگری


او فهمیده بود که باید دوست داشت بی امید وصل!

باید عشق ورزید بی امید در برگرفتن معشوق،

دورادور باید دوستش داشت.

و از هر حرکتش به وجد آمد،

با هر پیروزی اش شاد شد،

هر گامش را بر زمین جشن گرفت.

هر لبخندش را به دیگران - حتی به رقیب - با نگاه نوشید.

هر کلامش را - حتی با دیگران - در پنهان ترین زوایه ی جان پنهان کرد!

اصلاً غنیمت دانست هر نفسش را در عالم،

که آری،

این معشوق من است که نفس می کشد!

این اوست که با هر نفسش جان می دهد به من!

او باشد، حتی با دیگری،

همین برای من کافی است!

احساس سنگینی اش بر کرهی خاکی،

احساس بودنش،

همین بزرگترین  غنیمت است برای من!


نویسنده: ؟؟؟


آهنگ پایانی فیلم انیمه یی Suzumiya Haruhi no Shoushitsu – 2010




آهنگ پایانی فیلم انیمه یی Suzumiya Haruhi no Shoushitsu – 2010

"آرزوی تو چیست؟" سوالی ست که من می پرسم
من به چیزی احتیاج ندارم "...این جواب دروغ نبود"
حتی در دنیایی ناپدید شده، جایی برای من خواهد بود
حتی برای من، که از آن مطلع نیست
ذهن من در جریان گذر زمان محبوس شده است
من آرزوی خودم را تکرار میکنم، تا زمانی که دوباره همدیگر را ببینیم
مرا فراموش نکن
بعد از گذشت تمام این روزها، تنها چیزی که برای من باقی مانده است
خاطراتم است، یا شاید آنها را نیز فراموش کرده ام؟
طولی نمیکشد که تمام دنیا در خواب فرو می رود
هر شخصی به سوی فردا می رود
دری که به سوی آینده ای معین باز میشود
حتی اگر آرزوی من برآورده نشود، مرا فراموش نکن
مرا فراموش نکن
حتی در دنیایی ناپدید شده، جایی برای من خواهد بود
حتی برای من، که از آن مطلع نیست
...تا زمانی که به یاد بیاورم



طرز تهیه ی رولت خامه ای


طرز تهیه ی رولت خامه ای

مواد لازم :
تخم مرغ ۶ عدد
شکر ۱۴۰ گرم
آرد ۱۵۰ گرم
وانیل ۱/۴ قاشق چایخوری
عسل ۱ قاشق سوپخوری
آب جوش ۳۰ میلی لیتر
خامه شیرین شده ۵۰۰ گرم

طرز تهیه:
۱- زرده تخم مرغ را به همراه نیمی از شکر با همزن بزنید سپس آب جوش و عسل را ترکیب کرده و اضافه کنید تا مخلوط کرم رنگ شود.
۲-سفیده تخم مرغ را با نیم دیگر شکر با همزن بزنید تا کاملا فرم بگیرد.
۳-سپس آرد الک شده و سفیده های تخم مرغ را به ترکیب زرده اضافه کنید.
۴-مایه کیک را به دو قسمت تقسیم کنید و نیمی از مواد را به رنگ قرمز و نیمی را سبز کنید.
۵-کف سینی ۳۰*۴۰ را با کاغذ روغنی بپوشانید و مایه سبز رنگ و قرمز را در کنار هم کف قالب پهن کنید.
۶- فر را از قبل با دمای ۱۷۵ درجه گرم کنید و قالب را در فر به مدت ۱۰ تا ۱۲قرار دهید.۵ دقیقه استراحت دهید تا کمی خنک شود سپس روی کاغذ روغنی که با پودر قند پوشانده اید برگردانید و رول کنید به مدت نیم ساعت در یخچال قرار دهید .
۷- رول را باز کرده با خامه فرم گرفته بپوشانید و مجدد رول کنید و در یخچال قرار دهید و بعد از یک ساعت برش دهید و سرو کنید.

منبع: @bekhanebarmigardim


Thegiornalisti - Dr. House



Thegiornalisti - Dr. House

Artista: Thegiornalisti
Album: Love
Pubblicazione: 2018
Genere: Pop

...
Ciao dottore, ti scrivo una lettera aperta
Se fossi donna ti vorrei sposare
Anche se fossi tua figlia mi andrebbe bene
Ciao dottore, vorrei essere come te ma mi manca il coraggio, l'intelligenza
E la paura di aggredire e di affondare

سلام دکتر برات یه نامه سرگشاده می نویسم
اگه زن بودی دلم می خواست تا باهات ازدواج کنم یا حتی اگه دخترت بودم هم خوب بود :)))
سلام دکتر دلم میخواد عین تو باشم ولی نه شهامت و هوش تو رو دارم، نه ترس از حمله کردن و غرق شدن رو

E non sto qui a dirti tutto quello che mi hai dato
Sarebbe inutile e superfluo
Ti voglio dire invece
Che dovresti essere reale
Perché gli uomini hanno bisogno di te

 و اینجا هم نیستم تا درباره چیزهایی که بهم دادی حرف بزنم چون بی نتیجه و زیادیه
در عوض دلم میخواد بهت بگم که ای کاش واقعی بودی چون مردها بهت نیاز دارن

Come ragioni, come ti muovi
Come tratti la vita e i pazienti
Come ti droghi
Come sei dipendente
Come ti guardi allo specchio
Come stai male, come stai male
Con quel bastone
Anche se ti dona

 به اینکه چطور فکر می کنی، چطور حرکت می کنی، چطور با زندگی و مریض هات طرف میشی و حتی اینکه چطوری نشئه میشی و چطور خمار میشی :)))
چطور توی آینه نگاه می کنی و مریض میشی
و اون عصایی که دستته و بهت میاد

Ciao dottore, vorrei essere come te
Ma mi manca il coraggio, l'intelligenza
Di fare il cazzo che mi pare
E non sto qui a dirti tutto quello che mi hai dato
Sarebbe inutile e superfluo
Ti voglio dire invece
Che dovresti essere reale
Perché gli uomini hanno bisogno di te

 سلام دکتر دلم میخواد عین تو باشم اما شهامت و هوش تو رو ندارم تا هر غلطی که میخوام بکنم
 و اینجا هم نیستم تا درباره چیزهایی که بهم دادی حرف بزنم چون بی نتیجه و زیادیه
در عوض دلم میخواد بهت بگم که ای کاش واقعی بودی چون مردها بهت نیاز دارن

Come ragioni, come ti muovi
Come tratti la vita e i pazienti
Come ti droghi
Come sei dipendente
Come ti guardi allo specchio
Come stai male, come stai male
Con quel bastone
Anche se ti dona

 به اینکه چطور فکر می کنی، چطور حرکت می کنی، چطور با زندگی و مریض هات طرف میشی و حتی اینکه چطوری نشئه میشی و چطور خمار میشی
چطور توی آینه نگاه می کنی و مریض میشی
و اون عصایی که دستته و بهت میاد

E forse cerco solo un padre
L'ho trovato in te
In Fantozzi, in Bud Spencer
In Terence Hill, in Verdone
In De Sica, in Leone
In Morricone e Tarantino
In Totò e Peppino
Nell'Orsa Maggiore
Le sette stelle di Okuto
Straniero bevuto
Sono stanco, è ora
Di andare a dormire

شاید دارم به دنبال یه پدر می گردم و اونو توی تو پیدا کردم
یا شایدم توی فنتوتزی، توی باد اسپنسر
توی ترنس هیل، توی وردونه
توی دسیکا، توی لئونه
توی موریکنه و ترنتینو
توی توتو و پپینو
توی خرس بزرگ
توی هفت ستاره اوکوتو و توی غریبه مست
من خستم و وقت اینه که برم بخوابم

E forse cerco solo un padre
L'ho trovato in te
In Fantozzi, in Bud Spencer
In Terence Hill, in Verdone
In De Sica, in Leone
In Morricone e Tarantino
In Totò e Peppino
Nell'Orsa Maggiore
Le sette stelle di Okuto
Straniero bevuto
Sono stanco, è ora
Di andare a dormire

شاید دارم به دنبال یه پدر می گردم و اونو توی تو پیدا کردم
یا شایدم توی فنتوتزی، توی باد اسپنسر
توی ترنس هیل، توی وردونه
توی دسیکا، توی لئونه
توی موریکنه و ترنتینو
توی توتو و پپینو
توی خرس بزرگ
توی هفت ستاره اوکوتو و توی غریبه مست
من خستم و وقت اینه که برم بخوابم

ترجمه: Arman // منبع: @canzoni_memorabili

#Lyrics #Thegiornalisti

آهنگ شروع انیمه‌ی Dororo

 

 

 

آهنگ شروع انیمه‌ی Dororo

 

این دنیای خیانت بار

از درون به جوش میاد

آرامش وجودم را به هم می ریزد

تورمی که از سرخی به سیاهی می زند

تا وقتی که جای آفتاب سوختگی پوست می سوزد

نوری هست که در اعماق تاریکی می جوشد

تائید صداهای هم از راه دور

انگار با سرانگشت خیس ضربه بزنی

می خوام یه روزی لمست کنم

نوری در اعماق تاریکی وجود دارد

تائید صداهای هم از راه دور

انگار با سرانگشت خیس ضربه بزنی

می خوام یه روزی لمست کنم